فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد4

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

هر گونه محبتی را پاسخ گوئید

گرچه بعضی از مفسران معتقدند که پیوند و ارتباط این آیه با آیات قبل، از این نظر است که در آیات گذشته بحثهائی پیرامون جهاد بود و در این آیه

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 42@@@

دستور می دهد که اگر دشمنان از در دوستی و صلح در آیند شما نیز پاسخ مناسب دهید، ولی روشن است که این پیوند، مانع از آن نیست که یک حکم کلی و عمومی در زمینه تمام تحیتها و اظهار محبتهائی که از طرف افراد مختلف می شود، بوده باشد.

آیه در آغاز می گوید: هنگامی که کسی به شما تحیت گوید پاسخ آن را به طرز بهتر بدهید و یا لااقل به طور مساوی پاسخ گوئید.

(و اذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها او ردوها)

تحیت در لغت از ماده حیات و به معنی دعا برای حیات دیگری کردن است خواه این دعا به صورت سلام علیک (خداوند تو را به سلامت دارد) و یا حیاک الله (خداوند تو را زنده بدارد) و یا مانند آن، باشد ولی معمولا از این کلمه هر نوع اظهار محبتی را که افراد بوسیله سخن، با یکدیگر می کنند شامل می شود که روشنترین مصداق آن همان موضوع سلام کردن است.

ولی از پارهای از روایات، همچنین تفاسیر، استفاده میشود که اظهار محبتهای عملی نیز در مفهوم تحیت داخل است، در تفسیر علی بن ابراهیم از امام باقر و امام صادق (علیه السلام) چنین نقل شده که:

المراد بالتحیة فی الایه السلام و غیره من البر: منظور از تحیت در آیه، سلام و هر گونه نیکی کردن است و نیز در روایتی در کتاب مناقب چنین می خوانیم کنیزی یک شاخه گل خدمت امام حسن (علیه السلام) هدیه کرد، امام در مقابل آن وی را آزاد ساخت، و هنگامی که از علت این کار سوال کردند، فرمود: خداوند این ادب را به ما آموخته آنجا که می فرماید:

و اذا حییتم بتحیة فحیوا با حسن منها و سپس اضافه فرمود: تحیت بهتر، همان آزاد کردن او است! و به این ترتیب آیه یک حکم کلی درباره پاسخ گوئی به هر نوع اظهار محبتی اعم از لفظی و عملی می باشد.

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 43@@@

و در پایان آیه برای اینکه مردم بدانند چگونگی تحیتها و پاسخها و برتری یا مساوات آنها، در هر حد و مرحله ای، بر خداوند پوشیده و پنهان نیست می فرماید: خداوند حساب همه چیز را دارد.

(ان الله کان علی کل شیی ء حسیبا)

سلام تحیت بزرگ اسلامی

تا آنجا که می دانیم تمام اقوام جهان هنگامی که به هم میرسند برای اظهار محبت به یکدیگر نوعی تحیت دارند که گاهی جنبه لفظی دارد و گاهی به صورت عملی است که رمز تحیت می باشد، در اسلام نیز سلام یکی از روشنترین تحیتها است، و آیه فوق همانطور که اشاره شد گرچه معنی وسیعی دارد اما یک مصداق روشن آن سلام کردن است، بنابراین طبق این آیه همه مسلمانان موظفند که سلام را به طور عالیتر و یا لااقل مساوی جواب گویند.

از آیات قرآن نیز استفاده می شود که سلام یکنوع تحیت است.

در سوره نور آیه 61 می خوانیم:

فاذا دخلتم بیوتا فسلموا علی انفسکم تحیة من عند الله مبارکة طیبة:

هنگامی که وارد خانه ای شدید بر یکدیگر تحیت الهی بفرستید تحیتی پر برکت و پاکیزه.

در این آیه سلام به عنوان تحیت الهی که هم مبارک است و هم پاکیزه معرفی شده است و ضمنا می توان از آن استفاده کرد که معنی سلام علیکم در اصل سلام الله علیکم است، یعنی درود پروردگار بر تو باد، یا خداوند تو را به سلامت دارد، و در امن و امان باشی به همین جهت سلام کردن یکنوع اعلام دوستی و صلح و ترک مخاصمه و جنگ محسوب می شود.

از پاره ای از آیات قرآن نیز استفاده می شود که تحیت اهل بهشت نیز سلام است.

اولئک یجزون الغرفة بما صبروا و یلقون فیها تحیة و سلاما.

اهل بهشت در برابر استقامتشان از غرفه های بهشتی بهرهمند می شوند و

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 44@@@

تحیت و سلام به آنها نثار میشود (فرقان - 75) و در آیه 23 سوره ابراهیم و آیه 10 سوره یونس درباره بهشتیان نیز می خوانیم تحیتهم فیها سلام: تحیت آنها در بهشت سلام است.

و نیز از آیات قرآن استفاده می شود که تحیت به معنی سلام (یا چیزی معادل آن) در اقوام پیشین بوده است چنانکه در سوره ذاریات آیه 25 در داستان ابراهیم می گوید هنگامی که فرشتگان مامور مجازات قوم لوط به صورت ناشناس بر او وارد شدند به او سلام کردند و او هم پاسخ آنها را به سلام داد:

اذ دخلوا علیه فقالوا سلاما قال سلام قوم منکرون.

از اشعار عرب جاهلی نیز استفاده می شود که تحیت به وسیله سلام در آن ایام بوده است.**ولو ان لیلی خیلیه سلمت علی و دونی جندل و صفایح لسلمت تسلیم البشاشه او زقا الیها صدی من جانب القبر صائح شعر از یکی از شعرای جاهلیت به نام (نوبه) است.***

هرگاه بیطرفانه این تحیت اسلامی را که محتوی توجه به خدا و دعا برای سلامت طرف و اعلام صلح و امنیت است با تحیتهای دیگری که در میان اقوام مختلف معمول است مقایسه کنیم ارزش آن برای ما روشنتر می گردد.

در روایات اسلامی تاکید زیادی روی سلام شده تا آنجا که از پیغمبر اکرم (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) نقل شده:

من بدء بالکلام قبل السلام فلا تجیبوه: کسی که پیش از سلام آغاز به سخن کند پاسخ او را نگوئید.**اصول کافی ج 2 باب التسلیم.***

و نیز از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که خداوند می فرماید:

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 45@@@

البخیل من یبخل بالسلام: بخیل کسی است که حتی از سلام کردن بخل ورزد.**اصول کافی ج 2 باب التسلیم.***

و در حدیث دیگری از امام باقر (علیه السلام) میخوانیم:

ان الله عز و جل یحب افشاء السلام:

خداوند افشاء سلام را دوست دارد**اصول کافی ج 2 باب التسلیم.*** منظور از افشای سلام، سلام کردن به افراد مختلف است.

در احادیث، آداب فراوانی درباره سلام وارد شده از جمله اینکه: سلام تنها مخصوص کسانی نیست که انسان با آنها آشنائی خاصی دارد، چنانکه در حدیثی داریم که از پیامبر اکرم (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) سوال شد ای العمل خیر!: کدام عمل بهتر است! فرمود:

تطعم الطعام و تقرء السلام علی من عرفت و من لم تعرف:

اطعام طعام کن و سلام به کسانی که می شناسی و نمی شناسی بنما**تفسیر فی ظلال ذیل آیه.*** و نیز در احادیث وارد شده که سواره بر پیاده، و آنها که مرکب گرانقیمت تری دارند به کسانی که مرکب ارزانتر دارند، سلام کنند، و گویا این دستور یک نوع مبارزه با تکبر ناشی از ثروت و موقعیتهای خاص مادی است، و این درست نقطه مقابل چیزی است که امروز دیده می شود که تحیت و سلام را وظیفه افراد پائین تر می دانند و شکلی از استعمار و استعباد و بت پرستی به آن می دهند، و لذا در حالات پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) می خوانیم که او به همه حتی به کودکان سلام می کرد.

البته این سخن منافات با دستوری که در بعضی از روایات وارد شده که افراد کوچکتر از نظر سن بر بزرگتر سلام کنند ندارد، زیرا این یکنوع ادب و تواضع انسانی است و ارتباطی با مسئله اختلاف طبقاتی و تفاوت در ثروت و

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 46@@@

موقعیتهای مادی ندارد.

در پاره ای از روایات دستور داده شده است که به افراد رباخوار، فاسق، منحرف و مانند آنها سلام نکنید و این خود یکنوع مبارزه با فساد است، مگر اینکه سلام کردن به آنها وسیله ای باشد برای آشنائی و دعوت به ترک منکر.

ضمنا باید توجه داشت که منظور از تحیت به احسن آن است که سلام را با عبارات دیگری مانند و رحمة الله و مانند و رحمة الله و برکاته تعقیب کنند.

در تفسیر در المنثور می خوانیم شخصی به پیغمبر اکرم (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) عرض کرد السلام علیک پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) فرمود: السلام علیک و رحمة الله، دیگری عرض کرد السلام علیک و رحمة الله پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) فرمود و علیک السلام و رحمة الله و برکاته نفر دیگری گفت: السلام علیک و رحمة الله و برکاته پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) فرمود: و علیک و هنگامی که سوال کرد که چرا جواب مرا کوتاه بیان کردید فرمود: قرآن می گوید: تحیت را به طرز نیکوتری پاسخ گوئید اما تو چیزی باقی نگذاشتی! در حقیقت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) در مورد نفر اول و دوم تحیت به نحو احسن گفت اما در مورد شخص سوم به مساوی زیرا جمله علیک مفهومش این است که تمام آنچه گفتی بر تو نیز باشد.**درالمنثور ج 2 صفحه 8.***

آیه 87

آیه و ترجمه

اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلی یَوْمِ الْقِیَمَةِ لا رَیْب فِیهِ وَ مَنْ أَصدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِیثاً(87)

ترجمه:

87 - خداوند معبودی جز او نیست، و به طور قطع همه شما را در روز رستاخیز که شک در آن نمی باشد جمع می کند، و کیست که از خداوند راستگوتر باشد.

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 47@@@

تفسیر:

آیه فوق تکمیلی برای آیات قبل و مقدمه برای آیات بعد است، زیرا در آیه گذشته پس از دستور به رد تحیت فرمود: خداوند حساب همه اعمال شما را دارد، در این آیه اشاره به مسئله رستاخیز و دادگاه عمومی بندگان در روز قیامت کرده و آن را با مسئله توحید و یگانگی خدا که رکن دیگری از ایمان است می آمیزد، و می فرماید: معبودی جز او نیست و بطور قطع در روز قیامت شما را دسته جمعی مبعوث میکند، همان روز قیامتی که هیچ شک و تردیدی در آن نیست.

(الله لا اله الا هو لیجمعنکم الی یوم القیامة لا ریب فیه).

تعبیر به یجمعنکم اشاره به این است که قیامت همه افراد بشر در یک روز واقع خواهد شد، همانطور که در آخر سوره مریم آیه 93 تا 95 نیز اشاره به این حقیقت شده که تمام بندگان خدا اعم از ساکنان زمین و ساکنان کرات دیگر همه در یکروز مبعوث می شوند.

تعبیر به لاریب فیه (هیچ تردیدی در آن نیست) در مورد روز قیامت در این آیه و چندین مورد دیگر از آیات قرآن در حقیقت اشاره به دلائل قطعی و مسلمی است که از وجود چنین روزی خبر می دهد مانند قانون تکامل و حکمت و فلسفه آفرینش و قانون عدالت پروردگار که در بحث معاد، مشروحا ذکر شده است.

و در پایان برای تاکید مطلب می فرماید: کیست که راستگوتر از خدا باشد (و من اصدق من الله حدیثا).

بنابراین هر گونه وعده ای درباره روز قیامت و غیر آن می دهد نباید جای تردید باشد، زیرا دروغ یا از جهل سرچشمه می گیرد یا از ضعف و نیاز، اما خداوندی

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 48@@@

که از همه آگاهتر و از همگان بینیاز است، از هر کس راستگوتر است و اصولا دروغ برای او مفهومی ندارد.