مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد دوم

نویسنده : سید محمد تقی موسوی اصفهانی مترجم : سید مهدی حائری قزوینی‏

پنجم: انتظار فرج و ظهور آن حضرت (علیه السلام)

سخن در این باره در چند مبحث واقع می شود؛

مبحث یکم - فضیلت انتظار و ثواب منتظر و انتظار پیغمبران و امامان نسبت به این امر:

دراین باره همین بس که حضرت سید الساجدین (علیه السلام) در دعای عرفه بر منتظران درود فرستاده و برای آنان دعا کرده،بعد از دعا کردن برای مولایشان (امام زمان) - صلوات الله علیه - و اضافه بر آن روایات بسیاری بر این مقصود دلالت دارد، از جمله؛
1- در کمال الدین از حضرت ابی عبدالله امام صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: هر کس از شما بر این امر در حال انتظار آن بمیرد، همچون کسی است که در خیمه قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بوده باشد.(189)
2- از حضرت ابوالحسن رضا (علیه السلام) آمده که فرمود: چقدر خوب است صبر و انتظار فرج! آیا نشنیده ای فرموده خدای - عز و جل - را که: وارتقبوا انی معکم رقیب(190)؛ و چشم به راه باشید که من با شما چشم به راهم. فانتظروا انی معکم من المنتظرین(191) پس انتظار بکشید که من با شما از منتظرانم. بنابراین بر شما باد صبر، به درستی که گشایش پس از ناامیدی می آید، البته آنان که پیش از شما بودند صبورتر از شما بودند.(192)
3- در بصائر الدرجات به سند خود از حضرت امام ابو عبدالله صادق (علیه السلام) آورده که فرمود: امیرمؤمنان (علیه السلام) به سوی صفین می رفت، تا این که از رود فرات عبور کرد و به نزدیکی کوه سرزمین صفین رسید که هنگام نماز مغرب شد، مدتی در اندیشه فرو رفت، سپس وضو گرفت و اذان گفت و چون از اذان گفتن فراغت یافت، کوه شکافته شد و سر و صورتی سپید نمودار گردید و گفت: سلام بر تو ای امیرالمؤمنین و رحمت و برکات خداوند بر تو باد. خوش آمدی ای جانشین پیغمبران و پیشوای روسفیدان و عزیزترین چیزی (که به مردم) رسیده! و ای نایل آمده به ثواب صدیقین! و ای سید اوصیا! امیرالمؤمنین (علیه السلام) به او فرمود: بر تو نیز سلام باد، ای برادرم شمعون! جانشین عیسی بن مریم روح القدس، حال تو چگونه است؟ گفت خیر است، خدای بر تو رحمت آرد. من منتظر حضرت روح الله هستم که از آسمان فرود آید، پس هیچ کس را نمی شناسم که در راه خدا بیشتر از تو دچار بلا گشته و فردا (ی قیامت) ثوابش فزون تر و مقامش برتر از تو باشد...(193)
می گویم: جهت شاهد آوردن این حدیث، آن است که دلالت دارد بر منتظر بودن جناب شمعون نسبت به این ظهور مبارک و با میمنت. و البته شباهت یافتن به اولیای خدا و پیروی کردن از ایشان چیزی است که نزد خداوند -عز و جل- پسندیده است، اضافه بر سایر آنچه در فضیلت انتظار رسیده است.
4- در کتاب کمال الدین از حضرت ابی عبدالله امام صادق، از پدرانش (علیهم السلام) آمده که فرمود: منتظر امر (حکومت) ما بسان آن است که در راه خدا به خون غلتیده باشد.(194)
5- نیز از امام صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: خوشا به حال شیعیان قائم ما که در زمان غیبتش منتظر بر ظهور او باشند و در هنگام ظهورش فرمانبردار از او، آنان اولیای خدا هستند نه ترسی برایشان هست و نه اندوهگین شوند.(195)
6- از حضرت سید العابدین (علیه السلام) است که فرمود: انتظار فرج از عظیم ترین فرج است.(196)
7- از ابو خالد کابلی آمده که گفت: بر سرورم حضرت علی بن الحسین زین العابدین (علیه السلام) وارد شدم و به او عرضه داشتم: ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)! مرا خبر ده از کسانی که خدای - عز و جل - طاعت و دوستی آنان را فرض دانسته و پیروی از ایشان را پس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بر بندگانش واجب کرده است. به من فرمود: ای کابلی! به درستی که اولی الامری که خدای - عز و جل - آنان را امامانی برای مردم قرار داده و طاعتشان را بر آن ها واجب نموده؛ امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب، سپس حسن، سپس حسین دو فرزند علی بن ابی طالب بوده اند آنگاه امر (امامت) به ما رسیده است، آنگاه ساکت شد. من گفتم: ای سرور من! برای ما روایت شده که امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرموده: البته زمین را حجتی برای خدای - عز و جل - بر بندگانش خالی نمی ماند، پس حجت و امام بعد از تو کیست؟ آن حضرت فرمود: پسرم محمد است و اسم او در تورات باقر می باشد، علم را با مهارت می شکافد، او حجت و امام بعد از من است و پس از محمد، پسرش جعفر می باشد که نامش نزد اهل آسمان صادق است. عرضه داشتم: ای سرور من! چگونه اسم او صادق شده و حال آنکه همه شما صادق (راستین) هستید؟ فرمود: پدرم از پدرش، مرا حدیث گفت که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هرگاه فرزندم جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب متولد شد، او را صادق بنامید که پنجمین از فرزندانش، کسی که اسمش جعفر خواهد بود با دروغ بستن بر خدای - عز و جل - جرأت کند و مدعی امامت گردد، پس او نزد خداوند، جعفر کذاب و افترا زننده بر خدای - عز و جل - است، و ادعا کننده منصبی که شایستگی آن را ندارد، مخالفت کننده با پدر و حسادت ورزنده بر برادرش خواهد بود، آن کسی است که می خواهد هنگام غیبت ولی خدای - عز و جل - پرده (غیبت) خداوندی را کنار زند. سپس حضرت علی بن الحسین (علیه السلام) به شدت گریست، آنگاه فرمود: گویا جعفر کذاب را می بینم که ستمگر زمان خویش را بر بازرسی امر ولی خداوند و آنکه در حفظ الهی غایب است، برانگیخته و حرمت پدرش را هتک نموده باشد، به خاطر جهل و ندانستن ولادت او و از روی حرص بر کشتن او، اگر بر وی دست یابد، به جهت طمع کردن در میراثش تا آن را بدون این که حقی در آن داشته باشد، بگیرد. ابو خالد گوید: عرضه داشتم: ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)! آیا آن کار شدنی است؟ فرمود: آری. به پروردگارم سوگند! به درستی که این مطلب نزد ما نوشته شده است، در طوماری که محنت هایی که بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بر ما وارد می شود، در آن ضبط گردیده است. ابو خالد گوید: عرضه داشتم: ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)! سپس چه خواهد شد؟ آن حضرت (علیه السلام) فرمود: سپس غایب ماندن ولی خدای - عز و جل - دوازدهمین جانشین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان پس از او طولانی خواهد گشت. ای ابوخالد! به درستی که اهل زمان غیبت او، که امامتش را باور دارند و منتظر ظهور اویند، از مردم همه زمانها بهترند، زیرا که خدای - تبارک و تعالی - آن چنان عقل ها و فهم ها و شناختی به آن ها عنایت کرده که غیبت نزد آنان، همچون دیدن باشد و آنان را در آن زمان به منزله کسانی قرار داده است، که در پیشگاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با شمشیر جهاد کرده اند، آنان به حق مخلصانند و راستی که شیعیان ما هستند و دعوت کنندگان به دین خدای - عز و جل - در پنهان و آشکار می باشند.(197)
8- در کتاب غیبت شیخ طوسی، به نقل از کتاب غیبت فضل بن شاذان، به سند خود از مفضل بن عمر آورده که گفت: حضرت قائم (علیه السلام) را یاد کردیم و کسانی که از هم کیشانمان در حال انتظار او مردند، پس حضرت ابو عبدالله امام صادق (علیه السلام) به ما فرمود: هرگاه قیام کند، نزد مؤمن داخل قبر خواهند آمد و به او گفته می شود: ای فلان! همانا که صاحب تو ظهور کرد، پس اگر می خواهی به او ملحق شوی ملحق شو و اگر بخواهی در گرامیداشت پروردگارت بمانی بمان.(198)
9- در کمال الدین به سند خود، از صفر بن ابی دلف آورده که گفت: شنیدم حضرت ابو جعفر محمد بن علی الرضا (علیهما السلام) می فرمود: همانا امام بعد از من پسرم علی است، امر او امر من و گفته او گفته پدرش و اطاعت او اطاعت از پدرش می باشد. سپس ساکت شد، عرضه داشتم: ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)! امام بعد از حسن کیست؟ پس آن حضرت به شدت گریست، آنگاه فرمود: البته بعد از حسن، پسرش آنکه قائم به حق و مورد انتظار است، می باشد. گفتم: ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)! چرا قائم نامیده شده؟ فرمود: زیرا که او پس از آنکه یادش مرده باشد و بیشتر معتقدان به امامتش برگشته باشند، قیام کند (و بپاخیزد). گفتم: چرا منتظر نامیده شده؟ فرمود: چون که او را غیبتی است که روزهای بسیار و مدتی طولانی دارد، پس مخلصان منتظر خروجش باشند و اهل تردید انکارش کنند و جاحدان یاد او را به استهزا گیرند و وقت گذاران در آن دروغگو شوند و عجله کنندگان در آن هلاکت گردند و تسلیم شوندگان در آن نجات یابند.(199)
10- از علی بن مهزیار آمده که گفت: به حضرت ابوالحسن صاحب العسکر، امام هادی (علیه السلام) نامه ای نوشتم و درباره فرج از آن جناب پرسیدم، به من نوشت: هرگاه صاحب شما از منزلگاه ستمگران غایب گشت، در انتظار فرج باشید.
11- در اصول کافی از ابو بصیر آمده که گفت: به حضرت ابو عبدالله امام صادق (علیه السلام) عرضه داشتم: فدایت شوم فرج کی خواهد بود؟ فرمود: ای بصیر! تو هم از کسانی هستی که دنیا می خواهند. هر کس این امر را بشناسد، برای او به جهت انتظار کشیدنش فرج شده است.(200)
می گویم: ظاهرا" چون مقصود از فرج، یاری کردن امام (علیه السلام) و جهاد در رکاب او است، امام صادق (علیه السلام) بیان فرمود که این مقصود برای شیعیان حاصل است، چون منتظر فرج هستند و توجه داد که لازم و شایسته است که غرض آنها از انتظار این مقصود بزرگ باشد نه رسیدن به شهوت های نفسانی و لذت های جسمانی - چنان که شیوه بیشتر افراد چنین است - و مؤید این مطلب در مبحث چهارم خواهد آمد.
12- در بحار از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده که فرمود: منتظر فرج باشید و از رحمت خداوند ناامید نشوید، به درستی که خوشایندترین اعمال نزد خدای - عز و جل - انتظار فرج است.(201)
13- از آن حضرت (علیه السلام) است که فرمود: عمل کننده به امر ما، فردا (ی قیامت) در حضیرة القدس (درجه عالیه بهشت) با ما خواهد بود و منتظر امر (حکومت) ما، همچون غوطه ور شده به خونش در راه خدا می باشد.(202)
14- از فیض بن المختار، از حضرت ابی عبدالله امام صادق (علیه السلام) روایت آمده که فرمود: هر کس از شما بیمرد در حالی که منتظر این امر باشد، همانند کسی است که با حضرت قائم (علیه السلام) در خیمه اش بوده باشد. سپس چند لحظه ای درنگ کرد، آنگاه فرمود: نه بلکه مانند کسی است که در خدمت آن حضرت شمشیر بزند. سپس فرمود: نه. سوگند به خدا! همچون کسی است که در رکاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شهید شده باشد.(203)
15- از حضرت ابی عبدالله امام صادق (علیه السلام)، از پدرانش، از امیرالمؤمنین (علیه السلام) روایت است که فرمود: برترین عبادت مؤمن، انتظار فرج از خداوند داشتن است.
16- در کافی به سند صحیحی، از عبدالله بن المغیره آمده که گفت: محمد بن عبدالله به حضرت امام رضا (علیه السلام) عرضه می داشت و من می شنیدم که می گفت: پدرم مرا حدیث آورد از خاندانش، از پدرانش، که به یکی از امامان گفته بود: در منطقه ما جای رباط(204) هست که آنرا قزوین می نامند و دشمنی هست که آن را دیلم می گویند، آیا جهاد یا رباطی بر ما هست؟ آن حضرت (علیه السلام) در جواب او فرمود: بر شما باد که این خانه (بیت الله الحرام) را حج کنید. سؤال کننده بار دیگر سؤالش را تکرار کرد. باز حضرت (علیه السلام) فرمود: بر شما باد این بیت که آن را حج کنید. آیا یک فرد از شما راضی نیست که در خانه خود باشد و بر خانواده اش از دسترنج خود خرج بنماید و انتظار امر ما را بکشد، پس اگر آن زمان را درک کند، همچون کسی است که با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در جنگ بدر شرکت کرده باشد و اگر در حالی که منتظر امر ما است بمیرد، همچون کسی خواهد بود که با قائم - صلوات الله علیه - در خیمه اش باشد این چنین - و دو انگشت سبابه اش را کنار هم نشان داد - و نمی گویم این چنین -و انگشت وسط و سبابه را نشان داد- زیرا که این بزرگ تر از آن است. در اینجا حضرت ابوالحسن امام رضا (علیه السلام) فرمود: راست گفته است.(205)
می گویم: این روایت با آنچه در اخبار آمده که مرابطه ( مرزبانی) حتی در زمان غیبت هم مستحب است، منافاتی ندارد؛ زیرا که ظاهرا" منظور سؤال کننده، نایل شدن به ثواب مرابطه و جهاد بوده، پس امام (علیه السلام) او را به حج و انتظار دلالت فرمود، که ثواب جهاد و رباط و حج همگی برایش حاصل گردد، اما با انجام مرابطه، ثواب حج را نخواهد یافت. و مؤید آنچه یاد کردیم این که امام (علیه السلام) به او فرمود: بر شما باد! این بیت که آن را حج کنید و نفرمود: مرابطه نکنید، یا جایز نیست، یا حلال نیست و مانند این ها و خدا دانا است.(206)
17- در تفسیر نعمانی از امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ای ابوالحسن!بر خداوند شایسته است که اهل ظلال (گم شدگان) را به بهشت داخل کند و منظورش از این، مؤمنانی هستند که در زمان فتنه بر پیروی از امامی که جایگاهش مخفی است و از چشم مردم غایب است، بپاخیزند، پس آنان به امامت او اقرار می کنند و به دامان او چنگ می زنند و منتظر خروج او می مانند، آنان یقین دارند که هیچ تردیدی به خود راه ندهند، صبر کنندگان و تسلیم شدگان و فقط از شناختن امامشان و از شناختن شخص او گم شده اند. بر این دلالت می کند آنکه خدای تعالی هرگاه چشمه خورشید را که نشانه برای اوقات نماز قرار داده از بندگانش بپوشاند، بر آنان فرصت را توسعه داده که زوال انجام شده است. و همین طور است کسی که منتظر خروج امام (علیه السلام) است، که به امامتش دست یازیده، تمام فرایض خداوند که بر او واجب است با حدودشان از او قبول می شود، از معنی فریضه بودن خارج نمی باشند، پس او صبر کننده شکیبا گر است، غیبت امامش به (دین) او ضرری نمی رساند.(207)
18- و در کتاب کمال الدین از محمد بن النعمان، از حضرت ابی عبدالله امام صادق (علیه السلام) روایت آمده که: نزدیک ترین حالت بندگان به خدای - عز و جل - و خشنودترین هنگام او از آنان، زمانی است که حجت خداوند را نیابند و برایشان آشکار نشود و از آنان پوشیده بماند که جای او را ندانند و در عین حال می دانند که دلایل و نشانه های الهی از بین نرفته است، در آن هنگام باید که هر صبح و شام منتظر فرج باشند. و همانا شدیدترین موقع غضب خداوند بر دشمنانش زمانی است که حجتش را از آنان پوشانیده باشد، که برایشان ظاهر نگردد و البته خداوند می داند که دوستانش به تردید نمی افتند و اگر چنین می دانست که آنان به تردید دچار می شوند، حجت خویش را یک چشم بر هم زدن هم از آنان مخفی نمی کرد.(208)
19- از امام صادق (علیه السلام) است درباره فرموده خدای - عز و جل -: الم ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین الذین یؤمنون بالغیب(209)؛ الم(از رموز قرآن است). این کتاب بدون تردید هدایتگر تقواپیشگان است، آنان که به غیب ایمان می آورند. فرمود: تقواپیشگان، شیعیان علی (علیه السلام) هستند و غیب، همان حجت غایب است و گواه بر این، فرموده خدای - عز و جل - است که: و یقولون لولا انزل علیه آیة من ربه فقل انما الغیب لله فانتظروا انی معکم من المنتظرین(210) و می گویند: چرا از سوی پروردگارش آیتی بر او نیامد ، پس بگو: به درستی که غیب مخصوص خدا است، شما منتظر باشید من نیز با شما از منتظرانم.
20- در اصول کافی به سند خود از حضرت ابو جعفر باقر (علیه السلام) آورده که فرمود: زیان ندیده است کسی که در حال انتظار امر ما بمیرد، آن که در خیمه حضرت مهدی (علیه السلام) با سپاهیان او نمرده است.(211)
21- در روایت عمار ساباطی که ان شاء الله تعالی خواهد آمد، از حضرت ابی عبدالله امام صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: همانا به خدا سوگند! ای عمار! کسی از شما بر این حالی که در آن هستید نمیرد، مگر آن که نزد خداوند از بسیاری از کشته شدگان در بدر و احد برتر باشد، پس شما را مژده باد.(212)
22- در همان کتاب از حضرت امام ابو جعفر باقر (علیه السلام) آمده که ضمن حدیثی فرمود: و بدانید که منتظر این امر همچون ثواب روزه دار شب زنده دار را دارد و هر کس دوران قائم ما را دریابد، پس با او خروج نماید و دشمن ما را به قتل رساند، برای او همچون پاداش بیست شهید خواهد بود و هر کس در رکاب قائم ما (علیه السلام) کشته شود، همچون پاداش بیست و پنج شهید را خواهد یافت.(213)
23- در مجمع البیان از حارث بن المغیره آمده که گفت: در محضر ابو جعفر باقر (علیه السلام) بودیم، فرمود: آنکه از شما این امر را شناخته و منتظر آن باشد و خیر را در آن بداند، مانند کسی است که به خدا قسم! در رکاب قائم آل محمد (علیهم السلام) با شمشیر خود جهاد کرده باشد. سپس فرمود: بلکه والله! مثل کسی است که در خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با شمشیر جهاد کرده باشد. سپس بار سوم فرمود: بلکه به خدا قسم! همچون کسی است که در خیمه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شهید شده باشد.(214)
24- در تفسیر البرهان، از حسن بن ابی حمزه، از پدرش ابوحمزه (ثمالی) است که گفت: به حضرت ابی عبدالله صادق (علیه السلام) عرض کردم: فدایت شوم! سنم بالا رفته و استخوانم سست گشته و مرگم نزدیک شده و می ترسم پیش از آنکه این امر (حکومت شما) را دریابم، مرگم فرا رسد. فرمود: ای ابوحمزه! هر که به ما ایمان آورد و حدیث ما را تصدیق کرد و به انتظار دوران ما نشست، مانند کسی است که زیر پرچم قائم (علیه السلام) کشته شود، بلکه به خدا سوگند! زیر پرچم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) (کشته گردد)(215).
25- در کتاب کمال الدین، از مفضل بن عمر آمده که گفت: شنیدم حضرت امام صادق (علیه السلام) می فرمود: هر کس در حالی که منتظر این امر باشد بمیرد، همچون کسی خواهد بود که از خواص حضرت قائم (علیه السلام) بوده باشد، نه؛ بلکه مانند کسی باشد که در پیشگاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شمشیر زده است.(216)
26- در تفسیر البرهان به سند خود، از مسعدة آمده که گفت: خدمت حضرت امام صادق (علیه السلام) بودم که پیرمرد قد خمیده ای که بر عصایش تکیه زده بود آمد، سلام کرد و امام صادق (علیه السلام) جواب سلامش را داد. پیرمرد عرضه داشت: ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)! دستت را به من بده که آن را ببوسم، پس آن حضرت دستش را پیش آورد و او دست آن جناب را بوسید و سپس گریست. حضرت امام صادق (علیه السلام) به او فرمود: ای پیرمرد!چرا گریه می کنی؟ عرضه داشت: فدایت شوم، یابن رسول الله!صد سال است که به پای قائم شما مانده ام، می گویم این ماه است، این سال است، هم اکنون سنم بالا رفته و استخوانم سست گردیده و مرگم نزدیک شده و به آنچه که برای شما آرزو می کنم نرسیده ام، شما را می بین کشته شده و آواره اید و دشمنانتان را می بینم که با بالها پرواز می کنند، چگونه گریه نکنم؟!
دیدگان حضرت ابی عبدالله صادق (علیه السلام) در اشک نشست، آنگاه فرمود: ای پیرمرد! اگر خداوند تو را باقی گذاشت تا این که قائم ما را ببینی، در مرتبه اعلی خواهی بود و اگر مرگ تو فرا رسد، روز قیامت با سپرده گرانبهای محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) محشور خواهی شد و ما سپرده گرانبهای او هستیم، که همانا آن حضرت فرمود: من در میان شما دو گوهر گرانبها را بر جای می گذارم، پس به آن دو، دست بیازید که هیچ گاه گمراه نشوید: کتاب خدا و عترت و خاندانم را. پیرمرد گفت: پس از این که این خبر را شنیدم ، دیگر آسوده خاطر شدم. سپس امام صادق (علیه السلام) فرمود: ای پیرمرد! بدان که قائم ما (علیه السلام) از صلب حسن عسکری بیرون می آید و حسن از علی متولد می شود و علی از محمد و محمد از علی و علی از موسی و این پسرم از من متولد گردیده، ما دوازده تن هستیم، همگی مان معصوم و پاکیزه می باشیم...(217)
27- در روضه کافی به سند خود، از اسحاق بن عمار آورده که گفت: حدیث آورد مرا مردی از اصحابمان، از حکم بن عتیبه که گفت: هنگامی که در محضر امام ابو جعفر باقر (علیه السلام) بودم، خانه پر از جمعیت بود، پیرمردی آمد که بر چوبدستی خود تکیه می زد، تا اینکه بر در اتاق ایستاد و گفت: سلام بر تو ای فرزند رسول خدا! و رحمت و برکات خداوند بر تو باد! آنگاه ساکت شد. حضرت ابو جعفر امام باقر (علیه السلام) فرمود: و بر تو باد سلام و رحمت و برکات خداوند! سپس پیرمرد رو به سوی اهل مجلس کرد و گفت: السلام علیکم! که همه حاضرین او را جواب دادند و سلامش را پاسخ گفتند. آنگاه رو به سوی حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) کرد و گفت: ای فرزند رسول خدا! فدایت گردم! مرا نزدیک خود جای ده که به خدا سوگند! من شما را دوست می دارم و دوستداران شما را دوست می دارم. به خدا سوگند! دوستی شما و هوادارانتان به خاطر طمع دنیوی نیست و من با دشمن شما دشمنم و از او بیزارم. و به خدا سوگند! که دشمنی ام با او و بیزاری ام از او، به خاطر کینه ای میان من و او نمی باشد. به خدا! من حلال شما را حلال و حرامتان را حرام می دارم و منتظر امر شمایم، پس ای که خداوند مرا فدایت گرداند! عاقبت مرا چگونه می بینی؟ حضرت امام باقر (علیه السلام) فرمود: به سوی من، به سوی من آی! تا این که او را کنار خود نشانید. سپس فرمود: ای پیرمرد!بر پدرم علی بن الحسین (علیه السلام) نیز مردی وارد شد و مانند سؤال تو را عرضه داشت. پدرم به او فرمود: اگر بمیری بر رسول خدا و علی و حسن و حسین و علی بن الحسین وارد می شوی و قلبت سرد و دلت خنک و خرم و دیده ات روشن می گردد و راحتی و ریحان با فرشتگان کرام کاتبین را پیش روی خود خواهی دید، همین که جانت به این جا برسد - و به حلقش اشاره کرد - و اگر زنده بمانی خواهی دید، آنچه را که دیده ات به آن روشن شود و همراه ما در رکن اعلی خواهی بود. پیرمرد عرضه داشت: چگونه فرمودی، ای ابو جعفر! حضرت باقر (علیه السلام) دوباره سخنش را تکرار کرد، پیرمرد گفت: الله اکبر، ای ابو جعفر! اگر من بمیرم بر رسول خدا و علی و حسن و حسین و علی بن الحسین وارد می شوم و چشمم روشن و قلبم سرد و خنک و خرم می گردد و توسط راحتی و ریحان و فرشتگان کرام کاتبین مورد استقبال قرار می گیرم، همین که جانم به این جا رسید و اگر زنده بمانم، آنچه را که چشمم به آن روشن شود خواهم دید و با شما در رکن اعلی خواهم بود! سپس پیرمرد به شدت گریست،های های های، تا اینکه صورتش به زمین چسبید و اهل خانه چون حال پیرمرد را دیدند به گریه و ناله پرداختند. و حضرت ابو جعفر باقر (علیه السلام) اشک ها را از اطراف دیدگانش با انگشت پاک می کرد. آنگاه پیرمرد سر برداشت و به امام باقر (علیه السلام) عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! دستت را به من بده، خداوند مرا قربان تو سازد! آن حضرت (علیه السلام) دست خود را به او داد، پس دست حضرت را بوسید و بر دیدگان خود نهاد و بر صورتش کشید، سپس جامه از شکم و سینه برگرفت و دست آن حضرت را بر شکم و سینه خود قرار داد. پس از آن برخاست و گفت: السلام علیکم! حضرت باقر (علیه السلام) در پی او می نگریست و پیرمرد می رفت، آنگاه روی به جانب حاضرین کرد و فرمود: هر کس دوست می دارد مردی از اهل بهشت را ببیند، به این شخص نظر کند. حکم بن عتیبه گوید: هیچ مجلس گریه و ماتمی شبیه آن مجلس ندیدم.(218)

مبحث دوم - در وجوب انتظار حضرت قائم (علیه السلام) بر همه افراد:

و بر این مطلب دلالت می کند -اضافه بر بعضی از آنچه گذشت- روایتی که ثقة الاسلام کلینی (رحمةالله) در اصول کافی به سند خود، از اسماعیل جعفی آورده که گفت: مردی بر حضرت ابو جعفر امام باقر (علیه السلام) وارد شد و صفحه ای در دست داشت، حضرت باقر (علیه السلام) به او فرمود: این نوشته مناظر کننده ای است(219) که پرسش دارد از دینی که عمل در آن مورد قبول است. عرض کرد: رحمت خداوند بر تو باد! همین را خواسته ام. حضرت ابو جعفر باقر (علیه السلام) فرمود: گواهی دادن به این که هیچ معبود حقی جز خداوند نیست و این که محمد بنده و رسول او است و این که اقرار کنی به آنچه از سوی خداوند آمده و ولایت ما خاندان و بیزاری از دشمنمان و تسلیم به امر ما و پرهیزکاری و فروتنی و انتظار قائم ما، که ما را دولتی است که هر وقت خداوند بخواهد آن را خواهد آورد.(220)
و در همان کتاب ابوالجارود آمده که گفت: به حضرت ابو جعفر باقر (علیه السلام) عرضه داشتم: ای فرزند رسول خدا! آیا مودت و دلباختگی و پیروی مرا نسبت به خودتان می دانید؟ فرمود: آری. عرضه داشتم: من از شما مطلبی را می پرسم و می خواهم به من پاسخ دهید، زیرا که چشم من نابینا است و کم تر راه می روم و نمی توانم هر وقت بخواهم به دیدار شما بیایم. فرمود: خواسته ات را بازگوی. عرض کردم: دینی که تو و خاندانت خدای - عز و جل - را با آن دینداری می کنید برایم بیان فرمای، تا خدای - عز و جل - را با آن دینداری نمایم. امام باقر (علیه السلام) فرمود: اگر چه مطلب را کوتاه کردی، ولی سؤال مهمی آوردی. به خدای سوگند! دینی را که من و پدرانم خدای - عز و جل - را با آن دینداری می کنیم برایت می گویم؛ گواهی دادن به این که هیچ معبود حقی جز خداوند نیست و این که محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) رسول خدا است و اقرار کردن به آنچه از نزد خداوند آورده و ولایت ولی ما و بیزاری از دشمنان و تسلیم بودن به امر ما و انتظار قائم ما و اهتمام ورزیدن (در امور واجب و حلال) و پرهیزکاری (از کارهای حرام) می باشد.(221)
و در غیبت نعمانی به سند خود، از ابو بصیر از حضرت ابو عبدالله امام صادق (علیه السلام) آورده که روزی آن حضرت فرمود: آیا شما را خبر ندهم به آنچه خدای - عز و جل - هیچ عملی را جز به آن از بندگان نمی پذیرد؟ گفتند: چرا، فرمود: گواهی دادن به این که هیچ شایسته پرستشی جز خداوند نیست و این که محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بنده وفرستاده او است، و اقرار کردن به آنچه به آن امر فرموده، و ولایت ما، و بیزاری از دشمنانمان - یعنی خصوص امامان- و تسلیم شدن به آنان، و پرهیزکاری، و کوشش و اطمینان، و انتظار قائم (علیه السلام). سپس فرمود: به درستی که ما را دولتی است که خداوند هر وقت بخواهد آن را (روی کار) می آورد، آنگاه فرمود: هر کس دوست می دارد از جمله اصحاب قائم (علیه السلام) باشد باید انتظار بکشد و با پرهیزکاری و اخلاق نیک رفتار نماید در حالی که منتظر باشد، پس اگر از دنیا رفت (و پس از مردنش) قائم (علیه السلام) قیام کرد، برای او پاداشی خواهد بود همانند کسی که امام (علیه السلام) را درک کرده، پس جدیت کنید و در انتظار بمانید گوارای تان باد ای گروه مشمول رحمت الهی(222).
می گویم: عبارت (یعنی خصوص امامان) احتمال دارد که از فرمایش امام (علیه السلام) باشد، و احتمال می رود که گفته ابوبصیر باشد. و چون منظور از ولایت آن است که امام (علیه السلام) را در تمام امور سرپرست خود قرار داده و پیروی از او در همه موارد واجب بداند، حضرت بیان فرمودند: کسی ولایتش واجب است که خداوند - عز و جل- او را به امامت و عصمت مخصوص گردانیده، نه هر کسی که منتسب به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است و دشمنی کردن باید با معاند و دشمن امام (علیه السلام) باشد خواه از ذریه پیغمبر باشد، یا غیر آن ها.
و از آنچه بر وجوب انتظار دلالت می کند، روایتی است که شیخ صدوق (رحمةالله) در کتاب کمال الدین به سند خود، از عبدالعظیم حسنی آورده که گفت: بر سرورم حضرت محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب (علیه السلام) وارد شدم و می خواستم که درباره قائم (علیه السلام) از آن حضرت سؤال کنم که آیا همان مهدی است یا غیر او؟ پس خود آن حضرت آغاز سخن کرد و به من فرمود: ای ابوالقاسم! به درستی که قائم (علیه السلام) از ماست و او است مهدی که واجب است در زمان غیبتش انتظار کشیده شود و در ظهورش اطاعت گردد و او سومین (امام) از فرزندان من است.(223)
و در همان کتاب به دو سند صحیح، از حضرت ابی عبدالله امام صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: نزدیک ترین حالات بندگان نزد خدای - عز و جل - و خشنودترین هنگام او از آنان، زمانی است که حجت خدای را نیابند و برای آنها آشکار نشود و از دیدگان آن ها پوشیده بماند که جایگاهش را ندانند و در عین حال بدانند که حجت ها و بینات الهی باطل نشده، پس در آن هنگام هر صبح و شام منتظر باشند که شدیدترین خشم و غضب خداوند بر دشمنانش موقعی است که حجت خود را از آنان مخفی بدارد و بر آنان آشکار نگردد، البته خداوند دانسته است که اولیای او در تردید واقع نمی شوند و اگر می دانست که آنها در شک می افتند، یک چشم بر هم زدن حجت خود را از آنان نهان نمی ساخت و این جز زیر سر اشرار مردم نخواهد بود.(224)