فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد دوم

سید محمد تقی موسوی اصفهانی سید مهدی حائری قزوینی‏

بیست و هفتم و بیست و هشتم: طواف بیت الله الحرام به نیابت از امام (علیه السلام) و نایب ساختن دیگری تا از طرف آن حضرت طواف نماید

پس از آن که ثابت کردیم طواف به نیابت از آن جناب مستحب است، استحباب نایب ساختن دیگری برای این که از طرف آن بزرگوار طواف نماید واضح است، زیرا که اینکار دوستی و احسان می باشد، اضافه بر این که مقدمه طواف به نیابت از آن حضرت (علیه السلام) است، بنابراین خوبی و رجحان آن به حکم عقل ثابت است. و نیز بر این مطلب دلالت دارد فحوای آنچه بر استحباب نایب فرستادن برای انجام حج از ناحیه آن حضرت (علیه السلام) دلالت می کند، بلکه می توان گفت: چون رجحان اصل عمل ثابت شد شرط بودن مباشرت (که خود شخص عمل را انجام دهد) منتفی است، به دلیل اصل،هر چند که اگر مؤمن خودش آن عمل را انجام دهد مرتبه والایی از فضیلت را در می یابد.
و اما آنچه بر استحباب طواف کردن از سوی امام زنده به طور خاص دلالت دارد روایتی است که ثقة الاسلام کلینی در کافی به سند خود از موسی بن القاسم آورده که گفت: به حضرت ابو جعفر ثانی امام جواد (علیه السلام) عرض کردم: می خواستم از سوی شما و پدر شما طواف کنم، به من گفته شد: به نیابت از اوصیا طواف کردن درست نیست. آن حضرت (علیه السلام) به من فرمود: بلکه هر قدر که توانستی طواف کن که جایز است. سپس بعد از سه سال به آن حضرت عرضه داشتم: پیش از اینکه از شما اجازه خواستم که از سوی شما و پدر شما طواف کنم به من اجازه فرمودید، پس آنچه خدا خواسته بود از شما و پدرتان طواف کردم، سپس چیزی بر دلم گذشت و به آن عمل کردم. فرمود: آن چه بود؟ عرض کردم: روزی از طرف رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) طواف نمودم. آن حضرت (علیه السلام) سه مرتبه گفت: درود خداوند بر رسول خدا. عرض کردم: روز دوم از طرف امیرالمؤمنین (علیه السلام) و روز سوم از طرف امام حسن و روز چهارم از طرف امام حسین، و روز پنجم از طرف علی بن الحسین، و روز ششم از طرف ابوجعفر محمد بن علی، و روز هفتم از طرف جعفر بن محمد و روز هشتم از طرف پدرت امام موسی، و روز نهم از طرف پدرت امام علی (رضا) و روز دهم از طرف شما ای آقای من طواف کردم، و اینان هستند کسانی که به ولایتشان خداوند را دینداری می کنم. فرمود: بنابراین به خدا سوگند خدای را دینداری می کنی به دینی که جز آن را از بندگان نمی پذیرد. عرض کردم: و بسا که از طواف مادرت فاطمه (علیها السلام) طواف کردم و گاهی طواف ننمودم، فرمود: این طواف را بسیار کن که ان شاء الله بهترین عملی است که تو انجام داده ای.(374)
و از دلایل استحباب طواف نمودن از عموم مؤمنین روایتی است که در کافی به سند خود از ابوبصیر از حضرت ابو عبدالله امام صادق (علیه السلام) آورده که فرمود: هر کس پدر یا خویشاوندی را صله کند پس از طرف او طواف نماید، اجر آن به طور کامل برای او خواهد بود، و برای کسی که از سوی او طواف کرده مانند پاداش او خواهد بود و او به خاطر گرامی داشتن پیوند آن شخص، با ثواب طواف دیگری فزونی خواهد یافت.(375)

بیست و نهم: زیارت مشاهد رسول خدا و ائمه معصومین (علیهم السلام) به نیابت از مولایمان صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

و می توان در این باره استناد جست -اضافه بر این که این عمل از اقسام صله امام است و خواهد آمد که از مهمترین کارهای بندگان می باشد-.
1- به آنچه گذشت در استحباب صدقه دادن از سوی آن حضرت.
2- و به فحوای آنچه دلالت می کند بر استحباب حج و طواف بیت الله الحرام به نیابت از امام (علیه السلام)
3- و به آنچه در مورد زیارت مشاهد مشرفه به نیابت از عموم مؤمنین وارد گردیده است.
چنان که در کافی از علی بن ابراهیم حضرمی از پدرش از حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر (علیه السلام) روایت آمده که ضمن حدیثی فرمود:...پس هرگاه به نزد قبر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتی و آنچه بر تو لازم است به جای آوردی، دو رکعت نماز بگزار، سپس بالای سر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بایست و بگو: سلام بر تو ای پیغمبر خدا از طرف پدرم و مادر و همسرم و فرزندانم و تمام بستگانم، و از سوی تمام اهل شهرم آزاد و برده و سفید و سیاه آنان، پس اگر به کسی بخواهی بگویی من از سوی تو بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سلام کردم راست گفته باشی.(376)
4- و به این که از جمله امور متداول متعارف بین خواص و عوام شیعه از زمان های گذشته تا زمان ما، نیابت نمودن در مشاهد مشرفه است، و علمای ما -رضوان الله علیهم- عنوان و چگونگی آن را در کتاب های زیارات و غیر آن ها یادآور شده اند، و فرق گذاشتن بین امام و غیر او از مؤمنین در این باره چیزی است که در دل های اهل دین و بینش و یقین آن را نمی پذیرد.
5- و به این که چون از دلایل گذشته، خوبی و رجحان نیابت کردن از آن حضرت (علیه السلام) را در حج و طواف دانستیم، و به روایاتی که در مورد برتر بودن زیارت مشاهد امامان (علیهم السلام) از نیابت کردن شیعیانشان از ایشان در حج و عمره و طواف خرسند می شوند، یقین می کنیم که خرسندی و سرور امام (علیه السلام) بالاتر خواهد بود هرگاه مؤمن، زیارت مشاهد مشرفه پدرانش را به نیابت از حضرتش انجام دهد، و این وجه هر چند که بر مبنای قواعد علم اصول تمام نیست، ولی نزد صاحبان خرد قطعی و مسلم است.
6- و به آنچه علامه مجلسی (رحمةالله) در مزار بحار به نقل از مؤلف مزار کبیر حکایت نموده، و این است عبارت حکایت شده: و حضرت ابوالحسن عسکری (علیه السلام) زیارت کننده ای را از سوی خود به مشهد حضرت ابی عبدالله (علیه السلام) فرستاد، پس فرمود: برای خداوند جاهایی است که دوست می دارد در آن ها دعا شود که اجابت فرماید، و البته حائر امام حسین (علیه السلام) از آن جاها است.(377)
می گویم: هرگاه استحباب نیابت کردن از آن حضرت (علیه السلام) در زیارت بعضی از مشاهد امامان (علیهم السلام) ثابت شد، پس بدون تردید بین آن حرم و مشاهد دیگر امامان (علیهم السلام) تفاوتی نخواهد بود.
توجه: بدان که از جمله کسانی که تصریح کرده اند به استحباب زیارت مشاهد پیغمبر و ائمه معصومین (علیهم السلام) به نیابت از معصومین (علیهم السلام) و از مؤمنین، عالم محدث عاملی (رحمةالله) در کتاب وسائل الشیعه است، که گفته: باب استحباب زیارت از سوی مؤمنین و معصومین (علیهم السلام).(378) سپس روایت داوود صرمی را از حضرت ابوالحسن امام هادی عسکری (علیه السلام) آورده که گفت: به آن حضرت (علیه السلام) عرض کردم: من پدر شما را زیارت کردم و آن را برای شما قرار دادم، فرمود: به سبب آن برای تو از سوی خداوند پاداش و اجر بزرگی است و ما از تو سپاسگزاریم.
می گویم: در این حدیث بر مطلب مورد بحث دلالتی نیست، چون ظاهر از آن هدیه کردن ثواب زیارت است نه نیابت نمودن در زیارت، و بر فرض که ظهور این مطلب را انکار نمایی لا اقل این معنی در اینجا هست، و با احتمال خلاف، استدلال ساقط است.

سی ام: استحباب اعزام نایب برای زیارت از سوی آن حضرت (علیه السلام)

نایب فرستادن به منظور زیارت از سوی آن حضرت (علیه السلام) (از وظایف مستحبی مؤمنان است)، و رجحان این عمل -پس از ثبوت استحباب نیابت- ظاهر می باشد، زیرا که یاری نمودن بر نیکی و تقوی است، و مودت نسبت به ذوی القربی (خاندان پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم)) و صله امام (علیه السلام) می باشد. بلکه استحباب آن به تمام آنچه در حج و طواف و نایب گرفتن دیگری که حج و طواف نماید گذشت، می توان استدلال کرد و استناد جست.