مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد دوم

نویسنده : سید محمد تقی موسوی اصفهانی مترجم : سید مهدی حائری قزوینی‏

نهم: حضور در مجالس فضایل و مناقب آن حضرت (علیه السلام)

حضور یافتن و نشستن در مجالسی که فضایل و مناقب و سایر امور مربوط به آن حضرت، در آن ها یاد می شود و دلیل بر این -اضافه بر این که از لوازم و نشانه های محبت است و از مصادیق خیرات که مأمور شده ایم به آنها سبقت جوییم و پیشی گیریم که خدای تعالی فرموده: فاستبقوا الخیرات(255)؛ به سوی کارهای خیر سبقت گیرید - فرموده مولایمان حضرت امام رضا (علیه السلام) است که در امالی شیخ صدوق(256) و مجلد دهم بحار آن بزرگوار آمده، که فرمودند: هر کس در مجلسی بنشیند که امر ما در آن زنده می گردد، روزی که دل ها می میرند دل او نخواهد مرد.(257)
و نیز بر این مطلب دلالت دارد فرموده حضرت امام صادق (علیه السلام) به فضیل، در حدیث روایت شده در بحار و غیر آن، که می نشیند و حدیث می گوید؟ فضیل عرضه داشت: آری. فدایت شوم! امام صادق (علیه السلام) فرمود: همانا من آن مجالس را دوست می دارم، پس امر ما را احیا کنید. ای فضیل! خداوند رحمت کند کسی که امر ما را احیا نماید.(258)
و نیز شاهد بر آنچه گفتیم، تمامی روایاتی است که در مورد تشویق و ترغیب بر حضور و شرکت در مجالس ذکر رسیده، مانند فرموده پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): در باغ های بهشت بگردید. عرضه داشتند: ای رسول خدا! باغ های بهشت چیست؟ فرمود: مجالس ذکر. و فرمایش آن حضرت در حدیث دیگر که: همانا خداوند کسی را که در مجلس اهل ذکر می نشیند، می آمرزد و او را از آنچه می ترسد، ایمن می دارد. پس فرشتگان گویند: (پروردگارا) فلانی در میان آنان است و او تو را یاد نکرد، خداوند می فرماید: او را به خاطر هم نشینی با آنان آمرزیدم، زیرا که یاد کنندگان حق چنین هستند که همنشین ایشان از جهت آن ها بدبخت نگردد.
این دو حدیث را شیخ احمد بن فهد (رحمةالله) در کتاب عدة الداعی) روایت کرده.(259) وجه شاهد بودن این دو حدیث بر مطلب مورد بحث اینکه: یاد آن حضرت و یاد پدرانش (علیهم السلام) یاد خدای - عز و جل - می باشد، از جهت روایتی که شیخ محمد بن یعقوب کلینی (رحمةالله) در کافی از حضرت امام صادق (علیه السلام) آورده که فرمود: هر جمعی در مجلس حضور یابند و خداوند - عز و جل - را یاد نکنند و از ما یاد ننمایند، آن مجلس مایه حسرت آن ها در روز قیامت خواهد بود. سپس فرمود: حضرت ابو جعفر باقر (علیه السلام) فرموده: همانا یاد ما از (مصادیق) یاد خداوند است و یاد دشمنان از (مصادیق) یاد شیطان می باشد.(260)
و نیز بر این مطلب دلالت می کند آنچه در وسائل و غیر آن از عباد بن کثیر روایت گردیده، که گفت به امام صادق (علیه السلام) عرضه داشتم: داستای سرایی را دیدم که در حال قصه گفتن چنین می گفت: این مجلسی است که هر کس در آن بنشیند، بدبخت نمی شود. امام صادق (علیه السلام) فرمود: به هیچ وجه. نشیمن گاه هایشان خطا کرده، خداوند را فرشتگانی است که گشت می زنند، به غیر از کرام الکاتبین - که آنچه از انسان سر می زند می نویسند - پس هرگاه بر جمعی بگذرند که محمد و آل محمد (علیهم السلام) را یاد می کنند، به یکدیگر می گویند: توقف کنید. پس می نشینند و بهره مند می شوند. و چون از آنان جدا گردند، بیمارانشان را عیادت کنند و در مراسم مردگانشان شرکت نمایند و از غایبین آنان تفقد کنند، پس آن مجلس است که هر کس در آن بنشیند، بدبخت نمی شود.(261)
اضافه بر اینکه نشستن در آن مجالس، زیاد کردن افراد، دوستان و یاران و به اصطلاح سیاهی لشکر درست کردن برای جمعیت نیکان است که نزد خداوند و امامان معصوم (علیهم السلام) محبوب و مطلوب است، همچنان که سیاهر لشکر شدن برای معاندین و اشرار نزد خداوند و امامان (علیهم السلام) مبغوض و ناخوشایند می باشد، بر این مطلب دلالت می کند آنچه در بحار، به نقل از مناقب آمده که: قاضی عبد الرحمن بن ریاح، از یک نابینا علت کوری اش را سؤال کرد نابینا گفت: در واقعه کربلا حضور یافتم، ولی جنگ نکردم. پس از چندی در خواب شخص هولناکی را دیدم، به من گفت: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) تو را می خواند. گفتم: توان دیدنش را ندارم. مرا کشید و به خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برد، آن حضرت اندوهگین یافتم و در دستش حربه ای بود و در پیشگاهش چرمی که زیر محکومین گسترده می شود، افکنده اند و فرشته ای با شمشیری از آتش بپا ایستاده افرادی را گردن می زند و آتش ها بر آن ها می افتد و آنان را می سوزاند، سپس بار دیگر زنده می شوند و باز آن ها را همان طور به قتل می رساند. عرضه داشتم: سلام بر تو باد، ای رسول خدا! قسم به خداوند! که من نه شمشیری زدم و نه نیزه ای به کار بردم و نه تیری افکندم. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آیا سیاهی لشکر را زیاد نکردی؟! آن گاه مرا به مأموری سپرد و از طشت خونی برگرفت، از آن خون بر چشمم کشید، چشمانم سوخت و چون از خواب برخاستم، کور شده بودم.(262)

دهم:تشکیل مجالس ذکر مناقب و فضایل آن حضرت (علیه السلام)

بر پا نمودن مجالسی که مولایمان صاحب الزمان (علیه السلام) در آن ها یاد شود و مناقب و فضایل آن حضرت در آن ها ترویج و منتشر گردد و در آن مجالس، برای آن جناب دعا شود و با جان و مال در راه تشکیل آن مجالس تلاش کردن، (از وظایف دلباختگان و ارادتمندان به آن جناب است) زیرا که این کار ترویج دین خداوند و برتری دادن کلمه الله و یاری نمودن بر نیکی و تقوا و تعظیم شعائر الهی و نصرت ولی الله است.
و بر این مطلب دلالت می کند - اضافه بر این که عناوین یاد شده و غیر آن ها بر آن صدق می نماید - این که: در حدیثی که در وسائل و غیر آن، از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: یکدیگر را دیدار کنید که در دیدارتان زنده شدن دل هایتان و یادآوری احادیث ما هست و احادیث ما شما را نسبت به یکدیگر مهربان می سازند، که اگر آن ها را بگیرد، رستگار شده و نجات یافته اید و هرگاه آن ها را ترک گویید، گمراه شده و هلاک می گردید. پس به آن ها عمل کنید که من نجات شما را ضمانت می کنم.(263)
وجه دلالت این حدیث آن است که: دیدار مؤمنین نسبت به یکدیگر را سبب و وسیله زنده کردن امر آنان و یادآوری احادیث امامان (علیهم السلام) دانسته است، بنابراین برپاسازی مجالس دیداری که در آن ها امام (علیه السلام) یاد شود و مناقب او و آنچه مربوط به او است، بیان گردد، بدون تردید نیکو و مورد خشنودی امامان (علیهم السلام) است. و نیز بر این مطلب دلالت می کند فرمایش امیرالمؤمنین (علیه السلام) در حدیث اربع مائه اینکه: خداوند -تبارک و تعالی- به سوی زمین نگریست، پس ما را برگزید و برای ما شیعیانی برگزید، که ما را یاری می کنند و از خوشحالی ما خوشحال و به خاطر اندوه ما اندوهگین می شوند و اموال و جانهایشان را در راه ما نثار می نمایند، آنان از ما هستند و به سوی ما باز می گردند...(264)
یک مسأله فقهی: از دلایل شرعی چنین بر می آید که مصرف کردن زکات واجب در این امر پسندیده می باشد، زیرا که این یکی از مصادیق سبیل الله (راه خدا) است که خدای تعالی در آیه انما الصدقات...(265) آن ها را بیان فرموده است و تفصیل سخن به فقه موکول می گردد.
توجه و بیدار باش: می توان گفت که برپاساختن این مجالس در بعضی اوقات واجب است، مثل این که مردم در معرض انحراف و گمراهی باشند و برپایی این مجالس، سبب جلوگیری از هلاکت دینی آنان و مایه ارشاد و راهنمایی ایشان به راه هدایت گردد، از جهت دلایل امر به معروف و نهی از منکر و راهنمایی اشخاص گمراه و عقب زدن اهل بدعت و گمراهی. و خداوند تعالی در همه احوال نگهدار حق جویان است.

یازدهم و دوازدهم: سرودن و خواندن شعر در فضایل و مناقب آن حضرت (علیه السلام)

سرودن و خواندن شعر در فضایل و مناقب آن جناب - که درود و سلام بر او باد- زیرا که این دو عمل نوعی از یاری کردن امام به شمار می آیند. و دلیل بر این است آنچه در کتاب وسائل به طور مسند روایت گردیده که حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود: هر کس درباره ما یک بیت شعر بگوید، خداوند برای او خانه ای در بهشت خواهد ساخت.(266) و از آن حضرت است که فرمود: هیچ کس درباره ما بیت شعری نگوید، مگر اینکه به روح القدس تأیید و یاری شده باشد.(267) و از حضرت رضا (علیه السلام) روایت است که فرمود: هر فرد مؤمنی که درباره ما شعری بسراید که ما را به آن مدح گوید، خداوند برای او در بهشت منزلگاهی خواهد ساخت که هفت برابر وسعت دنیا باشد، که هر فرشته مقرب و هر پیغمبر فرستاده شده ای او را در آنجا دیدار خواهد کرد.(268)
می گویم: شاید اختلاف ثواب ها از جهت متفاوت بودن شاعران در شناخت امامان و مراتب ایمان آنان باشد. و از زراره آمده که گفت: کمیت بن زید بر حضرت ابو جعفر باقر (علیه السلام) وارد شد، من نیز در آن محضر شرفیاب بودم، کمیت قصیده من لقلب متیم مستهام... را بر آن جناب خواند، هنگامی که قصیده را به پایان رسانید، امام باقر (علیه السلام) به کمیت فرمود: تا وقتی درباره ما شعر می گویی، پیوسته به روح القدس تأیید می شوی.(269)
و در روضه کافی به سند خود، از کمیت بن زید اسدی آورده که گفت: بر حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) وارد شدم، آن حضرت به من فرمود: به خدا قسم، ای کمیت! اگر مال دنیا نزد ما بود، از آن مقداری به تو می دادیم، ولی برای تو است آنچه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به حسان بن ثابت فرمود: پیوسته روح القدس با تو خواهد بود، تا هنگامی که از ما دفاع می کنی...(270)
و نیز بر این مطلب دلالت دارد تمام روایاتی که حاکی سروده های شاعران در مدح و ثنای امامان (علیهم السلام) است که در محضر ایشان خوانده اند و امامان (علیهم السلام) عطاهای بسیار و بخشش های فراوانی به آن شاعران عنایت فرموده اند. و از این ماجراها بسیار است که در احوالات و اخلاقیات آنان - صلوات الله علیهم اجمعین- یاد گردیده و آنچه اشاره شد برای مؤمنین بسنده است.