فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد4

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

جنایت تهمت

تهمت زدن به بیگناه از زشتترین کارهائی است که اسلام آن را به شدت محکوم ساخته است، آیه فوق و روایات متعدد اسلامی که درباره این موضوع وارد شده نظر اسلام را در این زمینه روشن می سازد، امام صادق (علیه السلام) از حکیمی چنین نقل میکند:

البهتان علی البری ء اثقل من جبال راسیات:

تهمت زدن به بیگناه از کوههای عظیم نیز سنگین تر است!**سفینه البحار جلد اول ماده بهت.***

تهمت زدن به افراد بیگناه با روح ایمان سازگار نیست چنانکه از امام صادق (علیه السلام) نقل شده:

(اذا اتهم المؤمن اخاه انماث الایمان فی قلبه کما ینماث الملح فی الماء)

کسی که برادر مسلمانش را متهم کند، ایمان در قلب او ذوب میشود همانند ذوب شدن نمک در آب!**اصول کافی جلد دوم صفحه 269 _ باب التهمه و سوء الظن.***

در حقیقت بهتان و تهمت، بدترین انواع دروغ و کذب است، زیرا هم مفاسد عظیم کذب را دارد، و هم زیانهای غیبت، و هم بدترین نوع ظلم و ستم است، و لذا از پیامبر اسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) نقل شده که فرمود:

من بهت مؤمنا او مؤمنة او قال فیهما ما لیس فیه اقامه الله تعالی یوم القیامة علی تل من نار حتی یخرج مما قاله:

کسی که به مرد یا زن با ایمان تهمت بزند و یا درباره او چیزی بگوید.

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 121@@@

که در او نیست، خداوند در روز قیامت او را بر تلی از آتش قرار می دهد تا از مسئولیت آنچه گفته است در آید.**سفینه البحار جلد اول صفحه 111.***

در حقیقت رواج این کار ناجوانمردانه در یک محیط، سبب به هم ریختن نظام و عدالت اجتماعی و آلوده شدن حق به باطل و گرفتار شدن بیگناه و تبرئه گنهکار و از میان رفتن اعتماد عمومی می شود.

آیه: 113

آیه و ترجمه

وَ لَوْ لا فَضلُ اللَّهِ عَلَیْک وَ رَحْمَتُهُ لهََمَّت طائفَةٌ مِّنْهُمْ أَن یُضِلُّوک وَ مَا یُضِلُّونَ إِلا أَنفُسهُمْ وَ مَا یَضرُّونَک مِن شیْءٍ وَ أَنزَلَ اللَّهُ عَلَیْک الْکِتَب وَ الحِْکْمَةَ وَ عَلَّمَک مَا لَمْ تَکُن تَعْلَمُ وَ کانَ فَضلُ اللَّهِ عَلَیْک عَظِیماً(113)

ترجمه:

113 - اگر فضل و رحمت خدا شامل حال تو نبود طایفه ای از آنان تصمیم داشتند تو را گمراه کنند اما جز خودشان را گمراه نمی کنند و هیچگونه زیانی به تو نمی رسانند و خداوند کتاب و حکمت بر تو نازل کرد و آنچه را نمی دانستی به تو آموخت و فضل خدا بر تو بزرگ بود.

تفسیر:

این آیه اشاره به گوشه دیگری از حادثه بنی ابیرق است که در چند آیه قبل تحت عنوان شان نزول اشاره شد، آیه چنین می گوید: اگر فضل و رحمت پروردگار شامل حال تو نبود جمعی از منافقان یا مانند آنها تصمیم داشتند ترا از مسیر حق و عدالت، منحرف سازند، ولی لطف الهی شامل حال تو شد

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 122@@@

و تو را حفظ کرد.

(و لو لا فضل الله علیک و رحمته لهمت طائفة منهم ان یضلوک).

آنها می خواستند با متهم ساختن یک فرد بیگناه و سپس کشیدن پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) به این ماجرا، هم ضربه ای به شخصیت اجتماعی و معنوی پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) بزنند و هم اغراض سوء خود را درباره یک مسلمان بیگناه عملی سازند، ولی خداوندی که حافظ پیامبر خویش است، نقشه های آنها را نقش بر آب کرد. بعضی برای این آیه شان نزول دیگری ذکر کرده اند و آن اینکه هیئتی از طایفه بنی ثقیف خدمت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) آمده و گفتند ما با دو شرط با تو بیعت می کنیم نخست اینکه بتهای خود را با دست خود نشکنیم و دیگر اینکه بر ما مهلت دهی تا یک سال دیگر بت عزی را پرستش کنیم!، خداوند به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) خود دستور داد که در برابر پیشنهادهای آنها به هیچوجه انعطافی نشان ندهد، آیه فوق نازل شد و به پیامبر اعلام کرد که لطف خدا او را در برابر این وسوسه ها حفظ می کند.

سپس قرآن می گوید: اینها فقط خود را گمراه می کنند و هیچگونه زیان به تو نمیرسانند.

(و ما یضلون الا انفسهم و ما یضرونک من شی ء)

سرانجام علت مصونیت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) را از گمراهی و خطا و گناه، چنین بیان می کند که خدا، کتاب و حکمت بر تو نازل کرد و آنچه را نمی دانستی به تو آموخت.

(و انزل الله علیک الکتاب و الحکمة و علمک ما لم تکن تعلم).

و در پایان آیه میفرماید: فضل خداوند بر تو بسیار بزرگ بوده است

(و کان فضل الله علیک عظیما).

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 123@@@

سرچشمه معصوم بودن پیامبران

آیه فوق، از آیاتی است که اشاره بمسئله مصونیت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) از خطا و اشتباه و گناه میکند و می گوید: اگر امدادهای الهی شامل حال تو نبود تو را گمراه می ساختند ولی با وجود این امدادها قادر به این کار نخواهند بود و هیچگونه زیانی در این راه به تو نمی رسانند.

به این ترتیب خداوند برای اینکه پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) بتواند در هر چیز سرمشقی برای امت باشد و الگوئی برای نیکیها و خیرات گردد، و از عواقب دردناک لغزشهائی که ممکن است دامن یک رهبر بزرگ را بگیرد، برکنار باشد و امت از سرگردانی در مسئله اطاعت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) در امان باشند و گرفتار تضاد در میان اطاعت و عدم اطاعت نشوند پیامبر خود را در برابر خطا و گناه بیمه میکند تا اعتماد کامل مردم را که از نخستین شرطهای رهبری الهی است بخود جلب نماید.

و در ذیل آیه یکی از دلائل اساسی مسئله عصمت بطور اجمال آمده است و آن اینکه: خداوند علوم و دانشهائی به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) آموخته که در پرتو آن در برابر گناه و خطا بیمه می شود، زیرا علم و دانش (در مرحله نهائی) موجب عصمت است مثلا پزشکی که آب آلودهای را که به انواع میکربهای: وبا، مالاریا، و دهها بیماری خطرناک دیگر آلوده است و آن را در آزمایشگاه در زیر میکروسکوپ مطالعه کرده و اثر کشنده آن را به روشنی دریافته است، ممکن نیست از آن آب بنوشد، یعنی این علم به او مصونیت در برابر ارتکاب این عمل میدهد، در حالی که جهل به آن ممکن است موجب ارتکاب گردد.

همچنین سرچشمه بسیاری از اشتباهات جهل به مقدمات یا لوازم و عواقب یک کار است، بنابراین کسی که از طریق وحی الهی و تعلیم پروردگار آگاهی

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 124@@@

کامل از مسائل مختلف دارد، نه گرفتار لغزش میشود، نه گمراهی و نه گناه.

ولی اشتباه نشود با اینکه چنان علمی برای پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) از ناحیه خدا است ولی باز جنبه اجباری بخود نمی گیرد، یعنی هیچگاه پیامبر مجبور نیست به علم خود عمل کند بلکه از روی اختیار به آن عمل میکند، همانطور که طبیب مزبور با داشتن آگاهی از وضع آن آب آلوده اجباری به ننوشیدن آن ندارد بلکه از روی اراده از شرب آن خودداری میکند.

و اگر گفته شود چرا پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) مشمول چنین فضل الهی شده است نه دیگران، باید گفت این به خاطر مسئولیت سنگین رهبری است که بر دوش او گذاشته شده است و بر دوش دیگران نیست زیرا خداوند به همان مقدار که مسئولیت میدهد، توان و نیرو می بخشد. (دقت کنید).