ترجمه تحریرالوسیله جلد اول

امام خمینی (ره)

فصل در نماز جماعت

نماز جماعت یکی از مستحبات مؤکد در همه نمازهای واجب و مخصوصا در نمازهای یومیه است البته در نماز صبح و مغرب و عشاء تأکید بیشتری دارد و برای نماز جماعت ثواب عظیمی است و جماعت بحسب اصل شرع در هیچ نمازی واجب نیست و در صحت هیچ نمازی شرط نیز نشده است جز نماز جمعه که یکی از شرائطش جماعت است و شرائط دیگری دارد که در بحث جمعه گذشت و جماعت در هیچ نمازی مستحبی اصلی مشروع نیست هرچند که به خاطر عوارضی چون نذر و امثال آن مشروع می شود تنها نماز استسقاء است که در عین اینکه مستحبی است بجماعت و اما نماز عید فطر و قربان در جای خودش گفتیم که باید فرادی خوانده شود و اگر خواستند بجماعت بخوانند بعنوان عمل به دستور نخوانند بلکه به نیت رجاء بخوانند.
مسأله 1 - در صحت نماز جماعت شرط نیست که نماز امام و مأموم از نظر نوع و کیفیت یک نماز باشد مثلا هر دو ظهر و هر دو اداء یا هر دو قضاء باشد بلکه نمازگزار می تواند نماز روزانه خود را هر نمازی که باشد به امام جماعت در نماز یومیه او هر چه که باشد اقتداء کند هرچند که از یکی قصر و از دیگری تمام یا از یکی اداء و از دیگری قضاء باشد و همچنین می تواند نماز آیات را به امامی که او هم نماز آیات می خواند اقتداء کند هرچند که این مثلا برای آیت زلزله می خواند و او برای آیتی دیگر.
بله نماز یومیه را نمی توان بکسی که مشغول خواندن نماز عید یا نماز آیات و یا نماز میت است اقتداء کرد بلکه حتی یومیه را نمی توان در نماز احتیاط و یا نماز طواف امام اقتداء کرد و همچنین عکس قضیه یعنی نماز طواف و احتیاط و آیات و عیدین و اموات را نمی شود به نماز یومیه امام اقتداء کرد و نیز هیچیک از این پنج نماز نامبرده را به امامی که یکی دیگر از آن ها را میخواند نمی توان اقتداء کرد بلکه اصولا مشروع بودن جماعت در نماز طواف و همچنین نماز احتیاط محل اشکال است.
مسأله 2 - کمترین عددی که با آن عدد جماعت منعقد می شود در غیر جمعه و عید فطر و قربان دو نفر است که یکی امام باشد و دیگری مأموم حال چه اینکه مأموم مرد باشد یا زن حتی با کودک ممیز نیز، بنابراقوی جماعت منعقد می شود.
مسأله 3 - در انعقاد نماز جماعت لازم نیست امام جماعت نیت امامت و جماعت کند هرچند که اگر بخواهد ثواب جماعت در حق او نوشته شود لازم است نیت آن را داشته باشد.
بله در نماز جمعه و عید فطر و عید قربان و در بعضی از فروع نماز معاده (یعنی نمازی که مکلف قبلا خوانده و بعد از تمام شدن آن به جماعتی برخورد کرده می خواهد همان نماز را دوباره بخواند تا بثواب جماعت برسد) بنابر مشروعیت آن نیت جماعت و امامت لازم است.
و اما مأموم نمازش نماز جماعت نمی شود مگر وقتی که نیت جماعت و اقتداء به امام را داشته باشد پس اگر چنین نیتی نداشته باشد نماز او جماعت نیست هر چند که در صف نماز جماعت قرار گرفته و در افعال و گفتارها از امام پیروی هم کرده باشد.
و در نماز جماعت وحدت امام معتبر است یعنی باید به یک امام اقتداء کند پس اگر به دو نفر اقتداء کند نماز جماعتش جماعت نمی شود هرچند که آن دو امام همه افعال و اقوال نماز را با هم انجام دهند.
و نیز واجب است بر مکلف که امام خود را به اسم و مشخصات معین کند و یا حداقل در دلش با اشاره ذهنی و یا در خارج با اشاره خارجی تعیین کند مثلا دردلش نیت کند که به این شخص حاضر اقتداء می کنم هرچند که از خصوصیات او هیچ آگاهی نداشته باشد ولی این مقدار را می داند که او شخصی است عادل که صلاحیت اقتداء را دارد پس اگر مکلف نیت کند که من بیکی از این دو نفر اقتداء می کنم نماز جماعت در حق او منعقد نمی شود هرچند که منظورش این باشد که بعدا یکی از آن دورا معین می کنم.
مسأله 4 - اگر شک کند در اینکه نیت اقتداء را کرده یا نه بنا را بر این می گذارد که نیت اقتداء نکرده ام هرچند که بداند بقصد دخول در جماعت برای نماز برخاسته است بلکه هر چند که هیئت جماعت خوانان را بخود گرفته باشد.
بله اگر کارهای جماعتخوانان را نیز کرده باشد و مثلا مانند آنان سکوت مستجب در جماعت رارعایت کرده باشد در این صورت بنا را بر این می گذارد که نیت جماعت داشته است.
مسأله 5 - اگر نیت اقتداء به شخصی معین را داشته که مثلا نامش زید است ولی معلومش شود که امام جماعت زید نیست بلکه عمرو است در این فرض اگر عمر و عادل نبوده جماعتش باطل است.
و اما نمازش در صورتی باطل است که بخیال جماعت رکنی اضافه کرده باشد و اما اگر چیزی اضافه نکرده صحت نمازش خالی از قوت نیست و به احتیاط نزدیکتر آن است که هم آن نماز را تمام کند و هم اعاده اش نماید و اگر عمرو نیز عادل بوده هم نمازش صحیح است و هم جماعتش چه اینکه منظورش اقتداء به زید بوده و خیال می کرده امام حاضر همان زید است و یا منظورش اقتداء به امام حاضر بوده و خیال می کرده که او زید است و نزدیک تر به احتیاط آن است که در صورت اول (نیت اقتداء به زید کرده و می پنداشته امام حاضر همان زید است) اگر نمازش با نماز فرادی مخالفتی داشته (مثل اینکه از اول وارد جماعت شده و حمد و سوره را نخوانده و یا بقصد متابعت رکوعی زیاد کرده باشد آن را تمام و سپس اعاده نماید.
مسأله 6 - بنابراحتیاط جائز نیست کسی که نماز فرادی می خواند در این نماز عدول بجماعت کند.
مسأله 7 - ظاهرا عدول از جماعت بفرادی در همه حالات نماز جائز باشد هر چند که اضطراری در بین نباشد و هرچند که از اول نماز قصدش این بوده که در وسط نماز قصد فرادی نماید و بقیه نماز را فرادی بخواند لکن نزدیک تر به احتیاط آن است که تا ضرورتی هرچند دنیائی برایش پیش نیامده قصد فرادی نکند تا چه رسد به اینکه از اول نماز قصد کند که در بین نماز قصد فرادی کند.
مسأله 8 - اگر بعد از قرائت امام و قبل از رکوع قصد فرادی کند لازم نیست حمد و سوره را که خود او نخوانده بود بخواند حتی اگر دربین قرائت قصد فرادی کند باز لازم نیست آن چند آیه ای را که امام خوانده خودش نخواند بلکه خواندن بقیه کافی است هرچند که نزدیک تر به احتیاط آن است که بقصد قربت و رجاء (نه بعنوان دستور) آن چه را که امام خوانده بخواند مخصوصا در صورت دوم یعنی آن جا که بخواهد در بین قرائت قصد فرادی کند.
مسأله 9 - بنابراحتیاط کسی که در بین نماز قصد فرادی کرده دیگر جائز نیست قصد اقتداء کند.
مسأله 10 - اگر وقتی به جماعت رسید که امام در رکوع است و هنوز سر برنداشته هرچند که ذکر را گفته باشد و یا هنوز به رکوع نرفته جائز است اقتداء کند و در هر صورت یک رکعت از نماز او حساب می شود و باید دانست که رکوع امام آخرین فرصتی است که مأموم می تواند باو ملحق شود پس درک کردن رکعت در ابتداء جماعت موقوف است به درک کردن رکوع امام تا رکوع و اما اگر شروع به برخاستن کند دیگر نمی شود به او ملحق شد.
و اما در رکعتهای دیگر نماز نرسیدن به رکوع امام نماز و جماعت را باطل نمی کند پس اگر نمازگزاری که در حال خواندن رکعت دوم و یا سوم ویا چهارم نماز خویش در جماعت است وقتی به رکوع برود که امام سربرداشته نه نمازش باطل می شود و نه جماعتش البته این در صورتی است که قبل از رکوع قسمتی از قرائت یا قنوت امام را درک کرده باشد چه در غیر این صورت (یعنی در صورتی که مثلا مشغول تشهد و یا سجده رکعت قبلی بوده و امام برخاسته تسبیحات را گفته و رکوع رفته و سر از رکوع برداشته و مأموم بعد از رکوع ملحق شده) مسئله محل اشکال است.
مسأله 11 - ظاهرا اگر مکلف در اول رکعت داخل نماز جماعت شود و یا در بین قرائت (ویا تسبیحات) داخل شده باشد و تصادفا نتوانسته باشد برکوع امام برسد نمازش و جماعتش صحیح است و همان رکعت را یک رکعت از نماز خود حساب می کند و آن چه در مسئله قبلی گفتیم مربوط به جائی است که مکلف در حال رکوع امام و یا بعد از قرائت وقبل از رکوع وارد جماعت شده باشد که گفتیم اگر به رکوع امام نرسد جماعتش باطل می شود.
مسأله 12 - اگر بخیال اینکه به رکوع امام می رسد تکبیرة الاحرام بگوید و رکوع کند ولکن امام را در رکوع درک نکند و یا شک کند در اینکه درک کرده یا نه بعید نیست نمازش صحیح و جماعتش باطل باشد و نزدیک تر به احتیاط آن است که همان نماز را تمام نموده دوباره اعاده کند.
مسأله 13 - اگر نمازگزار با اینکه اطمینان ندارد به رکوع امام برسد ولی بامید رسیدن داخل در نماز جماعت شود اقوی این است که اشکالی ندارد اگر درک کرد نمازش و جماعتش صحیح است و گرنه باطل است و اگر باین قصد تکبیرةالاحرام بگوید که اگر به رکوع امام رسیدم نماز را بجماعت می خوانم وگرنه فرادی می خوانم و یا منتظر می مانم تا در رکعت بعد ملحق شوم اشکالی ندارد بشرطی که نماز خواندن امام کند نباشد.
مسأله 14 - اگرنیت اقتداء کند و تکبیرة الاحرام را بگوید ولی قبل از اینکه او به رکوع برود امام سر از رکوع بردارد می تواند نمازش را فرادی بخواند و می تواند ایستاده صبر کند تا رکعت بعد و آن رکعت را رکعت اول نماز خود حساب کند بشرطی که امام در نمازش آنقدر کند نباشد که دیگر عنوان اقتداء صدق نکند و گرنه صبر کردن جائز نیست و باید نماز را فرادی بخواند.
مسأله 15 - اگر امام را در سجده اول و یا دوم رکعت آخر نماز درک کند یعنی وقتی برسد که امام بسجده میرفته و بخواهد بمقدار دو سجده و یک تشهد و سلام ثواب جماعت را درک کند می تواند نیت کند و تکبیرةالاحرام بگوید و با امام سجده کند و تشهد را بگوید و بعد از سلام امام برخیزد و نماز خودش را بخواند و این احتیاط را ترک نکند که این نمازش را تمام نموده دوباره بخواند هرچند که کافی بودن آن نیت و آن تکبیرة الاحرام و بحساب نیامدن سجده و تشهد با امام و بالاخره صحیح بودن نمازش خالی از وجه نیست و بهتر آن است که اصلا در چنین وضعی داخل در جماعت نشود و اگر وقتی برسد که امام دارد تشهد آخر نماز را می خواند جائز است نیت و تکبیرةالاحرام را انجام داده بنشیند و با امام تشهد را بگوید همینکه امام سلام گفت او برخیزد و نمازش را با همان نیت و همان تکبیرةالاحرام بخواند که اگر چنین کند بفضیلت نماز جماعت رسیده هرچند که یک رکعت را هم درک نکرده باشد.

گفتار در شرائط جماعت

در نماز جماعت غیر از شرائطی که قبلا ذکر شد چند شرط معتبر است:
اول اینکه بین امام و مأمومین و یا بین مأمومین که واسطه اتصالند حائلی که از مشاهده جلوگیری کند نباشد البته این شرط در جماعتی معتبر است که مأموم مرد باشد و اما اگر زن باشد و به امام مرد اقتداء کند وجود حائل بین او و امام و یا بین او و مأمومین مرد ضرری ندارد و اما بین او و بین زنان دیگر مأموم که واسطه اتصال او به امامند و همچنین بین او و خود امام در صورتی که امام زن باشد و اقتداء زن بزن جایز باشد محل اشکال است.
شرط دوم اینکه موقف و محل ایستادن امام بالاتر از موقف مأمومین نباشد مگر آنکه تفاوت دو موقف بسیار اندک باشد که عیبی ندارد و نزدیک تر به احتیاط آن است که این تفاوت آن قدر کم باشد که عرف با اینکه مسامحه دارد امام را بالاتر از مردم نبیند.
و اما بلند بودن موقف مامومین از موقف امام عیب ندارد هرچند که تفاوت زیاد باشد البته زیاد متعارف مثل اینکه امام در صحن مسجد در نماز ایستاده و ماموم پشت بام ایستاده باشد و احتیاط آن است که مأموم از بالای بام آپارتمانهای متعارف در این زمان اقتداء نکند.
شرط سوم اینکه ماموم از امام و یا از صف جلوتر از خود زیاد دور نباشد و احتیاط آن است که بین محل سجده مأموم و جای پای امام و همچنین بین محل سجده صف عقب با جای پای صف جلو بیش از یک گام متعارف فاصله نباشد و نزدیک تر به احتیاط آن است که محل سجده صف عقب بدون فاصله درست پشت موقف صف جلو بوده باشد.
شرط چهارم اینکه مأموم جلوتر از امام بایستد و احتیاط آن است که دوشادوش او نیز نباشد بلکه عقب تر بایستد هرچند که به مقدار کمی و اما اگر ماموم اندکی عقب تر ایستاده ولکن بخاطر اینکه بلند قامت تر از امام است در حال رکوع و سجده از امام جلوتر بیفتد ضرری ندارد هرچند که مراعات تأخر در همه حالات و مخصوصا در حال نشستن و زانوها را عقب تر از زانوی امام قرار دادن به احتیاط نزدیک تر است.
مسأله 1 - تاریکی و غباری که مانع مشاهده باشد جزء حائل به حساب نمی آید و همچنین نهر و راه عبور در صورتی که بسیار عریض نباشند از مصادیق حائل نیست بلکه ظاهر این است که پنجره و شبکه نیز مانع شمرده نمی شود مگر آن که آن قدر سوراخهای شبکه تنگ باشد که عنوان ساتر و یا دیوار بر آن صادق باشد که در این صورت مضر بجماعت است.
و اما شیشه ای که ماورای خود را نشان می دهد مانع نیست هرچند که نزدیک تر به احتیاط اجتناب از آن است.
مسأله 2 - حائل کوتاهی که در همه احوال نماز جلو دید را نمی گیرد ضرری ندارد هرچند که در حال سجده جلو دید را بگیرد مانند حائلی که مثلا یک وجب و یا کمی بیشتر بلندی داشته باشد اما به شرطی که آن قدر بلند نباشد که در حال نشستن مانع دید باشد و گرنه باعث اشکال می شود و احتیاط در آن ترک نشود.
مسأله 3 - حائل شدن مأمومین صف های جلوتر هرچند که هنوز داخل نماز نشده باشند ضرری ندارد بشرطی که آماده داخل شدن باشند همچنانکه ندیدن بعضی از افراد صف اول و یا بیشتر آنان امام را از جهت طولانی بودن صف ضرری ندارد و همچنین ندیدن در صف دومند صف اول را در صورتی که علتش طولانی بودن صف دوم از صف اول باشد.
مسأله 4 - اگر صفوف جماعت تا مثلا درب مسجد کشیده شده باشد و یک یا چند صف در خارج مسجد قرار داشته باشد بطوری که مثلا یکی از آنان روبروی درب و بقیه در دو طرف او قرار گرفته باشند بنابراحتیاط نماز آنهائی که در صف اول در دو طرف آن شخص قرار دارند و بین آنان و امام و یا بین آنان و صف جلو مانعی از مشاهده هست باطل است بلکه باطل بودن خالی از قوت نیست و همین حکم درباره محراب درونی جاری است، بله صفهای غیر صف اول همگی نمازشان صحیح است.
مسأله 5 - اگر در اول نماز جماعت حائلی بین امام و مامومین وجود نداشته ولی در بین نماز پیدا شد و یا وصفی پیش آمد که فاصله بین این دو از حد مجاز تجاوز کرد اقوی تر آن است که مثل وجود حائل و یا فاصله در ابتداء موجب بطلان جماعت است و نماز خود بخود فرادی می شود.
مسأله 6 - حائل غیر مستقر مانند حیوان و یا انسانی که از جلو صف نمازگذار عبور کند ضرری ندارد.
بله اگر عبورکنندگان نیز صفی متصل بهم باشند جماعت را بهم می زنند هرچند که مستقر نیستند.
مسأله 7 - اگر نماز صف اول (بخاطر قصر بودن) تمام شود بقاء اقتداء صفوف بعدی مشکل است هرچند که اهل صف اول بلافاصله بعد از سلام نماز دوباره اقتداء کنند بنابراین احتیاط ترک نشود به اینکه صفوف بعدی قصد فرادی کنند و بقیه نمازشان را خودشان بخوانند.
مسأله 8 - اگر یقین داشته باشد به اینکه نماز اهل صف جلو باطل است جماعت او نیز باطل خواهد بود البته این بطلان وقتی است که صف جلو حائل باشد بین او و امام و یا باعث زیادتی فاصله گردد.
بله اگر اهل صف بعدی اطلاعی از صحت و بطلان اهل صف قبلی ندارند لازم نیست تفحص کنند بلکه عمل آنان را حمل بر صحت می نمایند.
و اما اگر نماز آنان بر حسب تقلید خودشان صحیح و بر حسب تقلید صف بعد باطل باشد اگر وجود صف جلو حائل و یا باعث زیادتی فاصله باشد صحت جماعت صف بعد مشکل است.
مسأله 9 - جائز است برای اهل صف بعد اینکه قبل از تکبیرة الاحرام گفتن صف جلو تکبیر بگویند البته به شرطی که صف جلو ایستاده و آماده برای دخول در نماز باشند.

گفتار در احکام جماعت

اقوی این است که مأموم باید قرائت دو رکعت اول از نمازهای اخفائی و همچنین نمازهای جهری را در صورتی که صدای امام و حتی همهمه او را می شنود ترک کند و اما اگر نمی شنود حتی همهمه را جائز و بلکه مستحب است خودش حمد و سوره را بخواند و احتیاط آن است که در دو رکعت اخیر از نمازهای جهری اگر امام حمد می خواند و او قرائت را می شنود خودش قرائت نکند بلکه تسبیح بگوید.
و اما در نمازهای اخفاتی مأموم مانند کسی است که فرادی نماز می خواند واجب است بر او که یا حمد بخواند بدون سوره و یا تسبیحات اربعه را بگوید چه اینکه قرائت امام را بشنود و چه نشنود.
فرقی نیست بین اینکه نشنیدن صدا و همهمه امام بخاطر دوری از امام باشد و یا بخاطر زیادی سر و صدا و یا بخاطر سنگینی گوش او و یا بهر علتی دیگر.
مسأله 2 - اگر قسمتی از قرائت امام را بشنود و قسمتی دیگر را نشنود و احتیاط آن است که قرائت را ترک کند هم در نمازهای جهریه و هم نمازهای اخفاتی.
مسأله 3 - اگر شک کن در اینکه صدای امام بگوشش می رسد یا نه و یا شک کند این صدائی که بگوشش می رسد صدای امام است یا نه احتیاطآن است که قرائت را ترک کند هرچند که اقوی جواز آن است.
مسأله 4 - بر مأموم واجب نیست که در حال قرائت امام طمأنینه را حفظ کند هرچند که رعایت کردنش به احتیاط و نزدیک تر است و همچنین بر او واجب نیست که برای رسیدن به اول قرائت امام در برخاستن برای رکعت دوم شتاب کند بلکه می تواند سجده خود را طول بدهد تا اینکه امام قسمتی از قرائت رکعت دوم را خوانده باشد البته این در صورتی است که این عقب افتادگی زیاد نباشد.
مسأله 5 - امام در دو رکعت اول بغیر از قرائت چیزی از نماز ماموم را تحمل نمی کند و اما در دو رکعت اخیر ماموم مانند منفرد است هرچند که امام در این دو رکعت سوره حمد را انتخاب کرده باشد و ماموم هم صدای او را بشنود البته با رعایت احتیاطی که در اول این باب گذشت و گفتیم اگر صدای قرائت امام را می شنود خودش قرائت نکند بلکه تسبیحات اربعه را بگوید.
و اگر ماموم دو رکعت اول امام را درک نکند در دو رکعت آخر امام باید حمد و سوره بخواند چون دو رکعت اول نماز او است و اگر امام مهلت نداد که او حمد و سوره را بخواند و اگر مهلت تمام کردن حمد را نیز به او نداد اقوی آن است که می تواند حمد و سوره را بخواند و در سجده به امام ملحق شود و شاید نزدیک تر به احتیاط هم همین باشد هرچند که قصد فرادی کردن ینز جائز است.
مسأله 6 - اگر امام را در رکعت دوم درک کند امام قرائت را از او تحمل می کند و او با اینکه در رکعت اول نماز خودش می باشد و رکعت اول نه قنوت دارد و نه تشهد مع ذلک امام را در انجام این دو عمل متابعت نموده بنابراحتیاط در تشهد تجافی می کند (یعنی دستها را به زمین گذاشته زانوها را از زمین بلند می کند و به طور موقف باین شکل صبر می کند تا با امام برخیزد، و وقتی برخاست حمد و سوره خود را می خواند چون رکعت دوم او است و چه اینکه امام که در رکعت سوم است حمد می خواند و یا تسبیحات.
مسأله 7 - در جائی که بر مأموم واجب است حمد و سوره خود را بخواند مثل کسی که یک و یا دو رکعت از امام عقب افتاده و همچنین در جائی که مستحب است حمد و سوره خود را بخواند مثل آن جائی که در نماز جهریه در دو رکعت اول صدای امام را نمی شنود بر مأموم آهسته خواندن حمد و سوره واجب است هرچند که نماز مغرب و یا عشاء باشد که جهری خواندن حمد وسوره اش واجب است.
مسأله 8 - اگر امام را در دو رکعت آخر نماز درک کند و قبل از رکوع امام داخل در نماز شود بر او واجب است حمد و سوره را بخواند و اگر امام این مقدار به او مهلت نداد سوره را رها کند و اگر از اول بداند که اگر داخل نماز شود بخواندن حمد هم نمی رسد احتیاط آن است که داخل نشود تا امام برکوع برود آن وقت تکبیرةالاحرام بگوید و رکوع کند و در این صورت دیگر حمد و سوره بر او واجب نیست.
مسأله 9 - بر مأموم واجب است که امام را در همه افعال نماز متابعت کند باین معنا که جلوتر از امام هیچ عملی را انجام ندهد و از امام خیلی عقب هم نیفتد این درباره افعال نماز بود.
و اما درباره اقوال نماز یعنی ذکر سجده و رکوع و تشهد و قرائت و غیره اقوی این است که متابعت امام بجز در تکبیرةالاحرام واجب نیست تنها در تکبیرةالاحرام است که واجب است جلوتر از امام و حتی مقارن با امام انجام ندهد بلکه بعد از امام تکبیرةالاحرام را بگوید نزدیک تر به احتیاط آن است که قبل از تمام شدن تکبیرةالاحرام امام بگفتن تکبیرةالاحرام شروع نکند حال چه اینکه صدای امام را در اقوال بشنود و یا نشنود هرچند که عقب تر گفتن اقوالی که از امام می شنود و مخصوصا سلام نماز به احتیاط نزدیکتر است و اگر در مواردی که گفتیم متابعت واجب است متابعت نکند معصیت کرده ولی نمازش و همچنین جماعتش صحیح است مگر در یک صورت و آن این است که امام هنوز مشغول قرائت باشد و برکوع خم نشده او برکوع برود که اگر چنین کند صحت نمازش تا چه رسد به صحت جماعتش مشکل می شود بلکه ممنوع است همچنانکه اگر در جاهای دیگر بطور فاحش جلو و یا عقب بیفتد بطوری که هیئت جماعت را بر هم بزند در جائی هم که نمازش صحیح باشد جماعتش باطل می شود.
مسأله 10 - اگر سهوا قبل از امام تکبیرةالاحرام بگوید و یا خیال می کرده که امام تکبیر گفته نمازش فرادی صحیح است و اگر بخواهد به ثواب جماعت برسد باید نیت نماز مستحبی بکند و در دو رکعتی سلام بدهد و به جماعت ملحق شود.
مسأله 11 - اگر سهوا قبل از امام سر از رکوع و یا سجده بردارد و یا خیال می کرده که امام سر برداشته بر او واجب است دوباره برکوع و یا سجده برگردد و این زیادی رکن نماز را باطل می کند و اگر برنگردد گناه کرده ولی نمازش صحیح است البته این در وقتی است که واجبات رکوع و سجود را انجام داده باشد.
و اما اگر انجام نداده مثلا هنوز ذکر رکوع نگفته سر بردارد و بر نگردد احتیاط آن است که بگوئیم نمازش باطل است و نزدیک تر به احتیاط آن است که بگوئیم آن نماز را بجماعت تمام کند و دوباره از نو بخواند و اگر قبل از امام عمدا سر بردارد گناه کرده و نمازش صحیح است و این نیز در صورتی است که ذکر رکوع یا سجده را گفته باشد و سایر واجبات را انجام داده باشد و گرنه اگر واجبات را ترک کرده باشد نمازش باطل است و در این فرض که عمدا سربرداشته دیگر جائز نیست بعنوان متابعت امام برگردد و اگر عمدا برگردد نمازش بخاطر زیادت عمدی رکن باطل می شود و همچنین اگر سهوا برگردد (باعث زیادی رکن شود مثل برگشتنش برکوع).
مسأله 12 - اگر قبل از امام سهوا سر از رکوع بردارد و دوباره بخاطر متابعت به رکوع برود و قبل از رسیدن او به رکوع امام سر از رکوع بردارد بعید نیست نمازش باطل شود و احتیاط آن است که هم آن نماز را تمام کند و هم اعاده نماید.
مسأله 13 - اگر سر از سجده بردارد و ببیند که امام هنوز در سجده است و خیال کند که امام هنوز سجده اول را انجام می دهد بعنوان متابعت به سجده برگردد و بعد معلوم شود که امام سجده دوم را انجام می داده در اینکه برگشتن او به سجده، سجده دوم او حساب شود مشکل است و احتیاط واجب آن است که آن نماز را تمام نموده مجددا اعاده کند و اگر خیال کند که سجده امام سجده دوم است و بقصد سجده دوم سجده کند بعد معلوم شود که سجده امام همان سجده اول بوده سجده مأموم دومی او حساب می شود و می تواند قصد فرادی نموده نمازش را تمام کند و بعید نیست که متابعت در سجده دوم امام نیز جائز باشد و همچنین جائز باشد همچنان در سجده دوم خود بماند تا امام از سجده اولش سر بردارد و بسجده دوم بیاید لکن قصد انفراد به احتیاط نزدیکتر است همچنانکه با متابعت نیز اعاده نماز به احتیاط نزدیکتر است.
مسأله 14 - اگر عمدا قبل از امام رکوع و یا سجده کند دیگر جائز نیست امام را متابعت نماید و اما اگر سهوا چنین کرده باشد وجوب متابعت خالی از وجه نیست بنابراین باید از رکوع بقیام و از سجده به جلوس برگردد و با امام برکوع و سجود برود هرچند که خالی از اشکال هم نیست و لذا احتیاط در اعاده نماز است.
مسأله 15 - اگر در حالی که مشغول خواندن نافله است نماز جماعت برقرار شود و ترس آن را داشته باشد که بجماعت نرسد مستحب است نافله را قطع کند و اگر مشغول خواندن نماز واجب فرادی است مستحب است عدول به نافله کند و سپس نماز را در دو رکعتی سلام بدهد و معلوم است که این در جائی است که از نماز واجب بیش از دو رکعت نخوانده باشد و اما اگر به رکعت سوم یا چهارم رسیده باشد دیگر جای عدول نیست.