فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد دوم

سید محمد تقی موسوی اصفهانی سید مهدی حائری قزوینی‏

سی و یکم: سعی در خدمت کردن به آن حضرت (علیه السلام)

تلاش در جهت خدمت کردن به آن جناب (علیه السلام) به آنچه در زندگی می توانی انجام دهی، که به مقتضای روایات بیان گردید که زندگی تو به برکت آن حضرت (علیه السلام) است، تا این که به فرشتگان خداوند که مأمورند خدمتگزار حضرتش باشند، تأسی جسته باشی و روایاتی که دلالت دارند بر این که فرشتگان خدمتگزاران امامان (علیهم السلام) هستند و دستوراتشان را انجام می دهند، و در محضر ایشان جز با اجازه شان نمی نشینند. بسیار است که با آوردن آن روایات کتاب را طولانی نمی کنیم، آن روایات در جاهای خود ذکر گردیده، و در اینجا به جهت استشهاد برای آنچه گفتیم به حدیثی از امام صادق (علیه السلام) اکتفا می کنیم، آن جناب در حدیثی که پیش تر در بیان شرافت آن حضرت (علیه السلام) آوردیم چنین فرمود: و اگر دوران او را دریابم تمام مدت زندگان ام در خدمت او خواهم بود.
می گویم: ای دوست خردمند امامان (علیهم السلام)!در این سخن خوب دقت کن، آیا آن را اغراق آمیز با خلاف واقع می پنداری؟ هرگز! به هیچ وجه! بلکه عین حقیقت است، و به نکات دقیقی دلالت می دهد، از جمله: بیان فضیلت و شرافت حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و از جمله: اشاره به این که خدمت کردن به آن حضرت بهترین عبادت ها و نزدیک ترین طاعات است، چون امام صادق (علیه السلام) که عصر شریفش را جز در انواع طاعت و عبادت خداوند سپری ننمود، و شب و روز خویش را در این راه گذرانید، بیان می کند که اگر قائم (علیه السلام) را درک می کرد عمر خود را در خدمت کردن به او صرف می نمود. و از این سخن معلوم شد که اهتمام به خدمت کردن حضرت قائم (علیه السلام) برترین طاعت و بالاترین وسایل تقرب به خداوند است، چون امام صادق (علیه السلام) آن را ترجیح داده، و از بین سایر انواع طاعت و اقسام عبادت آن را برگزیده است.
و از نکته های سخن امام (علیه السلام) اشاره به این است که پیروان امام قائم (علیه السلام) بهترین پیروان هستند و رعیت آن جناب از سایرین برترند، و اصحاب او شرافتمندترین اصحاب می باشند، همچنان که امت حضرت خاتم النبیین (صلی الله علیه و آله و سلم) افضل امت ها و برترین امت ها می باشند، زیرا که مرتبه بستگان و پیروان هر شخص به حسب رتبه و مقام خود آن شخص متفاوت است، و چون مقام والای مولایمان صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) معلوم گردید، مرتبه بلند رعیت آن جناب و پیروانش و مؤمنانی که بر ولایتش پایدار باشند نیز ظاهر می شود، خدای تعالی ما را از آنان به شمار آورد.
و این مطلب روشن است و هیچ پوششی بر آن نیست، و شواهد بسیاری در روایات دارد:
یکی: عبارت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که پیروان آن جناب را برادران خود خواندند که در حدیث نبوی آمده است: روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در حالی که جمعی از اصحابش در خدمتش بودند دو بار گفت: خدایا دیدار برادرانم را نصیبم کن. اصحابی که اطراف ایشان بودند عرض کردند: یا رسول الله مگر ما برادران تو نیستیم؟ فرمود: نه شما اصحاب من هستید و برادرانم قومی در آخر الزمان می باشند در حالی به من ایمان آورند که مرا ندیده باشند، خداوند نام های آنان و نامهای پدرانشان را به من شناسانده پیش از آنکه از پشت پدران و رحم مادرانشان بیرون آورده باشد، هر یک از آنان نگهداریش از دین خود بیشتر و شدیدتر از دست کشیدن بر بوته خار در شب تاریک و یا به دست گرفتن آتش فروزان می باشد، آنان چراغ های تاریکی هستند، خداوند ایشان را از هر فتنه و آشوب تیره ظلمانی نجات می دهد..
دوم: این که آنان برترین افراد هر زمانی می باشند، چنان که در حدیث ابوخالد از حضرت سید الساجدین (علیه السلام) آمده که فرمود: ای خالد به درستی که اهل زمان غیبت او که معتقد به امامتش و منتظر ظهورش باشند برتر از اهل هر زمانند، زیرا که خداوند -تعالی ذکره- به آنان از عقل ها و فهم ها و معرفت آن قدر عطا فرموده که غیبت نزد ایشان همچون مشاهده گردیده، و آنان را در آن زمان در منزلت و مرتبه مجاهدان شمشیر زده در پیش روی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) قرار داده است، آنان به حق مخلصانند و شیعیان راستین ما، و دعوت کنندگان به دین خداوند مخفیانه و آشکارا می باشند.(379)
سوم: چند برابر شدن ثواب عبادت هایشان، چنان که در روایت عمار از امام صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: ای عمار، صدقه در سر -والله- بهتراست از صدقه علنی همین طور است -به خدا- عبادت شما با امامتان که در زمان دولت باطل مخفی باشد، و ترسیدن شما از دشمنان در دولت باطل و هنگام متارکه، بهتر است از کسی که خداوند جل ذکره را رد ظهور امام حق آشکار در دولت حق عبادت نماید، و عبادت در حال ترس در دولت باطل مانند عبادت و امنیت در دولت حق نیست، و بدانید که هر کس از شما امروز نماز واجب خودش را جماعت بخواند در حالی که از دشمن مخفی باشد و با تمام شرایط آن را در وقتش ادا نماید، خداوند -عز و جل- ثواب پنجاه نماز فریضه به جماعت برای شما می نویسد، و هر کس از شما نماز واجبی را به تنهایی مخفیانه از دشمن در وقتش با تمام شرایط بخواند، خداوند -عز و جل- برای او ثواب بیست و پنج نماز فرادی می نویسد، و هر یک از شما نماز نافله اش را در وقتش با شرایط به جای آورد، خداوند برای او ثواب ده نماز نافله می نویسد، و هر کدام از شما حسنه ای انجام دهد خداوند برای او بیست حسنه می نویسد، و خداوند -عز و جل- حسنات مؤمن از شما را می افزاید اگر اعمالش را نیکو گرداند و با تقیه بر دین و امام و خودش مواظبت کند و زبانش را حفظ نماید، چندین برابر می افزاید خداوند -عز و جل- کریم است...(380) این حدیث در کتاب های کافی(381) و کمال الدین و بحار(382) و غیر آن ها از کتب اخبار روایت شده است.
چهارم: این که یقین آنان قوی تر و ایمانشان شگفت انگیزتر است، که در کتاب کمال الدین به سند خود از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده که ضمن حدیثی طولانی در سفارش به امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمودند: ای علی! و بدان که شگفت آورترین مردم در ایمان و مهم ترین ایشان از لحاظ یقین مردمانی در آخرالزمان هستند که پیغمبر را ندیده اند (و حجت از آنان محجوب گردیده) و دلیل روشن از میانشان رفته است، (در عین حال) به سیاهی بر روی سفیدی (که از آثار گذشتگان بر جای مانده) ایمان آورده اند.(383)
پنجم: آنان رفقای پیغمبرند و گرامی ترین افراد امت او در قیامت، که در کمال الدین، به سند خود از پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت آمده که فرمود: خوشا به حال کسی که قائم اهل بیت مرا درک نماید در حالی که در زمان غیبت پیش از قیامش به امامت او معتقد باشد، و با دوستانش دوستی کند و دشمنانش را دشمن بدارد، چنین کسی از رفقای من و مورد دوستی من، و گرامی ترین امت نزد من در روز قیامت خواهد بود.(384)
ششم: در غیبت شیخ طوسی به نقل از کتاب فضل بن شاذان به سند صحیحی عالی از حضرت امام صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: به زودی قومی پس از شما خواهند آمد که یک مرد از آنان پاداش پنجاه تن از شما را خواهد داشت. گفتند: یا رسول الله ما در غزوات بدر و احد و حنین با تو بودیم و قرآن درباره ما نازل گشت! آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: به درستی که اگر آنچه بر آنان وارد می شود بر شما وارد گردد همچون آنان صبر نخواهید کرد.(385)
هفتم: در غیبت شیخ طوسی و علمای دیگر به سندهای شان از امام صادق (علیه السلام) آورده اند که فرمود: نزدیکترین حالات بندگان نسبت به خداوند و بیشترین خشنودی او از آنان هنگامی است که حجت الهی را نیابند که برای ایشان آشکار نگردد و جایگاهش را نشناشند، در عین حال بدانند که حجت خداوند و پیمان او باطل نشده، پس در آن موقع هر صبح و شام در انتظار فرج باشید، زیرا که سخت ترین موقع غضب الهی بر دشمنانش هنگامی است که حجت او را نیابند و برای آنان ظاهر نگردد، البته خداوند دانسته که دوستانش در شک نمی افتند، و اگر می دانست که آنان به تردید خواهند افتاد یک چشم بر هم زدن هم حجت خویش را از ایشان غایب نمی ساخت، و این نیست مگر از طرف افراد بد مردم.(386)
هشتم: این که به خاطر آنان بلا دفع می شود و باران از آسمان می بارد، چنان که در بحار و غیر آن از حضرت ابی عبدالله امام صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: زمانی بر مردم خواهد آمد که امام آن ها از نظرشان غایب می گردد، که خوشا به حال پایداران بر امر ما در آن زمان. به درستی که کم ترین ثوابی که برای آنان خواهد بود آن است که آفریدگار -عز و جل- ایشان را ندا خواهد کرد، بندگان من، به سر من ایمان آورید و غیب مرا تصدیق کردید، پس مژده باد شما را به ثواب نیکو از سوی من، شمایید به حق بندگان و کنیزان من، از شما می پذیرم و شما را می بخشم و می آمرزم، و به خاطر شما باران بر بندگانم می بارم، و بلا را از آنان دفع می نمایم، و اگر شما نبودید هر آینه عذاب را برایشان فرو می فرستادم...(387)
می گویم: ای برادران من!اکنون که قسمتی از فضیلت و برتری اتباع و سعی کنندگان در خدمت مولایمان صاحب الزمان (علیه السلام) را دانستید، پس بر شما باد که در اطاعت و خدمت آن جناب سعی و کوشش کنید، و آن نعمت بزرگ و موهبت سترگ را سپاسگزاری نمایید، و با جدیت و تلاشتان به آن دوام بخشید، و یاد آن حضرت را با طولانی شدن مدت آن فراموش نکنید، و برای تحصیل سعادت و تکمیل راحتی همیشگی بکوشید، و به دنیا و اهل دنیا تمایل ننمایید، و بر محنت هایی که در دوران کوتاه عمر بر شما می رسد صبر داشته باشید تا به راحتی طولانی برسید. خداوند تعالی به فضل و کرمش ما را از چنین کسانی قرار دهد، که او به بندگانش نزدیک و اجابت کننده دعا است.
چند نکته: در اینجا چند مطلب هست که شایسته است مورد توجه و تذکر قرار گیرند؛
اول: این که در سرور و سالارمان حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اموری جمع و کمال یافته اند که هر کدام به تنهایی سبب مستقلی هستند که مقتضی سعی در خدمت آن جناب و تلاش در جهت اطاعت آن بزرگوار می باشند. از جمله: ولایت مطلقه و خلافت و جانشینی آن حضرت از خداوند و رسول او (صلی الله علیه و آله و سلم).
و از جمله: حق عالم است، که عقل و نقل دلالت دارند بر این که خدمت کردن به عالم شایسته است، چنان که در کافی به سند خود، از محمد بن سنان به طور مرفوع روایت آورده که گفت: حضرت عیسی بن مریم (علیه السلام) فرمود: ای گروه حواریین! من از شما خواسته ای دارم آن را برای من برآورید، گفتند: حاجتت برآورده است ای حضرت روح الله، پس آن حضرت برخاست و بر پاهایشان بوسه زد (و در بعضی از نسخه ها آمده: و پاهایشان را شست) حواریین گفتند: ما سزاوارتر بودیم که این کار را بکنیم ای روح الله! فرمود: به درستی که سزاوارترین مردم به خدمت کردن عالم است. همانا من این چنین تواضع کردم تا شما پس از من در میان مردم فروتنی کنید همچنان که من برایتان فروتنی نمودم. سپس عیسی (علیه السلام) فرمود: با تواضع حکمت معمور می شود نه با تکبر، چنان که در زمین هموار گیاه می روید نه در کوه (و سنگ خارا).(388)
و از جمله: حق پدری است، که آن حضرت (علیه السلام) پدر مهربان ما است -چنان که در روایت آمده- و در بخش سوم کتاب مطالبی در این زمینه گذشت که ان شاء الله تعالی کافی و بسنده است.
و از جمله: حق ایمان و اسلام، که در اصول کافی در حدیث مرفوعی از ابوالمعتمر آمده که گفت: شنیدم حضرت امیرالمؤمنین می فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: هر مسلمانی که قومی از مسلمین را خدمت کند جز این نخواهد بود که خدای تعالی به تعداد شماره آن ها در بهشت خدمتگزارانی به او خواهد داد .(389)
می گویم: بدون تردید اگر ایمان همه مسلمانان، با ایمان مولایمان -صلوات الله علیه- وزن گردد، البته ایمان آن حضرت بیشتر از ایمان آنان خواهد بود، بنابراین فضیلت خدمت کردن به آن حضرت را بر خدمت کردن به ایشان مقایسه کنید! اضافه بر فضایل آن جناب که توان وصف آن ها را ندارم، زیرا که شمارش آن ها از قدرت افراد بشر بیرون است.
و از جمله: این که منزلت ما نسبت به آن جناب، منزلت و رتبه بنده است نسبت به اربابش، زیرا که مردم در اطاعت، بردگان و غلامان ائمه (علیه السلام) می باشند، چنان که روایت بر این معنی دلالت دارد، و مورد باور و یقین است.
و از جمله: خویشاوندی و قرابت آن حضرت نسبت به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و آنچه در این جا برای شما سودمند است در بخش پنجم در ذکر مکرمت دوازدهم بیان داشتیم. و اگر بخواهی تمام اموری که مقتضی سعی در خدمت آن حضرت است برایت یاد کنم، از توانم بیرون است و نوشتارم یارای انجامش را ندارد، زیرا که از شمار افزون و از حد نهایت بیرون است، و به جهت آنچه پیش تر یادآور شدیم که تمام نعمت های ظاهری و باطنی خداوند که در آن ها غوطه ور هستیم همگی به برکت وجود آن بزرگوار (علیه السلام) است، پس در هر نعمتی که خداوند به ما عنایت فرموده حقی برای آن جناب بر عهده ما ثابت است که بر ما لازم است شکرانه اش را به جای آوریم، همچنان که شکر و سپاس پروردگار متعال -عظمت آلائه- بر ما واجب و لازم می باشد، پس ثابت شده که امور مقتضی برای سعی در خدمت آن حضرت (علیه السلام) بیش از آن است که در شمارش آید، به جهت فرموده خدای تعالی: و ان تعدوا نعمة الله لا تحصوها(390)؛ و اگر بخواهید نعمت های خداوند را به شماره آورید حساب آن ها را نتوانید کرد.
دوم: بدان که خدمت از دو جهت از نصرت و یاری کردن اخص است؛ یکی: اینکه خدمت به طور مستقیم انجام می گردد، ولی یاری کردن مشتمل بر تواضع و فروتنی و اظهار کوچکی و مذلت برای مخدوم می باشد، بر خلاف نصرت و یاری، پس هر خدمتی یاری کردن نیز هست ولی عکس آن چنین نیست.
سوم: این که خدمت کردن به مولایمان صاحب الزمان -صلوات الله علیه- با انجام دادن کاری که آن حضرت به آن امر فرموده یا کاری که تجلیل و توقیر یا نصرت و یاری و یا احسان به آن جناب است حاصل می گردد، هر چند که به طور خاص به آن عمل امر نکرده باشد، و گاهی این عناوین در بعضی از کارهای نیک جمع می شود، مانند دعا کردن برای تعجیل فرج آن حضرت، و بر پا کردن مجالسی که برای یادآوری او تشکیل می گردد، و تألیف کتاب هایی که مربوط به آن بزرگوار است، و نشر و مذاکره آن ها، و درود و سلام فرستادن بر آن جناب، و احسان کردن به دوستان و شیعیان هرگاه به قصد خدمت کردن به آن حضرت انجام شود، و احسان به شیعیان و دوستان امامان (علیهم السلام) احسان به ایشان است، و صله آنان همچون صله ایشان می باشد، و سبک شمردن آن ها سبک شمردن امامان (علیهم السلام) است، و عقل نیز به این مطلب حکم می کند. از روایاتی که بر این مطلب دلالت دارد: در کتاب کامل الزیارات به سند خود از حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر (علیه السلام) آورده که فرمود: کسی نمی تواند ما را زیارت نماید، پیروان صالح ما را دیدار کند، که ثواب زیارت ما برایش نوشته می شود، و هر کس می تواند ما را صله کند، پس نیکان پیرو ما را صله نماید، برای او ثواب صله ما نوشته می شود(391)
و از جمله: در روضه کافی به سند خود از ابوهارون آورده که گفت: حضرت ابوعبدالله امام صادق (علیه السلام) در حضور من به چند تن از حضار فرمود: شما را چه می شود که ما را سبک می شمارید! گوید: در این هنگام شخصی از اهل خراسان از جای برخاست و عرضه داشت: ما به خدا پناه می بریم از این که شما را سبک بشماریم، یا چیزی از اوامر و دستوراتتان را سبک گیریم. آن حضرت (علیه السلام) فرمود: چرا تو یکی از کسانی هستی که مرا سبک شمرده است. عرض کرد: پناه بر خدا می برم از این که تو را سبک شمارده باشم! فرمود: خدا بیامرز! آیا نشنیدی که فلانی -در حالی که ما نزدیکی جحفه بودیم- به تو می گفت: به مقدار یک میل راه (چهار کلیومتر) مرا سوار کن که به خدا سوگند من خسته و مانده شده ام. به خدا تو سرت را هم برای او بلند نکردی و او را سبک شمردی، و هر کس مؤمنی را سبک شمارد ما را سبک شمرده و حرمت خدای -عز و جل- را ضایع نموده است.(392)

سی و دوم: اهتمام ورزیدن به یاری آن جناب (علیه السلام)

زیرا که هر کس آن حضرت را یاری نماید در حقیقت خدای -عز و جل- را یاری نموده، خدای تعالی فرموده است: و لینصرن الله من ینصره ان الله لقوی عزیز(393)؛ و به تحقیق که خداوند یاری می کند کسی که او را یاری نماید، همانا خداوند در منتهای قدرت و توانایی است. و نیز خدای -عز و جل- فرموده: ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم(394)؛ اگر خداوند را یاری کنید، دو شما را یاری می کند و گام های تان را ثابت و استوار می سازد.
و سخن در این زمینه در سه مطلب بیان می گردد؛
مطلب اول: بدون تردید خدای قادر متعال هیچ گونه نیازی و احتیاجی به یاری کسی ندارد، زیرا که او واجب الوجود است، غنی بالذات می باشد و همه مخلوقات نیازمند به اویند، چنانکه خداوند -تعالی شأنه- فرموده انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید(395)؛ شما همه به خداوند محتاج و فقیرید و خداوند خود غنی بالذات و ستوده صفات است. بنابراین منظور از یاری کردن خداوند -چنان که مفسرین یادآور شده اند و بر آن دلالت دارند- عبارت است از یاری کردن دین خدا و یاری کردن پیغمبر و ائمه اطهار و اولیای بزرگوار (علیهم السلام)، و به عبارت دیگر هر آنکه در یاری کردنش رضای خدای تعالی هست، یاری او در حقیقت یاری کردن خداوند می باشد، و این مطلب آن قدر روشن و واضح است که دیگر احتیاج به شاهد و برهانی بر آن نیست.
مطلب دوم: بدان که منظور از یاری نمودن آن حضرت (علیه السلام)، اقدام کردن و همکاری نمودن در هر کاری است که شخص بداند مورد نظر و خواست آن بزرگوار است، لذا چگونگی یاری کردن بر حسب زمان ها و احوال و مکانها متفاوت می شود، یاری کردن در زمان حضورش به گونه خاصی انجام می گردد، و در زمان غیبتش نحوه دیگری دارد، پس گاهی یاری کردن به وسیله تقیه انجام می شود، و گاهی با دعوت به او است، و گاهی با جهاد کردن در رکاب او، و گاهی هم به دعا کردن برای تعجیل فرج و ظهورش، و گاهی با ذکر فضایل و صفات و دلایل و معجزات و نشانه های آن جناب، و گاهی با یاری کردن دوستان و محبانش، و گاهی با تألیف و نشر کتاب ها انجام می گیرد، و گونه های دیگر یاری کردن که بسیار است و بر صاحبان بینش پوشیده نیست.
مطلب سوم: در بیان چگونگی یاری کردن خداوند است نسبت به بندگانش که آن را جزای نصرت و یاری آن ها به اولیای خدای تعالی و دین و رسولان خود قرار داده است، بر اساس آنچه از رویات استفاده کرده ایم.
می گوییم: ممکن است منظور از این نصرت آن است که خدای تعالی بنده اش را در آسانی و سختی، و گرفتاری و راحتی یاری فرماید، به این که بنده را از اموری که او را از رحمتش دور می سازد محفوظ بدارد، از قبیل شرارت و تبختر و سرکشی و طغیان و صفات هلاک کننده دیگر که هنگام رفاه و خوشی بر بندگان عارض می شود، و مانند: بی تابی و جزع و کسالت و خود باختگی و امثال این ها که در موقع بلا و گرفتاری در بندگان پدید می آید. اما پیروزی بر دشمنان در این دنیای فانی، تابع مصالح و حکمت های الهی است، و به حسب زمینه ها و زمان ها متفاوت می گردد، پس گاهی دوستانش در دنیا غالب می شوند، و گاهی مغلوب می گردند، به خاطر حکمت ها و علت های خاصی، که بعضی از آن ها در اخباری که از امامان معصوم (علیهم السلام) روایت شده بیان گردیده اند، و آوردن آن اخبار با رعایت اختصار سازگار نیست. و این که خداوند فرموده است: و یثبت اقدامکم(396)؛ و گام های تان را استوار می سازد. ممکن است استواری گام ها در آخرت بر صراط باشد، چنان که ظاهر عطف به وسیله حروف، آن است که معطوف علیه غیر از معطوف می باشد. احتمال ضعیفی هم هست که عطف تفسیری برای اولی باشد، که معنی آن استوار کردن گام ها در دنیا و حفظ آن ها در موارد لغزش باشد، که از افتادن به گرداب گناه و خلاف کاری محفوظ بمانند.
توجه: بدان که در وجود مقدس حضرت ولی عصر -صلوات الله علیه- اموری جمع گردیده که هر کدام از آنها موجب اهتمام ورزیدن در نصرت و یاری آن جناب است، زیرا که یاری نمودن او یاری کردن مظلوم، و نصرت غریب، و یاری عالم، و کمک به ذی القربی، و نصرت ولی نعمت، و یاری نمودن واسطه نعمت، و نصرت کسی که خداوند او را یاری می کند و نصرت کریم و شریف و طرید و خونخواه و مهجور و... می باشد، و امور دیگری- برای کسی که دقت کند و با مولای خود انس داشته باشد، روشن می گردد، خدای تعالی ما را در هر گونه ناگواری سپر بلای حضرتش قرار دهد. عقل بهترین گواه بر این مطلب است. و اگر بخواهیم شواهد نقلی را هم بیاوریم می بایست کتاب جداگانه ای بپردازیم. چون سخن به اینجا رسید تصمیم گرفتم که از خدای تعالی مشورت کنم و استخاره نمایم برای آوردن بعضی از اخباری که در این باره از امامان بر حق (علیهم السلام) روایت گردیده، و شواهد این مطلب است، پس قرآن شریف برگرفته و مصحف کریم را گشوده این آیه شریفه را دیدم: و لینصرن الله من ینصره ان الله لقوی عزیز الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلاة و آتوا الزکاة و أمرو بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبة الامور(397)
و به درستی که خداوند یاری خواهد کرد هر کس که او را یاری کند همانا خداوند را منتهای قدرت و توانایی است، آنان که هرگاه ایشان را در زمین مکنت و حکومت دهیم، نماز را بر پای داشته و زکات را (به مستحقان) می رسانند و امر به معروف و نهی از منکر می نمایند و عاقبت کارها با خدا است.

سی و سوم: تصمیم قلبی بر یاری کردن آن جناب در زمان حضور و ظهور او (عجل الله فرجه)

بر این مطلب دلالت می کند -اضافه بر این که این امر از لوازم ایمان و نشانه های یقین است- آنچه روایت شده در فضیلت نیت خیر و تصمیم داشتن بر انجام کار نیک، و این که برای هر کسی همان است که نیت کرده و روایات دیگری که بر محب رهرو پوشیدده نیست. و نیز بر آن دلالت دارد فرمایش مولای متقیان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) که در نهج البلاغه روایت آمده که: در جای خود قرار گیرید، و بر بلا و سختی صبر کنید، و دست ها و شمشیرهای خود را در پی هوس هایی که بر زبان می رانید به حرکت نیاورید، و در آنچه خداوند آن را زود برایتان نیاورده شتابزرگی مکنید، که هر یک از شما هرگاه حق پروردگار و حق رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) و خاندان او را شناخته باشد چنانچه بر رختخواب خود بمیرد، شهید مرده است، و پاداش او با خدا است، و شایستگی ثواب عمل صالحی را که در نیتش بوده خواهد یافت، و این نیت به جای شمشیر کشیدن او خواهد بود، و به درستی که هر چیزی را مدت و زمان معینی هست.(398)
و بر این مطلب دلالت دارد آنچه ثقة الاسلام محمد بن یعقوب کلینی در روضه کافی به سند خود از عبدالحمید واسطی آورده که گفت: به حضرت ابو جعفر امام باقر (علیه السلام) عرضه داشتم: اصلحک الله؛ به درستی که ما در انتظار این امر بازارهایمان را ترک گفتیم تا جایی که بیم آن می رود که بعضی از ما به گدایی افتند! حضرت (علیه السلام) فرمود: ای عبدالحمید آیا می پنداری هر کس خودش را در راه خداوند وقف کرد، خداوند برایش درآمدی قرار نخواهد داد؟ چرا به خدای سوگند که خداوند برای او گشایشی پیش خواهد آمد، خداوند رحمت آرد بر بنده ای که امر ما را احیا نماید. عرض کردم: اصلحک الله، این مرجئه(399) می گویند: بر ما باکی نیست که بر آنچه (از معتقدات) هستیم باشیم، تا هرگاه که آنچه شما می گویید فرا رسد پس ما و شما یکسان می شویم، فرمود: ای عبدالحمید آن ها راست گفته اند، هر کس توبه کند خداوند توبه اش را می پذیرد و هر کس از روی نفاق و دورویی عمل کند خداوند بینی اش را به خاک بمالد، و هر کس امر ما را افشا سازد خداوند خونش را هدر می دهد، (و چنین افرادی را) خداوند بر اسلام ذبح خواهد کرد، همچنان که قصاب گوسفندش را سر می برد. راوی گوید: عرضه داشتم: پس در آن روز ما و مردم در آن مساوی هستیم؟ فرمود: خیر، شما ارکان زمین و فرمانروایان آن خواهید بود، در دین ما جز این نیست. عرض کردم: اگر پیش از آن که قائم (علیه السلام) را درک کنم بمیرم چه؟ فرمود: به درستی که هر کس از شما نظرش این باشد که: هرگاه قائم آل محمد (علیهم السلام) را دریابد او را یاری خواهد کرد، مانند کسی است که در حضور او با شمشیر خود جهاد کرده باشد(400)، و شهادت در رکاب آن حضرت دو شهادت است.(401)
نیز بر این مقصود دلالت می کند آنچه سید نعمت الله جزائری (رحمةالله) در کتاب شرح صحیفه سجادیه به طور مرسل روایت آورده، عبارت سید جزائری این است: امام صادق (علیه السلام) فرمود: من خودم را از شهدای کربلا بیرون نمی دانم، و ثوابم را کمتر از آنان نمی شمارم، زیرا که در نیت من یاری (دین و کمک به جدم حسین (علیه السلام)) هست اگر آن روز را درک می کردم، و هم چنین شیعیان ما شهیدانند هر چند که در رختخواب های شان بمیرند. و آن حضرت (علیه السلام) شیعیان را از الحاح کردن بر ظهور صاحب الزمان و کشف احوال او نهی می فرمود و می فرمود: به خاطر نیت هایتان ثواب کسی را دارید که در خدمت آن حضرت شهید شود هر چند که بر خوابگاه هایتان بمیرید.(402)
و از شواهد این معنی و تأکید آن است روایتی که ثقة الاسلام کلینی در کتاب اصول کافی به سند صحیحی از امام صادق (علیه السلام) آورده که فرمود: همانا بنده مؤمن فقیر می گوید: پروردگارا! به من روزی ده تا از کارهای نیک و گونه های خیر چنین و چنان کنم، پس اگر خدای -عز و جل- این را از روی نیت درست از او بداند، برای او پاداشی می نویسد چنان که اگر آن کارها را انجام می داد، خداوند کریم و رحمتش نامتناهی است.(403)
مصنف این کتاب محمد تقی موسوی اصفهانی -که خداوند تعالی شأنه به فضل و منتش او را از یاران صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار دهد- می گوید: بدون تردید مؤمن مخلص اگر از خدای تعالی درخواست کند که فرج مولایش را نزدیک فرماید تا این بنده در رکاب آن جناب با کفار جهاد نماید، و با نیت خالص و راستینی تصمیم این کار را داشته باشد، خدای تعالی ثواب جهاد در رکاب آن حضرت را به او می دهد و او را مشمول عنایات خود می نماید و این نزد اهل بینش روشن است به مدلول روایاتی که یادآوردیم. و اما فضیلت جهاد در رکاب آن حضرت؛ در اصول کافی از حضرت ابو جعفر امام باقر (علیه السلام) روایت آمده که فرمود: هر کس قائم ما را درک کند و با آن حضرت خروج نماید و دشمن ما را بکشد، پاداشی هچون پاداش بیست شهید برای او خواهد بود و هر کس در رکاب قائم ما کشته شود، همانند پاداش بیست و پنج شهید برای او خواهد بود.(404)
می گویم: اگر تصمیم و نیت مؤمن چنین باشد در زمان غیبت امامش (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به این ثواب بزرگ نایل می گردد، بر حسب روایاتی که از ائمه اطهار (علیه السلام) پیش تر گذشت.