فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد دوم

سید محمد تقی موسوی اصفهانی سید مهدی حائری قزوینی‏

چهل و پنجم: اهداء قرائت قرآن به آن حضرت (علیه السلام)

و بر فضیلت و استحباب آن دلالت دارد آنچه ثقة الاسلام محمد بن یعقوب کلینی در کافی از علی بن المغیره روایت آورده که گوید: به حضرت ابوالحسن امام کاظم (علیه السلام) عرض کردم: پدرم از جد تو راجع به ختم کردن قرآن در هر شب پرسیده بود. جد تو به او امر فرموده بود: در هر شب. به آن جناب عرضه داشته بود: در ماه رمضان (نیز)؟ جد تو فرموده بود: ماه رمضان (نیز). پدرم به او عرضه داشته بود: آری، تا هر قدر که بتوانم. پس از آن پدرم قرآن را چهل بار در ماه رمضان ختم می کرد. سپس من بعد از پدرم آن را ختم می کردم، بسا که بر او می افزودم و یا کم تر از آن را ختم می کردم به مقدار فراغت و اشتغال و نشاط و بی حالی ام، پس هرگاه روز فطر شود برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) یک ختم، و برای علی (علیه السلام) ختمی دیگر و برای فاطمه (علیها السلام) ختمی دیگر، سپس برای ائمه (علیه السلام) تا به شما رسد قرار می دهم، که از آن هنگام که در این حال بوده ام یک ختم قرآن برای شما قرار داده ام. به سبب این کار چه پاداشی برایم هست؟ امام کاظم (علیه السلام) فرمود: پاداش تو آن است که روز قیامت با آنان (علیه السلام) باشی. عرض کردم: الله اکبر!چنین پاداشی برای من است؟ سه مرتبه فرمودن آری(493).
می گویم: وجه استدلال این که ظاهر از سخنان امام (علیه السلام) مترتب شدن ثواب بر آن عمل از این جهت است که به پیغمبر و امام هدیه می شود و تقرب به ایشان است و خصوصیتی در امامان یاد شده نبوده است، بلکه از گفته راوی چنین بر می آید که یک ختم قرآن را برای امام کاظم (علیه السلام) قرار می داد چون آن حضرت امام زمانش بوده است، لذا گفت: از آن هنگام که در این حال بوده ام...و امام (علیه السلام) کارش را تصدیق و او را تحسین فرمود. و حاصل از ملاحظه این حدیث و دقت در آن: استحباب هدیه کردن قرائت قرآن به پیغمبر اکرم و صدیقه کبری و هر یک از ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین می باشد. و مؤید این است هدیه کردن نماز به ایشان -چنان که پیش تر آوردیم- و شواهد دیگری نیز دارد که برای کاوشگر در روایات ایشان (علیهم السلام) ظاهر می گردد، از خداوند -عز و جل- خواستاریم که ما و همه مؤمنین را ان شاء الله به حق محمد و آل او، برای این کار توفیق دهد.

چهل و ششم: توسل و طلب شفاعت از خداوند به وسیله آن حضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

زیرا که آن جناب باب الله است که از آن در آیند، و راه به سوی رضوان خداوند است، و اوست شفیع به سوی خدای تعالی، و اوست اسم خداوند که بندگانش را امر فرموده، به آن توسل کنند، چنان که در روایات از امامان (علیهم السلام) آمده که: درباره فرموده خدای تعالی: و لله الاسماء الحسنی فادعوه بها(494)؛ و برای خداوند نیک ترین نام ها است، او را با آن ها بخوانید. فرمودند: به خدا قسم ماییم آن اسماء حسنی (نیک ترین نام ها) که خداوند بندگانش را امر فرموده به وسیله آن ها او را بخوانند (و دعا کنند)(495). و شواهد این مطلب بسیار است و برای اهل بینش روشن، که به جهت رعایت اختصار به این موارد اکتفا می کنیم.
در بحار از مولایمان حضرت رضا (علیه السلام) آمده که فرمود: هرگاه سختی و گرفتاری بر شما وارد شود به وسیله ما از خدای -عز و جل- کمک بخواهید، و این است (معنی) فرموده خدای -عز و جل-: و لله الاسماء الحسنی فادعوه بها(496) و در همان کتاب به نقل از قبس المصباح در ذکر دعاهای توسل به خدای تعالی به وسیله امامان (علیهم السلام) چنین آمده: توسل به مولایمان صاحب الزمان (علیه السلام): اللهم انی اسألک بحق ولیک و حجتک صاحب الزمان الا اعنتنی به علی جمیع اموری و کفیتنی به مؤونة کل موذ و طاع و باغ و اعنتنی به فقد بلغ مجهودی و کفیتنی کل عدو و هم و غم و دین و ولدی و جمیع اهلی و اخوانی و من یعنینی امره و خآصتی آمین رب العالمین
خدایا! من ا ز تو می خواهم به حق ولی و حجتت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که مرا بر تمام امور یاری ام کنی و به خاطر او شر هرگونه موذی و سرکش و ستمگری را از من دور گردانی و به آن حضرت مرا یاری دهی که تلاشم به آخر رسیده و هرگونه دشمن و هم و غم و اندوه و قرض را از من و فرزندانم و تمام خاندانم و برادرانم و هر کس که کارش به من مربوط می شود، و بستگان نزدیکم، کفایت کنی اجابت فرمای ای پروردگار عالمیان.(497)
و در بحار به نقل از کتاب عدة الداعی از سلمان فارسی آمده که گفت: شنیدم حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمود: همانا خدای -عز و جل- می فرماید: ای بندگان من آیا چنین نیست که هر کس حاجت های بزرگی از شما بخواهد آن ها را برای او برآورده نمی سازید مگر این که به وسیله محبوب ترین افراد نزد شما واسطه بیاورد که آن حاجت را به گرامیداشت شفاعت کننده برای ایشان بر می آورید، توجه کنید و بدانید که گرامی ترین و برترین مخلوق نزد من محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و برادر او علی است و بعد از او امامانی که وسائل به سوی خداوند هستند، همانا هر کس حاجتی برایش اهمیت دارد که نفع آن را خواستار است یا حادثه بزرگی بر آن پدیدار شود که می خواهد ضرر آن از او دفع گردد، باید که مرا به (وسیله) محمد و خاندان معصوم او دعا کند، به بهترین گونه ای که کسی عزیزترین کسانش را نزد او شفیع می برید آن را بر می آورد آن حاجت را برای او خواهم بر آورد.

چهل و هفتم: دادخواهی و توجه نمودن و عرض حاجت بر آن حضرت (علیه السلام)

که آن جناب فریاد رس (خلق) است، چنان که در زیارتی که از حضرتش روایت گردیده آمده است، و دادرس کسی است که از او دادخواهی کند -همانگونه که در جریان ابوالوفاء آمده، و در بحار و غیر آن روایت شده است- و آن حضرت (علیه السلام): حصار محکم امت و فریادرس (هر) بیچاره درمانده و پناه گریختگان و نجات دهنده بیمناکان و نگهبان مصونیت خواهان است -چنانکه درباره آن جناب و پدران معصومش وارد شده در دعایی که از امام زین العابدین (علیه السلام) در ایام ماه شعبان روایت گردیده است-.(498) و در زیارت جامعه چنین آمده: فاز من تمسک بکم و امن من لجأ الیکم؛ هر کس به شما تمسک جست رستگار و پیروز شد و هر کس به شما پناه آورد (از کج روی و بدبختی هر دو سرای) ایمن گشت.(499)
و شواهد بسیار دیگری بر این مطلب هست، بلکه می توان گفت: وظیفه رعیت -چنان که در احوال عموم مردم می بینیم- آن است که در مهمات و جهت دفع دشمنانشان در هر زمان به رئیس خود مراجعه کنند، همچنان که همواره این عادت و شیوه اهل ولایت و عرفان بوده است، که شکوه ها و حوایج خود را بر امامان خود (علیهم السلام) عرضه می نموده اند، چنان که برای پژوهنده در اخبار و آثار ایشان روشن و واضح است. بلکه می توان گفت: از جمله فواید وجود امام (علیه السلام) و وظایف و شیوه ها و مناصب او -چنان که از روایات ظاهر می شود- کمک کردن به بیچارگان و دادرسی پناهندگان است.
بلکه بدون تردید هر کس از مردم، از رعایای رئیس مقتدر صاحب نفوذی باشد، اگر بر او ستم شود، دوستانش او را راهنمایی می کنند که نزد آن رئیس شکایت برد، و اگر این کار را نکند خردمندان او را سرزنش و مذمت نمایند که چرا حاجت خود را بر او عرضه نکرده است. از این روی می توان گفت: هرگاه در مهمات و حوائجمان روی آوردن به صاحب و مولایمان (علیه السلام) را ترک گوییم از ذلت و خواری در امان نخواهیم ماند، چون وظیفه خود را که خدای تعالی ما را به آن امر فرموده ترک کرده ایم، چنان که از آنچه در تأویل فرموده خدای تعالی: فانتشروا فی الارض و ابتغوا من فضل الله(500)؛ در زمین پراکنده شوید و فضل و کرم خداوند را خواستار گردید. ظاهر می شود که در حدیث جابر به اوصیا (علیه السلام) تفسیر گردیده است، پس وظیفه هر کسی آن است که در امور خود جز به امام زمانش پناه نبرد و هرگاه این کار را ترک گوید و بر او، گرفتاری ها و محنت ها وارد گردد از ملازمت شدگان زیانکار است که به فرموده خدای تعالی مخاطب می شود: الم تکن ارض الله واسعة فتهاجروا فیها(501)؛ مگر زمین خداوند پهناور نبود که در آن هجرت نمایید.
و نیز دستور یافته ایم که از درب ها به خانه ها در آییم و خداوند، امام و حجت را در هر زمان باب خود قرار داده که از آن درآیند، و مأمور شده ایم که به وسیله امام (علیه السلام) به درگاه خداوند تضرع کنیم.
اکنون که این امور را دانسیت، می گویم: حضور و غیبت امام (علیه السلام) با هم تفاوتی ندارد، زیرا که او دارای بینایی و شنوایی (کامل)است؛ چنان که در زیارت آن حضرت که از خود آن جناب رسیده این معنی آمده است، و هیچ چیز از احوال مردم بر امام پوشیده نیست، چنان که در روایات مستفیض بلکه متواتر تصریح گردیده، بلکه این مطلب نزد ما از امور قطعی است، و دیوارها و کوه ها و پرده ها بین امام و کسی از مخلوق، حایل و مانع نمی باشند، چنان که در اخبار وارد شده است.
و شاهد بر این مطلب اضافه بر آنچه گفتیم روایتی است که سید اجل علی بن طاووس (رحمةالله) در کتاب کشف المحجة به نقل از کتاب رسائل شیخ اقدم محمد بن یعقوب کلینی (رحمةالله) از کسی که نامش را برده چنین آورده است: به حضرت ابوالحسن (امام هادی) (علیه السلام) نوشتم: شخصی مایل است حاجات خصوصی و اسراری را با امام خویش در میان گذارد همان گونه که دوست دارد با پروردگارش بازگوید، پس آن حضرت در جواب نوشت: اگر حاجتی داشتی، پس لب هایت را (به شکل گفتن آن) حرکت بده که همانا جواب به تو خواهد رسید.
مصنف این کتاب محمد تقی موسوی اصفهانی -که خدای تعالی او را در دنیا و آخرت بر قول ثابت پایدار سازد- گوید: در یکی از سالهای گذشته قرض هایم بسیار و احوالم سخت شد، در این حال ماه رمضان فرا رسید، پس به سوی آن جناب توجه نمودم و در سحرگاه یکی از شب ها حاجتم را بر آن حضرت -صلوات الله علیه - عرضه داشتم، وقتی نماز صبح را در مسجد به جای آوردم و به منزلم برگشتم؛ به خواب رفتم و در خواب به دیدار آن جنابت (علیه السلام) شرفیاب گشتم، به فارسی به من فرمود: قدری باید صبر کنی تا از مال خاص دوستان خاص خود بگیریم و به تو برسانیم. وقتی پس از خواب بیدار شدم فضا را معطر یافتم و غم و اندوه از من دور شده بود، پس از آن چند ماهی نگذشته بود که یکی از متدینین وجوهی برایم آورد که به وسیله آن ها قرض هایم را ادا کردم، و به من گفت: این از سهم امام (علیه السلام) است، والحمد لله رب العالمین ولی الانعام.
توجه: بدان که استغاثه و عرض حاجت به آن حضرت به زبان خاص و چگونگی معین و وقت مخصوصی مقید نیست، بلکه آنچه در این باب مهم است؛ اصلاح دل و توجه کامل و توبه از گناهان و یقین ثابت و اعتقاد راسخ می باشد، ولی برای استغاثه و عرضه کردن حاجت، چگونگی ها و دعاها و رقعه هایی وارد شده که شایسته است به انضمام آنچه یاد کردیم به کار گرفته شوند، تا در تقرب به آن حضرت و محجوب شدن نزد او مؤثرتر گردد آن ها را ان شاء الله تعالی در خاتمه کتاب یاد خواهیم کرد.