مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد دوم

نویسنده : سید محمد تقی موسوی اصفهانی مترجم : سید مهدی حائری قزوینی‏

هفدهم: درخواست معرفت امام عصر (علیه السلام) از خداوند -عز و جل-

درخواست معرفت آن حضرت از خداوند -عز و جل- از (وظایف مهم ما می باشد)، زیرا که علم با آموزش و درس خواندن بسیار نیست، بلکه نوری است که خداوند در دل هر کس که بخواهد هدایتش کند، قرار می دهد و هر که را خداوند هدایت کند، هدایت یافته است.
و در کافی از ابوبصیر، از حضرت ابو عبدالله امام صادق (علیه السلام) آمده: درباره فرموده خدای -عز و جل- و من یؤت الحکمة فقد اوتی خیرا" کثیرا"؛ و هرکس که حکمت به او داده شود، خیر بسیار به او داده شده. فرمود: (یعنی) طاعت خداوند و معرفت امام (علیه السلام) .(295)
و در همان کتاب از ابوبصیر آمده، که گفت: حضرت ابو جعفر باقر (علیه السلام) به من فرمود: آیا امام خود را شناخته ای؟ گوید عرضه داشتم: آری. به خدا سوگند! پیش از آنکه از کوفه بیرون بیایم. فرمود: همین تو را کفایت می کند.(296)
و در همان منبع، در خبر صحیحی از حضرت ابو جعفر امام باقر (علیه السلام) آمده که فرمود: بلندی و رکن و کلید امر و درب اشیا و خشنودی خدای -تبارک و تعالی- بعد از معرفت او اطاعت امام است.(297)
و از ابوخالد کابلی روایت آمده که گفت: از حضرت ابوجعفر امام باقر (علیه السلام) درباره فرموده خدای -عز و جل-: فآمنوا بالله و رسوله و النور الذی انزلنا(298) پس به خداوند و رسول او و نوری که نازل کردیم، ایمان آورید. سؤال کردم. فرمود: ای ابوخالد!(این) نور به خدا سوگند! امامان از آل محمد (علیهم السلام) تا روز قیامت می باشند و آنان هستند به خدا سوگند! نور خداوند، که آن را نازل کرده و آنان هستند به خدا! نور خداوند در آسمان ها و در زمین. قسم به خدا، ای ابوخالد! همانا نور امام در دل های مؤمنین از خورشید تابان در روز روشن تر است و آنان به خدا سوگند! دلهای مؤمنین را نورانی می سازد و خدای -عز و جل- نورشان را از هر کس بخواهد می پوشاند، پس دل های چنین کسانی تاریک می گردد، به خدا قسم، ای ابوخالد، هیچ بنده ای ما را دوست ندارد و از ما پیروی نکند، تا این که خداوند دلش را پاک گرداند و خداوند دل بنده ای را پاک نسازد، تا این که به ما تسلیم شود و با ما سازگار باشد، پس هرگاه با ما سازگار باشد، خداوند او را از سختی حساب به سلامت خواهد داشت و از هراس بزرگ روز قیامت ایمنش خواهد ساخت.(299)
بیان و توضیح: پیش تر دانستی که مهمترین و واجب ترین امور بعد از شناخت خدا و رسول او، شناختن ولی امر و صاحب الزمان (علیه السلام) است، زیرا که این امر، یکی از ارکان ایمان می باشد. و هر کس در حالی بمیرد که امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلیت مرده است و معرفت او، کلید تمام ابواب خیر و سعادت و رحمت می باشد و خداوند بندگان خود را امر فرموده، که معرفت او را تحصیل نمایند و دعا از جمله درهایی است که خدای تعای فرمان داده که از آن ها وارد شوند، او فرموده است: ادعونی استجب لکم(300)؛ مرا بخوانید که شما را اجابت کنم. واسألوا الله من فضله(301)؛ و از فضل خداوند درخواست کنید. و نیز فرموده: انک لا تهدی من احببت ولکن الله یهدی من یشاء(302)؛ البته تو (ای رسول ما!) چنین نیست که هر کس را بخواهی، هدایت توانی کرد، بلکه خداوند هر که بخواهد، هدایت می کند.
و در کافی به سند خود از محمد بن حکیم آورده که گفت: به حضرت ابی عبدالله امام صادق (علیه السلام) عرضه داشتم: معرفت ساخته کیست؟ فرمود: از ساخته های خداوند است، بندگان را در آن ساخت بهره ای نیست.(303)
و آیات و روایاتی که بر این مطلب دلالت می کند بسیار است، پس بر بندگان لازم است که از درگاه خداوند شناخت و معرفت امام زمانشان را به آنان روزی نماید و کامل گرداند. و نیز مؤید و دلیل بر آنچه یاد کردیم، وارد شدن دعا برای این مطلب به طور خاص می باشد، چنان که در امر آینده ان شاء الله تعالی خواهد آمد. و این منافات ندارد با آنکه بنده مختار و مأمور به کسب و تحصیل و مطالعه وسایل معرفت باشد، زیرا که این نظیر روزی است که بندگان امر شده اند، آن را طلب نمایند ونیز برای آن دعا کنند، ولی خداوند - جل شأنه - خود روزی دهنده است، چون سعی و کوشش وظیفه بنده است و به ثمر رساندن، بر عهده خالق متعال می باشد، خداوند -تبارک و تعالی- فرموده: والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا(304)؛ و آنان که در راه ما تلاش کنند، البته آنان را به راه های خویش هدایت می نماییم. همچنان که کشت و آبیاری و مانند این ها وظیفه بندگان است، چون تحت قدرت و در اختیار آن ها می باشد، و رویانیدن و پرورانیدن و از آفت ها دور نگهداشتن، تا آن که به نتیجه برسد و مقصود حاصل گردد، بر خداوند است، چون از قدرت بندگان بیرون است، ولی بر عهده آن هاست که دعا کنند و درخواست نمایند که نتیجه مقصود به دست آید. و همین طور شناخت و معرفت امام (علیه السلام) وسایل و اسبابی دارد، که خدای تعالی آن ها را برای بندگانش فراهم ساخته و در توان آنان هست، مانند: دقت کردن و بررسی معجزات و اخلاق آن حضرت (علیه السلام) و مطالعه اخبار امامان پیشین در مورد او، از ویژگی های او و طولانی شدن غیبتش و آنچه در فرمان غیبت او بر مؤمنین می رسد و شؤونی که خدای تعالی به آن جناب اختصاص داده و دلایلی که بر او دلالت دارند و امور دیگر، که بر بندگان لازم است با وسایل یاد شده، و مانند این ها در تحصیل معرفت آن حضرت سعی کنند و همت گمارند، ولی چون معرفت از ساخته های خدای -عز و جل- است، به حکم عقل و نقل بر آنان واجب و مؤکد است که دعا کنند و معرفتش را از درگاه خداوند تعالی مسألت نمایند، (که آنچه خداوند از (درهای) رحمت بر مردم بگشاید هیچ کس نتواند آن را بر بندد و هر آنچه او ببندد، کسی را یارای گشودنش نیست)(305).

هجدهم: تداوم درخواست معرفت آن حضرت (علیه السلام)

مداومت کردن بر دعایی که ثقة الاسلام کلینی(306) و شیخ نعمانی(307) و شیخ طوسی به سندهای خود، از زراره روایت کرده اند که گفت: شنیدم حضرت ابو عبدالله امام صادق (علیه السلام) می فرمود: برای آن جوان پیش از قیامش غیبتی خواهد بود. گفتم: چرا؟ فرمود: می ترسد -و به شکمش اشاره کرد- سپس فرمود: ای زراره! و او است منتظر و او است که در ولادتش شک می کنند، پس بعضی می گویند: پدرش بدون بازمانده از دنیا رفت و بعضی از آن ها می گویند: در حالی که در شکم مادر بود، پدرش فوت کرد و بعضی می گویند، دو سال پیش از فوت پدرش متولد شد و او منتظر است، مگر اینکه خداوند -عز و جل- دوست دارد که شیعه را امتحان کند، پس در آن هنگام است که تشکیک و توهم اهل باطل آغاز می شود. ای زراره! اگر آن زمان را درک کردی، این دعا را بخوان: اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک، اللهم عرفنی رسولک فانک ان لک تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک، اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی
خدایا! تو مرا به خود بشناسان، که اگر خودت را به من نشناسانی، پیغمبرت را نخواهم شناخت، خدایا! تو رسولت را به من بشناسان، که اگر رسول خود را به من نشناسانی، حجتت را نخواهم شناخت. پروردگارا!حجت خود را به من بشناسان، که اگر حجتت را به من نشناسانی، از دین خود گمراه خواهم شد.
و رئیس المحدثین شیخ صدوق در کتاب کمال الدین آن را به سند خود از زراره چنین روایت آورده که گفت: شنیدم حضرت ابو عبدالله امام صادق (علیه السلام) می فرمود: برای قائم پیش از آنکه قیام کند، غیبتی خواهد بود. گفتم: چرا؟ فرمود: می ترسد -و به شکمش اشاره کرد- سپس فرمود: ای زراره!و اوست انتظار کشیده شده، و او است آنکه مردم در ولادتش شک می کنند، بعضی از مردم خواهند گفت: او در شکم مادر است. و برخی گویند: او غایب است. و بعضی گویند متولد نشده است. و بعضی می گویند: دو سال پیش از فوت پدرش متولد گشت. جز این نیست که خدای -تبارک و تعالی- می خواهد شیعیان را بیازماید، پس در آن هنگام است که باطل جویان به تردید می افتند. زراه می گوید: عرضه داشتم: فدایت گردم! اگر آن زمان را درک نمودم، چه عملی انجام دهم؟ فرمود: ای زراره! هرگاه آن زمان را درک کنی، بر این دعا مداومت کن: اللهم عرفنی نفسک...(308)

نوزدهم: مداومت به خواندن دعای غریق

مداومت کردن بر خواندن دعایی که شیخ صدوق به سند خود، از عبدالله بن سنان روایت کرده که گفت: حضرت ابو عبدالله امام صادق (علیه السلام) فرمود: پس از این، شبهه ای شما را خواهد رسید، که بدون نشانه دیده شدنی و امام هدایت کننده ای خواهید ماند و از آن نجات نمی یابد، مگر کسی که دعای غریق را بخواند. راوی گوید: عرضه داشتم: دعای غریق چگونه است؟ فرمود: چنین بگو: یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک؛ ای خداوند!ای رحمان! ای مهربان! ای دگرگون کننده دلها! دل مرا بر دینت پایدار کن.
راوی گوید: من گفتم: یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب والابصار ثبت قلبی علی دینک. فرمود: البته خداوند دگرگون کننده دل ها و دیده ها است، ولی همین طور که من می گویم، تو نیز بگو: یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک.(309)
و شیخ نعمانی در کتاب الغیبة به سند خود، از حماد بن عیسی، از عبدالله بن سنان روایت آورده که گفت: من با پدرم به محضر امام ابو عبدالله صادق (علیه السلام) شرفیاب شدیم، پس آن حضرت فرمود: چگونه خواهید بود اگر در حالی واقع شدید که امام هدایتگر و نشانه آشکاری نباشد (دیده نشود)؟ که از آن حیرت و سرگردانی نجات نیابد، مگر کسی که به دعای غریق (یا حریق) دعا کند. پدرم گفت: به خدا سوگند! این بلا است. پس فدایت شوم! در آن هنگام چگونه رفتار کنیم؟ فرمود: هرگاه چنان شد -و تو آن زمان را درک نخواهی کرد- به آنچه در دست دارید. (از عقیده راستین) متمسک شوید، تا آن که امر برایتان به خوبی روشن شود.(310)