فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد دوم

سید محمد تقی موسوی اصفهانی سید مهدی حائری قزوینی‏

پنجاه و سوم: صبر کردن بر اذیت و تکذیب و سایر محنت ها

برادرم!بدان که خداوند -تبارک و تعالی- بندگان خود را در زمان غیبت ولی اش با انواع محنت ها و بلاها امتحان می کند تا بد از خوب جدا شود، پس درجات خوبان را بالا برده، و پلیدان را بعضی با بعض دیگر در آمیزد و با هم گرد آورد، آنگاه همه را در آتش دوزخ بیفکند، و خدای -عز و جل- فرموده است: ما کان الله لیذر المؤمنین علی ما انتم علیه حتی یمیز الخبیث من الطیب(546)؛ خداوند مؤمنان را بر این حال کنونی(که مؤمن و منافق به هم مشتبهند) وا نخواهد گذاشت تا این که پلید را از پاکیزه جدا سازد...و این سنت خداوند در گذشتگان و آیندگان است، همچنان که خدای تعالی فرموده: احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون و لقد فتنا الذین من قبلهم(547)؛ آیا مردم چنین پندارند که به صرف این که گفتند ایمان آوردیم رها شوند و (بر این ادعا) هیچ امتحان نشوند، و همانا که ما امت هایی که پیش از اینان بودند را به آزمانش آوردیم تا خداوند راستگویان را از دروغگویان کاملا" معلوم سازد. و حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: ای مردم خداوند شما را از این که بر شما ستم کند دور داشته، ولی شما را ایمن ننموده از این که شما را بیازماید و او که بزرگوارترین گویندگان است فرموده: ان فی ذلک لآیات و ان کنا لمبتلین(548)؛ و به درستی که در این (وقایع و حوادث) آیان و نشانه هایی است و ما البته (خوب و بد بندگان را) امتحان می کنیم.
می گویم: و از جمله آن محنت ها و ابتلائات این که می بینی بسیاری از اهل باطل در وسعت و ثروت زندگی می کنند و دارای شوکت و قدرت می باشند، و بسیاری از اهل حق را می بینی که در سختی و تنگدستی زندگی می کنند، و به آنان اعتنا نمی شود، و گفته آن ها پذیرفته نیست، و اهل باطل آنان را با دست و زبان اذیت و مسخره می کنند، و ایشان را از جهت اعتقادشان در امر امامشان و غیبت و ظهور دولت آن حضرت (علیه السلام) تکذیب می نمایند، و در اینجا نفس و عقل با هم نزاع می کنند، که نفس به پیروی اهل باطل امر می کند تا در وسعت و رفاه زندگی کنی و از دنیای فانی آن ها برخوردار شوی و لذت بری، و عقل فرمان می دهد که بر آزارهای شان صبر کنی و تکذیب کردنشان را تحمل نمایی، و ترغیب می کند به پیروی از اهل حق و انتظار دولت حقه، به خاطر دست یابی به نعمت های اخروی جاودانی، پس شخص پاک سرشت هوشمند کسی است که عاقبت نیک را اختیار نماید و بر تکذیب و اذیت صبر کند. ببینید امام صادق (علیه السلام) در خبر صحیح طولانی که در روضه کافی روایت آمده به حمران چه فرموده است، حمران از آن حضرت پرسیده بود: اینان (بنی عباس) تا کی سلطنت می کنند؟ یا کی از آن ها راحت می شویم؟ (امام صادق (علیه السلام) فرماید:) بدو گفتم: آیا نمی دانی که هر چیزی را مدتی هست؟ گفت: چرا. گفتم: آیا تو را سود می بخشد که بدانی این امر هرگاه فرا رسد از یک چشم به هم زدن زودتر آید!همانا اگر حال و وضع آن ها را نزد خدای -عز و جل- بدانی که چگونه است، خشم تو نسبت به آنان بیشتر می شد و اگر تو با تمامی اهل زمین کوشش نمایند که آنان را به وضعی بدتر از آنچه در آنند -از گناه و جرم- در آورند نخواهند توانست، پس شیطان تو را نلغزاند و پریشان ننماید، زیرا که به راستی عزت از آن خداوند و رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) و مؤمنین است، ولی منافقان نمی توانند، آیا نمی دانی که هر کس منتظر امر ما باشد و بر آنچه از اذیت و ترس می بیند صبر کند، فردای (قیامت) در گروه ما خواهد بود...(549)
و در تحف العقول در سفارش های امام صادق (علیه السلام) به مؤمن الطاق آمده است: ای پسر نعمان، هیچ بنده ای مؤمن نخواهد بود تا این که در او سه سنت باشد: سنتی از خداوند و سنتی از رسول او و سنتی از امام. اما سنتی که از خدای -عز و جل- باید داشته باشد، این که باید اسرار را کتمان نماید. خداوند -عز و جل- می فرماید: عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احدا"(550)؛ اوست دانای غیب، پس احدی را بر غیب خویش آگاه نسازد. و اما سنتی که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) باید دارا باشد، این که با مردم به رفتار و اخلاق اسلامی مدارا کند. و اما سنتی که از امام (علیه السلام) لازم است در او باشد، صبر در سختی ها و ناراحتی ها است، تا این که خداوند برای او فرج برساند...(551)
و نیز در روضه کافی به سند خود از حسن بن شاذان واسطی آورده که گفت: به حضرت ابوالحسن امام رضا (علیه السلام) نامه ای نوشتم که در آن از جفای اهالی واسط، گلایه کردم. چون در این شهر گروهی از عثمانی ها بودند که مرا اذیت می کردند، جواب به خط آن حضرت (علیه السلام) چنین آمد: خداوند تبارک و تعالی از دوستان ما پیمان گرفته بر صبر کردن در دولت باطل، پس به حکم پروردگارت صبر کن که هرگاه سرور خلق بپاخیزد خواهند گفت: (ای وای بر ما چه کسی ما را از آرامگاهمان برانگیخت، این است آنچه خداوند رحمان وعده داده و فرستادگان راست گفتند).(552)
می گویم: منظور از سرور خلق حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می باشد، و این که فرمود: خواهند گفت: این است آنچه خداوند رحمان وعده داده...اشاره به آن است که آن حضرت به اذن خدای تعالی آن ها را زنده می کند و از آنان انتقام می گیرد، چنان که در روایان آمده است.
و در اصول کافی از امام صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: زمانی بر مردم خواهد آمد که حکومت جز به وسیله کشتن و ستمگری به دست نیاید و ثروت جز با غصب و بخل فراهم نگردد و محبت و دوستی جز با بیرون راندن دین و پیروی هوای نفس حاصل نشود، پس هر که آن زمان را دریابد و بر فقر صبر کند در حالی که بتواند به ثروت رسد، و بر دشمنی مردم صبر کند با این که (به وسیله از دست دادن دین و پیروی از هوس) بتواند مردم را جلب نماید، و بر خواری و ذلت صبر کند در صورتی که قدرت عزیز شدن را داشته باشد، خداوند پاداش پنجاه صدیق را از تصدیق کنندگان مرا به او خواهد داد.(553)
و در خرایج آمده است: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: پس از شما قومی خواهند آمد که یک تن از آن ها اجر پنجاه تن از شما را خواهند داشت، عرض کردند: ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ما در بدر و احد و حنین با تو بودیم و قرآن در میان ما فرود آمد!فرمود: آنچه بر آن ها فرود آید شما تحمل نمی کنید و مانند آن ها صبر ندارید. می گویم: این اشاره به حال مؤمنین صبور در زمان غیبت امام عصر (علیه السلام) است، چنان که سایر اخبار شاهد بر آن است.
و در البرهان آمده: در تفسیر فرموده خدای تعالی: یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا(554)؛ ای کسانی که ایمان آورده اید شکیبایی کنید و یکدیگر را به صبر و استقامت سفارش نمایید و مرابطه کنید. امام صادق (علیه السلام) فرمود: بر اذیتی که در راه ما می بینید شکیبایی کنید. راوی پرسید: (و یکدیگر را به صبر و استقامت سفارش کنید)؟ فرمود: بر دشمنانتان با ولی تان. (راوی گفت:) (و مرابطه کنید)؟ فرمود: با امامتان (پایدار) بمانید...
و در این معنی روایات بسیاری هست که با آوردن آن ها کتاب را طولانی نمی کنیم. همه این ها اضافه بر سایر آیات و روایات است که در فضیلت صبر و امر به آن وارد شده، زیرا که صبر بر مصایب در زمان غیبت امام (علیه السلام) از مهم ترین مصادیق صبر است چنان که پوشیده نیست.
ثقة الاسلام کلینی (رحمةالله) در اصول کافی اخبار متعددی از صحیح و حسن و غیر آن آورده از امام صادق (علیه السلام) که فرمود: صبر نسبت به ایمان همچون سر نسبت به بدن است، که اگر سر از بین برود بدن هم از بین می رود، و هم چنین اگر صبر از بین برود ایمان از بین رفته است.(555)
و در همان کتاب در حدیث دیگری از حفص بن غیاث آمده که گفت: حضرت ابو عبدالله امام صادق (علیه السلام) فرمود: هر کس صبر کند مدت کمی را صبر کرده(556) و هر کس بی تابی نماید مقدار اندکی بی تابی نموده است. سپس فرمود: بر تو باد که در تمام امور خود صبر کنی، که خدای -عز و جل- حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را برانگیخت و او را به صبر و مدارا امر کرد، و فرمود: واصبر علی ما یقولون واهجرهم هجرا" جمیلا" و ذرنی و المکذبین اولی النعمة(557)؛ و بر آنچه (دشمنان) می گویند صبر کن و به گونه ای نیکو از آنان دوری گزین، و کار تکذیب کنندگان مغرور و مال و منال را به من واگذار. و نیز خدای -تبارک و تعالی- فرموده: ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی بینک و بینه عداوة کانه ولی حمیم و ما یلقاها الا الذین صبروا و ما یلقاها الا ذو حظ عظیم(558)؛ بدی خلق را به نیکوترین گونه دفع و مقابله کن تا کسی که میان تو و او دشمنی هست همچون دوستی مهربان شود، و (لیکن) این حالت را جز کسانی که صبر کنند و جز کسی که بهره بزرگی دارد نخواهد یافت. پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) صبر کرد تا جایی که آن حضرت را به امور بزرگی نسبت دادند و به (سحر و جنون و...) متهم کردند، پس سینه اش تنگ شد، خدای -عز و جل- این آیه را نازل فرمود: و لقد نعلم انک یضیق صدرک بما یقولون فسبح بحمد ربک و کن من الساجدین(559) و به تحقیق که ما می دانیم به سبب آنچه (کافران و تکذیب کنندگان) می گویند سینه ات تنگ می شود، پس با حمد پروردگارت تسبیح گوی و از سجده گزاران باش. سپس آن حضرت را تکذیب کردند و تهمت زدند، از این جهت غمگین شد، پس خدای -عز و جل- این آیه را فرستاد: قد نعلم انه لیخزنک الذی یقولون فانهم لا یکذبوک ولکن الظالمین بآیات الله یجحدون و لقد کذبت رسل من قبلک فصبروا علی ما کذبوا و اوذوا حتی اتاهم نصرنا(560)؛ ما می دانیم که سخنان آن ها تو را غمگین می سازد، آن ها تو را تکذیب نمی کنند بلکه ستمگران آیات خداوند را انکار می نمایند، و البته پیش از تو رسولانی تکذیب شدند پس بر آنچه از تکذیب و اذیت دیدند صبر کردند تا هنگامی که نصرت ما به ایشان رسید. آنگاه پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دل بر صبر نهاد، تا این که آن ها (بی شرمی و آزار را) از حد گذرانیدند و خدای تبارک و تعالی را یاد کردند و او را تکذیب نمودند، پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: من درباره خود و خاندان و آبرویم صبر کردم ولی بر بد گویی نسبت به معبودم صبر ندارم، پس خدای -عز و جل- این آیه را نازل کرد: و لقد خلقنا السموات و الارض و ما بینهما فی ستة ایام و ما مسنا من لغوب فاصبر علی ما یقولون(561)؛ و ما آسمان ها و زمین و آنچه در بین آن ها ست را در شش روز آفریدیم و هیچ رنج و خستگی به ما نرسید، پس بر آنچه می گویند صبر کن. آن حضرت (علیه السلام) در همه احوال خود صبر کرد، (تا) آنگاه که به امامان از عترتش مژده داده شد، و ایشان به صبر توصیف شدند، که خداوند -عز و جل- فرمود: و جعلنا منهم ائمة یهدون بأمرنا لما صبروا و کانوا بآیاتنا یوقنون(562)؛ و از آنانان امامانی قرار دادیم که به امر ما هدایت کنند آنگاه صبر کردند و به آیات ما یقین داشتند. در آن هنگام آن حضرت (علیه السلام) فرمود: صبر از ایمان است همچون سر نسبت به بدن، پس خدای -عز و جل- هم در ازای صبر، به او احسان فرمود، و خدای -عز و جل- این آیه را نازل کرد: و تمت کلمت ربک الحسنی علی بنی اسرائیل بما صبروا و دمرنا ما کان یصنع فرعون و قومه و ما کانوا یعرشون(563)؛ و احسان پروردگارت بر بنی اسرائیل به حد کمال رسید به خاطر صبری که کردند و آنچه فرعون و قوم او می ساختند و عمارت هایی که می پرداختند را از بین بردیم. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: این مژدگانی و انتقام است، که خدای -عز و جل- نبرد با مشرکین را به آن حضرت رخصت داد، و (خداوند) نازل فرمود: که فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم و خذوهم و احصروهم و اقعدوا لهم کل مرصد(564)؛ پس مشرکان را هر جا که یافتید بکشید و آنان را بگیرید و محصورشان کنید و به هر کمین گاهی بر سر راه آنان بنشینید. و اقتلوهم حیث ثقفتموهم(565) و آن مشرکان را هر جا که یافتید بکشید. پس خداوند آن ها را بر دست رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و دوستان حضرتش به قتل رسانید، و آن را پاداش صبر آن بزرگوار قرار داد با آنچه در آخرت برای آن حضرت ذخیره فرموده، پس هر آن که صبر کند و در راه خدا تحمل نماید، از دنیا بیرون نمی رود تا اینکه خداوند نسبت به دشمنانش دیده اش را روشن نماید، به اضافه آنچه برای آخرت او ذخیره می سازد.
و در همان کتاب در خبر صحیحی از ابوالصباح کنانی(566) روایت آمده که گفت: در محضر امام ابو عبدالله صادق (علیه السلام) شرفیاب بودم که پیرمردی به حضور آن جناب رسید و عرضه داشت: ای ابو عبدالله، من به محضر شما شکایت آورده ام از فرزندانم و نا سپاسی آن ها و برادرانم و جفا کاری ایشان در این هنگام که سنم بالا رفته است؟ حضرت ابو عبدالله امام صادق (علیه السلام) فرمود: ای مرد همانا حق را دولتی است و باطل را دولتی، و هر کدام در دولت دیگری خوار است، و کم ترین چیزی که در دولت باطل به مؤمن می رسد عقوق فرزندان و جفای برادرانش می باشد، و هیچ مؤمنی نیست که چیزی از رفاه و آسایش را در دولت باطل ببینید مگر این که پیش از مردنش مبتلا می گردد، یا در بدنش و یا درباره فرزندانش و یا در مورد مالش تا این که خداوند او را از آنچه در دولت باطل کسب کرده خلاص کند، و در دولت حق سهم او را زیاد گرداند، پس صبر کن، و تو را مژده باد.(567)
و در همان کتاب از حضرت ابو جعفر امام باقر (علیه السلام) روایت آمده که فرمود: هنگامی که فوت پدرم علی بن الحسین (علیه السلام) نزدیک شد مرا به سینه گرفت و فرمود: پسرم تو را سفارش می کنم به آنچه پدرم هنگام رحلت مرا سفارش کرد، و یاد فرمود که پدرش او را به آن سفارش کرده بود: پسرم بر حق صبر کن هر چند که تلخ باشد.(568)
و در کتاب کمال الدین به سند خود از بزنطی آورده که گفت: حضرت رضا (علیه السلام) فرمود: چه خوب است صبر کردن و انتظار فرج کشیدن، آیا نشنیده ای فرموده خدای -عز و جل- را: وارتقبوا انی معکم رقیب(569)؛ و منتظر باشید که من نیز با شما منتظر هستم. و فرموده خدای را - عز و جل- فانتظروا انی معکم من المنتظرین(570)؛ پس منتظر باشید که من نیز با شما از منتظرانم. پس بر شما باد صبر که همانا گشایش و فرج بر نومیدی غالب می آید، و کسانی که پیش از شما بودند از شما صبورتر بودند.(571) و در همان کتاب به سند خود از محمد بن مسلم آورده که گفت: شنیدم حضرت ابو عبدالله امام صادق (علیه السلام) می فرمود: به درستی که پیش از (ظهور) حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از سوی خداوند -عز و جل- برای مؤمنین، نشانه هایی خواهد بود. عرض کردم: آن نشانه ها چیست خداوند مرا فدای تو گرداند؟ فرمود: آن فرموده خدای -عز و جل- است: و لنبلونکم؛ و البته شما را می آزماییم. یعنی: مؤمنین را پیش از خروج حضرت قائم (علیه السلام) بشی ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین(572)؛ به چیزی از ترس و گرسنگی و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت، و مژده و بشارت بده صابران را. فرمود: آن ها را آزمایش می کند و به مقداری ترس از پادشاهان بنی فلان در آخر حکومتشان، و گرسنگی به گرانی نرخ هایشان، (و نقصان اموال) فرمود: کسانی تجارت ها و کمی بازده، (و نقصان نفوس) فرمود: مرگ فراگیر و زودرس (و نقصان زراعت ها) فرمود: کمی رشد و حاصل آنچه کشت می شود، (و بشارت ده صابران را) در آن هنگام به زود رسیدن خروج قائم (علیه السلام). سپس امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: ای محمد، این است تأویل آن، خدای تعالی می فرماید: و ما یعلم تأویله الا الله و الراسخون فی العلم(573)؛ و تأویل آن را کسی نمی داند جز خداوند و راسخان در علم.
و در تفسیر نیشابوری از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت آمده که فرمود: یکدیگر را به معروف امر، و از منکر نهی کنید، پس هرگاه دیدی شخص فرومایه ای اطاعت می شود و هوای نفس پیروی می گردد، و دنیا ترجیح داده می شود، و هر صاحب رایی نظر خود را می پسندد، پس بر تو باد خودت، و کار عوام را واگذار، و همانا که در پس شما روزهایی خواهد بود که صبر در آن ها همچون آتش سرخ به کف داشتن است، به عمل کننده (به وظیفه اش) از آنها همچون پاداش پنجاه تن که عمل او را (در زمان های دیگر) انجام دهند عطا می شود.
و در غیبت نعمانی به سند خود از امام صادق از پدرش (علیه السلام) آورده که فرمود: مؤمنان آزمایش می شوند و خداوند آنان را نزد خود از هم تمییز می دهد، همانا خداوند مؤمنان را از بلا و تلخی های دنیا ایمن نداشته، ولیکن آن ها را از کوری و بدبختی در آخرت ایمن داشته است، سپس امام باقر (علیه السلام) فرمود: حضرت حسین بن علی (علیه السلام) کشتگان خود را (در سرزمین کربلا) کنار هم می گذاشت سپس فرمود: کشتگان ما کشتگان پیغمبران هستند.(574) و در همان کتاب به سند خود از امام زین العابدین (علیه السلام) آورده که فرمود: دوست می داشتم که (در گفتار) آزاد بودم و سه کلمه با مردم سخن می گفتم، آنگاه خداوند آنچه می خواست درباره من انجام می داد، ولی عهدی است که با خدا بسته ایم که صبر کنیم. سپس این آیه را تلاوت کرد: و لتسمعن من الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و من الذین اشرکوا اذی کثیرا" و ان تصبروا و تتقوا فان ذلک من عزم الامور(575)؛ و همانا شما از کسانی که پیش از شما کتاب آسمانی بر آنان نازل گشت و از آنان که شرک ورزیدند (طعنه ها و) آزار بسیار خواهید شنید و اگر صبر کنید و تقوا پیشه سازید سبب نیرومندی و قوت یافتن در کارها است.(576) و در همان کتاب از آن حضرت (علیه السلام) حدیثی آمده که در بحث مرابطه ان شاء الله خواهیم آورد، تا آنجا که فرموده:...و مؤمنان مرابطه و صبر کنند و یکدیگر را به صبر وادارند تا این که خداوند حکم فرماید، و اوست بهترین داوران.(577) و روایات بسیار دیگری که در جای خود یاد شده است. خلاصه این که حال و وضع مؤمن در گرفتاری ها و بلیات آن است که در دیوان منسوب به مولایمان امیرمؤمنان علی (علیه السلام) آمده:
اذا زید شرا" زاد صبرا" کأنما - هو المسک ما بین الصلابة و الفهر
لأن فتیت المسک یزداد طیبه - علی السحق و الحر اصطبارا" علی الشر
اگر شر و گرفتاری بر او زیاد شود بر صبر خود می افزاید، او همچو مشک است در میان ابزارهای ساییدن آن زیرا که خورده های مشک عطر و بویش با ساییدن و حرارت بیشتر می شود از جهت صبر بر گرفتاری.
توجه: از آنچه یاد کردیم معلوم شد که صبر در زمان غیبت امام (علیه السلام) بر چند گونه است؛ از جمله:
1- صبر بر طول غیبت، به این که از شتابزدگی که به سبب طولانی شدن غیبت دل های شان قساوت می گیرد نباشد، که شتابزدگان در مورد امام (علیه السلام) به تردید افتند، و این عنوان در امر بیست و دوم گذشت.
2- صبر کردن مؤمن بر آنچه از آزار و استهزاء و تکذیب و مانند آن ها از مخالفین خود می بیند.
3- صبر بر اقسام بلاها و محنت هایی که بر او وارد می شود، که بعضی از آن ها در آیه شریفه یاد گردید، خدای تعالی فرماید: و لنبلونکم بشی ء من الخوف و الجوع...
4- صبر بر آنچه از گرفتاری مؤمنین به دست معاندین و آزار مخالفین نسبت به ایشان می بیند، در صورتی که نتواند آن ها را خلاص کند و از ایشان دفاع نماید، که در این حال وظیفه او صبر و دعا کردن است. و اقسام دیگر صبر که مؤمن در هنگام ابتلا در می یابد.

پنجاه و چهارم: درخواست صبر از خدای تعالی

یعنی از وظایف مؤمن آن است که در زمان غیبت از درگاه خداوند -عز و جل- بخواهد که او را در مواقعی که وظیفه اش صبر کردن است به او توفیق دهد، و این از چند جهت است:
از جمله: این که در دعای رسیده از امامان (علیهم السلام) این مطلب وارد شده، چنان که در دعای عمری (رحمةالله) آمده: و مرا بر آن صبر ده...
و از جمله: در روایت امر شده: هر آن چیزی که مؤمن برای سامان دادن آخرت و دنیای خود به آن احتیاج دارد از خدای -عز و جل- درخواست کند که کلیدهای همه اشیا به دست (قدرت) اوست و شاهد بر این مقصود است فرموده خدای تعالی خطاب به پیغمبرش (صلی الله علیه و آله و سلم) واصبر ما صبرک الا بالله(578)؛ و صبر کن و صبر تو نیست جز به (سبب یا کمک) خداوند...که باء برای سببیت یا استعانت است، و بنابر هر دو وجه شاهد بر این مطلب است، پس شایسته است که مؤمن صبر را از خدای -عز و جل- بخواهد و تواند که باء به معنی من باشد -هر چند که صاحب مغنی اللبیب آن را یاد ننموده است -چون مهم نیست که او چیزی را منکر شود که در کلام فصیح شاهد بر آن وجود دارد، همچنان که جمعی از علمای نحو انکار کرده اند که باء برای تبعیض باشد، با این که نص به آن از امامان (علیهم السلام) رسیده است.
و از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده: از خدای -عز و جل- آنچه از حوائج برایتان پیش می آید را مسئلت نمایید، حتی بند کفش را، زیرا که اگر او آن را آسان نکند فراهم نمی گردد. و آن حضرت (علیه السلام) فرمود: هر یک از شما همه نیاز خود را از پروردگارش درخواست نماید، حتی بند نعلینش را اگر قطع شود. و اخبار در این باره بسیار است. و نیز بر این مطلب دلالت می کند اطلاق آنچه در آیات قرآن امر به دعا وارد شده، پس شایسته است که مؤمن دعا کند برای این که خداوند صبر را در موارد آن به او عنایت فرماید، که این چیزی است که به وسیله آن آخرت و دنیای خود را سامان می دهد و محبت و طاعت و رضای مولایش را به سبب آن جلب می نماید.
و از جمله اینکه: بسیار اتفاق می افتد که موارد صبر به غیر آن مشتبه می شود، پس انسان در جایی که نمی بایست صبر کند، صبر می کند، و به جای خاموش ماندن سخن می گوید، و به جای سخن گفتن خاموش می ماند، و توفیق یافتن به این که هر چیزی را در جای خود قرار دهد و هر کاری را در وقتش انجام دهد، از سوی خدای -عز و جل- می باشد، پس مؤمنی که می خواهد در مسیر هدایت گام بردارد وظیفه اش آن است که به درگاه خدای تعالی دعا و تضرع و زاری کند تا او را به صبر کردن در مواقع خاص آن، و دعوت کردن در جاهایی که باید دعوت نمود، و بی باکی هنگام لزوم، و رزم کردن هنگام رزم آوری و خشم در موقع خشمناکی توفیق دهد، موارد دیگر را به این قیاس بگیر.
و از جمله: این که در روایات امر به صبر خواهی از خدای -عز و جل- وارد گردیده، چنان که در کافی از امام صادق (علیه السلام) روایت است که فرمود: خداوند -عز و جل- رسولان خود را به مکارم اخلاق اختصاص داده، پس خودتان را بیازمایید، که اگر در شما آن اخلاق بود خداوند را حمد گویی و بدانید آن از خوبی (شما) است، و اگر آن اخلاق در شما نبود پس از خداوند مسئلت نمایید و برای دست یابی به آن ها به درگاه خداوند التماس کنید. سپس آن حضرت ده چیز (از مکارم اخلاق) را شمرد: یقین و قناعت و صبر و شکر و خویشتن داری و خلق نیکو و سخاوت و غیرت و شجاعت و مروت.(579) بعضی از راویان پس از این ده خصلت افزوده و راستگویی و ادای امانت. و در همان کتاب در حدیث دیگری از آن حضرت (علیه السلام) آمده که فرمود: ما دوست داریم کسی را که عاقل، فهمیده فقیه، بردبار، صبور، راستگو و با وفا باشد، خدای -عز و جل- پیغمبران را به مکارم اخلاق (صفات عالی انسانی) اختصاص داده، پس هر آنکه در او این صفات بود خداوند را بر آن حمد گوید، و در هر کس نبود به درگاه خداوند -عز و جل- زاری نماید و آن ها را از او بخواهد. راوی گوید: عرض کردم: فدایت شوم، آن صفات کدامند؟ حضرت فرمود: پرهیزکاری و قناعت و صبر و شکر و حلم و حیا و سخاوت و شجاعت و غیرت و نیکی، و راستگویی و ادای امانت.(580)

پنجاه و پنجم: سفارش یکدیگر به صبر در زمان غیبت حضرت قائم (عجل الله فرجه)

و این از امور مهمی است که شایسته است به آن اهتمام گردد، و بر آن مواظبت شود، و چند وجه بر این مطلب دلالت دارد: اول: همه دلیل های امر به معروف. دوم: تأسی جستن و اقتدا نمودن به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه اطهار (علیهم السلام) چنان که از پژوهش در اخبار این مطلب روشن می شود. سوم: خصوص روایتی که سید اجل علی بن طاووس (رحمةالله) در کتاب اقبال آورده، از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در خطبه روز غدیر که فرمود: و درباره علی نازل شد (سوره) والعصر، و تفسیرش این که: (و) سوگند به پروردگار (عصر) قیامت که (همانا انسان در زیان است): دشمنان آل محمد، (مگر کسانی که ایمان آورند) به ولایت ایشان (و کارهای خوب انجام دادند) به همدردی کردن با برادرانشان (و یکدیگر را به صبر سفارش دادند) در زمان غیبت غائبانشان...(581)
می گویم: منظور از سفارش یکدیگر به صبر آن است که مؤمن به فرزندان و نوادگان و خاندان و عیال، و عشیره و برادران دینی، و دوستان خویش و سایر مؤمنین سفارش و امر کند به ایمان به حضرت قائم (علیه السلام) و صبر کردن در زمان غیبت آن حضرت بر طولانی شدن زمان غیبت و بر آنچه از فتنه ها و بلاها و محنت ها و اذیت ها به ایشان می رسد، و از آنچه از آزار دشمنان و جفای دوستان و غیر این ها...می بینند، به این که خوبی های صبر را برایشان بازگوید، و این که در پی صبر ظفر و گشایش خواهد بود، تا بر اثر طولانی شدن غیبت نا امید نشوند، و چون دشمنان خود را در آسایش و راحتی و رفاه و نعمت ببینند، بهتر دید نیافتند و بدانند که آن را امامان راستگوی (علیه السلام) خبر داده اند، پس همان طور که راستگویی آنان در خبر به ابتلای اهل ایمان و چیرگی دشمنان برایشان آشکار گشت. همچنین راستگویی آنان بر ظاهر شدن فرج و گشایش و رفاه برای دوستان آشکار خواهد شد، ان شاء الله تعالی.
و باید بدانند که هر کس صبر کند و انتظار کشد، به فرج و پیروزی نایل گردد، یا به فرج بزرگ یا به مراتب پایین تری از اقسام فرج، بلکه خود انتظار از اقسام فرج است. نمی بینید که هرگاه کسی دچار قرض های زیادی شده باشد، ولی بداند که پس از مدتی از بعضی موارد وسعتی به او می رسد، چنین شخصی به همان انتظار وسعت و سپری شدن مدت، دلش تسلی می یابد تا از بار سنگین قرض ها خلاص شود، یا این که کسی بیمار باشد، و مرض های چندی در او باشد، ولی می داند که در بعضی از جاها طبیب زبردستی هست که پس از مدتی به سراغ او خواهد آمد و او را معالجه خواهد کرد و از آن بیماری ها راحتش خواهد ساخت، چنین فردی همین انتظار کشیدنش برای پایان یافتن مدت و آمدن آن طبیب مورد اطمینان، مایه تسلی جان و تقویت روحیه و بر طرف شدن غم و غصه اش می باشد، از همین روی هنگامی که ابوبصیر از امام صادق (علیه السلام) سؤال کرد: فدایت شوم، چه موقع فرج خواهد بود؟ حضرت فرمود: ای ابوبصیر آیا تو هم از کسانی هستی که دنیا می خواهند؟ کسی که این امر را شناخت به راستی به جهت انتظار کشیدنش از او فرج شده است.(582)
و از محمد بن الفضیل از حضرت امام رضا (علیه السلام) روایت آورده که گفت: از آن حضرت درباره چیزی از فرج پرسیدم، فرمود: آیا مگر نه انتظار فرج خود از فرج است؟ خداوند -عز و جل- می فرماید: فانتظروا انی معکم من المنتظرین؛ منتظر باشید به درستی که من هم از منتظران می باشم.(583)
و از حسین بن جهم آمده که گفت: از حضرت ابوالحسن امام موسی کاظم (علیه السلام) درباره فرج پرسیدم، فرمود: آیا نمی دانی که انتظار فرج از فرج است؟ گفتم: نمی دانم مگر این که شما به من بیاموزید، فرمود: آری انتظار فرج بخشی از فرج است.(584)
و در غیبت نعمانی از حضرت ابو جعفر باقر (علیه السلام) آمده که فرمود: اصحاب محاضیر (شتابزدگان) هلاک شدند، و نزدیک شمارندگان نجات یافتند و پناهگاه بر پایه های محکم خود ثابت ماند، همانا که پس از غم و اندوه فتح شگفتی خواهد بود.(585)
و از علی بن یقطین آمده که گفت: حضرت ابوالحسن امام کاظم (علیه السلام) به من فرمود: دویست سال است که شیعه با آرزوها تربیت می گردد. راوی گوید: یقطین به پسرش علی گفت: چگونه است که آنچه درباره ما (حکومت بنی العباس) گفته شده واقع گردید، و آنچه درباره (حکومت حق) شما گفته شده انجام نگرفت؟ علی گفت: البته آنچه درباره ما و شما گفته شده هر دو از یک منبع بوده است، مگر این که جریان شما وقتش رسیده بود، پس بی کم و کاست مطلب به شما گفته شد، و همان طور هم که گفته بودند انجام یافت، ولی امر ما هنگامش نرسیده پس با امیدها دلگرم شدیم، و اگر به ما می گفتند: این امر تا دویست یا سیصد سال دیگر تحقق نخواهد یافت، البته دل ها قساوت می گرفت، و عموم مردم از اسلام بر می گشتند، ولی می گفتند: به زودی این امر واقع می گردد و خیلی نزدیک است، تا دل ها با هم الفت گیرد و گشایش نزدیک گردد.(586)