فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد دوم

سید محمد تقی موسوی اصفهانی سید مهدی حائری قزوینی‏

شصت و هفتم: احترام کردن نزدیکان و منسوبین به آن حضرت (علیه السلام)

خواه قرابت و خویشاوندی و وابستگی آنان جسمانی باشد و خواه روحانی، مانند: سادات علوی، و علمای دینی و برادران ایمانی، زیرا که احترام و تجلیل ایشان در حقیقت احترام و توقیر آن جناب -سلام الله علیه- است، و این چیزی است که از نحوه معاشرت و آداب خردمندان مشاهده می کنیم که شیوه آنان چنین است که فرزندان و برادران و نزدیکان اشخاص بزرگ را به خاطر تعظیم و بزرگداشت آن اشخاص بزرگ احترام و تجلیل می کنند، و تفاوت مراتب احترام و توقیر ایشان از جهت تفاوت منسوبین می باشد، و چنین می دانند که احترام و تعظیم شان در حقیقت به آن اشخاص بزرگ بر می گردد، و ترک کردن احترام و توقیر ایشان را سبک شمردن شأن و شخصیت آن اشخاص می دانند، و این چیزی است که هیچ عاقلی در آن تردید نمی کند. و امامان ما (علیهم السلام) در تعدادی از احادیثی که از ایشان روایت شده بر این معنی دلالت فرموده اند که بعضی از آن ها را در امور سی و یکم و سی و هفتم و چهل و هشتم و غیر این ها آورده ایم، اضافه بر آنچه در امر شصت و هشتم خواهی شنید، که نیز به فحوی یا منطبق بر این مطلب دلالت دارد، پس بر تو باد که به آنها مراجعه نمایی و در آن ها دقت کنی، و بر احترام منسوبین آن حضرت (علیه السلام) از سادات و علما و مؤمنین مواظبت و مداومت داشته باشی، و به حسب شئون و مراتب ایشان در علم و تقوی و پرهیزکاری و آنچه مایه نزدیک شدن و محبوبیت یافتن نزد آن بزرگوار است، آن ها تجلیل و توقیر کنی، تا به تقرب و محبوب شدن نزد آن حضرت (علیه السلام) نایل شوی و سعادت یابی. از خدای تعالی خواستارم که مرا و همه دوستداران آن جناب را توفیق دهد، بمنه و کرمه.

شصت و هشتم: بزرگداشت اماکنی که به قدوم آن حضرت (علیه السلام) زینت یافته اند

مانند: مسجد سهله، و مسجد اعظم کوفه، و سرداب مبارک در شهر سامره، و مسجد جمکران و غیر این ها از مواضعی که بعضی از صلحا، آن حضرت را در آنجاها دیده اند، یا در روایات آمده که آن جناب در آنجا توقف ندارد، مانند: مسجد الحرام، و تعظیم و احترام سایر چیزهایی که به او اختصاص دارد و منتسب می باشد، مانند: نام ها و القاب و کلمات و توقیعات و لباس های آن حضرت (علیه السلام) و کتاب هایی که احوالات آن بزرگوار و آنچه متعلق به اوست در آن ها یاد گردیده، و مانند این ها...در اینجا نخست در استحباب و رجحان آن سخن می گوییم، و دوم در بیان چگونگی بزرگداشت و تعظیم آن مشاهده، و آنچه به وسیله آن ها بزرگداشت حاصل می گردد.

مبحث اول: ماییم شعائر و اصحاب

به توفیق خداوند گوییم: آنچه بر این معنی دلالت دارد یا آن را تأیید می کند چند امر است:
1- از جمله، فرموده خدای -عز و جل- و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب(622) و هر کس شعائر خداوند را بزرگ و محترم دارد پس به درستی که این از (صفات) دل ها با تقوی است. و بیان آن به دو وجه است:
وجه اول: منظور از شعائر خدای تعالی -به حسب آنچه از تدبر در آیات و روایات و ملاحظه معنی شعار و اشعار و کاوش در موارد استعمال آن ها استفاده کرده ایم - هر آن چیزی است که انتساب خاص و ارتباط ویژه ای به خدای -عز و جل- داشته باشد، خواه بدون واسطه و خواه با واسطه باشد، به گونه ای که در نظر شرع و عرف بزرگ داشتن آن تعظیم خداوند منسوب گردد، و تحقیر و توهین آن؛ تحقیر و توهین خدای -عز و جل- به شمار آید، مانند: اسم ها، کتاب ها، پیغمبران، فرشتگان، مساجد، اولیا، و اهل ایمان به او، و زمانهای مخصوصی که او احترام آن ها را واجب فرموده، و خانه هایی که فرمان داده بلند گردند و نام او در آن ها یاد شود، و توقفگاه ها و مشاهد معابد اولیای او، و احکام خدای تعالی؛ از فرایض و غیر آن ها، و حدود الهی، و حج و مناسک و اعمال آن، خدای -عز و جل- فرموده: و البدن جعلناها لکم من شعائر الله(623)؛ و نحر شتران فربه را از سوی شما از شعائر خداوند مقرر داشتیم.
و در این آیه دلالت بر آن است که شعائر خداوند در قربانی کردن شتران فربه منحصر نیست -به طوری که بعضی پنداشته اند- و مصادیق بسیار دیگری نیز دارد که شمردن آن ها غیر ممکن یا بسیار مشکل است. و پوشیده نیست که مواقف و مشاهد و معابد و لباس ها و نوادگان امامان (علیهم السلام) از آن مصادیق می باشند، زیرا که آن ها با یک یا چند واسطه منتسب به خدای -تعالی- هستند، نمی بینی که خدای -تعالی- نحر کردن شتران فربه را از شعائر الله قرار داده، با این که آن ها به سوی خانه کعبه که خدای تعالی آن را به خود نسبت داده است به آن ها است چه فرقی هست؟ چون که امامان (علیهم السلام) حجت های خداوند و نشانه های روشن اویند، و ایشان از بیت الحرام عزیزترند و برترند. بلکه در بعضی از روایات آمده که: مؤمن از کعبه مشرفه عزیزتر است. جهتش آن است که ایمان به خدای تعالی عزیزترین و برترین امور است، لذا خدای تعالی فرموده: (و هر کس شعائر خداوند را بزرگ و محترم بدارد پس به درستی که این از (صفات) دل های با تقوی است). که در مقام بیان فضیلت تعظیم شعائر توجه داده که تقوای دل ها مهمترین و برترین امور است. و آن چیزی است که نیازی به ذکر فضیلت و بیان مقام برجسته و منزلت والای آن نزد خدای -عز و جل- نیست.
به توضیح اینکه خدای تعالی پس از آنکه قسمتی از احکام را در سوره حج بیان فرمود، به توحید و اخلاص و بیزاری از شرک فرمان داد به این که فرمود: حنفاء لله غیر مشرکین به(624)؛ خاص و خالص بی هیچ شائبه شرک، خدا را بپرستید. سپس نتیجه و عاقبت شرک را چنین گوشزد فرمود: و من یشرک بالله فکأنما خر من السماء فتخطفه او تهوی به الریح فی مکان سحیق(625)؛ و هر آن که به خداوند شرک ورزد چنان است که از آسمان سقوط کند پس مرغان (لاشخور) او را بربایند یا باد تندی او را به مکان دور دستی بیفکند. آنگاه به نشانه توحید و ایمان توجه داد که فرمود: و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب. تا این مطلب را توجه دهد که نشانه کسی که دلش از شرک خالص گشته و به زیور ایمان خود را آراسته، و به نور توحید روشنی یافته: تعظیم شعائر خداوند است، چون کسی که چیزی را دوست بدارد هر آن چیزی که اختصاص و انتساب به آن دارد را نیز دوست می دارد، و این چیزی است که بالعیان مشاهده می شود و به عقل و نقل تأیید می گردد، پس مؤمن به سبب معرفت و محبتش نسبت به خدای تعالی، هر چیزی که به او -تعالی- اضافه و منسوب باشد با خصوصیتی که از غیر خودش متمایز شود را دوست می دارد، لذا مراتب تعظیم و احترام بر حسب تفاوت درجات ایمان و محبت و اخلاص مؤمن نسبت به خداوند -عز و جل- و نیز تفاوت مراتب آن چیزی که منسوب به خدای تعالی است از جهت ویژگی ها و اسبابی که مایه انتساب و اختصاصش به خداوند گردیده تفاوت می یابد.
حاصل آنچه یاد کردیم این که هر آنچه انتساب خاصی به خدای تعالی داشته باشد مایه شرافت آن خواهد بود، و از جمله شعائر خداوندی می شود و تعظیم آن تعظیم شعائر الله محسوب می گردد؛ خواه انتساب آن شی ء بدون واسطه باشد یا با واسطه، و مواقف و مشاهد امام (علیه السلام) از جمله آن ها است، آن ها نظیر مساجد می باشند که به خدای تعالی منتسب هستند، به سبب اینکه برای عبادت خداوند -عز و جل- قرار داده شده اند، ولی لازمه اش این نیست که این اماکن متبرکه در تمام احکام با مساجد مشارکت داشته باشند، زیرا که احکام خاصی که در شرع برای مکان معینی اختصاص یافت به غیر آن سرایت داده نمی شود مگر با دلیل خاص. البته در تمام اموری که در عرف تعظیم و احترام اماکن محسوب گردد مشارکت دارند، و بیان این مطلب در مبحث دوم ان شاء الله تعالی خواهد آمد.
و باید دانست که آنچه ما در بیان معنی شعائر یاد کردیم منافات ندارد با آنچه بعضی تفسیر کرده اند که منظور از آن تمام دین خداوند است، و بعضی دیگر آن را به معالم دین خداوند، و بعض دیگر آن را به نشانه هایی که خداوند برای طاعت خود نصب فرموده، و برخی به محرمات، و بعضی مناسک حج تفسیر کرده اند. و آنچه در فرمایش امیر المؤمنین (علیه السلام) که: ماییم شعائر خواهد آمد؛ زیرا که ظاهر از ملاحظه اشباه و نظایر آن است که هر کدام از این تفسیرها ذکر بعضی از مصادیق با اظهر آن ها است، و همه به آنچه به تأیید خداوند و برکت اولیای او یاد کردیم و بیان داشتیم بر می گردد.
وجه دوم: این که در کتاب مرآة الانوار از امیرالمؤمنین (علیه السلام) به طور مرسل روایت کرده که فرمود: نحن الشعائر و الاصحاب(626)؛ ماییم شعائر و اصحاب. و پوشیده نیست که منظور از این که فرموده: ماییم یا رسول خدا و امامان است و یا فقط امامان، زیرا که ایشان عظیم ترین و برترین شعائر خداوند می باشند، و بدون تردید احترام کردن آنچه منتسب به ایشان است تعظیم آنان می باشد، و آنان شعائر خداوندند، پس بزرگ داشتن آنچه به ایشان اختصاص و انتساب دارد؛ در حقیقت تعظیم آنان است که شعائر الله هستند، و این واضح است و هیچ پوشیدگی در آن نیست، پس بحمد الله معلوم گشت که تعظیم و احترام هر آن چیزی که به مولایمان حضرت حجت (علیه السلام) و نیز سایر امامان (علیه السلام) منتسب می باشد و به طور خاصی به ایشان اضافه می گردد و از مواقف و مشاهد و ضریح ها و نوشته ها و کتاب ها و جامه ها و احادیث و سخنان نوادگان و شیعیان ایشان، و غیر این ها.. رجحان دارد، و در استحباب این امور جای تأمل نیست.