فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد4

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

از خائنان حمایت نکنید

در این آیات خداوند نخست به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) توصیه می کند که هدف از فرستادن این کتاب آسمانی این است که اصول حق و عدالت در میان مردم اجرا شود، ما این کتاب را به حق بر تو فرستادیم تا به آنچه خداوند به تو آموخته است در میان مردم قضاوت کنی.))

(انا انزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما اراک الله).

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 112@@@

سپس به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) هشدار می دهد که هرگز از خائنان حمایت نکند

(و لا تکن للخائنین خصیما).

گرچه روی سخن در این آیه به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) است ولی شک نیست که این حکم یک حکم عمومی نسبت به تمام قضات و داوران می باشد، و به همین دلیل چنین خطابی مفهومش این نیست که ممکن است چنین کاری از پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) سر بزند، چه اینکه حکم مزبور ناظر به همه افراد است.

در آیه بعد به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) دستور می دهد که از پیشگاه خدا طلب آمرزش کند (و استغفر الله) زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است.

(ان الله کان غفورا رحیما).

در اینکه استغفار در اینجا برای چیست، احتمالاتی وجود دارد:

نخست اینکه ((استغفار)) برای آن ترک اولی است که به خاطر عجله در قضاوت در مورد شان نزول آیات صورت گرفت، یعنی گرچه آن مقدار از اعتراف و گواهی طرفین برای قضاوت تو کافی بود، ولی بهتر این بود که باز هم تحقیق بیشتری در این مورد بشود.

دیگر اینکه پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) در مورد این شان نزول طبق قوانین قضائی اسلام داوری کرد، و از آنجا که مدارک خائنان از نظر ظاهر محکمتر بود، حق به جانب آنها داده شد، پس از آشکار شدن واقع و رسیدن حق به حقدار دستور می دهد که از خداوند طلب آمرزش کند، نه بخاطر اینکه گناهی صورت گرفته است بلکه بخاطر اینکه بر اثر صحنه سازیهای بعضی، حق مسلمانی در معرض نابودی قرار گرفته است (یعنی به اصطلاح استغفار بخاطر حکم واقعی است نه حکم ظاهری).

این احتمال را نیز داده اند که استغفار در اینجا برای طرفین دعوا بوده است که در طرح و تعقیب دعوا خلافگوئی هائی انجام دادند.

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 113@@@

در حدیثی از پیامبر اکرم (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) نقل شده که فرمود:

انما انا بشر و انکم تختصمون الی و لعل بعضکم یکون الحن بحجته من بعض فاقضی بنحو ما اسمع فمن قضیت له من حق اخیه شیئا فلا یاخذه فانما اقطع له قطعة من النار!

((من بشری همانند شما هستم (و مامور به ظاهرم) شاید بعضی از شما به هنگام بیان دلیل خود قویتر از بعضی دیگر باشید، و من هم بر طبق همان دلیل قضاوت می کنم، در عین حال بدانید داوری من که بر طبق ظاهر دلیل طرفین صورت می گیرد، حق واقعی را تغییر نمی دهد، بنابراین اگر من به سود کسی (طبق ظاهر) قضاوت کنم و حق دیگری را به او بدهم پاره ای از آتش جهنم در اختیار او قرار داده ام و باید از آن بپرهیزد.))**المنار ج پنجم صفحه 394 به نقل از صحیح بخاری و صحیح مسلم.***

از این حدیث به خوبی روشن می شود که پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) وظیفه دارد مطابق ظاهر و بر طبق دلیل طرفین دعوا قضاوت کند، البته در چنین داوری معمولا حق به حقدار می رسد، ولی گاهی هم ممکن است ظاهر دلیل و گواهی گواهان با واقع تطبیق نکند، اینجا است که باید توجه داشت که حکم داور بهیچوجه واقع را تغییر نمی دهد، و حق، باطل، و باطل حق نمی شود.

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 114@@@

آیه: 107 - 109

آیه و ترجمه

وَ لا تجَدِلْ عَنِ الَّذِینَ یخْتَانُونَ أَنفُسهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یحِب مَن کانَ خَوَّاناً أَثِیماً(107)

یَستَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَ لا یَستَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَ هُوَ مَعَهُمْ إِذْ یُبَیِّتُونَ مَا لا یَرْضی مِنَ الْقَوْلِ وَ کانَ اللَّهُ بِمَا یَعْمَلُونَ محِیطاً(108)

هَأَنتُمْ هَؤُلاءِ جَدَلْتُمْ عَنهُمْ فی الْحَیَوةِ الدُّنْیَا فَمَن یُجَدِلُ اللَّهَ عَنهُمْ یَوْمَ الْقِیَمَةِ أَم مَّن یَکُونُ عَلَیهِمْ وَکیلاً(109)

ترجمه:

107 - و از آنها که به خود خیانت کردند دفاع مکن زیرا خداوند افراد خیانت پیشه گنهکار را دوست ندارد.

108 - اعمال زشت خود را از مردم پنهان می دارند اما از خدا پنهان نمی دارند، و به هنگامی که در مجالس شبانه سخنانی که خدا راضی نبود می گفتند، خدا با آنها بود و خدا به آنچه عمل می کنند احاطه دارد.

109 - آری شما همانها هستید که در زندگی این جهان از آنها دفاع کردید، اما کیست که در برابر خداوند در روز رستاخیز از آنها دفاع کند و یا چه کسی است که وکیل و حامی آنها باشد؟!

تفسیر:

بدنبال دستورهای گذشته درباره عدم حمایت از خائنان در این آیات چنین ادامه می دهد که: هیچگاه از خائنان و آنها که به خود خیانت کردند، حمایت نکنید.

(و لا تجادل عن الذین یختانون انفسهم).

چرا که خداوند، خیانت کنندگان گنهکار را دوست نمی دارد.

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 115@@@

(ان الله لا یحب من کان خوانا اثیما).

قابل توجه اینکه: در این آیه می فرماید: کسانی که بخود خیانت کردند در حالی که می دانیم طبق شان نزول آیه، خیانت نسبت به دیگران انجام شده بود، و این اشاره به همان معنی لطیفی است که قرآن بارها آن را تذکر داده که هر عملی از انسان سر بزند، آثار خوب و بد آن اعم از معنوی و مادی، قبل از هر کس متوجه خود او می شود، همانطور که در جای دیگر فرموده:

ان احسنتم احسنتم لانفسکم و ان اساتم فلها:

اگر نیکی کنید بخود نموده اید و اگر بدی کنید نیز به خودتان بد کرده اید.**اسراء _ 7.***

و یا اینکه اشاره به مطلب دیگری است که باز هم قرآن آن را تایید کرده و آن اینکه همه افراد بشر بسان اعضاء یک پیکرند و اگر کسی زیانی به دیگری برساند همانند آن است که بخود زیان رسانده باشد، درست مثل کسی که با دست خود سیلی به صورت خود می زند. نکته دیگر اینکه آیه در مورد کسانی نیست که مثلا یکبار مرتکب خیانت شده اند و از آن پشیمان گشته اند زیرا در مورد چنین کسانی نباید شدت عمل بخرج داد بلکه باید ارفاق نمود، آیه در مورد کسانی است که خیانت جزء برنامه زندگی آنان شده است، به قرینه یختانون که فعل مضارع است و دلالت بر استمرار دارد و به قرینه خوان که صیغه مبالغه است به معنی بسیار خیانت کننده و اثیم که بمعنی گناهکار است و به عنوان تاکید برای خوان ذکر شده، و در آیه گذشته نیز از آنها تعبیر بخائن که اسم فاعل است و معنی وصفی دارد و نشانه تکرار عمل است شده است.

سپس این گونه خائنان را مورد سرزنش قرار داده، می گوید: آنها شرم دارند که باطن اعمالشان برای مردم روشن شود ولی از خدا، شرم ندارند!

(یستخفون من الناس و لا یستخفون من الله)

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 116@@@

خداوندی که همه جا با آنها است، و در آن هنگام که در دل شب، نقشه های خیانت را طرح می کردند و سخنانی که خدا از آن راضی نبود می گفتند، با آنها بود به همه اعمال آنها احاطه دارد.

(و هو معهم اذ یبیتون ما لا یرضی من القول و کان الله بما یعملون محیطا).

سپس روی سخن را به طایفه شخص سارق که از او دفاع کردند، نموده، می گوید: گیرم که شما در زندگی این جهان از آنها دفاع کنید ولی کیست که در روز قیامت بتواند از آنها دفاع نماید و یا به عنوان وکیل کارهای آنها را سامان بخشد، و گرفتاریهای آنها را بر طرف سازد؟!

(ها انتم هؤلاء جادلتم عنهم فی الحیوة الدنیا فمن یجادل الله عنهم یوم القیامة ام من یکون علیهم وکیلا).

بنابراین دفاع شما از آنها بسیار کم اثر است، زیرا در زندگی جاویدان آن هم در برابر خداوند، هیچگونه مدافعی برای آنها نیست.

در حقیقت در سه آیه فوق، نخست به پیامبر اسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) و همه قاضیان به حق توصیه شده که کاملا مراقب باشند، افرادی با صحنه سازی و شاهدهای دروغین حقوق دیگران را پایمال نکنند.

سپس به افراد خیانتکار، و بعد به مدافعان آنها هشدار داده شده است که مراقب نتائج سوء اعمال خود در این جهان و جهان دیگر باشند.

و این یکی از اسرار بلاغت قرآن است که در یک حادثه هر چند به ظاهر کوچک باشد و بر محور یک زره و مقداری مواد غذائی دور بزند و یا پای یک نفر یهودی و دشمن اسلام در میان باشد تمام جوانب مطلب را بررسی کرده و یادآوری و اخطار لازم را در هر مورد می کند از پیامبر بزرگ خدا (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) که به حکم عصمت دامنش از هر گونه آلودگی به گناه پاک است گرفته، تا به افراد خیانت پیشه گنهکار و کسانی که به حکم تعصبهای خویشاوندی از این

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 117@@@

گونه افراد دفاع می کنند، هر کدام به تناسب خود، مورد بحث قرار گرفتهاند.

آیه: 110 - 112

آیه و ترجمه

وَ مَن یَعْمَلْ سوءاً أَوْ یَظلِمْ نَفْسهُ ثُمَّ یَستَغْفِرِ اللَّهَ یَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَّحِیماً(110)

وَ مَن یَکْسِب إِثْماً فَإِنَّمَا یَکْسِبُهُ عَلی نَفْسِهِ وَ کانَ اللَّهُ عَلِیماً حَکِیماً(111)

وَ مَن یَکْسِب خَطِیئَةً أَوْ إِثماً ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَرِیئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بهْتَناً وَ إِثْماً مُّبِیناً(112)

ترجمه:

110 - کسی که کار بدی انجام دهد یا به خود ستم کند سپس از خداوند طلب آمرزش نماید خدا را آمرزنده و مهربان خواهد یافت.

111 - و کسی که گناهی مرتکب شود به زیان خود کار کرده و خداوند دانا و حکیم است.

112 - و کسی که خطا یا گناهی مرتکب شود سپس بیگناهی را متهم سازد بار بهتان و گناه آشکاری بر دوش گرفته است.

تفسیر:

در این سه آیه در تعقیب بحثهای مربوط به خیانت و تهمت که در آیات قبل گذشت سه حکم کلی بیان شده است:

1 - نخست اشاره به این حقیقت شده که راه توبه، به روی افراد بدکار به هر حال باز است و کسی که به خود یا دیگری ستم کند و بعد حقیقتا پشیمان شود و از خداوند طلب آمرزش کند و در مقام جبران بر آید، خدا را آمرزنده و مهربان خواهد یافت.

(و من یعمل سوء او یظلم نفسه ثم یستغفر الله یجد الله غفورا رحیما.)

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 118@@@

باید توجه داشت که در آیه دو چیز عنوان شده یکی سوء و دیگری ظلم به نفس، و با توجه به قرینه مقابله و همچنین ریشه لغوی سوء که به معنی زیان رسانیدن به دیگری است، چنین استفاده می شود که هر نوع گناه اعم از اینکه انسان به دیگری زیان برساند یا به خود، به هنگام توبه حقیقی و جبران، قابل آمرزش است.

ضمنا از تعبیر به یجد الله غفورا رحیما:

خدا را آمرزنده و مهربان می یابد استفاده می شود که توبه حقیقی آنچنان اثر دارد که انسان در درون جان خود نتیجه آنرا می یابد، از یکسو اثر ناراحت کننده گناه با توجه به غفور بودن خداوند از بین میرود، و از طرف دیگر دوری خود را از رحمت و الطاف خداوند که نتیجه معصیت بود، به مقتضای رحیمیت او، مبدل به نزدیکی احساس می کند.

2 - آیه دوم توضیح همان حقیقتی است که اجمال آن در آیات قبل گذشت و آن اینکه: هر گناهی که انسان مرتکب می شود بالمآل و در نتیجه به خود ضرر زده و به زیان خود گام برداشته است.

(و من یکسب اثما فانما یکسبه علی نفسه).

و در پایان آیه می فرماید: خداوند عالم است و از اعمال بندگان با خبر، و هم حکیم است و هر کس را طبق استحقاق خود مجازات میکند.

(و کان الله علیما حکیما).

و به این ترتیب گناهان اگر چه در ظاهر مختلفند، گاهی زیان آن به دیگری میرسد و گاهی زیان آن به خویشتن است، اما پس از تحلیل نهائی همه به خود انسان باز میگردد و آثار سوء گناه قبل از همه در روح و جان خود شخص ظاهر میشود.**شعله اول نصیب دامن (آتش زنه) است این سزای آنکه بوسد آستان ظلم را.***

3 - و در آخرین آیه اشاره به اهمیت گناه تهمت زدن نسبت به افراد

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 119@@@

بی گناه کرده، می فرماید: هر کس خطا یا گناهی مرتکب شود و آن را به گردن بی گناهی بیفکند، بهتان و گناه آشکاری انجام داده است.

(و من یکسب خطیئة او اثما ثم یرم به بریئا فقد احتمل بهتانا و اثما مبینا).

در این آیه گناهانی را که انسان مرتکب میشود و به گردن دیگری می افکند به دو قسم تقسیم شده یکی خطیئة و دیگر اثم - درباره تفاوت میان این دو، مفسران و اهل لغت سخن بسیار گفته اند، اما آنچه نزدیکتر به نظر میرسد این است که خطیئة از خطا در اصل به معنی لغزشها و گناهانی است که بدون قصد از انسان سر میزند و گاهی دارای کفاره و غرامت است، ولی تدریجا در معنی خطیئه توسعه ای داده شده و هر گناه اعم از عمد و غیر عمد را در بر می گیرد، زیرا هیچگونه گناهی (اعم از عمد و غیر عمد) با روح سلیم انسان سازگار نیست و اگر از او سر بزند در حقیقت یکنوع لغزش و خطا است که شایسته مقام او نیست، نتیجه اینکه خطیئة معنی وسیعی دارد که هم گناه عمدی و هم غیر عمدی را شامل میشود، ولی اثم معمولا به گناهان عمدی و اختیاری گفته میشود - و در اصل اثم به معنی چیزی است که انسان را از کاری باز میدارد و از آنجا که گناهان آدمی را از خیرات، باز میدارند به آنها اثم گفته شده است.

ضمنا باید توجه داشت که در آیه در مورد تهمت، تعبیر لطیفی به کار برده شده و آن اینکه گناه را بمنزله تیر قرار داده و انتساب آن را به دیگری به منزله پرتاب بسوی هدف اشاره به اینکه همانطور که تیراندازی به سوی دیگری ممکن است باعث از بین رفتن او شود پرتاب تیر گناه هم به کسی که مرتکب نشده ممکن است آبروی او را که بمنزله خون او است از بین ببرد، بدیهی است وزر و وبال این کار برای همیشه بر دوش فردی که تهمت زده است باقی خواهد ماند، و تعبیر به احتمل (بر دوش می گیرد) نیز اشاره به سنگینی

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 120@@@

و دوام این مسئولیت است!.