مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد دوم

نویسنده : سید محمد تقی موسوی اصفهانی مترجم : سید مهدی حائری قزوینی‏

شصت و ششم: مقدم داشتن خواسته آن حضرت بر خواسته خود

به این که در هر امری که بر تو وارد می شود و می خواهی در آن اقدام کنی، بیندیشی که آیا موافق رضای آن حضرت (علیه السلام) است یا مخالف آن؟ پس چنانچه موافق رضای آن جناب بود آن را انجام دهی و بر آن اقدام نمایی، نه به خاطر هوای نفس خودت، بلکه به جهت موافق داشتن آن با رضای او (علیه السلام) و اگر مخالف رضای او بود آن را واگذاری و با هوای نفست مخالفت کنی، برای این که رضای آن حضرت -سلام الله علیه- را به دست آوری، که اگر چنین بودی نزد آن بزرگوار محبوب خواهی بود و ذکر خیرت بر زبان او و زبان پدران بزگوارش -سلام الله علیهم اجمعین- جریان می یابد.
و شاهد بر آنچه گفتیم روایتی است که فاضل محدث نوری (رحمةالله) در کتاب نفس الرحمن به نقل از کتاب امالی شیخ طوسی (رحمةالله) به سند خود از منصور بزرج(620) آورده که گفت: به حضرت ابی عبدالله امام صادق (علیه السلام) عرضه داشتم: ای سرور من، چه بسیار از شما یاد سلمان فارسی را می شنوم؟ فرمود: مگو سلمان فارسی، بلکه بگو: سلمان محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) آیا می دانی چرا بسیار از او یاد می کنم؟ عرض کردم: نه، فرمود:
برای سه صفت: یکی: مقدم داشتن خواسته امیر مؤمنان (علیه السلام) بر خواسته خودش. و دوم: دوست داشتن فقرا، و برگزیدگان آنها بر اهل ثروت و مکنت. و سوم: دوست داشتن علم و علما، همانا سلمان بنده صالح درستکار مسلمانی بود، و از مشرکین نبوده است.(621)
می گویم: در این صفات و آنچه از آثار نیک بر آن ها مترتب می شود تأمل کن، و از جمله آن آثار این که امامان (علیه السلام) صاحب این صفات را دوست می دارند و مدح کنند و بستایند، و به این حدیث شریف عمل کن تا به سعادت دنیا و آخرت نایل شوی. خداوند، من و شما برادران مؤمن را توفیق دهد که او (به بندگانش) نزدیک و اجابت کننده دعا است.

شصت و هفتم: احترام کردن نزدیکان و منسوبین به آن حضرت (علیه السلام)

خواه قرابت و خویشاوندی و وابستگی آنان جسمانی باشد و خواه روحانی، مانند: سادات علوی، و علمای دینی و برادران ایمانی، زیرا که احترام و تجلیل ایشان در حقیقت احترام و توقیر آن جناب -سلام الله علیه- است، و این چیزی است که از نحوه معاشرت و آداب خردمندان مشاهده می کنیم که شیوه آنان چنین است که فرزندان و برادران و نزدیکان اشخاص بزرگ را به خاطر تعظیم و بزرگداشت آن اشخاص بزرگ احترام و تجلیل می کنند، و تفاوت مراتب احترام و توقیر ایشان از جهت تفاوت منسوبین می باشد، و چنین می دانند که احترام و تعظیم شان در حقیقت به آن اشخاص بزرگ بر می گردد، و ترک کردن احترام و توقیر ایشان را سبک شمردن شأن و شخصیت آن اشخاص می دانند، و این چیزی است که هیچ عاقلی در آن تردید نمی کند. و امامان ما (علیهم السلام) در تعدادی از احادیثی که از ایشان روایت شده بر این معنی دلالت فرموده اند که بعضی از آن ها را در امور سی و یکم و سی و هفتم و چهل و هشتم و غیر این ها آورده ایم، اضافه بر آنچه در امر شصت و هشتم خواهی شنید، که نیز به فحوی یا منطبق بر این مطلب دلالت دارد، پس بر تو باد که به آنها مراجعه نمایی و در آن ها دقت کنی، و بر احترام منسوبین آن حضرت (علیه السلام) از سادات و علما و مؤمنین مواظبت و مداومت داشته باشی، و به حسب شئون و مراتب ایشان در علم و تقوی و پرهیزکاری و آنچه مایه نزدیک شدن و محبوبیت یافتن نزد آن بزرگوار است، آن ها تجلیل و توقیر کنی، تا به تقرب و محبوب شدن نزد آن حضرت (علیه السلام) نایل شوی و سعادت یابی. از خدای تعالی خواستارم که مرا و همه دوستداران آن جناب را توفیق دهد، بمنه و کرمه.

شصت و هشتم: بزرگداشت اماکنی که به قدوم آن حضرت (علیه السلام) زینت یافته اند

مانند: مسجد سهله، و مسجد اعظم کوفه، و سرداب مبارک در شهر سامره، و مسجد جمکران و غیر این ها از مواضعی که بعضی از صلحا، آن حضرت را در آنجاها دیده اند، یا در روایات آمده که آن جناب در آنجا توقف ندارد، مانند: مسجد الحرام، و تعظیم و احترام سایر چیزهایی که به او اختصاص دارد و منتسب می باشد، مانند: نام ها و القاب و کلمات و توقیعات و لباس های آن حضرت (علیه السلام) و کتاب هایی که احوالات آن بزرگوار و آنچه متعلق به اوست در آن ها یاد گردیده، و مانند این ها...در اینجا نخست در استحباب و رجحان آن سخن می گوییم، و دوم در بیان چگونگی بزرگداشت و تعظیم آن مشاهده، و آنچه به وسیله آن ها بزرگداشت حاصل می گردد.