فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد دوم

سید محمد تقی موسوی اصفهانی سید مهدی حائری قزوینی‏

1- بعد از هر نماز واجب

شاهد بر این معنی که: در تعدادی از دعاهای روایت شده از امامان معصوم (علیهم السلام) این امر آمده است، از جمله: در اصول کافی مرسلا" از حضرت ابو جعفر ثانی (امام جواد (علیه السلام)) روایت است که فرمود: هر گاه از نماز واجبی فراغت یافتی بگو: رضیت بالله ربا" و بمحمد صلی الله علیه و آله و سلم نبیا"، و بالاسلام دینا"، و بالقرآن کتابا"، و بفلان ائمة. اللهم ولیک فلان فاحفظه من بین یدیه و من خلفه، و عن یمینه و عن شماله، و من فوقه و من تحته، وامدد له فی عمره واجعله القائم بامرک والمنتظر (والمنتصر) لدینک و أره ما یحب و تقر به عینه فی نفسه و ذریته و فی اهله و ماله، و فی شیعته و فی عدوه، و أرهم منه ما یحذرون، و أره فیهم ما یحب و تقر به عینه، واشف صدورنا و صدور قوم مؤمنین(12)
همین حدیث را شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه از آن حضرت به طور مرسل چنین روایت کرده که فرمود: هر گاه از نماز واجبی فراغت یافتی پس بگو: رضیت بالله ربا" و بالاسلام دینا"، و بالقرآن کتابا"، و بمحمد صلی الله علیه و آله و سلم نبیا"، و بعلی ولیا"، والحسن و الحسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الحجة بن الحسن علیهم السلام ائمة. اللهم ولیک الحجة فاحفظه من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله، و من فوقه و من تحته، وامدد له فی عمره، واجعله القائم بأمرک و المنتصر لدینک، و أره ما یحب و تقر به عینه فی نفسه و ذریته و فی اهله و ماله و فی شیعته و فی عدوه، و أرهم منه ما یحذرون و أره فیهم ما یحب(13) و تقر به عینه، واشف صدورنا و صدور قوم مؤمنین(14)
خلاصه ترجمه دعا چنین است: خداوند را به پروردگار پذیرفتم و اسلام را به عنوان دین و قرآن را کتاب آسمانی و محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را پیغمبر و علی را ولی خود و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی و حجة بن الحسن (علیهم السلام) را به امامت پذیرفتم. پروردگارا! ولی تو حضرت حجت است، پس او را از پیش روی و پشت سر و از ست راست و چپ، و از بالا و پایین حفظ کن، و عمرش را امتداد بخش، و او را قائم به امر خویش قرار ده که برای دینت یاری طلبد، و آنچه دوست می دارد و دیده اش به آن روشن گردد، نسبت به خودش و خاندانش و نوادگانش و دارایی اش و پیروانش، و نسبت به دشمنش به او بنمایان و دشمناش را به آنچه هراس دارند (از نابودی شان به دست او) دچار گردان، و بدین وسیله درد سینه های ما و سینه های مؤمنین را شفا ببخشای.
می گویم: فلان و فلان که در روایت کافی آمده کنایه از امامان گذشته (علیهم السلام) است و منظور از اللهم ولیک فلان کنایه از مولای ما صاحب الزمان (علیه السلام) می باشد که شیخ صدوق (رحمة الله) نام های شریف آن ها را با صراحت آورده، و این حدیث دلالت می کند بر این که دعا برای تعجیل فرج بعد از هر نماز واجب، مؤکد است.
شاهد دیگر بر این امر روایتی است که در بحار به نقل از کتاب الاختیار سید ابن الباقی از امام صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: هر کس بعد از هر نماز فریضه، این دعا را بخواند، امام (م ح م د) بن الحسن (علیه و علی آبائه السلام) را در بیداری یا خواب خواهد دید: بسم الله الرحمن الرحیم اللهم بلّغ مولانا صاحب الزمان أینما کان و حیثما کان من المشارق الارض و مغاربها، سهلها و جبلها عنّی و عن ولدی و اخوانی التحیة و السلام عدد خلق الله وزنة عرش الله، و ما أحصاه کتابه و احاط به علمه. اللهم انی اجدّد له فی صبیحة هذا الیوم و ما عشت فیه من ایام حیاتی عهدا" و عقدا" و بیعة له فی عنقی لا أحول عنها و لا ازول ابدا"، اللهم اجعلنی من انصاره و الذابّین عنه و الممتثلین لأوامره و نواهیه فی أیامه المستشهدین بین یدیه. اللهم ان حال بینی و بینه الموت الذی جعلته علی عبادک حتما" مقضیا" فأخرجنی من قبری مؤتزرا" کفنب شاهرا" سیفی مجردا" قناتی ملبّیا" دعوة الداعی فی الحاضر و البادی. اللهم أرنی الطلعة الرشیده و العزة الحمیده، اکحل بصری بنظرة منی الیه، و عجل فرجه و سهل مخرجه. اللهم اشدد ازره و قوّ ظهرة و طول عمره و اعمر اللهم به بلادک و أخی به عبادک فانک قلت و قولک الحق، ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت أیدی الناس، فأظهر اللهم لنا ولیک و ابن بنت نبیک المسمی باسم رسولک صلی الله علیه و آله حتی لا یظفر بشی ء من الباطل الا مزقة و یحق الله الحق بکلماته و یحققه. اللهم اکشف هذه الغمة عن هذه الامة بظهوره انهم یرونه بعیدا" و نریه قریبا"، و صلی الله علی محمد و آله
بار خدایا! به مولای ما صاحب الرمان، هر کجا که هست و به هر سوی رو می کند از مشارق و مغارب زمین، هموارها و ناهمواریهای آن، از طرف من و والدینم و فرزندانم و برادرانم تحیت و سلام برسان، به تعداد خلق خدا و به وزن عرش الهی و آنچه کتابش شمارش نموده، و علمش به آن احاطه کرده است، پروردگارا! من در صبح این روز و تا زنده هستم در همه روزهای زندگانی ام پیمان و عقد و بیعتی از برای او در گردنم تجدید و تازه می کنم که نه از آن روی گردانم و نه هیچ گاه آنها را بشکنم، پروردگارا! مرا از یاران و مدافعان از حریمش، و فرمانبرداران اوامر و نواهی آن بزرگوار در ایام حکومتش و شهید شدگان در پیشگاهش قرار ده. بار الها! اگر میان من و او با مرگ که بر بندگانت امر قطعی و حتمی تقدیر فرموده ای، جدایی افتاد پس (هنگام ظهورش) مرا از قبر بیرون آور در حالیکه که کفنم را به کمر بسته و شمشیرم را کشیده و نیزه ام را برهنه نموده باشم، دعوت آن دعوت کننده حق را در شهر و بیابان لبیک گویم. پروردگارا! آن رخسار زیبای رشید و صاحب جبین ستوده را نشانم ده، و دیده ام را با سرمه نگاهی به او روشنایی بخش، و فرجش را تعجیل و برنامه قیامش را آسان فرمای. پروردگارا! به او نیرو عطا کن و پشتش را محکم ساز و عمرش را طولانی نمای و به وجود او سرزمین هایت را آباد گردان و بندگانت را حیات ده که تو فرموده ای و قول تو حق است: فساد در خشکی و دریا بر اثر کردارهای مردم آشکار شد پس ای پروردگار! آشکار کن ولی خودت و فرزند دختر پیامبرت را که همنام اوست تا از باطل چیزی باقی نگذارد، و خداوند حق را با کلمات خویش اثبات و محقق دارد. بار الها! این غم بزرگ (غیبت) را با ظهور او از این امت برطرف ساز، که آنها (مخالفین) ظهورش را دور می پندارند و ما آن را نزدیک می بینیم و درود خداوند بر محمد و آل او باد.
مؤلف می گوید: نظیر این دعا در بخش هشتم ان شاء الله تعالی خواهد آمد.
و از جمله شواهد بر تأکید داشتن دعا برای فرج آن حضرت، پس از هر نماز واجب روایتی است که در مکارم الاخلاق آمده، که هر کس این دعا را بعد از هر نماز واجب بخواند و بر آن مواظبت نماید، آن قدر عمر خواهد کرد تا از زندگی سیر شود، و به دیدار حضرت صاحب الامر (عجل الله فرجه الشریف) مشرف خواهد شد، دعا چنین است: اللهم صل علی محمد و آل محمد. اللهم ان رسولک الصادق المصدق صلواتک علیه و آله قال انک ما ترددت فی شی ء أنا فاعله کترددی فی قبض روح عبدی المؤمن یکره الموت و أنا أکره مسآئته. اللهم فصل علی محمد و آل محمد و عجل لأولیائک الفرج و النصر و العافیة و لا تسؤنی فی نفسی و لا فی فلان. قال: و تذکر من شئت(15)
خدایا! بر محمد و آل محمد درود فرست، پروردگارا! به درستی که رسول راستگوی تصدیق شده تو -که درود تو بر او و آلش باد- فرمود که تو فرموده ای: من در هیچ امری که انجام دهنده آنم، تردد نکرده ام همچون تردد در قبض روح بنده مؤمن خودم، او مرگ را اکراه دارد و من خوش ندارم او را ناراحت کنم. پروردگارا! پس بر محمد و آل محمد درود فرست و برای اولیای خودت فرج و نصرت و عافیت را تعجیل فرمای، و مرا نه در مورد خودم و نه در مورد فلانی بدی مرسان. فرمود و بجای کلمه فلانی هر کسی را بخواهی نام می بری.(16)
می گویم: و علامه مجلسی در بخش صلاة بحار به نقل از کتاب فلاح السائل عالم ربانی سید علی بن طاووس آورده که گفته: از مهمات برنامه های مستحبی برای کسی که طول عمر می خواهد این که بعد از هر نماز از تعقیباتش این باشد: که ابو محمد هارون بن موسی از ابوالحسین علی بن یعقوب عجلی کسایی از علی بن الحسین بن فضال از جعفر بن محمد بن حکیم از جمیل بن درّاج روایت کرده که گفت: مردی بر حضرت ابو عبدالله صادق (علیه السلام) وارد شد و عرض کرد: ای آقای من! سنم بالا رفته و خویشانم مرده اند، و من می ترسم که مرگ مرا دریابد در حالی که کسی را نداشته باشم تا با او انس بگیرم و به او مراجعه کنم.
امام (علیه السلام) فرمود: از برادران ایمانی تو کسی هست که از قرابت نسب یا سبب به تو نزدیک تر است، و انس تو به او از آنست به خویشانت بیشتر است، با این حال بر تو باد دعا، و این که پس از هر نماز بگویی: اللهم صل علی محمد و آل محمد. اللهم ان الصادق الامین (علیه السلام) قال: انک قلت: ما ترددت فی شی ء أنا فاعله کترددی فی قبض روح عبدی المؤمن یکره الموت و اکره مسآئته. اللهم فصل علی محمد و آل محمد و عجل لأاولیائک الفرج و النصر و العافیه و لا تسؤنی فی نفسی و لا فی احد من احبّتی؛ و اگر می خواهی یک یک بستگانت را نام ببر، و یا بطور پراکنده یا همه را یک جا یاد کن. آن مرد می گوید: به خدا قسم! آن قدر عمر کردم تا این که از زندگی خسته شدم.
ابو محمد هارون بن موسی گوید: محمد بن الحسن بن شمون بصری این دعا را می خواند و صد و بیست و هشت سال با فراخی عمر کرد. تا از زندگی ملول شد و این دعا را ترک کرد، سپس از دنیا رفت، خدایش رحمت کند.(17)
و نیز مجلسی به نقل از دعوات راوندی و مکارم الاخلاق و مصباح شیخ طوسی و جنة الامان و بلد الامین این عبارت را آورده: روایت شده که هر کس این دعا را بعد از هر نماز فریضه به جای آورد و بر آن مواظبت نماید، آن قدر زنده می ماند که از زندگی ملول گردد.
می گویم: در بخش گذشته؛ مکرمت بیست و هشتم، جهت این که این دعا درخواست تعجیل فرج مولایمان حضرت حجت (علیه السلام) است را بیان نمودیم، و دلایل این مطلب را آوردیم.
توضیح: این که فرمود: ما ترددت فی شی ء أنا فاعله نظیر این تعبیر در چند روایت در اصول کافی و غیر آن آمده. شیخ بهایی در شرح الاربعین گفته: نسبت تردد خاطر، به خدای تعالی که این حدیث متضمن آن است، چنان که مخفی نیست محتاج به توجیه و تأویل است و بر چند وجه تأویل آن کرده اند:
اول: در دل عبارت کلامی باشد که در ظاهر کلام نیامده، (اصطلاحا" آن را مقدر گویند) بدین صورت: لو جاز علی التردد ما ترددت فی شی ء...؛ اگر بر من تردد (و تردید) روا می بود، تردد (و آمد و شد خاطر) نمی داشتم هرگز در چیزی مثل ترددی که در وفات مؤمن می داشتم.
دوم: آن که چون عادت بر این جاری شده است که در مسائه (و ناخشنود کردن) کسی که احترام و عزت او را لازم دانند، و خاطر را تعلق به او باشد، مثل دوست نزدیک و یار موافق تردد خاطر به هم رسد و در ناخشنودی کسی که او را نزد این شخص قدر و منزلتی نباشد مثل دشمن و مار و عقرب و امثال آن تردد خاطر به هم نرسد، بلکه چون به خاطر بگذرد که بدی به او رسیده، در خاطر جای می یابد بی آنکه تردد و آمد و شد خاطری دست دهد، می تواند بود که تعبیر کنند از توقیر و احترام او، به حصول تردد در حال مسائه او، و از خواری و مذلت او، به عدم حصول تردد در آن حال، بنابراین می تواند بود که مراد حضرت عزت تعالی شأنه از این کلام -والله اعلم- آن باشد که هیچ کس از مخلوقات مرا نزد من قدر و منزلت و حرمتی نیست مثل قدر و منزلت بنده مؤمن و حرمت او؛ پس کلام از قبیل استعاره تمثیلیه تواند بود که معنی آن ضمن شرح بعض احادیث سابق یاد شده است.
سوم: در حدیث از طریق خاصه و عامه وارد است که خدای تعالی در وقت احتضار بنده مؤمن، لطف و نوازش و بشارت به دخول بهشت و امثال آن، آن قدر بر او ظاهر می سازد که کراهت مرگ از طبیعت او زایل می شود و او را رغبت تمام به انتقال از این عالم فانی به عالم باقی به هم می رسد، و به سبب آن ایذا و تشویش او از درد مرگ و سختی های آن کاسته می شود به گونه ای که او را نهایت رضا به مردن به هم می رسد و رغبت تمام به آن حاصل می گردد، پس تشبیه کرده است خدای تعالی این معامله را به معامله کسی که اراده کرده باشد به دوست خود سختی برساند به قصد آن که در پی آن، نفع عظیمی به او عاید شود، پس تردد داشته باشد در آنکه به چه نحو این الم و رنج را به او رساند که به او آزار بسیاری نرسد، و همیشه مرغبات و محسنات می گفته باشد، و نفعی که آن الم در عقب دارد، ذکر می کرده باشد تا آنکه او را به آن، رغبت تمام به هم رسد و الم مذکور را بر خود راحت انگارد، و در این صورت نیز کلام از قبیل استعاره تمثیلیه خواهد بود.(18)
و نیز بر مقصود دلالت دارد آنچه در کتاب جمال الصالحین از مولای ما حضرت صادق (علیه السلام) روایت آمده که فرمود: از جمله حقوق ما بر شیعیان این است که بعد از فریضه، دست بر چانه بگیرند و سه مرتبه بگویند: یا رب محمد عجل فرج آل محمد، یا رب محمد احفظ غیبة محمد، یا رب محمد انتقم لابنة محمد صلی الله علیه و آله و سلم(19)؛ ای پروردگار محمد! فرج آل محمد را زودتر گردان: ای پروردگار محمد!(دینت را در) پنهانی محمد حفظ کن. ای پروردگار محمد! برای دختر محمد انتقام بگیر.
تتمه ای پرسود: اکنون که از روایات نقل شده دلالت بر مقصود بیان گشت، بدان که سر مطلب در این است که حقیقت عبادت و اصل آن و شرط قبولی اش معرفت امام (علیه السلام) و دوستی او است، پس لازم است که مؤمن بعد از هر نماز حقیقت ایمان خود و راستی ولایش را نسبت به مولایش ابراز دارد، و با دعا برای او و تقاضای تعجیل فرجش از درگاه خدای (عز و جل) ارادتش را اظهار نماید، تا نمازش با سبب قبولی مقترن گردد، و آنچه در بخش اول و پنجم آوردیم و نیز آنچه در بخش هشتم خواهد آمد بر این مطلب دلالت دارد، اضافه بر روایاتی که در تفسیر فرموده خدای تعالی: الیوم اکملت لکم دینکم(20)؛ امروز دین شما را کامل ساختم و نیز فرموده خدای تعالی: ان تقول نفس یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب الله(21)؛ این که کسی بگوید دریغا بر آنچه در جنب الله کوتاهی ورزیدم. و تفسیر آیات دیگر آمده - که جمع آوری و ضبط همه آنها دشوار یا غیر ممکن است - و همین طور است در روزه و حج و عبادت های دیگر، لذا صلوات بر محمد و آل او (علیهم السلام) و دعا برای فرج مولایمان (علیه السلام) در روزهاو شب های ماه رمضان وارد شده است.
در اینجا خوش دارم حدیث شریفی که در تفسیر البرهان روایت شده بیاورم که در تفسیر فرموده خدای تعالی: ان تقول نفس یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب الله به سند خود از حضرت ابو جعفر باقر (علیه السلام) آمده که فرمود: جنب الله هستیم، و ما برگزیده خداوند می باشیم، و ما اختیار شده الهی هستیم، و میراث پیغمبران به ما سپرده شده، و ما امنای خدای (عز و جل) بر خلق او و ماییم کسانی که خداوند به ما (آفرینش) را آغاز کرده و به ما ختم فرماید، و ما هستیم امامان هدایت، و ماییم چراغ های (زداینده) تاریکی، و روشن کنندگان راه هدایت، و ماییم نشانه ای که برای اهل دنیا معروف است، و ماییم پیشی گرفتگان و ماییم آخرین اولیا هر آن که به ما تمسک جست، به مقصد رسید و هر کس از ما کناره گرفت در طوفان بلا غرق شد و ماییم رهبران روسفیدان و ماییم محرم راز خداوند، و ما هستیم راه و صراط مستقیم به سوی خدای (عز و جل) و ماییم کسانی که خداوند بر خلق خود نعمت بخشیده و ماییم شیوه حق پرستی و ماییم کانون نبوت، و ما هستیم جایگاه رسالت و ماییم اصول دین و بسوی ما فرشتگان آمد و شد کنند، و ماییم چراغ برای کسی که به ما روشنی جوید و ماییم راه برای هر آن کس که به ما اقتدا کند و ماییم هدایت کنندگان به بهشت، و ما هستیم گیره های اسلام و ماییم پل ها و ماییم گذرگاه هایی که هر کس بر شیوه ما سیر کند برنده است و هر کس از ما عقب بیفتد نابود شده است، و ما هستیم رکن اعظم و ماییم کسانی که رحمت به وجودمان نازل می گردد و به سبب ما باران بر شما می بارد و ماییم کسانی که خداوند به خاطر ما عذاب را از شما برطرف می سازد؛ پس هر کس نسبت به ما بینش یافت و ما و حق ما را شناخت و به امر ما ملتزم شد، پس او از ما است و به ما باز می گردد.(22)
سر دیگری نیز برای تأکید دعا کردن در آن حال برای آن حضرت (عجل الله فرجه الشریف) به خاطر می رسد، این که در روایات متعددی آمده که: هر مؤمنی را پس از هر نماز واجب دعای مستجاب شده ای است.
این روایات در کتاب وسائل الشیعه و کتب دیگری آمده است، پس شایسته است مؤمن کامل که مولایش را از جان و فرزندانش عزیزتر می داند آن دعای مستجاب را درباره او قرار دهد، و آن حضرت را بر خود مقدم دارد.

2- بعد از نماز ظهر

از اوقاتی که دعا برای تعجیل فرج مولایمان صاحب الزمان (عجل الله فرجه الشریف) تأکید بیشتری دارد بعد از نماز ظهر است: دلیل و شاهد بر این معنی روایتی است که در بحار و مستدرک و جمال الصالحین از امام صادق (علیه السلام) آمده: هر کس بعد از نماز صبح و ظهر بگوید: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم نمی میرد تا این که قائم (علیه السلام) را دیدار کند.(23) این حدیث در بخش سابق نیز گذشت.
و نیز بر این معنی دلالت دارد آنچه در بخش صلاة بحار به نقل از فلاح السائل سید اجل علی بن طاووس (قدس سره) آمده، سید فرمود: از مهمات در تعقیب نماز ظهر اقتدا کردن به امام صادق (علیه السلام) است در دعا برای حضرت مهدی (علیه السلام) که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در روایات صحیح مژده به آمدنش داده و این که در آخرالزمان ظهور خواهد کرد. چنان که ابو محمد هارون الدنبلی، از ابو علی محمد بن الحسن بن محمد بن جمهور قمی، از پدرش محمد بن جمهور، از احمد بن الحسین سکری، از عباد بن محمد مداینی روایت کرده که گفت: بر حضرت ابو عبدالله امام صادق (علیه السلام) در مدینه وارد شدم، هنگامی که از نماز واجب ظهر فراغت یافت در حالی که دست هایش را به سمت آسمان بلند کرده بود می گفت: أی سامع کل صوت، أی جامع کل فوت، أی باری کل نفس بعد الموت، أی باعث، أی وارث، أی سید السادات، أی اله الالهه، أی جبار الجبابرة، أی مالک (ملک) الدنیا و الاخرة، أی رب الارباب، أی ملک الموت، أی بطاش، أی ذا البطش الشدید، أی فعالا" لما یرید، أی محصی عدد الانفاس و نقل الاقدام، أی من السر عنده علانیة، أی مبدی، أی معید! اسألک بحقک علی خیرتک من خلقک، و بحقهم الذی أوجبت لهم علی نفسک أن تصلی علی محمد و اهل بیته و أن تمن علی الساعة بفکاک رقبتی من النار و أنجز لولیک و ابن نبیک الداعی الیک بابنک و أمینک فی خلقک و عینک فی عبادک و حجتک علی خلقک علیه صلواتک و برکاتک وعده، اللهم ایّده بنصرک وانصر عبدک و قو اصحابه و صبرهم وافتح لهم من لدنک سلطانا" نصیرا" و عجل فرجه و أمکنه من اعدائک و اعداء رسولک یا ارحم الراحمین(24)؛ ای شنونده هر صدا! ای جمع کننده هر از دست رفته! ای برآورنده هر جنبنده پس از مرگ! ای برانگیزنده! ای وارث! ای آقای آقایان! ای خدای خداوندگاران! ای درهم شکننده جباران! ای مالک (پادشاه) دنیا و آخرت! ای پروردگار پروردگاران! ای پادشاه پادشاهان! ای سخت کوبنده! ای به شدت مؤاخذه کننده! ای آن که هر چه بخواهند انجام دهد! ای شمارنده نفس های خلق و گام زدن ها! ای کسی که سر نزد او آشکار است! ای پدید آورنده موجودات! ای بازگرداننده آن ها! از تو می خواهم که بر محمد و خاندانش درود فرستی و همین حالا بر من منت نهی و گردنم از آتش رها گردد، و وعده ولی خود و فرزند پیامبرت دعوت کننده به سویت و به اجازه ات، و امین تو در خلایق و چشم تو در بندگانت و حجت تو بر خلقت که درود و برکاتت بر او باد، وعده ای را که به او داده ای وفا کن، بار الها! به نصرتت تأییدش کن، و بنده ات را یاری فرما و یارانش را نیرو بخش و شکیبایشان گردان و برای آنان از جانب خود حجتی قرار ده که همیشه یارشان باشد و فرجش را تعجیل کند، و بر دشمنانت و دشمنان پیامبرت توانایی بخش، ای بخشنده ترین بخشندگان!
راوی گفت: فدایت شوم! آیا چنین نیست که برای خودت دعا کردی؟ فرمود: برای نور آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و سابق ایشان و انتقام گیرنده از دشمنانشان به امر خداوند، دعا کردم. عرضه داشتم: خداوند مرا فدایت سازد، هنگام خروجش کی خواهد بود؟ فرمود: هرگاه کسی که خلق و امر به دست اوست (خدا) بخواهد. گفتم: پس آیا نشانه ای پیش از آن هست؟ فرمود: آری، نشانه های متعددی دارد. گفتم: مانند چه؟ فرمود: بیرون شدن پرچمی از مشرق و پرچمی از مغرب و فتنه ای که اهل زوراء(25) را فرا می گیرد، و خروج مردی از فرزندان عمویم زید در یمن، و غارت شدن پرده کعبه. و خداوند آنچه بخواهد انجام می دهد.
علامه مجلسی در بحار گفته(26)، و در مصباح شیخ طوسی و بلد الامین و جنة الامان و الاختیار آمده: از اموری که به تعقیب نماز ظهر اختصاص دارد: یا سامع کل صوت... تا آخر دعا می باشد، و در همه این منابع بجای (أی) (یا) آمده است.
می گویم: هر چند که سند حدیث به حسب اصطلاح ضعیف است ولی به مقتضای قاعده تسامح ( آسان گرفتن در دلایل اعمال مستحبی) که در اصول فقه به اثبات رسیده، انجام آن به جا است، به همین جهت است که مشایخ علمای ما - که نامشان برده شد- بر آن اعتماد کرده اند. به هر حال از این حدیث و دعای یاد شده چند مطلب استفاده می شود:
اول:استحباب دعا درباره حضرت حجت (علیه السلام) و درخواست تعجیل فرج آن حضرت بعد از نماز ظهر.
دوم:مستحب بودن بلند کردن دستها هنگام دعا کردن برای آن حضرت (علیه السلام).
سوم:استحباب شفاعت خواستن از امامان (علیهم السلام) و درخواست خود را با سوگند دادن به حق ایشان پیش از دعا و تقاضای حاجت.
چهارم: استحباب مقدم داشتن حمد و ثنای الهی پیش از عرض حاجت.
پنجم: استحباب مقدم داشتن درود و صلوات بر محمد و آل او (علیهم السلام) پیش از طلب حاجت.
ششم: پاک کردن دل از گناهان به وسیله استغفار و مانند آن، تا از لوث آلودگی ها پاکیزه شود و آماده اجابت گردد، که درخواست مغفرت و آزادی از آتش بر این امر دلالت دارد. و اما امامان (علیهم السلام) در مواردی درخواست مغفرت می کرده اند با این که -به دلایل عقلی و نقلی و به اجماع- معصوم بودنشان ثابت است. وجوهی در توجیه آن بیان کرده اند که این جا مجال ذکر آن ها نیست.
هفتم: این که منظور از ولی -هرگاه که به طور مطلق یاد شود- در سخنان و دعاهای امامان (علیهم السلام) وجود مقدس مولایمان صاحب الزمان (علیه السلام) است، و در بخش پنجم نیز دلالت بر این معنی گذشت.
هشتم: استحباب دعا کردن درباره اصحاب و یاران آن حضرت (علیه السلام).
نهم: این که امام (علیه السلام) شاهد و ناظر کارها و افعال بندگان است، و همیشه آن ها را مشاهده می کند، دلیل بر این معنی جمله: و عینک فی عبادک می باشد، شواهد دیگری بر این مطلب نیز قبلا" گذشت.
دهم: این که از جمله القاب مولایمان حضرت حجت (علیه السلام): نور آل محمد (علیهم السلام) می باشد، در روایات نیز شواهدی بر این امر هست که محقق نوری برخی از آنها را در کتاب النجم الثاقب(27) خود آورده است.
یازدهم: این که امام عصر(عجل الله فرجه الشریف) پس از امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین، از همه امامان (صلوات الله علیهم اجمعین) افضل است، بعضی از روایات نیز این مطلب را تأیید می کند.
دوازدهم: این که خداوند متعال زمان آن حضرت را تأخیر انداخته و او را برای انتقام گرفتن از دشمنان خود و دشمنان پیغمبرش ذخیره نموده، و روایات در این باره در حد تواتر است.
سیزدهم: این که زمان ظهور آن جناب از امور مخفی است که مصلحت الهی مقتضی پنهان بودن آن است، روایات در این مورد نیز به تواتر رسیده است.
چهاردهم: نشانه های یاد شده در این حدیث از علائم حتمیه نیست، زیرا که امام صادق (علیه السلام) در آخر سخن خود فرموده اند: و خدا آنچه بخواهد انجام می دهد.

3- بعد از نماز عصر

سومین وقتی که دعا برای تعجیل فرج حضرت صاحب الامر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تأکید شده بعد از نماز عصر است.
و دلیل بر این معنی روایتی است که در کتاب فلاح السائل سید اجل علی بن طاووس (قدس سره) آمده، مرحوم سید فرموده: از مهمات پس از نماز عصر، اقتدا کردن به مولایمان موسی بن جعفر امام کاظم (علیه السلام) در دعا کردن برای مولایمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است، چنان که محمد بن بشیر ازدی، از احمد بن عمر بن موسی کاتب، از حسن بن محمد جمهور قمی، از پدرش محمد بن جمهور، از یحیی بن الفضل نوفلی روایت کرده که گفت: در بغداد بر حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر (علیه السلام) وارد شدم هنگامی که نماز عصر را پایان داده بود، آنگاه دست هایش را به سوی آسمان بلند کرد و شنیدم که می گفت: انت الله لا اله الا انت الاول و الاخر و الظاهر و الباطن، و انت الله لا اله الا انت الیک زیادة الاشیاء و نقصانها، و انت الله لا اله الا انت خلقت الخلق بغیر معونة من غیرک و لا حاجة الیهم، و انت الله لا اله الا انت منک المشیة و الیک البدء، و انت الله لا اله انت قبل القبل و خالق القبل، و انت الله لا اله الا انت بعد البعد و خالق البعد، و انت الله لا اله الا انت تمحو ما تشاء و تثبت و عندک ام الکتاب، و انت الله لا اله الا انت غایة کل شی ء و وارثه، و انت الله لا اله الا انت لا یعزب عنک الدقیق و لا الجلیل، و انت الله لا اله الا انت لا تخفی علیک اللغات و لا تتشابه علیک الاصوات، کل یوم انت فی شأن لا یشغلک شأن عن شأن، عالم الغیب و أخفی، دیان الدین، مدبر الامور، باعث من فی القبور، محیی العظام و هی رمیم. اسألک باسمک المکنون المحزون الحی القیوم الذی لا یخیب من سألک به ان تصلی علی محمد و آله، و ان تعجل فرج المنتقم لک من اعدائک و أنجز له ما وعدته، یا ذاالجلال و الاکرام
تویی خداوند هیچ معبود حقی غیر از تو نیست، اول و آخر و ظاهر و باطن هستی؛ و تویی خداوند هیچ حقی جز تو نیست، زیاد و کم اشیاء به تو بر می گردد؛ و تویی خداوند هیچ خدایی غیر از تو نیست؛ مخلوقات را آفریدی بی آنکه از غیر خودت کمک بگیری یا نیازی به آن ها داشته باشی، تویی خداوند هیچ خدایی جز تو نیست، مشیت از تو و ابتدا کردن از توست؛ و تویی خداوند هیچ معبودی جز تو نیست، پیش از قبل و آفریننده قبل هستی؛ و تویی خداوند هیچ معبودی جز تو نیست، بعد از بعد و آفریننده بعدی، آنچه را بخواهی محو می کنی و آنچه را می خواهی اثبات می نمایی، و نزد تو است ام الکتاب؛ تویی خداوند هیچ خدای جز تو نیست، پایان و وارث هر شی ء هستی؛ تویی خداوند هیچ خدایی جز تو نیست، هیچ کم و زیاد و ریز و درشتی از تو پنهان نمی باشد؛ تویی خداوند هیچ خدایی جز تو نیست، لغت ها بر تو مخفی نمی ماند و صداها بر تو مشتبه نمی شود، هر روز تو در کاری هستی و هیچ کاری از کار دیگر تو را مشغول نمی دارد، غیب و پنهانتر از آن را دانا هستی، نگهبان دین و تدبیر کننده امور، برانگیزنده مردگان از قبرها، زنده کننده استخوان های پوسیده ای؛ از تو می خواهم به نام در پرده محزون حی قیومت که هر کس تو را به آن بخواند ناامید نمی شود؛ این که بر محمد و آل او درود بفرستی و فرج انتقام گیرنده برای تو از دشمنانت را به زودی برسانی و آنچه به او وعده کرده ای وفا فرمایی،ای صاحب جلال و اکرام.
راوی گوید: عرض کردم: دعا برای چه کسی بود؟ فرمود: او مهدی آل محمد (علیهم السلام) است. سپس فرمود: پدرم قربان آن فربه شکم، پیوسته ابرو، باریک ساق، که شانه هایش پهن است، گندمگونی که با وجود آن از اثر شب زنده داری به زردی آمیخته است، پدرم فدای کسی که شب خود را با رکوع و سجود به شمارش ستارگان می گذارند، پدرم قربان کسی که در راه خدا هیچ ملامت کننده ای بر او اثر نمی کند، چراغ تاریکی، پدرم فدای کسی باد که قائم به امر خداوند است.
عرضه داشتم: خروج او کی اتفاق می افتد؟ فرمود: هرگاه سپاهیان را در انبار در کرانه فرات و دجله مشاهده کردی، و پل کوفه منهدم و بعضی از خانه های کوفه سوزانده شد، پس هر گاه آنها را دیدی خداوند آنچه خواهد انجام دهد، هیچ چیز بر امر خداوند غالب و چیره نگردد، و هیچ حکم او را تأخیر نیندازد.(28)