مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد دوم

نویسنده : سید محمد تقی موسوی اصفهانی مترجم : سید مهدی حائری قزوینی‏

28- روز بیست و یکم ماه رمضان

به ویژه پس از انجام نماز صبح؛ و بر این معنی دلالت می کند آچه سید اجل علی بن طاووس در کتاب اقبال به سند خود، از حماد بن عثمان آورده که گفت: شب بیست و یکم ماه رمضان بر حضرت ابی عبدالله (امام صادق (علیه السلام)) وارد شدم، آن حضرت به من فرمود: ای حماد! غسل کرده ای؟ عرض کردم: آری، فدایت شوم! پس حصیری خواست سپس فرمود: نزدیک من بیا و نماز بگزار. و پیوسته نماز می خواند و من در کنارش نماز می گزاردم، تا این که از همه نمازهایمان فراغت یافتیم، آن گاه به دعا کردن پرداخت و من بر دعایش آمین می گفتم تا این که سپیده دم فرا رسید، پس آن جناب اذان و اقامه گفت و بعضی از غلامان خود را فرا خواند، جلو ایستاد و ما پشت سرش قرار گرفتیم و نماز صبح را به جای آورد، در رکعت اول سوره فاتحه الکتاب و سوره قدر، و در رکعت دوم سوره فاتحه الکتاب و سوره توحید را قرائت کرد. و چون از تسبیح و تحمید و تقدیس و ثنای خدای تعالی فراغت یافتیم و بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) درود فرستادیم و برای تمام مؤمنین و مؤمنات و مسلمین و مسلمات اولین و آخرین دعا کردیم، آن حضرت به سجده افتاد، ساعتی طولانی جز نفس کشیدن چیزی از او نمی شنیدم، سپس شنیدم که می گفت: لا اله الا انت مقلب القلوب و الابصار، لا اله الا انت خالق الخلق بلا حاجة فیک الیهم، لا اله الا انت مبدی ء الخلق لا ینقص من ملکک شی ء. لا اله الا انت باعث من فی القبور، لا اله الا انت مدبر الامور، لا اله الا انت دیان الدین و جبار الجبابرة، لا اله الا انت مجری الماء فی الصخرة الصماء، لا اله الا انت مجری الماء فی النبات، لا اله الا انت مکون طعم الثمار، لا اله الا انت محصی عدد القطر و ما تحمله السحاب، لا اله الا انت محصی عدد ما تجری به الریاح فی الهواء، لا اله الا انت محصی ما فی البحر من رطب و یابس، لا اله الا انت محصی ما یدب فی ظلمات البحار و فی اطباق الثری، اسألک بکل اسم سماک الذی سمیت به نفسک، او استأثرت به فی علم الغیب عندک و اسألک باسمک الذی اذا دعیت به اجبت و اذا سئلت به اعطیت، و اسألک بحقک علی محمد و اهل بیته صلواتک علیهم و برکاتک و بحقهم الذی اوجبته علی نفسک و أنلتهم به فضلک ان تصلی علی محمد عبدک و رسولک الداعی الیک باذنک و سراجک الساطع بین عبادک فی ارضک و سمائک و جعلته رحمة للعالمین و نورا" استضاء به المؤمنون فبشرنا بجزیل ثوابک و أنذرنا الالیم من عذابک، اشهد انه قد جاء بالحق من عند الحق و صدق المرسلین، و اشهد ان الذین کذبوه ذائقوا العذاب الالیم، اسألک یا الله یا الله یا الله، یا رباه یا رباه یا رباه، یا سیدی یا سیدی یا سیدی، یا مولای یا مولای یا مولای، اسألک فی هذه الغداة ان تصلی علی محمد و آله (و آل محمد) و ان تجعلنی من اوفر عبادک و سآئلیک نصیبا" و ان تمن علی بفکاک رقبتی من النار، یا ارحم الراحمین، و اسألک بجمیع ما سألتک و ما لم اسألک من عظیم جلالک ما لو علمته لسألتک به ان تصلی علی محمد و اهل بیته و ان تأذن لفرج من بفرجه فرج اولیائک و اصفیائک من خلقک و به تبید الظالمین و تهلکهم، عجل ذلک یا رب العالمین واعطنی سؤلی یا ذاالجلال و الاکرام فی جمیع ما سألتک لعاجل الدنیا و آجل الاخرة، یا من هو اقرب الی من حبل الورید اقلنی عثرتی و اقلبی بقضاء حوائجی یا خالقی و یا رازقی و یا باعثی و یا محیی عظامی و هی رمیم، صل علی محمد و آل محمد واستجب لی دعائی یا ارحم الراحمین
هیچ معبود حقی جز تو نیست، دگرگون کننده دلها و دیده هایی. هیچ خدایی جز تو نیست آفریننده خلق بی آن که نیازی در تو به آن ها باشد. هیچ خدایی جز تو نیست آغازگر آفرینش، از ملک تو چیزی کاسته نمی شود. هیچ معبود حقی جز تو نیست برانگیزنده هر آن که در گورها است. هیچ معبود حقی جز تو نیست تدبیر کننده امور (هستی). هیچ معبود حقی جز تو نیست جزا دهنده و درهم کوبنده ستمگران. هیچ معبود حقی جز تو نیست روان کننده آب در سنگ سخت. هیچ معبود حقی جز تو نیست جاری کننده آب در (میان) گیاهان. هیچ معبود حقی جز تو نیست چگونگی دهنده مزه میوه ها. هیچ معبود حقی جز تو نیست آگاه به تعداد قطره ها و آنچه ابرها حمل می کنند. هیچ معبود حقی جز تو نیست آگاه به شماره آنچه بادها در هوا می پراکنند. هیچ معبود حقی جز تو نیست دانای به شماره آنچه در دریاها از تر و خشک هست. هیچ معبود حقی جز تو نیست شمارش کننده هر جنبنده ای که در تاریکی های دریاها و در طبقات خاک هست. از تو می خواهم به اسم تو که خودت را به آن نامیده ای یا در علم غیب خویش آن را به خود اختصاص داده ای. و تو را می خوانم به هر اسمی که احدی از خلقت، تو را به آن نامید، پیغمبر یا صدیق یا شهیدی یا کسی از فرشتگانت، و تو را می خوانم به آن نامی که هرگاه به آن خوانده شوی، اجابت می کنی و چون به آن سؤال گردی، می بخشی. و از تو می خواهم به حق تو، بر محمد و اهل بیت او (که درودها و برکاتت بر آنها باد) و به حق آنها که بر خودت آن را واجب ساخته ای و به سبب آن ایشان را به فضل خویش نایل فرموده ای، این که درود فرستی بر محمد بنده ات و فرستاده ات دعوت کننده به فرمان تو به سوی تو، و چراغ درخشان تو در بین بندگانت در زمین و آسمانت، و او را رحمت برای عالمیان و نوری برای روشنایی گرفتن مؤمنان قرار دادی. پس، به پاداش فراوانت ما را مژده داد و از عذاب دردناکت ما را ترسانید، گواهی می دهم که او حق را از طرف حق آورد و فرستادگانت را تصدیق نمود، و شهادت می دهم که آنهایی که او را تکذیب کردند، عذاب دردناک را خواهند چشید. از تو می خواهم ای الله! ای الله! ای الله! ای پروردگار! ای پروردگار! ای پروردگار! ای آقای من! ای آقای من! ای آقای من! ای مولای من ! ای مولای من! ای مولای من! در این صبحگاه از تو می خواهم که بر محمد و آل او (علیهم السلام) درود فرستی و مرا از پرقسمت ترین بندگان و درخواست کنندگانت قرار دهی، و بر من منت نهی که گردنم را از آتش دوزخ برهانی، ای مهربانترین مهربانان! و از تو می خواهم به تمام آنچه از تو سؤال نمودم و آنچه از تو درخواست نکردم از جلالت عظیم تو که اگر آن را می دانستم به آن از تو درخواست می کردم این که بر محمد و خاندان او درود فرستی و فرج کسی را که به فرج او، دوستان و برگزیدگان از خلقت گشایش یابند، را اجازه فرمایی و به (دست) او ستمگران را نابود و هلاک گردانی. زودتر آن را برسان، ای پروردگار عالمیان! و درخواستم را به من عطا کن، ای صاحب جلال و بزرگواری! آنچه را درخواست نمودم برای دنیای نزدیک و آخرت پس از این به من عنایت کن، ای آنکه از رگ گردن به من نزدیک تری! لغزشم را جبران کن و با برآورده شدن حاجاتم مرا (از درگاهت) بازگردان، ای آفریدگار من! ای روزی دهنده به من! ای برانگیزاننده من! ای آن که استخوان های پوسیده ام را زنده خواهی کرد! بر محمد و آل محمد (علیهم السلام) درود بفرست و دعایم را به اجابت برسان، ای مهربانترین مهربانان!.
هنگامی که از دعا فراغت یافت سربرداشت، عرضه داشتم: فدایت گردم تو دعا می کنی برای فرج کسی که به فرج او برگزیدگان و اولیای خداوند گشایش یابند، آیا تو خود آن کس نیستی؟ فرمود: نه آن شخص قائم آل محمد (علیهم السلام) است. گفتم: آیا برای خروج او نشانه ای هست؟ فرمود: آری. کسوف خورشید هنگام برآمدنش دو سوم ساعت از روز گذشته، و خسوف ماه شب بیست و سوم، و فتنه ای که بر اهل مصر سایه بلا افکند، و قطع شدن رود نیل، به آنچه برایت بیان نمودم بسنده کن و شب و روزت را در انتظار مولایت باش، که خداوند هر روز در کاری است، و هیچ کاری از کار دیگر او را باز ندارد، او الله پروردگار عالمیان است، و نگهداری دوستانش به او می باشد و آن ها نسبت به او بیمناکند.(66)

29- بعد از ذکر مصیبت سید الشهداء (علیه السلام)

زیرا که این دعا نوعی یاری نمودن آن حضرت (علیه السلام) است. چنان که در بخش پیشین در مکرمت چهل و هفتم یادآور شدیم، و مؤید آن این است که یکی از دوستان صالح من یاد کرد این که: مولایمان حضرت حجت (علیه السلام) را در خواب دیده بود، پس آن حضرت مضمون چنین مطلبی را فرموده بود که: من برای مؤمنی که مصیبت جد شهیدم را یادآور شود، سپس برای تعجیل فرج و تأیید من دعا نماید، دعا می کنم.

30- بعد از زیارت آن حضرت (علیه السلام)

یعنی: پس از زیارت مولایمان صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، که شهید در کتاب الدروس به این مطلب تصریح کرده است.
می گویم: و شاهد بر این است آن که پس از زیارت هایی که برای آن بزگوار روایت شده، دعا برای آن حضرت هم - به طور خاص - رسیده است، که همه یا قسمتی از آنها را در بخش هشتم کتاب ان شاء الله تعالی خواهیم آورد.
و نیز شاهد بر این، عقل و عرف می باشد، زیرا که بین مردم چنین متعارف است که چون در پیشگاه بزرگان حاضر شوند، برای آنان دعا می کنند. پس شایسته است که مؤمن آشنا به شیوه متداول بین مردم، چون خود را در پیشگاه مولایش حاضر می نماید تا او را زیارت کند، از این امر غافل نماند، به ویژه آن که بداند این کار موافق تمایل قلبی و مطابق با خواسته او است، به مقتضای توقیع رسیده از ناحیه مقدس او که پیش تر روایت را آوردیم که فرموده: واکثروا الدعاء بتعجیل الفرج؛ و بسیار دعا کنید برای زودتر رسیدن فرج.