فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 5

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره توبه آیه 79

(79) اَلَّذِینَ یَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدَقَتِ وَالَّذِینَ لَایَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ
منافقان بر مؤمنانی که (علاوه بر صدقات واجب،) داوطلبانه صدقات مستحب نیز می دهند و همچنین بر مؤمنانِ (تهی دستی) که جز به اندازه ی توانشان چیزی (برای انفاق وپشتیبانی از جبهه) نمی یابند، عیب می گیرند و آنان را مسخره می کنند. (بدانند که) خداوند آنان را به ریشخند می گیرد (و کیفر تمسخرشان را خواهد داد) و برای آنان عذابی دردناک است.
نکته ها:
رسول خداصلی الله علیه و آله از مردم تقاضای کمک به جبهه کرد. توانگران کمک های شایانی کردند و ناتوانان کمک اندک داشتند. منافقان، کمک توانگران را ریایی دانسته و مورد عیب جویی و طعن قرار می دادند و کمک بی بضاعت ها را مسخره می کردند.**«یَلمِزون» که به معنای طعنه زدن است، درباره ی مؤمنان توانگر است و «یَسخرون» در مورد مؤمنان تهیدست می باشد.*** از جمله ابوعقیل انصاری با اضافه کاری، مقداری خرما برای کمک به جبهه نزد پیامبر آورد، منافقان او را نیز مسخره کردند.
مال و ثروت داشتن، شرط انفاق نیست، باید اخلاص، ایمان و سخاوت داشته باشیم. در آیه ی 79 خواندیم که ثعلبه با آن همه ثروت، حقّ واجب الهی را نپرداخت و ابوعقیل که کارگری ساده بود، با اخلاص چند عدد خرما را به جبهه ی اسلام کمک کرد.
امام رضا علیه السلام فرمودند: مراد از مسخره کردن خداوند، (سخر اللّه منهم)، آن است که خداوند کیفر استهزای آنان را می دهد.**بحار، ج 3، ص 319.***
پیام ها:
1- مسخره کردن، کار منافقان است. خود کمک نمی کنند، کمک های دیگران را نیز زیر سؤال می برند.(الذین یلمزون )
2- مؤمنان با میل وعلاقه انفاق می کنند. (المطوعین) (یعنی از روی رغبت)
3- تضعیف روحیّه ی کمک کنندگان به جبهه، حرام و کاری منافقانه است. (یلمزون المطوعین ... لهم عذاب الیم)
4- منافقان می خواهند با تبلیغات واستهزا، مردم را نسبت به جهاد دلسرد و بی انگیزه کنند. (یلمزون ... فیسخرون )**در آیه ی 7 سوره منافقون می خوانیم: (هم الذین یقولون لاتُنفقوا علی مَن عند رسول اللَّه حتّی ینفضّوا) به اطرافیان پیامبر کمک مالی نکنید تا پراکنده شوند.***
5 - در دید منافقان مقدار مال مهّم است، نه انگیزه ها و خصلت ها، لذا انفاقِ اندک را بر فقیرانِ مؤمن، خُرده می گیرند. (یلمزون ... الذین لایجدون الاّ جُهدهم )
6- برای برطرف کردن نیاز جامعه، باید از تمام امکانات استفاده کرد. (جهدهم)
7- مسئولیّت هرکس به اندازه ی توان اوست. (لایجدون الاّ جهدهم)
8 - به وظیفه ی خود عمل کنیم واز استهزای دشمن نهراسیم.(لایجدون الاّ جهدهم) زیرا خداوند جزای آنان را می دهد.(سخراللّه منهم)
9- کیفر باید متناسب با عملکرد باش.د (یسخرون، سخراللَّه)

سوره توبه آیه 80

(80) اِسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً فَلَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَ لِکَ بِأَنَّهُمْ کَفَرُواْ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَسِقِینَ
برای منافقان استغفار کنی یا استغفار نکنی، (یکسان است.) اگر هفتاد بار برایشان آمرزش بخواهی، خداوند هرگز آنان را نخواهد بخشید. این (قهر حتمی الهی) به خاطر آن است که آنان به خدا وپیامبرش کفر ورزیدند و خدا، گروه فاسق را هدایت نمی کند.
نکته ها:
عدد هفتاد، رمز کثرت و زیادی است، نه بیان تعداد معیّن. یعنی هر چه برای انان استغفار کنی بی اثر است، نه آنکه اگر مثلاً هفتاد و یک بار شد، بخشوده می شوند. نظیر آیه ی 6 سوره ی منافقون: (سواء علیهم استغفرت لهم ام لم تستغفر لهم لن یغفر اللَّه لهم) که عددی ذکر نشده است. در روایات نیز آمده است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: اگر بدانم استغفار بیش از هفتادبار نجاتشان می دهد، استغفار می کردم.**تفسیر مجمع البیان.***
انسان در سقوط به حدّی می رسد که هیچ چیز نجاتش نمی دهد، مثل بیماری که اگر روح از او جدا شود، تلاش همه ی پزشکان اثری ندارد.
پیام ها:
1- گناه مسخره کردنِ دین تا آنجاست که استغفار پیامبرصلی الله علیه و آله نیز کارساز نیست. (فیسخرون منهم... فلن یغفراللَّه لهم )
2- تا انسان خود دگرگون نشود و انقلابی در درون نیابد، دعای پیامبر نیز کارساز نیست. (فلن یغفراللَّه ...کفروا باللَّه)
3- دلسوزی برای منافق لجوج، بی فایده است. (ان تستغفر... فلن یغفراللَّه)
4- خداوند، در هدایت بخل ندارد، منافقان از قابلیّت افتاده اند. (کفروا)
5 - کفر، مانع مغفرت، و فسق، مانع هدایت است. (کفروا، فاسقین)

سوره توبه آیه 81

(81) فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَفَ رَسُولِ اللَّهِ وَکَرِهُواْ أَن یُجَهِدُواْ بِأَمْوَ لِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَقَالُواْ لَا تَنفِرُواْ فِی الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرّاً لَّوْ کَانُواْ یَفْقَهُونَ
به کسانی که بر خلاف (فرمانِ) رسول خدا، از جنگ سر باززدند واز خانه نشستن خود (به هنگام جنگ تبوک) شادمان شدند واز اینکه با اموال و جانهای خود در راه خدا جهاد کنند، کراهت داشتند و(به دیگران نیز) گفتند در این گرما (برای جنگ) بیرون نروید! بگو: آتش دوزخ، سوزان تر است اگر می فهمیدند.
نکته ها:
شأن نزول این آیه در مورد جنگ تبوک است. این آیه، سه نشانه برای منافقان ذکر کرده است: الف: از جبهه نرفتن به جای پشیمانی شادند. ب: جهاد با مال و جان بر ایشان سنگین است. ج: دیگران را از جبهه رفتن منع می کنند.
طبق آیات گذشته، منافقان مانع کمک مالی دیگران می شدند، مطابق این آیه نیز از حضور در جبهه، تخلّف می کنند و دیگران را هم دلسرد می کنند.
پیام ها:
1- شادی به خاطر نرفتن به جبهه و تخلّف از فرمان پیامبر، نشانه ی نفاق است. (فرح المخلّفون )
2- بدتر از جبهه نرفتن، شکستن قداستِ رهبری و تخلّف از فرمان اوست. (بمقعدهم خلاف رسول اللَّه)، نفرمود: «بمقعدهم عن الجهاد»
3- اطاعت بی چون و چرا از رسول خدا لازم است. (بمقعدهم خلاف رسول اللَّه)
4- مؤمنِ ترسو، از منافق جداست. ترسو کمک مالی می کند، میل قلبی برای جهاد هم دارد. امّا منافقان، نه کمک می کنند و نه میل کمک دارند.(کرهوا ان یجاهدوا)
5 - منافقان برای باز داشتن مردم از جهاد، با تبلیغ دلسرد کننده و اخلال گری، مشکلاتی چون گرم بودن هوا را بهانه قرار می دهند. (قالوا لاتنفروا فی الحرّ )
6- در آستانه ی جنگ باید آماده باشیم تا شایعات و سخنان دلسرد کننده ی منافقان را به سرعت خنثی کنیم. (قالوا، قل)
7- در پاسخگویی به تبلیغات دشمن، از اصطلاحاتِ خودش استفاده کنیم. (الحرّ، اشد حرّاً)
8 - یاد معاد، عامل حرکت به سوی جبهه است، (قل نار جهنم) مؤمنان واقعی هرگز گرمی هوا را مانع جهاد نمی دانند.
9- منافقان، ظاهربین اند و شناخت عمیق ندارند. (لو کانوا یفقهون)