دیوان خزیمة بن ثابت انصاری «ذی الشهادتین»

قیس عطار ترجمه:سید مرتضی موسوی گرمارودی

2 - : الناکثون

و أما الزبیر فأکفیکه - و طلحة یکفیکه وحوحه
و یعلی بن منیة عند اللقاء - کثیر التقلب و النحنحه
و عائش یکفیننا عقلها - و عائش فی الناس مستفضحه
و لن یصلح الأمر الا (الحسام) - کما یصلح الجبن بالانفحه
و لا (یستقیم بغیر القتال - لمن جاء بالنکث ما) أقبحه
و أن (لا هوادة)حتی تکون - أمور (لنا) کلها مصلحه
(بحر متقارب)

بیعت شکنان(33)

1 - (ای امیر مؤمنان) من شر زبیر و برادرم (وحوحه) شر طلحه را از شما کفایت خواهیم کرد.
2 - یعلی بن منیه (پست نیز هنری ندارد جز آنکه) در هنگام جنگ، بیهوده اینسو و آنسو می رود و سرفه های قلابی می کند.
3 - اما کم خردی عایشه ترا از هر تدبیری درباره او کفایت می کند و بدان که عایشه در میان مردم انگشت نماگردیده است.
4 - چیزی جز شمشیر، این قضیه (مخالفین) را اصلاح نمی کند همانطور که مایه پنیر برای ساختن پنیر ضروری است.
5 - کسی که بیعت تو را شکسته جز با جنگیدن به راه راست بر نمی گردد و این چقدر زشت است.
6 - هیچ صلح و آرامشی وجود نخواهد داشت مگر آنکه امور و مصالح چنانکه می خواهی درست شود.

3 - : سماک النبی محمدا

1 - محمد ما فی عودک الیوم و صمة - و لا کنت فی الحرب الضروس معراد
2 - أبوک الذی ام یرکب الخیل مثله - علی و سماک النبی محمدا
3 - فلوکان حقاً من أبیک خلیفة - لکنت، و لکن ذاک ما لایری بدا
4 - و أنت بحمد الله أطول غالب - لساناً، أنداها بما ملکت یدا
5 - و أقربها من کل خیر تریده - قریش، و أوفاها بما قال موعدا
6 - و أطعنهم صدر الکمی برمحه - و أکساهم للهام عضباً مهندا
7 - سوی أخویک السیدین، کلاهما - امام الوری، و الداعیان الی الهدی
8 - أبی الله أن یعطی عدوک مقعداً - من الارض أو فی الاوج مرقی و مصعدا
(بحر طویل)