فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد دوم

سید محمد تقی موسوی اصفهانی سید مهدی حائری قزوینی‏

تصدیق بعضی نشانه ها:

در کتاب نور العیون از نشانه های ظهور روایت آمده که: مردم در آخر الزمان عمامه را ترک می گویند و به جای آن کلاه بر سر می گذارند. و نیز روایت آورده که از جمله نشانه های ظهور آن است که: مردم به فقدان اولاد خوشحال می شوند و کسی که فرزند ندارد، اظهار خشنودی و شکرگزاری می نماید.
می گویم: این دو علامت در این سال، یعنی سال هزار و سیصد و چهل و شش هجری ظاهر گشت، که من دیدم جمعی از مردم عمامه از سر برداشتند و به جای آن کلاه بر سر نهادند، شبیه به اهل باطل و به جهت نزدیک شدن به آنان. و باز دیدم که مردم به خاطر نداشتن اولاد خوشحالی می کنند و کسی که پسر ندارد، اظهار خشنودی و شکرگزاری دارد، به خاطر نظام وظیفه اجباری. به درگاه خداوند تعالی شکایت داریم از غیبت ولی اش و از درگاهش می خواهیم که فرج آن حضرت را تعجیل فرماید و ما را از یارانش قرار دهد.

بیست و دوم: تسلیم بودن و عجله نکردن

سخن در اینجا در دو بخش بیان می گردد:

بخش اول: در بیان قسمتی از روایات رسیده از امامان

1- در کافی به سند خود، از عبدالرحمن بن کثیر آورده که گفت: در محضر امام صادق (علیه السلام) بودم که مهزم بر آن حضرت وارد شد و عرضه داشت: فدایت شوم! خبر ده مرا از این امری که منتظرش هستیم، چه وقت خواهد بود؟ حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: ای مهزم! وقت گذاران دروغ گویند و عجله کنندگان هلاک گردند و تسلیم شدگان نجات یابند.(323)
2- و از ابراهیم بن مهزم، از پدرش آمده، که گفت: در محضر امام ابو عبدالله (علیه السلام) از پادشاهان آل فلان سخن به میان آوردیم، آن حضرت فرمود: همانا مردم به خاطر عجله کردنشان برای این امر هلاک گشتند، خداوند به جهت عجله بندگان، عجله نمی کند، به درستی که برای آن، امر آخری هست که به آن خواهد رسید، پس هرگاه به آن رسیدند، نه ساعتی پیش و نه پی می افتند.(324)
3- و از منصور آمده که گفت: حضرت ابو عبدالله امام صادق (علیه السلام) فرمود: ای منصور!این امر شما نخواهد رسید، مگر بعد از نومیدی. نه، به خدا سوگند! تا این که از هم جدا شوید. و نه، به خدا سوگند! تا این که آزمایش گردید. و نه، به خدا سوگند! تا این که شقاوتمند شود هر که شقاوتمند شدنی است و سعادتمند گردد هر کس اهل سعادت است.(325)
4- و از محمد بن منصور صیقل، از پدرش آمده که گفت: من و حارث بن المغیره و جمعی از اصحابمان نشسته بودیم و حضرت امام صادق (علیه السلام) سخنانمان را می شنید، پس به ما فرمود: شما در چه فکری هستید، هیهات! هیهات! به خدا سوگند! آنچه شما دیدگانتان را به سوی آن خیره کرده اید، نخواهد شد تا این که غربال شوید. نه، والله! نخواهد شد آنچه دیدگانتان را به سوی آن می کشید، تا این که بررسی شوید. نه، والله! چشم به سویش می کشید، نخواهد شد تا این که (خوب از بد) جدا شود، نه، والله! نخواهد شد آنچه چشم به سویش می کشید، نخواهد شد مگر پس از نومیدی. نه، والله! نخواهد شد آنچه چشم به سویش می کشید، تا آنگاه که به شقاوت رسد آنکه شقاوتمند است و به سعادت رسد آنکه سعادتمند می باشد.(326)
5- و در حدیث دیگری، از امام ابوجعفر باقر (علیه السلام) آمده که فرمود: همانا این حدیث شما (شیعیان که اعتقاد به غیبت دارید) به گونه ای است که دل های مردمان از آن می رمد، بنابراین هر که به آن اقرار کرد، بیشتر برایش بگویید و هر کس آن را انکار نمود، او را واگذارید. همانا باید که فتنه ای (آزمایشی) پیش بیاید که هر فرد آشنا و محرمی در آن سقوط نماید، تا جایی که آن کس موی را دو نیم سازد (مو را از ماست بیرون می کشد و بسیار دقیق است) هم در آن بیفتد، تا این که جز ما و شیعیان کسی باقی نماند.(327)
6- و در وافی به نقل از کافی، به سند خود از ابوالمرهف از حضرت امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: غبار آن (فتنه و آشوب) بر کسی خواهد رسید که آن را برانگیزاند، محاضیر هلاک شوند. راوی پرسید: فدایت گردم! محاضیر چیست؟ فرمود: عجله کنندگان(328). در وافی گوید: محاضیر یا با حرف بی نقطه است (محاصیر) از باب (حصر) به معنی تنگی سینه می باشد. و یا با حرف نقطه دار (ضاد) بین دو حروف بی نقطه (حاء و راء) از باب (حضر) به معنی دویدن. و مجلسی (رحمةالله) در بحار گوید: محاضیر جمع محضیر است و آن اسب بسیار دونده است.
7- و در غیبت نعمانی به سند خود، از ابوالمرهف آورده که گفت: حضرت ابو عبدالله امام صادق (علیه السلام) فرمود: محاضیر هلاک شوند. پرسیدم محاضیر چیست؟ فرمود: شتابزدگان. و نزدیک شمارندگان نجات یافتند و قلعه بر روی پایه های محکم خود ثابت ماند...(329)
8- و به سند خود، از عبد الرحمن بن کثیر روایت کرده، که گفت: در خدمت حضرت ابو عبدالله امام صادق (علیه السلام) شرفیاب بودم، مهزم اسدی نیز در خدمت آن جناب حضور داشت، پس عرض کرد: خداوند مرا فدای تو سازد! این امر چه موقع خواهد شد که بر ما طولانی گشت؟! فرمود: آرزومندان به آرزویشان نرسیدند و شتابزدگان هلاک گشتند و تسلیم شدگان نجات یافتند، و به سوی ما باز خواهید گشت.
9- و به سند خود، از حضرت ابوجعفر امام باقر (علیه السلام) روایت آورده که فرمود: صاحبان محاضیر هلاک گشتند و نزدیک شمارندگان نجات یافتند و قلعه بر پایه های محکم خود استوار شد، به درستی که بعد از غم و اندوه، پیروزی شگفت انگیزی خواهد بود.(330)
10- و به سند خود، از ابراهیم بن هلیل آورده که گفت: به حضرت ابوالحسن امام رضا (علیه السلام) عرضه داشتم: فدایت گردم! پدر من در انتظار این امر جان سپرد، من نیز به سنی رسیده ام که می بینی، آیا بمیرم در حالی که (در این باره) به من اطلاع ندهی؟ فرمود: ای ابو اسحاق! تو عجله می کنی؟ عرض کردم: آری. به خدا سوگند! عجله می کنم و چرا شتاب نداشته باشم، در صورتی که به این سن که می بینی، رسیده ام. فرمود: همانا به خدا سوگند! ای ابو اسحاق! این کار انجام نمی یابد تا آن که (خوب یا بد) جدا شود و آزمایش گردد و تا آنجا که جز اندکی از شما بر جای نماند. سپس کف دست خود را برگرداند.(331)
11- و به سند خود، از عبد الرحمن بن کثیر، از حضرت امام صادق (علیه السلام) آورده که درباره فرموده خدای -عز و جل-: اتی امر الله فلا تستعجلوه؛ امر خداوند آمد، در آن شتاب مکنید. فرمود: آن امر ما است. خدای -عز و جل- امر فرموده که در آن عجله نشود، تا این که سه لشکر آن را تأیید نمایند: فرشتگان و مؤمنان و رعب. فرموده خدای تعالی: کما اخرجک ربک من بیتک بالحق(332)؛ همچنان که خداوند تو را به حق (و برای اعلای کلمه توحید) از خانه ات بیرون ساخت.
و در تفسیر البرهان(333) و کتاب المحجة به سند خود، از غیبت شیخ مفید، مثل همین را روایت آورده است.
12- و در آن دو کتاب، نیز از مسند فاطمه (علیها السلام) تألیف شیخ ابو جعفر محمد بن حریر طبری، به سند خود از ابان، از حضرت امام صادق (علیه السلام) روایت آمده که فرمود: هرگاه قائم (علیه السلام) بپاخیزد، خداوند جبرئیل را به شکل پرنده سفیدی می فرستد، پس او یک پای بر خانه کعبه و پای دیگر بر بیت المقدس می گذارد، سپس با صدای بلند بانگ می زند: اتی امر الله فلا تستعجلوه؛ امر خداوند آمد، در آن شتاب مکنید. امام صادق (علیه السلام) فرمود: آنگاه حضرت قائم (علیه السلام) حاضر می شود و در مقام ابراهیم دو رکعت نماز می گذارد، سپس در حالیکه اصحابش که سیصد و سیزده نفر هستند، پیرامونش باشند حرکت می کند، به درستی که در میان اصحاب او، کسانی هستند که شبانه از رختخواب خود هجرت می کنند، پس خروج می نماید و با او سنگ (مخصوصی) هست، که چون آن را افکند، از زمین گیاه می روید.
13- و رئیس المحدثین شیخ صدوق در کتاب کمال الدین، به سند صحیحی از امام صادق (علیه السلام) روایت آورده فرمود: اولین کسی که با حضرت قائم (علیه السلام) بیعت می کند جبرئیل (علیه السلام) است، که به صورت پرنده سفیدی نازل می شود و با آن حضرت بیعت می نماید، سپس یک پای بر بیت الله الحرام و پای دیگر را بر بیت المقدس می گذارد و با صدای رسایی که همه جهانیان آن را می شنوند بانگ می زند: اتی امر الله فلا تستعجلوه(334).
می گویم: این دو حدیث دلالت دارند بر این که منظور از امر الله در آیه، ظهور حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می باشد، و این که جبرئیل در آن هنگام این آیه را می خواند، به جهت دلالت نمودن بر همین مطلب و نکوهش منکران و شتاب کنندگان است و الله العالم.
14- و در تفسیر البرهان، به نقل از عیاشی، از هشام بن سالم، از بعضی اصحابمان، از حضرت ابوعبدالله امام صادق (علیه السلام) آمده که راوی گوید: از آن حضرت (علیه السلام) درباره فرموده خدای تعالی: اتی امر الله فلا تستعجلوه سؤال کردم. فرمود: هرگاه پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) وقوع چیزی را در وقت معینی خبر داد، آن فرموده خداوند است که: امر الهی آمد، پس در آن شتاب مکنید، تا آن وقت فرا رسد. حضرت صادق (علیه السلام) فرمودند: اگر خداوند چیزی را خبر دهد که واقع شدنی است، گویی که آن واقع شده است.(335)
15- و در کتاب حسین بن حمدان، به سند خود از مفضل، از امام صادق (علیه السلام) روایت آورده درباره فرموده خدای تعالی در سوره حمعسق (شوری): و ما یدریک لعل الساعة قریب یستعجل بها الذین لا یؤمنون بها و الذین آمنوا مشفقون منها و یعلمون آنهاالحق الا ان الذین یمارون فی الساعة لفی ضلال بعید(336)؛ و چه دانی، شاید که آن ساعت نزدیک باشد، آنان که به او ایمان ندارند، درباره آن (از روی تمسخر) عجله می کنند، ولی آنان که ایمان آورده اند، از آن بیمناکند و می دانند که آن بر حق است. توجه کنید! به درستی آنان که درباره ساعت جدال می کنند، همانا در گمراهی دوری هستند. (فرمودند) که: منظور از ساعت هنگام ظهور حضرت قائم (علیه السلام) است، (مفضل گوید:) عرضه داشتم: ای مولای من! معنی جدال می کنند چیست؟ فرمود: می گویند: کی متولد شد و چه کسی او را دید و او کجاست و در کجا خواهد بود و چه وقت ظهور می کند؟! تمام این سخنان به جهت شتابزدگی در امر خداوند است و تردید در قضا و قدرت او. آنان هستند که در دنیا و آخرت زیان برده اند و البته برای کافران، عاقبت بدی خواهد بود.
16- و در حدیث اربع مائه، از امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده که فرمود: تلاش کردن برای از جای برکندن کوه ها آسان تر است، از تلاش برای برانداختن حکومتی که وقت معینی دارد، از خداوند یاری بخواهید و صبر کنید که زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگانش بخواهد آن را به ارث می سپارد و عاقبت (خوب و پیروزی نهایی) برای تقوا پیشگان است. درباره امری پیش از رسیدن وقت شتاب مکنید، که پشیمان خواهید شد و مدت طولانی مشمارید، که دل هایتان را قساوت می گیرد.
17- و در کتاب کمال الدین، ابن بابویه به سند خود، از صقر بن ابی دلف آورده، که گفت: شنیدم حضرت ابو جعفر محمد بن علی الرضا (علیه السلام) می فرمود: همانا امام بعد از من پسرم علی است، امر او امر من و گفته اش گفته من و اطاعتش اطاعت از من است و امام بعد از او، پسرش حسن است، امر او امر پدرش و گفته اش گفته پدر و اطاعتش اطاعت از پدرش می باشد. سپس ساکت شد. به آن حضرت عرض کردم: ای فرزند رسول خدا (علیه السلام)! پس امام بعد از حسن کیست؟ آن حضرت (علیه السلام) به شدت گریه کرد، آنگاه فرمود: به درستی که امام بعد از حسن، پسرش قائم به حق، انتظار کشیده شده (منتظر) است عرضه داشتم: ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)!چرا قائم نامیده شده؟ فرمود: چون که او قیام می کند، پس از خاموش شدن یادش و مرتد شدن بیشتر معتقدان به امامتش. عرض کردم: چرا او منتظر (انتظار کشیده شده) نامیده شده است؟ فرمود: چون که او را غیبتی است، که روزهایش بسیار و مدتش طولانی خواهد بود، پس (در آن غیبت) مخلصان منتظر خروجش باشند و تردید کنندگان او را انکار نمایند و نفی کنندگان یاد او را به مسخره می گیرند و وقت گذاران در آن دروغگو می شوند و شتابزدگان درباره آن هلاک می گردند و تسلیم شدگان در مورد آن نجات می یابند.(337)
18- و به سند خود، از حضرت سید العابدین (علیه السلام) آورده، که فرمودن این آیه درباره ما نازل شد: و اولوا الارحام بعضهم اولی ببعض فی کتاب الله(338)؛ و خویشاوندان نسبی در کتاب خدا نسبت به یکدیگر اولی هستند. و این آیه (نیز) درباره ما نازل شد: و جعلها کلمة باقیة فی عقبه(339)؛ و آن را کلمه باقی در نسل او قرار داد و امامت را در ذریه حسین (علیه السلام) قرار داد، تا روز قیامت. و به درستی که قائم ما را دو غیبت هست که یکی از آن ها طولانی تر از دیگری است، غیبت اولی شش روز یا شش ماه یا شش سال است، و اما دیگری آن قدر طولانی خواهد شد، تا آنکه بیشتر معتقدان به این امر از آن بازگردند، پس بر آن ثابت نمی ماند، مگر کسی که یقینش قوی و معرفتش صحیح باشد و از آنچه ما حکم کنیم در دل هیچ گونه ناراحتی احساس نکند و به اهل بیت تسلیم باشد.(340)
19- و از آن حضرت (علیه السلام) آمده که فرمود: همانا دین خدای - عز و جل- با عقل های ناقص و آرای باطل و معیارهای فاسد درک نمی شود و جز با تسلیم به دست نمی آید، پس هر کسی به ما تسلیم گردد، (از هلاکت دین) سالم ماند و هر آن که به ما اقتدا نماید، هدایت یابد و هر کس به قیاس و رأی خود عمل کند، هلاک می گردد و هر کس از آنچه ما می گوییم یا حکم می کنیم در سینه خود تنگی احساس کند، به آن (خدایی) که سبع مثانی و قرآن عظیم را نازل فرموده کافر شده است، در حالی که خود متوجه نیست.(341)
20- و در کتاب کفایة الاثر شیخ اقدم علی بن محمد بن علی خزاز رازی - و به قولی قمی- به سند خود، از مولایمان حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) روایت آمده که فرمود: روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) خطبه ای خواند که پس از آن که حمد و ثنای الهی را به جای آورد، چنین فرمود: ای گروه های مردم! گویا من (به جهان آخرت) دعوت می شوم و (دعوت حق را) اجابت می کنم و همانا من در میان شما دو چیز گرانبها برجای می گذارم، کتاب خدا و عترتم خاندانم را، تا هر زمان که به این دو چنگ بزنید، هیچ گاه گمراه نخواهید شد، پس از آنان بیاموزید و به آنان یاد ندهید که آن ها داناتر از شمایند، زمین از آنان خالی نمی ماند و اگر خالی بماند، دز آن صورت اهل خود را فرو می برد. سپس پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: بار خدایا! من می دانم که علم پایان نمی یابد و بریده نمی شود و البته تو زمینت را از حجت خود بر خلقت خالی نمی گذاری، که آشکار باشد و اطاعت نشود، یا ترسان باشد و مخفی ماند، تا حجت تو باطل نگردد و دوستان تو پس از آنکه هدایتشان فرموده ای، گمراه نشوند، شماره آنان از همه کمتر و قدرتشان نزد خداوند از همه بیشتر است.
وقتی از منبر پایین آمد، عرض کردم: یا رسول الله! آیا تو حجت بر تمام خلق نیستی؟! فرمود: ای حسن! خداوند می فرماید: انما انت منذر و لکل قوم هاد(342)؛ و همانا تو ترساننده ای و برای هر قومی راهنمایی هست. پس من ترساننده (از عذاب الهی) هستم و علی هدایت کننده است. گفتم: یا رسول الله! فرمودی: زمین از حجت خالی نمی ماند؟!
فرمود: آری. او امام و حجت بعد از من است و تو حجت و امام بعد از او هستی و حسین امام و حجت بعد از تو و به تحقیق که خدای لطیف خیبر مرا آگاه فرموده که از صلب حسین پسری متولد خواهد شد که او را علی گویند همنام جدش علی، پس هرگاه حسین درگذشت، پسرش علی زمام امر را به دست می گیرد و او است حجت خداوند و امام، و خداوند از پشت علی پسری متولد خواهد کرد همنام من و شبیه ترین مردم به من است، علم او علم من است و فرمان او فرمان من. و او است امام و حجت بعد از پسرش، و از او فرزندی متولد خواهد گشت که او را جعفر گویند، راستگویان مردم است و او است امام و حجت بعد از پدرش، و خداوند از صلب جعفر فرزندی متولد خواهد ساخت همنام موسی بن عمران، سخت کوش ترین مردم در عبادت، پس او است امام و حجت بعد از پدرش و خداوند از صلب موسی پسری بیرون خواهد آورد، که او را علی گویند، کانون علم خداوند و جایگاه حکمت او، که وی است امام و حجت بعد از پدرش، و خداوند از او پسری متولد خواهد کرد که او را محمد نامند، که او است امام و حجت بعد از پدرش و خداوند از صلب محمد پسری متولد خواهد ساخت که او را علی گویند، که او است امام و حجت بعد از پدرش، و خدای تعالی از صلب علی پسری خواهد آورد که او را حسن گویند، که او است امام و حجت بعد از پدرش، و خداوند از حسن فرزندی بر خواهد آورد حجت قائم، امام زمان خود بر مردم و نجات بخش دوستانش می باشد، غایب می گردد تا این که دیده نمی شود، و عده ای از اعتقاد به او بر می گردند و عده ای دیگر ثابت می مانند و (تردید کنندگان) می گویند این وعده کی انجام خواهد شد اگر راستگو هستید؟! چنانچه از دنیا جز یک روز باقی نماند، خداوند -عز و جل- آن را آن قدر طولانی خواهد ساخت، تا این که قائم ما خروج کند و عالم را پر از قسط و عدل نماید، همچنان که از ظلم و ستم پر شده باشد، پس زمین از یکی از شما خالی نمی ماند، خداوند علم و فهم مر به شما داده و من دعا کردم که خداوند علم و فقه را در ذریه من و ذریه ام قرار دهد.(343)