فهرست کتاب


تفسیر و مفسران (جلد دوم)

آیت الله محمد هادی معرفت

22. تفسیر الأصفی

محدث کاشانی تفسیر دیگری به نام الأصفی دارد که از تفسیر بزرگ الصافی برگزیده است و در آن، تفسیر صافی را در بیست و یک هزار بیت خلاصه کرده است. الاصفی تفسیری موجز و لطیف و مشتمل بر مهمترین مسائل تفسیری به شیوه اهل حدیث است. لب کلام و گزیده مرام را در آن گرد آورده است؛ که مراجعه کننده را در تبیین معانی قرآنی و شرح مقاصد عالی بی نیاز می سازد؛ و این، از حسن سلیقه و شیوایی قلم مرحوم فیض حکایت دارد. این تفسیر مانند تفسیر صافی بارها به چاپ رسیده و مورد استقبال قرار گرفته است.

23. تفسیر المصفی

سومین تفسیر فیض کاشانی که تلخیص الأصفی است و این تفسیر، در کمال ایجاز و ایفاء و در عین حال به گونه ای رسا و گویا در اختیار همگان قرار گرفته است. خداوند همواره فیوضات خود را بر روان پاک فیض بریزاد که سرتاسر عمر پر برکت خود را وقف خدمت به دین و قرآن نمود.

24. تفسیر بحرانی (البرهان)

مؤلف آن سید هاشم بن سلیمان بن اسماعیل حسینی بحرانی کتکانی است. کتکان یکی از روستاهای تابع توبلی، از شهرهای کشور بحرین، است. وی در سال 1107 بدرود حیات گفت.
او از محدثان فاضل و جزو پژوهندگان اخبار و روایات بود و احادیث فراوانی را گرد آورد؛ بی آنکه در جرح و تعدیل راویان آن سخنی بگوید یا به تأویل روایاتی که آشکارا با عقل و نقل در تعارض است، بپردازد؛ که شیوه بیشتر اخباریان افراطی است.
وی در تفسیر خود، بر کتابهایی اعتماد کرده است که برخی از آنها از درجه اعتبار ساقط است. گذشته از اینکه برخی منابع وی مخدوش و فاقد اعتبار است. احادیثی را هم که از این کتابها نقل کرده، اغلب مرسل و یا ضعیف السند است.
از جمله اشکالات این کتاب آن است که تفسیر آیه را مستقیما به امام معصوم نسبت می دهد در حالی که روایات را صرفا در کتابی منسوب به امام حسن عسکری (علیه السلام) یافته است. مثلا می گوید: امام عسکری (علیه السلام) در تفسیر آیه فرموده است... و این، گونه ای بی احتیاطی است که بر خلاف شیوه پارسایان می باشد.(559)
در این تفسیر به همه آیات قرآن پرداخته نشده و تنها آیاتی تفسیر شده است که در ذیل آنها روایتی - ولو مربوط به یک کلمه آن - نقل شده باشد؛ لذا این کتاب علاوه بر ایرادهای پیشگفته، همچون ضعف اسناد، ذکر روایات مرسل و بی اعتباری اغلب منابع، تفسیری ناپیوسته است و نیز مؤلف در آنجا که روایات متعدد باشد و احیانا در تعارض باشند در مقام توجیه بر نیامده و در جهت تأویل یا رفع تعارض آنها کوششی نکرده است.
شیوه وی در تفسیر؛ وی تفسیر خود را با مقدمه ای آغاز کرده است که در آن درباره فضیلت دانش و جوینده آن، فضیلت قرآن، حدیث ثقلین، نهی از تفسیر به رأی، ظاهر و باطن قرآن، اقسام کلام در قرآن و مطالبی از این قبیل نکاتی چند را نگاشته است.
او بعد از این مقدمات، تفسیر خود را با آنچه در مقدمه تفسیر منسوب به علی بن ابراهیم قمی آمده است شروع می کند و در آن از انواع و اصناف آیات - بنا به ترتیبی که در تفسیر منسوب به محمد بن ابراهیم نعمانی(560) آمده است - سخن می گوید. سپس بترتیب سوره ها به تفسیر آیات می پردازد؛ به این ترتیب که ابتدا آیه را ذکر می کند و پس از آن، روایات مأثور از امامان معصوم (علیهم السلام) درباره آیه را می آورد، ولی درباره قوت و ضعف اسناد و درستی و نادرستی روایات، اظهار نظری نمی کند.
البته این سخن بدان معنا نیست که همه روایات این تفسیر بی ارزش و از درجه اعتبار ساقط باشد بلکه گاه، احادیثی درخشان، و کلماتی گُهَرسان که قطعا از اهل بیت عصمت یعنی راهنمایان امت و چراغهای روشنی بخش در ظلمت صادر شده است وجود دارد؛ روایاتی که نشاننده عطش مشتاقان و شفابخش جان خسته دلان است.
این تفسیر نیازمند نقد و بررسی و پالایش است تا سره آن از ناسره باز شناخته شود و احادیث صحیح و پذیرفتنی آن از احادیث ضعیف و نادرست جدا گردد.
این کتاب در کل و با چشم پوشی از پاره ای نقصها مجموعه ای نادر و یگانه است که مولف در آن، احادیث ارزشمندی را از چشمه سار دانش امامان معصوم (علیهم السلام) گرد آورده است و بر خوانندگان آگاه و پژوهشگران خردمند است که به بحث و بررسی درباره روایات فراوان آن پردازند و از میان انبوه آنها، سره را از ناسره باز شناسند.
در برخی از چاپها مقدمه ای بر این تفسیر افزوده اند که خود، کتابی مستقل و تألیف محدث نامی ابوالحسن ابن محمد طاهر عاملی نباطی فتونی از بزرگان و مشاهیر قرن دوازدهم هجری است. این کتاب با نام مرآة الأنوار و مشکاة الأسرار در سه بخش تنظیم شده و هدف آن، بیان نقش ائمه اطهار (علیهم السلام) در تفسیر و فهم معانی قرآن است.
بخش اول درباره بطن قرآن که با مسأله ولایت و امامت مربوط است و ظهر قرآن که مخصوص بیان دلایل نبوت و اصول شریعت است و در پنج فصل تنظیم گردیده است.
بخش دوم در خصوص جمع و تألیف قرآن و تحولات مربوط به آن و نیز درباره مسأله تحریف است و چهار فصل دارد.
بخش سوم - که عمده مباحث کتاب را تشکیل می دهد - شامل بحث از تأویل قرآن و موارد آن است. در این بخش، نخست به کلیات و سپس - بترتیب حروف الفبا - به واژه هایی که تأویل در آنها راه یافته، پرداخته شده است.
این کتاب از حیث محتوا مجموعه با ارزشی است؛ ولی غالبا بر روایات ضعیف و بی اعتبار تکیه کرده و به شیوه اهل حدیث، از جهت دقت در سند و مراعات توافق متن با اصول مذهب تساهل ورزیده است؛ از جمله در مسأله تحریف کوتاه آمده و در خصوص بسیاری از موارد تأویل، ضابطه اصولی، به کار بسته نشده است؛ لذا بر مراجعه کننده است که خود دقت کند و در مسائل مربوط به پایه های دین تساهل نورزد.