مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد دوم

نویسنده : سید محمد تقی موسوی اصفهانی مترجم : سید مهدی حائری قزوینی‏

هشتادم: مهیا کردن سلاح و اسب در انتظار ظهور آن جناب (علیه السلام)

تا آن حضرت (علیه السلام) را یاری کند و به حضورش شرفیاب گردد، پس در اینجا دو مطلب بحث می شود: مطلب اول: ذکر فضیلت مهیا کردن سلاح. مطلب دوم: بیان آنچه بر مرابطه و مهیا کردن اسب (آماده باش بودن) دلالت دارد، معنی و اقسام مربوطه نیز در این مطلب یاد می شود.
مطلب اول: روایتی که نعمانی به سند خود از امام صادق (علیه السلام) آورده بر آن دلالت دارد، که آن حضرت فرمودند: لیعدن احدکم لخروج القائم و لو سهما" فان الله تعالی اذا علم ذلک من نیته رجوت لأن ینسی ء فی عمره؛ هر یک از شما برای خروج حضرت قائم (علیه السلام) (سلاحی) مهیا کند هر چند که یک تیر باشد، که خدای تعالی هرگاه بداند که شخص چنین نیتی دارد امیدوارم عمرش را طولانی کند.(882)
می گویم: آنچه درباره فرموده امام (علیه السلام): لأن ینسی ء فی عمره در نظرم می آید این است که خدای تعالی به سبب این عمل عمرش را طولانی می نماید، خواه این که عمرش آن قدر طولانی بشود که زمان ظهور حضرت قائم (علیه السلام) را دریابد یا نه، و انساء در لغت به معنی تأخیر است.
و شیخ کلینی (رحمةالله) در روضه کافی به سند خود از ابوعبدالله جعفی روایت آورده که گفت: حضرت ابو جعفر محمد بن علی امام باقر (علیه السلام) به من فرمودند: منتهای زمان مرابطه نزد شما چند روز است؟ عرضه داشتم: چهل روز، فرمودند: ولی مرابطه ما مرابطه ای است که همیشه هست، و هر کس در راه ما اسبی را مهیا نماید، به مقدار دو وزن آن تا مادامی که آن را نگهداشته برایش (ثواب) خواهد بود، و هر کس سلاحی را برای (یاری) ما مهیا سازد، تا وقتی که نزد او هست به مقدار وزن آن برایش (ثواب) خواهد بود، از یک بار و دو بار و سه بار و چهار بار بی تابی نکنید (یعنی اگر مکرر دیدید که امامان بر حق شما مظلوم و مقهور شدند ناامید نشوید) به درستی که مثل ما و شماها مانند پیغمبری است که در بنی اسرائیل بود و خداوند - عز و جل- به او وحی فرمود که قوم خود را به جهاد فراخوان، که من تو را یاری خواهم کرد، پس آن ها را از هر جا که بودند جمع کرد و با هم روی به سوی دشمن نهادند، هنوز شمشیر و نیزه ای به کار نبرده بودند که دشمنان بر آنها غلبه کردند و ایشان روی به هزیمت نهادند، بار دیگر خداوند متعال به او وحی فرستاد که قوم خویش را به جهاد دعوت کن به درستی که من شما را یاری خواهم کرد، پس آن پیغمبر ایشان را جمع کرد و همگی را به سوی دشمن بسیج نمود، ولی هنوز شمشیر و نیزه ای به کار نبرده بودند که شکست خوردند و گریختند. سپس (برای سومین بار) خداوند به آن پیغمبر وحی فرمود که قومت را به جهاد دعوت کن، به درستی که من شما را یاری خواهم کرد، چون قوم خویش را به جهاد فراخواند عرضه داشتند: تو وعده نصرت به ما دادی و ما مغلوب شدیم. پس خدای -عز و جل- به او وحی فرمود: که اگر جهاد نکنید مستوجب آتش عذاب خواهید شد، عرض کرد: پروردگارا جهاد با کفار نزد من از آتش عذاب بهتر است. پس آن پیغمبر قوم خود را به جهاد دعوت نمود، سیصد و سیزده تن از آنان به عدد اهل بدر او را اجابت کردند، پس با آنها به سوی دشمن روی نهاد، و هنوز شمشیر و نیزه ای به کار نبرده بودند که خدای -عز و جل- فتح و پیروزی را نصیب آنان ساخت.(883)
مجلسی (رحمةالله) در شرح فرموده امام (علیه السلام): مرابطه ما مرابطه ای است که همیشه هست گوید: یعنی بر شیعیان واجب است که خود را بر اطاعت امام بر حق، و انتظار فرج او ببندند، و برای یاری نمودنش مهیا باشند و در شرح فرمایش آن حضرت (علیه السلام): به مقدار دو وزن آن... گویند: یعنی ثواب صدقه دادن دو برابر وزن آن طلا و نقره هر روز برایش خواهد بود، و احتمال داردد که از باب تشبیه معقول به محسوس باشد، یعنی: برای او دو چندان وزن آن است ثواب خواهد بود.
مطلب دوم: در بیان معنی مرابطه و فضیلت آن است، خدای -عز و جل- فرماید: یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوالله لعلکم تفلحون(884)؛ ای کسانی که ایمان آورده اید صبور باشید و یکدیگر را به صبر و پایداری سفارش نمایید و مرابطه کنید و خدا ترس باشید که پیروز و رستگار شوید.
بدان که مرابطه از ربط به معنی بستن گرفته شده، و منظور از آن در کتاب و سنت چند معنی است: معنی اول: آنچه فقها در کتاب جهاد از مباحث فقه یاد کرده اند این که: شخص مؤمن در یکی از مراکز نفوذ دشمن اسب (و مرکب) خود را نگاه دارد، برای حفظ بلاد اسلام از یورش و هجوم کفار، که هرگاه بر مسلمین هجوم کنند آن ها را دفع نماید. و حداقل این مرابطه سه روز و حداکثر چهل روز است، و چون از چهل روز بیشتر شود ثواب مجاهدین را خواهد داشت، و در استحباب این گونه از مرابطه بین زمان حضور امام (علیه السلام) و زمان غیبت او فرقی نیست، و این مرابطه فضیلت بسیار دارد، چنان که در حدیث نبوی که در کتاب جواهر الکلام(885) به نقل از منتهی حکایت شده از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است که فرمود: یک شب مرابطه کردن (و اسب مهیا داشتن) در راه خدا از این که شخص یک ماه روزها روزه باشد و شب ها به عبادت قیام نماید ثوابش بیشتر است، پس هرگاه بمیرد عملی که انجام می داده بر او جریان خواهد یافت، و روزیش بر او جاری خواهد شد، و از فرشته ای که در قبر مردگان را بازجویی کند، ایمن خواهد ماند.
و در حدیث نبوی دیگری است که: هر میتی نامه عملش پیچیده و پرونده اش مهر (و بسته) می شود مگر مرابطه کننده در راه خدا که عملش تا روز قیامت زیاد می گردد، و از فرشته بازجوی قبر (از فتنه دوران فترت خ ل) ایمن خواهد ماند.
و در حدیث نبوی سومی آمده است: دو چشم است که آتش به آن ها نرسد، چشمی که از خوف خدا گریسته و چشمی که شب را برای حراست و پاسداری در راه خداوند بیدار مانده باشد.
توضیح: اینکه پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده: روزیش بر او جاری خواهد شد شاید منظور عالم برزخ باشد، به قرینه بعضی از اخبار و تفسیر بعضی از آیات، چنانکه بر اهل عنایت و خرد پوشیده نیست.
دو نکته: شایسته است در اینجا دو نکته را تذکر دهیم:
1- اینکه این گونه مرابطه نیابت بردار است، به جهت آنچه پیش تر در استحباب نیابت از زندگان و مردگان در سایر اعمال نیک و کارهای مستحب بیان داشتیم، و به دلایل دیگری که در فقه یاد شده است.
2- اینکه استحباب این مرابطه در صورتی است که ضرورت نداشته باشد، و گرنه در صورت ضرورت داشتن واجب کفایی خواهد بود و تفصیل سخن موجب خروج از مقصود می شود.
معنی دوم: این که مؤمن با امام زمانش مرابطه کند، به اینکه خودش را به رشته ولایت او ببندد و مربوط سازد، و به پیروی و یاری حضرتش ملتزم گردد. و این گونه از مرابطه بر همه افراد واجب عینی است، و نیابت در آن نیست، و اینکه یکی از ارکان ایمان است، و خداوند متعال هیچ عملی را بدون آن نمی پذیرد.
و بر این مطلب دلالت دارد -اضافه بر آنچه در مبحث وجوب انتظار و مباحث دیگر گذشت- آنچه علی بن ابراهیم قمی به سند صحیحی در تفسیر آیه یاد شده از امام صادق (علیه السلام) آورده که فرمود: (صبر کنید) بر مصایب (و یکدیگر را به صبر وادارید) بر واجبات، (و مرابطه کنید) بر (اعتقادبه) امامان (علیهم السلام)(886).
و در تفسیر برهان و غیر آن از امام باقر (علیه السلام) آمده که: درباره فرموده خدای -عز و جل-: یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا. فرموده: بر انجام فرایض و واجبات صبر کنید و با دشمنانتان پایداری کنید و با امام منتظرتان مرابطه نمایید.(887)
و در همان کتاب به سند صحیحی از امام صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: بر فرایض و واجبات صبر کنید و یکدیگر را بر مصایب به صبر وادارید و بر (اعتقاد به) امامان مرابطه نمایید.(888)
و از امام کاظم (علیه السلام) است که فرمود: بر مصائب صبر کنید و یکدیگر به تقیه کردن وادارید و با کسی که به او اقتدا دارید مرابطه نمایید، و خداترسی را پیشه سازید باشد که پیروز و رستگار شوید.(889)
و از یعقوب سراج از حضرت امام صادق (علیه السلام) در معنی آیه شریفه چنین آمده: بر اذیت در راه ما صبر کنید. راوی گوید: عرضه داشتم: (فصابروا)؟ فرمود: (یکدیگر را) بر دشمنتان با ولیتان به صبر وادارید. عرض کردم: (و رابطوا)؟ فرمود: برپای ماندن بر امامتان، و تقوی و خداترسی را پیشه سازید باشد که پیروز و رستگار شوید. عرضه داشتم: این تنزیل است؟ فرمود: آری.(890) و در حدیث دیگری آمده که فرمود: با امامتان در آنچه به شما امر فرموده و بر شما فرض کرده مرابطه نمایید.
می گویم: وجوب مرابطه به این معنی از ضروریات مذهب است، بنابراین از آوردن دلیل بر این مطلب بی نیاز هستیم، اضافه بر اینکه دلالت آیات و اخبار بر آن همچون خورشید نیمروز روشن است، پس بر آنان که چشم و گوششان باز است پوشیده نیست.
معنی سوم: این که اسب و مانند آن را به انتظار ظهور صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نگاه دارد، تا بر آن سوار شده و با دشمنان آن حضرت مقابله نماید، و این گونه از مرابطه از مستحبات مؤکد است، دلیل بر فضیلت آن -اضافه بر آنچه از روضه کافی حکایت کردیم - روایتی است که در فروع کافی در کتاب الدواجن به سند خود از ابن طیفور متطبب آورده که گفت: حضرت ابوالحسن (علیه السلام) به من فرمود: بر چه مرکبی سوار می شوی؟ عرضه داشتم: بر الاغ. آن حضرت (علیه السلام) فرمود: آنرا چند خریده ای؟ عرض کردم: سیزده دینار. فرمود: این همان اسراف است اینکه الاغی را به سیزده دینار خریداری کنی و اسب را تاتاری را واگذاری. عرضه داشتم: ای سرور من به درستی که هزینه اسب تاتاری از هزینه الاغ بیشتر است. فرمود: البته کسی که هزینه الاغ را می دهد هم او هزینه اسب را هم می دهد، آیا ندانسته ای که هر کس اسبی را به انتظار امر ما نگاهدارد، و به سبب آن دشمنمان را خشمگین سازد، و او به ما منسوب باشد خداوند روزی اش را فراخ گرداند، و شرح صدر به او عطا کند، و به آرزویش برساند، و یار او بر حوائجش باشد.(891)
و در برهان و غیر آن به نقل از تفسیر عیاشی به سند خود از امام صادق (علیه السلام) در معنی آیه مرابطه آمده: صبر کنید، می فرماید: از گناهان، و یکدیگر را به صبر وادارید بر انجام فرایض و واجبات، و خداترسی را پیشه کنید، خداوند فرماید: امر به معروف و نهی از منکر نمایید. سپس فرمود: و کدام منکر از این زشت تر که این امت بر ما ظلم کردند و ما را کشتند؟ و مرابطه کنید: (خداوند) فرماید: در راه خدا (مرابطه کنید). و ماییم راه بین خدا و خلق او، و ماییم رشته ارتباط، توجه کنید هر کس در دفاع از ما جهاد کند به راستی که از پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و آنچه از سوی خداوند آورده جهاد کرده است...(892)
و در همان کتاب از حضرت ابو جعفر امام باقر (علیه السلام) درباره این آیه آمده که فرمود: درباره ما نازل گشت، و رباطی که به آن مأمور شده ایم هنوز نشده، و از نسل ما آن مرابط خواهد بود.(893)
توضیح: منظور از مرابط -چنان که از تأمل در فرمایشات ایشان (علیهم السلام) برایم ظاهر شده- همان امام منتظر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می باشد، و جهت این نام گذاری برای آن حضرت روشن است.
توجه: مقصود اصلی در اینجا یاد کردن گونه دوم و سوم از مرابطه بود، و گونه اول آن را هم به منظور فایده بیشتر و نتیجه زیادتر یاد نمودیم، و در این هنگام -یعنی ماه جمادی الثانیه از سال هزار و سیصد و چهل و هشتم از هجرت مبارک نبوی- تصمیم گرفته ام به منظور زیارت مشاهد ائمه اطیاب (علیهم السلام) به عراق سفر کنم، و از خدای تعالی خواستارم که مرا در راه مقصودم به طور کامل توفیق دهد، و پس از بازگشت از سفر مرا برای تمام کردن کتاب موفق گرداند، بمنه و کرمه انه عزیز وهاب.
تا به اینجا به دست مصنف ضعیف جانی محمد تقی موسوی اصفهانی -که خدای تعالی او را ببخشاید و در پناه مولایش حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرارش دهد- با حمد و استغفار پایان یافت.
بنده خدا محمد الموسوی الاصفهانی چنین گوید: پدرم -مصنف این کتاب (رحمةالله) در اواخر ماه شعبان همان سال از این سفر بازگشت، و در شب بیست و پنجم ماه رمضان در حالی که مسموم شده بود وفات یافت، و از خدای تعالی خواستارم که مرا توفیق دهد تا مؤلفات و آثار پدرم را منتشر سازم، همچنان که به نشر این کتاب موفقم داشت، و الحمد لله کما هو اهله.
بنده قاصر خداوند سید محمد باقر بن سید مرتضی موحد ابطحی -عفی عنهما- چنین گوید: مؤلف با رحلت اسف بار خود که بین او و آنچه بر خود حتم کرده بود که خاتمه ای برای کتاب قرار دهد مانع گشت، و جان خود را به راه دوست سپرد و پس از بازگشت از مشاهد مشرفه و اعتاب مقدسه دعوت پروردگارش را لبیک گفت. پس خدای کریم را سزد که بنده با وفای خویش را به رحمت واسعه خود برد، و چهره های بندگانش را شاداب فرماید، در زندگانی رضایت بخش در منازل بالای بهشت، به خاطر وفای به فرموده اش: قل کل یعمل علی شاکلته(894)؛ تو به خلق بگو که هر کس بر حسب ذات و طبیعت (نیت های) خود عملی انجام دهد... و جا دارد مؤلف که بر پروردگارش وفود یافته عرض کند: یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا الکیل(895)؛ عزیزا! بر ما و اهل ما سختی رسیده و با متاعی اندک به درگهت پناه آورده ایم پس مکیال (پیمانه) ما را پر کن. و تو آخرین امید من در (انجام) این مکیال هستی.
و آن بزرگوار (قدس سره) در جهت تألیف این کتاب به خوانندگان گرامی با زبان حال چنین می گوید:
این کتاب من برای شما و وسیله ارتباط با شماست، پس کتابم را بر خوانید که همچون بهشت جاودان جامع مطالب است که هشت باب (بخش) دارد، و خاتمه و بر جای مانده ای در آن نمی بینید، دائرة المعارف بزرگی در شناخت حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یا مکیال المکارم فی فوائد الدعا للقائم من ولد فاطمه (علیهما السلام).
و بعد چنین گویم: چون طالبین کتاب بسیار و نسخه هایش کمیاب شده بود در این موقعیت دشوار ضرورت داشت که با تحقیق و مشخص کردن منابع و مآخذ کتاب به طور بهتری تجدید چاپ شود تا فایده اش بیشتر گردد.
پس -به یاری خداوند- تصمیم گرفتم در طلیعه کارها و برنامه های علمی وسیع مان این اثر گرانقدر را (برای بار دوم) منتشر سازم، تا به درگاه خداوند وسیله ای برگیرم، و مردم با شناخت حقوق امام غائب از نظرشان برای فرجش دعا کنند.

...................) Anotates (.................
1) سوره ملک، آیه 2.
2) سوره ذاریات، آیه 56.
3) سوره انعام، آیه 112.
4) سوره حدید، آیه 25.
5) سوره طه، آیه 155.
6) سوره بقره، آیه 124.
7) سوره عنکبوت: آیه 2.
8) سوره بقره، آیه 155.
9) اصول کافی، 1/336.
10) کمال الدین، 2/384.
11) کمال الدین، 2/485.
12) اصول کافی، 2/548.
13) در بعضی نسخه ها (تحب) به صیغه مخاطب آمده و خطاب به خداوند است. و (تقر) احتمال دارد به فتح تاء و قاف باشد فاعل برای آن حضرت، و به احتمال دیگر به ضم تاء و کسر قاف به صیغه خطاب به خداوند و فاعل آن ضمیری مستتر در آن باشد. و احتمال سوم آن است که به ضم تاء و فتح قاف به صیغه مجهول باشد. (مؤلف)
14) من لا یحضره الفقیه، 1/327.
15) مکارم الاخلاق، طبرسی، 331.
16) مکارم الاخلاق، طبرسی، 284.
17) بحار الانوار، 86/7 فلاح السائل، 167.
18) شرح الاربعین /417.
19) جمال الصالحین، تعقیبات مشترکه -خطی-
20) قرآن کریم؛ سوره مائده آیه 3.
21) سوره زمر، آیه 56.
22) تفسیر البرهان ت 4/80.
23) بحار الانوار، 86/77.
24) بحار الانوار، 86/62 فلاح السائل، 170.
25) زورا نام بغداد است، گاهی به ری هم اطلاق شده است.
26) بحار الانوار، 86/63.
27) النجم الثاقب، 63.
28) فلاح السائل، 199.
29) مهج الدعوات، 49.
30) مهج الدعوات؛ 51.
31) مهج الدعوات؛ 59.
32) بحار الانوار، 85/225 و 226.
33) مهج الدعوات؛ 61 و 62.
34) مهج الدعوات: 68.
35) مستدرک الوسائل، 1/319 (چاپ جدید، 4/404) الذکری، 184.
36) مستدرک الوسائل، 1/319؛ (چاپ جدید، 4/405): مصباح المجتهد، 176.
37) من لا یحضره الفقیه، 1/487 و جمال الاسبوع، 415.
38) می گویم: از این حدیث استفاده می شود که مقاتل بن مقاتل واقفی نبوده، روایت دیگری نیز بر این معنی دلالت دارد که در کتاب رجال کبیر آمده است.(مؤلف)
39) جمال الاسبوع، 413.
40) کمال الدین، 2/428.
41) بحار الانوار، 86/340.
42) در این دو جا، به جای چنین و چنان حوائج خود را یاد کن(محمد موسوی).
43) در این دو جا، به جای چنین و چنان حوائج خود را یاد کن (محمد موسوی).
44) جمال الاسبوع، 179.
45) کافی، 1/219، بصائر الدرجات، 424، تفسیر البرهان، 2/157.
46) بحار الانوار، 89/289.
47) النجم الثاقب، 467.
48) جمال الاسبوع، 450.
49) کافی، 3/422؛ الوافی، 8/1149.
50) ابواب الجنات فی آداب الجمعات (آیین جمعه) 339.
51) بحار الانوار، 52/308.
52) زاد المعاد، 523.
53) اقبال الاعمال 350؛ زاد المعاد، 280.
54) اقبال الاعمال، 283.
55) مضمون این روایت در فروع کافی آمده، و نیز در کتاب علل الشرایع، شیخ صدوق /389 از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است.
56) گویم: و هنگامی که این روز شد خداوند به برکت او و برکت پدرانش زمین را برای کامل گردانیدن مادیات گسترانید همچنان که در این روز به ظهور حضرتش مادیات و معنویات کامل می گردد پس مؤمن باید در این روز تعجیل ظهورش را از صاحب عنایات - خداوند متعال - درخواست کندو اینکه خداوند او را از فائزان به انواع سعادتها قرار دهد (محمد موسوی).
57) بحار الانوار، 96/341.
58) الکافی، 4/162.
59) در هر زمانی شیعیان نام امام عصر و نام پدرش را می گفتند و در زمان ما باید گفت: حجت بن الحسن - علیه و علی آبائه السلام - (مترجم)
60) اصول کافی، 2/629.
61) سوره قدر، آیه 1.
62) اقبال الاعمال، 128.
63) اقبال الاعمال، 133.
64) اقبال الاعمال، 141.
65) اقبال الاعمال، 144.
66) اقبال الاعمال، 200-201.
67) جمال الاسبوع، 292.
68) اقبال الاعمال، 1/492؛ زاد المعاد: 342.
69) بحار الانوار، 70/242.
70) کامل الزیارات، 405.
71) کامل الزیارات، 414.
72) کامل الزیارات، 517.
73) کامل الزیارات، 521.
74) سوره نور، آیه 36.
75) سوره مائده، آیه 27.
76) سوره کهف، آیه 30.
77) سوره توبه، آیه 120.
78) سوره آل عمران، آیه 195.
79) سوره الاحقاف، آیه 16.
80) بحار الانوار، 94/89.
81) فروع کافی، 3/340، وسائل الشیعه، 4/908.
82) فروع کافی، 3/476، من لا یحضر الفقیه، 1/559.
83) سوره اعراف، آیه 205.
84) اصول کافی، 2/502.
85) سوره آل عمران، آیه 31.
86) سوره نحل، آیه 43 و سوره انبیاء، آیه 7.
87) سوره طلاق، آیه 11.
88) وسائل الشیعه، 1/33.
89) وسائل الشیعه 1/33.
90) وجه چهارم: اینکه چون زراره از یاران خاص امامان (علیهم السلام) و آگاه و آشنا به رموز سخنان واحادیث ایشان بوده، و بر زبان او جز آنچه مقتضای مراد و مقصود آنان است جاری نمی گردد، لذا امام (علیه السلام) او را به این ویژگی اختصاص و امتیاز دادند.(محمد الموسوی).
91) سوره اعراف، آیه 205.
92) کمال الدین، 2/351، شاید از این جهت امام (علیه السلام) تأکید فرمودند که مقلب القلوب و الابصار گفته نشود که دگرگونی دلها و دیده ها - به صریح قرآن کریم- در قیامت خواهد بود، اما در عصر غیبت امام عجل الله فرجه مردم گرفتار دگرگونی دلها می شوند و از دین فاصله می گیرند، خداوند ما را ثابت قدم بدارد (مترجم).
93) سوره طه، آیه 130.
94) وسائل الشیعه، 4/1236.
95) امر ارشادی در مقابل امر مولوی در اصطلاح، راهنمایی و روشنگری عقل را گویند، چنانکه امر مولوی، فرمان نافذ و محکم شرعی است.(مترجم)
96) سوره محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، آیه 33.
97) سوره بقره، آیه 264.
98) سوره زمر، آیه 65.
99) سوره حج، آیه 32.
100) سوره نحل، آیه 53.
101) اصول کافی، 2/487.
102) اصول کافی، 2/487.
103) وسائل الشیعه، 5/369 ح 24.
104) وسائل الشیعه، 5/369 ح 25.
105) وسائل الشیعه، 5/368 ح 15.
106) وسائل الشیعه، 5/366 ح 7.
107) وسائل الشیعه، 5/369 ح 20.
108) وسائل الشیعه، 5/369.
109) وسائل الشیعه، 5/367 ح 9 .
110) وسائل الشیعه، 5/365.
111) وسائل الشیعه، 5/365.
112) وسائل الشیعه، 5/368 ح 16.
113) بحار الانوار، 27/223 و در حدیث دیگر این معنی از امام صادق (علیه السلام) روایت شده.
114) البرهان، 2/121.
115) الغیبة، چاپ مکتبة نینوی الحدیثه، 168-170.
116) جماع الاسبوع، 507-511.
117) جمال الاسبوع، 513-519.
118) کمال الدین و تمام النعمة، 2/512-515: جمال الاسبوع، 522-529، شایان ذکر است که نسخه کمال الدین با جمال الاسبوع تفاوتهایی دارد که در متن دعا مشخص گردیده است. (مترجم).
119) جمال الاسبوع، 521.
120) مکارم الاخلاق، 332.
121) مکارم الاخلاق، 337.
122) مکارم الاخلاق، 338.
123) مکارم الاخلاق، 332.
124) مکارم الاخلاق، 339.
125) زاد المعاد، 491-504.
126) بحار الانوار، 102/110-104.
127) مصباح الزائر، 230-234.
128) در بعضی نسخه ها: فی حال هدنتهم و در بعضی دیگر فی حال هدایتهمآمده است. گرچه به نظر می رسد نسخه اول درست باشد، ولی در ترجمه هر دو نسخه منظور گردیده است.(مترجم)

129) کمال الدین، 1/302.
130) اصول کافی، 1/371.
131) سوره اسراء، آیه 71.
132) اصول کافی 1/371.
133) اصول کافی 1/371.
134) اصول کافی، 1/372.
135) الغیبة نعمانی، 65.
136) الغیبة نعمانی، 66.
137) الغیبة نعمانی، 66.
138) بحار الانوار، 52/139 ح 49.
139) تفسیر البرهان، 2/34 ح 3.
140) وسائل الشیعه، 11/487 باب 33 ذیل 7 و 8.
141) بحار الانوار، 51/32.
142) مستدرک الوسائل، 2/380 ح 14.
143) کمال الدین، 2/381 باب ذیل ح 5.
144) اصول کافی، 1/328 ح 13.
145) اصول کافی، 1/333 باب در نهی از اسم ح 4.
146) اصول کافی، 1/333؛ کمال الدین، 2/648.
147) مستدرک وسائل، 2/380 ح 14.
148) مستدرک وسائل، 2/381 ح 17.
149) بحار الانوار، 53/184 ح 13.
150) بحار الانوار، 53/184 ح 14.
151) کمال الدین، 2/648 باب 56 ح 3.
152) کمال الدین، 2/333 باب 33 ح 1.
153) کمال الدین، 2/378 باب 36 ح 2.
154) کمال الدین، 2/380 باب 37 ذیل ح 1.
155) سوره لقمان، آیه 20.
156) کمال الدین، 2/368 باب 34 ذیل ح 6.
157) سوره نور، آیه 55.
158) سوره بقره، آیه 3.
159) سوره مجادله، آیه 22.
160) کفایة الاثر، 295؛ بحار الانوار، 36/304.
161) مستدرک الوسائل، 2/379 ح 3.
162) مستدرک الوسائل، 2/379 ح 4.
163) اصول کافی، 1/333.
164) بحار الانوار، 51/348.
165) شرعة التسمیة.
166) کمال الدین، 2/380 باب 28 ح 1.
167) اصول کافی 1/527.
168) کمال الدین، 1/305 باب 27 ذیل ح 1.
169) بحار الانوار، 36/213 باب 40 ح 15.
170) سوره صافات، آیه 83 و 84.
171) بحار الانوار، 36/261 باب 41 ح 81.
172) کفایة الاثر، 79-81.
173) کفایة الاثر، 152.
174) کمال الدین، 2/432 باب 42 ح 10.
175) وسائل الشیعه، 11/490 باب 73 ح 17.
176) وسائل الشیعه، 11/491 باب 33 ح 23.
177) بحار الانوار، 51/24 ذیل ح 37.
178) کشف الغمه، علی بن عیسی اربلی، 3/265.
179) کمال الدین، 2/482 باب 45 ذیل ح 1.
180) کمال الدین، 2/653 باب 57 ح 17.
181) وسائل الشیعه، 11/489 باب 33 ح 12.
182) أمالی، شیخ صدوق، 219.
183) غایة المرام، 189 باب 23 ح 105.
184) بحار الانوار، 36/296 باب 41 ح 125.
185) غایة المرام، 188 باب 23 ح 101.
186) بحار الانوار، 36/399 باب 46 ح 9.
187) روضة الکافی، 229 ح 293.
188) أمالی، 61.
189) کمال الدین، 2/644 باب 55 ح 1.
190) سوره هود، آیه 93.
191) سوره اعراف، آیه 71.
192) کمال الدین، 2/645 باب 55 ح 5.
193) بصائر الدرجات، 280 ح 16.
194) کمال الدین، 2/645 باب 55 ح 6.
195) کمال الدین، 2/357 باب 33 ح 54.
196) کمال الدین، 1/320 باب 31 ح 2.
197) کمال الدین، 1/319.
198) الغیبة، 276.
199) کمال الدین، 2/378 باب 36 ح 3.
200) اصول کافی، 1/371.
201) بحار الانوار، 52/123 باب 22 ح 7.
202) بحار الانوار، 52/123 ح 7.
203) بحار الانوار، 52/126 ح 18.
204) رباط و مرابطه به معنی مرزبانی و آمادگی دفاع از حدود و مرزهای اسلامی است (مترجم).
205) فروع کافی، 5/22 ح 2.
206) و احتمال دارد که منظور حضرت آن باشد که جهاد جز به اجازه امام (علیه السلام) جایز نیست و این متوفق بر خروج حضرت قائم (علیه السلام) است (مؤلف).
207) کمال الدین، 2/339 باب 33 ح 17.
208) کمال الدین، 2/340 باب 33 ح 20.
209) سوره بقره، آیه 1 و 2.
210) سوره یونس، آیه 20.
211) اصول کافی، 1/372ح 6.
212) اصول کافی، 1/334 ح 2.
213) اصول کافی، 2/222 ح 4.
214) مجمع البیان، 9/238.
215) البرهان، 4/293.
216) کمال الدین، 2/338 ح 11.
217) بحار الانوار، 36/408 ح 17. از کفایة الاثر /35.
218) روضة الکافی، 76 ح 30.
219) احتمال دارد که کلمه (مخاصم) که در این حدیث آمده نام شخصی باشد که از مطلب مزبور پرسش کرده بود. (مترجم)
220) اصول کافی، 2/22 ح 13.
221) اصول کافی، 2/21 ح 10.
222) غیبت نعمانی، 133.
223) کمال الدین، 2/377 باب 36 ح 1.
224) کمال الدین، 2/339 باب 33 ح 16.
225) سوره اسراء، آیه 84.
226) سوره زمر، آیه 2.
227) اصول کافی، 2/84 باب نیت ح 1.
228) وسائل الشیعه، 1/34 باب 5 ح 10.
229) وسائل الشیعه، 1/44 باب 8 ح 9.
230) بحار الانوار، 51/114 ح 10.
231) اقبال، 201.
232) بحار الانوار، 52/145 ح 67.
233) بحار الانوار، 52/185 باب علامات الظهور، ح 9.
234) اصول کافی، 1/369 ذیل ح 6.
235) بحار الانوار 52/111 باب 21 ذیل ح 18.
236) غیبت نعمانی، 103.
237) غیبت نعمانی، 104.
238) بحار الانوار، 102/112.
239) احتجاج، طبرسی، 2/324.
240) کمال الدین، 2/373.
241) اصول کافی، 1/341 در باب غیبت ح 24.
242) بحار الانوار، 52/213.
243) کمال الدین، 2/649.
244) بحار الانوار، 102/97 باب 7.
245) بحار الانوار، 101/120 باب 16 ح 9.
246) کامل الزیارة، 275.
247) سوره جمعه، آیه 4.
248) روضه کافی، 334 ح 521.
249) اصول کافی، 2/187 ح 5.
250) اصول کافی، 2/188 ح 7.
251) مکارم الاخلاق، 422، باب 12.
252) کمال الدین، 2/371.
253) اصول کافی، 2/226 باب کتمان ح 16.
254) بحار الانوار، 8/22 باب 20 ذیل ح 17.
255) سوره بقره، آیه 148.
256) أمالی، مجلس 17، ح 4.
257) بحار الانوار، 44/278.
258) بحار الانوار، 44/282.
259) عدة الداعی، 238 ح 17 و مستدرک الوسائل، 1/400 ح 2.
260) اصول کافی، 2/496 ح 2.
261) وسائل الشیعه، 11/566 باب 23 ح 2.
262) بحار الانوار، 45/303.
263) وسائل الشیعه، 11/567 باب 23 ح 3.
264) خصال، 2/635.
265) سوره توبه، آیه 60؛ همانا زکات فقط برای فقرا و بینوایان و کرگزاران آن و دلجویی شدگان و بردگان (ی که آزادیشان خواهید) و وامداران و هزینه در راه خدا و در راه ماندگان می باشد.
266) وسائل الشیعه، 10/467 ح 1.
267) وسائل الشیعه، 10/467 ح 2.
268) وسائل الشیعه، 10/467 ح 3.
269) وسائل الشیعه، 10/467 ح 4.
270) روضه کافی، 8/102.
271) بحار الانوار، 44/278؛ و در کتاب منتخب الاثر به نقل از کتاب مرآة الکمال از الدمعة الساکبة از شیخ محمد بن عبدالجبار آمده که وی در کتاب مشکاةالانوارد گفته: هنگامی که دعبل قصیده معروف خود را بر حضرت رضا (علیه السلام) خواند و امام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را یاد کرد، امام رضا (علیه السلام) دست خود را بر سر نهاد و به عنوان تواضع بپاایستاد و برای فرج آن جناب دعا کرد. و در کتاب الزام الناصب به نقل از تنزیه الخاطر آورده که: از امام صادق (علیه السلام) سبب بپاخاستن هنگام یاد نمودن لفظ قائم، از القاب حضرت حجت (علیه السلام) سؤال شد، آن حضرت فرمود: زیرا که او را غیبتی است طولانی و از مهربانی شدیدی که نسبت به دوستانش دارد، به هر کس که او را به این لقب - که به دولت او و حسرت خوردن از جهت غربتش اشعار دارد - یاد کند، نظر می فرماید. و از گونه های تعظیم او، این است که غلام به حال تواضع، برای ارباب خود بپاخیزد هنگامی که مولای جلیلش به دیده شریفش به او نظر می کند، پس بپاخیزد و از خداوند - جل ذکره - تعجیل فرجش را طلب نماید.(مترجم)
272) بحار الانوار، 44/278 ح 3.
273) بحارالانوار، 44/290.
274) بحار الانوار، 44/290.
275) بحار الانوار، 44 (ص) 279/7.
276) بحار الانوار، 44/279 ح 8.
277) کامل الزیارات، 100 باب 320.
278) بحار الانوار، 44/282 ح 14.
279) بحارالانوار، 44/285 ح 22 از کامل الزیارات /104 ح 10.
280) سوره شعرا، آیه 100و 101.
281) روضه کافی، 101 ذیل ح 72.
282) کامل الزیارات، 117.
283) غیبت نعمانی: 77، باب مدح زمان غیبت.
284) اصول کافی، 1/336 باب غیبت.
285) غیبت نعمانی، 77 باب مدح زمان غیبت.
286) کمال الدین، 2/347 باب 33 ح 35.
287) غیبت، 204.
288) کمال الدین، 2/352 باب 33 ح 50.
289) سوره اسراء، آیه 13.
290) سوره نساء، آیه 157.
291) سوره هود، آیه 37.
292) منظور آیه شریفه: وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحا لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهمم. سوره نور، آیه 55.
293) سوره یوسف، آیه 110.
294) بحار الانوار، 51/219 ح،9.
295) اصول کافی، 1/185.
296) اصول کافی، 1/185.
297) اصول کافی، 1/185.
298) سوره تغابن، آیه 8.
299) اصول کافی، 1/194.
300) سوره غافر، آیه 60.
301) سوره نساء، آیه 32.
302) سوره قصص، آیه 56.
303) اصول کافی، 2/163.
304) سوره عنکبوت، آیه 69.
305) سوره فاطر، آیه 2.
306) اصول کافی، 1/337.
307) غیبت نعمانی، 86، ان فی قائم سنة من الانبیاء.
308) کمال الدین، 2/342.
309) کمال الدین، 2/351.
310) غیبت، 81.
311) مهج الدعوات، 332.
312) الغیبة، 139، 140.
313) اصول کافی،1/372.
314) سوره نساء، آیه 59.
315) الغیبة، نعمانی؛ باب علامات ظهور، 133 به بعد.
316) سوره شعراء، آیه 4.
317) سوره قمر، آیه 2.
318) سوره یونس، آیه 35.
319) سوره انعام، آیه 2.
320) الغیبة النعمانی /172 باب ما جاء عند خروج القائم علیه السلام) .
321) بحار الانوار، 53 باب 25.
322) کمال الدین، 2/654 باب 57 ح 22.
323) اصول کافی، 1/368 و 369.
324) اصول کافی، 1/368 و 369.
325) اصول کافی، 1/370.
326) اصول کافی، 1/370.
327) اصول کافی، 1/370.
328) الوافی 1/103 و روضه الکافی، 273.
329) الغیبة نعمانی، 103؛ باب ما امر به الشیعه.
330) الغیبة، 104؛ باب ما امر به الشیعه.
331) الغیبة، 111؛ فی صفة القائم (علیه السلام).
332) الغیبة، 104؛ فیما امر به الشیعه.
333) تفسیر البرهان، 2/359، ذیل سوره نحل، ح 1.
334) کمال الدین، 671، ح 18.
335) تفسیر البرهان، 2/360 ح 6.
336) سوره شوری، آیه 17 و 18.
337) کمال الدین، 2/360 ح 3.
338) سوره انفال، آیه 75.
339) سوره زخرف، آیه 28.
340) کمال الدین، 2/323، باب 31، ح 8.
341) کمال الدین، 2/324، باب 31، ح 9.
342) سوره رعد، آیه 7.
343) کفایة الاثر، 309.
344) الغیبة نعمانی، 102 فیما امر به الشیعه.
345) سوره اسراء، آیه 61.
346) سوره احزاب، آیه 36.
347) سوره نساء، آیه 65.
348) اصول کافی، 2/398.
349) تحف العقول، 244.
350) سوره آل عمران، آیه 8.
351) وسائل الشیعه، 8/108، ح 40.
352) سوره بقره، آیه 15.
353) سوره هود، آیه 38 و 39.
354) کمال الدین، 2/512.
355) صحیفه سجادیه، دعای 13.
356) کشف المحجة، 152 و 151، فصل 150.
357) وسائل الشیعه، 5/367، ح 9.
358) واقفیان کسانی بوده اند که بر امامت حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) متوقف ماندند، و امامت امامان بعدی را به بهانه اینکه امام کاظم (علیه السلام) در زندان غایب گردیده، انکار نمودند. علی بن ابی حمزه بطائنی از سران این گروه فاسد بوده است (مترجم).
359) اصول کافی، 2/87.
360) اصول کافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج 2/159، باب والدین، ح 7.
361) مرآة العقول، 8/388.
362) سوره مائده، آیه 2.
363) وسائل الشیعه، ج 5/368، ح 16.
364) أمالی، 201.
365) فروع کافی، 4/312، باب حج به نیابت، ح 2.
366) من لا یحضره الفقیه، 2/222، 223، ح 9.
367) فروع کافی، 4/316.
368) فروع کافی، 4/317.
369) فروع کافی، 4/317.
370) فروع کافی، 4/315.
371) وسائل الشیعه، 8/147، باب 34، التهذیب، 8/40، باب 3 ح 40.
372) فروع کافی، 4/314.
373) الخرائج و الجرائح، قطب راوندی /73.
374) فروع کافی، 4/34.
375) فروع کافی، 4/314.
376) فروع کافی، 4/314.
377) بحارالانوار 102/257.
378) وسائل الشیعه، 10/464، باب 103، ح 1.
379) کمال الدین، 1/320.
380) کمال الدین، 2/643، ح 7.
381) اصول کافی، 1/323.
382) بحارالانوار، 52/127، باب 22، ح 20.
383) کمال الدین، 1/288.
384) کمال الدین، 1/286.
385) غیبت، شیخ طوسی /275.
386) غیبت شیخ طوسی /276.
387) بحار الانوار، 52/145، ح 66.
388) اصول کافی، 1/37، ح 6.
389) اصول کافی، 2/207.
390) سوره نحل، آیه 18.
391) کامل الزیارات، 319، باب 105.
392) روضة الکافی، 8/102، ح 73.
393) سوره حج، آیه 40.
394) سوره محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، آیه 7.
395) سوره فاطر، آیه 15.
396) سوره محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، آیه 7.
397) سوره حج، آیه 40 و 41.
398) نهج البلاغه، صبحی، خطبه 232 ص 282.
399) مرجئه کسانی را گویند که حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را خلیفه چهارم شمارند. و آن حضرت را از مرتبه اش تأخیر اندازند و یا کسانی که پندارند ایمان، صرف عقیده است و هیچ گناهی به آن ضرر نرساند، یعنی عذاب را از گناه تأخیر دهند (مترجم).
400) این که حضرت فرمود: و شهادت در رکاب آن حضرت دو شهادت است دو معنی را محتمل است: یکی اینکه در رکاب آن جناب را خدای تعالی ثواب دو شهید عطا می فرماید: یکی ثواب شهادت و دیگر ثواب تصمیم داشتن بر یاری آن حضرت. احتمال دوم: اینکه شهید در رکاب آن جناب بهتر از شهدای در خدمت دیگران است، لذا خداوند به کسی که در رکاب آن جناب شهید شده ثواب دو شهادت در خدمت امامان دیگر (علیهم السلام) راعطا می کند، به خاطر حکمت هایی که بر ما پوشیده است، و الله العالم. و این منافات ندارد با آنچه در روایت امام باقر (علیه السلام) خواهد آمد، چون شاید آنچه در این حدیث ذکر گردید، ثواب کسی باشد که در عرصه کارزار شرکت کند هر چند نه کسی را بکشد و نه کشته شود، تأمل کنید.(مؤلف)
401) امکان دارد که نهی کردن حضرتش، نگاهی به پافشاری شیعیان -برای خروج قبل از رسیدن هنگام دعا بوده و نهی از پافشاری آن ها به خاطر عدم ولادت حضرت صاحب الامر (علیه السلام) در زمان حضرت صادق (علیه السلام) باشد. و ممکند است منظور از نهی از پافشاری ایشان، پافشاری بر خروج و قیام دیگر امامان باشد، به خاطر اینکه آنان ندانند امامی که خداوند به قیامش فرمانش داده، امام دوازدهم است. (مؤلف).
402) روضة الکافی، 80، ح 37.
403) اصول کافی، 2/85.
404) اصول کافی، 2/222.
405) مجمع البحرین، 2/345، ماده (بیع).
406) مرآة الانوار، 99.
407) بحار الانوار، 102/111.
408) احتجاج، 1/66.
409) سوره توبه، آیه 111.
410) سوره فتح، آیه 10.
411) احتجاج، 1/115.
412) اصول کافی، 1/405.
413) سوره احزاب، آیه 6.
414) سوره نساء، آیه 65.
415) احتجاج، 1/74، حدیث غدیر.
416) سوره توبه، آیه 24.
417) مسلم، 3/478، بخاری، 2/13، ربیع الابرار، 4/221.
418) بحار الانوار، 102/111.
419) بحار الانوار، 102/110 باب 7.
420) بحار الانوار، 86/61، باب 38، ح 69.
421) بحار الانوار، 102/111 -112، به نقل از مصباح الزائر، 235-236.
422) سوره احزاب، آیه 6.
423) سوره مائده، آیه 55.
424) سوره نساء، آیه 59.
425) صحیفه سجادیه، دعای 48.
426) سوره احزاب، آیه 36.
427) سوره زمر، آیه 65.
428) تفسیر البرهان، 4/83.
429) بحار الانوار، 53/8.
430) الاحتجاج، 1/66، حدیث غدیر.
431) بحار الانوار، 102/111، باب 7.
432) الاحتجاج، 1/84، خطبه غدیر.
433) برای آسنایی با آراء فقها در موضوع ولایت فقیه به کتاب حاکمیت در اسلام: نوشته: سید محمد مهدی موسوی خلخالی رجوع نمایید.
434) سوره آل عمران، آیه 31.
435) سوره احزاب، آیه 21.
436) سوره فتح، آیه 10.
437) صیغ العقود، 146.
438) صیغ العقود، 147.
439) بیان السعادة فی مقامات العبادة، ج 2/292، چاپ دانشگاه تهران 1344 ش.
440) بیان السعادة فی مقامات العبادة، ج 2/292.
441) بیان السعادة فی مقامات العبادة، ج 2/280.
442) سوره بقره، آیه 286.
443) سوره طلاق، آیه 7.
444) سوره بقره، آیه 245.
445) اصول کافی، 1/537.
446) اصول کافی، 1/537.
447) سوره حدید، آیه 11.
448) اصول کافی، 1/538.
449) اصول کافی، 1/538.
450) اصول کافی، 2/156.
451) سوره رعد، آیه 21.
452) اصول کافی، 1/537.
453) فروع کافی، 4/260، ح 31.
454) سوره بقره، آیه 245.
455) بحار الانوار، 96/216، ح 6.
456) بشارة المصطفی /6.
457) سوره آل عمران، آیه 92.
458) تفسیر البرهان، 1/297؛ تفسیر عیاشی، 1/184، ح 85.
459) سوره رعد، آیه 21.
460) بحار الانوار، 96/216، ح 5 و تفسیر عیاشی، 2/9، 2، ح 34.
461) امالی، شیخ صدوق /240.
462) مجمع البحرین، طریحی /340. ماده قرط.
463) احتجاج، طبرسی، 2/281.
464) اصول کافی، 1/333، ح 2.
465) کامل الزیارات، 319، باب 105.
466) تهذیب، شیخ طوسی، 6/104.
467) اصول کافی، 2/189.
468) اصول کافی، 2/192.
469) اصول کافی، 2/189.
470) اصول کافی، 1/404.
471) اصول کافی، 1/403.
472) اصول کافی، 1/403.
473) سوره آل عمران، آیه 161.
474) سوره اعراف، آیه 43.
475) سوره مائده، آیه 64.
476) سوره نساء آیه 155.
477) سوره قصص، آیه 15.
478) سوره بقره، آیه 177.
479) سوره بقره، آیه 185.
480) سوره توبه، آیه 67.
481) سوره ابراهیم، آیه 27.
482) سوره نجم، آیه 29.
483) سوره لقمان، آیه 22.
484) سوره نساء، آیه 155.
485) متأسفانه اجل مهلت نداده تا مؤلف بزرگوار (رحمةالله) خاتمه کتاب را بنویسد و از فواید آن محروم گشته ایم. شاید خداوند بر این حقیر منت نهد و بر انجام این مهم توفیق دهد و عنایت خاص مولی صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شامل حال این حقیر گردد، تا برخی از رسوم غلامی و چاکری آن جناب را رقم زنم.(مترجم)
486) جمال الاسبوع، 493.
487) جمال الاسبوع، 15.
488) صاحب الدار از جمله القاب مولایمان حضرت مهدی (علیه السلام) می باشد (مؤلف)
489) جمال الاسبوع، 15.
490) سوره حجرات، آیه 17.
491) جمال الاسبوع، 20.
492) به جای نقطه چین ها نام معصوم و نام پدرش گفته می شود. هنگام خواندن دعا در متن عربی به جای (فلان بن فلان) لازم است این کار انجام شود.(مترجم)
493) بحار الانوار، ج 98، باب 5، ص 5.
494) سوره اعراف، آیه 180.
495) اصول کافی، 2/618.
496) بحار الانوار، 94/22.
497) بحار الانوار، 94/35.
498) اقبال، 687.
499) بحار الانوار، 130102.
500) سوره جمعه، آیه 10.
501) سوره نساء، آیه 97.
502) سوره تحریم، آیه 6.
503) اصول کافی، 2/211.
504) سوره بقره، آیه 83.
505) تفسیر امام، 339-345.
506) سوره نحل، آیه 125.
507) سوره بقره، آیه 159.
508) سوره آل عمران، آیه 104.
509) سوره مائده، آیه 3.
510) سوره اعراف، آیه 201.
511) سوره طلاق، آیه 2.
512) سوره بقره، آیه 296.
513) تفسیر البرهان، 3/253، ح 2.
514) الکافی، 1/537.
515) اقبال، 71.
516) سوره حدید، آیه 16.
517) البرهان، 4/291.
518) اصول کافی، 1/54.
519) اصول کافی: 2/375.
520) سوره قصص، آیه 54.
521) اصول کافی، 2/217.
522) اصول کافی: 2/221.
523) می گویم: ظاهر او هشام بن الحکم است که ثقه می باشد چنانکه در کتب رجال آمده.(مؤلف).
524) اصول کافی، 2/219.
525) اصول کافی، 2/226.
526) کمال الدین، 1/330.
527) سوره مائده، آیه 105.
528) اصول کافی 2/222.
529) اصول کافی 2/224.
530) اصول کافی 2/217.
531) اصول کافی 2/223.
532) بصائر الدرجات، 26.
533) بصائر الدرجات، 25.
534) بصائر الدرجات، 24.
535) مضمون آیه 6 سوره بقره.
536) اصول کافی، 2/213.
537) تحف العقول، 229.
538) اصول کافی، 2/213، ح 2.
539) سوره قصص، آیه 56.
540) سوره یونس، آیه 99 و اصول کافی، 1/166 و نیز 2/213.
541) صعب: دشوار و مستصعب آن است که شنونده آن را دشوار می بیند و خشن: ضد لین و نرم است. چون تحمل آن برای کسانی که آزموده نشده اند دشوار می باشد، و مخشوش: شتری است که در بینی اش خشاش -به کسر- قرار می دهند تا بیشتر رام گردد، برای توضیح بیشتر به ترجمه جلد اول همین کتاب مراجعه شود(مترجم).
542) بصائر الدرجات، 21، باب 11 ح 5.
543) بصائر الدرجات، 23، باب 11، ح 12.
544) بصائر الدرجات، 23، باب 11، ح 14.
545) غیبت نعمانی، 107.
546) سوره آل عمران، آیه 179.
547) سوره عنکبوت، آیات 2 و 3.
548) سوره مؤمنون، آیه 30؛ نهج البلاغه: خطبه 102.
549) روضه کافی، 37.
550) سوره جن، آیه 26.
551) تحف العقول، 230.
552) روضه کافی، 247، ح 346؛ سوره یس، آیه 52.
553) اصول کافی، 2/91.
554) سوره آل عمران، آیه 200.
555) اصول کافی، 2/87، باب الصبر، ح 2.
556) یعنی: دوران ابتلا در دنیا کوتاه است پس کسی که صبر کند مدت کمی صبر کرده از جهت کمی ایام آن و هر کس بی تابی کند مدت کوتاهی بی تابی کرده ولی زمان متنعم شدن در آخرت طولانی و دائم است(مؤلف).
557) سوره مزمل، آیه 10 و 11.
558) سوره فصلت، آیه 34 و 35.
559) سوره حجر، آیه 97 و 98.
560) سوره انعام، آیه 33 و 34.
561) سوره، ق، آیه 38 و 39.
562) سوره سجده، آیه 24.
563) سوره اعراف آیه 137.
564) سوره توبه، آیه 5.
565) سوره بقره، آیه 191.
566) این خبر را در آخر باب تعجیل عقوبة الذنب آورده، و ابوالصباح کنانی کوفی است. و اسم او ابراهیم بن نعیم است، و ثقه می باشد که امام صادق (علیه السلام) او را میزان نامیده، و چنانکه در کتب رجال آمده به او فرمود: انت میزان لا عین فیه (مولف).
567) اصول کافی: 2/447، ح 12.
568) اصول کافی، 2/91، باب الصبر، ح 13.
569) سوره هود، آیه 93.
570) سوره اعراف، آیه 71.
571) کمال الدین، 2/645.
572) سوره بقره، آیه 155.
573) سوره آل عمران، آیه 7، و کمال الدین، 2/649.
574) غیبت نعمانی، 112.
575) سوره آل عمران، آیه 186.
576) غیبت نعمانی، 105.
577) غیبت نعمانی، 105.
578) سوره نحل، آیه 127.
579) اصول کافی، 2/56، باب المکارم، ح 2.
580) اصول کافی، 2/56، ح 2.
581) اقبال 457.
582) بحار الانوار، 52/142، ح 54؛ غیبت نعمانی، 180.
583) بحار الانوار، 52/128، ح 22.
584) بحار الانوار، 52/130، ح 29.
585) غیبت نعمانی، 104.
586) اصول کافی، 1/369 ذیل ح 6.
587) سوره نساء، آیه 140.
588) تفسیر قمی، 1/156.
589) اصول کافی، 2/377.
590) اصول کافی، 2/377.
591) سوره انعام، آیه 108.
592) سوره انعام، آیه 68.
593) سوره نحل، آیه 116.
594) اصول کافی، 2/378، ح 12.
595) اصول کافی، 2/379، ح 13.
596) اصول کافی، 2/397 ح، 14.
597) اصول کافی، 2/379 ، ح 15.
598) تفسیر البرهان، 1/423، ح 4؛ سوره نساء، آیه 140.
599) سوره بقره، آیه 195.
600) تحف العقول، 228.
601) غیبت نعمانی، 112.
602) کمال الدین، 1/330.
603) نهج البلاغه، خطبه 102، فیض، 291.
604) غیبت نعمانی، 70.
605) غیبت نعمانی، 107.
606) غیبت نعمانی، 106.
607) سوره آل عمران، آیه 103.
608) بحار الانوار، 53/177.
609) بحارالانوار، 53/177.
610) کمال الدین، 1/302، باب 26، ذیل ح 11.
611) اصول کافی، 1/339.
612) سوره طه، آیات 124-126.
613) سوره نساء، آیه 71.
614) سوره یوسف، آیه 88.
615) سوره بقره، آیه 189.
616) کمال الدین 2/513.
617) یکی از شعرا خوش سروده:
غافل تو یکی لحظه از آن شاه نباشی شاید که نگاه کند آگاه نباشی

618) جمال الاسبوع، 230.
619) سوره احزاب، آیه 6.
620) می گویم: او منصور بن یونس است و بزرج معرب بزرگ است و شیخ و کشی حکایت شده که او واقفی بوده و نص بر حضرت رضا (علیه السلام) را انکار می کرد، ولی روایت کردن بزرگانی همچون ابن ابی عمیر و غیر او از وی، از اموری است که شاهد بر وثاقت اوست، لذا بعضی از علمای رجال او را از ثقات بر شمرده اند، و الله تعالی هو العالم (مؤلف)
621) بحار الانوار، 22/227، ح 33.
622) سوره حج، آیه 32.
623) سوره حج، آیه 36.
624) سوره حج، آیه 31.
625) سوره حج، آیه 31.
626) مرآة الانوار، 198.
627) سوره مائده، آیه 110.
628) بصائر الدرجات، 126.
629) بصائر الدرجات، 28، باب 12، جز اول، ح 1.
630) سوره مائده، آیه 115.
631) بصائر الدرجات، 29، باب 12، ح 4.
632) بصائر الدرجات، 22 باب 12، جز9، ح 6.
633) سوره مائده، آیه 116.
634) بحار الانوار؛ 100/331.
635) نهج البلاغه خطبه سوم.
636) سوره غاشیه آیات 25 و 26.
637) تفسیر البرهان، 4/455.
638) در جلد اول کتاب نام او را صریحا" آورده و خوابش را نسبت به امام مجتبی (علیه السلام) یاد کرده است به جلد اول مراجعه کنید.
639) معانی الاخبار، 156.
640) بحار الانوار، 49/222، ح 15 و رجال کشی، 593، ح 1109 و خلاصه علامه 48.
641) سوره نور، آیه 36.
642) معانی الاخبار، 156.
643) سوره احزاب، آیه 46.
644) سوره مائده آیه 110.
645) سوره طه، آیه 12.
646) بحار الانوار، 100/409، ح 67.
647) سوره احزاب، آیه 53.
648) بحار الانوار، 47/336، ج 8 و ج 100/126، ح 2.
649) بحار الانوار، 47/7، ج 22 و اصول کافی، 3/251، ح 5.
650) سوره طه، آیه 96.
651) سوره نور، آیه 36.
652) جنةالمأوی، 270 حکایت 34.
653) سوره اعراف، آیه 187.
654) سوره محمد آیات 18 و 19.
655) سوره قمر، آیه 1.
656) سوره شوری، آیات 17 و 18
657) غیبت نعمانی، 155.
658) غیبت نعمانی، 155.
659) غیبت نعمانی، 155 و 156.
660) اصول کافی، 2/368.
661) اصول کافی، 1/368.
662) غیبت نعمانی 155.
663) غیبت نعمانی 158.
664) اصول کافی، 1/368.
665) غیبت، شیخ طوسی، 262.
666) غیبت شیخ طوسی، 262.
667) غیبت شیخ طوسی، 262.
668) غیبت شیخ طوسی، 262.
669) احتجاج، 2/281.
670) غیبت شیخ طوسی، 176.
671) غیبت، شیخ طوسی /262 و اصول کافی، 1/368؛ غیبت نعمانی /157.
672) سوره رعد، آیه 39.
673) غیبت شیخ طوسی، 265.
674) غیبت شیخ طوسی، 263.
675) غیبت نعمانی 157.
676) غیبت نعمانی، 157.
677) سوره سباء، آیه 17.
678) سوره نساء، آیه 77.
679) بحار الانوار، 44/220، ح 14.
680) بحار الانوار، 52/106، ح 13. و عیاشی 2/3، ح 3.
681) بحار الانوار، 52/121، ح 50.
682) غیبت نعمانی، 146 و در بحار الانوار، 52/235 ح 104.
683) بصائر الدرجات، 23، باب 11، ذیل ح 11.
684) بصائر الدرجات، 22، باب 11 ذیل ح 10.
685) اصول کافی، 1/401.
686) سوره یونس، آیه 20.
687) اصول کافی، 1/369.
688) غیبت نعمانی، 109.
689) غیبت نعمانی 109.
690) غیبت نعمانی 109.
691) غیبت نعمانی 110.
692) غیبت نعمانی 111.
693) غیبت نعمانی 111.
694) اصول کافی، 1/368.
695) اصول کافی، 1/200.
696) سوره اعراف، آیه 150.
697) سوره طه، آیات 90 و 91.
698) کمال الدین، 2/484.
699) غیبت نعمانی، 81.
700) سوره انبیاء، آیه 23.
701) سوره بقره، آیه 286.
702) سوره نحل، آیه 89.
703) سوره نمل، آیه 75.
704) سوره فاطر، آیه 32.
705) سوره یس، آیه 12.
706) سوره انبیاء آیه 27.
707) بصائر الدرجات، 38، باب 19.
708) سوره انبیاء، آیه 7.
709) سوره ص، آیه 39.
710) سوره رعد، آیه 39.
711) سوره هود، آیه 6.
712) سوره طه، آیه 52.
713) سوره نمل، آیه 75.
714) سوره سباء، آیه 3.
715) سوره فاطر، آیه 11.
716) سوره ق، آیه 4.
717) سوره حدید آیه 22.
718) سوره واقعه، آیه 77 و 78 و 79.
719) سوره یس آیه 12.
720) سوره دخان آیه 1 و 2.
721) اصول کافی، 1/479.
722) بصائر الدرجات، 127؛ باب 6، ح 3.
723) سوره شوری، آیه 27.
724) سوره ابراهیم، آیه 24 و 25.
725) تحف العقول، 229.
726) بصائر الدرجات، 359؛ باب 9.
727) بصائر الدرجات، 32؛ باب 9.
728) بصائر الدرجات، 329؛ باب 9.
729) اصول کافی، 1/257.
730) سوره نمل آیه 40.
731) سوره رعد آیه 43.
732) مشارق انوارالیقین، 125.
733) کمال الدین، 2/516، باب 45، ذیل ح 44.
734) الغیبة، شیخ طوسی /242.
735) کمال الدین، 2/516.
736) جنة المأوی، 18.
737) احتجاج، 2/297.
738) سوره آل عمران، آیه 84.
739) سن حدیث در غیبت شیخ نعمانی چنین است: حدیث گفت ما را محمد بن همام گوید حدیث گفت ما را عبدالله ابن جعفر ا محمد بن عیسی و حسن بن ظریف هر دو از حماد بن عیسی از عبدالله بن سنان. می گویم: این راویان همگی جلیل القدر و ثقه هستند، برای اطلاع بیشتر به کتب رجال مراجعه کنید تا حقیقت حال برایتان معلوم گردد.(مؤلف)
740) اینکه فرموده: مگر آنکه به دعای غریق دعا کند می گویم: شیخ صدوق در حدیث دیگری از عبدالله بن سنان اورده که گفت: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پس از این شبهه ای به شما خواهد رسید که بدون نشانه آشکار و امام هدایت کنند خواهید ماندو کسی از آن نجات نخواهد یافت مگر آنکه به دعای غریق دعا کند؛ پرسید: دعای غریق چگونه است؟ فرمود: بگوید: یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک؛ پس من گفتم: یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب و الابصار ثبت قلبی علی دینک، فرمودن خدای عز و جل دگرگون کننده دلها و دیده هاست ولی چنانکه می گویم بگو: یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک (مؤلف).
741) غیبت نعمانی، 81.
742) کمال الدین، 2/348، باب 33، ح 40.
743) غیبت نعمانی، 83.
744) شیخ صدوق از پدرش روایت آورده که گفت: حدیث آورد ما را عبدالله بن جعفر حمیری از ایوب بن نوح از محمد بن ابی عمیر از جمیل بن دراج از زراره از حضرت ابی عبدالله بن امام صادق (علیه السلام)... و این راویان همگی ثقه جلیل القدر هستند (مولف).
745) کمال الدین، 2/350، باب 33، ح 44.
746) غیبت نعمانی، باب فی مدح زمان الغیبة.
747) اصول کافی، 1/338.
748) غیبت نعمانی، 79.
749) غیبت نعمانی، 79.
750) اصول کافی، 1/340.
751) کمال الدین، 2/348، باب 33، ذیل ح 37.
752) اصول کافی، 1/342.
753) الغیبة، نعمانی، 81.
754) الغیبة نعمانی، 89.
755) الغیبة، شیخ طوسی 242.
756) الغیبة، شیخ طوسی /242
757) کمال الدین، 2/484.
758) بحار الانوار، 102/111.
759) بحار الانوار، 102/90.
760) روضة الکافی، 233، ح 306.
761) سوره طارق، آیه 17.
762) سوره سجده، آیه 21.
763) سوره مؤمن، آیه 60.
764) سوره نساء، آیه 32.
765) سوره بقره، آیه 186.
766) اصول کافی، 2/467.
767) سوره مؤمن، آیه 60.
768) اصول کافی،2/471.
769) اصول کافی، 2/470.
770) بحار الانوار، 93/294، ح 23.
771) بحار الانوار، 93/302، ح 39.
772) بحار الانوار، 93/302.
773) بحار الانوار، 93/302.
774) بحار الانوار، 93/295.
775) کمال الدین، 2/513.
776) بحار الانوار، 102/111.
777) سند حدیث: علی بن ابراهیم از محمد بن الحسین از ابن ابی نجران از فضالة بن ایوب از سدیر صیرفی می باشد. می گویم: روات حدیث همگی ثقه جلیل القدر هستند و محمد بن الحسین همان محمد بن الحسین بن ابی الخطاب می باشد، و ابن ابی نجران همان عبدالرحمن است، و فضاله را گویند از اصحاب اجماع است، درباره سدیر مدح خوبی روایت آمده، و او روایات بسیار دارد، و درباره اش گفته اند: مخلص بوده است (مؤلف)
778) اصول کافی، 1/336.
779) الغیبة، نعمانی، 84.
780) بحار الانوار، 102/97، باب 7.
781) اصول کافی، 1/525 ح 30.
782) اصول کافی، 1/333.
783) اصول کافی، 1/340.
784) امالی، 176.
785) تفسیر البرهان، 2/389.
786) مکارم الاخلاق، 284، چاپ بیروت.

787) ابوالمغرا -به میم و غین و راء - نام حیمد بن المثنی کوفی عربی عجلی است، وی ثقه جلیل القدر بوده و دارای کتاب است.
788) جنة المأوی، الفائدة الثانیة، و در بحار الانوار، 53/328.
789) مصباح شیخ کفعمی، 482.
790) کشف المحجه، 154.
791) بحار الانوار، 52/1.
792) کشف المحجة، 154.
793) نهج البلاغه، بخش نامه ها.
794) روضه الکافی، 234، ح 312.
795) اصول کافی، 2/77، ح 9.
796) به سند صحیحی از امام صادق (علیه السلام) روایت آورده که فرمود: مردم را با غیر زبان هایتان به مذهب خویش دعوت کنید تا از شما ورع و تلاش و نماز و نیکی را ببینند که همین دعوت کننده است. اصول کافی، ج 2/78، ح 13، باب ورع، (مولف)
797) در خبر صحیحی از آن حضرت (علیه السلام) آمده که فرمود: بر تو باد خداترسی و ورع و تلاش و راستگویی و ادای امانت، و حسن خلق و خوب همسایه داری، ومردم را با غیر زبانهایتان به خودتان دعوت نمایید، و زینت باشید و ننگ نباشید، و بر شما باد طولانی کردن رکوع و سجود این حدیث را از علی بن ابراهیم قمی از پدرش از حسن بن محبوب از علی بن رئاب روایت کرده، همه این ها ثقه جلیل القدر و امامی مذهب بوده اند (مولف).
798) اصول کافی، 2/78، باب الورع، ح 13.
799) روضه الکافی، 8/240، ح 328.
800) سوره نحل آیه 123.
801) سوره حج، آیه 78.
802) سوره انعام، آیه 161.
803) روضه الکافی، 254، ح 359.
804) سوره ال عمران، آیات 196و 197 و 198.
805) سوره نساء، آیه 36.
806) مرآة الانوار، 24.
807) سوره آل عمران، آیه 19.
808) سوره آل عمران، آیه 85.
809) سوره بقره، آیه 132.
810) سوره اسراء، آیه 73.
811) سوره فرقان آیه 42.
812) سوره بقره، آیه 143.
813) سوره اعراف، آیه 102.
814) اصول کافی، 2/636، ح 5. به سند صحیحی از زید شحام آورده که گفت: حضرت ابو عبدالله امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: بر هر کس از شیعیان که بینی اطاعتم می کند و به سخنم عمل می نماید سلام برسان، و شما را به خدا ترسی سفارش می کنم و ورع در دینتان و تلاش برای خدا، و راستگویی و ادای امانت، و طول سجود، و خوب همسایه داری، که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) این ها را آورد، امانت را نسبت به هر کسی که به شما سپرد رعایت نمایید، نیکوکار بود یا بدکار زیرا که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) امر می فرمود نخ و سوزن هم ادا شود. عشیره تان را صله کنید، و در تشییع جنازه های امواتشان شرکت نمایید. و بیمارانشان را عیادت کنید و حقوق شان را ادا نمایید زیرا که هرگاه کسی از شما در دینش ورع داشته باشد، و در گفتارش راست بگوید و امانت را ادا نماید و خلق و خویش را با مردم نیکو گرداند گفته خواهد شد: این شخص جعفری است و آن مرا خرسند خواهد ساخت، و از این جهت شادمان خواهم شد، و گفته می شود: این ادب آموزی جعفر است. و چنانچه بر خلاف این باشد بلا و ننگش بر من رسد، و گویند این است ادب آموزی جعفر!پس به خدا سوگند پدرم (علیه السلام) برایم حدیث گفت اینکه چنان بود که هرگاه کسی در قبیله ای از شیعیان علی (علیه السلام) زینت آن ها به شمار می رفت امانتداری اش از همه بیشتر و رعایت کردن حقوقش از همه بهتر و راستگویی اش از همه زیادتر بود، وصیت ها و سپرده هایشان را نزد او قرار می دادند از عشیره درباره او سوال می شد می گفتند: چه کسی مثل فلانی است زیرا که او از همه ما امانتدارتر و راستگوتر است و در همان کتاب (2/636 ح 4) در خبر صحیحی از معاویة بن وهب آمده که گفت: به آن حضرت عرضه داشتم چگونه شایسته است که با قوم خودمان و مردمانی که با ایشان معاشرت می کنیم رفتار نماییم از کسانی که بر شیوه و مذهب ما نیستند؟ فرمود: به امامانتان که به ایشان اقتدا می کنید بنگرید، پس چنان کنید که آنان کنند، که به خدا سوگند ایشان بیماران آنها را عیادت کنند و در تشییع جنازه هایشان شرکت نمایند، و به نفع و علیه آنان گواهی دهند و امانت را به ایشان ادا می کنندمولف).
815) سوره روم، آیه 10.
816) روضه کافی، 253، ج 358.
817) این از باب استعاره تمثیلیه است که آب برای علم به عاریت گرفته شده، زیرا که علم مایه زندگی دلی است، همچنان که زندگی بدن به آب بستگی دارد. سپس بعضی از لوازم مستعار یعنی جریان یافتن آورده شد. (مولف)
818) بدان که گاهی عنوان (صدوق بسیار راستگوی) در سخنان علما بر شیخ جلیل محمد بن یعقوب کلینی (رحمةالله) اطلاق می شود و بیشتر از شیخ جلیل محمد بن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه قمی تعبیر می گردد (مولف)
819) اصول کافی، 2/218.
820) کمال الدین، 1/330.
821) الامالی، 330.
822) اصول کافی، 2/113.
823) اصول کافی، 2/113.
824) اصول کافی، 2/113.
825) اصول کافی: 2/113.
826) اصول کافی: 2/116.
827) من لا یحضره الفقیه، 4/394، ح 5842.
828) مرآة العقول، 8/225.
829) سوره عصر، آیه 1 و 2.
830) تحف العقول، 228.
831) اصول کافی: 2/114.
832) مرآة العقول، 8/214.
833) سوره اعراف، آیه 204.
834) در بعضی از نسخه های من لا یحضره الفقیه بتعا" به نصب، و در بعضی نسخه ها تبع به رفع آمده، و تبع هم بر یک فرد اطلاق می شود و هم بر جماعت، خدای تعالی فرمود: انا کنا لکم تبعا". و بدان که می توان به این خبر صحیح استناد جست برای اینکه اخبار نهی کننده از قرائت پشت سر امام جماعت را بر کراهت حمل کنیم، زیرا که فرموده امام (علیه السلام): و الا خیرتان بتع للاولیین متحد بودن حکم آنها با دو رکعت اول در قرائت است. و بدون تردید در دو رکعت اخیر نماز قرائت را بجای تسبیح گفتن می توان برگزید، هر چند که تسبیح گفتن افضل می باشد، پس در دو رکعت اول نیز جایز است، و شاید کسانی که قائل شده اند قرائت پشت سر امام جماعت مکروه است - مانند محقق و شهید ثانی و دیگران- به همین وجه که به خاطر رسید استناد جسته اند و این دور از حقیقت نیست، و خدا داناست و اوست راهنما (مولف)
835) من لا یحضره الفقیه، 1/392، ح 1161.
836) بحار الانوار، 88/21.
837) مستدرک الوسائل، 1/295، باب 21، ح 4.
838) سوره نمل، آیات 29 و 30.
839) تفسیر امام عسکری (علیه السلام) /9.
840) سوره اعراف، آیه 204.
841) سوره زمر، آیه 65.
842) سوره روم، آیه 60.
843) الوافی، 5/1208؛ البرهان، 3/268؛ تهذیب الاحکام، 3/35.
844) بحار الانوار، 92/222، ح 7 و 88/23 با اختلاف در لغات.
845) بحار الانوار، 92/221، ح 5.
846) تفسیر عیاشی، 2/44، ح 132.
847) مجمع البیان، 4/515.
848) من لا یحضره الفقیه، 1/407، ح 1209.
849) اصول کافی، 3/377، ح 3.
850) تهذیب، 3/275، ح 120.
851) تفسیر البرهان، 4/220، سوره ق، آیه 18، ح 6.
852) جمال الاسبوع، 280-281.
853) مکارم الاخلاق، 339-340.
854) جنة المأوی، 230، حکایت 8.
855) کامل الزیارات، 81، باب 26.
856) کامل الزیارات، 127، باب 46.
857) کامل الزیارات، 128، باب 46.
858) کامل الزیارات، 146، باب 48.
859) کامل الزیارات، 116، باب 40.
860) کامل الزیارات، 126، باب 45.
861) کامل الزیارات، 128، باب 46.
862) کامل الزیارات، 297، ح 15.
863) خصال، 2/579، باب السبعین، ح 1.
864) تهذیب، 2/109، ح 179.
865) سوره انعام، آیه 164.
866) سوره طور، آیه 21.
867) سوره هود، آیات 45 و 46.
868) تفسیر البرهان، 1/290 و سوره آل عمران، آیه 68.
869) سوره ابراهیم، آیه 36.پ
870) اصول کافی، 2/174.
871) اصول کافی، 2/189.
872) در متن حدیث، شجاع آمده که در لغت: مار، یا مار نر، یا نوعی از مارهای کوچک می باشد.
873) اصول کافی، 2/196.
874) کامل الزیارات، 319، باب 105.
875) کامل الزیارات، 319، باب 105 ح 2.
876) زید نرسی با نون مفتوح -منسوب به نرس یکی از آبادی های عراق- از اصحاب امام صادق و امام کاظم (علیه السلام) بوده، و در مورد اصل او اختلاف شده، گفته می شود: جعلی است، ولی نظر درست -طبق رأی جمعی از علمای بر جسته قبول و اعتماد بر آن است، به جهت گفته نجاشی -چنانکه از او حکایت شده- اینکه کتابی دارد که آن را عده ای از او روایت می کنند سپس گفته خبر داد ما را علی بن احمد بن علی بن نوح گفت: حدیث کرد ما را محمد بن احمد صفوانی (رحمةالله) وی گفت: حدیث کرد ما را علی بن ابراهیم بن هاشم از پدرش از ابن ابی عمیر از زید نرسی کتابش را و کتاب او طریق دیگری جز این نیز دارد که به محمد بن ابی عمیر و بزرگان دیگری منتهی می شود (مولف). نواده مولف گوید: بلکه این حدیث در اصل زید زراد، (ص) 6 آمده است، به آنجا مراجعه شود(سبط مؤلف)
877) سوره فتح، آیه 29.
878) سوره حشر، آیه 9.
879) یعنی: به ذکر خداوند مشحون است، و به گمانم لفظ ذکر الله از قلم نسخه برادران افتاده باشد، زیرا که نسخه کتاب پر غلط بود، و سیاق عبارات نیز گواه این گمان من است (مولف)
880) سوره (ص)، آیه 62.
881) امالی، 145.
882) غیبت نعمانی، 173.
883) روضه الکافی، 381، ح 576.
884) سوره آل عمران، آیه 200.
885) جواهر الکلام، 21/40.
886) تفسیر البرهان، 1/334 ح 6.
887) تفسیر برهان، 1/334، ح 4 و سوره آل عمران، آیه 200.
888) تفسیر برهان، 1/334، ح 2.
889) تفسیر برهان، 1/334، ح 3.
890) تفسیر برهان، 1/335، ح 12.
891) فروع کافی، 6/535، ح 1، باب دواجن.
892) تفسیر برهان، 1/335، ح 10.
893) تفسیر برهان، 1/335، ح 13.
894) سوره اسرا، آیه 84.
895) سوره یوسف، آیه 88.