فهرست کتاب


تفسیر و مفسران (جلد دوم)

آیت الله محمد هادی معرفت

9. نهج البیان عن کشف معانی القرآن

تفسیری است مختصر و کوتاه و ناپیوسته اثر محمد بن حسین شیبانی، دانشمند شیعی سده هفتم هجری که بر اساس ادب و آراء گذشتگان تدوین یافته و آن را برای تقدیم به کتابخانه عظیم مدرسه مستنصریه بغداد در دوران خلافت المستنصر بالله عباسی (640 - 623) نوشته است؛ و در مقدمه از کتابخانه یاد شده به نام الخزانة الامامیة المستنصریه یاد می کند.
او - چنانکه خود گفته - در رویارویی با آراء و اقوال مختلف و متفاوت مفسران، آن را نقل کرده است تا اختلاف در آن کم باشد و عالم فقیه و خواننده هوشیار از آن سود برگیرد؛ و در ضمن آن، روایاتی از اهل بیت (علیهم السلام) آورده و به ناسخ و منسوخ و پاره ای از عبادات شرعی و احکام و اسباب النزول و سخنان لغویان پرداخته است. وی از بسیار پرداختن به مباحث دستوری و قرائات و نیز بواطن آیات پرهیز کرده و بنا را بر اختصار و اقتصار گذاشته است.
شماری از آیات را با این باور که معانی آنها روشن است تفسیر نکرده است. او چندان از کلبی نقل می کند که گمان می رود تفسیرش را کاملا در اختیار داشته. از شیخ مفید، جبائی، طبری، زجاج، فراء و ابو عبیده و... نیز فراوان نقل می کند. از تبیان شیخ بهره بیشتر برده و از او با احترام یاد می کند. روی هم رفته، تفسیری است با ارزش و سودمند که محمد بن علی النقی شیبانی تلخیص آن را به نام مختصر نهج البیان فراهم آورده است.
این تفسیر (نهج البیان عن کشف معانی القرآن) أخیرا با تحقیق استاد حسین درگاهی و در سال 1419 ق / 1377 ش به وسیله انتشارات الهادی - قم در پنج مجلد - به طرزی شیوا - به چاپ رسیده است.
تحت عنوان معانی القرآن کتابهای بسیاری نوشته شده است که برخی، تنها جنبه لغوی دارد و برخی به مسائل ادبی، لغوی و تفسیری نیز پرداخته اند که در اینجا منظور دسته دوم است.
1. معانی القرآن نوشته تابعی بزرگ، ابان بن تغلب بن رباح بکری کوفی (متوفای 141) از خواص امام علی بن الحسین سجاد (علیه السلام) است.
2. معانی القرآن نوشته ابو جعفر محمد بن حسن رواسی کوفی (متوفای 170)، استاد کسائی و فراء و امام کوفیین در نحو و لغت و پیشتاز آنان در تألیف و تصنیف و از راویان امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) به شمار می رود.
سیوطی درباره او می گوید: او استاد کسائی و فراء است؛ خلیل بن احمد، کتاب او را خواست و از آن بهره گرفت. سیبویه هر جا در کتابش به عنوان قال الکوفی می آورد، مقصود او است.(882)
3. معانی القرآن، نوشته ابو عبید، قاسم بن سلام (متوفای 224)، بزرگمرد لغت و ادب که از کتب پیش از خود، نوشته های ابو عبیده معمر بن مثنی، قطرب بن مستنیر، ابوالحسن اخفش، کسائی و فراء، بهره گرفته و مطالب آنها را گردآوری کرده است.(883)
4. معانی القرآن، نوشته ابوالعباس محمد بن یزید ثمالی أزدی بصری (متوفای 285)؛ او امام عصر خویش در علوم عربی به شمار می رفت. استادش (مازنی) او را مبرد به معنای مستحکم و استوار لقب داد.

10. اعراب القرآن

کتابهای بسیاری درباره اعراب القرآن نوشته شده است که از بهترین آنها می توان به این موارد اشاره کرد:
کتاب اعراب القرآن، منسوب به زجاج (متوفای 316)؛ که به نظر می رسد از تألیفات ابو محمد مکی بن ابی طالب قیسی مغربی (متوفای 437) باشد(884) که درباره قرآن و ادب و لغت، نوشته های فراوانی دارد.
این کتاب، بر نود باب نهاده شده که در آن، از ابعاد مختلف نکات ادبی، نحوی و لغوی قرآن سخن گفته شده است. هر باب، مخصوص نوعی از مسائل ادبی متعلق به قرآن است و به طور فراگیر، در خصوص لغت و برخی از مسائل بدیع و بلاغت بحث کرده است؛ مانند باب 19 که درباره آنچه از فن ازدواج کلامی و مطابقه و مشاکله و مانند آن در قرآن آمده سخن گفته است. و باب 35 در خصوص فن تجرید؛ و باب 83 که در آن، از تفنن در خطاب و فن التفات از غیبت به خطاب و از خطاب به غیبت و از غیبت به حالت تکلم سخن گفته شده است؛ و نیز درباره قرائات مرتبط با جنبه اعراب و بلاغت سخن گفته است؛ مانند باب 87 که در آن، درباره قرائاتی که در کتاب سیبویه آمده سخن گفته است و باب 88، در انواع دیگر قرائات است. در بقیه ابواب تنها درباره نحو و اشتقاقات بحث کرده است.
این کتاب، سودمندترین کتاب در فن خود به شمار می رود و برای کسانی که به مباحث ادبی قرآن دل باخته اند یگانه منبع سرشار نکات و دقایق ادبی و لغوی قرآن - در سطحی بالا - است.
کتاب مشکل اعراب القرآن نوشته مکی بن ابی طالب، در دو جلد چاپ شده. نوشتاری است لطیف و دقیق در حل مشکلات اعرابی قرآن که به ترتیب سوره ها نگاشته شده است. نویسنده در آن، با این منظور که معانی عالیه قرآن از پرده ابهام بیرون آید و روشن و آشکار گردد به حل مشکلات ادبی و نحوی قرآن پرداخته است؛ زیرا با روشن شدن اعراب است که معنا روشن می گردد و فهم ترکیب ادبی کلام بهترین وسیله برای معناست. او در مقدمه چنین می گوید: چون با شناخت کامل جنبه ادبی کلام می توان بیشترین معانی را دریافت و اشکالات را برطرف کرد؛ آنگاه است که بهره های کلام آشکار و ظرافتهای خطاب برملا می گردد و مرا گوینده به دست می آید.
وی همچنین می گوید: بیشتر نوشته ها را در اعراب القرآن دیدم (و متوجه شدم) که بیشترین عنایت خود را درباره حروف جر و ادوات جزم به کار برده اند و از فاعل و مفعول به و اسم و خبر ان و مانند آن - که ظاهر کلام است و مبتدی و عالم هر دو در آن یکسانند - بدرازا سخن گفته اند و بسیاری از آنچه دانستن آن در رفع مشکلات قرآن مورد نیاز است چشم پوشیده اند. از این جهت همت گماردم تا در این کتاب، مشکل اعراب را حل نمایم و علل آن را یادآور شوم و مسائل صعب (دشوار) و نادر الوجود آن را بیاورم.(885)

11. املاء ما من به الرحمان من وجوه الاعراب و القرائات فی جمیع القرآن

تألیف ابوالبقاء عبدالله بن حسین بن عبدالله عُکبری (متوفای 616)؛ این کتاب مختصرترین و در عین حال، جامع ترین کتابی است که مهمترین نکات ادبی - نحوی قرآن و انواع قرائات آن را جمع کرده است و مولف آن در بیان این نکات به ایجاز سخن گفته است و در خصوص دشوارترین موارد ترکیبی و اعرابی قرآن که هر مفسر و خواننده و مراجعه کننده به معانی قرآن کریم بدانها نیازمند است؛ حق کلام را - بشایستگی - ادا نموده است.
مؤلف در مقدمه کتاب می نویسد: براستی سزاوارترین امری که عالمان رعایت آن را در نظر می آورند و شایسته ترین چیزی که سایر علوم در خدمت آن است و آن حاکم بر علوم است، قرآن مجید است که همان معجزه جاویدان و ابدی و مخزن اسرار معانی است که هرگز پایان نمی پذیرد؛ و اولین گام در آن، این است که الفاظ و عبارات آن را از حافظانش بجوییم؛ آنگاه معانی آن را از کسانی که در آن تخصص دارند دریافت کنیم و محکمترین راه برای دستیابی به معنا و تبیین اغراض و اهداف آن، شناخت اعراب و ترکیب آن و فهمیدن و استخراج اهداف قرآن در انواع خطابها و مطالعه در وجوه مختلفی است که از طریق رهبران بزرگ نقل شده است؛ و کتابهایی که در این علم نوشته شده است؛ بحق، زیاد است؛ برخی از آنها از نظر حجم و موضوعات علمی، مختصر است و برخی دیگر با ذکر اعراب و ترکیب عبارات و درآمیختگی اعراب و ترکیب با معانی، مفصل تر و طولانی تر است؛ و در میان این کتب، بسیار اندک به چشم می خورد که کتابی از نظر حجم مختصر و از نظر علمی مفصل باشد؛ پس چون کتابهای معانی القرآن را بر وصف پیشگفته یافتم، علاقه مند گشتم تا کتابی بنگارم با حجم کم و مسائل علمی فراوان؛ به گونه ای که در آن به ذکر ترکیب عبارات و وجوه قرائتهای مختلف اکتفا شده باشد؛ و کتابم را اینچنین نگاشتم.
این کتاب، به ترتیب سوره ها تنظیم یافته و در آن، نکات مورد نیاز و ضروری اعراب و ترکیب سراسری قرآن از اول تا آخر آن به صورت آیه به آیه و کلمه به کلمه ذکر شده است.
در این اواخر، کتابهای بسیاری در زمینه اعراب قرآن نگاشته شده که مشهورترین آنها عبارتند از: تفسیر القرآن الکریم و اعرابه و بیانه، در شانزده مجلد، نوشته محمد طه دره حمصی سوری، از نویسندگان معاصر که بیشتر آثار او در زمینه ادبیات عرب است و تفسیر او در حقیقت جلوه ای از گرایشهای فرهنگی و تخصص مولف در زمینه قواعد زبان عربی است. این کتاب در سالهای 1402 و 1412 در دمشق و بیروت به چاپ رسیده است.
نیز کتاب اعراب القرآن محی الدین درویش، الجدول فی اعراب القرآن صافی، دراسات لأسلوب القرآن الکریم عظیمه؛ و آخرین آنها، کتاب المعجم فی اعراب القرآن نوشته محمد فهیم ابو عیه.
تفاوتی که این اثر (نوشته محمد طه دره) با کتابهای یاد شده دارد، همراهی تفسیر با بحثهای ادبی و اعراب کلمات است که به طور مسلسل، از ابتدای قرآن تا پایان آن، به اعراب جمله ها و عبارات وارده در آیات پرداخته و عنایت بیشتر او به صرف و نحو کلمات و جمله هاست.
البته همین روش را همدانی در کتاب اعراب القرآن المجید و تفسیره دنبال کرده است.
این روش، برای طلاب مبتدی کاری مفید است ولی غالبا تکرار مکررات است و ابن هشام در سبب تألیف کتاب مغنی اللبیب عن کتب الأعاریب از آن پرهیز کرده است. او معتقد است که باید طالبان علم را هر چه بیشتر با قواعد اعراب آشنا کرد؛ و اعراب آیات قرآن به صورت کلمه به کلمه، کاری تکراری و بی حاصل است.