فهرست کتاب


تفسیر و مفسران (جلد دوم)

آیت الله محمد هادی معرفت

2. تفسیر قرآن با سنت

شکی نیست که مجموعه احکام شرعی و فروع آن، تفصیل مبهماتی است که در قرآن به طور مجمل و به شکل عام یا مطلق آمده است و همه روایاتی که از معصومین (علیهم السلام) صادر شده و نیز فعل و تقریر آنان که به منظور بیان ابعاد مختلف شریعت انجام پذیرفته است، همه و همه، توضیح و تفسیر کلیاتی است که در قرآن کریم درباره احکام و اخلاق و آداب ذکر شده است. خداوند خطاب به پیامبرش می فرماید: و أنزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم و لعلهم یتفکرون.(28) بنابراین وظیفه اساسی پیامبر تبیین مبهماتی است که در قرآن آمده است و از این رو، همه بیانات پیامبر در زمینه ابعاد شریعت، تفسیر قرآن به حساب می آید.
آنچه ذکر شده، علاوه بر مواردی است که صحابه به پیامبر مراجعه می کردند و سوالاتشان را در زمینه معانی آیاتی که ابهام داشت مطرح می کردند و حضرت با شرح و توضیح بر آنان پاسخ می گفت.(29)

3. تفسیر قرآن بنا بر سخنان صحابه

همچنین در گذشته از ارزش تفسیر صحابه یاد کردیم؛ کسانی که در دامان رسالت پرورش یافته و زلال گوارای دانش را بدون واسطه از منبع اصلی اش نوشیده بودند و در سایه ارشاد و راهنمایی مستقیم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درس دین آموخته بودند؛ از این رو، بی تردید معانی قرآن را بهتر از دیگران می فهمیدند و بیش از دیگران به نشانه های روشن معارف عالی آن راه می یافتند.
ابن مسعود می گوید: هر یک از ما - صحابه - که ده آیه را می آموخت از آن نمی گذشت مگر آنکه معنا و کیفیت عمل به آن را فرا می گرفت.(30) امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید: ... دانشی است که از دانشوری آموخته شده... دانشی که خدا آن را به پیامبرش ارزانی داشت و او آن را به من آموخت و دعا کرد که سینه من آن را فرا گیرد و درونم آن را در خود جای دهد(31) و نیز گزاره هایی که نشان دهنده اشتیاق فراوان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به تربیت صحابه و آموختن معارف کامل قرآن به آنان بوده است.(32)

4. تفسیر قرآن بنا بر گفته های تابعان

بدون شک تابعان، به احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و دانشمندان صحابه بیشتر دسترسی داشته اند و معانی آیات قرآن را بهتر می فهمیدند؛ زیرا به ابزار فهم قرآن که پایه آن زبان فصیح، دست نخورده و تغییر نیافته بود، نزدیکتر بودند و به راحتی به حوادث و رخدادهایی که با نزول آیات ارتباط داشت یا مستقیما سبب نزول پاره ای از آیات بود دسترسی داشتند و باب سوال از مفاهیم قرآن و دانستن اسباب نزول و پرسش از مواضع ابهام آیات به طور کامل بر روی آنان گشوده بود؛ نعمتی که مفسران دوره های بعد، از آن برخوردار نبودند.
ولی، با تمام این اوصاف، قول تابعان در تفسیر، تنها به عنوان شاهد و موید نزد ما اعتبار دارد و آن را حجت قطعی نمی دانیم و همرتبه حدیث صلی الله علیه و آله و سلم که خود، حجت است و سخنان صحابه - که به طور نسبی در اکثر موارد - حجیت دارد، نیست؛ بلکه در درجه سوم اعتبار قرار دارد.