مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد دوم

نویسنده : سید محمد تقی موسوی اصفهانی مترجم : سید مهدی حائری قزوینی‏

3- دعای عصر غیبت

و از جمله شیخ صدوق (رحمة الله) در کتاب کمال الدین و تمام النعمه از ابو محمد حسین بن احمد مکتب روایت آورده که گفت: حدیث ما را ابو علی بن همام به این دعا، و یادآور شد که شیخ عمری - که خداوند روانش را شاد فرماید - این دعا را بر وی املا کرده و او را امر نموده که آن را بخواند و آن دعا در غیبت امام (علیه السلام) می باشد.
و سید اجل علی بن طاووس (رحمة الله) در کتاب جمال الاسبوع به سند خود از شیخ طوسی، از عده ای، از ابو محمد هارون بن موسی تلعکبری روایت آورده که: ابو علی بن همام آن دعا را به او خبر داده، و یادآور شده که شیخ ابو عمرو عمری - که خداوند روحش را گرامی بدارد - آن را بر وی املا نموده و امر کرده که آن را بخواند، و این همان دعای غیبت قائم آل محمد - که بر او و ایشان سلام باد - می باشد، دعا این است: اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعف نبیک (لم اعرفک و لم اعرف رسولک. اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک). اللهم عرفنی نبیک فانک ان لم تعرفنی نبیک لم اعرف حجتک. اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی. اللهم لا تمتنی میتة جاهلیة و لا تزغ قلبی بعد اذ هدیتنی. اللهم فکما هدیتنی لولایة من فرضت طاعته علی من ولاة امرک بعد رسولک صلواتک علیه و آله حتی والیت ولاه امرک امیرالمؤمنین و الحسن و الحسین و علیا" و محمد" و جعفرا" و موسی و علیا" و محمد" و علیا" و الحسن و الحجة القائم المهدی صلواتک علیهم اجمعین. اللهم فثبتنی علی دینک واستعملنی بطاعتک و لین قلبی لولی امرک و عافنی مما امتحنت به خلقک و ثبتنی علی طاعة ولی امرک الذی سترته عن خلقک فباذنک غاب عن بریتک و امرک ینتظر و انت العالم غیر معلم بالوقت الذی فیه صلاح امر ولیک فی الاذن له باظهار امره و کشف ستره فصبرنی علی ذلک حتی لا احب تعجیل ما اخرت و لا تأخیر ما عجلت و لا اکشف عما سترته و لا ابحث عما کتمته و لا انازعک فی تدبیرک و لا اقول لم کیف و ما بال ولی الامر لا یظهر و قد امتلأت الارض من الجور و افوض اموری کلها الیک. اللهم انی اسألک ان ترینی ولی امرک ظاهرا" نافذا" لأمرک مع علمی بأن لک السلطان و القدرة و البرهان و الحجة و المشیئة و الارادة و الحول و القوة، فافعل ذلک بی و بجمیع المؤمنین حتی ننظر الی ولیک صلواتک علیه و آله ظاهر المقالة واضح الدلالة هادیا" من الضلالة شافیا" من الجهالة ابرز یا رب مشاهده (مشاهدته) و ثبت قواعده واجعلنا ممن تقر عینه برؤیته و اقمنا بخدمته و توفنا علی ملته واحشرنا فی زمرته. اللهم اعذه من شر جمیع ما خلفت و برأت و ذرأت و انشأت و صورت و احفظه من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله و من فوقه و من تحته بحفظک الذی لا یضیع من حفظته به و احفظ فیه رسولک و وصی رسولک علیهم السلام. اللهم و مد فی عمره و زد فی اجله و اعنه علی ما اولیته و استرعیته و زد فی کرامتک له فانه الهادی والمهتدی والقائم المهدی الطاهر التقی النقی الزکی الرضی المرضی الصابر المجتهد الشکور. اللهم و لا تسلبنا الیقین لطول الامد فی غیبته وانقطاع خبره عنا و لا تنسنا ذکره و انتظاره و الایمان (به) و قوة الیقین فی ظهوره و الدعاء له و الصلوة علیه حتی لا یقنطنا طول غیبته من ظهوره و قیامه و یکون یقیننا فی ذلک کیقیننا فی قیام رسولک صلواتک علیه و آله و ما جاء به من وحیک و تنزیلک، و قو قلوبنا علی الایمان به حتی تسلک بنا علی یده (یدیه) منهاج الهدی و المحجة العظمی و الطریقة الوسطی، و قونا علی طاعته و ثبتنا علی متابعته واجعلنا فی حزبه و اعوانه و انصاره و الراضین بفعله و لا تسلبنا ذلک فی حیاتنا و لا عند وفاتنا حتی تتوفانا و نحن علی ذلک غیر شاکی و لا ناکثین و لا مرتابین و لا مکذبین. اللهم عجل فرجه و ایده بالنصر و انصر ناصریه واخذل خاذلیه و دمر (دمدم) علی من نصب له و کذب به، و اضهر به الحق و امت به الباطل (الجور) واستنفذ به عبادک المؤمنین من الذل وانعش به البلاد واقتل به جبابرة الکفر واقصم به رؤس الضلالة و ذلل به الجبارین و الکافرین، و ابر (افن) به المنافقین و الناکثین و جمیع المخالفین و الملحدین فی مشارق الارض و مغاربها و برها و بحرها و سهلها و جبلها حتی لا تدع منهم دیارا" و لا تبقی لهم آثارا"، و طهر منهم بلادک واشف منهم صدور عبادک و جدد به ما امتحی من دینک و اصلح به ما بدل من حکمک و غیر من سنتک حتی یعود دینک به و علی یدیه غضا" جدیدا" صحیحا" لا عوج فیه و لا بدعة معه حتی تطفی ء بعدله نیران الکافرین فانه عبدک الذی استخلصته لنفسک و ارتضیته لنصره نبیک (دینک) واصطفیته بعلمک و عصمته من الذنوب و برأته من العیوب و اطلعته علی الغیوب و انعمت علیه و طهرته من الرجس و نقیته من الدنس. اللهم فصل علیه و علی آبائه الائمة الطاهرین و علی شیعتهم المنتجبین و بلغهم من آمالهم افضل ما یأملون واجعل ذلک منا خالصا" من کل شک و شبهة و ریاء و سمعة حتی لا نرید به غیرک و لا نطلب به الا وجهک. اللهم انا نشک الیک فقد نبینا" و غیبة ولینا" و شدة الزمان علینا و وقوع الفتن بنا و تظاهر الاعداء علینا و کثرة عدونا و قلة عددنا. اللهم فاخرج ذلک بفتح منک تعجله و نصر منک تعزه و امام عدل تظهره اله الحق رب العالمین. اللهم انا نسألک ان تأذن لولیک فی اظهار عدلک فی عبادک و قتل اعدائک فی بلادک حتی لا تدع للجور یا رب دعامة الا قصمتها و لا بقیة الا افنیتها و لا قوة الا اوهنتها و لا رکنا" الا هددته (هدمته) و لا حدا" الا فللته و لا سلاح" الا اکللته و لا رایة الا نکستها و لا شجاعا" الا قتلته و لا جیشا" الا خذلته، وارمهم یا رب بحجرک الدامغ واضربهم بسیفک القاطع و ببأسک الذی لا ترده عن القوم المجرمین و عذب اعدائک و اعداء دینک و اعداء رسولک بید ولیک و ایدی عبادک المؤمنین. اللهم اکف ولیک و حجتک فی ارضک هول عدوه و کد (و کید) من کاده و امکر من (بمن) مکر به واجعل دائرة السوء علی من اراد به سوء واقطع عنه مادتهم و ارعب له قلوبهم و زلزل له اقدامهم و خذهم جهرة و بغتة، و شدد علیهم عقابک واخزهم فی عبادک و العنهم فی بلادک و اسکنهم اسفل نارک و احط بهم اشد عذابک و اصلهم نارا" واحش قبور موتاهم نارا" و اصلهم حر نارک فانهم اضاعوا الصلاة واتبعوا الشهوات و اذلوا (اضلوا) عبادک. اللهم و احی بولیک القرآن و ارنا نوره سرمدا" لا ظلمة فیه، و احی به القلوب المیته واشف به الصدور الوغرة واجمع به الاهواء المختلفة علی الحق و اقم به الحدود المعطلة و الاحکام المهملة حتی لا یبقی حق الا ظهر و لا عدل الا زهر، واجعلنا یا رب من اعوانه و مقویة سلطانه و الموتمرین لأمره و الراضین بفعله و المسلمین لأحکامه، و ممن لا حاجة له به الی التقیة من خلقک انت یا رب الذی تکشف السوء (الضر) و تجیب المضطر اذا دعاک و تنجی من الکرب العظیم فاکشف یا رب الضر عن ولیک واجعله خلیفة فی ارضک کما ضمنت له. اللهم و لا تجعلنی من خصماء آل محمد و لا تجعلنی من اعداء آل محمد و لا تجعلنی من اهل الحنق، و الغیظ علی آل محمد علیهم السلام فانی اعوذ بک من ذلک فأعذنی و استجیر بک فأجزنی. اللهم صل علی محمد و آل محمد واجعلنی بهم فائزا" عندک فی الدنیا و الاخرة و من المقربین (آمین رب العالمین)(118)
بار الها! خودت را به من بشناسان که البته اگر خود را به من نشناسانی، پیغمبرت را نخواهم شناخت. بار الها! پیغمبرت را به من بشناسان که اگر پیغمبرت را به من نشناسانی، حجت تو را نخواهم شناخت. بار الها! حجت خود را به من بشناسان که اگر حجتت را به من نشناسانی، از دینم گمراه می گردم. خداندا! مرا به مرگ جاهلیت نمیران و دلم را (از حق) پس از آن که هدایتم فرمودی، منحرف مگردان.
خداوندا! همچنان که مرا به ولایت کسانی که طاعتشان را بر من حتم فرموده ای، از والیان امرت بعد از فرستاده ات - که درود تو بر او و ایشان باد- هدایت کرده ای و من ولایت والیان امرت را در دل گرفتم، (ولایت): امیرمؤمنان و حسن و حسین و علی و محمد و جعفر و موسی و علی و محمد و علی و حسن و حجت قائم مهدی - که درود تو بر تمامی ایشان باد - خداوندا! پس مرا بر دینم پایدار ساز و به طاعتت به کار گیر و دلم را برای ولی امرت نرم ساز و از آنچه خلقت را آزموده ای، مرا معاف دار و بر طاعت ولی امرت، مرا ثابت قدم بدار، آن که از خلق خویش پنهان کرده ای پس به اذن تو از مردمان غایب گردیده و (فقط) در انتظار فرمان تو است و تو دانایی، بدون این که به کسی اعلام کرده باشی که کدامین وقت امر (قیام) ولی تو صلاحیت دارد، که او را اجازه فرمایی تا امر خویش را آشکار سازد و پرده (غیبت) از خود برگیرد، پس مرا بر آن (غیبت) شکیبایی ده، تا دوست نداشته باشم زودتر شدن آنچه تو تأخیر انداخته ای و تأخیر افتادن آنچه تو پیش انداخته ای، و از آنچه تو پوشیده داشته ای پرده برنگیرم و از آنچه کتمان فرموده ای کاوش نکنم، و در تدبیری که داری با تو ستیز ننمایم و نگویم چرا و چگونه و به چه جهت ولی امر آشکار نمی شود و حال آن که زمین از ستم پر گشته است و (بلکه) تمام امور خویش را به تو واگذار نمایم. بار الها! از تو می خواهم ولی امرت را آشکارا و در حالی که امرت جاری شده باشد به من بنمایانی، با آگاهی ام به این که چیرگی و قدرت و دلیل و برهان و خواست و اراده و توان و قوت از آن تو است، پس آنچنان لطفی در حق من و تمام مؤمنین بفرمای تا به ولی تو - که درودهایت بر او و خاندانش باد- بنگریم، در حالی که گفتارش آشکار، دلالتش روشن، هدایتگر از گمراهی و شفادهنده از نادانی آمده باشد. پروردگارا! دیدارش (یا مکان دیدارش) را آشکار ساز و پایگاه هایش را استوار گردان و ما را از کسانی قرار بده که دیده آنها به دیدارش روشن می شود، و ما را به خدمت او بدار و بر کیش او بمیران و در زمره او محشور گردان. خداوندا!او را از شر چیزهایی که آفریده ای و پدیدار نموده ای و به وجود آورده ای و انشاء کرده ای و صورتگری فرموده ای، در پناه خویش قرار ده و از پیش روی و پشت سر و از سمت راست و سمت چپ و از طرف بالا و پایینش محفوظ بدار به حفظ خودت، که هر کس را به آن نگهداری کنی گم نشود، و به او (در وجود او) رسولت و جانشین رسولت را حفظ فرما.
بار الها! و عمرش را دراز کن و در (مدت) اجل او بیفزای و او را بر آنچه و آنکه ولایت و سرپرستی داده ای یاری کن و در گرامیداشتت نسبت به او بیفزای، که او است هدایت کننده راه یافته و بپاخاسته هدایت شده، و پاکیزه با تقوای منزه (از هر عیب و نقص) پاکیزه صفت، دارای مقام رضا و خشنودی خداوند، بردبار، تلاشگر، سپاسگذار. بار الها! و به سبب طولانی شدن دوران غیبت او و قطع گردیدن خبرش از ما، یقینمان را مگیر و یادش را از خاطرمان مبر و انتظار و ایمان به او و نیروی یقین در ظهورش و دعا برای حضرتش و درود فرستادن بر او را از ما مگیر، تا به درازا کشیدن غیبتش، ما را از ظهور و قیامش ناامید نسازد و باورمان در مورد آن همچون باور داشتن مان نسبت به قیام فرستاده ات - که درود تو بر او و آلش باد - بوده باشد، (و همچون یقین مان) بر آنچه از وحی و تنزیلت آورده محکم بماند، و دلهایمان را بر ایمان به او قوت ده؛ تا ما را به دست او در مسیر هدایت سلوک دهی و به برترین دلیل و میانه ترین راه نایل سازی و ما را بر فرمانبرداری از او نیرو عطا فرمای و بر پیروی او پایدار گردان و ما را در حزب و یاران و انصار او، و از خشنودان به کارهای حضرتش قرار ده، و این (عقاید) را نه در زندگی و نه در هنگام مرگ، از ما سلب مکن، تا این که ما را بمیرانی در حالیکه بر همین باور باشیم، بی آنکه در شک افتیم و نه پیمان شکنیم و نه در تردید واقع شویم و نه دروغ شماریم.
خدایا! فرجش را زودتر برسان و به یاری ات او را تأیید فرمای و یارانش را یاری ده و مخالفانش را خوار و ذلیل ساز و کسانی که با او به ستیز برخیزند و تکذیبش کنند، نابود گردان و حق را به او آشکار کن و باطل را به او نابود ساز، و به (ظهور) او بندگان مؤمنت را از مذلت و خواری رهایی بخش و شهرهای جهان را به او (با نعمت ها و آسایش ها) شاداب گردان و به (تیغ عدل او) سرکشان کفر پیشه را به قتل برسان و سران گمراهی را درهم بشکن و جباران و کافران عالم را به او خوار گردان، و منافقین و پیمان شکنان و تمام مخالفان و ملحدان را در شرق و غرب زمین و خشکی و دریا و کوه و دشت آن به باد فنا ده، تا این که احدی از آنها را باقی مگذاری و اثری از آنان برقرار نداری و از لوث وجودشان بلاد خویش را پاک سازی، و سینه های بندگانت را از آنان شفا ده و به وجود او، آنچه از دینت محو شده دوباره تجدید کن، و به (حکومت) او آنچه از حکمت تبدیل گشته و از سنتت تغییر یافته اصلاح فرمای، تا دین تو به (وجود) او و بر دست او،تر و تازه و راست که هیچ گونه کجی در آن و هیچ بدعتی با آن نباشد بازگردد، تا به وسیله عدالت او، آتش های کافران را خاموش سازی، راستی که اوست بنده تو، که برای خودت خالص گردانیده ای و به منظور یاری پیامبرت (دینت) انتخاب فرموده ای و به علم خویش او را برگزیده ای و از گناهان محفوظ و معصومش ساخته ای و از عیب ها مبرایش نموده ای و بر غیب ها آگاهش کرده ای و بر وی نعمت داده ای و از پلیدی پاکیزه اش داشته ای و از آلودگی برکنارش قرار داده ای.
خداوندا! پس بر او و بر پدرانش، امامان پاکیزه و بر شیعیان برگزیده شان درود فرست و آنان را به برترین آرزوهایشان برسان و آن را خالص از هرگونه شک و شبهه و ریا و شهرت طلبی قرار ده، تا جز تو از آن منظور دیگری نداشته باشیم و غیر از رضای تو چیزی نخواهیم.
بار الها! ما به درگاه تو شکوه می کنیم فقدان پیامبران و غیبت ولی و سرپرستمان و افتادن فتنه ها در میانمان و همداستانی دشمنان علیه ما و کمی افرادمان را. خداوندا! پس آن را گشایش ده با پیروزی زودرسی و یاری شکست ناپذیری از سوی خودت و امام عدل و دادی که آشکارش سازی، از پروردگار عالمیان!.
خدایا!ما از تو می خواهیم که به ولی خودت فرمان دهی به آشکار نمودن عدل تو در بندگانت و کشتن دشمنان تو در سرزمینت، تا برای ستم هیچ ستونی را وامگذاری - ای پروردگار!- مگر اینکه آن را در هم شکنی، و هیچ بنایی را جز این که نابود سازی، و هیچ نیرویی را مگر این که سست گردانی، و هیچ پایه ای را مگر این که ویران کنی، و هیچ حدی مگر این که بی اثر سازی، و هیچ سلاحی مگر این که کند نمایی، و هیچ پرچمی مگر این که سرنگون گردانی، و هیچ قهرمانی مگر این که بر خاک هلاکت افکنی، و هیچ ارتشی مگر این که خوار و زبون سازی، و ای پروردگار!آنان را با سنگ (قهر و غضبت) سنگباران کن و از دم شمشیر برّای انتقامت بگذران، و به عقوبت و بأس خویش - که از مردمان مجرم باز نمی داری - هلاکشان گردان، و دشمنان خودت و دشمنان فرستاده ات را به دست ولی خویش و دست بندگان مؤمنت عذاب فرمای.
خدایا! ولی و حجتت در زمینت را، از بیم دشمنش ایمن بدار و هر آن کس با وی مکر و حیله کند، به او مکر کن و با هر که با وی نیرنگ بازد، نیرنگ بباز و تمام بدی ها را بر بدخواهانش وارد ساز و ماده و ریشه فسادشان را، از وجود مبارک او دور گردان و دل هایشان را نسبت به آن جناب، مرعوب و ترسان ساز و گام های آنان را برای حضرتش، لرزان فرمای و آشکارا و ناگهانی آنان را (به عذاب) بگیر و عقوبتت را بر آنها شدید گردان و در میان بندگانت، خوارشان ساز و در بلاد خویش لعنتشان کن و در پست تری درکهای جهنم جایشان ده و سخت ترین عذابت را بر آنها فرودآور و به آتششان بسوزان و گورهای مردگانشان را پر آتش کن و آنها را به دوزخ واصل ساز، که آنها نماز را ضایع گذاشتند و پیروی از شهوات نمودند و بندگانت را خوار (گمراه) ساختند.
خدایا!و به وجود ولی خودت (حضرت حجت (علیه السلام)) قرآن را زنده کن و نور سرمدی اش را آنگونه که هیچ تاریکی در آن راه نیابد. به ما بنمایان و به (ظهور) آن بزرگوار، دل های مرده را زنده بگردان و سینه های مؤمنین را که از فراق او مجروح شده، شفا ده و آرای مختلف را به وسیله او بر حق جمع گردان و به (دست با کفایت) او، حدود تعطیل شده و احکام متروک مانده را بر پای فرما، تا هیچ حقی نماند مگر این که آشکار شود، و هیچ عدلی مگر این که درخشان گردد. و ای پروردگار! ما را از یاران و تقویت کنندگان حکومتش و ممتثلین امرش و خشنودان از فعلش و تسلیم شوندگان نسبت به فرمان هایش قرار ده و از کسانی که هیچ نیازی به تقیه ندارند (و در اجرای احکام الهی) از خلق تو بیمی به دل راه ندهند. تو هستی ای پروردگار!که بدی (سختی) را بر طرف می سازی و بیچاره را هرگاه تو را بخواند اجابت می نمایی و از بلای سخت نجات می دهی. پس ای پروردگار! هرگونه گزند را از ولی خویش بر طرف فرمای و او را خلیفه در زمینت قرار ده، چنان که برایش تضمین کرده ای.
خدایاب مرا از ستیزجویان با آل محمد و از دشمنان آل محمد قرار مده و مرا از کینه توزان و خشم کنندگان بر آل محمد (علیهم السلام) قرار مده، که البته من از این امر به تو پناه می برم، پس مرا پناه ده. و به درگاه تو پناهنده می شوم، پس مرا در حمایت خود بدار. خدایا! بر محمد و آل محمد (علیهم السلام) درود فرست و مرا به وجود آنان نزد خودت، در دنیا و آخرت رستگار و پیروز گردان و از مقربان درگاهت قرار ده. و ای پروردگار عالمیان!دعایم را مستجاب فرمای.
توجه: سید اجل علی بن طاووس (رحمة الله) در کتاب جمال الاسبوع هنگام یاد کردن دعای فوق و تشویق و ترغیب بر آن در روز جمعه بعد از نماز عصر، چنین گفته: و این چیزی است که شایسته است هرگاه از تمام آنچه یادآور شدیم، از تعقیب عصر روز جمعه عذری داشته باشی، مبادا که این دعا را واگذاری، که ما البته این را از فضل خداوند - جل جلاله - دانستیم که آن را به ما اختصاص داده، پس بر آن اعتماد کن...(119) سپس دعای یاد شده را با سندی که پیش تر آوردیم ذکر کرده، و این سخن دلالت می کند بر این که فرمانی در این باره از سوی مولایمان حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)به او صادر گردیده است، و این از کرامت ها و مقامات سید بن طاووس (رحمة الله) بعید نیست که خداوند از برکات والای خویش بر او افاضه فرماید.

4- دعای قنوت

و از جمله دعاهای رسیده در طلب فرج مولایمان حضرت قائم مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دعای قنوت است که از مولایمان حضرت امام حسن بن علی عسکری (علیه السلام) روایت شده، که شیخ طوسی (رحمة الله) در کتاب های مصباح و مختصر المصباح در باب دعاهای قنوت نماز وتر آورده، و نیز سید بن طاووس (رحمة الله) در کتاب مهج الدعوات در باب قنوت های امامان معصوم (علیهم السلام) یاد کرده.
و ظاهر بعضی روایات چنین است که به وقت خاصی محدود نیست، هر چند، بهتر آن است که در بهترین اوقات و احوال به آن دعا گردد. و از روایت سید و غیر او، چنین به دست می آید که این دعا در دفع ظلم و یاری جستن برای مظلوم تأثیر تامی دارد، بلکه می توان از آن استفاده کرد که از جمله فواید دعا برای فرج حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و درخواست ظهور و پیروزی آن جناب، دفع ستمگر و خلاصی از آزار و سلطه او می باشد. سید بن طاووس (رحمة الله) هنگام یادآوردن دعای مشارالیه گفته: و آن حضرت -یعنی امام زکی حسن بن علی عسکری (علیه السلام) - در قنوت خود چنین دعا فرمود و اهل قم را به آن امر نمود، هنگامی که از موسی بن بغا شکایت داشتند.
مؤلف کتاب منح البرکات - که شرح مهج الدعوات است - از کتاب اعلام الوری فی تسمیة القری تألیف ابو سعید اسماعیل بن علی سمعانی حنفی حکایت کرده که: موسی بن بغا، فرزند کلیب فرزند شمر فرزند مروان فرزند عمرو بن غطه از دژخیمان و امرای آن پلید بود و فرمانداری قم را از سوی متوکل به عهده داشت، و این خبیث همان کسی است که متوکل را بر می انگیخت که قبر مولای مظلوممان حضرت ابی عبدالله الحسین (علیه السلام) را خراب و کشت نماید، و او ستمگری خونخوار و لجام گسیخته بود، بیش از ده سال بر شهر و مردم قم حکومت داشت، مردم قم از او به شدت می ترسیدند، چون او دشمن سرسخت امامان(علیهم السلام) بود و در میان مردم فساد ایجاد می کرد و آن ها را به کشتن تهدید می نمود و تصمیم این کار را هم گرفته بود، که از دست او، به مولایمان حضرت حسن بن علی عسکری (علیه السلام) شکایت کردند، پس آن حضرت آنان را امر فرمود تا نماز مظلوم به جای آرند و با این دعا بر او نفرین کنند، هنگامی که این فرمان را به جای آوردند، خداوند او را نابود کرد و خدای عزیز مقتدر او را به ناگاه از میان برداشت و یک چشم بر هم زدن هم او را مهلت نداد.
می گویم: این بود گفتار صاحب کتاب منح البرکات که چون فارسی بود معنی آن را نقل کردم، و او چگونگی نماز مظلوم را یاد نکرده، و ما آنچه را در کتاب مکارم الاخلاق یافته ایم در اینجا یادآور می شویم. یک جای کتاب مذکور از جمله نماز هایی که یادآورده از امام صادق (علیه السلام) ضمن حدیثی است که: هرگاه بر تو ظلم شد، پس غسل کن و دو رکعت نماز بگزار در جایی که چیزی تو را از آسمان محجوب نسازد، سپس بگو: اللهم ان فلان بن فلان ظلمنی و لیس لی احد اصول به غیرک، فاستوف لی ظلامتی الساعة الساعة بالاسم الذی سألک به المضطر، فکشفت ما به من ضر و مکنت له فی الارض و جعلته خلیفتک علی خلقک فأسألک ان تصلی علی محمد و آل محمد و ان تستوفی لی ظلامتی الساعة الساعة(120)؛ خداوندا!فلانب پسر فلانی به من ظلم کرد و هیچ کس جز تو را ندارم که به وسیله او چیره شوم، پس برای من حقی که به ستم از من گرفته شده، به طور کامل بازستان، همین ساعت، همین ساعت، به آن اسمی که بیچاره مضطر به آن تو را برخواند، پس آنچه ناراحتی داشت از او برطرف ساختی و او را در زمین توان بخشیدی و او را خلیفه بر خلقت قرار دادی، پس از تو مسألت دارم که بر محمد و آل محمد (علیهم السلام) درود فرستی و حق به ستم گرفته شده مرا به طور تمام و کمال همین ساعت باز ستانی، همین ساعت.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: پس به درستی که دیری بر تو نخواهد گذشت تا این که آنچه دوست داری ببینی.
و در جای دیگر از کتاب مکارم الاخلاق گفته: نماز مظلوم: دو رکت نماز با هر سوره ای از قرآن که بخواهی به جای می آوری و هر قدر که بتوانی بر محمد و آل او درود می فرستی سپس می گویی: اللهم ان لک یوما" تنتقم فیه المظلوم من الظالم لکن هلعی و جزعی لا یبلغان بی الصبر علی أناتک و حلمک، و قد علمت ان فلانا" ظلمنی واعتدی علی بقوة علی ضعفی فأسألک یا رب العزة و قاسم الارزاق و قاصم الجبابرة و ناصر المظلومین ان تریه قدرتک اقسمت علیک یا رب العزة الساعة الساعة(121)
خدایا!به درستی که تو را روزی هست که در آن روز برای مظلوم از ظالم انتقام می گیری، ولی ناشکیبایی و بیتابی ام نمی گذارند که بر حلم و بردباری تو صبر کنم، و البته تو می دانی که فلانی بر من ستم نموده و با زورمندی اش بر ناتوانی ام تعدی کرده است، پس ای پروردگار عزیز و تقسیم کننده روزی ها و درهم کوبنده ستمگران و یاری کننده مظلومان! از تو می خواهم که قدرتت را به او نشان دهی. تو را سوگند می دهم ای صاحب عزت!همین ساعت، همین ساعت.
نماز دیگر: محمد بن الحسن صفار به طور مرفوع روایت کرده که راوی گوید: به او (امام (علیه السلام)) عرضه داشتم: فلانی ستم کننده بر من است، فرمود وضوی درست بگیر و دو رکعت نماز به جای آور و خدای متعال را ثنا بگو و بر محمد و آل او درود بفرست، سپس بگو: اللهم ان فلان" ظلمنی و بغی علی فأبله بفقر لا تجبره و بسوء لا تستره
خدایا!به درستی که فلانی بر من ستم و بر حقم تجاوز کرده است، پس او را به فقری که جبرانش نکنی و بدی که از او برکنار نسازی دچار گردان. راوی گوید: همین کار را کردم، آن ظالم به پیسی گرفتار شد.
و در روایت دیگری آمده که (امام (علیه السلام)) فرمود: هر مؤمنی که بر وی ظلم شود، پس وضو گرفته و دو رکعت نماز به جای آورد، سپس بگوید: اللهم انی مظلوم فانتصر؛ پروردگارا!من مظلوم هستم، مرا یاری کن. و ساکت شود، جز این نیست که خداوند به زودی او را نصرت دهد.(122)
و در جای دیگر همان کتاب، از یونس بن عمار آمده که گفت: به حضرت ابی عبدالله امام صادق (علیه السلام) از دست مردی که مرا اذیت می کرد، شکایت کردم، فرمود: بر او نفرین کن. عرضه داشتم: او را نفرین کردم. فرمود: نه این چنین، بلکه از گناهان کنده شو و روزه بگیر و نماز بخوان و صدقه بده، پس هرگاه آخر شب شود وضوی کاملی بگیر، سپس برخیز دو رکعت نماز به جای آور، آنگاه در حال سجده بگو: اللهم ان فلان بن فلان قد آذانی. اللهم استقم بدنه واقطع اثره و أنقض اجله و عجل ذلک فی عامه هذا(123)
خدایا!همانا فلانی پسر فلانی مرا اذیت کرده، خداوندا!بدنش را بیمار و اثر را قطع و عمرش را کوتاه کن و این را در همین سال بر او برسان. راوی گوید: پس این کار را کردم، دیری نپایید که هلاک گشت.
و در جای دیگر همان کتاب آمده، فرمود: غسل کن و دو رکعت نماز بگزار و زانوهایت را بیرون آور و در جلو جای نماز قرار بده و صد بار بگو: یا حی یا قیوم یا حی لا اله الا انت برحمتک أستغیث فصل علی محمد و آل محمد و أغثنی الساعة الساعة؛ ای خدای زنده پایدار!ای زنده ای که هیچ معبودی جز تو نیست!به رحمت تو پناه می برم، پس بر محمد و آل محمد (علیهم السلام) درود فرست و همین ساعت، همین ساعت به فریادم برس. پس هرگاه از آن فراغت یافتی، بگو: اسألک اللهم ان تصلی علی محمد و آل محمد و ان تلطف لی و ان تغلب لی و ان تمکر لی و ان تخدع لی و ان تکید لی و ان تکفینی مؤونه فلان بن فلان(124)
بار خدایا!از تو مسألت دارم که بر محمد و آل محمد (علیهم السلام) درود فرستی و این که درباره من لطف کنی و مرا چیره سازی و برای من مکر فرمایی و برای من خدعه کنی و کید نمایی و از شر فلانی پسر فلانی خلاصم سازی. فرمود: این دعای پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) روز احد بود.
قنوت: و اما دعای مورد بحث چنین است:
حمد مخصوص خداوند است به جهت شکر نعمت هایش، و به خاطر استدعای فزونی اش و خالص شدن تنها برای او به عنایت او و به ذات اقدسش پناه بردن، از این که کفران نعمت هایش انجام گردد، و به عظمت و کبریایی اش الحاد شود، حمد کسی که می داند آنچه نعمت دارد، از پروردگارش می باشد و هر آنچه از عقوبت او به وی می رسد، بر اثر کارهای ناشایست خودش و از دست اعمالش می رسد. و درود خداوند بر حضرت محمد بنده و رسول او، برگزیده از خلقش و وسیله مؤمنین به سوی رحمت الهی، و بر آل او (علیهم السلام) که ولی امر اویند. خدایا! تو به فضلت فراخواندی و به عنایت امر فرمودی و برای بندگانت اجابت دعا را ضمانت کردی، و هر کس که با رغبت به سوی تو آمد و حاجت به درگاه تو آورد، ناامید نساختی و هیچ دست حاجت خواهی را خالی از عطایت بازنگردانیدی و از بخشش ها و مراحمت ناامید نفرمودی، و کدام رونده ای به درگاه تو روی آورد و تو را نزدیک نیافت، یا کدام وارد شونده بر تو وارد گردید و موانعی او را از رسیدن به تو بازداشت؟! بلکه کدام کاوشگر از فضل تو به فیض جود تو سیراب نگشت و کدام تلاشگر افزون خواه از عطای سیل آسای تو نومید بازگردید؟!
خدایا!و من با درخواستم به سوی تو روی آورده ام و در فضل تو را با دست مسألت خویش کوبیده ام، و دلم با خشوع بیچارگی با تو راز همی گوید و تو را بهترین شفیع خود نزد تو یافته ام، هر حاجت که برایم پدید می آید، پیش از آن که به اندیشه ام راه یابد یا از ذهنم بگذرد، می دانی. پس ای پروردگار!دعایم را به اجابت مقرون و متصل گردان و درخواستم را با رسیدنم به مقصود همراه ساز.
خدایا!و همانا انحراف فتنه ها ما را فراگرفت و پرده حیرت بر ما فرو افتاد و خواری و کوچکی بر سر ما کوفته شد، و کسانی که در امر دین تو امانتدار نیستند، بر ما حکومت کردند و امور ما را کانون های ابنه در ربودند، و کسانی که حکم تو را تعطیل گذاشته و به از بین بردن بندگان و به فساد کشیدن بلاد تو اهتمام نموده اند.
خدایا! و به درستی که حق ما، پس از تقسیم شدن در دست غاصبان متداول گشت و حکومت بر ما، پس از مشورت به چیره شدن و زورمندی واقع شد و پس از آنکه برگزیده امت بودیم، میراث آن ها شدیم که وسایل لهو و بازیگری با سهم یتیم و بیوه خریداری گردید و اهل ذمه بر مردم مؤمن حکومت یافتند و فاسقان هر قبیله عهده دار امور آنان گشتند، که نه دفاع کننده ای هست، تا آنها را از هلاکت دور سازد و نه سرپرستی که به آنان، با دیده مهر بنگرد و نه صاحب مهربانی که جگر تفتیده را از گرسنگی برهاند و آن را سیر کند. پس آنان با خواری در خانه گمشده ای واقع شده اند و گرفتار فقر و همنشین اندوه و ذلت می باشند.
خدایا! و کشتزار باطل را فصل درو فرارسید و رشد آن مرحله نهایی اش را طی کرد و پایه اش را محکم ساخت و فراریانش را فراهم آورد و نوزادش به سرعت بزرگ و شاخه اش بلند گردید و همه جا را فراگرفت.
خدایا!دست درو کننده ای از حق برآور که آن را فرو افکند و ساقه اش را خرد سازد و مواضع قدرتش را منهدم کند و بینی اش را به خاک بمالد، تا باطل با چهره کریهش مخفی گردد و حق با صورت زیبایش آشکار شود.
خدایا!و برای ستم هیچ ستونی بر جای مگذار، مگر این که آن را در هم بشکنی و هیچ سپری را، مگر این که از میان برداری و هیچ مجمع باطلی را، مگر این که پراکنده سازی و هیچ دسته مسلحی را، مگر این که خلع سلاح فرمایی و هیچ پایه بلندی، مگر این که آن را فرو افکنی و هیچ پرچم افراشته ای را، مگر این که سرنگونش سازی و هیچ سرسبزی را، مگر این که نابود گردانی.
خدایا!خورشید ستم را تاریک و روشنی اش را زایل و یادش را محو گردان، و به وسیله حق، سر آن را جدا کن و لشکریانش را هلاک ساز و دل های اهل آن را ترسان فرمای.
خدایا!و از برای آن باقیمانده ای مگذار، جز این که بر باد فنا دهی و هیچ بنیادی، مگر این که با خاک یکسان نمایی و هیچ رشته ای را، مگر این که از هم بگسلی و هیچ اسلحه ای، مگر این که آن را ضعیف سازی و هیچ تیزی را، مگر این که کند نمایی و هیچ زمین دوردستی را، مگر این که تحت نفوذ حق قرار دهی و هیچ بردارنده پرچمی، مگر این که سرنگون سازی.
خدایا!و یاران باطل را پس از الفت به هم، در حالی که دشمن یکدیگر شده باشند، به ما بنمایان و بعد از آن که با یکدیگر متحدند، پراکنده شان ساز و پس از آن که بر امت غالب گردیده اند، سر افکنده گردان و روز عدل و داد را آشکار فرمای و آن را همیشگی قرار ده، که شبی در پی آن نیاید و نوری که هیچ چیز دیگری، بر آن نیامیزد و از نخستین ابر آن، ما را برخوردار ساز و برکتش را بر ما فرو ریز و آن را بر ستیزه جویان با وی غالب گردان و بر هر کس که با وی دشمن باشد، پیروزش بگردان.
خدایا!و حق را به وی آشکار و صبح آن را در تاریکی های سخت و حیرت های دشوار تابناک فرمای. خداوندا!و دل های مرده را به او زنده کن و هواهای پراکنده و آراء مختلف را به او جمع و فراهم گردان و حدود تعطیل شده و احکام متروک مانده را به او برپا ساز و شکم های گرسنه مستمند را به او سیر گردان و بدن های خسته شده را به او راحت ببخشای، همچنان که زبان ما را به یاد او گرداندی و دعا کردن برای او را در اندیشه هایمان نشاندی و دعوت کردن و جمع نمودن و سوق دادن غافلان را به سوی او، به ما توفیق دادی و محبتش را در دل های ما افکندی و خواستن او و گمان نیک نسبت به تو برای برپا ساختن مراسمش را در وجود او قرار دادی.
خدایا!پس برای ما وجود او را بهترین باورها پدیدآور، ای تحقق دهنده گمان های نیک و ای راست آورنده امیدهای پوشیده!
خدایا!و بر کسانی که درباره او نسبت به کار تو به تردید افتاده اند، حقیقت امر را روشن ساز و گمان های ناامیدان از رحمت تو و مأیوسان از او را بر خلاف درآور.
خدایا!ما را وسیله ای از وسایل او و نشانه ای از نشانه های او و پناهگاهی از پناهگاه های او قرار ده، و ما را از آبرومندان دوران او به شمار آور و به یاری کردنش گرامیمان بدار و به برکت او در وجود ما سودی برای او قرار ده و مگذار که حسودان نعمت ها و آنان که در انتظار شکستمان نشسته اند و آرزوی گرفتار شدنمان را دارند، ما را شماتت کنند که ای پروردگار! تو می بینی که از قدرت ما خارج است و از دستمان بر نمی آید، که با دشمنانان در آویزیم و در پی نابودی و هلاکتشان برآییم؛ و نیز می بینی که تمام وسایل راحتی برای آنها فراهم است و نسبت به ما، چه کینه ها که پنهان داشته اند و در انتظار فرصت هستند و در پی یورش بردن علیه ما، هنگام غافل ماندنمان می باشند.
خدایا!و تو ما را از خودمان آگاه ساخته ای و از عیب هایمان، خصلت هایی را به ما نشان داده ای، که بیم داریم آن ها شایستگی اجابت تو را از ما سلب کنند و همانا تو بر کسانی که سزاوار نیستند تفضل داری و بر غیر خواهندگان نیز، احسان آغاز می کنی؛ پس بر اساس کرم و جود و فضل و مرحمتت، نیاز ما را برآورده ساز، که به درستی تو، آنچه بخواهی انجام می دهی و هر آنچه اراده کنی حکم می نمایی، ما به سوی تو زاری می کنیم و از تمام گناهانمان توبه می نماییم.
خدایا!و آن دعوت کننده به سوی تو، و برپا کننده قسط و داد از بندگان تو، که نیازمند رحمت تو و محتاج کمک به تو بر اطاعتت، که تو نعمتت را بر او آغاز فرموده ای و جامه های گرامیداشتت را بر اندامش پوشانیده ای، و مهر فرمانبرداری ات را بر او افکنده ای و جایگاه محبت را در دلها، به وسیله او محکم فرموده ای و به برپاداشتن آنچه اهل زمانش از تو چشم پوشیده اند، توفیقش داده ای، و پناه گاه بندگان مظلومت ساخته ای، و یاری کننده هر آن کس که یاوری جز تو نمی یابد، و تجدید کننده هر آنچه از احکام کتاب تو تعطیل مانده، و بنا کننده آنچه از نشانه های سنت پیغمبرت (صلی الله علیه و آله و سلم) خراب (یا رد) شده است. پس ای پروردگار!او را از شر تجاوزگران در حفظ و حمایتت بگیر، و دل هایی که از دست ستم کنندگان به دین انحراف یافته، به او درخشان ساز و به (دست) او به برترین جایگاه هایی که بپاخاستگان به قسط تو، از پیروان پیغمبران رسیده اند، نایل فرمای.
خدایا!و هر آن کس را که سهمی از بازگشت به محبت برایش قرار نداده ای و هر که در پی دشمنی با او است، به (دست) او خوار گردان و هر کس که با خواری او، می خواهد بر دین تو فساد ایجاد کند و جمع او را پراکنده سازد، را به سنگ شکننده ات گرفتار کن و به خاطر کسی که به جهت خودش، با هیچ نزدیک و دور و خویشاوند و بیگانه کینه و دشمنی ندارد و دشمنی او با خویش و بیگانه در راه تو است، به خاطر او غضب کن؛ البته تو بر او منت داری نه این که از او بر تو منتی باشد.
خدایا پس همچنان که او خود را در راه تو، معرض آزار بیگانگان قرار داد و جان خویش را به خاطر حمایت از حریم مؤمنین، به راه تو سپرد و شر ستمگران مرتد تردید کننده را دفع کرد، تا این که گناهانی که آشکار شده بود مخفی داشت و آنچه علما پشت سر افکنده بودند - از اموری که پیمان گرفته بودی آنها را برای مردم بیان سازند و کتمان نکنند - آشکار نمود و به اقرار به طاعت تو (یا تنها تو را اطاعت کردن) و این که احدی از آفریدگانت را با تو شریک ننماید - که او بر امر تو برتری داده شود - دعوت کرد، با چشیدن همه تلخی های خشم، که دل ها را جریحه دار می سازد و آنچه پیاپی از غم ها برای او پیش می آید و مصیبت های تازه ای که پیوسته بر او فرو می ریزد و غصه های غیر قابل تحملی که از گلوها فرو نمی شوند و مردمان تاب کشیدن بار آنها را ندارند، از جهت نظر افکندنی بر یکی از دستورات مخالفت شده تو، که (به سبب حجاب غیبت) تغییر و بازگرداندنش به آنچه خواسته تو است، از دستش بر نمی آید.
خدایا پس کمرش را با یاری ات بربند و نسبت به آنچه پیش از این نمی توانست انجام دهد، یعنی دور راندن چراکنندگان در نعمت هایت، دستش را بازگردان و نیرویش را با تأییدت گسترش بخش و ما را با محروم شدن از انس به او، به وحشت مینداز و او را از آرزوی صلاح فراگیرنده اهل آیین او و عدالت آشکار شونده در امتش بازمدار.
خدایا! و به جهت آنچه از امر تو بپاداشته، در ایستگاه حساب (روز قیامت) جایگاهش را والا قرار ده، و پیغمبرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را به دیدارش شاد گردان و نیز پیروان دعوت آن حضرت را (به دیدار او) مسرور ساز و بر آنچه از امرت که می بینی او به پای می دارد، پاداشش را افزون کن و نزدیک بودنش را نسبت به خویش، در زندگانی اش آشکار فرمای و به بیچارگی ما در غیبت او و سر فرود آوردنمان برای کسی که به وجود آن جناب او را خوار می داشتیم، چون چهره اش را از ما پنهان ساختی بر ما رحم کن، و نیز کسانی که دست های ما بر آن ها باز بود تا از عصیان تو آنان را بازداریم، دست هایشان را بر ما گستردی و بعد از اجتماع و الفت در زیر سایه عنایت او پراکنده شدیم و افسوسمان را به هنگام مرگ، به جهت این که توفیق یاری او نصیبمان نشد و درخواستمان حقوقی را که ضایع گردیده و قابل تدارک نیست، رحم کن.
خدایا!و او را از آنچه بر وی از آن ترسیده می شود، در امان بدار و تیرهای نیرنگی که دشمنان به سوی او و شریکان در امر او و یارانش بر فرمانبرداری پروردگارش متوجه می سازند، از آنان دور گردان، (یارانی) که سلاح و دژ و پناهگاه و مایه انس او قرار داده ای، آنان که خاندان و فرزندان خویش را ترک گفتند و در وطن قرار نگرفتند و بسترهای راحت را واگذاشتند، از تجارت هایشان روی برگرفتند و به زندگی دنیوی و امر معاش خود بی اعتنا شدند و بی آنکه از شهر و دیارشان غایب (و یا بی نیاز) شده باشند از مجالسشان دور ماندند و با افراد بیگانه ای که در امرشان آنان را یاری کنند هم پیمان گشتند و نزدیکانشان را، که از آنان و شیوه شان روی تافتند، ترک نمودند و پس از پشت به هم کردن و جدایی در روزگار، با هم الفت گرفتند و از وسایل مربوط به زندگی ناچیز و گذرای دنیا یک باره بریدند.
خدایا!پس آنان را در امان محکم خویش بسپار و در سایه حمایتت قرار ده و آزار هر کس از بندگانت که قصد دشمنی با ایشان را دارد، از آنان باز گردان و از جهت دعوتشان به سوی تو، کفایت و یاری و تأیید و پیروزی ات را نسبت به آنان بسیار ساز و با یاری و تأییدت آنان را مدد (یاری) کن و با حق آنان باطل هر کس که می خواهد نور تو را خاموش سازد، نابود گردان.
خدایا!و هر شهر و تمام آفاق و اقطار را از قسط و عدل و رحمت و فضل آکنده ساز و بر آنچه سزاوار کرم وجود تو است، آنچنان که برپاخاستگان به قسط از بندگانت منت نهاده ای و از ثوابت بر ایشان ذخیره فرموده ای، اینان را پاداش عطا کن، آنچنان که درجاتشان را بالا بری، که البته تو آنچه بخواهی انجام می دهی و آنچه اراده کنی حکم می فرمایی، و درود خداوند بر برگزیدگان از خلقش حضرت محمد و خاندان پاکیزه اش باد.
خدایا!چنین می یابم که این دعوت دلالت و برکاتش محو گردیده و نیز احتجاج به آن زایل گشت.
خدایا!من میان خودم و تو موارد شبهه ناکی را می یابم، که مرا از تو جدا می سازند و کارهای ناپسندی، که از اجابت تو باز می دارند و من به یقین دانسته ام که بنده تو، جز با همراهی توشه، به سوی تو رهسپار نگردد و تو از خلق خویش پوشیده نمی مانی، جز این که کارهای آنان، ایشان را از تو محجوب می سازد، و البته دانسته ام که توشه رهرو به سوی تو، اراده نیرومندی است که تو را به آن اختیار می کند و به وسیله آن در راهی که به تو منتهی می شود، واقع می گردد.
خدایا!و به درستی که با اراده قوی، دلم تو را ندا می کند و زبانم با شناخت حجت باقی نعمتت و آنچه از اراده ات فراهم آید، را می خواهد.
خدایا!پس من از تو بریده نشوم و حال آنکه به تو روی می آورم و از تو رانده نگردم، در حالی که در جستجوی تو هستم.
خدایا!و ما را یاری فرمای به وسیله چیزی که به آن، توجه به دنیا را از دل هایمان بیرون کنی و از افتادن به پستی آن، ما را نگهداری و آنچه از دنیا بر زندگی ما ساخته شده، منهدم سازی و جام تسلی یافتن از آن را، به ما بنوشانی، تا این که ما را برای عبادتت خالص گردانی و میراث دوستانت را به ما بسپاری، دوستانی که منزلگاه هایی تا به مقصد، خودت بر ایشان قرار دادی و وحشت آنان را با انس گرفتن با خویش زایل نمودی، تا این که به تو رسیدند.
خدایا!و چنانچه یکی از هواهای دنیوی یا فتنه ای از فتنه های آن، به دل های ما بسته شده است، تا ما را از تو جدا ساخته، یا از خشنودی ات ما را بازداشته، یا از پاسخگویی تو محروممان نموده است، پس ای خدا!هر رشته از رشته های دنیا که ما را از ااطاعتت کنار کشیده و دل هایمان را از انجام فرایض تو منحرف ساخته، آن را قطع کن و به جای آن، جرعه تسلی و صبر به ما بچشان، که ما را به کنار دریای بخششت برساند و با خشنودی ات ما را پیش برد، که این امر به دست تو است.
خدایا و ما را با احکام خویش بر خودمان مسلط گردان، تا این که رنج گناهان بزرگ را از ما کنار زنی و هوس هایمان را از این که مورد مشورت قرار گیرند، سرکوب کن و پیروی از آثار محمد و آل او - که سلام بر او و آنان باد- و پیوستن به آنان را به ما عنایت کن، تا آن که دین پرچم هایش را برافروزد (تا آن که پرچم هایی برای دین برافراری) به طلب روزی که نزد تو است.
خدایا!بر ما منت بگذار که از آثار پیشینیانمان پیروی کنیم و ما را بهترین پیشگامانی از پیروانشان قرار ده، که تو بر هر چیز توانایی و این بر تو آسان است و تو مهربان ترین مهربانی!و درود خداوند بر آقایمان حضرت محمد و خاندان پاک پاکیزه نیکوی او باد و سلام خاص خداوند بر آنان باد.

5- دعای ندبه

از جمله دعاهای ارزنده ای که در این باب روایت شده دعای ندبه است، که در کتاب زاد المعاد(125) به حذف سند، از ششمین امامان معصوم (علیهم السلام) روایت گردیده و خواندن آن در چهار عید - جمعه و فطر و قربان و غدیر- تأکید شده است.
و در مزار بحار(126) آن را از سید بن طاووس، از بعضی علمای ما روایت آورده، که گفت: محمد بن علی بن ابی قره گوید: دعای ندبه را از کتاب محمد بن الحسین بن سفیان بزوفری نقل نمودم و یادآور شده که این دعا برای صاحب الزمان - صلوات الله علیه - است و مستحب است که در عیدهای چهارگانه این دعا خوانده شود.
و نیز عالم اجل نوری (رحمة الله) در کتاب تحیة الزائر از مصباح الزائر(127) سید بن طاووس و مزار محمد بن المشهدی، از محمد بن علی بن ابی قره، به نقل از کتاب بزوفری این دعا را روایت نموده است. و همچنین نوری (رحمة الله) آن را از کتاب مزار قدیم روایت کرده و افزوده که در شب جمعه نیز - همچون عیدهای چهارگانه - خواندنش مستحب می باشد.
بنام خداوند بخشنده مهربان حمد مخصوص خداوندی است که هیچ معبود حقی جز او نیست، و حمد او را (سزا) است که پروردگار عالمیان است، و درود خداوند بر آقای ما محمد، پیامبر او و خاندانش باد، و سلام خاصی از سوی خداوند (بر او و خاندانش باد).
خداوندا!حمد تو را است بر آنچه قضای تو در مورد اولیایت جاری شد، آنانی که برای خودت و دینت خالص کردی، آنگاه که برای ایشان فراوانی نعمت هایت را انتخاب فرمودی، نعمت هایی پایدار که نیستی و از هم گسستگی در آن ها راه نمی یابد، پس از آنکه بر آنان شرط نمودی که نسبت به درجات این دنیای پست و زرق و برق ها و زیورهای آن زهد ورزند (و از آنها ببرند)، پس آنان این شرط را پذیرفتند و دانستی که به آن وفا خواهند کرد، پس ایشان را قبول فرمودی و مقرب درگاه خویش ساختی و یاد بلند و ستایش آشکاری برایشان مقدم داشتی و فرشتگانت را بر آنان فرو فرستادی و به وحی خویش گرامیشان داشتی و به علم خود یاریشان فرمودی و ایشان را سبب هایی به سوی خویش و وسیله ای به رضوانت قرار دادی. آنگاه یکی از ایشان و او و همراهان با ایمانش را به رحمت خویش از هلاکت نجات دادی، و بعضی از ایشان را خلیل (دوست صمیمی) برگرفتی و از تو زبانی راستین درخواست کرد، پس خواهشش را به اجابت رساندی و آن زبان راستین را بلند مرتبه قرار دادی، و یکی را از درختی (بدون واسطه) سخن گفتی و برای او از (وجود) برادرش پشتوانه و وزیری قرار دادی، و یکی را بدون پدر متولد ساختی و دلایل روشنی به او دادی و به روح القدس تأییدش فرمودی، و از برای هر کدام آیینی پدید آوردی و شیوه ای ارایه دادی و برای هر یک از آنان جانشینانی اختیار کردی، که یکی پس از دیگری نگهبان آن آیین باشند و مدت معینی این مسؤولیت را به عهده گیرند، تا دین تو پایدار ماند و حجت بر بندگانت تمام گردد. و به جهت این که حق از جایگاه خود کنار زده نشود و باطل بر اهل آن چیره نگردد و تا این که مبادا کسی (روز قیامت) بگوید: چرا فرستاده هشدار دهنده ای به سوی ما نفرستادی و نشانه راهنمایی برایمان برپای نداشتی، تا پیش از آنکه به ذلت (گمراهی) و خواری (گناه) واقع شویم، از آیات تو پیروی کنیم.
تا این که امر (دین) را به دوست و برگزیده ات محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) سپردی، پس او همچنان که تو او را برگزیدی، آقای مخلوقات تو و عصاره برگزیدگانت و بهترین منتخبانت بود، و گرامی ترین کسانی که مورد اعتماد تو بوده اند، او را بر پیغمبرانت (از لحاظ رتبه و مقام) پیشی دادی و به سوی هر دو گروه (انس و جن) از بندگانت برانگیختی و خاورها و باخترهای زمین را از زیر گام هایش گذراندی و براق را برای وی مسخر ساختی و او را به آسمان بالا بردی و علم آنچه بود و آنچه خواهد بود تا هنگام به آخر رسیدن آفرینشت را به او سپردی، سپس به وسیله هراس (افکندن در دل دشمنانش) یاری اش کردی، و جبرئیل و میکائیل و فرشتگان نشاندارت را پیرامونش قرار دادی و او را وعده فرمودی که دینش را بر همه دین ها چیره و آشکار سازی، هر چند که مشرکین را ناخوش آید. و آن پس از این بود که جایگاه راستینی از جهت خاندانش برایش قرار دادی و برای او و خاندانش نخستین خانه ای که برای مردم نهاده شده بود، مقرر ساختی (خانه ای که) در مکه است با برکت و هدایتگر جهانیان، در آن است نشانه های روشن مقام ابراهیم، و هر کس در آن وارد شود ایمن خواهد بود. و فرمودی: به درستی که خداوند می خواهد رجس و پلیدی را از شما اهل بیت دور سازد و شما را پاک گرداند پاک کردنی به سزا. آن گاه مزد محمد - که درود تو بر او و خاندانش باد- را مودت ایشان (اهل بیت) مقرر ساختی، پس در کتاب خویش فرمودی: بگو (ای پیغمبر!) که بر رسالت مزدی از شما نمی طلبم مگر مودت در حق نزدیکانم را و فرمودی: آنچه به عنوان مزد رسالت از شما خواستم به سود خود شما است. و فرمودی: من از شما مزدی نمی خواهم مگر این که کسی بخواهد به سوی پروردگارش راهی در پیش گیرد پس آنان (خاندان پیغمبر) بودند راه به سوی تو و وسیله رسیدن به رضوان تو. پس چون روزگار (رسالت پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم)و) دوران عمرش سپری گشت، ولی خودش علی بن ابی طالب - که درود تو بر ایشان و خاندانش باد - را هدایتگری (برای بعد از خودش) بپاداشت، چه این که او هشدار دهنده بود و هر قومی را هدایت کننده ای هست، پس در حالی که انبوه جمعیت پیش رویش بودند چنین گفت: هر کس را من مولی هستم، پس علی مولای او است، بار الها!دوست بدار هر که از او پیروی کند و دشمن بدار هر که را که با او به ستیز برخیزد و پیروزمند کن هر که را یاری اش کند و خوار گردان هر که خواری اش خواهد. و فرمود: هر کس که من پیغمبر او هستم، پس علی امیر او می باشد. و فرمود: من و علی از یک درخت هستیم، و سایر مردم از درخت های گوناگون. و او را نسبت به خود در منزلت هارون نسبت به موسی قرار داد، پس فرمود: تو نسبت به من در منزلت و رتبه هارون هستی نسبت به موسی، مگر اینکه پیغمبری پس از من نیست. و دخترش بزرگ زنان عالمیان را به او تزویج کرد و آنچه از مسجدش برایش حلال بود، برای او حلال نمود و تمام درها را (که به مسجد باز می شد) بر بست مگر در (منزل) او را، و علم و حکمتش را در او به ودیعت سپرد، که فرمود: من شهر علم هستم و علی در آن شهر است، پس هر آنکه مقصدش رسیدن به شهر است و حکمت می خواهد باید که از آن در داخل شود. و به او فرمود: تو برادر و وصی و وارث من هستی، گوشت تو، از گوشت من است و خون تو، از خون من و مسالمت با تو، مسالمت با من و جنگ با تو، جنگ با من می باشد و ایمان با گوشت و خون تو آمیخته، همچنان که با گوشت و خون من آمیزش یافته است. و تو فردا (ی قیامت) بر حوض (کوثر) با من و جانشین منی و تو قرض مرا ادا می کنی و دعده هایم را تحقق می بخشی و شیعیان تو بر منبرهایی از نور، چهره هایشان سپید، پیرامون من در بهشت خواهند بود و همسایگان من هستند. و اگر تو نبودی ای علی!مؤمنین پس از من شناخته نمی شدند، پس (امیرمؤمنان علی (علیه السلام)) بعد از او (پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم)) هدایتگر از گمراهی و روشنگر از نابینایی بود و ریسمان محکم الهی و راه راست او، نه کسی در نزدیکی او به پیغمبر پیش تر بود و نه احدی در دین از او سابقه دارتر و نه به هیچ یک از افتخارآفرینی هایش دست می رسید، مو به مو در جای پای حضرت رسول گام می نهاد - که درود خداوند بر آن دو و خاندانش باد - و بر اساس تأویل (با پیمان شکنان و سرکشان و منحرفان) جنگ می کرد و ملامت هیچ ملامت کننده ای در راه خداوند او را نمی گرفت، در راه خدا گردن کشان عرب را بی کس گذاشت و پهلوانان آنان را کشت و گرگانشان را به هلاکت رساند، پس در دل های آنان کینه ها سپرد از جهت غزوات بدر و خیبر و حنین و غیر این ها. پس در دشمنی اش برخاستند و در پی زمین زدنش همداستان شدند، تا آن که پیمان شکنان و منحرفان و سرکشان (ناکثین و قاسطین و مارقین) را به قتل رسانید. و چون دورانش سپری گشت و شقاوتمندترین افراد در پسینیان، بعد از شقی ترین پیشینیان، آن حضرت را به قتل رسانید، فرمان حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد هدایتگران پی در پی اطاعت نگردید و امت اصرار داشتند که با او دشمنی کنند و همداستان شدند که رحم او را قطع نمایند و فرزندانشان را (از شهر و دیارشان) دور سازند، جز عده اندکی از (امت) که به جهت رعایت حق در مورد آنان وفادار ماندند، پس کشته شده هر آنکه (از فرزندان آن جناب) کشته شد، و به اسارت درآمد هر آنکه (از ایشان) اسیر گردید، و تبعید شده هر آنکه بتعید شد، و قضا برای آنان به گونه ای جریان یافت که امید پاداش نیک برای آن هست، چه این که زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگانش که بخواهد آن را به ارث می دهد و عاقبت کار با تقواپیشگان است. و خداوند (پروردگارمان) از هرگونه نقص و آلایش منزه است و وعده خداوند حتمی است و به هیچ وجه تخلفی در وعده الهی نیست و او است خدای عزیز حکیم. پس بر پاکیزگان از خاندان محمد و علی - که درود خداوند بر آنان و خاندانشان باد - باید بگریند گریه کنندگان، و (در محنت ها و ستم هایی که بر آنان رفته) باید که مویه کنند مویه کنندگان، و به خاطر چنان بزرگوارانی باید که اشک ها ریخته شود، و می بایست که فریاد برکشند فریاد زنندگان، و غوغا نمایند ضجه کنندگان، و ناله سر دهند ناله کنندگان، حسن کجاست؟ حسین کجاست؟ فرزندان حسین کجا شدند؟ نیکویی پس از نیکوی دیگر، و راستگویی پس از راستگوی دیگر؟ کجاست راه (خداوند) پس از راه دیگر؟ کجاست برگزیده بعد از برگزیده ای؟ کجایند خورشیدهای طلوع کرده؟ کجایند ماه های درخشنده؟ کجایند ستارگان تابناک؟ کجایند نشانه های دین و پایه های علم؟ (و بالاخره) کجا است آن حضرت بقیة الله که از عترت هدایتگر بیرون نیست؟ کجا است آن آماده شده برای برکندن دنباله ستمگران؟ کجا است آن انتظار کشیده شده برای راست کردن کجی ها و انحراف ها؟ کجا است آنکه برای زایل کردن ستم و تجاوز امید به او است؟ کجا است آنکه برای تجدید کردن واجبات و سنت ها ذخیره شده؟ کو آن که برای بازگرداندن آیین و شریعت برگزیده شده؟ کو آن که برای زنده کردن کتاب خدا و حدود آن، آرزو به اوست؟ کجا است آن زنده کننده نشانه های دین و اهل دین؟ کجا است درهم شکننده شوکت (و عظمت پوشالی) تجاوزگران؟ کجا است خراب کننده بناهای شرک و نفاق؟ کجا است نابود کننده اهل فسق و گناه؟ کجا است درو کننده شاخه های گمراهی و دودستگی؟ کجا است فنا کننده اهل سرکشی و طغیان؟ کجا است ریشه کننده اهل لجبازی و گمراهی و الحاد؟ کجا است عزت دهنده دوستان و خوار کننده دشمنان؟ کجااست وحدت دهنده کلمه بر مبنای تقوی؟ کجااست آن دری که از طریق آن به خداوند راه یافته می شود؟ کجا است آن وجه الله که اولیای خدا به سوی او روی همی آورند؟ کجااست آن سبب پیوسته میان اهل زمین و آسمان؟ کجااست صاحب روز فتح (و پیروزی حقیقی) و برافراشاننده پرچم های هدایت؟ کجااست آن که پراکندگی صلاح و خشنودی را فراهم می آورد؟ کجااست آن طلب کننده خون پیغمبران و پیغمبرزادگان؟ کجااست آن انتقام گیرنده خون کشته شده در سرزمین کربلا؟ کجااست آن پیروزمند بر هر کسی که بر حریم او تجاوز کرده و تهمت زده؟ کجااست آن مضطر(ناچاری) که هرگاه دعا کند اجابت می شود؟ کجااست آن صدر نشین خلایق صاحب نیکی و تقوی؟ کجاست فرزند پیامبر مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) و فرزند علی مرتضی و فرزند خدیجه بزرگوار و فرزند فاطمه زهرا، بزرگترین (بانوان از اولین و آخرین) پدر و مادرم فدایت باد و جانم سپر بلاو حمایت کننده تو باد، ای فرزند آقایان مقرب (درگاه خداوند!) ای فرزند اصیل ترین و بزرگوارترین اهل عالم!ای زاده هدایتگران ره یافته!ای زاده برگزیدگان پاکیزه!ای فرزند شریف ترین مردمان!ای فرزند نیکوترین پاکان!ای فرزند جوانمردان برگزیده!ای فرزند گرامی ترین بزرگواران!ای زاده ماه های تابان!ای زاده چراغ های درخشان!ای زاده شهاب های تابان!ای زاده ستارگان فروزان!ای فرزند راه های روشن به سوی خدا!ای فرزند نشانه های آشکار!ای زاده علوم کامل!ای زاده سنت های مشهور!ای فرزند آثار قید شده (و در زبان انبیا و اولیا آمده)!ای فرزند معجزه های موجود (و پایدار)!ای فرزند راهنمایان مشهود خلق!ای فرزند صراط مستقیم!ای فرزند نبأ عظیم (امیرالمؤمنین علی (علیه السلام))!ای فرزند کسی که در علم حق (ام الکتاب) نزد خداوند دارای برجسته ترین مقام ها و حکمت های الهی است!ای فرزند آیات روشن پروردگار!ای فرزند دلایل آشکار حق!ای زاده برهان های واضح حیرت انگیز!ای فرزند حجت های بالغه الهی!ای فرزند نعمت های تمام خداوند!ای فرزند طه و محکمات!ای فرزند یس و ذاریات!ای فرزند طور و عادیات!ای فرزند آن بزرگواری که آن قدر نزدیک شد و پیش رفت، تا اینکه همچون نزدیکی دو سر کمان یا نزدیک تر شد قرب او به خداوند اعلی!ای کاش می دانستم که دوری، تو را به کجا کشانیده و آیا کدام سرزمین یا خاک، تو را بر خود برداشته، آیا در زمین رضوی یا غیر آن یا ذوطوی مسکن داری؟ بسیار دشوار است بر من، که همه خلق را ببینم و تو دیده نشوی (و از نظرها غایب باشی) و هیچ صدایی و سخنی هر چند آهسته هم از تو نشنوم، بسیار سخت است بر من، که بلاها تو را بدون من احاطه کند و از من به تو ناله و شکایتی نرسد، (بسیار سخت است بر من، که بلاها مرا به جای تو احاطه نکند و هیچ ناله و شکایتی از من به تو نرسد)، جانم فدای تو باد، ای پنهان شده ای که از ما دور نیستی!جانم به قربان تو، ای دور از وطنی که از ما دور نشده!جانم فدای تو، ای آرزوی مشتاقان و مایه امید هر مرد و زن اهل ایمان، که به یاد تو ناله همی زنند! جانم فدایت، ای وابسته به جایگاه بلندی که هیچ کس به آن نتواند رسید! جانم فدایت باد، ای صاحب مجد و شرف که همانندی ندارد! جانم فدایت باد، ای صاحب نعمت های دیرینه که نظیری برایش نیست! جانم فدایت باد، ای رمز شرافت که احدی با آن برابری نتواند کرد. تا به کی ای مولایم! در فراق تو مویه برکشم. تا به کی (تا کی در انتظار تو حیران بمانم تا به کی!) و با کدام گفتار تو را بستایم و چگونه با چه زبانی آهسته با تو سخن بگویم؟ بسیار دشوار است بر من، که از غیر تو پاسخ داده شوم و هم سخن گردم. بسیار سخت است بر من، که من بر فراق تو بگریم و مردم تو را واگذارند (و از یاد تو غافل باشند). بر من سخت و دشوار است که بر تو - نه بر دیگران- بگذرد آنچه گذشته است، آیا کسی هست که مرا یاری دهد تا با او هم ناله شوم و مدتی طولانی با هم بگرییم. آیا زاری کننده ای هست که او را در حال تنهایی او، در زاری اش یاری دهم؟ آیا چشم متألم از فرط گریه ای هست که چشم من او را بر گریستن یاری دهد؟ آیا ای فرزند حضرت احمد (پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)) راهی به سوی تو هست که با تو ملاقاتی صورت گیرد (یا آن راه یافت شود)؟! آیا این روز (تاریک غیبت) به فردای دیدار جمالت می رسد، که ما بهره مند شویم؟!کی می شود که بر چشمه های سیراب کننده ای برآییم و سیراب گردیم؟!کی شود که از آب زلال (ظهور) تو برخوردار شویم، که تشنگی مان طولانی شد؟!کی شود که هر بامداد و شامگاه به دیدارت مشرف شویم و دیده هایمان روشن گردد؟!کی تو ما را و ما تو را ببینیم، در حالی که پرچم پیروزی برافراشته باشی و آشکارا دیده شوی؟! آیا شود که ما پیرامونت را گرفته باشیم و تو رهبری مردم را عهده دار شده باشی، در حالی که جهان را از عدل و داد پرکرده و دشمنانت را خواری و عقوبت چشانده و سرکشان و منکران حق را نابود فرموده باشی و متکبران را ریشه کن ساخته و ستمگران را از بن براندازی، و ما بگوییم حمد مخصوص پروردگار عالمیان است؟!
خداوندا!تو بر طرف کننده همه غم ها و بلاها هستی، پس ای فریاد رس پناهندگان! دادرسی کن بنده کوچک دچار رنج و بلا را، و آقایش را به او بنمایان، ای خداوند بسیار قدرتمند! و به ظهور او، غم و اندوه و سوز دل را از این بنده ضعیف دور گردان و دل تفتیده (از تشنگی فراقش) را خنک فرمای، ای آنکه بر عرش استوار است و بازگشت همه موجودات و نهایت امر به سوی تو است.
خداوندا! و ما بندگان توایم که مشتاق ظهور ولی تو هستیم، آن که یادآور تو و پیغمبر تو است، او را برای نگهداری و پاسداری (دین و ایمان ما) آفریدی و او را مایه برپایی و پناه ما بپاداشتی و برای مؤمنان از ما، امام قرارش دادی، پس تحیت و سلام ما را به حضرتش برسان و بدین وسیله گرامیداشت را نسبت به ما افزون گردان و قرارگاه او را جایگاه و منزل ما قرار ده و نعمتت را تمام کن، به این که او را پیش روی ما برآوری تا آنکه به بهشت هایت واردمان فرمایی و با شهیدان خالص و برگزیده ات رفیق و همنشین نمایی.
خداوندا! بر محمد و آل محمد (علیهم السلام) درود فرست و بر حضرت محمد، جد او، رسولت، بزرگ آقای عالم، درود فرست. و نیز بر پدرش، آقای کوچک، و جده اش صدیقه کبری، فاطمه دختر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) .
خداوندا!درود فرست بر حجت خودت بر خلق و ولی امرت. و درود فرست بر جد او محمد، فرستاده ات سید بزرگ تر. و درود فرست بر پدرش سید ارجمند و پیروزمند و پرچمدار روز محشر و ساقی دوستانش از نهر کوثر و فرمانروا بر سایر افراد بشر، آن که هر کس به او ایمان آورد، البته رستگار شده است و هر آن کس به او ایمان نیاورد، گمراه گردیده و کفر ورزیده. درود خداوند بر او و بر برادرش و بر فرزندان گرامی روسفید آن دو باد، تا هر وقت که خورشید طلوع کند و ماه بتابد و بر جده اش صدیقه کبری و فاطمه زهرا دختر محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) و بر برگزیدگان از پدران نیکویش و بر خود او بهتر و کاملتر و تمامتر و دایمی تر و بیشتر و وافرتر از آنچه که بر کسی از برگزیدگان و نیکان از خلقت درود فرستاده ای بر ایشان درود فرست و بر او درود فرست درود فرستادنی که شماره اش را آخری نباشد و امدادش پایان نیابد و زمانش هیچ گاه سپری نگردد.
خداوندا! و به وجود آن حضرت حق را بپادار و باطل را از میان بردار و دوستانت را به (ظهور) او به دولت رسان و دشمنانت را به (دست) او خوار گردان. و ای خدا! بین ما و او پیوندی بر قرار کن که به همنشینی پدرانش (در بهشت) بیانجامد و ما را از کسانی قرار ده که به دامان آنان چنگ زنند و در سایه آنان زیست کنند و ما را یاری فرمای تا حقوق آن حضرت را ادا کنیم و در اطاعتش اهتمام ورزیم و از نافرمانی اش اجتناب نماییم، و بر ما منت گذار به رضایت و خشنودی آن بزرگوار از ما، و رأفت و مهر و دعا و خیر آن جناب را به ما موهبت فرمای، تا به وسیله آن، به رحمت پهناور تو دست یابیم و نزد تو رستگار شویم، و به (برکت) او، نماز ما را قبول فرمای و گناهانمان را به (عنایت) او بیامرز و دعای ما را به (لطف) او مستجاب کن و روزی هایمان را به (فیض وجود) او فراخ گردان و هم و غم ما را به او چاره کن و حاجت هایمان را به او برآورده ساز و با وجه کریم خویش با ما توجه کن و تقرب (و روی آوردنمان) را به سوی خود بپذیر، و با رحمت خویش بر ما نظری کن تا با آن (نظر و عنایت) به کمال گرامیداشتت راه بریم، آنگاه دیگر هرگز آن را به وجود خود از ما مگیر، و ما را از حوض جدش پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) (حوض کوثر) بنوشان، به جام او و به دست او سیراب شدنی کامل و خوش و گوارا و خوب که تشنگی هرگز پس از آن نباشد، ای مهربانترین مهربانان.