فهرست کتاب


تفسیر و مفسران (جلد دوم)

آیت الله محمد هادی معرفت

28. تفسیر وسیط (الجوهر الثمین)

الجوهر الثمین، دومین تفسیر علامه سید عبدالله شبر است که در حجمی کمتر از تفسیر کبیر و با همان شیوه نگاشته شده است. از مقدمه کوتاه این تفسیر بر می آید که علامه شبر آن را پیش از تفسیر کبیر نوشته است. در این مقدمه آمده است: به نظر آمد تفسیری بنگارم که شامل نکات لطیف و معانی ظریف و تصحیح قرائات و مبانی آنها و اخبار و آثار معصومین (علیهم السلام) باشد و از خداوند توفق می خواهم تا پس از اتمام آن، به تفسیری بپردازم که همانند دریایی پهناور، به هر چه گفته و نوشته شده است احاطه داشته و همه علوم را دارا باشد؛ شامل تأویل و تنزیل و خرد و کلان تفسیر باشد و... که بحمدالله این توفیق را یافته است.
این تفسیر با همت و مقدمه گسترده سید محمد بحرالعلوم در شش جلد به سال 1408 ق / 1986 م در انتشارات ألفین کویت به چاپ رسید.

29. تفسیر وجیز شبر

سومین تفسیر علامه شبر که به شکلی فشرده ولی رسا و گویا نوشته، تفسیر وجیز است.
کوتاه نویسی در تفسیر شیوه ای است که بسیاری از بزرگان جهان اسلام به آن دست زده اند و منظور آنان، آشنا ساختن طالبان علم در دوره های نخستین تحصیل با مفاهیم قرآنی است و در آنها سعی شده که مهمترین مطالب تفسیری را در کوتاه ترین و گویاترین عبارات در اختیار پویندگان معارف قرآنی بگذارند و نوشته هایی که از این فرهیختگان در دست است کاملا ارزنده و همواره مورد استقبال عموم قرار گرفته است که از بهترین و شیواترین آنها تفسیر وجیز علامه سید عبدالله شبر است که بحق در این میدان، گوی سبقت را از همگان ربوده است.
این تفسیر در عین کوتاهی، حاوی نکات و ظرافتهای برجسته تفسیری است که گاه برخی از تفاسیر حجیم فاقد آن است. در آن، سعی شده است از نکته های ادبی، بلاغی، لفظی و معنوی قرآن پرده برداشته شود و در صورت لزوم، به روش ساده و با اختصار در مسائل لغوی و نحوی گام نهاده شود و همان گونه که استاد محمد حسین ذهبی گفته است: این تفسیر با چنین شیوه زیبایی، هرگز ملال آور نیست و خواننده را خسته نمی کند.(569)
مؤلف بر آن است که بر آثار منقول از اهل بیت عصمت (علیهم السلام) تکیه کند و بیشتر آراء نقل شده از دیگران را به جهت اختصار و بدون ذکر قائلان آن می آورد. همچنین می کوشد در موارد لزوم به دفاع از مذهب برخیزد؛ چه در اصول و چه در فروع. در ذیل آیات مربوط به مسائل کلامی یا فقهی به طور فشرده و متین بحثی کوتاه و در عین حال عالمانه می آورد؛ چنانکه به گونه ای با اصول مذهب عدلیه یا با مسائل مورد اتفاق اهل حدیث مطابق باشد؛ و در ضمن آن، از دفع اشکالات و رفع ابهامات - در صورت لزوم - غفلت نمی ورزد و با توان فراوان خود که در ادب و فقه و حدیث دارد، بخوبی از عهده حل مشکلات، که عمدتا اهل بدعت و بیماردلان آنها را مطرح ساخته اند، بر می آید و پاسخهای شایسته و بایسته ارائه می دهد. آری این رفتار، شایسته مقام رفیع و والای اوست که همواره مورد عنایت حق تعالی بوده است.
مؤلف، خود در مقدمه این تفسیر می گوید: این نوشتار، تحقیقاتی والا و ارزنده و بیاناتی رسا و اشاراتی گویا، درباره برخی مشکلات آیات و موارد ناآشنای آن است که به شرح و بیان نیاز دارد و سعی بر آن است که عمدتا بر آنچه از خاندان عصمت که معادن تفسیر و تأویلند رسیده است تکیه شود و آنچه با الفاظ و اغراض (اهداف) و نکات بلاغی مربوط است در موجزترین اشارات و دقیق ترین عبارات ممکن آورده شود. بدین ترتیب، این تفسیر وجیز، لطیفترین تفسیر در بیان و بهترین تفسیر در تبیین معانی قرآن است که با ایجاز لفظ و وسعت معنا همراه می باشد.
البته مؤلف محترم به آنچه وعده داده، وفا کرده است و گوهرهای تابناک تفسیر خود را به معدن سرشاری که از علوم پاک ائمه اطهار سرچشمه گرفته، بازگردانده است. همان گونه که در گفتار و تبیین مقاصد قرآن به راه ایجاز و ایفا رفته و در ارائه نکات و ظرافتهای قرآن در عباراتی سهل و رسا هنرمندانه گام برداشته است.(570)
دکتر حامد حنفی داوود، استاد کرسی ادب در دانشکده علیای زبان شناسی قاهره، مقدمه ارزنده ای بر آن نوشته است که در آن می گوید: ... کسی که به فن تفسیر آگاه است در آغاز راه، دقت مفسر (علامه شبر) و دستاویز مستحکم او را به این صناعت در می یابد و نیز جمع بودن انحاء علوم مرتبط با تفسیر را برای یک مفسر توانا در وجود این مفسر، لمس می کند؛ مثلا با خواندن تفسیر سوره حمد در تفسیر شبر و مقایسه آن با آنچه در تفسیر جلالین آمده، به توانمندی این مفسر گرانقدر، بویژه توانایی وی در فقه اللغه پی می برد. به عنوان نمونه می توان به بحثهای وی درباره لفظ جلاله و فرق گذاشتن بین دو واژه رحمان و رحیم و نیز ریشه یابی های وی اشاره کرد که در آنها با توانایی بی نظیر به بیان مطلب پرداخته و تنها به ذکر فرقهای لغوی معمول بسنده نکرده است؛ بلکه - علاوه بر آن - توضیحاتی را که از بیان عبارات و متون روایات و دعاهای منسوب به ائمه اهل بیت (علیهم السلام) به دست آورده است، بازگو می کند. وی در تمامی موارد مطالب خود را به عباراتی معتدل و میانه و بی طرفانه و با شیوه ای عالمانه و متین که در آن هیچگونه انفعال تعصب گرایانه یافت نمی شود، بیان می کند. این شیوه پسندیده در جای به جای این تفسیر بخوبی به چشم می خورد.
این تفسیر - چنانکه مؤلف در پایان آورده است - در جمادی الاول سال 1239 پایان یافته و همواره در دست چاپ و نشر بوده و مورد استقبال عامه و خاصه قرار گرفته است.

32 - 30. تفسیر برغانی (بحر العرفان)

تألیف ملا صالح بن آغا محمد بَرَغانی قزوینی حائری (متوفای حدود سال 1270). او از عالمان و محدثان برجسته قرن سیزدهم به شمار می رود و آثار و نوشته هایش در تفسیر و حدیث و دیگر رشته های علوم اسلامی، مشهور است. وی سه تفسیر دارد:
1. تفسیر کبیر و گسترده در 17 مجلد که تا کنون به شکل دستنوشته و در کتابخانه خانواده وی در شهرستان قزوین محفوظ است. روش وی در این تفسیر همانند تفاسیر روایی عصر متأخر (نور الثقلین و برهان) تنها نقل روایات منقول از ائمه اطهار (علیهم السلام) در ذیل آیات، است و بدون هیچگونه اظهار نظر یا جرح و تعدیلی از کنار آنها گذشته است؛ با این تفاوت که وی تنها به روایاتی توجه داشته که مورد پسند او بوده؛ و دیگر روایات را رها ساخته است. پیش از این، بر این شیوه خرده گرفتیم که: چه بسا روایتی که از نظر او ناپسند ولی از دیدگاه دیگران پسندیده است. از این گذشته، با چنین رویه و عملکردی، راه تحقیق پیرامون احادیث تفسیری بسته می گردد.
2. تفسیر متوسط - در سه جلد - به همان شیوه تفسیر کبیر ولی با حذف اسناد. این تفسیر در دست چاپ است.
3. تفسیر مختصر - در یک جلد - که با گزیده هایی از متون روایات تفسیری مربوط، همراه است.
اینکه فرهیختگان جهان اسلام، اینچنین با توجه به گفته های ارزشمند ائمه معصومین (علیهم السلام) به قرآن روی آورده اند و گوهرهای تابناکی به رایگان در اختیار همگان قرار داده اند نکته ای افتخارآمیز، امید آفرین و تحسین برانگیز است. شکرالله مساعیهم الجمیلة.