فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد دوم

سید محمد تقی موسوی اصفهانی سید مهدی حائری قزوینی‏

پنجاه و هشتم: ناشناس ماندن و پرهیز از شهرت یافتن

زیرا که شهرت، آفت است و ناشناس ماندن، راحت. و در کافی از امام صادق (علیه السلام) روایت آمده که فرمود: چنانچه بتوانی (طوری زندگی کنی که) هیچ کس تو را نشناسد این کار را بکن.
و در کتاب کمال الدین به سند صحیحی از امام باقر (علیه السلام) آمده که فرمود: زمانی بر مردم خواهد رسید که امام آنان از ایشان غایب شود، خوشا به حال آنان که بر امر ما پایدار بمانند. در آن زمان، کمترین چیز از ثواب که به آن ها رسد این که، خداوند متعال ایشان را ندا کند: بندگان و کنیزان من، به سر من ایمان آورید و غیب مرا تصدیق کردید، پس بشارت باد شما را به ثواب نیک از من؛ ای بندگان و کنیزانم حقا که از شما قبول می کنم و شما را عفو می نمایم، و شما را می آمرزم، و به واسطه شما بندگان را از باران سیراب گردانم، و بلا را از آنان دفع نمایم، و اگر شما نبودید عذابم را بر آن ها نازل می کردم. جابر گفت: عرض کردم: ای فرزند رسول خدا!بهترین کاری که مؤمن در آن زمان انجام دهد چیست؟ فرمود: حفظ زبان و خانه نشینی است.(602)
و در نهج البلاغه از امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده که در یکی از خطبه ها فرمود: و ذلک زمان لا ینجو فیه الا کل مؤمن نومة ان شهد لم یعرف و ان غاب لم یفتقد اولئک مصابیح الهدی و اعلام السری لیسوا بالمساییح و لا المذاییع البذر اولئک یفتح الله لهم ابواب رحمة و یکشف عنهم ضراء نقمته.
ایها الناس سیأتی علیکم زمان یکفأ فیه الاسلام کما یکفأ الانآء بما فیه...(603)؛ و آن زمانی است که در آن نجات نمی یابد مگر هر مؤمن پرخواب، که اگر (در مجالس) حضور یابد شناخته نشود و هرگاه غایب باشد در جستجویش بر نیایند، اینان چراغ های هدایت و روشنگران راه شبروانند، که به فتنه و فساد و سخن چینی در میان مردم آمد و شد نکنند، و دهان به عیب گویی از مردم و یاوه سرایی نگشایند، برای آنان خداوند درهای رحمتش را باز می کند، و از ایشان سختی عذابش را برطرف می نماید. ای مردم؛ زمانی بر شما خواهد رسید که اسلام در آن واژگون می شود همچنان که ظرف واژگون گردد و آنچه در آن است بریزد...
سید رضی (رحمةالله) فرماید: اینکه حضرت (علیه السلام) فرموده: کل مؤمن نومة منظورش گمنام کم آزار است، و مساییح جمع مسایح است، و آن کسی است که بین مردم به فساد و سخن چینی می پردازد، و مذابیح جمع مذیاع است و آن کسی است که هرگاه خلافی از کسی بشنود آن را پخش می کند و برای دیگران بازگو می نماید، و البذر جمع بذور است، و آن کسی است که سفاهتش بسیار و بیهوده گو است.
و در غیبت نعمانی از امام صادق (علیه السلام) روایت آمده که فرمود: اگر یک خبر را خوب بفهمی از ده خبری که آن ها را (فقط) روایت نمایی بهتر است، همانا هر حقی را حقیقتی است و هر صوابی را نوری، سپس فرمود: به خدا سوگند که ما کسی از شیعیانمان را فقیه و فهمیده نمی شماریم تا اینکه با او به کنایه و رمز سخن بگوییم و او منظور از آن را متوجه گردد؛ امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر منبر در شهر کوفه فرمود: همانا در پشت سر شما فتنه های تاریک؛ کور و بی نور خواهد آمد، که از آن فتنه ها نجات نیابد مگر نومه. گفته شد: یا امیرالمؤمنین نومه چیست؟ فرمود: کسی که مردم را بشناسد ولی مردم او را نشناسند. و بدانید که زمین از حجت خدا خالی نمی ماند، ولی خداوند خلق خویش را به خاطر ستم و تجاوز و اسراف بر خودشان از دیدار او کور خواهد ساخت، و اگر زمین یک ساعت از حجت خداوند خالی بماند اهل خود را فرو خواهد برد، ولی حجت خداوند مردم را می شناسد و آن ها او را نمی شناسند همچنان که یوسف مردم را می شناخت در حالی که آن ها او را نمی شناختند.(604)
و در همان کتاب نیز به سند خود آورده که یکی از یاران امام ابو عبدالله صادق (علیه السلام) بر آن حضرت وارد شد، و عرضه داشت: فدایت گردم؛ به خدا سوگند من تو را دوست می دارم و هر کس تو را دوست دارد را دوست دارم، ای سرور من چقدر شیعیان شما فراوانند!آن حضرت (علیه السلام) فرمود: آنان را بشمار. عرض کرد: بسیارند آن حضرت (علیه السلام) فرمود: آن ها را می توانی بشماری؟ عرض کرد: آن ها از شمارش بیرونند. حضرت ابو عبدالله صادق (علیه السلام) فرمود: ولی اگر آن شماره ای که توصیف شده اند سیصد و ده و اندی تکمیل گردد آنچه را می خواهند انجام خواهد شد، اما شیعه ما کسی است که صدایش از بناگوش تجاوز نکند و ناراحتی های درونی اش از بدنش آشکار نگردد، و با دشمن ما دوستی ننماید، و دوستدار ما را دشمن ندارد. عرضه داشتم: پس با این شیعیان مختلفی که دعوی تشیع دارند چه کنم؟ فرمود: تمییز داده خواهند شد، و بررسی خواهند شد، و تبدیل خواهند یافت، سالیانی بر آن ها خواهد آمد که از میانشان ببرد و شمشیری آن ها را می کشد و اختلافی پراکنده شان می کند، شیعه ما تنها کسی است که همچون سگ زوزه نکشد و بسان کلاغ طمع نورزد، و اگر از گرسنگی بمیرد از مردم گدایی نکند. عرض کردم: فدایت شوم؛ چنین کسانی را با این اوصاف کجا بجویم؟ فرمود: در اطراف زمین آن ها را بجوی، آنان کسانی هستند که زندگی شان به سختی می گذرد، و خانه بدوشند که چنانچه در جایی حضور یابند شناخته نشوند، و هرگاه غایب باشند کسی جستجویشان نکند و اگر بیمار شوند عیادت نشوند، و چنانچه خواستگاری کنند همسرشان ندهند، و هرگاه بمیرند (مردم) بر جنازه آن ها حاضر نگردند، آنانند که با اموالشان مواسات کنند و در قبرهایشان یکدیگر را دیدار نمایند، و نظرهایشان با هم اختلاف ندارد هر چند که شهر هایشان مختلف است.(605)
و به طرق دیگری نیز این حدیث را روایت کرده و در آن افزوده: و هرگاه مؤمنی را ببینند او را گرامی دارند، و چنانچه منافقی را مشاهده کنند از او دوری گزینند و به هنگام مرگ بی تابی ننمایند، و در قبرهایشان با یکدیگر دیدار می کنند.
می گویم: محل شاهد فرموده آن حضرت (علیه السلام) است: چنانچه در جایی حضور یابند شناخته نشوند و هرگاه غایب باشند کسی جستجویشان نکند...زیرا که آن حضرت -علیه الصلاة و السلام- با این سخن بر خوبی گمنام ماندن از مردم و مذمت مشهور شدن در بین آن ها دلالت فرمود، و بدین جهت تمام این حدیث را آوردم که فوایدش بسیار است. و از جمله مطالبی که متناسب با آن زمان است این ابیات می باشد:
خفیت عن العیون فأنکرتنی - فکان به ظهوری للقلوب
و اوحشنی الانیس فغبت عنه - لتأنیسی بعلام الغیوب
و کیف یروعنی التفرید یوما" - و من اهوی لدی بلا رقیب
اذا ما استوحش الثقلان منی - انست بخلوتی و معی حبیبی
از دیده ها مخفی ماندم پس مرا نشناختند، و از این جهت برای دل ها آشکار شدم. و مونس من به وحشتم انداخت لذا از نظرش غایب شدم، چون به خدای علام الغیوب انس یافتم. و چگونه روزی تنهایی مرا بیمناک خواهد ساخت، در حالی که محبوب من -به دور از رقیب- نزد من است. چنانچه جن و انس از من وحشت کنند، به خلوت خود مأنوس باشم و حبیبم با من است.

پنجاه و نهم: تهذیب نفس

و پاکسازی درون از صفات پلید، و زیور دادن آن به وسیله اخلاق پسندیده، و این امر در هر زمان واجب است، ولی یاد کردن آن به طور خصوص در وظایف زمان غیبت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از این جهت است که در؟ فضیلت صحبت او و قرار گرفتن در عداد اصحاب آن جناب بستگی به آن دارد. به دلیل روایتی که نعمانی (رحمةالله) به سند خود از امام صادق (علیه السلام) آورده که فرمود: هر کس دوست می دارد از اصحاب حضرت قائم (علیه السلام) باشد باید که منتظر باشد و در این حال به پرهیزکاری و اخلاق نیکو رفتار نماید، در حالی که منتظر باشد، پس چنانچه بمیرد و پس از مردنش قائم (علیه السلام) بپاخیزد، پاداش او همچون پاداش کسی خواهد بود که آن حضرت را درک کرده است، پس کوشش کنید و در انتظار بمانید. گوارا باد شما را ای گروه مشمول رحمت خداوند.(606)
می گویم: در این حدیث دلالت بر این هست که دست یافتن به ثواب انتظار با رعایت کامل و ملازمت پرهیزکاری و اخلاق نیک و مشروط می باشد، و مؤید این معنی پیش تر گذشت.

شصتم: اتفاق و اجتماع بر نصرت آن حضرت (علیه السلام)

زیرا که در اجتماع کردن تأثیری هست که در انفراد نیست. هر چند که نصرت کردن وظیفه همه افراد است، خداوند فرمود: و اعتصموا بحبل الله جمیعا" و لا تفرقوا(607)؛ و همگی به ریسمان خداوند چنگ زنید و پراکنده نشوید. چون امام (علیه السلام) در تمام زمان ها رشته محکم خداوند در میان بندگانش می باشد و دست یازیدن به او جز با پیروی و نصرت او حاصل نمی گردد، و امیرالمؤمنین (علیه السلام) در یکی از خطبه هایش فرموده: ای مردم!اگر شما از نصرت حق از پای نمی نشستید، و از کنار زدن باطل سستی نمی کردید، کسی که مثل شما نیست بر شما طمع نمی نمود، و آنان که بر شما نیرو یافتند قوت نمی گرفتند، ولی شما همچون گم گشتگی بنی اسرائیل راه را گم کردید، و به جانم سوگند که بعد از من گم گشتگی تان چند برابر خواهد شد، از جهت این که حق را پشت سر افکندید...
و در توقیع رفیعی که از سوی ناحیه مقدس به شیخ مفید (رحمةالله) صادر گشت آمده است: و اگر شیعیان ما -که خداوند آنان را در اطاعتش یاری می دهد- در وفای پیمانی که از ایشان گرفته شده یک دل و مصمم باشند، نعمت لقای ما از آنان به تأخیر نمی افتد، و سعادت دیدار ما برای آنان با معرفت کامل و راستین نسبت به ما تعجیل می گردد...(608)