فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد دوم

سید محمد تقی موسوی اصفهانی سید مهدی حائری قزوینی‏

سی و سوم: تصمیم قلبی بر یاری کردن آن جناب در زمان حضور و ظهور او (عجل الله فرجه)

بر این مطلب دلالت می کند -اضافه بر این که این امر از لوازم ایمان و نشانه های یقین است- آنچه روایت شده در فضیلت نیت خیر و تصمیم داشتن بر انجام کار نیک، و این که برای هر کسی همان است که نیت کرده و روایات دیگری که بر محب رهرو پوشیدده نیست. و نیز بر آن دلالت دارد فرمایش مولای متقیان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) که در نهج البلاغه روایت آمده که: در جای خود قرار گیرید، و بر بلا و سختی صبر کنید، و دست ها و شمشیرهای خود را در پی هوس هایی که بر زبان می رانید به حرکت نیاورید، و در آنچه خداوند آن را زود برایتان نیاورده شتابزرگی مکنید، که هر یک از شما هرگاه حق پروردگار و حق رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) و خاندان او را شناخته باشد چنانچه بر رختخواب خود بمیرد، شهید مرده است، و پاداش او با خدا است، و شایستگی ثواب عمل صالحی را که در نیتش بوده خواهد یافت، و این نیت به جای شمشیر کشیدن او خواهد بود، و به درستی که هر چیزی را مدت و زمان معینی هست.(398)
و بر این مطلب دلالت دارد آنچه ثقة الاسلام محمد بن یعقوب کلینی در روضه کافی به سند خود از عبدالحمید واسطی آورده که گفت: به حضرت ابو جعفر امام باقر (علیه السلام) عرضه داشتم: اصلحک الله؛ به درستی که ما در انتظار این امر بازارهایمان را ترک گفتیم تا جایی که بیم آن می رود که بعضی از ما به گدایی افتند! حضرت (علیه السلام) فرمود: ای عبدالحمید آیا می پنداری هر کس خودش را در راه خداوند وقف کرد، خداوند برایش درآمدی قرار نخواهد داد؟ چرا به خدای سوگند که خداوند برای او گشایشی پیش خواهد آمد، خداوند رحمت آرد بر بنده ای که امر ما را احیا نماید. عرض کردم: اصلحک الله، این مرجئه(399) می گویند: بر ما باکی نیست که بر آنچه (از معتقدات) هستیم باشیم، تا هرگاه که آنچه شما می گویید فرا رسد پس ما و شما یکسان می شویم، فرمود: ای عبدالحمید آن ها راست گفته اند، هر کس توبه کند خداوند توبه اش را می پذیرد و هر کس از روی نفاق و دورویی عمل کند خداوند بینی اش را به خاک بمالد، و هر کس امر ما را افشا سازد خداوند خونش را هدر می دهد، (و چنین افرادی را) خداوند بر اسلام ذبح خواهد کرد، همچنان که قصاب گوسفندش را سر می برد. راوی گوید: عرضه داشتم: پس در آن روز ما و مردم در آن مساوی هستیم؟ فرمود: خیر، شما ارکان زمین و فرمانروایان آن خواهید بود، در دین ما جز این نیست. عرض کردم: اگر پیش از آن که قائم (علیه السلام) را درک کنم بمیرم چه؟ فرمود: به درستی که هر کس از شما نظرش این باشد که: هرگاه قائم آل محمد (علیهم السلام) را دریابد او را یاری خواهد کرد، مانند کسی است که در حضور او با شمشیر خود جهاد کرده باشد(400)، و شهادت در رکاب آن حضرت دو شهادت است.(401)
نیز بر این مقصود دلالت می کند آنچه سید نعمت الله جزائری (رحمةالله) در کتاب شرح صحیفه سجادیه به طور مرسل روایت آورده، عبارت سید جزائری این است: امام صادق (علیه السلام) فرمود: من خودم را از شهدای کربلا بیرون نمی دانم، و ثوابم را کمتر از آنان نمی شمارم، زیرا که در نیت من یاری (دین و کمک به جدم حسین (علیه السلام)) هست اگر آن روز را درک می کردم، و هم چنین شیعیان ما شهیدانند هر چند که در رختخواب های شان بمیرند. و آن حضرت (علیه السلام) شیعیان را از الحاح کردن بر ظهور صاحب الزمان و کشف احوال او نهی می فرمود و می فرمود: به خاطر نیت هایتان ثواب کسی را دارید که در خدمت آن حضرت شهید شود هر چند که بر خوابگاه هایتان بمیرید.(402)
و از شواهد این معنی و تأکید آن است روایتی که ثقة الاسلام کلینی در کتاب اصول کافی به سند صحیحی از امام صادق (علیه السلام) آورده که فرمود: همانا بنده مؤمن فقیر می گوید: پروردگارا! به من روزی ده تا از کارهای نیک و گونه های خیر چنین و چنان کنم، پس اگر خدای -عز و جل- این را از روی نیت درست از او بداند، برای او پاداشی می نویسد چنان که اگر آن کارها را انجام می داد، خداوند کریم و رحمتش نامتناهی است.(403)
مصنف این کتاب محمد تقی موسوی اصفهانی -که خداوند تعالی شأنه به فضل و منتش او را از یاران صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار دهد- می گوید: بدون تردید مؤمن مخلص اگر از خدای تعالی درخواست کند که فرج مولایش را نزدیک فرماید تا این بنده در رکاب آن جناب با کفار جهاد نماید، و با نیت خالص و راستینی تصمیم این کار را داشته باشد، خدای تعالی ثواب جهاد در رکاب آن حضرت را به او می دهد و او را مشمول عنایات خود می نماید و این نزد اهل بینش روشن است به مدلول روایاتی که یادآوردیم. و اما فضیلت جهاد در رکاب آن حضرت؛ در اصول کافی از حضرت ابو جعفر امام باقر (علیه السلام) روایت آمده که فرمود: هر کس قائم ما را درک کند و با آن حضرت خروج نماید و دشمن ما را بکشد، پاداشی هچون پاداش بیست شهید برای او خواهد بود و هر کس در رکاب قائم ما کشته شود، همانند پاداش بیست و پنج شهید برای او خواهد بود.(404)
می گویم: اگر تصمیم و نیت مؤمن چنین باشد در زمان غیبت امامش (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به این ثواب بزرگ نایل می گردد، بر حسب روایاتی که از ائمه اطهار (علیه السلام) پیش تر گذشت.

سی و چهارم: تجدید بیعت با آن حضرت (علیه السلام) بعد از فرائض همه روزه و هر جمعه

تجدید بیعت با آن حضرت (علیه السلام) بعد از هر نماز از فرائض پنجگانه، یا در هر روز، و یا در هر جمعه، (از وظایف اهل ایمان است) و سخن اول در معنی بیعت است، و دیگر در حکم آن، پس در اینجا دو مبحث است:

مبحث اول: معنی بیعت در لغت و شرع

گاهی بیعت و مبایعت به معنی هم عهدی و عقد بستن با یکدیگر به کار می رود. چنان که در مجمع البحرین آمده است: مبایعت، معاقده و معاهده است، گویی هر کدام از دو طرف بیعت آنچه نزدش هست به دیگری واگذار کرده و خود را کاملا" در اختیار او قرار داده است.(405)
و شیخ ابوالحسن شریف، شاگرد مجلسی دوم -صاحب بحار- در کتاب مرآة الانوار و مشکاة الاسرار گفته: و آن (بیعت) عبارت است از معاقده و معاهده گویی که هر کدام از آن دو، آنچه در توان دارد به دیگری واگذار کند، و خودش را خالص در اختیار دیگری قرار دهد.(406)
می گویم: حاصل از معنی مبایعت آن است که بیعت کننده: ملتزم شده و عهد محکم و پیمان استوار بسته به این که شخصی را که با وی بیعت نموده، با جان و مال خود یاری کند، و از هیچ چیزی از آنچه مربوط به او هست در راه یاری و نصرت او دریغ ننماید و جان و مال خود را در راه آن شخص نثار نماید. و بیعت به این معنی در دعای عهدی که برای هر روز روایت شده، و دعای عهدی که تا چهل بامداد روایت گردیده(407) -و این دو را ان شاء الله تعالی خواهیم آورد- یاد شده است. و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) همه امت را امر فرمود که به این گونه بیعت با امامان (علیهم السلام) بیعت نمایند، چه کسانی که حاضر بودند و چه غایب، در خطبه غدیر که در کتاب احتجاج(408) روایت گردیده، و بدون شک بیعت کردن به این معنی از لوازم و علایم ایمان است، بلکه ایمان جز به آن تحقق نمی یابد، پس مبایع در اینجا مؤمن است و مشتری خداوند -عز و جل- از همین روی فرموده است: ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بأن لهم الجنة(409)؛ خداوند از مؤمنین جان ها و اموالشان را خریداری فرمود به این که بهشت را برای ایشان قرار دهد... و خدای تعالی پیغمبران و رسولان را برای تجدید و تأکید این بیعت برانگیخت که هر کس با آنان بیعت کرد با خداوند بیعت نموده، و هر کس از ایشان روی گرداند از خدا روی گردانیده است، از همین روی خداوند -جل شأنه- فرموده: ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله ید الله فوق ایدیهم فمن نکث فانما ینکث علی نفسه و من اوفی بما عاهد علیه الله فسیؤتیه اجرا" عظیما"(410)؛ به درستی، کسانی که با تو بیعت می کنند در حقیقت با خداوند بیعت می کنند، دست خدا بر روی دست آنان است، پس از آن هر کس بیعت را نقض نماید در حقیقت بر زیان و هلاک خویش اقدام کرده و هر آن که با خداوند عهد بسته وفادار بماند خداوند او را پاداش بزرگی خواهد کرد. در این آیه شریفه نیز دلالت بر این است که منظور از بیعت و مبایعه همان عهد مؤکد و پیمان شدید با خدا و رسول او است، و به وفاکنندگان آن عهد و پیمان وعده فرموده که پاداش بزرگی به آنان خواهد داد.
و این بیعت به دو امر تحقق می یابد:
یکی: تصمیم قلبی محکم و ثابت بر اطاعت امر امام (علیه السلام) و یاری کردن او با نثار جان و مال، چنان که در آیه شریفه فرمود: (خداوند از مؤمنین جان ها و اموالشان را خریداری فرمود...) که بر فروشنده واجب است آنچه را فروخته هرگاه خریدار از او مطالبه نماید به او تسلیم کند، و بی هیچ تأملی و تعللی آن را تحویل دهد، و آنچه دل بر آن بسته آشکار سازد.
دوم آنچه در باطن قصد نموده و دل بر آن نهاده همزمان با بیعت به وسیله زبان، اظهار نماید، و بدین ترتیب بیعت انجام می شود، همچنان که عقد بیع (فروش) در سایر امور تحقق نمی یابد مگر به دو چیز: یکی: قصد انشاء و تصمیم به ایجاد آن معامله مطابق آنچه فروشنده و خریدار در نظر دارند. دوم: به زبان آوردن آنچه آن دو، دل بر آن بسته اند و به این دو اصل، فروش تحقق می یابد.
گاهی بیعت در مورد دست به دست هم زدن نیز به کار می رود، چنان که در بعضی از اوقات بین عرب ها مرسوم و متداول بوده که پس از اتمام شدن بیع یا بیعت دست به دست هم می دادند، و این اطلاق از فرموده خدای تعالی: (کسانی که با تو بیعت می کنند، در حقیقت با خداوند بیعت کرده اند دست خدا بر روی دست آنان است) استفاده می شود، چون لفظ (ید دست) بر آن دلالت دارد، اضافه بر این که آورده اند که اصحاب با دست زدن به دست رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با آن حضرت بیعت می کردند.
و در کتاب احتجاج در قضیه وادار کردن مولایمان امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر بیعت با اولین غصب کننده خلافت -لعنةالله- آمده که: سپس دست آن حضرت (امیرالمؤمنین (علیه السلام)) را کشیدند در حالی که او دست خود را جمع می نمود، و آن قدر کشیدند تا این که آن را بر روی دست ابوبکر نهادند و گفتند: بیعت کن بیعت کن، و در مسجد صدا پیچید که: ابوالحسن بیعت کرد بیعت کرد...
و نیز در احتجاج به روایت از مولایمان حضرت باقر (علیه السلام) آمده که: وقتی اسامه وارد مدینه شد، چون دید که مردمان بر خلافت ابوبکر اجتماع کرده اند، به سوی علی بن ابی طالب (علیه السلام) روان شد و به آن حضرت عرضه داشت: این چه وضعی است؟ علی (علیه السلام) فرمود: چنین است که می بینی! اسامه پرسید: آیا تو با این بیعت کردی؟ فرمود: آری ای اسامه! عرض کرد: آیا از روی طوع و به اختیار خود بیعت کردی یا از روی اجبار و اکراه؟ فرمود: خیر، بلکه از روی اکراه...(411)
پس از آنچه یاد آوردیم ظاهر گشت که اطلاق بیعت و مبایعه بر دست به هم دادن (صفقه و مصافقه) متداول و معروف بوده است. و هم چنین دست به هم دادن (صفقه) را در مورد بیعت کردن نیز به کار می برند، چنان که اهل لغت یاد کرده اند، گویند: صفقه رابحة یا خاسرة، یعنی: بیعتی سودمند یا زیانبار. و در حدیث آمده است: بارک الله فی صفقة یمینک؛ خداوند در دست به هم زدنت برکت دهد. و شاعر گوید:
الدهر ساومنی عمری فقلت له - ما بعت عمری بالدنیا و ما فیها
ثم اشتراه بتدریج بلا ثمن - تبت یدا صفقة قد خاب شاریها
زمانه در پی معامله عمر من بر آمد، به او گفتم: عمرم را به دنیا و آنچه در آن است نفروشم. سپس به تدریج و بدون پرداخت بها آن را خریداری کرد، نفرین بر آن معامله ای باد که فروشنده اش زیانکار است.
و در کافی از حضرت ابی عبدالله امام صادق (علیه السلام) روایت آمده که فرمود: هر کس از جماعت مسلمانان جدا شود و صفقه (بیعت) را بشکند، (در قیامت) دست بریده به سوی خدای -عز و جل- آید.(412)
البته مخفی نماید که خود دست به هم زدن بیعت حقیقی نیست، بلکه این کار نشانه وقوع و تمامیت بیعت است، و ظاهرا" به کار بردن بیعت و مبایعه در صفقه و دست به هم زدن از باب نامیدن مسبب به اسم سبب می باشد، و اصل و حقیقت بیعت چنان که محقق داشتیم: عهد و پیمان شدید و مؤکد است، و به آن است که آدمی به حقیقت در شمار اهل ایمان قرار می گیرد که بهشت را خریداری کرده اند، هر چند که با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و امام (علیه السلام) با دست بیعت نکرده باشد، همچنان که بیشتر مؤمنانی که در زمان امامان (علیهم السلام) بوده اند چنین وضعی داشته اند، و شاهد بر این مطلب را خواهیم آورد، منتظر تمام سخن بوده باش که این از موارد لغزش است. از خدای تعالی خواستاریم به برکت اهل بیت عصمت -علیهم الصلاة و السلام ما را از لغزش محفوظ بدارد.