مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد دوم

نویسنده : سید محمد تقی موسوی اصفهانی مترجم : سید مهدی حائری قزوینی‏

اول: تحصیل شناخت صفات و آداب و ویژگی های آن جناب

و نیز شناخت علائم حتمیه ظهور او (علیه السلام)، به دلیل عقل و نقل لازم می باشد.

اما دلیل عقل:

چون آن حضرت (علیه السلام) امامی است که اطاعتش فرض و واجب می باشد، و هر کس که اطاعتش واجب است باید صفاتش را شناخت، تا با شخص دیگری که مقام او را به دروغ و ستم مدعی گردد اشتباه نشود، بنابراین شناخت و دانستن صفات مولایمان حضرت حجت (علیه السلام) واجب است. و باید دانست که لازم است صفات خاص آن حضرت شناخته شود آنچه را که از غیر خودش جدا و تشخیص گردد، به گونه ای که بین مدعی راستگو و دروغگو فرق بگذارد، و این پوشیده نیست، و توضیح و بیان بیشتری برای این دلیل در بین گفتار ان شاء الله تعالی خواهد آمد.

و اما دلیل نقل:

شیخ صدوق از حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر (علیه السلام) روایت آورده که فرمود: هر کس در چهار چیز شک کند به تمام آنچه خدای - تبارک و تعالی - نازل فرموده کفر ورزیده است... یکی از آنها شناختن امام در هر زمان از جهت شخص و صفات او می باشد.
و نیز مؤید آن است آنچه در کتاب کمال الدین به سند خود از امام صادق (علیه السلام) از پدرانش از امیرمؤمنان علی (علیه السلام) روایت آورده که بر منبر مسجد کوفه چنین خطبه خواند: خدایا!به درستی که زمین تو را حجتی بر آفریدگانت باید که آنها را به دین تو هدایت کند، علم تو را به آنان بیاموزد، تا حجتت از بین نرود و پیروان اولیایت - پس از آنکه به آن حجت هدایتشان فرمودی - گمراه نشوند، و (آن حجت) یا آشکار است که فرمانبرداری نشود، یا پنهان شده است که در انتظار (هنگام قیام و تشکیل حکومت جهانی اسلام) به سر می برد، اگر شخص او (در حال متارکه آنان با مخالفان) در حالی که مردم هدایت شده باشند از (نظر آنها) غایب شود؛(128) علم او از آنان غایب نمی گردد، و آداب او در دل های مؤمنین بر جای می ماند، پس آنها آداب او را به کار می بندند.(129)
می گویم: آداب جمع ادب است، و آن - چنان که در کتاب قاموس آمده - شأن و عادت می باشد، بنابراین یا معنی عبارت آن است که: ثبوت عادت و اوصاف پسندیده آن حضرت در دل های آنان سبب می گردد که به آنچه خوشایند آن جناب است عمل کنند - اگر لام برای تعلیل باشد - و یا بدین معنی است که: آداب آن حضرت در دل های مؤمنین ثبت گردیده، و آن ها اعمالی انجام می دهند که مانند آداب و اعمال شریف او است - که در این صورت لام به معنی باء خواهد بود - چنان که در بعضی از روایات آمده و مؤمنین در زمان غیبت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) کارهای نیک را انجام می دهند تا به آداب آن جناب درآیند، و به صفات آن بزرگوار متصف گردند، پس لام - بنابراین معنی - برای غایت و نتیجه است. و هر کدام از این دو معنی باشد مطلب را ثابت می کند این که ثبوت آداب و اخلاق آن حضرت در دل از صفات مؤمنین و لوازم ایمان است. و نیز شاهد بر آنچه گفتیم شدت اهتمام پیغمبر و امامان (علیهم السلام) در هر زمان به بیان صفات و ویژگی های خاص آن حضرت است که او را حتی از امامان دیگر متمایز می نماید تا چه رسد به مردم دیگر، چنان که بر پژوهشگر پوشیده نیست، و این فقط بدین خاطر است که شناخت صفات و ویژگی های آن جناب بر همه مردم لازم است، و جهت آن ظاهر است و آن انگیزه های فراوان ریاست طلبان بر ادعای دروغین منصب آن جناب می باشد، و قوی ترین دلیل بر چیزی، تحقق یافتن آن است، بنابراین بر هر مؤمنی واجب است که امام زمانش را با صفات خاص و آداب مخصوصش بشناسد تا با ادعای شخص ملحدی که لایق آن مقام منیع نیست به شبهه نیفتد، و در دلش تردیدی راه نیابد. و ما در این کتاب آنچه که برای خردمندان بسنده است در این باره آوردیم، بر تو باد که در بخش کتاب، یک به یک دقت کنی و خداوند به راه راست هدایت می کند.
توجه: در آغاز این کتاب، بخشی را در مورد وجوب شناخت آن حضرت قرار دادیم، و در آن جا منظور، بیان وجوب شناخت شخص آن حضرت بود که باید نام و نسب شریفش را بشناسیم، و این که اعمال جز با معرفت امام (علیه السلام) تمام نمی گردد، و در این جا مقصود، اثبات وجوب شناخت صفات و آداب آن جناب فی الجمله می باشد، پس از این نکته غافل مباش.
و بر وجوب شناخت مولایمان - صلوات الله علیه - به هر دو وجه اضافه بر آنچه گذشت - روایات و اخبار بسیاری دلالت می کند، از جمله:
1- در اصول کافی به سند صحیحی از زراره از حضرت امام صادق (علیه السلام) روایت آمده که فرمود: امام خودت را بشناس که اگر او را شناختی بر تو زیان نرساند که این امر پیش بیفتد یا تأخیر یابد.(130)
2- و در همان کتاب به سند خود از فضیل بن یسار آورده که گفت: از حضرت امام صادق (علیه السلام) درباره فرموده خدای - تبارک و تعالی -: یوم ندعوا کل اناس بامامهم(131)؛ روزی که هر مردمی را به امامشان فرا می خوانیم. پرسیدم، فرمود: ای فضیل! امام خود را بشناس که اگر امامت را شناختی پیش تر شدن این امر یا به تأخیر افتادن آن، بر تو زیان نرساند، و هر کس امام خود را بشناسد سپس پیش از آن که صاحب این امر قیام کند بمیرد، بمنزله آن است که در ارتش آن حضرت نشسته باشد، نه، بلکه به منزله کسی است که زیر پرچمش نشسته باشد. راوی گوید: بعضی از اصحاب آن حضرت گفتند: به منزله کسی است که با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به شهادت رسیده باشد.(132)
3- و نیز در آن کتاب به سند صحیحی از فضیل بن یسار آورده که گفت: شنیدم حضرت ابو جعفر امام باقر (علیه السلام) فرمود: هر کس بمیرد در حالی که امام نداشته باشد، مردنش مردن جاهلیت است، و هر آنکه در حال شناختن امامش بمیرد او را زیان نرساند که این امر (دولت آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)) پیش تر شود یا به تأخیر افتد، و هر کس بمیرد در حالی که امامش را شناخته چنان است که در خیمه قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با آن حضرت باشد.(133)
4- و در همان کتاب در خبر صحیحی از عمر بن ابان آمده که گفت: شنیدم حضرت ابی عبدالله امام صادق (علیه السلام) می فرمود: نشانه را بشناس که اگر علامت را نشناختی تو را ضرر نزند آنکه این امر جلوتر شود یا تأخیر افتد، به درستی که خدای - عز و جل - می فرماید: یوم ندعوا کل اناس بامامهم؛ روزی که هر مردمی را به امامشان فرا می خوانیم پس هر آنکه امام خودش را بشناسد همچون کسی خواهد بود که در خیمه امام منتظر باشد.(134)
می گویم: این که فرمود نشانه را بشناس در مورد شناختن امام کلمه جامعی است، و سخنان بزرگان سخن بزرگ می باشد، توضیح اینکه: منظور از نشانه چیزی است که صاحب آن از غیر خودش امتیاز داده شود به گونه ای که هر کس نشانه اش را شناخت به اشتباه نیفتد، و نشانه امام یا به نسب او بر می گردد و یا به بدن او یا به علم و اخلاق او یا به ویژگی های هنگام ظهورش، نشانه های حتمی ای که امامان معصوم (علیهم السلام) خبر داده اند ارتباط دارد. و علائم امام (علیه السلام) ظاهر شدن معجزه بر دست او است، و شخص پوینده راه شناخت، هرگاه نشانه امام را دانست امامش را اشتباه نمی کند هر چند که مدعیان دروغین منصب او زیاد باشند. و از همین روی فرموده اند: به درستی که امر ما از آفتاب روشن تر است. و همچون روز هیچگونه پوشیدگی در آن نیست. پس بحمد الله وجوب شناخت صفات و نشانه ها و اخلاق و دلایل آن حضرت واضح گشت چون معرفت نسبت به آن جناب به این وسیله حاصل می شود.
اکنون که این را دانستی، می گویم: بدون تردید مقصود از شناختی که امامان ما- که درودها و سلام های خداوند بر ایشان باد - تحصیل آن را نسبت به امام زمانمان امر فرموده اند، مقصود شناختن آن حضرت است آن چنان که هست، به گونه ای که سبب سالم ماندنمان از شبهه های ملحدین گردد، و مایه نجاتمان از گمراه ساختن مفتریان گمراه کننده شود، و چنین شناختی جز به دو امر حاصل نمی گردد؛
یکی: شناختن شخص امام (علیه السلام) به نام و نسب.
دوم: شناخت صفات و ویژگی او.
و به دست آوردن این دو شناخت از اهم واجبات می باشد. واجب بودن شناخت اول واضح است، و اضافه بر آنچه در بخش اول کتاب گذشت بر آن دلالت دارد روایتی که شیخ اجل محمد بن ابراهیم نعمانی به سند خود از عبدالله بن ابی یعفور آورده که گفت: به حضرت امام صادق (علیه السلام) عرضه داشتم: مردی شما را دوست می دارد و از دشمنتان بیزاری می جوید، و حلال شما را حلال و حرامتان را حرام می شمارد، و معتقد است که این امر (امامت) بین شما هست و به غیر شما بیرون نرفته، جز این که گوید: آن ها در بین خود اختلاف کرده اند، و آنهایند امامان زمامدار، و هرگاه بر یک تن از خودشان متفق گردند و بگویند: این است (آن صاحب امر) ما نیز خواهیم گفت: همین است، امام صادق (علیه السلام) فرمود: اگر (این مرد) بر همین باور بمیرد به مرگ جاهلیت مرده است.(135)
و به طریق دیگری از سماعة بن مهران(136) از امام صادق (علیه السلام)؛ و طریق دیگری از حمران بن اعین(137) از امام صادق (علیه السلام) مانند این سخن روایت آمده. پس در این حدیث دقت کن که چگونه شناختن شخص امام را به نام و نسب واجب شمرده، و به کمتر از این بسنده نکرده است، و همین مقدار بیان برای جویندگان کافی است. و اما واجب بودن شناخت صفات و ویژگی های امام (علیه السلام)؛ چون ما به خاطر اینکه به دیدار مولایمان و امام زمانمان مشرف نشده ایم از شناختن آن حضرت به صورت محروم مانده ایم، بنابراین اگر کسی که در این زمان ادعا کند که من صاحب الزمان هستم. راست و دروغش را جز به دو امر نمی توان دانست: یکی آشکار شدن معجزه به دست او، و دیگر ظاهر شدن نشانه هایی که ائمه اطهار برای امام قائمی که در انتظارش هستیم بیان کرده اند. پس هرگاه فرد مؤمن آن نشانه ها را شناخت و از آن مکارمی که برای آن حضرت هست آگاه گردید به هر صدای گوش نخواهد داد، و بین راست گو و دروغگو فرق خواهد گذاشت.
از همین روی مولایمان حضرت امام صادق (علیه السلام) به عمرو بن ابان - که از اصحاب برجسته آن جناب بود - فرمود: نشانه را بشناس... چون اگر نشانه را شناخت دیگر پس از هدایت شدن گمراه نخواهد شد، و به فریبکاران تمایلی نخواهد یافت. و شگفت آور است که یکی از شرح کنندگان کافی در معنی حدیث فوق چنین گفته: مراد از نشانه، امام است چون که او علامتی است که به آن، احوال مبدا و معاد و قوانین شرعی شناخته می شود.
ای کاش می دانستم که چه چیزی او را به این توجیه کشانده و لفظ را از آنچه حقیقت در آن است بازداشته و چون جریان حضرت قائم (علیه السلام) از بزرگترین و شگفت انگیزترین امور است، و مقام حضرتش از والاترین و منیع ترین مقامها می باشد، به گونه ای که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و جانشینانش در بسیاری از روایات به او افتخار نموده، و فرموده اند: منا مهدی هذه الامت؛ مهدی این امت از ما است. می بایست ویژگی های او و نشانه های ظهورش از بهترین صفات و روشن ترین نشانه ها باشد، بطوریکه بر هیچ کس از مردان و زنان و شهر نشینان و صحرانشینان پوشیده نماند، و می بایست که آن نشانه ها و صفات بر خلاف معمول و عادتها و خارق آنها باشد و بدین ترتیب بین ادعاهای راستین و دروغین فرق ایجاد کند و آن نشانه ها در سخنان امامان بر حق (علیه السلام) بیان شده باشد و این مطلب به حکم عقل و نقل روشن است و بر اهل خرد و فضل پوشیده نیست. شاهد بر آنچه ادعا کردیم و توضیح آنچه قائل شدیم، روایاتی است که از امامان (علیهم السلام) در ذکر آن علامت ها و بیان صفات و ویژگی های حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رسیده، از درخشندگی نورش در زمان ظهور، نداهای عمومی روشن، صیحه ترسناکی که علنی انجام می شود، ابری که بر سر آن جناب سایه می افکند و اعلام می دارد: این همان مهدی خلیفه خداست از او پیروی کنید و پاسخ دادن خورشید و ماه به فراخواندن آن حضرت، برطرف شدن دردها و بیماری ها از مؤمنین به برکت او، ظاهر شدن سنگ و عصای موسی (علیه السلام) به دست آن بزرگوار، و غیر اینها... که بسیاری از آنها را در بخش چهارم همین کتاب پیش تر یادآور شدیم، و علمای ما - که خداوند از جهت خدمتشان به اسلام و اهل آن بهترین پاداششان دهد - آن روایات را در کتاب های شان آورده اند. و به آنچه یادآور شدیم مولایمان حضرت ابو جعفر باقر (علیه السلام) توجه داده، در حدیثی که در بحار به نقل از نعمانی روایت آمده که فرمود: تا آسمان ها و زمین آرامند شما هم آرام بمانید -یعنی بر کسی خروج مکنید - چون به درستی که در امر شما پوشیدگی نیست، آگاه باشید که آن، آیتی از خدای - عز و جل - می باشد، از مردم نیست، توجه کنید که آن از خورشید روشن تر است بر هیچ نیک و بدی مخفی نمی ماند، آیا صبح را می شناسید؟ راستی که آن امر همچون صبح است، پوشیدگی در آن نیست.(138)
و در اخبار دیگری که از امامان (علیه السلام) روایت شده است. و از جمله روایاتی که بر وجوب تحصیل این دو شناخت، با صراحت دلالت دارد روایتی است که در تفسیر البرهان از معاویة بن وهب از حضرت امام صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: به درستی که بهترین و واجب ترین فریضه ها بر انسان، شناخت پروردگار و اقرار به بندگی او است، و مرز شناخت، آن است که خداوند را بشناسد این که هیچ معبود حقی جز او نیست و هیچ گونه مثل و مانندی ندارد، و بداند که او قدیم پایدار موجود است بدون فقدان، موصوف است بی آنکه شبیه و نظیر. باطل کننده ای داشته باشد، هیچ چیز به مثل او نیست و او است شنوای بینا. و پس از آن، شناخت فرستاده خدا است و گواهی دادن به پیغمبری او، و کم ترین مرتبه شناخت رسول، اقرار به پیغمبری او است و اینکه آنچه از کتاب یا امر و نهی آورده از خدای - عز و جل - می باشد، و بعد از آن، شناختن امامی است که با نعت و صفت و نامش در حال سختی و راحتی به او اقتدا می نمایی. و کم ترین درجه شناخت امام آن است که (دانسته شود) و - به جز نبوت- همتای پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است، و امام، وارث پیغمبر است، و اطاعت امام اطاعت خداوند و اطاعت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است، و تسلیم بودن به او در همه امور، و مراجعه کامل به او و پذیرش گفته او از مراتب شناخت می باشد، و بداند که امام بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) علی بن ابی طالب است، و بعد از او حسن، سپس حسین، سپس علی بن حسین، سپس محمد بن علی، سپس جعفر بن محمد، سپس موسی بن جعفر، سپس علی بن موسی، سپس محمد بن علی، و پس از او علی بن محمد و بعد از علی پسرش حسن، و حجت از فرزندان حسن (علیه السلام) می باشد. سپس امام صادق (علیه السلام) فرمود: ای معاویه در این مورد برای تو اصل و قاعده ای قرار دادم پس بر آن عمل کن...(139)