فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد4

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

پاسخ به یک سوال مهم

مطالعه این دو آیه که در قرآن پشت سر هم قرار گرفته است سوالی را در ذهن ترسیم می کند که چرا در آیه اول، همه نیکیها و بدیها (حسنات و سیئات) به خدا نسبت داده شده، در حالی که آیه دوم فقط نیکیها را به خدا نسبت می دهد و بدیها و سیئات را به مردم؟!

قطعا در اینجا نکته ای نهفته است و گرنه چگونه ممکن است دو آیه پشت سر همدیگر اختلاف به این روشنی داشته باشد؟

با مطالعه و دقت در مضمون دو آیه به چند نکته برخورد می کنیم که هر کدام می تواند پاسخ جداگانه ای به این سوال بوده باشد:

1 - اگر سیئات و بدیها را تجزیه و تحلیل کنیم دارای دو جنبه هستند یکی جنبه مثبت، دیگری جنبه منفی، و همین جنبه منفی آن است که قیافه سیئه به آن می دهد و به شکل زیان نسبی در می آورد.

برای مثال:

انسانی که بوسیله سلاح گرم یا سرد بی گناهی را به قتل می رساند مسلما

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 22@@@

مرتکب سیئه ای شده است، اکنون عوامل وجود این کار بد را بررسی می کنیم در میان این عوامل قدرت انسان، فکر انسان، قدرت یک اسلحه سرد یا گرم، نشانه گیری صحیح، استفاده از فرصت مناسب، تاثیر و قدرت گلوله دیده می شود که تمام اینها جنبه های مثبت قضیه است، زیرا همه آنها می توانند مفید و سودمند واقع شوند و اگر در مورد خود به کار گرفته شوند مشکلات بزرگی را حل می کنند، تنها جنبه منفی قضیه آن است که تمام این قدرتها و نیروها در غیر مورد خود بکار گرفته شده است مثلا به جای اینکه به وسیله آنها دفع خطر حیوان درنده و یا یک قاتل جانی و خطرناک شده باشد در مورد انسان بیگناهی به کار رفته است، همین جنبه منفی اخیر است که آن را به صورت سیئة در می آورد، و الا نه قدرت نشانه گیری انسان چیز بدی است و نه نیروی باروت و نفوذ گلوله، همه اینها منابع قدرتند و در مورد خود قابل استفاده فراوان.

بنابراین اگر ملاحظه می کنیم در آیه اول تمام حسنات و سیئات به خداوند نسبت داده شده است به خاطر آن است که تمام منابع قدرت حتی قدرتهائی که از آن سوء استفاده می شود، از ناحیه خدا است و سرچشمه قسمتهای سازنده و مثبت او است، و اگر در آیه دوم سیئات به مردم نسبت داده شده است اشاره به همان جنبه های منفی قضیه و سوء استفاده از مواهب و قدرتهای خدادادی است، و این درست به آن می ماند که پدری سرمایه ای به فرزند خود برای ساختن خانه خوبی بدهد، ولی او آن را در راه مواد مخدر و فساد و تبهکاری و یا دائر کردن خانه و مرکز فساد به کار اندازد، شکی نیست که او از نظر اصل سرمایه مدیون پدر است ولی از نظر سوء استفاده، مستند به خود او است.

2 - ممکن است آیه شریفه اشاره به مسئله ((الامر بین الامرین)) بوده باشد که در بحث جبر و تفویض به آن اشاره شده است و خلاصه آن این است که همه حوادث جهان حتی اعمال و افعال ما خواه حسنه باشد یا سیئه، خوب باشد یا بد از یک نظر مربوط به خدا است زیرا او است که به ما قدرت داده و

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 23@@@

اختیار و آزادی اراده بخشیده است، بنابراین آنچه ما اختیار می کنیم و با آزادی اراده انتخاب می نمائیم بر خلاف خواست خدا نیست، ولی در عین حال اعمال ما به ما نسبت دارد و از وجود ما سرچشمه می گیرد زیرا عامل تعیین کننده عمل، اراده و اختیار ما است، و به همین دلیل ما در برابر اعمالمان مسئولیم، و استناد اعمال ما به خدا آنچنان که اشاره شد از ما سلب مسئولیت نمی کند و موجب عقیده جبر نیست.

بنابراین آنجا که می فرماید: حسنات و سیئات از خدا است، اشاره می کند به همان فاعلیت خداوند نسبت به همه چیز، و آنجا که می فرماید: سیئات از شما است، اشاره به فاعلیت ما و مسئله اراده و اختیار ما می کند و در واقع مجموع دو آیه، مسئله ((امر بین الامرین)) را ثابت می کند (دقت کنید).

3 - تفسیر دیگری که برای این دو آیه وجود دارد و در اخبار اهلبیت (علیهم السلام) نیز به آن اشاره شده است این است که: منظور از سیئات، کیفرهای اعمال و مجازات و عقوبات معاصی است، شکی نیست که این کیفرها از ناحیه خداوند است، ولی چون نتیجه اعمال و افعال بندگان می باشد از این جهت گاهی به بندگان نسبت داده میشود و گاهی به خداوند، و هر دو صحیح است، مثلا صحیح است گفته شود قاضی دست دزد را قطع می کند، و نیز صحیح است که گفته شود این خود دزد است که دست خود را قطع می نماید!.

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 24@@@

آیه: 80-81

آیه و ترجمه

مَّن یُطِع الرَّسولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَن تَوَلی فَمَا أَرْسلْنَک عَلَیْهِمْ حَفِیظاً(80)

وَ یَقُولُونَ طاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِک بَیَّت طائفَةٌ مِّنهُمْ غَیرَ الَّذِی تَقُولُ وَ اللَّهُ یَکْتُب مَا یُبَیِّتُونَ فَأَعْرِض ‍ عَنهُمْ وَ تَوَکلْ عَلی اللَّهِ وَ کَفَی بِاللَّهِ وَکِیلاً(81)

ترجمه:

80 - کسی که از پیامبر اطاعت کند اطاعت خدا کرده و کسی که سرباز زند تو در برابر او مسئول نیستی.

81 - آنها در حضور تو می گویند فرمانبرداریم اما هنگامی که از نزد تو بیرون می روند جمعی از آنها جلسات سری شبانه بر ضد گفته های تو تشکیل می دهند، خداوند آنچه را در این جلسات می گویند می نویسد، اعتنائی به آنها مکن (و از نقشه های آنها وحشت نداشته باش) و توکل بر خدا کن و کافی است که او یار و مدافع تو باشد.

تفسیر:

سنت پیامبر همچون وحی الهی است

در این آیه موقعیت رسول (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) در برابر مردم و حسنات و سیئات آنان، بیان شده است، نخست می فرماید: ((هر کس ‍ اطاعت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) کند اطاعت خدا کرده است)).

(من یطع الرسول فقد اطاع الله).

بنابراین اطاعت خدا از اطاعت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) نمی تواند جدا باشد، زیرا پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) هیچ گامی بر خلاف خواست خداوند بر نمی دارد، سخنان و کردار و رفتار او همه مطابق فرمان خدا است.

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 25@@@

سپس می فرماید: ((اگر کسانی سرپیچی کنند و با دستورات تو به مخالفت برخیزند مسئولیتی در برابر اعمال آنها نداری و موظف نیستی که به حکم اجبار آنها را از هر خلافکاری باز داری، وظیفه تو تبلیغ رسالت و امر بمعروف و نهی از منکر و راهنمائی افراد گمراه و بی خبر است.))

(و من تولی فما ارسلناک علیهم حفیظا)

باید توجه داشت که حفیظ از نظر اینکه صفت مشبهه است و معنی ثبات و دوام را می رساند با حافظ که اسم فاعل است تفاوت دارد بنابراین حفیظ به معنی کسی است که به طور مداوم مراقب حفظ چیزی می باشد، در نتیجه مفهوم آیه چنین می شود مسئولیت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) مسئولیت رهبری و هدایت و دعوت به سوی حق و مبارزه با فساد است ولی اگر افرادی اصرار در پیمودن راه خلاف داشته باشند، نه پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) در مقابل انحرافهای آنها مسئولیتی دارد که در همه جا حاضر و ناظر باشد، و جلو هر گونه گناه و معصیتی را با زور و اجبار بگیرد، نه او از طرق عادی قدرت بر چنین چیزی را می تواند داشته باشد.

بنابراین در حوادثی مانند جنگ احد که شاید آیه ناظر به آن هم باشد پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) وظیفه داشته است که از نظر فنون جنگی حد اکثر دقت و مراقبت را در طرح نقشه جنگ و حفاظت مسلمانان از شر دشمن به خرج دهد، و مسلما اطاعت از پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) در این دستورات اطاعت خدا بوده، ولی اگر کسانی دستور پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) را زیر پا گذاشتند و به همان دلیل گرفتار شکست شدند، مسئولیت آن متوجه خود آنها است نه پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم).

باید توجه داشت که این آیه یکی از روشنترین آیات قرآن است که دلیل بر حجیت سنت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) و قبول احادیث او می باشد، بنابر این کسی نمی تواند بگوید قرآن را قبول دارم ولی حدیث و سنت پیغمبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) را قبول ندارم، زیرا آیه فوق صریحا می گوید: اطاعت از حدیث و سنت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) اطاعت

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 26@@@

فرمان خدا است.))

و هنگامی که می بینیم پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) طبق حدیث ثقلین که در منابع معروف اسلامی اعم از منابع اهل تسنن و شیعه آمده است، صریحا احادیث اهلبیت (علیهمالسلام) را سند و حجت شمرده است استفاده می کنیم که اطاعت از فرمان اهل بیت نیز از اطاعت فرمان خدا جدا نیست، و کسی نمی تواند بگوید من قرآن را می پذیرم ولی احادیث اهلبیت (علیهمالسلام) را نمی پذیرم، زیرا این سخن بر ضد آیه فوق و آیات مشابه آن است.

و لذا در روایات متعددی که در تفسیر برهان در ذیل آیه وارد شده آمده است می خوانیم:

خداوند طبق آیه فوق حق امر و نهی به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) خود داده و پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) نیز چنین حقی را به علی (علیه السلام) و ائمه اهلبیت (علیهمالسلام) داده است، بنابراین مردم موظفند که از امر و نهی آنها سرباز نزنند زیرا امر و نهی آنها همواره از طرف خدا است نه از خودشان**تفسیر برهان جلد اول صفحه 396.*** سپس در آیه دوم اشاره به وضع جمعی از منافقان و یا افراد ضعیف الایمان کرده و می گوید: آنها به هنگامی که در صف مسلمانان در کنار پیغمبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) قرار می گیرند برای حفظ منافع و یا دفع ضرر از خویش با دیگران هم صدا شده و اظهار اطاعت فرمان پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) می کنند، و می گویند با جان و دل حاضریم از او پیروی کنیم

(و یقولون طاعة).

اما هنگامی که مردم از خدمت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) خارج شدند، آن دسته از منافقان و افراد ضعیف الایمان گفته ها و پیمانهای خویش را به دست فراموشی می سپارند و در جلسات شبانه تصمیم هائی بر ضد سخنان پیغمبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) می گیرند.


(فاذا برزوا من عندک بیت طائفة منهم غیر الذی تقول).

از این جمله استفاده می شود که منافقان در زمان پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) بیکار نمی نشستند

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 27@@@

و با اجتماعات شبانه خود و مشورت با یکدیگر نقشه هائی برای کار شکنی در برنامه های پیغمبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) طرح می نمودند.

ولی خداوند به پیغمبرش دستور می دهد که از آنها روی بگرداند و از نقشه های آنها وحشت نکند و هیچگاه آنها را تکیه گاه در برنامه های خود قرار ندهد، تنها بر خدا تکیه کند خدائی که بهترین یار و مددکار و مدافع است.

(فاعرض عنهم و توکل علی الله و کفی بالله وکیلا).