فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 5

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره توبه آیه 53

(53) قُلْ أَنْفِقُواْ طَوْعاً أَوْ کَرْهاً لَّن یُتَقَبَّلَ مِنکُمْ إِنَّکُمْ کُنتُمْ قَوْماً فَسِقِینَ
(به منافقانی که به جای حضور در جبهه، قصد کمک مالی دارند) بگو: چه از روی علاقه انفاق کنید وچه از روی کراهت، هرگز از شما پذیرفته نخواهد شد، زیرا شما قومی فاسق بوده اید.
نکته ها:
به گفته ی تفاسیر، منافقانی که در جنگ تبوک شرکت نکردند، می خواستند با کمک مالی به جبهه، خود را شریک پیروزی بدانند.
قبول نشدن انفاق منافقان، یا به این معنی است که در دنیا کمک های مالی از آنان دریافت نمی شود، یا آنکه در آخرت پاداشی ندارند.
پیام ها:
1- انفاق تنها برای سیر کردن شکم نیست، اصلاح روح و رشد معنوی هم مورد نظر اسلام است. (انفقوا طوعاً او کرهاً)
2- روح، نیّت و باطن افراد، در ارزش اعمالشان اثر دارد. منافقی که از پیروزی مسلمانان ناراحت و از آسیب رسیدن به آنان خوشحال می شود، اعمالش با این آلودگی باطن، بی اثر است. (انفقوا... لن یُتقبّل)
3- خدمات وانفاق های منافقان، بی ارزش است وحبط می شود. (انفقوا...لن یُتقبّل)
4- هر کمکی را از هر کسی قبول نکنیم. (لن یتقبّل منکم )
5 - شرط قبولی اعمال، تقوا و پاکدلی است و مسائل سیاسی، اجتماعی، عبادی و اخلاقی با هم پیوند دارند. (لن یُتقبّل... کنتم قوماً فاسقین)
6- فسق، مانع قبولی اعمال است. (انّکم ... فاسقین)

سوره توبه آیه 54

(54) وَمَا مَنَعَهُمْ أَن تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَتُهُمْ إِلَّآ أَنَّهُمْ کَفَرُواْ بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ وَ لَایَأْتُونَ الصَّلَو ةَ إِلَّا وَهُمْ کُسَالَی وَلَایُنفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ کَرِهُونَ
و چیزی منافقان را از پذیرفته شدن انفاقشان منع نکرد، جز اینکه به خدا و پیامبرش کافر شدند و نماز را جز از روی کسالت و بی حالی به جا نمی آورند و جز از روی کراهت و بی میلی انفاق نمی کنند.
نکته ها:
در آیه ی قبل، به صورت فرض بیان شد که منافقان، چه با علاقه و چه از روی بی میلی اگر انفاق کنند، پذیرفته نیست. اینجا صورت واقعی و وجود خارجی را بیان می کند که انفاقشان از روی کراهت است، نه علاقه.
از امتیازات درآمدهای دولت اسلامی از قبیل خمس، زکات، صدقات و انفاقات بر دیگر درآمدهای دولتی، موارد ذیل است:
1- افراد، با اراده و انتخاب و بر اساس وجدان دینی می پردازند.
2- بدون ترس و با قصد قربت می پردازند.
3- پرداخت های مالی را غنیمت و ذخیره ی قیامت می دانند.
4- گیرنده ی مال را عالِم عادل انتخاب می کنند.
5 - مورد مصرف را می دانند و زیر نظر دارند.
6- ساده زیستی را شرط گیرنده می دانند و خدا را شکر می کنند.
پیام ها:
1- با کفر، کسالت و کراهت، اعمال خیر پذیرفته نیست. (ما منعهم ان تقبل منهم نفقاتهم...)
2- خداوند در قرآن، بارها منافق را کافر دانسته است. (انّهم کفروا)
3- متخلّفان از جنگ تبوک، به ظاهر مسلمان ولی در باطن کافرند. (انّهم کفروا)
4- ارزش دهنده به کارها، نیّت و نشاط و عشق است. آری انگیزه مهّم است، نه حرکات فیزیکی!**در داستان یوسف، زلیخا تمام درها را با دست خود بست و از یوسف کام خواست. اما یوسف علیه السلام به سوی در فرار کرد و زن هم به دنبال او می دوید. در این صحنه یوسف و زلیخا از نظر ظاهر و حرکات فیزیکی، هردو می دویدند، امّا انگیزه ی یکی فرار از گناه و انگیزه ی دیگری گناه کردن بود. و این است معنای نقش نیّت و انگیزه در اعمال انسان.*** (کُسالی ، کارهون)
5 - هدف اسلام از انفاق، رشد انتخابی ومعنوی است، نه تنها سیر کردن شکم. زیرا با کمک منافقین شکم هایی سیر می شود، امّا رشد معنوی برای کمک کننده حاصل نمی شود. (کفروا باللّه... و هم کارهون)
6- از نشانه های نفاق، نماز با کسالت، (کُسالی ) وانفاق با کراهت است. (کارهون)

سوره توبه آیه 55

(55) فَلَا تُعْجِبْکَ أَمْوَ لُهُمْ وَلَا أَوْلَدُهُمْ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُم بِهَا فِی الْحَیَو ةِ الدُّنْیَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ کَفِرُونَ
پس اموال و فرزندان منافقان تو را به شگفتی نیندازد. جز این نیست که خداوند می خواهد به این وسیله آنان را در زندگی دنیا عذاب کند و جانشان در حال کفر، خارج شود.
نکته ها:
«تَزهَق» به معنای خارج شدن همراه با دشواری و تأسّف و حسرت است.
نهی خدا از تعجّب، دلیل بر وجود این تعجّب در پیامبر نیست، بلکه جنبه ی پیشگیری دارد.
در نهج البلاغه، لحظات جان دادن گروهی ترسیم شده است که اموالشان در آن هنگام، در برابر چشمشان جلوه می کند و از اینکه آنها را می گذارند و می روند، عذاب می کشند.**نهج البلاغه، خطبه 108.***
راههای عذاب شدن به وسیله ی مال از این قبیل است: عذاب در تهیّه آن، در نگهداریِ آن از سرقت و حریق و مردم حسود، به جا گذاشتن و رفتن هنگام جان دادن، پاسخگویی در قیامت برای چگونگی تهیّه و مصرف آن.
پیام ها:
1- مؤمنان معاصر پیامبر در مقایسه با منافقان، در ضعف مالی بودند. (فلا تعجبک اموالهم...)
2- چه بسیار نعمت هایی که در باطن نقمت است و چه بسا توان های اقتصادی که وسیله ی نابودی و بدبختی می شود.(لیعذّبهم بها )
3- به ذلّت کشاندن ثروتمندانِ منافق، از سنّت های الهی است.(لیعذّبهم بها)
4- عذاب الهی تنها در آخرت نیست، در دنیا هم وجود دارد. (فی الحیاة الدنیا)
5 - مرگ، جدایی روح از بدن است، نه نیست و فانی شدن. (تَزهق)
6- جان منافق، ارزش گرفتن ندارد، خود خارج می شود. (تَزهق)
7- منافقِ ثروتمند، سخت جان می دهد. (تزهق انفسهم)
8 - مال و اولاد فراوانت منافقان، زمینه ی کافر مردن آنان است. (فلا تعجبک اموالهم... تزهق انفسهم و هم کافرون)
9- به عاقبت امور توجّه کنید، نه به جلوه های آن. (فلا تعجبک اموالهم... تزهق انفسهم و هم کافرون)