فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد دوم

سید محمد تقی موسوی اصفهانی سید مهدی حائری قزوینی‏

بیست و سوم: صدقه دادن به نیابت از آن حضرت (علیه السلام)

و این از نشانه های مودت و دوستی آن جناب و ولایت او است و بر خوبی و رجحان آن دلالت دارد آنچه در مدح صدقه دادن و نماز خواندن به نیابت از سایر مؤمنین وارد گردیده -چنان که گذشت- زیرا که مولای مؤمنین افضل افراد آنان است، و صدقه دادن از سوی او از صدقه دادن به نیابت از آنان بهتر و برتر می باشد، اضافه بر فحوای دلیلی که در مورد نیابت کردن از امام (علیه السلام) در حج و طواف و زیارت و... وارده شده، که اگر کسی آن روایات و مانند آنها را جستجو نماید رجحان داشتن انجام هر گونه عمل صالح به نیابت از آن جناب - صلوات الله و سلامه علیه- را خواهد دانست.
و سید اجل علی بن طاووس (رحمةالله) در کتاب کشف المحجة فرزندش را سفارش و امر کرده به انجام اموری که مربوط به آداب و وظایف او نسبت به مولایمان صاحب الزمان (علیه السلام) است، تا آنجا که گفته: ...پس در پیروی و وفاداری و تعلق خاطر و دلبستگی نسبت به آن حضرت (علیه السلام) به گونه ای باش که خداوند و رسول او (صلی الله علیه و آله و سلم) و پدران آن حضرت و خود او از تو می خواهند و حوایج آن بزرگوار را بر خواسته های خود مقدم بدار هنگامی که نمازهای حاجت را به جای می آوری، و صدقه دادن از سوی آن جناب را پیش از صدقه دادن از سوی خودت و عزیزانت قرار ده، و دعا برای آن حضرت را مقدم بدار بر دعا کردن برای خودت، و نیز در هر کار خیری که مایه وفای به حق آن حضرت است آن بزرگوار را مقدم بدار، که سبب می شود به سوی تو توجه فرماید و به تو احسان نماید...(356)
اضافه بر این که این کار از اقسام صله امام (علیه السلام) است، و فضیلت صله امام (علیه السلام) ان شاء الله تعالی خواهد آمد. و بر این مقصود و بر این که صدقه دادن و مانند آن صله است دلالت می کند خبر علی بن ابی حمزه که در وسائل و بحار و غیر آن روایت آمده که گفت: به حضرت ابوابراهیم (موسی بن جعفر (علیه السلام)) عرضه داشتم: از سوی زندگان و مردگان از خویشاوندان و دوستانم حج به جای آورم و نماز بگزارم و صدقه بدهم؟ فرمود: آری! از سوی او صدقه بده و نماز بگزار و به سبب صله و پیوندت نسبت به او پاداش دیگری برایت خواهد بود.(357)
می گویم: هر چند که در سؤال از خویشاوندان و دوستان یاد نمود، ولی بدون تردید ذکر کردن این دو مورد از جهت آن است که انسان در غالب اوقات حج و صدقه و زیارت و کارهای نیک دیگر را از سوی کسی انجام می دهد که با وی رابطه و خصوصیتی داشته باشد، و این را آشکارا می بینیم که در مردم چنین حالتی وجود دارد، لذا در سؤال این دو را یاد کرد، پس معلوم شد که این دو مورد را برای نمونه یاد نموده است، و منظورش سؤال از جایز بودن نیابت در عبادت ها و خیرات از طرف زندگان و مردگان مؤمنین و مؤمنات می باشد، پس امام (علیه السلام) سؤال او را به طور بلیغ تر و تمام تری پاسخ داد که جایز بودن آن را با کلمه آری بیان فرمود، سپس خواست خوبی و استحباب آن را بیان کند، که پس از تذکر جایز بودن آن امر فرمود به این که: از سوی او صدقه بده و نماز بگزار آن گاه خواست که او را بر این کار تشویق و ترغیب نماید، که فضیلت و ثواب آن را یاد آور شد و فرمود: و پاداش دیگری برایت خواهد بود و چون خواست جهت استحقاق اجر و ثواب را بیان سازد و به آن توجه داد و فرمود: به سبب صله و پیوندت نسبت به او. پس در این سخن حکم به جایز بودن این عمل را به معنی اعم (از مباح و مستحب) و استحباب آن و ترغیب کردن به آن با بیان اجر و ثوابش، و این که آن پاداش به خاطر پیوند با خویشان و دوستان است را در فرمایش خود جمع کرد. پس ای خواننده دانای هوشمند! دقت کن که اگر شخصی به سبب صله یکی از برادران مؤمن خود و صدقه دادن از سوی او استحقاق ثواب یابد، پس چرا کسی که از سوی صاحب الامر (علیه السلام) صدقه بدهد مستحق ثواب و پاداش بزرگتری نباشد؟ آری، استحقاب آن را دارد، و به برترین ثواب صدقه دهندگان نایل می شود، چون این عبادت را به نیابت از بهترین افراد عالم انجام داده است. و بدون تردید هر قدر که ارتباط و خصوصیت بین او و بین امامش -سلام الله علیه- کامل تر و تمام تر باشد، ثوابش در صدقه دادن از سوی آن حضرت نیز فزون تر و تمام تر خواهد بود، از درگاه خدای تعالی خواهانیم که بر ما و بر سایر مؤمنین به کمال مودت و خدمت آن حضرت منت گذارد که خداوند اجابت کننده دعاها است. و شاهد بر آنچه یادآور شدیم -که صدقه دادن از سوی امام (علیه السلام) برتر از صدقه دادن از طرف غیر او است- اضافه بر حکم عقل به این مطلب و این که از اقسام صله امام (علیه السلام) است، روایتی است که در تفسیر امام عسکری (علیه السلام) آمده که ان شاء الله تعالی بیان خواهد شد.
توجه و راهنمایی: بدان که از خبر علی بن حمزه -که مذکور افتاد- جایز بودن نیابت در کارهای نیک از نمازها و صدقات و غیر اینها از سوی زندگان مؤمنین و مؤمنات استفاده می شود، جهت دلالت این است که: ظاهر سؤال راوی و جواب امام (علیه السلام) آن است که حج و نماز و صدقه از باب نمونه و مثال یاد شده اند، و خصوصیتی در ذکر آن ها نیست، و سؤال کننده منظورش آن است که از جایز بودن نیابت در همه کارهای مستحب پرسش نماید، و بیان دلالت بر دو وجه است.
یکم: این که امام (علیه السلام) در جواب او به یاد کردن صدقه و نماز اکتفا کردند و از حج سخنی نگفتند، با این که نیابت کردن در حج بر اساس روایات و آثار، معروف و ثابت است، و از هیچ یک از علمای بزرگوارمان در این باره اشکالی نقل نشده، از اینجا معلوم می شود که امام (علیه السلام) نیز دانسته است که صدقه و نماز و حج در سؤال از جهت نمونه و مثال است، لذا نیازی نبود که تمام آنچه را سائل پرسیده بود یاد آورد.
دوم: علت آوردن آن حضرت (علیه السلام) برای جایز بلکه مستحب بودن آن، در این که فرمودند: و برای تو پاداش دیگری خواهد بود به خاطر صله ات نسبت به او دلالت دارد بر این که نیابت کردن از سوی مؤمنین و مؤمنات در طاعات و عبادات خود صله ای نسبت به آنان و احسان به ایشان است، لذا نیابت کننده استحقاق می یابد که پاداش دیگری به اضافه پاداش بر اصل عبادت به او داده شود، به سبب صله اش نسبت به ایشان و احسان نمودنش در حق آنان.
و اما در عبادت های واجب: با دلیل ثابت شده که خود شخص می بایست آن ها را انجام دهد و نیابت کردن از زندگان در عبادت های واجب جایز نیست مگر در حج، (آن هم در یک صورت خاص) و بیان این مطلب به جای خودش موکول می گردد. و خبر یاد شده هر چند که به خاطر علی بن حمزه که واقفی است(358) ضعیف می باشد، ولی در جای خود ثابت شده که در مستحبات به خبر ضعیف هم می توان اکتفا نمود. و دلیل بر این مطلب چند روایت مستفیض است که در کافی(359) و وافی و دیگر کتاب های اخبار و فقه و اصول یاد گردیده، مبنی بر اینکه: هرگاه کسی بر کار خیری ثوابی را بشنود پس آن را به امید آن ثواب به جای آورد همان ثواب به او داده می شود، هر چند که آن حدیث با واقع مطابقت نداشته باشد. در اینجا دو امر ثابت است: یکی اینکه: مطلق عبادت ها کار خیر است. دوم: این که، نیابت در آن ها -جز آنچه به دلیل خارج شده- از زندگان و مردگان به مقتضای خبر یاد شده مورد پسند است، و هیچ مانعی در آن نیست جز گمان این که این امر تشریع و بدعت است، ولی این پندار مردود است چرا که عمل را به امید ثواب انجام می دهد، با توجه به خبر مذکور و اخبار: من بلغه ثواب علی عمل؛ هر کس ثوابی را در مورد عملی بشنود... و برای این مقصود به گونه دیگری هم می توان استدلال نمود که گفته شود: در خبر یاد شده جایز بلکه مستحب بودن نیابت از زندگان در نمازهای مستحبی ثابت گشت، پسس حکم مزبور در سایر طاعات و عبادات پسندیده نیز جاری است، زیرا که قول به فصل (نظر دیگری غیر از دو نظری که در این مسئله هست) وجود ندارد، چون هر کس نیابت در نماز را جایز دانسته، آن را در عبادت دیگر نیز جایز می داند و هر کس آن را در نماز جایز نمی شمارد در سایر عبادت ها هم نیابت کردن را نمی پذیرد. پس اگر کسی آن را فقط در نماز جایز شمارد و از دیگر عبادت ها نفی نماید قول سومی پدید آورده که اجماع مرکب را بر هم زده است.
و این وجه را شیخ محقق انصاری (رحمةالله) در یکی از آثار خود آورده، ولی این وجه محل نظر است چون حجیت اجماع نقل شده مورد تأمل می باشد، چنان که در جای خود بیان گردیده. البته برای تأیید مطلب مورد بحث مناسب است.
و نیز برای استدلال بر این مطلب می توان به استقراء تمسک کرد، چون عمده عبادت های مستحب نماز و روزه و طواف و رباط و زیارت و قربانی می باشد، و جایز بلکه مستحب بودن نیابت در این ها از طریق روایات ثابت است، پس این حکم بر عبادت های دیگر نیز منطبق می گردد.
در این استدلال نیز ممکن است اشکال شود، زیرا که این استقراء ظنی است و این گونه استقراء نزد ما حجت نیست. ولی می توان از تعلیل هایی که در روایات نیابت از حج و طواف و غیر این ها آمده -که این صله و پیوندی است نسبت به کسی که این کارها به نیابت از او انجام می گیرد، و لذا پاداش نایب دو برابر می باشد- چنین نتیجه گرفت که به جای آوردن عبادت های مستحب به نیابت از مؤمنین به طور مطلق صله و احسان نسبت به آن ها است، و خوبی و ارزندگی صله و احسان به مؤمنین بر کسانی که فکرشان سالم است پوشیده نیست. همچنین برای صحت نیابت در نماز از طرف شخص زنده استدلال شده به خبر محمد بن مروان که در اصول کافی روایت آمده است که گوید: حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود: چه چیز باز می دارد کسی از شما را که نسبت به والدین خود در حال زنده بودن و پس از مرگشان نیکی نماید، از سوی آنان نماز بگزارد، از طرف ایشان صدقه بدهد، حج به جای آورد و روزه بگیرد، پس آنچه انجام داده برای آنان خواهد بود، و مثل آن ثواب برای او است، و خداوند -عز و جل- به خاطر نیکی و صله اش خیر بسیاری برای او خواهد افزود.(360)
وجه استدلال این که فرموده امام (علیه السلام): از سوی آنان نماز بگزارد... به ظاهر در بیان چگونگی نیکی به والدین در زمان حیات و پس از مرگ ایشان است، و این را جمعی از فقهای ما -که رحمت خدا بر آنان باد- فهمیده اند، و چنین ادعا کرده اند که این فرمایش در مطلب مورد بحث ظهور دارد، ولی علامه مجلسی دوم در کتاب مرآة العقول(361) آن را بیان برای چگونگی نیکی نسبت به والدین پس از فوت آنان به شمار آورده است (دقت کنید). و ممکن است برای مطلب مورد بحث استدلال کرد به فرموده خدای -عز و جل- تعاونوت علی البر و التقوی(362)؛ بر نیکی و تقوا یکدیگر را یاری کنید، زیرا که تعاون و همکاری گاهی در مورد یاری رساندن در کاری که دو نفر می خواهند انجام دهند به کار می رود، و گاهی در مورد شخصی به کار می رود که از طرف شخص دیگری سنگینی کاری را به دوش می کشد که سود و صلاح او در آن است، و نیابت کردن از مؤمن در طاعات و عبادات از همین قبیل است، چنان که بر پویندگان راه مستقیم این مطلب پوشیده نیست. حاصل این که از آنچه به عنوان دلیل یا تأیید یادآور شدیم، استحباب نیابت کردن از زنده و مرده مؤمنین و مؤمنات در طاعات و عبادات مستحب، استفاده می شود.
و از کسانی که تمایل به این قول از آنان ظاهر است شیخ محقق انصاری (رحمةالله) می باشد، که در رساله القضاء عن المیت پس از نقل خبر علی بن ابی حمزه گفته است: و ظاهر نماز خواندن از سوی دیگری، نیابت کردن از او است، نه این که نماز را به جای آورد و ثواب آن را به او هدیه کند.
پس این خبر دلالت دارد بر جایز بودن نیابت از شخص زنده در نماز، و اطلاق صله و نیکی بر آن اشعار دارد بر عموم رجحان نیابت کردن از زندگان در هر کار نیک. آنگاه اگر نماز از سوی زنده جایز باشد، غیر نماز هم جایز خواهد بود چون ظاهرا" قول به فرق بین نماز و غیر نماز وجود ندارد، بلکه جایز بودن نیابت در روزه واجب به سبب نذر از زندگان روایت گردیده، و این مطلب در فقیه از عبدالله بن جبله از اسحاق بن عمار روایت آمده است، بلکه عموم نیابت در تمام اعمال واجب -جز آنچه اجماع بر جایز نبودنشان داریم - را می توان از اخباری که بر مشروع بودن ادای قرض خداوند از کسی که بر او هست به صورت داوطلبانه استفاده نمود، سپس مشروع بودن نیابت در مستحبات را به دست آورد، چون کسی بین این دو فرق نگذاشته -که به صورت تبرع باشد یا نیابت- پس در این مطلب تأمل کنید.
و نیز از کسانی که ظاهرا" قائل به این مطلب هستند شیخ محقق صاحب جواهر است که در کتاب الوکالة پس از تصریح به جایز بودن نیابت در نماز طواف و زیارت گوید: و اما غیر این دو مورد از مستحبات و مطلق روزه های مستحب، در کتاب مسالک جایز بودن وکالت را در آن هامحل نظر شمرده، و این که جماعتی از علمای ما به طور مطلق از نیابت گرفتن در عبادات منع کرده اند شامل این موارد هم می شود، گرچه در بعضی موارد این اطلاق مقید می گردد. من (صاحب جواهر) گویم: از نصوص شرع جایز بودن هدیه ثواب در تمام مستحبات به زنده و مرده را می توان استفاده نمود، بلکه شاید بتوان از آنها استفاده کرد این که مستحبات را از طرف شخصی به گونه ای انجام دهد که ثواب برای او مترتب شود، چنان که پیش تر در عبادات به آن اشاره کردیم، البته دلیلی بر مشروع بودن نیابت در آن نداریم به گونه ای که خطاب مستحب را از شخص مکلف ساقط نماید، بلکه استحباب آن عمل برای او همچنان باقی است، هر چند که به جهت انجام دادن دیگری به نیت نیابت از او ثوابی برایش مترتب می کند، در این مطلب دقت و تأمل کنید. و از این بیان چگونگی قول به جایز بودن نیابت در عبادات به طور مطلق معلوم می شود که در مسالک این را اصل قرار داده، هر چند که مواردی به دلایل خاصی از آن خارج گردیده، و در گفتار مؤلف مسالک اشکال است زیرا که در عبادت ها چیزی جز انجام آن فعل به قصد قربت وجود ندارد، و شارع آن را سبب مترتب شدن ثواب بر آن قرار داده است، و این معنی با نیابت کردن در آن عمل منافات ندارد، پس تحت عنوان عموم نیابت قرار می گیرد، که مقتضای آن (نیابت) مشروعیت آن است که فعل دیگری را همان فعل خود قرار دهد با اجازه و وکیل نمودن هر دو طرف یکدیگر را، و این معنی شامل عبادت و غیر آن می باشد، پس در این نکته تأمل کن که دقیق و سودمند است، و این از ثمرات همان اصلی است که پیش تر یاد کردیم، و ویژه با تأمل در آنچه نیابت در آن جایز است در حال حیات و پس از فوت، به خصوص در عبادت های مالی، پس در این باره تأمل کن، و الله العالم پایان گفتار صاحب جواهر.
می گویم: منظورش از اصلی که به آن اشاره کرده: اصالت جواز نیابت و وکالت در همه چیز مگر آنچه به دلیل، دانسته شده که از این اصل خارج است می باشد، او -که خدایش رحمت کند- این اصل را در هر چه شک کنیم که قابل نیابت هست یا نه مرجع قرار داده است، ولی ثبوت این اصل محل نظر و قابل مناقشه است و آنچه مستند و مدرک ثبوت این اصل دانسته، نمی تواند دلیل بر آن باشد و تفصیل مطلب به جای خودش موکول می شود.
و از جمله کسانی که ظاهرا" نیابت را در نمازهای مستحب از طرف زندگان جایز می دانند محقق حلی در کتاب شرایع است که منع از نیابت را در حال زنده بودن به نمازهای واجب اختصاص داده است، چنان که فرموده: و اما آنچه نیابت در آن می آید ملاکش هر آن چیزی است که شارع خواسته به طور مستقیم از شخص مکلف واقع گردد، مانند طهارت (غسل و وضو و تیمم) با قدرت بر آن هر چند که نیابت کردن برای شستن اعضا هنگام ضرورت جایز است، و مانند نماز واجب تا وقتی که زنده است... .
و بسا توهم می شود که بین خبر علی بن ابی حمزه که گذشت، و بین آنچه از عبدالله بن جندب رواید گردیده تعارضی هست، عبدالله بن جندب گوید: به حضرت ابوالحسن (امام موسی بن جعفر (علیه السلام)) نامه نوشتم و سؤال نمودم از شخصی که می خواهد کارهایش را از نیکی و نمازها و خیرات بر سه بخش قرار دهد، یک سوم را برای خودش و دو بخش آن را برای پدر و مادرش محسوب نماید، و یا این که از کارهای مستحبی خود به طور مستقل اعمالی را برای ایشان به جای آورد، هر چند که یکی از آنان زنده و دیگری مرده باشد؟ پس آن حضرت (علیه السلام) به من نوشت: اما آن که مرده پس (برای او) جایز است، و اما آن که زنده است جایز نیست مگر نیکی و صله نسبت به او.(363)
می گویم بین این دو خبر تعارضی نیست، زیرا که ظاهر از این مکاتبه، سؤال کردن از هدیه ثواب است نه نیابت، پس بین این خبر با اخباری که دلالت می کند بر جایز بودن اهداء اعمال و ثواب آنها -که در جای خود ذکر گردیده اند- تعارض می شود. و بر فرض که بپذیریم منظور از آن نیابت است، جمع بین این مکاتبه و بین خبر سابق که به آنچه دانستی تأیید شده، آن است که از سید بن طاووس (رحمةالله) حکایت گردیده که نماز را در مکاتبه بر نماز واجب حمل نموده است، وی پس از نقل مکاتبه گوید: منظور از این نماز مستحب نیست، زیرا که ظاهرا" خواندن نمازهای مستحبی از سوی زندگان در زیارت ها و حج و غیر این ها جایز می باشد.

بیست و چهارم: صدقه دادن به قصد سلامتی آن حضرت (عجل الله فرجه)

و در رجحان و استحباب آن تردیدی نیست، نظر به این که این کار از گونه های مودت نسبت به قربی و بستگان پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است که خداوند بندگانش را در کتاب خود به آن امر فرموده، نمی بینی که هرگاه فرزندت یا کسی از عزیزانت را دوست می داری و بر او بیمناک هستی، به قصد سلامتی او صدقه می دهی؟ پس مولای تو از هر کسی به این امر سزاوارتر است، اضافه بر این که این کار از اقسام صله امام (علیه السلام) است، و این برای خردمندان واضح می باشد، همچنان که فرق این و بین امر پیشین با اندک تأملی ان شاء الله روشن می گردد.
و از شواهد بر آنچه یاد کردیم از اهتمام ورزیدن به صدقه به نیابت یا به قصد سلامت آن حضرت (علیه السلام) روایتی است که شیخ صدوق در مجالس به سند خود از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آورده که فرمود: هیچ بنده ای ایمان نیاورد تا این که من نزد او از خودش محبوب تر باشم، و خاندانم از خاندان خودش نزد او محبوب تر باشند، و عترت من نزد او از عترت خودش محبوب تر باشند، و ذات من از ذات خودش نزد او محبوب تر باشد.(364)
و این حدیث به طریق دیگری گذشت و مقتضای آن، خوشایند بودن اظهار محبت نسبت به ایشان (علیه السلام) است به گونه ای که مؤمن برای خود و خاندانش و عائله و فرزندان و نزدیکانش انجام می دهد، و این باب وسیعی است که فواید بسیاری از آن استفاده می شود، چنان که بر اهل بینش پوشیده نیست، و به اقسام صله امام (علیه السلام) اشاره خواهیم کرد ان شاء الله تعالی.

بیست و پنجم و بیست و ششم : حج رفتن به نیابت از آن حضرت و فرستادن نایب که از طرف آن جناب حج کند

و این کار در بین شیعیان در روزگار قدیم متداول و مرسوم بوده، و بر خوبی و رجحان این عمل -اضافه بر این که خود صله و نیکی و مودت از طرف مؤمن به امام زمانش (علیه السلام) می باشد - چندین روایت دلالت دارد که در کتب علمای ما ذکر گردیده، از جمله: اخباری است که در استحباب حج به نیابت از مؤمنین به طور مطلق آمده و فضیلت آن بیان شده است، مانند:
1- روایت ابن مسکان که در کافی از حضرت امام صادق (علیه السلام) آمده که روای گوید: به آن حضرت عرضه داشتم: کسی که از سوی شخص دیگری حج به جای می آورد چقدر اجر و ثواب برای او خواهد بود؟ فرمود: برای کسی که از سوی شخص دیگری حج می کند اجر و ثواب ده حج خواهد بود.(365)
2- شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه از امام صادق (علیه السلام) روایت آورده که از آن حضرت سؤال شد درباره شخصی که از سوی شخص دیگری حج آورد آیا چیزی از اجر و ثواب برای او هست؟ فرمود: برای کسی که از سوی شخص دیگری حج به جای آورد اجر و ثواب ده حج هست، و او و پدر و مادر و پسر و دختر و برادر و خواهر و عمه و عمو و دایی و خاله اش آمرزیده می شوند، خدای تعالی رحمتش وسیع و او کریم است.(366)
3- و در کافی به سند خود از ابوبصیر روایت آورده که حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود: هر کس حجتی به جای آورد و حج خود را از سوی خویشاوندان منظور کند که به وسیله آن او را صله نماید، حج او کامل خواهد بود، و برای کسی که از سویش حج شده مثل اجر او خواهد بود، خدای -عز و جل- وسعت دهنده آن اجر است.(367)
می گویم: این دو حدیث و احادیث دیگری که به خاطر رعایت اختصار نیاوردیم، بر استحباب نیابت در حج از سوی مؤمنین و مؤمنات -چه زنده یا مرده باشند- دلالت دارند، به ویژه اگر از خویشاوندان باشند، پس نیابت در حج از سوی مولایمان حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) قدرش بالاتر و ثوابش برتر است، زیرا که آن حضرت مقامش از همه اهل ایمان بالاتر و شأن و اجرش از تمامی آنان برتر است، به خصوص با ملاحظه روایاتی که پیش تر آوردیم که تصریح دارند بر اینکه رعایت خویشاوندان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مهم تر و برتر و عظیم تر است.
و از جمله: روایاتی است که دلالت دارند بر فضیلت شریک ساختن مؤمنین -به طور مطلق- در حج مستحب، که فحوای آن روایات دلالت می کند بر استحباب حج تمام از طرف هر فرد مؤمنی به طریق اولی، پس از روایات ظاهر می شود که حج به جای آوردن از سوی امام مؤمنین از همه سزاوارتر و بهتر است، مانند:
1- روایت محمد بن الحسن که در کافی و غیر آن آمده از حضرت ابولحسن موسی بن جعفر (علیه السلام) که فرمود: حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود: اگر هزار تن را در حج خود شریک گردانی برای هر کدام از آنان حجی خواهد بود بی آنکه از حج تو چیزی کاسته شود.(368)
2- و در همان کتاب به سند خود از محمد بن اسماعیل آورده که گفت: از حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر (علیه السلام) پرسیدم: چند تن را در حج خود شریک سازم؟ فرمود: هر قدر که بخواهی.(369)
3- و از معاویة بن عمار از حضرت امام صادق (علیه السلام) آورده که گوید: به آن حضرت عرضه داشتم: پدر و مادرم را در حج خود شریک سازم؟ فرمود: آری، به درستی که خدای -عز و جل- برای تو حجی و برای آنان حجی قرار خواهد داد، و به خاطر صله ات نسبت به آنان برای تو اجری خواهد بود گفتم: آیا از طرف مرد و زنی که در کوفه هستند طواف کنم؟ فرمود: آری، هنگامی که طواف را آغاز می کنی چنین می گویی: بار خدایا از فلانی قبول فرمای -که از طرف او طواف می کنی(370)-.
می گویم: آخر حدیث تصریح دارد به این که منظور شریک ساختن شخص در فعل از اول کار است نه شریک ساختن او در ثواب پس از آنکه آن عمل را برای خودش انجام می دهد، دقت کنید.
و از جمله: روایاتی است که دلالت بر نایب فرستادن امامان (علیهم السلام) به مکه از سوی ایشان حج به جای آورد، و اجرت دادنشان برای این کار، که از روایات خوبی نیابت در آن از سوی امام زنده سلام الله علیه ظاهر می شود، چون یقین داریم که در این حکم خصوصیتی برای بعضی از امامان (علیهم السلام) نبوده، و نیز خصوصیت ندارد که نیابت فقط با اجرت انجام گیرد، بلکه کسی که در این عمل داوطلب شود فضیلتش برتر و اجرش عظیم تر است، چنان که پوشیده نیست.
در وسائل به نقل از تهذیب شیخ طوسی به سند خود از محمد بن عیسی یقطینی آمده که گفت: حضرت ابوالحسن الرضا (علیه السلام) جامه دان ها و غلامان و یک (هزینه) حج برای یونس بن عبد الرحمن، نزد من فرستاد و ما را امر فرمود که از سوی حضرتش به حج برویم، پس در بین ما صد دینار بر سه بخش تقسیم شد...(371).
و از جمله: در کافی به سند خود از موسی بن القاسم بجلی آورده که گفت: به حضرت ابو جعفر امام باقر (علیه السلام) عرضه داشتم: سرورم، امیدم آن است که ماه رمضان را در مدینه روزه بدارم، فرمود: ان شاء الله در آن روزه خواهی گرفت، گفتم: و امیدم آن است که روز دهم ماه شوال (از آن به قصد حج) بیرون رویم، و خداوند زیارت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و خاندان آن حضرت و دیدار شما را بار دیگر روزی گرداند، بسا می شود که از سوی پدر شما حج به جای آورم، و بسا که از طرف پدرم، حج را انجام می دهم، و بسا که از طرف کسی از برادرانم، و احیانا" از برای خودم حج به جای می آورم، پس چگونه آن را انجام دهم؟ فرمود: (حج) تمتع به جای آور. عرض کردم: من ده سال که مقیم مکه هستم! فرمود: (حج) تمتع به جای آور.(372)
می گویم: گواهی آوردن این حدیث از دو جهت است:
یکی: گفته راوی که: بسا می شود که از سوی پدر شما حج به جای می آورم. و امضای امام (علیه السلام) عمل او را، به ضمیمه اطلاقاتی که دلالت می کند بر فرق نداشتن نیابت از زنده یا مرده، پس هرگاه رجحان نیابت در حج از سوی امامی که وفات یافته تحقق یابد، رجحان نیابت از امام زنده -صلوات الله علیه- نیز ثابت می گردد.
دوم: امضای امام (علیه السلام) گفته راوی را که: بسا که از طرف کسی از برادرانم حج به جای می آورم که بر خوبی این عمل دلالت دارد. اگر از امام زمانش حج را انجام دهد به طور کامل تر و به طریق اولی پسندیده می باشد.
و از جمله: قطب راوندی (رحمةالله) در کتاب الخرائج ذکر کرده که: ابو محمد دعلجی که از همکیشان خوب ما، از محدثان بود، وی دو پسر داشت، یکی بنام ابوالحسن بر شیوه مستقیم، و شغلش غسل دادن اموات بود، و پسر دیگرش در کارهای حرام، روش سبکسران را داشت، به ابومحمد وجهی پرداخت شده بود تا با آن وجه از سوی حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) حجی انجام شود، و این رسم در آن زمان بین شیعیان رایج بوده است، پس ابو محمد به پسری که مفاسد اخلاقی داشت مبلغی از آن پول را داد سپس به حج رفت، و چون مراجعت نمود حکایت کرد: در موقف (عرفات) ایستاده بودم که جوان زیبا روی گندمگوئی را کنار خود مشاهده کردم که مشغول دعا و نیایش و تضرع و عمل نیک است. چون بیرون رفتن مردم (از عرفات) نزدیک شد روی به سوی من کرد و فرمود: ای شیخ آیا خجالت نمی کشی!؟ عرض کردم: سرور من! از چه خجالت بکشم؟ فرمود: (وجه) حجی از طرف کسی که می دانی به تو داده می شود، و تو از آن به فاسقی می دهی که شراب می خورد؟ زود است که چشمت از بین برود -و به چشمم اشاره کرد- و من از آن روز بیمناکم. این مطلب را ابوعبدالله محمد بن محمد بن النعمان -شیخ مفید- نیز شنید. راوی گفت: چهل روز از آمدنش نگذشت که از همان چشمی که به آن اشاره شده بود جراحتی بیرون آمد و آن چشم از بین رفت.(373)
می گویم: شایسته است از اول تا آخر این حدیث تدبر شود که در آن فواید بسیار و مطالب مهمی هست، از جمله:
1- خبر دادن آن حضرت (علیه السلام) از غیب.
2- اهتمام ورزیدن و مهم شمردن وجوهاتی که مربوط به امام (علیه السلام) است، که آن ها را جز به افراد صالح از مردم ندهند، زیرا که از ابتدا تا انتهای حدیث مزبور ظاهر است که ابو محمد از وجهی که مربوط به آن حج بود چیزی به پسر گناهکارش پرداخته بود تنه این که تمام وجه آن حج را به او داده باشد، چنان که بعضی از بزرگان پنداشته اند، پس در آن دقت کن تا مقصود برایت روشن گردد.
3- زود رسیدن عقوبت به مؤمن بر انجام دادن آنچه سزاوار نیست انجام دهد، و این از سوی خدای متعال لطفی در حق او است.
4- امضا کردن امام (علیه السلام) نیابت از طرف خودش را و همچنین نایب فرستادن به جهت انجام حج از سوی آن جناب چنان که پوشیده نیست.
و از اموری که کم و بیش استحباب نیابت در حج، و نایب فرستادن برای حج از سوی امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از آنها استفاده می شود: روایاتی است که دلالت دارد بر استحباب طواف کردن از سوی امامان (علیهم السلام)، پس روایت بعدی را مطالعه کن. خداوند به من و تو احسان فرماید.