فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد دوم

سید محمد تقی موسوی اصفهانی سید مهدی حائری قزوینی‏

دلیل نقل:

فرموده امام صادق (علیه السلام) است، در خبر عمر بن ابان که در حدیث صحیحی در کافی روایت آمده که فرمود: علامت را بشناس، پس هرگاه آن را شناختی، پیش افتادن یا تأخیر کردن این امر تو را ضرر نرساند...(313) اضافه بر اینکه ائمه طاهرین (علیهم السلام) علامت هایی را که خدای تعالی برای ظهور حضرت قائم (علیه السلام) قرار داده، بیان فرموده اند، تا راستگو از دروغگو معلوم گردد و در قسمتی از روایات، وقوع بعضی از رویدادهای فتنه انگیز را خبر داده اند، که گمراهان به سبب آنها به فتنه می افتند، ولی آنان که احادیث امامان را روایت کرده اند و کسانی که پیش از وقایعی که امامان (علیهم السلام) خبر داده اند، شنیده و دانسته باشند، به فتنه نمی افتند و گمراه نمی شوند، زیرا که آنها به سبب شناختن علایم بر اساس روایات رسیده از امامانشان (علیهم السلام) راستگو را از دروغگو تشخیص می دهند، نمی بینید بسیاری از کسانی که از دین روی تافتند و مرتد شدند و دنبال گمراه کنندگان ملحد افتادند، چه در زمان ما و چه پیش از این زمان مرتد شدن و گمراهیشان به سبب ندانستن علایم ظهور صاحب الامر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و ویژگی های آن جناب بوده است؟! لذا گمراه شدند و دیگران را گمراه کردند. اگر آنان به طلب علم و تحصیل معرفت روی می آوردند و در پی شناختم آنچه از صفات و علایم و دلایل و نشانه های ظهور صاحب الامر (علیه السلام) بر آنان واجب است، بر می آمدند، از نجات یافتگان می شدند و از دین دست بر نمی داشتند. از خداوند -عز و جل- خواستاریم که به ما علم و عمل روزی کند و از خطا و لغزش ما را حفظ فرماید، که او است شنوای اجابت کننده. و در امر آینده، توضیح بیشتری راجع به این مطلب خواهد آمد، ان شاء الله.
و نیز بر این مطلب دلالت می کند این که اطاعت دستورات آن حضرت (علیه السلام) بر ما واجب است، به دلیل فرموده خدای تعالی: اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم(314)؛ اطاعت کنید خداوند را و اطاعت کنید فرستاده خداوند را و والیان امر را. بنابراین بر مؤمن واجب است علایم ظهور آن حضرت را بشناسد، تا هرگاه ظاهر شد او را اطاعت کند و حق را از باطل تشخیص دهد. ما در این جا قسمتی از آنچه شیخ اجل محمد بن ابراهیم نعمانی در کتاب الغیبة(315) روایت کرده می آوریم:
1- به سند خود از عمر بن حنظله از حضرت ابی عبدالله امام صادق (علیه السلام) آورده که فرمود: قائم را پنج علامت هست: سفیانی و یمانی و صیحه آسمانی و کشته شدن نفس زکیه و فرو رفتنی در بیداء.
2- در خبر دیگری از آن حضرت (علیه السلام) آمده که فرمود: در آن سال که صیحه آسمانی واقع می شود، پیش از آن آیتی (نشانه ای) در ماه رجب هست، گفتم: آن چیست؟ فرمود صورتی در ماه بر می آید و دستی آشکار می گردد.
3- و از عبدالله بن سنان از حضرت امام صادق (علیه السلام) که فرمود: ندا (صدای آسمانی) از نشانه های حتمی است و سفیانی از نشانه های حتمی است و یمانی از علایم حتمی است و کشته شدن نفس زکیه از علایم حتمی است و کف دستی که از آسمان بیرون می آید، از علایم حتمی است. فرمود: و امر ترسناکی که در ماه رمضان پیش می آید، شخص خوابیده را بیدار می کند و بیدار را می ترساند و دوشیزه را از پرده حجاب بیرون می اندازد.
4- و از بزنطی، از حضرت رضا (علیه السلام) است که فرمود: پیش از این امر سفیانی است و یمانی و مروانی و شعیب بن صالح و کف دستی که گوید: این و این.
5- و از ابوبصیر، از حضرت ابوجعفر محمد بن علی باقر (علیه السلام) است که فرمود: هرگاه آتشی از سوی مشرق همچون هردی عظیم (بسیار زرد) مشاهده کردید، که سه یا هفت روز بر می آید منتظر فرج قائم آل محمد (علیهم السلام) باشید ان شاء الله که خداوند توانا و حکیم است. سپس فرمود: صیحه جز در ماه رمضان نخواهد بود، زیرا که ماه رمضان ماه خداوند است و این فریاد جبرئیل به این خلق است. آنگاه فرمود: ندا کننده ای از آسمان به نام حضرت قائم (علیه السلام) بانگ می زند، پس هر که در مشرق است و هر که در مغرب، آن را خواهد شنید، هیچ خوابیده ای نخواهد ماند، جز این که بیدار شود و هیچ ایستاده ای، مگر اینکه بنشیند و هیچ نشسته ای، مگر اینکه بپا خواهد ایستاد بر اثر ترس از آن صدا، پس خدای رحمت کند کسی را که از آن صدا عبرت گیرد و آن را اجابت نماید، که آن صدا صدای جبرئیل روح الامین است. و فرمود: صدا در ماه رمضان، شب جمعه بیست و سوم خواهد بود، درباره آن تردید مکنید و بشنوید و اطاعت نمایید و در آخر روز صدای ابلیس لعین است که بانگ بر می آورد: توجه کنید که فلانی مظلوم کشته شد، تا مردم را به شک اندازد و آن ها را فریب دهد. در آن روز، چه بسیار افراد به شک و حیرت خواهند افتاد که در آتش سقوط کنند، پس هرگاه صدا را در ماه رمضان شنیدید، در آن تردید مکنید که آن صدای جبرئیل است و نشانه اش آن است که او به نام حضرت قائم (علیه السلام) و نام پدرش ندا می کند، تا آنجا که دوشیزه پشت پرده هم آن را می شنود و پدر و برادرش را تشویق می نماید که خروج کنند. و فرمود: ناچار باید که که این دو صدا پیش از خروج حضرت قائم (علیه السلام) انجام گردد: صدایی از آسمان که صدای جبرئیل است به نام صاحب این امر و نام پدرش، و صدای دوم که از زمین است صدای ابلیس لعین می باشد؛ به نام فلانی ندا می کند که مظلوم کشته شد، منظورش از این کار فتنه گری است. پس از صدای اول پیروی کنید و مبادا به صدای بعدی فریفته شوید.
6- و از چند تن از اصحاب ما روایت آمده از امام صادق (علیه السلام) که گفتند: به آن حضرت (علیه السلام) عرضه داشتیم: آیا سفیانی از حتمیات است؟ فرمود: آری. و کشته شدن نفس زکیه از امور حتمی است و قائم (علیه السلام) از اموری حتمی است و فرورفتگی در بیداء از امور حتمی است و کف دستی که از آسمان بیرون می آید، از امور حتمی است و ندا(همین طور). عرضه داشتم: ندا چیست؟ فرمود: آواز دهنده ای بانگ می زند به نام قائم و نام پدرش (علیهما السلام).
7- و از ابن یعفور آمده که گفت: حضرت ابو عبدالله امام صادق (علیه السلام) فرمود: به دست داشته باش! هلاکت فلانی و خروج سفیانی و کشته شدن نفس زکیه و لشکری که در زمین فرو می رود و صدا. گفتم: صدا چیست، همان ندا است؟ فرمود: آری. و به وسیله آن صاحب این امر شناخته می شود.
8- و از زراره است که گفت: به حضرت امام صادق (علیه السلام) عرضه داشتم: آیا ندا حق است؟ فرمود: آری. به خدا سوگند! تا آن جا که هر قومی به زبان خود آن را خواهد شنید.
9- و از عبدالله بن سنان است که گفت: در خدمت حضرت ابی عبدالله امام صادق (علیه السلام) بودم که شنیدم شخصی از همدان می گفت: این عامه ما را سرزنش می کنند و به ما می گویند: شما می پندارید که آواز دهنده ای از آسمان به نام صاحب این امر بانگ خواهد زد. آن حضرت تکیه داده بود، خشمگین شد و راست نشست، سپس فرمود: این سخن را از من نقل نکنید و از پدرم نقل کنید که هیچ اشکالی برای شما نخواهد داشت، من شهادت می دهم که از پدرم (علیه السلام) شنیدم می فرمود: والله این مطلب در کتاب خدا کاملا" روشن است که می فرماید: ان نشأ ننزل علیهم من السماء آیة اعناقهم لها خاضعین(316)؛ اگر بخواهیم از آسمان آیتی فرود آوریم، پس بر آن گردن نهند، نشانه سر فرود آورد و بر آن گردن نهد و همه اهل زمین وقتی بشنوند صدایی از آسمان بلند است: که آگاه باشید! که حق با علی بن ابی طالب و شیعیان او است، ایمان می آورند. و چون فردای آن روز شود، ابلیس بر هوا رود، تا جایی که از چشم زمینیان مخفی گردد، آنگاه بانگ برآورد: که توجه کنید حق با عثمان بن غفان و شیعیان اوست، زیرا که مظلوم کشته شد، خونش را مطالبه کنید. حضرت فرمود: پس در آن هنگام خداوند مؤمنان را با قول ثابت بر حق استوار می سازد، که همان ندای اول است. ولی آنها که در دلشان مرض هست -که مرض به خدا قسم! دشمنی ما است- در شک می افتند، در آن هنگام از ما دوری جویند و ما را اهانت می کنند و می گویند: منادی اول سحری بود از سحرهای این خاندان. سپس حضرت ابو عبدالله صادق (علیه السلام) این آیه را تلاوت کرد: و ان یروا آیة یعرضوا و یقولوا سحر مستمر(317)؛ و چون آیه ای را ببینند روی بر تافته و می گویند سحرهای پی در پی است.
10- و از محمد بن الصامت است که گفت: به امام صادق (علیه السلام) عرضه داشتم: آیا علامتی پیش از این امر نیست؟ فرمود: چرا. عرض کردم: آن چیست؟ فرمود: به هلاکت رسیدن عباسی و خروج سفیانی و کشته شدن نفس زکیه و فرورفتگی در بیداء و صدایی از آسمان، گفتم: فدایت شوم! می ترسم که این امر طول بکشد. فرمود: نه، البته آن بسان دانه های منظم تسبیح پی در پی خواهد شد.
11- و از حمران بن اعین از امام صادق (علیه السلام) است که فرمود: از امور حتمی که ناگزیر پیش از قیام حضرت قائم (علیه السلام) باید واقع شود: خروج سفیانی است و فرو رفتگی در بیداء و کشته شدن نفس زکیه و ندا کننده ای از آسمان.
12- و از زراره بن اعین است که گفت: شنیدم حضرت ابو عبدالله صادق (علیه السلام) می فرمود: آواز دهنده ای از آسمان بانگ خواهد زد: فقط فلانی امیر است، و منادی دیگر ندا می کند: البته که علی و شیعیان او پیروزند. به ان حضرت عرض کردم: پس از این ندا دیگر چه کسی با حضرت مهدی (علیه السلام) خواهد جنگید؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود: شیطان بانگ خواهد زد: فلانی و شیعیانش پیروزند، یعنی مردی از بنی امیه. گفتم: پس چه کسی راستگو را از دروغگو می شناسد؟ فرمود: آنان که پیش تر احادیث ما را روایت می کرده اند و می گفتند: پیش از این امر چنین چیزی خواهد بود، او را خواهند شناخت و می دانند که آنان خود بر حق و راستگویند.
13- و در حدیث دیگری از زراره آمده که گفت: به حضرت ابی عبدالله امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: خداوند حال شما را اصلاح فرماید، تعجب دارم و در شگفتم از حضرت قائم (علیه السلام) که چگونه با او می جنگند با آن عجایبی که می بینند، از قبیل فرورفتن (سپاهیان سفیانی) در بیداء و ندایی که از آسمان خواهد بود؟! فرمود: همانا شیطان آن ها را وانمی گذارد تا این که او نیز ندا کند، همچنان که روز عقبه بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ندا سرداد.
14- از هشام بن سالم روایت آمده که گفت: شنیدم حضرت ابو عبدالله امام صادق (علیه السلام) می فرمود: آن ها دو صیحه می باشند: یکی در اول شب و صیحه دیگر در آخر شب دوم. راوی گوید: عرض کردم: آن چگونه است؟ فرمود: یکی از آسمان است و یکی از ابلیس؛ گفتم: چگونه این از آن تشخیص داده می شوند؟ فرمود: هر کس خبر آن را پیش از آنکه واقع شود شنیده باشد، آن را می شناسد.
15- و از عبد الرحمن بن مسلمه است که گفت: به حضرت امام صادق (علیه السلام) عرضه داشتم: مردم ما را سرزنش می کنند و می گویند: هرگاه آن دو واقع شوند، حق گو از دروغگو چگونه شناخته می گردند؟ فرمود: شما چه پاسخی به آن ها می دهید؟ عرض کردم: چیزی در جواب آن ها نمی گوییم. فرمود: به آنان بگویید هر کس پیش از آنکه این امر واقع شود، به آن ایمان داشته باشد، هرگاه تحقق یافت، آن را تصدیق خواهد کرد، خداوند -عز و جل- فرماید: افمن یهدی الی الحق احق ان یتبع امن لا یهدی الا ان یهدی فما لکم کیف تحکمون(318)؛ آیا کسی که به سوی حق هدایتگر است، سزاوارتر است پیروی گردد، یا کسی که خود راهیاب نیست، مگر این که راهنمایی شود، پس شما را چه شده و این چگونه قضاوتی است که شما دارید.
16- و از عبدالله بن سنان است که گفت: شنیدم حضرت ابی عبدالله امام صادق (علیه السلام) می فرمود: این امر که گردن هایتان را به سوی آن می کشید (سرک می کشید)، نخواهد شد تا آنکه ندا کننده ای از آسمان بانگ برزند. توجه کنید! فلانی صاحب امر است، پس برای چه جنگ می کنید؟
17- و از محمد بن مسلم است، از حضرت باقر (علیه السلام) که فرمود: سفیانی و قائم (علیه السلام) در یک سال خواهند بود.
18- و از بدر بن الخلیل اسدی آمده که گفت: در خدمت ابوجعفر محمد بن علی باقر (علیه السلام) بودم، پس آن جناب دو نشانه ای که پیش از ظهور حضرت قائم (علیه السلام) خواهد بود و از هنگام فرود آمدن آدم (علیه السلام) به زمین هیچگاه واقع نشده را بیان فرمود این که: خورشید در نیمه ماه رمضان و ماه در آخر آن خواهند گرفت. شخصی عرضه داشت: یابن رسول الله! به، بلکه خورشید در آخر و ماه در نیمه خواهند گرفت، حضرت ابو جعفر باقر (علیه السلام) فرمود: من می دانم تو چه می گویی، ولی این دو نشانه از هنگام هبوط آدم پدید نیامده اند.
19- و از ورد -برادر کمیت شاعر معروف- از حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) آمده که فرمود: به درستی که پیشاپیش این امر پنج روز به آخر ماه مانده، ماه می گیرد و پانزده روز مانده، خورشید کسوف می یابد و آن در ماه رمضان خواهد بود در آن هنگام حساب از دست منجمین بیرون می رود.
می گویم: از این حدیث ظاهر می شود که منظور از آخر ماه در حدیث پیشین، آخر عرفی است نه حقیقی، پس بین این دو حدیث اختلافی نیست.
20- و از عبدالملک بن اعین روایت آمده، که گفت: در خدمت حضرت ابو جعفر امام باقر (علیه السلام) بودم که حضرت قائم (علیه السلام) یاد شد، من عرض کردم: امیدوارم به زودی این امر واقع شود و سفیانی نباشد؟ فرمود: خیر، به خدا سوگند! که آن از امور حتمی است که باید واقع گردد.
21- و از حمران بن اعین است، از حضرت ابو جعفر امام باقر (علیه السلام) در تفسیر فرموده خدای تعالی: ثم قصی اجلا" و اجل مسمی عنده(319)؛ پس اجلی قرار داد و اجل معینی نزد او ثبت است. فرمود: البته دو اجل هست، یکی اجل حتمی و اجل دیگر موقوف، پس حمران عرضه داشت: حتمی چیست؟ فرمود: آن است که خداوند مشیتش به آن تعلق گرفته باشد، حمران گفت: من امیدوارم اجل سفیانی از گونه موقوف باشد. حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) فرمود: خیر، به خدا قسم! آن از گونه حتمی است.
22- و از فضیل بن یسار، از حضرت امام ابو جعفر باقر (علیه السلام) روایت آمده که فرمود: به درستی که از جمله امور کارهایی است موقوف و کارهایی است محتوم. و البته سفیانی از امور محتوم می باشد، که ناگزیر باید واقع شود.
23- و از خلاد صائغ، از حضرت ابی عبدالله امام صادق (علیه السلام) روایت آمده که فرمود: از سفیانی گریزی نیست و او جز در ماه رجب خروج نخواهد کرد. مردی به آن حضرت عرضه داشت: هرگاه خروج کرد، چگونه باشیم؟ فرمود: هرگاه آن پیش آمد شد، پس به سوی ما روی آورید.
24- و از محمد بن مسلم، از حضرت ابو جعفر امام باقر (علیه السلام) روایت شده که فرمود: سفیانی سرخ رویی است زرد موی و چشم کبود، که هرگز خداوند را نپرستیده و نه مکه را دیده، نه مدینه را. می گوید: پروردگارا! خونم را از مردم می ستانم هر چند که به آتش روم، خونم را می ستانم هر چند که به آتش روم.
25- و از امام صادق (علیه السلام) است که فرمود: هرگاه قائم (علیه السلام) بپاخیزد، در همه شهرهای زمین کسانی را گمارد. در هر اقلیم یک نفر، به او می گوید: دستورالعمل تو در کف دست تو است، پس هرگاه چیزی بر تو وارد شد که آن را نمی فهمی و قضاوت درباره آن را نمی دانی، به کف دستت نگاه کن و به آنچه در آن است، عمل بنمای. امام صادق (علیه السلام) فرمود: و ارتشی را به قسطنطیه می فرستد، که چون به خلیج رسیدند، بر پاهای خود چیزی می نویسند و بر روی آب راه می روند، هنگامی که رومیان آنان را می بینند که بر روی آب راه می روند، گویند: اینان اصحاب او هستند که بر روی آب راه می روند، پس خود او چگونه است! آن وقت دربهای شهر را بر آنان می گشایند، پس آنان داخل شهر شده و در آن هر قدر بخواهند حکومت می کنند.(320)
می گویم: و ارتش سفیانی که زمین، آنان را در بیداء بین مکه و مدینه فرو خواهد برد، در حدیث مفضل وارد شده که تعداد آنها به سیصد هزار تن می رسد. و حدیث آن طولانی است که در الانوار النعمانیه و بحار الانوار(321) آمده است. و در بعضی از روایات وارد شده که آن ها وقتی به سرزمین بیداء می رسند، جبرئیل (علیه السلام) فرود می آید و بانگ می زند: یا بیداء ابیدی القوم؛ ای بیداء! این جمعیت را نابود کن.
در این جا به همین مقدار بسنده می کنیم که برای عبرت گیرندگان همین مقدار کافی و بسنده است. و شیخ صدوق و غیر او -که خدای رحمتشان کند- نیز بسیاری از این اخبار را روایت کرده اند. و شیخ صدوق به سند خود، از عبدالله بن عجلان روایت آورده که گفت: در محضر امام ابو عبدالله صادق (علیه السلام) از خروج حضرت قائم (علیه السلام) سخن به میان آوردیم، پس به آن جناب عرضه داشتم: چه راهی داریم که آن را بدانیم؟ فرمود: هر یک از شما صبح بیدار می شود، در حالی که زیر سرش صفحه ای باشد که بر آن نوشته شده: طاعة معروفة؛ اطاعت شناخته شده.(322)

تصدیق بعضی نشانه ها:

در کتاب نور العیون از نشانه های ظهور روایت آمده که: مردم در آخر الزمان عمامه را ترک می گویند و به جای آن کلاه بر سر می گذارند. و نیز روایت آورده که از جمله نشانه های ظهور آن است که: مردم به فقدان اولاد خوشحال می شوند و کسی که فرزند ندارد، اظهار خشنودی و شکرگزاری می نماید.
می گویم: این دو علامت در این سال، یعنی سال هزار و سیصد و چهل و شش هجری ظاهر گشت، که من دیدم جمعی از مردم عمامه از سر برداشتند و به جای آن کلاه بر سر نهادند، شبیه به اهل باطل و به جهت نزدیک شدن به آنان. و باز دیدم که مردم به خاطر نداشتن اولاد خوشحالی می کنند و کسی که پسر ندارد، اظهار خشنودی و شکرگزاری دارد، به خاطر نظام وظیفه اجباری. به درگاه خداوند تعالی شکایت داریم از غیبت ولی اش و از درگاهش می خواهیم که فرج آن حضرت را تعجیل فرماید و ما را از یارانش قرار دهد.

بیست و دوم: تسلیم بودن و عجله نکردن

سخن در اینجا در دو بخش بیان می گردد: