مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد دوم

نویسنده : سید محمد تقی موسوی اصفهانی مترجم : سید مهدی حائری قزوینی‏

5- دعای ندبه

از جمله دعاهای ارزنده ای که در این باب روایت شده دعای ندبه است، که در کتاب زاد المعاد(125) به حذف سند، از ششمین امامان معصوم (علیهم السلام) روایت گردیده و خواندن آن در چهار عید - جمعه و فطر و قربان و غدیر- تأکید شده است.
و در مزار بحار(126) آن را از سید بن طاووس، از بعضی علمای ما روایت آورده، که گفت: محمد بن علی بن ابی قره گوید: دعای ندبه را از کتاب محمد بن الحسین بن سفیان بزوفری نقل نمودم و یادآور شده که این دعا برای صاحب الزمان - صلوات الله علیه - است و مستحب است که در عیدهای چهارگانه این دعا خوانده شود.
و نیز عالم اجل نوری (رحمة الله) در کتاب تحیة الزائر از مصباح الزائر(127) سید بن طاووس و مزار محمد بن المشهدی، از محمد بن علی بن ابی قره، به نقل از کتاب بزوفری این دعا را روایت نموده است. و همچنین نوری (رحمة الله) آن را از کتاب مزار قدیم روایت کرده و افزوده که در شب جمعه نیز - همچون عیدهای چهارگانه - خواندنش مستحب می باشد.
بنام خداوند بخشنده مهربان حمد مخصوص خداوندی است که هیچ معبود حقی جز او نیست، و حمد او را (سزا) است که پروردگار عالمیان است، و درود خداوند بر آقای ما محمد، پیامبر او و خاندانش باد، و سلام خاصی از سوی خداوند (بر او و خاندانش باد).
خداوندا!حمد تو را است بر آنچه قضای تو در مورد اولیایت جاری شد، آنانی که برای خودت و دینت خالص کردی، آنگاه که برای ایشان فراوانی نعمت هایت را انتخاب فرمودی، نعمت هایی پایدار که نیستی و از هم گسستگی در آن ها راه نمی یابد، پس از آنکه بر آنان شرط نمودی که نسبت به درجات این دنیای پست و زرق و برق ها و زیورهای آن زهد ورزند (و از آنها ببرند)، پس آنان این شرط را پذیرفتند و دانستی که به آن وفا خواهند کرد، پس ایشان را قبول فرمودی و مقرب درگاه خویش ساختی و یاد بلند و ستایش آشکاری برایشان مقدم داشتی و فرشتگانت را بر آنان فرو فرستادی و به وحی خویش گرامیشان داشتی و به علم خود یاریشان فرمودی و ایشان را سبب هایی به سوی خویش و وسیله ای به رضوانت قرار دادی. آنگاه یکی از ایشان و او و همراهان با ایمانش را به رحمت خویش از هلاکت نجات دادی، و بعضی از ایشان را خلیل (دوست صمیمی) برگرفتی و از تو زبانی راستین درخواست کرد، پس خواهشش را به اجابت رساندی و آن زبان راستین را بلند مرتبه قرار دادی، و یکی را از درختی (بدون واسطه) سخن گفتی و برای او از (وجود) برادرش پشتوانه و وزیری قرار دادی، و یکی را بدون پدر متولد ساختی و دلایل روشنی به او دادی و به روح القدس تأییدش فرمودی، و از برای هر کدام آیینی پدید آوردی و شیوه ای ارایه دادی و برای هر یک از آنان جانشینانی اختیار کردی، که یکی پس از دیگری نگهبان آن آیین باشند و مدت معینی این مسؤولیت را به عهده گیرند، تا دین تو پایدار ماند و حجت بر بندگانت تمام گردد. و به جهت این که حق از جایگاه خود کنار زده نشود و باطل بر اهل آن چیره نگردد و تا این که مبادا کسی (روز قیامت) بگوید: چرا فرستاده هشدار دهنده ای به سوی ما نفرستادی و نشانه راهنمایی برایمان برپای نداشتی، تا پیش از آنکه به ذلت (گمراهی) و خواری (گناه) واقع شویم، از آیات تو پیروی کنیم.
تا این که امر (دین) را به دوست و برگزیده ات محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) سپردی، پس او همچنان که تو او را برگزیدی، آقای مخلوقات تو و عصاره برگزیدگانت و بهترین منتخبانت بود، و گرامی ترین کسانی که مورد اعتماد تو بوده اند، او را بر پیغمبرانت (از لحاظ رتبه و مقام) پیشی دادی و به سوی هر دو گروه (انس و جن) از بندگانت برانگیختی و خاورها و باخترهای زمین را از زیر گام هایش گذراندی و براق را برای وی مسخر ساختی و او را به آسمان بالا بردی و علم آنچه بود و آنچه خواهد بود تا هنگام به آخر رسیدن آفرینشت را به او سپردی، سپس به وسیله هراس (افکندن در دل دشمنانش) یاری اش کردی، و جبرئیل و میکائیل و فرشتگان نشاندارت را پیرامونش قرار دادی و او را وعده فرمودی که دینش را بر همه دین ها چیره و آشکار سازی، هر چند که مشرکین را ناخوش آید. و آن پس از این بود که جایگاه راستینی از جهت خاندانش برایش قرار دادی و برای او و خاندانش نخستین خانه ای که برای مردم نهاده شده بود، مقرر ساختی (خانه ای که) در مکه است با برکت و هدایتگر جهانیان، در آن است نشانه های روشن مقام ابراهیم، و هر کس در آن وارد شود ایمن خواهد بود. و فرمودی: به درستی که خداوند می خواهد رجس و پلیدی را از شما اهل بیت دور سازد و شما را پاک گرداند پاک کردنی به سزا. آن گاه مزد محمد - که درود تو بر او و خاندانش باد- را مودت ایشان (اهل بیت) مقرر ساختی، پس در کتاب خویش فرمودی: بگو (ای پیغمبر!) که بر رسالت مزدی از شما نمی طلبم مگر مودت در حق نزدیکانم را و فرمودی: آنچه به عنوان مزد رسالت از شما خواستم به سود خود شما است. و فرمودی: من از شما مزدی نمی خواهم مگر این که کسی بخواهد به سوی پروردگارش راهی در پیش گیرد پس آنان (خاندان پیغمبر) بودند راه به سوی تو و وسیله رسیدن به رضوان تو. پس چون روزگار (رسالت پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم)و) دوران عمرش سپری گشت، ولی خودش علی بن ابی طالب - که درود تو بر ایشان و خاندانش باد - را هدایتگری (برای بعد از خودش) بپاداشت، چه این که او هشدار دهنده بود و هر قومی را هدایت کننده ای هست، پس در حالی که انبوه جمعیت پیش رویش بودند چنین گفت: هر کس را من مولی هستم، پس علی مولای او است، بار الها!دوست بدار هر که از او پیروی کند و دشمن بدار هر که را که با او به ستیز برخیزد و پیروزمند کن هر که را یاری اش کند و خوار گردان هر که خواری اش خواهد. و فرمود: هر کس که من پیغمبر او هستم، پس علی امیر او می باشد. و فرمود: من و علی از یک درخت هستیم، و سایر مردم از درخت های گوناگون. و او را نسبت به خود در منزلت هارون نسبت به موسی قرار داد، پس فرمود: تو نسبت به من در منزلت و رتبه هارون هستی نسبت به موسی، مگر اینکه پیغمبری پس از من نیست. و دخترش بزرگ زنان عالمیان را به او تزویج کرد و آنچه از مسجدش برایش حلال بود، برای او حلال نمود و تمام درها را (که به مسجد باز می شد) بر بست مگر در (منزل) او را، و علم و حکمتش را در او به ودیعت سپرد، که فرمود: من شهر علم هستم و علی در آن شهر است، پس هر آنکه مقصدش رسیدن به شهر است و حکمت می خواهد باید که از آن در داخل شود. و به او فرمود: تو برادر و وصی و وارث من هستی، گوشت تو، از گوشت من است و خون تو، از خون من و مسالمت با تو، مسالمت با من و جنگ با تو، جنگ با من می باشد و ایمان با گوشت و خون تو آمیخته، همچنان که با گوشت و خون من آمیزش یافته است. و تو فردا (ی قیامت) بر حوض (کوثر) با من و جانشین منی و تو قرض مرا ادا می کنی و دعده هایم را تحقق می بخشی و شیعیان تو بر منبرهایی از نور، چهره هایشان سپید، پیرامون من در بهشت خواهند بود و همسایگان من هستند. و اگر تو نبودی ای علی!مؤمنین پس از من شناخته نمی شدند، پس (امیرمؤمنان علی (علیه السلام)) بعد از او (پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم)) هدایتگر از گمراهی و روشنگر از نابینایی بود و ریسمان محکم الهی و راه راست او، نه کسی در نزدیکی او به پیغمبر پیش تر بود و نه احدی در دین از او سابقه دارتر و نه به هیچ یک از افتخارآفرینی هایش دست می رسید، مو به مو در جای پای حضرت رسول گام می نهاد - که درود خداوند بر آن دو و خاندانش باد - و بر اساس تأویل (با پیمان شکنان و سرکشان و منحرفان) جنگ می کرد و ملامت هیچ ملامت کننده ای در راه خداوند او را نمی گرفت، در راه خدا گردن کشان عرب را بی کس گذاشت و پهلوانان آنان را کشت و گرگانشان را به هلاکت رساند، پس در دل های آنان کینه ها سپرد از جهت غزوات بدر و خیبر و حنین و غیر این ها. پس در دشمنی اش برخاستند و در پی زمین زدنش همداستان شدند، تا آن که پیمان شکنان و منحرفان و سرکشان (ناکثین و قاسطین و مارقین) را به قتل رسانید. و چون دورانش سپری گشت و شقاوتمندترین افراد در پسینیان، بعد از شقی ترین پیشینیان، آن حضرت را به قتل رسانید، فرمان حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد هدایتگران پی در پی اطاعت نگردید و امت اصرار داشتند که با او دشمنی کنند و همداستان شدند که رحم او را قطع نمایند و فرزندانشان را (از شهر و دیارشان) دور سازند، جز عده اندکی از (امت) که به جهت رعایت حق در مورد آنان وفادار ماندند، پس کشته شده هر آنکه (از فرزندان آن جناب) کشته شد، و به اسارت درآمد هر آنکه (از ایشان) اسیر گردید، و تبعید شده هر آنکه بتعید شد، و قضا برای آنان به گونه ای جریان یافت که امید پاداش نیک برای آن هست، چه این که زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگانش که بخواهد آن را به ارث می دهد و عاقبت کار با تقواپیشگان است. و خداوند (پروردگارمان) از هرگونه نقص و آلایش منزه است و وعده خداوند حتمی است و به هیچ وجه تخلفی در وعده الهی نیست و او است خدای عزیز حکیم. پس بر پاکیزگان از خاندان محمد و علی - که درود خداوند بر آنان و خاندانشان باد - باید بگریند گریه کنندگان، و (در محنت ها و ستم هایی که بر آنان رفته) باید که مویه کنند مویه کنندگان، و به خاطر چنان بزرگوارانی باید که اشک ها ریخته شود، و می بایست که فریاد برکشند فریاد زنندگان، و غوغا نمایند ضجه کنندگان، و ناله سر دهند ناله کنندگان، حسن کجاست؟ حسین کجاست؟ فرزندان حسین کجا شدند؟ نیکویی پس از نیکوی دیگر، و راستگویی پس از راستگوی دیگر؟ کجاست راه (خداوند) پس از راه دیگر؟ کجاست برگزیده بعد از برگزیده ای؟ کجایند خورشیدهای طلوع کرده؟ کجایند ماه های درخشنده؟ کجایند ستارگان تابناک؟ کجایند نشانه های دین و پایه های علم؟ (و بالاخره) کجا است آن حضرت بقیة الله که از عترت هدایتگر بیرون نیست؟ کجا است آن آماده شده برای برکندن دنباله ستمگران؟ کجا است آن انتظار کشیده شده برای راست کردن کجی ها و انحراف ها؟ کجا است آنکه برای زایل کردن ستم و تجاوز امید به او است؟ کجا است آنکه برای تجدید کردن واجبات و سنت ها ذخیره شده؟ کو آن که برای بازگرداندن آیین و شریعت برگزیده شده؟ کو آن که برای زنده کردن کتاب خدا و حدود آن، آرزو به اوست؟ کجا است آن زنده کننده نشانه های دین و اهل دین؟ کجا است درهم شکننده شوکت (و عظمت پوشالی) تجاوزگران؟ کجا است خراب کننده بناهای شرک و نفاق؟ کجا است نابود کننده اهل فسق و گناه؟ کجا است درو کننده شاخه های گمراهی و دودستگی؟ کجا است فنا کننده اهل سرکشی و طغیان؟ کجا است ریشه کننده اهل لجبازی و گمراهی و الحاد؟ کجا است عزت دهنده دوستان و خوار کننده دشمنان؟ کجااست وحدت دهنده کلمه بر مبنای تقوی؟ کجااست آن دری که از طریق آن به خداوند راه یافته می شود؟ کجا است آن وجه الله که اولیای خدا به سوی او روی همی آورند؟ کجااست آن سبب پیوسته میان اهل زمین و آسمان؟ کجااست صاحب روز فتح (و پیروزی حقیقی) و برافراشاننده پرچم های هدایت؟ کجااست آن که پراکندگی صلاح و خشنودی را فراهم می آورد؟ کجااست آن طلب کننده خون پیغمبران و پیغمبرزادگان؟ کجااست آن انتقام گیرنده خون کشته شده در سرزمین کربلا؟ کجااست آن پیروزمند بر هر کسی که بر حریم او تجاوز کرده و تهمت زده؟ کجااست آن مضطر(ناچاری) که هرگاه دعا کند اجابت می شود؟ کجااست آن صدر نشین خلایق صاحب نیکی و تقوی؟ کجاست فرزند پیامبر مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) و فرزند علی مرتضی و فرزند خدیجه بزرگوار و فرزند فاطمه زهرا، بزرگترین (بانوان از اولین و آخرین) پدر و مادرم فدایت باد و جانم سپر بلاو حمایت کننده تو باد، ای فرزند آقایان مقرب (درگاه خداوند!) ای فرزند اصیل ترین و بزرگوارترین اهل عالم!ای زاده هدایتگران ره یافته!ای زاده برگزیدگان پاکیزه!ای فرزند شریف ترین مردمان!ای فرزند نیکوترین پاکان!ای فرزند جوانمردان برگزیده!ای فرزند گرامی ترین بزرگواران!ای زاده ماه های تابان!ای زاده چراغ های درخشان!ای زاده شهاب های تابان!ای زاده ستارگان فروزان!ای فرزند راه های روشن به سوی خدا!ای فرزند نشانه های آشکار!ای زاده علوم کامل!ای زاده سنت های مشهور!ای فرزند آثار قید شده (و در زبان انبیا و اولیا آمده)!ای فرزند معجزه های موجود (و پایدار)!ای فرزند راهنمایان مشهود خلق!ای فرزند صراط مستقیم!ای فرزند نبأ عظیم (امیرالمؤمنین علی (علیه السلام))!ای فرزند کسی که در علم حق (ام الکتاب) نزد خداوند دارای برجسته ترین مقام ها و حکمت های الهی است!ای فرزند آیات روشن پروردگار!ای فرزند دلایل آشکار حق!ای زاده برهان های واضح حیرت انگیز!ای فرزند حجت های بالغه الهی!ای فرزند نعمت های تمام خداوند!ای فرزند طه و محکمات!ای فرزند یس و ذاریات!ای فرزند طور و عادیات!ای فرزند آن بزرگواری که آن قدر نزدیک شد و پیش رفت، تا اینکه همچون نزدیکی دو سر کمان یا نزدیک تر شد قرب او به خداوند اعلی!ای کاش می دانستم که دوری، تو را به کجا کشانیده و آیا کدام سرزمین یا خاک، تو را بر خود برداشته، آیا در زمین رضوی یا غیر آن یا ذوطوی مسکن داری؟ بسیار دشوار است بر من، که همه خلق را ببینم و تو دیده نشوی (و از نظرها غایب باشی) و هیچ صدایی و سخنی هر چند آهسته هم از تو نشنوم، بسیار سخت است بر من، که بلاها تو را بدون من احاطه کند و از من به تو ناله و شکایتی نرسد، (بسیار سخت است بر من، که بلاها مرا به جای تو احاطه نکند و هیچ ناله و شکایتی از من به تو نرسد)، جانم فدای تو باد، ای پنهان شده ای که از ما دور نیستی!جانم به قربان تو، ای دور از وطنی که از ما دور نشده!جانم فدای تو، ای آرزوی مشتاقان و مایه امید هر مرد و زن اهل ایمان، که به یاد تو ناله همی زنند! جانم فدایت، ای وابسته به جایگاه بلندی که هیچ کس به آن نتواند رسید! جانم فدایت باد، ای صاحب مجد و شرف که همانندی ندارد! جانم فدایت باد، ای صاحب نعمت های دیرینه که نظیری برایش نیست! جانم فدایت باد، ای رمز شرافت که احدی با آن برابری نتواند کرد. تا به کی ای مولایم! در فراق تو مویه برکشم. تا به کی (تا کی در انتظار تو حیران بمانم تا به کی!) و با کدام گفتار تو را بستایم و چگونه با چه زبانی آهسته با تو سخن بگویم؟ بسیار دشوار است بر من، که از غیر تو پاسخ داده شوم و هم سخن گردم. بسیار سخت است بر من، که من بر فراق تو بگریم و مردم تو را واگذارند (و از یاد تو غافل باشند). بر من سخت و دشوار است که بر تو - نه بر دیگران- بگذرد آنچه گذشته است، آیا کسی هست که مرا یاری دهد تا با او هم ناله شوم و مدتی طولانی با هم بگرییم. آیا زاری کننده ای هست که او را در حال تنهایی او، در زاری اش یاری دهم؟ آیا چشم متألم از فرط گریه ای هست که چشم من او را بر گریستن یاری دهد؟ آیا ای فرزند حضرت احمد (پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)) راهی به سوی تو هست که با تو ملاقاتی صورت گیرد (یا آن راه یافت شود)؟! آیا این روز (تاریک غیبت) به فردای دیدار جمالت می رسد، که ما بهره مند شویم؟!کی می شود که بر چشمه های سیراب کننده ای برآییم و سیراب گردیم؟!کی شود که از آب زلال (ظهور) تو برخوردار شویم، که تشنگی مان طولانی شد؟!کی شود که هر بامداد و شامگاه به دیدارت مشرف شویم و دیده هایمان روشن گردد؟!کی تو ما را و ما تو را ببینیم، در حالی که پرچم پیروزی برافراشته باشی و آشکارا دیده شوی؟! آیا شود که ما پیرامونت را گرفته باشیم و تو رهبری مردم را عهده دار شده باشی، در حالی که جهان را از عدل و داد پرکرده و دشمنانت را خواری و عقوبت چشانده و سرکشان و منکران حق را نابود فرموده باشی و متکبران را ریشه کن ساخته و ستمگران را از بن براندازی، و ما بگوییم حمد مخصوص پروردگار عالمیان است؟!
خداوندا!تو بر طرف کننده همه غم ها و بلاها هستی، پس ای فریاد رس پناهندگان! دادرسی کن بنده کوچک دچار رنج و بلا را، و آقایش را به او بنمایان، ای خداوند بسیار قدرتمند! و به ظهور او، غم و اندوه و سوز دل را از این بنده ضعیف دور گردان و دل تفتیده (از تشنگی فراقش) را خنک فرمای، ای آنکه بر عرش استوار است و بازگشت همه موجودات و نهایت امر به سوی تو است.
خداوندا! و ما بندگان توایم که مشتاق ظهور ولی تو هستیم، آن که یادآور تو و پیغمبر تو است، او را برای نگهداری و پاسداری (دین و ایمان ما) آفریدی و او را مایه برپایی و پناه ما بپاداشتی و برای مؤمنان از ما، امام قرارش دادی، پس تحیت و سلام ما را به حضرتش برسان و بدین وسیله گرامیداشت را نسبت به ما افزون گردان و قرارگاه او را جایگاه و منزل ما قرار ده و نعمتت را تمام کن، به این که او را پیش روی ما برآوری تا آنکه به بهشت هایت واردمان فرمایی و با شهیدان خالص و برگزیده ات رفیق و همنشین نمایی.
خداوندا! بر محمد و آل محمد (علیهم السلام) درود فرست و بر حضرت محمد، جد او، رسولت، بزرگ آقای عالم، درود فرست. و نیز بر پدرش، آقای کوچک، و جده اش صدیقه کبری، فاطمه دختر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) .
خداوندا!درود فرست بر حجت خودت بر خلق و ولی امرت. و درود فرست بر جد او محمد، فرستاده ات سید بزرگ تر. و درود فرست بر پدرش سید ارجمند و پیروزمند و پرچمدار روز محشر و ساقی دوستانش از نهر کوثر و فرمانروا بر سایر افراد بشر، آن که هر کس به او ایمان آورد، البته رستگار شده است و هر آن کس به او ایمان نیاورد، گمراه گردیده و کفر ورزیده. درود خداوند بر او و بر برادرش و بر فرزندان گرامی روسفید آن دو باد، تا هر وقت که خورشید طلوع کند و ماه بتابد و بر جده اش صدیقه کبری و فاطمه زهرا دختر محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) و بر برگزیدگان از پدران نیکویش و بر خود او بهتر و کاملتر و تمامتر و دایمی تر و بیشتر و وافرتر از آنچه که بر کسی از برگزیدگان و نیکان از خلقت درود فرستاده ای بر ایشان درود فرست و بر او درود فرست درود فرستادنی که شماره اش را آخری نباشد و امدادش پایان نیابد و زمانش هیچ گاه سپری نگردد.
خداوندا! و به وجود آن حضرت حق را بپادار و باطل را از میان بردار و دوستانت را به (ظهور) او به دولت رسان و دشمنانت را به (دست) او خوار گردان. و ای خدا! بین ما و او پیوندی بر قرار کن که به همنشینی پدرانش (در بهشت) بیانجامد و ما را از کسانی قرار ده که به دامان آنان چنگ زنند و در سایه آنان زیست کنند و ما را یاری فرمای تا حقوق آن حضرت را ادا کنیم و در اطاعتش اهتمام ورزیم و از نافرمانی اش اجتناب نماییم، و بر ما منت گذار به رضایت و خشنودی آن بزرگوار از ما، و رأفت و مهر و دعا و خیر آن جناب را به ما موهبت فرمای، تا به وسیله آن، به رحمت پهناور تو دست یابیم و نزد تو رستگار شویم، و به (برکت) او، نماز ما را قبول فرمای و گناهانمان را به (عنایت) او بیامرز و دعای ما را به (لطف) او مستجاب کن و روزی هایمان را به (فیض وجود) او فراخ گردان و هم و غم ما را به او چاره کن و حاجت هایمان را به او برآورده ساز و با وجه کریم خویش با ما توجه کن و تقرب (و روی آوردنمان) را به سوی خود بپذیر، و با رحمت خویش بر ما نظری کن تا با آن (نظر و عنایت) به کمال گرامیداشتت راه بریم، آنگاه دیگر هرگز آن را به وجود خود از ما مگیر، و ما را از حوض جدش پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) (حوض کوثر) بنوشان، به جام او و به دست او سیراب شدنی کامل و خوش و گوارا و خوب که تشنگی هرگز پس از آن نباشد، ای مهربانترین مهربانان.

توضیح و دفع اشکال:

بدان که عبارت و عرجت به... موافق با نسخه ای است که عالم ربانی حاج میرزا حسین نوری (رحمة الله) در کتاب تحیة الزائر از کتاب مزار قدیم و مزار شیخ محمد بن المشهدی و مصباح الزائر سید بن طاووس نقل کرده است، و مدرک اصلی که همه از آن گرفته اند، کتاب محمد بن علی بن ابی قره است، ولی در زاد المعاد آمده: و عرجت بروحه... که ظاهرا" در نسخه مصباحی که مجلسی از آن نقل کرده تصحیفی واقع شده باشد، سپس شهرت یافته و سبب شبهه برخی از کوته نظران و معاندان گشته، و حال آنکه معراج جسمانی از ضروریات مذهب، بلکه دین است و روایات از ائمه اطهار (علیهم السلام) درباره آن به تواتر رسیده و قرآن از آن سخن گفته است.
توجه: هنگامی که در این عبارت تأمل نمودم الهام شدم که خود همین دعا شاهد و دلیل بر همان است که ما نقل کردیم و صحیح همین است که یادآور شدیم، و این که در عبارت زاد المعاد اشتباهی روی داده و شاید بعضی از اهل عناد این کار را کرده باشند، جهت و دلالت و گواهی این که دو جمله و سخرت له البراق و و عرجت به الی سمائک... در کنار هم آورده شده اند، و با تمام دقت برای اهل بصیرت ظاهر می شود که آنچه ما گفتیم صحیح است، چون بالا رفتن روح نیازی به براق ندارد و این مطلب بر کسی که دلش از شرک و نفاق پاک باشد، پوشیده نیست.
و اگر گفته شود: در اینجا بنابر شمارش فضایل حضرت سید المرسلین (صلی الله علیه و آله و سلم) است، و مقتضای عطف به واو آن نیست که عروج به آسمان به وسیله براق باشد.
می گویم: بر فرض که عبارت دعا بروحه باشد، بر نفی معراج جسمانی دلالت ندارد، چون این خود فضیلتی است که اثبات آن منافات ندارد که فضیلت دیگری نیز برای پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ثابت باشد. و می توان گفت که این عبادت منافات ندارد با آنچه دلالت دارد بر این که معراج پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با بدن شریفش بوده، از آن جهت که به کار بردن واژه روح در مورد بدن در هر دو لغت عربی و فارسی واقع است. در لغت عرب، چنان که در زیارت آمده: و علی الارواح التی حلت بفنائک و سلام بر جانهایی که در پیشگاه تو منزل کرده اند، که ظاهر است این که بدن های شهیدان در پیشگاه حضرت سید الشهدا (علیه السلام) منزل گرفتند و سکونت کردند. و اما در لغت فارسی، چنان است که افصح و املح شعرا سعدی شیراز گوید:
جانا هزاران آفرین بر جانت از سر تا قدم - صانع خدایی کاین وجود آورد بیرون از عدم
و از جمله دعاهایی که برای زمان غیبت صلاحیت دارد، آن است که سید بن طاووس (رحمة الله) در مهج الدعوات یاد کرده است. وی گفته: در خواب کسی را دیدم که دعایی به من می آموزد که برای زمان غیبت صلاحیت دارد، و الفاظ این دعا این است که: یا من فضل ابراهیم و آل اسرائیل علی العالمین باختیاره و اظهر فی ملکوت السموات و الارض عزة اقتداره و اودع محمدا" صلی الله علیه و آله و اهل بیته غرائب اسراره، صل علی محمد و آله واجعلنی من اعوان حجتک علی عبادک و انصاره
ای کسی که ابراهیم و خاندان یعقوب را به اختیار خود برتری داده و در ملکوت آسمانها و زمین عزت و اقتدار خویش را آشکار نمود و به محمد و اهل بیت او - که درود خدا بر همه آنان باد - اسرار شگفت انگیزش را سپرده است، بر محمد و آل او درود فرست و مرا از یاران و انصار حجتت بر بندگانت قرار ده.

6- دعای دیگر

سید بن طاووس (رحمة الله) گوید: دوست ما ملک مسعود - خداوند متعال او را به آرزوهایش برساند- برایم گفت: در خواب دیده است که شخصی از پشت دیواری با او سخن می گوید، ولی صورتش را نمی بیند و گفت: یا صاحب القدر و الاقدار و الهمم و المهام عجل فرج عبدک و ولیک و الحجة القائم فی خلقک واجعل لنا فی ذلک الخیرة
ای صاحب فرمان و اندازه ها!و ای آنکه تمام قصدها به سوی او است و همه مهمات نزد او!فرج بنده و ولی ات و حجت بپاخاسته در آفریدگانت را زودتر برسان و در آن برای ما خیر را قرار ده.
و از دعاهای روایت شده؛ دعایی است که سید بن طاووس (رحمة الله) در کتاب یاد شده ضمن حدیثی که غیبت حضرت مهدی (علیه السلام) ذکر گردیده، چنین آورده: به امام (علیه السلام) عرضه داشتم: شیعیان تو چه کار کنند؟ فرمود: بر شما باد دعا کردن و انتظار فرج کشیدن... تا آنجا که راوی گوید: عرضه داشتم: چه دعایی بکنیم؟ فرمود: می گویی: اللهم انت عرفتنی نفسک و عرفتنی رسولک و عرفتنی ملائکتک و عرفتنی نبیک و عرفتنی ولاة امرک. اللهم لا آخذ الا ما اعطیت و لا اوقی الا ما وقیت. اللهم لا تغیبنی عن منازل اولیائک و لا تزغ قلبی بعد اذ هدیتنی. اللهم اهدنی لولایة من افترضت طاعته
خدایا! تو خودت را به من شناسانیدی و فرستاده ات را به من معرفی فرمودی و فرشتگانت را به من شناسانیدی و پیغمبرت را به من شناسانیدی و والیان امرت را به من شناسانیدی.
خدایا!من نمی پذیرم جز آنچه تو فرمایی و نپرهیزم جز از آنچه تو پرهیز داده ای.
خدایا!از منازل دوستانت مرا دور مدار و دلم را پس از آنکه هدایتم کرده ای منحرف مگردان. خداوندا!به ولایت کسی که اطاعتش را بر من واجب ساخته ای، هدایتم فرمای.
و از جمله دعاهایی که شایسته است بر آنها مواظبت شود، آن است که محقق محدث نوری (رحمة الله) در کتاب تحیة الزائر به نقل از مصباح الزائر سید اجل علی بن طاووس (رحمة الله) آورده، دعا این است: اللهم صل علی محمد و اهل بیته و صل علی ولی الحسن و وصیه و وارثه القائم بأمرک و الغائب فی خلقک و المنتظر لاذنک. اللهم صل علیه و قرب بعده و انجز وعده و اوف عهده واکشف عن بأسه حجاب الغیبة و اظهر بظهوره صحائف المحنة و قدم امامه الرعب و ثبت به القلب و اقم به الحرب و ایده بجند من الملائکة مسومین و سلطه علی اعداء دینک اجمعین، و الهمه ان لا یدع منهم رکنا" الا هده و لا هاما" الا قده و لا کیدا" الا رده و لا فاسقا" الا حده و لا فرعون الا اهلکه و لا سترا" الا هتکه و لا علما" الا نکسه و لا سلطانا" الا کبته و لا شیطانا" الا کبسه و لا رمحا" الا قصفه و لا مطردا" الا خرقه و لا منبرا" الا احرقه و لا جندا" الا فرقه و لا سیفا" الا کسره و لا صنما" الا رضه و لا دما الا اراقه و لا جورا" الا اباده و لا حصنا" الا هدمه و لا بابا" الا ردمه و لا قصرا" الا اخربه و لا مسکنا" الا فتشه و لا سهلا" الا اوطأه و لا جبلا" الا صعده و لا کنزا" الا اخرجه برحمتک یا ارحم الراحمین
خدایا!بر حضرت محمد و خاندان او درود فرست، و درود فرست بر ولی و وصی و وارث حضرت حسن (عسکری)، آن بپاخاسته به امر تو و غایب در آفریدگان تو و منتظر فرمان تو است.
خدایا! بر او درود فرست و دوری اش را به وصال و دیدار مبدل گردان و وعده ای که به او داده ای، به مرحله تحقق و عمل برسان و به عهدش جامه عمل بپوشان، و دلاوری اش را با بر طرف ساختن پرده غیبت آشکار گردان و با ظهور حضرتش طومار رنج ها و سختی ها را بر ستمگران بگشای و پیشاپیش آن جناب رعب و وحشت را (در دل دشمنانش) قرار ده و دل ما را به (ولایت و معرفت) او ثابت و پایدار ساز و جنگ (نهایی) را به (ظهور) او برپا کن و با سپاهی از فرشتگان نشاندار تأییدش فرمای و بر تمام دشمنان دینت، او را مسلط بگردان، و به او الهام کن تا هیچ پایه ای از آنان (دشمنان) بر جای نگذارد، مگر اینکه آن را ویران سازد و هیچ رئیسی مگر این که از پای درآورد، و هیچ نیرنگی جز اینکه نابود سازد، و هیچ پرده (عزتی برای ظالمان)، مگر اینکه آن را بدرد و هیچ پرچمی، مگر این که آن را سرنگون سازد و هیچ حکومت و ریاستی، مگر این که آنرا خوار نماید و هیچ شیطانی، مگر اینکه آن را محدود و در فشار بگذارد و هیچ سرنیزه ای، مگر این که آنرا بسوزاند و هیچ سپاهی، مگر این که آنرا پراکنده سازد و هیچ شمشیری، مگر این که آنرا بشکند و هیچ بتی، مگر این که آنرا لگدمال سازد و هیچ خونی، مگر این که آنرا (از کافران و ظالمان) بریزد و هیچ ستمی را، مگر این که از میان بردارد و هیچ دژی، مگر اینکه آنرا منهدم سازد و هیچ دری، مگر این که آنرا مسدود نماید و هیچ کاخی، مگر این که آن را خراب و ویران کند و هیچ منزل و مسکنی را، مگر اینکه تفتیش نماید و هیچ زمین همواری را، مگر اینکه تحت فرمان آورد و هیچ کوهی را، مگر اینکه از آن بالا رود و هیچ گنجی، مگر اینکه آنرا استخراج کند و بیرون سازد. به رحمتت، ای مهربان ترین مهربانان.
و از دعاهای مهمی که برای رواشدن حاجت روایت شده که مشتمل بر دعا برای تعجیل فرج آخرین امامان می باشد و توسل به آن حضرت، برای دفع هر نوع گرفتاری است. در کتاب جنة المأوی به نقل از کتاب کنوز النجاج شیخ طبرسی فضل بن الحسن صاحب تفسیر آمده که گوید: دعایی است که حضرت صاحب الزمان - علیه سلام الله الملک المنان - به ابوالحسن محمد بن احمد ابی اللیث (رحمة الله) تعلیم فرموده که در شهر بغداد در مقابر قریش، و چنین بود که ابوالحسن به مقابر قریش فرار کرده و از ترس کشته شدن به آنجا پناهنده شده بود، پس به برکت این دعا از کشته شدن نجات یافت. ابوالحسن مزبور گوید: آن حضرت (علیه السلام) به من آموخت که بگویم: اللهم عظم البلاء و برح الخفاء و انقطع الرجاء و انکشف الغطاء و ضاقت الارض و منعت السماء و الیک یا رب المشتکی و علیک المعول فی الشدة و الرخاء. اللهم فصل علی محمد و آل محمد اولی الامر الذین فرضت علینا طاعتهم فعرفتنا بذلک منزلتهم ففرج عنا بحقهم فرجا" عاجلا" کلمح البصر او هو اقرب یا محمد یا علی اکفیانی فانکما کافیای وانصرانی فانکما ناصرای یا مولای یا صاحب الزمان الغوث الغوث الغوث ادرکنی ادرکنی ادرکنی
بار الها! فتنه و بلا بزرگ شد و مخفی بودن (امام (علیه السلام) یا راه چاره) سخت گردید و امید قطع گشت و پرده ها بالا رفت و زمین با (همه فراخی) تنگ شد و آسمان رحمتش را بازداشت و ای پروردگار!شکوه به درگاه تو است و در سختی و آسانی تکیه و اعتماد بر تو.
خدایا!پس بر محمد و آل محمد (علیهم السلام) درود فرست اولی الامری که فرمانبرداری از ایشان را بر ما واجب ساخته ای و بدین وسیله منزلتشان را به ما شناسانده ای، پس تو را به حق آنان سوگند که بر ما گشایشی ده سریع و به زودی همچون یک چشم بر هم زدن یا نزدیک تر از آن، ای محمد!ای علی!مرا کفایت کنید که البته شما مرا کافی هستید و مرا یاری نمایید که به درستی شما یاور من می باشید. ای مولای من! ای صاحب زمان! به فریاد رس!به فریاد رس!به فریاد رس!مرا دریاب!مرا دریاب! مرا دریاب.