دیوان خزیمة بن ثابت انصاری «ذی الشهادتین»

قیس عطار ترجمه:سید مرتضی موسوی گرمارودی

نسب خزیمة:

او خزیمة پسر ثابت پسر فاکه پسر ثعلبه پسر ساعده پسر عامر(1) پسر غیان(2) پسر عامر پسر خطمه - که نامش عبدالله است - پسر جشم پسر مالک پسر اوس انصاری(3) است. کنیه او ابوعماره(4) است.
لقب خزیمة - که رحمت خدا بر او باد - ذوالشهادتین است و این لقب به سبب ماجرایی است که در زمان رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) اتفاق افتاده بود این واقعه را مرحوم کلینی رحمه الله در کتاب شریف تکافی به اسناد صحیح از معاویه پسر وهب چنین روایت کرده است:
در زمان پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم) (بلاط) که بر جنازه ها نماز می خواندند، بازاری به نام (بطحاء) بود که در آن شیر و روغن و کشک می فروختند. روزی یکی از اعراب بیابانی، اسبی را آورد و در آنجا بست. رسول خدا(صلی الله و علیه و آله و سلم) آن اسب را از او خرید و برای آوردن پول به خانه رفت. چند نفر از منافقین گفتند: اسبت را به چه قیمتی فروخته ای؟ اعرابی قیمت را گفت. منافقین آمدند و گفتند: به چه قیمت بدی فروخته ای. اسبت بیش از این قیمت دارد! وقتی رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) با پول کافی و حلال برای خرید بازگشت، اعرابی گفت: اسبم را به تو نفروخته ام... و قسم به خدا خورد.
رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) فرمود: سبحان الله به خدا قسم تو اسب را به من فروختی و صدایشان بلند شد. مردم گفتند: رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) دارد با یک اعرابی جدل می کند و دور آنها جمع شدند.
حضرت صادق (علیه السلام) می فرماید: اصحاب رسول خدا(صلی الله و علیه و آله و سلم) نزدیک بودند بودند. در این هنگام خزیمة بن ثابت انصاری جلو آمد و با دست مردم را شکافت تا به پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم) رسید و گفت: ای رسول (صلی الله و علیه و آله و سلم) من شهادت می دهم که تو اسب این مردم را خریده ای.
اعرابی گفت: تو که در اینجا حاضر نبودی چگونه شهادت می دهی؟ و پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم) فرمود: آیا ما را می دیدی؟ عرض کرد: نه یا رسول الله، اما مطمئنم که آن را خریده ای. من شما را در آنچه از سوی خدا آورده ای باید تصدیق کنم ولی در مورد این اعرابی خبیث نباید تصدیق کنم؟ رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) به شگفت آمد و فرمود: ای خزیمة شهادت تو معادل شهادت دو نفر است(5).
این سخن رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) درباره خزیمة چون نشانه و وصفی برای او باقی ماند و به این سبب است که خزیمة را خریمة بن ثابت الانصاری ذو الشهادتین می نامند.

ولادت خزیمة:

در مجموع همه مصادری که در اختیار ماست نتوانستیم تاریخ ولادت او را به طور دقیق بیابیم و متأسفانه این مسئله ای است که در مورد بیشتر صحابه رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) وجود دارد زیرا اکثر اصحاب برای ثبت تاریخ تولدشان اهمیتی نمی داده اند.
لکن قرینه ای که بتوان به وسیله آن تاریخ تولد خزیمة را به طور تخمین حدس زد، به دست آورده ایم و آن مسئله مشورت امیرمؤمنان علی بن ابیطالب (علیه السلام) با مهاجرین و انصار درباره عزیمت به سوی شام است که قیس بن سعد برخاست و در تأیید حرکت به سوی شام سخنرانی کرد. نصر بن مزاحم می گوید: شیوخ انصار یعنی خزیمه بن ثابت و ابو ایوب انصاری و... گفتند: ای قیس چرا بر شیوخ قبایل انصار پیشی جسته و سخن گفت: من آشنای به فضل و برتری شما و معترف به بزرگی شأن شما هستم(6) ....
اگر تولد قیس بن سعد را حدود 10 - 15 سال قبل از هجرت مبارک نبوی بدانیم روشن می شود که تولد خزیمة بن ثابت باید قبل از این تاریخ باشد.
از سوی دیگر، شیخ به کسی گویند که موهایش سپیده شده باشد یا کسی که بین پنجاه تا هشتاد سال سن داشته باشد. بنابراین در آغاز جنگ صفین
یعنی سال 37 ه.ق قیس بن سعد 52 سال دارد - اگر تولد او را 15 سال قبل از هجرت حساب کنیم - و اگر خزیمة از مشایخ انصار بوده باید چند سال از قیس بزرگتر باشد و این به آن معنی است که خزیمة 20 سال یا بیشتر قبل از هجرت متولد شده است.

حوادث دوران زندگی خزیمة:

1 - از اولین کسانی است که اسلام آورد. در جنگ بدر شرکت داشت - بعضی گفته اند اولین جنگی که شرکت کرد احد بود - و در تمام جنگ های بعد از آن نیز حضور فعال داشت(7).
2 - او و عمیر بن عدی، بتهای عشیره بنی خطمه را شکستند(8).
3 - پرچم بنی خطمه در روز فتح مکه به دست خزیمة بود(9).
4 - در جنگ موته شرکت داشت؛ مبارز طلبید و او را از پای در آورد(10).
5 - از اولین کسانی است که پس از پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم) به امیرمؤمنان علی (علیه السلام) رجوع کردند(11).
6 - در سقیفه به طرفداری از امیرمؤمنان علی (علیه السلام) برخاست و گفت: اتفاق کنید بر مردی که قریش از او می هراسد و انصار از او در امان است(12). و بر غصب خلافت علی (علیه السلام) تأسف خورد(13).
7 - یکی از دوازده نفری است که با نشستن ابوبکر بر منبر رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) مخالفت شدید کرد و گفت: ای ابوبکر آیا نمی دانی که رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) شهادت مرا به تنهایی پذیرفته است؟ گفت: بله خزیمة گفت: پس من شهادت می دهم درباره آنچه از رسول خدا شنیده ام که فرمود: امام شما پس میان شما اوست(14)...
8 - هنگامی که امیرمؤمنان علی (علیه السلام) برای حدیث غدیر از اصحاب پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم) شهادت خواست خزیمة یکی ناز کسانی بود که برخاست و شهادت داد.(15)
9 - از اولین بیعت کنندگان با امیرمؤمنان علی (علیه السلام)(16) و از اولین یاوران آن حضرت در راه جنگ با ناکثین(17) (طلحه و زبیر و عایشه) و قاسطین.(18) (معاویه و عمر و عاص و...) بود.
10 - در رکاب امیر مؤمنان علی (علیه السلام) در جنگهای جمل و صفین شرکت جست و در صفین به شهادت رسید.(19)
11 - او که رحمت بی منتهای خداوند بر او باد از کسانی بود که بر روش پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم) زیستند و درگذشتند و هیچ تغییری و تبدیلی را در راه و روش آن حضرت نه پدید آورده و نه پذیرفتند(20).