مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد دوم

نویسنده : سید محمد تقی موسوی اصفهانی مترجم : سید مهدی حائری قزوینی‏

هفتاد و ششم: گریستن در مصیبت مولایمان شهید مظلوم حضرت ابی عبدالله الحسین (علیه السلام)

زیرا که این کار از اموری است که به وسیله آن حق امام (علیه السلام) ادا می گردد، و بدون تردید ادای حق آن حضرت از عظیم ترین و مهم ترین وسایل تقرب یافتن به اوست.
بیان مطلب اینکه: شیخ ثقه اجل جعفر بن محمد بن قولویه قمی (رحمةالله) در کتاب کامل الزیارات به سند خود از امام صادق (علیه السلام) ضمن حدیثی طولانی در فضیلت گریستن بر امام حسین (علیه السلام) روایت آورده که فرمود: و هیچ دیده و هیچ اشکی نزد خداوند محبوب تر از چشمی نیست که بر او بگرید و اشک بریزد و هیچ گریه کننده ای بر او نگرید مگر این که فاطمه (علیها السلام) را صله کرده و حق ما را ادا نموده است، و هر بنده ای (روز قیامت) با دیدگان گریان محشور می شود مگر گریه کنندگان بر جدم حسین (علیه السلام) که (هر ان که بر او گریسته) در حالی محشور می گردد که دیده اش روشن است و مژده به او می رسد و شادمانی بر چهره اش نمودار است، و خلایق در بیم و هراس هستند در حالی که اینان (گریه کنندگان بر امام حسین (علیه السلام)) ایمن باشند، و خلایق (در هنگامه عرصات محشر) عرضه می شوند ولی اینان زیر عرش و در سایه عرش با حسین (علیه السلام) هم سخن خواهند بود.
از سختی روز حساب ترسان نیستند، به ایشان گفته می شود: داخل بهشت شوید، پس امتناع می ورزند و سخن و مجلس آن حضرت را بر می گزینند، و همانا حوریان به آنان پیغام می دهند: ما ولدان مخلدین اشتیاق شما را داریم: پس آن ها به سوی حور العین سر بر نمی دارند، به جهت آنچه از خوشی و بزرگواری در مجلسشان می بینند...(855)
و دلیل بر آنچه یاد کردیم فرمایش امام (علیه السلام) است که: و حق ما را ادا کرده می رساند که گریستن بر امام حسین (علیه السلام) ادای حق صاحب الامر و سایر امامان -سلام الله علیهم اجمعین- می باشد، و شاید سر مطلب این باشد که تسلیت دادن مؤمنین نسبت به بازماندگان کسانی از ایشان که از دنیا گذشته اند گرامیداشت و تعظیم ایشان و دوستی کردن به آنان و یاری نمودن از جهت شرکت در مصیبتشان می باشد، و این ها قسمتی از حقوق مؤمنین نسبت به یکدیگر است، زیرا که هرگاه مؤمین از جهان دنیا درگذرد برای او آدابی هست که شرع مقدس امر فرموده آن آداب رعایت گردد، و آنها بر دو گونه اند: یک گونه آن است که به سبب آن حق میت ادا می شود، و آن عبارت از تشییع و کنار قبر او رفتن، و برایش طلب مغفرت کردن، و از طرف او صدقه دادن و بر او نماز خواندن و از او به خوبی یاد کردن و امثال این ها می باشد. و گونه دیگر آن است که حق بازماندگان او به وسیله آن رعایت گردد، و این عبارت از دیدار آن ها و تعزیت ایشان و دعا کردن برای آنان و شرکت در حزن و مصیبتشان، و فرستادن غذا برای ایشان و امثال این ها از اموری که صله آنان و احسان به ایشان می باشد، و بدون تردید حق امام (علیه السلام) در این باره از همه مردم بزرگ تر است.
پس هرگاه مؤمن در مصیبت مولای مظلوممان ابی عبدالله (علیه السلام) بگرید، حق امامی که بعد از آن حضرت باقی مانده را در آن فاجعه بزرگ ادا کرده، چون این کار موافقت نمودن با امام (علیه السلام) و یاری کردن او و تقرب یافتن به او و تسلی دل اوست، نه این که حق امام را از هر جهت و در هر جای رعایت کرده باشد، زیرا که برای امام و همین طور سایر مؤمنین به حسب تفاوت مراتب و شئونشان حقوقی هست که می بایست در هر مورد و هنگام و هر شی ء به طور مقتضی رعایت و ایفا گردند، و در روایاتی که از امامان (علیهم السلام) وارد شده این مطلب را توجه داده اند، که اگر بخواهیم عنان بحث را به آن سوی بکشانیم کتاب حجیم خواهد شد. و با این توضیح معنی فرمایش امام (علیه السلام): و حق ما را ادا نموده است معلوم گشت، و معنی نظایر این کلام در سایر موارد و عبارات نیز روشن شد، پس ان شاء الله تعالی نسبت به این مطلب متذکر و با بینش باش.

هفتاد و هفتم: زیارت قبر مولایمان امام حسین (علیه السلام)

زیرا که این کار صله حضرت صاحب الزمان و نیکی نسبت به آن جناب و سایر امامان (علیهم السلام) می باشد، و با این عمل سرور و شادمانی در دل امام (علیه السلام) وارد می شود و امام (علیه السلام) مانند سایر پدران بزرگوارش هر صبح و شام برای زوار قبر امام حسین (علیه السلام) دعا می کند.
و ابن قولویه در کتاب کامل الزیارات به سند خود از ابان از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: هر کس قبر ابی عبدالله (علیه السلام) را زیارت کند، همانا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را صله نموده و پیوند ما را گرامی داشته، و غیبتش حرام؛ و گوشتش بر آتش دوزخ حرام می شود...(856)
و در همان کتا به سند خود از عبدالله بن سنان آمده که گفت: به حضرت ابی عبدالله امام صادق (علیه السلام) عرضه داشتم: فدایت گردم، پدرت می فرمود: در راه حج هر درهمی که شخص انفاق کند هزار برایش محسوب می گردد، پس برای کسی که در راه رفتن به زیارت پدرت حسین (علیه السلام) انفاق کند چقدر خواهد بود؟ فرمود: ای پسر سنان، به هر درهم برایش هزار هزار -تا ده هزار شمرد- محسوب می شود، و به همین میزان درجات او نیز بالا می رود، و رضای خدای تعالی برایش بهتر است، و دعای محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، و دعای امیرالمؤمنین (علیه السلام) و امامان (علیهم السلام) برایش بهتر است.(857)
و در همان کتاب به سند خود از امام صادق (علیه السلام) آورده که فرمود: از محبوب ترین اعمال نزد خدای تعالی زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) است، و بهترین اعمال نزد خداوند شادمان کردن مؤمنان است، و نزدیک ترین حالت بنده نزد خداوند آن است که در حال سجده گریان باشد.(858)
و به سند خود از معاویة بن وهب آورده که شنیده بود امام صادق (علیه السلام) دعا می کند و با پروردگارش مناجات می نماید و می گوید: مغفرتت را بر من و برادرانم و زائران قبر پدرم حسین (علیه السلام) قرار ده، آنان که اموالشان را انفاق کردند، و بدن های شان را به رنج انداختند، به خاطر رغبت در نیکی به ما، و به امید ثواب تو با صله ما، و شادمان کردن پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تو، و به منظور اجابت امر ما و خشمگین کردن دشمنانمان، که با این کار رضای تو را خواستند، پس (ای خدا) از سوی ما رضوانت را به آنان پاداش ده، و شب و روز ایشان را در حفظ خویش بدار، و به بهترین پاداش ها خاندان و اولادشان که پس از آنها باز می مانند را پاداش ده، و با آنها (یار) باش، و شر هرگونه شرکش عنود و هر مخلوق ناتوان و زورمند، و شر شیاطین انس و جن را از آن ها دور کن، و برترین چیزی که در غربت از وطن هایشان از تو آرزو دارند، و از جهت اینکه ما را بر فرزندان و خاندان و خویشاوندان خود برگزیده اند، به آنان عطا فرمای. خدایا!همانا دشمنان ما سفر ایشان (برای زیارت قبور ما) را عیب کردند، ولی عیب جویی آن ها ایشان را از روی آوردن به سوی ما باز نداشت، به جهت اینکه با مخالفین ما مخالفت نمایند، پس بر آن صورت هایی که تابش خورشید آن ها را تغییر داده رحم آور، و بر آن گونه ها که بر مزار حضرت ابی عبدالله الحسین (علیه السلام) گردانده می شوند رحمت آور، و بر آن دیده هایی که اشک هایشان به خاطر مهر به ما جاری است، رحمت آور، و بر آن دلها که به خاطر ما محزون و سوزان گردیده رحمت آور، و بر آن فریادی که به خاطر ما بلند می شود رحمت آور، خدایا!من آن بدنها و آن جانها را به تو می سپارم تا آنگاه که آن ها را بر کنار حوض (کوثر) روز تشنگی بزرگ بیاوری...(859)
و حدیث طولانی است، مقداری که محل حاجت بود از آن آوردیم، و آن دلیل است بر حصول شادمانی و سرور برای حضرت صاحب الامر و سایر امامان (علیهم السلام) به سبب این عمل شریف، و این که آن صله آنان و اجابت امرشان و دشمنی با دشمنانشان می باشد.
و در همان کتاب به سند خود نیز از معاویة بن وهب آورده که از امام صادق (علیه السلام) که گوید: آن حضرت به من فرمود: ای معاویه، زیارت قبر حسین (علیه السلام) را به خاطر ترس وامگذار، زیرا که هر کس آن را ترک گوید آن قدر حسرت خواهد کشید که آرزو کند قبرش در کنارش می بود، آیا دوست نمی داری که خداوند شخص و سایه تو را در میان کسانی ببیند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و علی و فاطمه و امامان (علیهم السلام) درباره اش دعا می کنند.(860)
و به سند خود از حلبی آورده که ضمن حدیثی طولانی گوید: به حضرت ابی عبدالله امام صادق (علیه السلام) عرضه داشتم: فدایت گردم، چه می گویی درباره کسی که زیارت آن حضرت را ترک گوید در حالی که بتواند آن را انجام دهد؟ فرمود: می گویم او رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ما را عاق کرده، و امری که مربوط به اوست سبک شمرده، و هر کس او را زیارت کند خداوند در پی حوائجش خواهد بود، و آنچه از امور دنیایش برایش اهمیت دارد را خداوند کفایت کند، و روزی را به سوی بنده خواهد کشانید، و آنچه انفاق نموده به او باز خواهد آورد، و گناهان پنجاه ساله اش را خواهد آمرزید، و در حالی به خاندانش باز خواهد گشت که بر عهده او گناه و خطایی نماند مگر این که از پرونده اش محو شده باشد، پس چنانچه در سفرش از دنیا برود، فرشتگان فرود می آیند و او را غسل می دهند، و دری به سوی بهشت به رویش گشوده می شود، پس هرگاه محشور گردد به او گفته شود: به هر درهمی ده هزار درهم برایت هست، و خداوند به تو نظر (عنایت) فرموده، و آنها را برای تو نزد خود ذخیره نموده است.(861)
و در حدیث عبدالله بن حماد بصری از امام صادق (علیه السلام) است که فضیلت زائر قبر امام حسین (علیه السلام) را بیان فرموده تا آنجا که گوید: و اما آنچه برای او نزد ما خواهد بود: رحمت فرستادن بر او هر صبح و شام می باشد....
و در حدیث صفوان جمال از امام صادق (علیه السلام) است که فرمود: اگر زائر امام حسین (علیه السلام) بداند که چه شادمانی و خرسندی به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و به امیرالمؤمنین و به فاطمه و امامان (علیهم السلام) و شهدای از ما اهل البیت می رسد، و از دعای ایشان چه چیزهایی به او بر می گردد، و چقدر از ثواب در دنیا و آخرت به او خواهد رسید و چه (ثوابی) برایش نزد خداوند ذخیره است، هر آینه دوست خواهد داشت که باقیمانده عمرش در خانه اش دیده نشود...(862)

هفتاد و هشتم: بسیار لعنت کردن بر بنی امیه در آشکار و پنهان

در مجالس و منابر در صورتی که ترس و تقیه در کار نباشد و دلیل بر این که این کار از اموری است که مایه تقرب به مولایمان (علیه السلام) می باشد -اضافه بر این که این از بهترین و محبوب ترین و مهم ترین اعمال است - روایتی است که شیخ صدوق (رحمةالله) در کتاب خصال از امیرالمؤمنین (علیه السلام) در ذکر مناقب هفتادگانه اش فرموده: و اما پنجاه و چهارم: پس به درستی که من شنیدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمود: ای علی!بین امیه تو را لعنت خواهند کرد، و فرشته ای به شمار هر لعنت آنان، هزار لعنت برایشان بر می گرداند، پس هرگاه قائم (علیه السلام) بپاخیزد چهل سال آنها را لعنت خواهد کرد...(863)
می گویم: پوشیده نماند که منظور از چهل سال لعنت کردن، امر فرمودن آن حضرت (علیه السلام) شیعیان و پیروانش را به لعنت کردن بنی امیه در همه بلاد و آبادی ها، در منابر و مجامع می باشد، و شیوع یافتن آن در میان مردم در آن مدت است، همانگونه که بنی امیه -لعنهم الله تعالی- در زمان تسلط یافتنشان از روی عناد با امیرالمؤمنین (علیه السلام) این کار را کردند، پس کار حضرت قائم (علیه السلام) کیفر اعمال آنها در این دنیا است، و اگر منظور این بود که خود آن حضرت به تنهایی بنی امیه را لعنت می کند، محدود به مدت معین نبود، و به زمان ظهور آن حضرت (علیه السلام) اختصاص نمی یافت، زیرا که آن بزرگوار در همه عمرش آنان را لعنت می کند. حاصل این که این حدیث شریف بر فضیلت بسیار در اهتمام ورزیدن و زیاد لعنت کردن بنی امیه دلالت دارد، و این که این کار از جمله اموری است که به وسیله آن ها به حضرت صاحب الامر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تقرب می یابند، پس شایسته است که مؤمن بر این کار اهتمام و مواظبت داشته باشد، به خصوص در اول هر صبح و شام و در تعقیب نمازها و سایر اوقات و احوال بر آن مداومت کند.
و شاهد بر آنچه یاد کردیم روایتی است که شیخ طوسی به سند خود از حضرت امام باقر (علیه السلام) آورده که فرمود: هرگاه نماز واجبی را به پایان بردی، جز با لعنت کردن بنی امیه از جای خود حرکت مکن.(864)
و از جمله اموری که دلالت دارد بر این که لعنت کردن بنی امیه و سایر دشمنان ائمه (علیهم السلام) از اقسام یاری نمودن امام به وسیله زبان است، در تفسیر امام عسکری (علیه السلام) آمده که: شخصی به امام صادق (علیه السلام) عرضه داشت: ای زاده رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، من عاجزم که با بدنم شما را یاری نمایم، و به غیر از بیزاری جستن از دشمنانتان و لعنت کردن بر آنان کاری از دستم بر نمی آید، وضع من چگونه است؟ امام صادق (علیه السلام) به او فرمود: پدرم برایم حدیث گفت از پدرش از جدش از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) که فرمودند: هر کس از یاری کردن ما اهل البیت ناتوان باشد، و در خلوت هایشان دشمنان ما را لعنت نماید، خداوند صدایش را به همه فرشتگان از زمین تا عرش خواهد رسانید، پس هر چه این شخص دشمنان ما را لعنت نماید او را همراهی نموده و به هرکس لعنت فرستد آن ها نیز لعنت فرستند، سپس باز هم بیفزاید، پس عرضه می دارند: با خدایا!بر این بنده ات درود فرست که آنچه در توان داشت نثار نمود، و چنانچه می توانست بیش از این می کرد. پس از سوی خدای تعالی ندا می رسد: به درستی که من دعای تان را اجابت نمودم و ندای تان را شنیدم، و به روح او در میان ارواح درود فرستادم، و او را نزد خود از برگزیدگان نیکوکار قرار دادم.
همه این ها اضافه بر آن است که موالات و پیروی از امامان (علیهم السلام) جز با بیزاری جستن و لعنت کردن دشمنانشان حاصل نمی گردد، و بدون تردید بنی امیه از دشمنان ایشان هستند، و نسبت به امامان (علیهم السلام) و دوستانشان چه ظلم ها و کشتارها کردند، و چه آزارها در حق ایشان روا داشتند، پس تا زمین و آسمان برپاست لعنت خداوند بر آنان باد.
توجه، مقتضای آنچه دانستی -از مطالبی که آوردیم و مطالبی که یاد ننمودیم- مانند فرموده امام (علیه السلام): و لعن الله بن امیة قاطبة؛ خداوند همه بنی امیه را لعنت کند. آن است که لعنت بر همه بنی امیه عمومیت دارد، با اینکه علمای ما در میان دوستان و خواص امامان (علیهم السلام) عده ای را یاد کرده اند که نسبشان به بنی امیه منتهی می شود، و بدون تردید لعنت کردن مؤمنان دوستدار ائمه طاهرین (علیهم السلام) حرام است، و خدای -عز و جل- فرموده: و لا تزر وازرة وزر اخری(865)؛ و هیچ نفسی بار دیگری را بر دوش نگیرد. و خدای تبارک و تعالی فرموده است: کل امری بما کسب رهین(866)؛ هر کس در گرو عملی است که بر خود اندوخته است. در توجیه این اشکال و جمع بین دو دلیل وجوهی ذکر کرده اند که خالی از مناقشه نیست، و به نظر من اظهر آن است که گفته شود: منظور از بنی امیه هر آن کسی است که شیوه آنان در پیش گرفته و در دشمنی با امیرالمؤمنین و ائمه طاهرین و دوستان ایشان از آنها پیروی کرده باشد، خواه از این تیره باشد و یا از تیره ها و طوایف دیگر.
چون هر کس شیوه آن ها را پیش گیرد از آن ها به شمار می آید، و گلش از گل آن ها سرشته شده است، هر چند که در: نسب ظاهری از آن ها محسوب نگردد. و هر آن که ولای امیرالمؤمنین و ائمه طاهرین (علیهم السلام) را دارا باشد از ایشان است، از هر تیره و طایفه ای که باشد. و دلیل بر آنچه یاد کردیم فرموده خدای -عز و جل- است که: و نادی نوح ربه فقال رب ان ابنی من اهلی و ان وعدک الحق و انت احکم الحاکمین قال یا نوح انه لیس من اهلک(867)؛ و نوح به درگاه پروردگار خویش عرضه داشت پروردگارا فرزند من از اهل بیت من است و وعده عذاب تو هم حتمی است که قادرترین حکم فرمایانی، (خداوند به نوح خطاب) فرمود: ای نوح او هرگز با تو اهلیت ندارد. و حدیث نبوی است که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: سلمان از ما اهل البیت است. و فرموده امامان (علیهم السلام): شیعیان ما از ما هستند و به ما بر می گردند.
و در تفسیر برهان و غیر ان از عمر بن یزید ثقفی آمده که گفت: حضرت امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: ای پسر یزید تو به خد سوگند از ما اهل البیت هستی، عرضه داشتم: فدایت شوم از آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)؟ فرمود: آری، به خدا از خودشان، از عمر آیا در کتاب خدای -عز و جل- نخوانده ای: ان اولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه و هذا النبی و الذین آمنوا و الله ولی المؤمنین(868)؛ همانا نزدیک ترین کردم به ابراهیم کسانی هستند که از او پیروی کنند و این پیغمبر و امتش که اهل ایمانند، و خداوند دوستدار مؤمنین است. و آیا فرموده خداوند -عز اسمه- را نخوانده ای: فمن تبعنی فانه منی و من عصانی فانک غفور رحیم(869)؛ پس هر کس (در راه توحید و خداپرستی) پیرو من باشد او از من است و هر که مخالفت من کند (و راه شرک و عصیان پوید اختیارش با تو است که) تو خدای بخشنده و مهربانی. و در این معنی روایات بسیاری هست، و آنچه یاد کردیم برای اهل بصیرت کافی است.