فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد دوم

سید محمد تقی موسوی اصفهانی سید مهدی حائری قزوینی‏

بیست و نهم: زیارت مشاهد رسول خدا و ائمه معصومین (علیهم السلام) به نیابت از مولایمان صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

و می توان در این باره استناد جست -اضافه بر این که این عمل از اقسام صله امام است و خواهد آمد که از مهمترین کارهای بندگان می باشد-.
1- به آنچه گذشت در استحباب صدقه دادن از سوی آن حضرت.
2- و به فحوای آنچه دلالت می کند بر استحباب حج و طواف بیت الله الحرام به نیابت از امام (علیه السلام)
3- و به آنچه در مورد زیارت مشاهد مشرفه به نیابت از عموم مؤمنین وارد گردیده است.
چنان که در کافی از علی بن ابراهیم حضرمی از پدرش از حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر (علیه السلام) روایت آمده که ضمن حدیثی فرمود:...پس هرگاه به نزد قبر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتی و آنچه بر تو لازم است به جای آوردی، دو رکعت نماز بگزار، سپس بالای سر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بایست و بگو: سلام بر تو ای پیغمبر خدا از طرف پدرم و مادر و همسرم و فرزندانم و تمام بستگانم، و از سوی تمام اهل شهرم آزاد و برده و سفید و سیاه آنان، پس اگر به کسی بخواهی بگویی من از سوی تو بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سلام کردم راست گفته باشی.(376)
4- و به این که از جمله امور متداول متعارف بین خواص و عوام شیعه از زمان های گذشته تا زمان ما، نیابت نمودن در مشاهد مشرفه است، و علمای ما -رضوان الله علیهم- عنوان و چگونگی آن را در کتاب های زیارات و غیر آن ها یادآور شده اند، و فرق گذاشتن بین امام و غیر او از مؤمنین در این باره چیزی است که در دل های اهل دین و بینش و یقین آن را نمی پذیرد.
5- و به این که چون از دلایل گذشته، خوبی و رجحان نیابت کردن از آن حضرت (علیه السلام) را در حج و طواف دانستیم، و به روایاتی که در مورد برتر بودن زیارت مشاهد امامان (علیهم السلام) از نیابت کردن شیعیانشان از ایشان در حج و عمره و طواف خرسند می شوند، یقین می کنیم که خرسندی و سرور امام (علیه السلام) بالاتر خواهد بود هرگاه مؤمن، زیارت مشاهد مشرفه پدرانش را به نیابت از حضرتش انجام دهد، و این وجه هر چند که بر مبنای قواعد علم اصول تمام نیست، ولی نزد صاحبان خرد قطعی و مسلم است.
6- و به آنچه علامه مجلسی (رحمةالله) در مزار بحار به نقل از مؤلف مزار کبیر حکایت نموده، و این است عبارت حکایت شده: و حضرت ابوالحسن عسکری (علیه السلام) زیارت کننده ای را از سوی خود به مشهد حضرت ابی عبدالله (علیه السلام) فرستاد، پس فرمود: برای خداوند جاهایی است که دوست می دارد در آن ها دعا شود که اجابت فرماید، و البته حائر امام حسین (علیه السلام) از آن جاها است.(377)
می گویم: هرگاه استحباب نیابت کردن از آن حضرت (علیه السلام) در زیارت بعضی از مشاهد امامان (علیهم السلام) ثابت شد، پس بدون تردید بین آن حرم و مشاهد دیگر امامان (علیهم السلام) تفاوتی نخواهد بود.
توجه: بدان که از جمله کسانی که تصریح کرده اند به استحباب زیارت مشاهد پیغمبر و ائمه معصومین (علیهم السلام) به نیابت از معصومین (علیهم السلام) و از مؤمنین، عالم محدث عاملی (رحمةالله) در کتاب وسائل الشیعه است، که گفته: باب استحباب زیارت از سوی مؤمنین و معصومین (علیهم السلام).(378) سپس روایت داوود صرمی را از حضرت ابوالحسن امام هادی عسکری (علیه السلام) آورده که گفت: به آن حضرت (علیه السلام) عرض کردم: من پدر شما را زیارت کردم و آن را برای شما قرار دادم، فرمود: به سبب آن برای تو از سوی خداوند پاداش و اجر بزرگی است و ما از تو سپاسگزاریم.
می گویم: در این حدیث بر مطلب مورد بحث دلالتی نیست، چون ظاهر از آن هدیه کردن ثواب زیارت است نه نیابت نمودن در زیارت، و بر فرض که ظهور این مطلب را انکار نمایی لا اقل این معنی در اینجا هست، و با احتمال خلاف، استدلال ساقط است.

سی ام: استحباب اعزام نایب برای زیارت از سوی آن حضرت (علیه السلام)

نایب فرستادن به منظور زیارت از سوی آن حضرت (علیه السلام) (از وظایف مستحبی مؤمنان است)، و رجحان این عمل -پس از ثبوت استحباب نیابت- ظاهر می باشد، زیرا که یاری نمودن بر نیکی و تقوی است، و مودت نسبت به ذوی القربی (خاندان پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم)) و صله امام (علیه السلام) می باشد. بلکه استحباب آن به تمام آنچه در حج و طواف و نایب گرفتن دیگری که حج و طواف نماید گذشت، می توان استدلال کرد و استناد جست.

سی و یکم: سعی در خدمت کردن به آن حضرت (علیه السلام)

تلاش در جهت خدمت کردن به آن جناب (علیه السلام) به آنچه در زندگی می توانی انجام دهی، که به مقتضای روایات بیان گردید که زندگی تو به برکت آن حضرت (علیه السلام) است، تا این که به فرشتگان خداوند که مأمورند خدمتگزار حضرتش باشند، تأسی جسته باشی و روایاتی که دلالت دارند بر این که فرشتگان خدمتگزاران امامان (علیهم السلام) هستند و دستوراتشان را انجام می دهند، و در محضر ایشان جز با اجازه شان نمی نشینند. بسیار است که با آوردن آن روایات کتاب را طولانی نمی کنیم، آن روایات در جاهای خود ذکر گردیده، و در اینجا به جهت استشهاد برای آنچه گفتیم به حدیثی از امام صادق (علیه السلام) اکتفا می کنیم، آن جناب در حدیثی که پیش تر در بیان شرافت آن حضرت (علیه السلام) آوردیم چنین فرمود: و اگر دوران او را دریابم تمام مدت زندگان ام در خدمت او خواهم بود.
می گویم: ای دوست خردمند امامان (علیهم السلام)!در این سخن خوب دقت کن، آیا آن را اغراق آمیز با خلاف واقع می پنداری؟ هرگز! به هیچ وجه! بلکه عین حقیقت است، و به نکات دقیقی دلالت می دهد، از جمله: بیان فضیلت و شرافت حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و از جمله: اشاره به این که خدمت کردن به آن حضرت بهترین عبادت ها و نزدیک ترین طاعات است، چون امام صادق (علیه السلام) که عصر شریفش را جز در انواع طاعت و عبادت خداوند سپری ننمود، و شب و روز خویش را در این راه گذرانید، بیان می کند که اگر قائم (علیه السلام) را درک می کرد عمر خود را در خدمت کردن به او صرف می نمود. و از این سخن معلوم شد که اهتمام به خدمت کردن حضرت قائم (علیه السلام) برترین طاعت و بالاترین وسایل تقرب به خداوند است، چون امام صادق (علیه السلام) آن را ترجیح داده، و از بین سایر انواع طاعت و اقسام عبادت آن را برگزیده است.
و از نکته های سخن امام (علیه السلام) اشاره به این است که پیروان امام قائم (علیه السلام) بهترین پیروان هستند و رعیت آن جناب از سایرین برترند، و اصحاب او شرافتمندترین اصحاب می باشند، همچنان که امت حضرت خاتم النبیین (صلی الله علیه و آله و سلم) افضل امت ها و برترین امت ها می باشند، زیرا که مرتبه بستگان و پیروان هر شخص به حسب رتبه و مقام خود آن شخص متفاوت است، و چون مقام والای مولایمان صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) معلوم گردید، مرتبه بلند رعیت آن جناب و پیروانش و مؤمنانی که بر ولایتش پایدار باشند نیز ظاهر می شود، خدای تعالی ما را از آنان به شمار آورد.
و این مطلب روشن است و هیچ پوششی بر آن نیست، و شواهد بسیاری در روایات دارد:
یکی: عبارت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که پیروان آن جناب را برادران خود خواندند که در حدیث نبوی آمده است: روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در حالی که جمعی از اصحابش در خدمتش بودند دو بار گفت: خدایا دیدار برادرانم را نصیبم کن. اصحابی که اطراف ایشان بودند عرض کردند: یا رسول الله مگر ما برادران تو نیستیم؟ فرمود: نه شما اصحاب من هستید و برادرانم قومی در آخر الزمان می باشند در حالی به من ایمان آورند که مرا ندیده باشند، خداوند نام های آنان و نامهای پدرانشان را به من شناسانده پیش از آنکه از پشت پدران و رحم مادرانشان بیرون آورده باشد، هر یک از آنان نگهداریش از دین خود بیشتر و شدیدتر از دست کشیدن بر بوته خار در شب تاریک و یا به دست گرفتن آتش فروزان می باشد، آنان چراغ های تاریکی هستند، خداوند ایشان را از هر فتنه و آشوب تیره ظلمانی نجات می دهد..
دوم: این که آنان برترین افراد هر زمانی می باشند، چنان که در حدیث ابوخالد از حضرت سید الساجدین (علیه السلام) آمده که فرمود: ای خالد به درستی که اهل زمان غیبت او که معتقد به امامتش و منتظر ظهورش باشند برتر از اهل هر زمانند، زیرا که خداوند -تعالی ذکره- به آنان از عقل ها و فهم ها و معرفت آن قدر عطا فرموده که غیبت نزد ایشان همچون مشاهده گردیده، و آنان را در آن زمان در منزلت و مرتبه مجاهدان شمشیر زده در پیش روی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) قرار داده است، آنان به حق مخلصانند و شیعیان راستین ما، و دعوت کنندگان به دین خداوند مخفیانه و آشکارا می باشند.(379)
سوم: چند برابر شدن ثواب عبادت هایشان، چنان که در روایت عمار از امام صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: ای عمار، صدقه در سر -والله- بهتراست از صدقه علنی همین طور است -به خدا- عبادت شما با امامتان که در زمان دولت باطل مخفی باشد، و ترسیدن شما از دشمنان در دولت باطل و هنگام متارکه، بهتر است از کسی که خداوند جل ذکره را رد ظهور امام حق آشکار در دولت حق عبادت نماید، و عبادت در حال ترس در دولت باطل مانند عبادت و امنیت در دولت حق نیست، و بدانید که هر کس از شما امروز نماز واجب خودش را جماعت بخواند در حالی که از دشمن مخفی باشد و با تمام شرایط آن را در وقتش ادا نماید، خداوند -عز و جل- ثواب پنجاه نماز فریضه به جماعت برای شما می نویسد، و هر کس از شما نماز واجبی را به تنهایی مخفیانه از دشمن در وقتش با تمام شرایط بخواند، خداوند -عز و جل- برای او ثواب بیست و پنج نماز فرادی می نویسد، و هر یک از شما نماز نافله اش را در وقتش با شرایط به جای آورد، خداوند برای او ثواب ده نماز نافله می نویسد، و هر کدام از شما حسنه ای انجام دهد خداوند برای او بیست حسنه می نویسد، و خداوند -عز و جل- حسنات مؤمن از شما را می افزاید اگر اعمالش را نیکو گرداند و با تقیه بر دین و امام و خودش مواظبت کند و زبانش را حفظ نماید، چندین برابر می افزاید خداوند -عز و جل- کریم است...(380) این حدیث در کتاب های کافی(381) و کمال الدین و بحار(382) و غیر آن ها از کتب اخبار روایت شده است.
چهارم: این که یقین آنان قوی تر و ایمانشان شگفت انگیزتر است، که در کتاب کمال الدین به سند خود از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده که ضمن حدیثی طولانی در سفارش به امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمودند: ای علی! و بدان که شگفت آورترین مردم در ایمان و مهم ترین ایشان از لحاظ یقین مردمانی در آخرالزمان هستند که پیغمبر را ندیده اند (و حجت از آنان محجوب گردیده) و دلیل روشن از میانشان رفته است، (در عین حال) به سیاهی بر روی سفیدی (که از آثار گذشتگان بر جای مانده) ایمان آورده اند.(383)
پنجم: آنان رفقای پیغمبرند و گرامی ترین افراد امت او در قیامت، که در کمال الدین، به سند خود از پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت آمده که فرمود: خوشا به حال کسی که قائم اهل بیت مرا درک نماید در حالی که در زمان غیبت پیش از قیامش به امامت او معتقد باشد، و با دوستانش دوستی کند و دشمنانش را دشمن بدارد، چنین کسی از رفقای من و مورد دوستی من، و گرامی ترین امت نزد من در روز قیامت خواهد بود.(384)
ششم: در غیبت شیخ طوسی به نقل از کتاب فضل بن شاذان به سند صحیحی عالی از حضرت امام صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: به زودی قومی پس از شما خواهند آمد که یک مرد از آنان پاداش پنجاه تن از شما را خواهد داشت. گفتند: یا رسول الله ما در غزوات بدر و احد و حنین با تو بودیم و قرآن درباره ما نازل گشت! آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: به درستی که اگر آنچه بر آنان وارد می شود بر شما وارد گردد همچون آنان صبر نخواهید کرد.(385)
هفتم: در غیبت شیخ طوسی و علمای دیگر به سندهای شان از امام صادق (علیه السلام) آورده اند که فرمود: نزدیکترین حالات بندگان نسبت به خداوند و بیشترین خشنودی او از آنان هنگامی است که حجت الهی را نیابند که برای ایشان آشکار نگردد و جایگاهش را نشناشند، در عین حال بدانند که حجت خداوند و پیمان او باطل نشده، پس در آن موقع هر صبح و شام در انتظار فرج باشید، زیرا که سخت ترین موقع غضب الهی بر دشمنانش هنگامی است که حجت او را نیابند و برای آنان ظاهر نگردد، البته خداوند دانسته که دوستانش در شک نمی افتند، و اگر می دانست که آنان به تردید خواهند افتاد یک چشم بر هم زدن هم حجت خویش را از ایشان غایب نمی ساخت، و این نیست مگر از طرف افراد بد مردم.(386)
هشتم: این که به خاطر آنان بلا دفع می شود و باران از آسمان می بارد، چنان که در بحار و غیر آن از حضرت ابی عبدالله امام صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: زمانی بر مردم خواهد آمد که امام آن ها از نظرشان غایب می گردد، که خوشا به حال پایداران بر امر ما در آن زمان. به درستی که کم ترین ثوابی که برای آنان خواهد بود آن است که آفریدگار -عز و جل- ایشان را ندا خواهد کرد، بندگان من، به سر من ایمان آورید و غیب مرا تصدیق کردید، پس مژده باد شما را به ثواب نیکو از سوی من، شمایید به حق بندگان و کنیزان من، از شما می پذیرم و شما را می بخشم و می آمرزم، و به خاطر شما باران بر بندگانم می بارم، و بلا را از آنان دفع می نمایم، و اگر شما نبودید هر آینه عذاب را برایشان فرو می فرستادم...(387)
می گویم: ای برادران من!اکنون که قسمتی از فضیلت و برتری اتباع و سعی کنندگان در خدمت مولایمان صاحب الزمان (علیه السلام) را دانستید، پس بر شما باد که در اطاعت و خدمت آن جناب سعی و کوشش کنید، و آن نعمت بزرگ و موهبت سترگ را سپاسگزاری نمایید، و با جدیت و تلاشتان به آن دوام بخشید، و یاد آن حضرت را با طولانی شدن مدت آن فراموش نکنید، و برای تحصیل سعادت و تکمیل راحتی همیشگی بکوشید، و به دنیا و اهل دنیا تمایل ننمایید، و بر محنت هایی که در دوران کوتاه عمر بر شما می رسد صبر داشته باشید تا به راحتی طولانی برسید. خداوند تعالی به فضل و کرمش ما را از چنین کسانی قرار دهد، که او به بندگانش نزدیک و اجابت کننده دعا است.
چند نکته: در اینجا چند مطلب هست که شایسته است مورد توجه و تذکر قرار گیرند؛
اول: این که در سرور و سالارمان حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اموری جمع و کمال یافته اند که هر کدام به تنهایی سبب مستقلی هستند که مقتضی سعی در خدمت آن جناب و تلاش در جهت اطاعت آن بزرگوار می باشند. از جمله: ولایت مطلقه و خلافت و جانشینی آن حضرت از خداوند و رسول او (صلی الله علیه و آله و سلم).
و از جمله: حق عالم است، که عقل و نقل دلالت دارند بر این که خدمت کردن به عالم شایسته است، چنان که در کافی به سند خود، از محمد بن سنان به طور مرفوع روایت آورده که گفت: حضرت عیسی بن مریم (علیه السلام) فرمود: ای گروه حواریین! من از شما خواسته ای دارم آن را برای من برآورید، گفتند: حاجتت برآورده است ای حضرت روح الله، پس آن حضرت برخاست و بر پاهایشان بوسه زد (و در بعضی از نسخه ها آمده: و پاهایشان را شست) حواریین گفتند: ما سزاوارتر بودیم که این کار را بکنیم ای روح الله! فرمود: به درستی که سزاوارترین مردم به خدمت کردن عالم است. همانا من این چنین تواضع کردم تا شما پس از من در میان مردم فروتنی کنید همچنان که من برایتان فروتنی نمودم. سپس عیسی (علیه السلام) فرمود: با تواضع حکمت معمور می شود نه با تکبر، چنان که در زمین هموار گیاه می روید نه در کوه (و سنگ خارا).(388)
و از جمله: حق پدری است، که آن حضرت (علیه السلام) پدر مهربان ما است -چنان که در روایت آمده- و در بخش سوم کتاب مطالبی در این زمینه گذشت که ان شاء الله تعالی کافی و بسنده است.
و از جمله: حق ایمان و اسلام، که در اصول کافی در حدیث مرفوعی از ابوالمعتمر آمده که گفت: شنیدم حضرت امیرالمؤمنین می فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: هر مسلمانی که قومی از مسلمین را خدمت کند جز این نخواهد بود که خدای تعالی به تعداد شماره آن ها در بهشت خدمتگزارانی به او خواهد داد .(389)
می گویم: بدون تردید اگر ایمان همه مسلمانان، با ایمان مولایمان -صلوات الله علیه- وزن گردد، البته ایمان آن حضرت بیشتر از ایمان آنان خواهد بود، بنابراین فضیلت خدمت کردن به آن حضرت را بر خدمت کردن به ایشان مقایسه کنید! اضافه بر فضایل آن جناب که توان وصف آن ها را ندارم، زیرا که شمارش آن ها از قدرت افراد بشر بیرون است.
و از جمله: این که منزلت ما نسبت به آن جناب، منزلت و رتبه بنده است نسبت به اربابش، زیرا که مردم در اطاعت، بردگان و غلامان ائمه (علیه السلام) می باشند، چنان که روایت بر این معنی دلالت دارد، و مورد باور و یقین است.
و از جمله: خویشاوندی و قرابت آن حضرت نسبت به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و آنچه در این جا برای شما سودمند است در بخش پنجم در ذکر مکرمت دوازدهم بیان داشتیم. و اگر بخواهی تمام اموری که مقتضی سعی در خدمت آن حضرت است برایت یاد کنم، از توانم بیرون است و نوشتارم یارای انجامش را ندارد، زیرا که از شمار افزون و از حد نهایت بیرون است، و به جهت آنچه پیش تر یادآور شدیم که تمام نعمت های ظاهری و باطنی خداوند که در آن ها غوطه ور هستیم همگی به برکت وجود آن بزرگوار (علیه السلام) است، پس در هر نعمتی که خداوند به ما عنایت فرموده حقی برای آن جناب بر عهده ما ثابت است که بر ما لازم است شکرانه اش را به جای آوریم، همچنان که شکر و سپاس پروردگار متعال -عظمت آلائه- بر ما واجب و لازم می باشد، پس ثابت شده که امور مقتضی برای سعی در خدمت آن حضرت (علیه السلام) بیش از آن است که در شمارش آید، به جهت فرموده خدای تعالی: و ان تعدوا نعمة الله لا تحصوها(390)؛ و اگر بخواهید نعمت های خداوند را به شماره آورید حساب آن ها را نتوانید کرد.
دوم: بدان که خدمت از دو جهت از نصرت و یاری کردن اخص است؛ یکی: اینکه خدمت به طور مستقیم انجام می گردد، ولی یاری کردن مشتمل بر تواضع و فروتنی و اظهار کوچکی و مذلت برای مخدوم می باشد، بر خلاف نصرت و یاری، پس هر خدمتی یاری کردن نیز هست ولی عکس آن چنین نیست.
سوم: این که خدمت کردن به مولایمان صاحب الزمان -صلوات الله علیه- با انجام دادن کاری که آن حضرت به آن امر فرموده یا کاری که تجلیل و توقیر یا نصرت و یاری و یا احسان به آن جناب است حاصل می گردد، هر چند که به طور خاص به آن عمل امر نکرده باشد، و گاهی این عناوین در بعضی از کارهای نیک جمع می شود، مانند دعا کردن برای تعجیل فرج آن حضرت، و بر پا کردن مجالسی که برای یادآوری او تشکیل می گردد، و تألیف کتاب هایی که مربوط به آن بزرگوار است، و نشر و مذاکره آن ها، و درود و سلام فرستادن بر آن جناب، و احسان کردن به دوستان و شیعیان هرگاه به قصد خدمت کردن به آن حضرت انجام شود، و احسان به شیعیان و دوستان امامان (علیهم السلام) احسان به ایشان است، و صله آنان همچون صله ایشان می باشد، و سبک شمردن آن ها سبک شمردن امامان (علیهم السلام) است، و عقل نیز به این مطلب حکم می کند. از روایاتی که بر این مطلب دلالت دارد: در کتاب کامل الزیارات به سند خود از حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر (علیه السلام) آورده که فرمود: کسی نمی تواند ما را زیارت نماید، پیروان صالح ما را دیدار کند، که ثواب زیارت ما برایش نوشته می شود، و هر کس می تواند ما را صله کند، پس نیکان پیرو ما را صله نماید، برای او ثواب صله ما نوشته می شود(391)
و از جمله: در روضه کافی به سند خود از ابوهارون آورده که گفت: حضرت ابوعبدالله امام صادق (علیه السلام) در حضور من به چند تن از حضار فرمود: شما را چه می شود که ما را سبک می شمارید! گوید: در این هنگام شخصی از اهل خراسان از جای برخاست و عرضه داشت: ما به خدا پناه می بریم از این که شما را سبک بشماریم، یا چیزی از اوامر و دستوراتتان را سبک گیریم. آن حضرت (علیه السلام) فرمود: چرا تو یکی از کسانی هستی که مرا سبک شمرده است. عرض کرد: پناه بر خدا می برم از این که تو را سبک شمارده باشم! فرمود: خدا بیامرز! آیا نشنیدی که فلانی -در حالی که ما نزدیکی جحفه بودیم- به تو می گفت: به مقدار یک میل راه (چهار کلیومتر) مرا سوار کن که به خدا سوگند من خسته و مانده شده ام. به خدا تو سرت را هم برای او بلند نکردی و او را سبک شمردی، و هر کس مؤمنی را سبک شمارد ما را سبک شمرده و حرمت خدای -عز و جل- را ضایع نموده است.(392)