مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد دوم

نویسنده : سید محمد تقی موسوی اصفهانی مترجم : سید مهدی حائری قزوینی‏

مبحث چهارم - آیا در انتظار قصد قربت شرط است یا نه؟

شرح این مطلب به بیان دو مقدمه بستگی دارد؛

مقدمه اول: در بیان آنچه نیت در آن شرط است

در اینجا می گوییم: اوامری که از سوی خداوند صادر می شود بر سه گونه است:
یکم: آنچه می دانیم که مصلحت در انجام دادنش به صورت تعبد است، مانند نماز.
دوم: آنچه می دانیم مصلحت در آن به صورت تعبد منحصر نیست، بلکه مقصود انجام یافتن آن است به هر نحوی که باشد، چنان که فرموده: جامه ات را از ادرارهای آنچه گوشتش حلال نیست بشوی. که می دانیم مقصود شسته شدن جامه است با صرف نظر از نیت و قصد شوینده.
سوم: آنچه می دانیم مصلحت در آن به صورت تعبد منحصر باشد، مانند دیدار مؤمن و مانند آن.
و تردیدی نیست که در گونه اول نیت شرط است، که اگر در آن (نیت) خللی وارد آورد، تکلیف از گردنش ساقط نمی گردد، همچنان که بدون تردید نیت در گونه دوم شرط نیست. و اما در گونه سوم؛ هرگاه شخص آن را به قصد تعبد به جای آورد، استحقاق ثواب دارد و اگر آن را بدون قصد عبادت به جای آورد، استحقاق ثواب ندارد، موجب عقاب هم نیست. و فرق بین این با کارهای مباحی که هرگاه شخص آنها را به قصد طاعت به جای آورد، آن است که در اینجا امر به طور مستقیم به آنها تعلق یافته، در صورتی که در آن کارهای مباح، امر به طور مستقیم متوجه آنها نیست، چون فرض این است که آنها مباح هستند، بلکه بدین جهت امر به آنها تعلق می گیرد که واسطه رسیدن به امر راجحی در شرع می باشند.

مقدمه دوم: در بیان منظور از قصد قربت که در عبادت شرط است

می گویم: منظور از آن آوردن مأمور به (چیزی که به آن امر شده) به قصد اطاعت خداوند - جل شأنه - و به کار بستن فرمان او می باشد، خواه انگیزه او از اطاعت این باشد که خداوند را شایسته اطاعت می داند، یا انگیزه اش محبت خداوند یا سپاسگزاری نسبت به او، یا تقرب جستن به سوی او، یا امید پاداش الهی و یا ترس از عقوبتش بوده باشد، که مراتب و درجات مختلفی است، هر یک برتر از دیگری و هر کسی بر روش خود عمل می کند.(225) و دلایل شرط بودن نیت به گونه یاد شده نسبت به عبادات، در کتب فقه ذکر گردیده از اجماع و آیات، مانند فرموده خدای تعالی: فاعبدالله مخلصا" له الدین(226)؛ پس خداوند را با اخلاص کامل در دین پرستش نمایید.
و احادیث از جمله؛ حدیث صحیحی که در اصول کافی روایت شده، امام زین العابدین (علیه السلام) فرمود: هیچ عملی جز با نیت درست نیست.(227) و از جمله در وسائل به سند خود، از حضرت موسی بن جعفر، از پدرانش، از رسول خدا (علیهم السلام) ضمن حدیثی آورده که فرمود: همانا اعمال بسته به نیت ها است و برای هر کس آنچه را نیت کرده خواهد بود، پس هر که به قصد آنچه نزد خداوند هست در غزوه ای شرکت کند، البته پاداشش بر خدای - عز و جل - خواهد بود و هر کس به خاطر دنیا یا به نیت به دست آوردن غنیمتی به غزوه رود، جز آن چیزی حاصلش نخواهد شد.(228)
و در همان کتاب از امام صادق (علیه السلام) آمده که: خدای -عز و جل - فرموده: من بهترین شریک هستم، هر کس غیر مرا در عملی با من شریک سازد، آن را نخواهم پذیرفت، مگر آنچه را که برای من خالص باشد.(229)
و احادیث دیگری که در کتابهای علمای ما - که خداوند بر آنان رحمت آرد- تدوین گردیده است. چون این را دانستی، پس بدان که آنچه به نظر نزدیک تر است، این که انتظاری که در اخبار به آن امر شده از گونه سوم می باشد، بنابراین چند صورت در آن تصور می شود؛
اول: این که منظور شخص منتظر، اطاعت امر خداوند باشد، خواه انگیزه او بر طاعت، امید ثوابی باشد که در روایات به آن وعده شده، یا انگیزه دیگری داشته باشد.
دوم: این که انگیزه اش بر انتظار، اطاعت امر و نایل شدن به پاداش دنیوی یا اخروی باشد، ولی قصد پاداش فرعی و تابع قصد اطاعت باشد.(یعنی مقصود اصلی او از انتظار اطاعت امر باشد و به پیوست آن، پاداش را قصد نماید.)
و این دو قسم موجب نایل شدن به تمام پاداش ها و ثواب هایی است که در روایات وارد گردیده و شایسته است که مؤمن قسم اول را انتخاب کند، بلکه عالی ترین گونه هایش را - که به آنها اشاره نمودیم - برگزیند.
سوم: این که انتظار به منظور رستگاری به ثواب ها و مواهب اخروی یا دنیوی باشد، به جهت آگاهی اش به جمع شدن لوازم زندگی و طول عمر و فراخی روزی و فراوانی نعمت ها و زایل شدن هم و غم و درد و رنج در زمان ظهور مولایمان صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به طوری که از انتظارش جز این نخواهد و اطاعت امر خداوند در نظرش نباشد.
چهارم: عکس قسم دوم (یعنی منظور اصلی اش از انتظار، پاداش باشد و به پیوست آن بخواهد امر خداوند را اطاعت کند).
و ظاهر آن است که در این دو قسم استحقاق ثوابهایی که در روایات وعده شده اند را ندارد؛ زیرا که استحقاق پاداش عبادت، به قصد بستگی دارد- چنان که دیدید در صریح روایت آمده است - و فرض این است که مأمور به را به قصد تعبد به جای نیاورد، پس انتظارش عبادت نیست. و همان طور که مستحق ثواب نیست، هم چنین استحقاق عقاب نیز ندارد، زیرا که چنین نمی دانیم که مصلحت انتظار فقط در صورت انجام دادن آن به قصد قربت باشد، بلکه ظاهر از مطالعه اخباری که در این باره رسیده، این است که به منظور جلوگیری از یأس و ناامیدی مؤمن از ظهور امام (علیه السلام) است، لذا امیرالمؤمنین (علیه السلام) در حدیثی که در مبحث اول آوردیم، فرمود: منتظر فرج باشید و از رحمت الهی مأیوس نشوید...که ظاهر فرموده حضرت: مأیوس نشوید، بیان نخستین درجات انتظار می باشد. و نیز اشاره به همین است فرموده مولایمان حضرت صادق (علیه السلام) در روایت ابوبصیر که سابقا" گذشت این که: ای ابوبصیر! آیا تو هم از کسانی هستی که دنیا می خواهند...و بدین ترتیب بر او اعتراض کردند، یعنی: آیا همچون تویی سزاوار است که خواسته اش از انتظار فرج، رسیدن به لذت های دنیوی باشد؟ و این بیان بر آنچه یادآور شدیم، دلالت دارد که اگر هدفش در رسیدن به پاداش محدود باشد، مستحق عقوبت نیست. و نظیر این مطلب در اعمال بسیار است، مانند: دیدار مؤمن، عیادت بیمار، تشییع جنازه، برآوردن حوایج برادران دینی و غیر اینها که هیچ کس نگفته اگر مؤمن، حاجت برادر مؤمن خویش را برآورده سازد و به این کارش قصد تعبد نکند، مستحق عقوبت می شود، البته استحقاق ثواب در این عمل و مانند آن به قصد تعبد بستگی دارد، چنان که توجه دادیم.
اگر بگویید: می توان قایل شد که قصد تقرب در انتظار واجب است و خلاف آن حرام می باشدت نظر به حدیثی که در کتاب تحف العقول از مفضل بن عمر، از حضرت ابی عبدالله امام صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: مردم درباره ما بر سه گروه شدند: گروهی ما را دوست داشته و در انتظار قائم ما شدند تا از دنیای ما برخوردار گردند، که گفتند و سخنان ما را حفظ کردند و از کردار ما کوتاهی نمودند، که این ها را خداوند به سوی آتش محشور خواهد ساخت...
می گویم: این صفت منافقان است که محبت خاندان عصمت را به زبان اظهار کنند و دل هایشان منکر آن است. و این مطلب از فرموده امام صادق (علیه السلام): که گفتند... ظاهر و آشکار است، بنابراین مقصود چنین است - والله العالم - که: این منافقان محبت ما را به زبان آشکار ساختند تا هرگاه قائم خاندان عصمت بپاخاست، به هدف های دنیوی خویش نایل گردند و حال آن که فعل آنها مخالف قولشان می باشد و این دلیل نفاق آنهاست و عاقبت کارشان جهنم است، و این افراد همان هایی هستند که در بعضی از روایات آمده که حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دستور می دهد گردنشان را بزنند، در حالی که کنارش ایستاده باشند و خدا دانا است.