دیوان خزیمة بن ثابت انصاری «ذی الشهادتین»

قیس عطار ترجمه:سید مرتضی موسوی گرمارودی

ولادت خزیمة:

در مجموع همه مصادری که در اختیار ماست نتوانستیم تاریخ ولادت او را به طور دقیق بیابیم و متأسفانه این مسئله ای است که در مورد بیشتر صحابه رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) وجود دارد زیرا اکثر اصحاب برای ثبت تاریخ تولدشان اهمیتی نمی داده اند.
لکن قرینه ای که بتوان به وسیله آن تاریخ تولد خزیمة را به طور تخمین حدس زد، به دست آورده ایم و آن مسئله مشورت امیرمؤمنان علی بن ابیطالب (علیه السلام) با مهاجرین و انصار درباره عزیمت به سوی شام است که قیس بن سعد برخاست و در تأیید حرکت به سوی شام سخنرانی کرد. نصر بن مزاحم می گوید: شیوخ انصار یعنی خزیمه بن ثابت و ابو ایوب انصاری و... گفتند: ای قیس چرا بر شیوخ قبایل انصار پیشی جسته و سخن گفت: من آشنای به فضل و برتری شما و معترف به بزرگی شأن شما هستم(6) ....
اگر تولد قیس بن سعد را حدود 10 - 15 سال قبل از هجرت مبارک نبوی بدانیم روشن می شود که تولد خزیمة بن ثابت باید قبل از این تاریخ باشد.
از سوی دیگر، شیخ به کسی گویند که موهایش سپیده شده باشد یا کسی که بین پنجاه تا هشتاد سال سن داشته باشد. بنابراین در آغاز جنگ صفین
یعنی سال 37 ه.ق قیس بن سعد 52 سال دارد - اگر تولد او را 15 سال قبل از هجرت حساب کنیم - و اگر خزیمة از مشایخ انصار بوده باید چند سال از قیس بزرگتر باشد و این به آن معنی است که خزیمة 20 سال یا بیشتر قبل از هجرت متولد شده است.

حوادث دوران زندگی خزیمة:

1 - از اولین کسانی است که اسلام آورد. در جنگ بدر شرکت داشت - بعضی گفته اند اولین جنگی که شرکت کرد احد بود - و در تمام جنگ های بعد از آن نیز حضور فعال داشت(7).
2 - او و عمیر بن عدی، بتهای عشیره بنی خطمه را شکستند(8).
3 - پرچم بنی خطمه در روز فتح مکه به دست خزیمة بود(9).
4 - در جنگ موته شرکت داشت؛ مبارز طلبید و او را از پای در آورد(10).
5 - از اولین کسانی است که پس از پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم) به امیرمؤمنان علی (علیه السلام) رجوع کردند(11).
6 - در سقیفه به طرفداری از امیرمؤمنان علی (علیه السلام) برخاست و گفت: اتفاق کنید بر مردی که قریش از او می هراسد و انصار از او در امان است(12). و بر غصب خلافت علی (علیه السلام) تأسف خورد(13).
7 - یکی از دوازده نفری است که با نشستن ابوبکر بر منبر رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) مخالفت شدید کرد و گفت: ای ابوبکر آیا نمی دانی که رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) شهادت مرا به تنهایی پذیرفته است؟ گفت: بله خزیمة گفت: پس من شهادت می دهم درباره آنچه از رسول خدا شنیده ام که فرمود: امام شما پس میان شما اوست(14)...
8 - هنگامی که امیرمؤمنان علی (علیه السلام) برای حدیث غدیر از اصحاب پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم) شهادت خواست خزیمة یکی ناز کسانی بود که برخاست و شهادت داد.(15)
9 - از اولین بیعت کنندگان با امیرمؤمنان علی (علیه السلام)(16) و از اولین یاوران آن حضرت در راه جنگ با ناکثین(17) (طلحه و زبیر و عایشه) و قاسطین.(18) (معاویه و عمر و عاص و...) بود.
10 - در رکاب امیر مؤمنان علی (علیه السلام) در جنگهای جمل و صفین شرکت جست و در صفین به شهادت رسید.(19)
11 - او که رحمت بی منتهای خداوند بر او باد از کسانی بود که بر روش پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم) زیستند و درگذشتند و هیچ تغییری و تبدیلی را در راه و روش آن حضرت نه پدید آورده و نه پذیرفتند(20).

شهادت خزیمة:

خزیمة تا رحلت رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) در رکاب آن حضرت، ایام خود را سپری کرد و در جنگ ها و حوادث زمان پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم) حضور داشت و سپس همان را مبارک را در رکاب امیرمؤمنان علی (علیه السلام) پیمود و در جنگ های جمل و صفین نیز شرکت کرد و عاقبت در نهم صفر سال سی و هفت هجری در جنگ (وقعة الخمیس) صفین به دست مزدوران و جلادان معاویه به شهادت رسید. درود پاکان عالم بر او باد.
از محمد پسر عماره پسر خزیمة بن ثابت روایت شده که گفت: پیوسته جدم (خزیمة) با اسلحه در جنگ های جمل و صفین حضور داشت و جنگید تا اینکه عمار (در جنگ صفین) شهید شد در این هنگام جدم شمشیر کشید و گفت: شنیدم از رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) که می گفت: عمار را گروه سرکش و ستمگر می کشند. آنگاه آنقدر جنگید تا شهید شد(21).
اما این شاعر سلحشور و دلیر پس از شهادت نیز از جنایات امویان و مزدورانشان در امان نماند؛ کوشیدند تا چهره پاک و درخشان او و شهادتش را مشوه و تیره کنند و برای این منظور پلید و شیطانی در دو قسمت، دست به تحریف زدند که هر دو را توضیح می دهیم:
اول: سعی کردند تا جایگاه والا و نقش ارزشمند او در جنگ ها و علاقه او به ولایت امیر المومنین علی (علیه السلام) را معکوس جلوه دهند.
دوم: کوشیدند تا شخصیت دروغین دیگری با همین اسم و لقب بسازند و ارزشها و کمالات خزیمة را به وی نسبت دهند و بعد شایع کنند که او در زمان عثمان از دنیا رفته است.
توضیح قسمت اول:
در مورد اول دست به تحریف حدیثی زدند که قبلا آن را نقل کردیم و آن را به این صورت در آوردند: از محمد بن عماره بن خزیمة بن ثابت روایت شده که گفت: پیوسته جدم (خزیمة بن ثابت) از حمل سلاح در جنگ های جمل و صفین خود داری می کرد تا آن که شنید عمار کشته شده آنگاه گفت: شنیدم از رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) که عمار را گروه سرکش ستمگر می کشند پس شمشیر کشید و جنگید تا کشته شد(22).
همانگونه که دیدید ما اصل روایت را از رجال کشی نقل کردیم و در آن صراحت دارد که پیوسته جدم (خزیمة بن ثابت) با اسلحه در جنگ های جمل و صفین حضور داشت و می جنگید.آنها کلمه (بسلاحه) را به (کافا سلاحه) تحریف کردند تا بگویند که خزیمة با اعتقاد به حقانیت علی (علیه السلام) نجنگد و شمشیر نزده است بلکه پس از یاد آوری کلام رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) درباره عمار جنگیده است... اما فراموش کردند که حرف های صریح و درستی که از رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) درباره حقانیت علی (علیه السلام) و تبعیت از او نقل شده بسیار بیشتر و گویاتر از این حدیث شریف است و آن سخنان، انگیزه خزیمة در پیوستن و جنگیدن در رکاب علی (علیه السلام) است نه این یک حدیث.
علاوه بر اینها، موضعگیری او علیه عایشه و طلحه و زبیر و جنگیدن او در جنگهای جمل و صفین که در کتابهای تاریخی فراوان آمده است و نیز شتاب او در پذیرش دعوت امیرمومنان برای جنگیدن با ناکثین (طلحه و زبیر) و قاسطین (معاویه) چگونه با مفهوم این حدیث تحریف شده سازگار است؟
خطیب بغدادی به سند خود از عبدالرحمن بن ابی لیلی روایت کرده که گفت: در جنگ صفین حضور داشتم.در آنجا سواری نقابدار را دیدم که به شدت از چپ و راست می جنگید به او گفتم: ای شیخ، آیا با این شدت با مردم مسلمان می جنگی؟ او چفیه را از صورتش باز کرد و گفت: شنیدم از رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) که فرمود: بجنگید در کنار علی (علیه السلام) بجنگید. و من خزیمة بن ثابت انصاری هستم(23).
این حدیث به روشنی تصریح دارد که جنگیدن از روی اعتقاد به حقانیت علی (علیه السلام) و پیروی از دستور صریح رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) در این باره است.
آری خزیمة به سختی و تا سر حد مرگ جنگید و بازنگشت تا آن که پس از عمار یاسر به شهادت رسید. نه این که پس از شهادت عمار تازه شروع به جنگیدن کرده باشد.
کافیست در این باره به کلام زیبایی توجه کنید که امیرمومنان در آن، به برگزیدگان اصحابش که شهید شده اند، اظهار اشتیاق می کند:
کجایند برادران من که راه حق را پیمودند و بر حق شهید شدند؟ کجاست عمار، کجاست ابن تیهان و کجاست ذوالشهادتین. کجایند برادران دیگری که چون اینان در راه خدا، پیمان به مرگ بستند...
راوی این حدیث (نوف) گوید: سپس امیرمومنان علی (علیه السلام) محاسن شریف مبارکش را به دست گرفت و بسیار گریست و سپس فرمود: دریغا برادرانم که قرآن را می خواندند و به آن عمل می کردند و در واجبات اندیشیده و آن را بر پا می داشتند؛ سنت را احیا و بدعت را از بین می بردند؛ چون به جنگ خوانده می شدند به سرعت اجابت می کردند و به پیشوای خود ایمان واثق داشته و از او پیروی می کردند(24)...
این گفتار شریف، تصریح دارد که خزیمة به پیشوای خود (امیر مومنان علی (علیه السلام)) کمال ایمان را داشته و از آن حضرت پیروی می کرده است نه اینکه از شهادت عمار، پی به حقانیت علی (علیه السلام) برده باشد.
توضیح قسمت دوم:
در این مورد توسط سیف بن عمر تمیمی، طی یک حدیث جعلی یک شخصیت دروغین و خیالی شبیه (خزیمة بن ثابت ذوالشهادتین) ساختند. وی می گوید:
هنگامی که علی (علیه السلام) از اهل مدینه چیزهایی دید که خوشش نیامد سرشناسان اهل مدینه را جمع کرد و برای آنها سخنرانی کرده و از ایشان خواست تا وی را یاری کنند. دو نفر از بزرگان انصار به او پاسخ مثبت دادند: یکی ابوالهیثم بن تیهان - که از جنگجویان بدر است - و دیگری خزیمة بن ثابت - ولی نه آنکه ذوالشهادتین بود زیرا ذوالشهادتین در زمان عثمان مرده بود(25).
در حدیث جعلی دیگری از محمد (العرزمی) از عبیدالله از حکم (یعنی ابن عتیبه) روایت کرده اند که گفت: از او پرسیدند آیا خزیمة ذوالشهادتین در جنگ جمل حضور داشت؟ گفت: خودش نبوده اما از انصار کس دیگری بوده است و ذوالشهادتین در زمان عثمان مرده است(26).
هدف و غرض مزدوران از ساختن این احادیث، یکی این بود که فضیلت (دو شهادت) خزیمة را از وی سلب کنند زیرا وی قبلا به کمک همین دو شهادت به حقانیت علی (علیه السلام) در برابر ابوبکر تاکید کرده بود. و دیگر این که بگویند اهل مدینه و خصوصا انصار از علی روی گردان بودند.
علامه سید مرتضی عسگری در کتابش (صد و پنجاه صحابه ساختگی(27)) به تفصیل در این باره قلم رانده است و از دانشمندان پیشین نیز کسانی به این موضوع توجه کافی مبذول داشته اند از جمله آنها ابن ابی الحدید معتزلی است که می گوید:
از شگفت ترین نمونه های تعصب کور و زشت یکی آنست که ابوحیان توحیدی در کتاب (بصائرش) می نویسد: خزیمة بن ثابت که همراه علی (علیه السلام) در صفین بود و آنجا کشته شد غیر از خزیمة بن ثابت ذوالشهادتین است.زیرا آن شخص از انصار بوده و فقط نامش خزیمة بن ثابت بوده است.. این مطلب کاملا نادرست است زیرا تمامی کتابهای حدیث و نسب نوشته اند که در میان صحابه، چه از انصار و چه غیر از انصار غیر از خزیمة بن ثابت ذوالشهادتین هیچ کس دیگری به این نام وجود نداشت.آری این حرف از روی هوای نفس جعل شده و دوایی ندارد.
علاوه بر این طبری که قبل از ابوحیان می زیسته نیز این حدیث جعلی را آورده و ابوحیان از وی نقل کرده است ولی کتابهایی که درباره اسامی اصحاب نگارش یافته، عکس آنچه را گفته اند نشان می دهد.
دیگر این که یاری کنندگان امیرمومنان علی (علیه السلام) چه نیازی داشتند که امثال خزیمة، ابوالهیثم و عمار و مانند آنان را تکثیر کنند؟!
سخن آخر این که اگر مردم در حق این بزرگ مرد - یعنی امام امیر المومنین علی بن ابیطالب - انصاف به خرج داده و به چشم واقع گرایانه ای به او می نگریستند می دیدند که او اگر تنها هم بود و با همه مردم روی زمین به مبارزه می پرداخت باز هم، او بر حق بود و همه دیگران بر باطل بودند(28).
دختر خزیمة بن ثابت چند بیت در رثای او سروده است.نصر بن مزاحم می گوید: ضبیعه دختر خزیمة بن ثابت ذوالشهادتین پدرش را چنین رثا گفته است:
عین جودی علی خزیمة بالدم - ع قتیل الاحزاب یوم الفرات
قتلوا ذالشهادتین عتواً - أدرک الله منهم بالتراث
قتلوه فی فتیة غیر عزل - یسرعون الرکوب للدعوات
نصروا السید الموفق ذا العد - ل و دانوا بذاک حتی الممات
لعن الله معشراً قتلوه - و رماهم بالخزی و الافات
ای دیده در سوگ خزیمة ببار، آن کشته گروهها و احزاب در نبرد روز فرات.
ذوالشهادتین را سرکشان و جباران به شهادت رساندند و خداوند خونخواه او خواهد بود.
او و جوانمردان سلحشور مسلحی را کشتند که برای جنگ، به سرعت بر اسبان می نشینند.
همانان که پیشوای موفق عادل (امیر المومنان علی (علیه السلام)) را یاری کردند و بر این عقیده تا مرگ پای فشردند.
لعنت خدا بر گروهی که او را کشتند و خداوند ایشان را به انواع خواری و آفات مبتلا کناد(29)..
و چنین بود که آرزوی خزیمة برای شهادت در رکاب امام زمانش یعنی امیرمومنان علی (علیه السلام) تحقق یافت و او شجاعانه و دل بر مرگ نهاده و آرزومند آخرت به سوی شهادت شتافت و لحظاتی قبل از نوشیدن جام شهادت چنین سرود:
کم ذا یرجی ان یعیش الماکث - و الناس موروث و فیهم وارث
هذا علی من عصاه ناکث
مگر آن که می زید، چقدر آرزو دارد که باقی بماند؟
مردمان ارث می گذارند و بعضی نیز ارث می برند.
این امیرمومنان علی (علیه السلام) است که هر که با وی مخالفت کند بیعت الهی را شکسته است.