فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 1

آیت الله حسین مظاهری‏‏

جلسه بیست و چهارم

فصل دوازدهم

وسوسه عملی

فصل دوازدهم بحث ما درباره وسوسه عملی است. درفصل یازدهم وسوسه را به دو قسم تقسیم کردیم: وسوسه فکری و وسوسه عملی. بحث وسوسه فکری گذشت و بحث امروز درباره وسوسه عملی است که گاهی انسان در کارهایش وسوسه می شود نظیر وسواسی در طهارت و نجاست، وضو، غسل، عبادات. این وسوسه عملی برای خانه فوق العاده ضرر دارد؛ بنیان خانواده را ویران می کند. وسواسی را از خانه و جامعه متروک می کند. و بالاخره محبت خانوادگی را از بین می برد. و شاید از این مخربتر نداشته باشیم و لااقل یکی از مخربهای عمده است. همه مخصوصاً وسواسیها به بحث امروز توجه کاملی بفرمایند. این وسوسه فکری یا عملی از کجا پیدا می شود؟
در فصل یازدهم گفتم شیطان گاهی مسلط می شود بر عقل انسان و با این تسلط انسان حقه باز، منافق، پشت هم انداز می شود. و در میدان سیاست یک سیاستمدار دروغگوی حقه باز می شود. و گاهی شیطان بر دل انسان مسلط می شود آن را تابع خود می کند. چنانچه گاهی خدا بر دل حکومت دارد گاهی شیطان بر دل حکومت پیدا می کند و قرآن در آیات فراوانی تذکر به این مطلب می دهد و اگر شیطان مسلط بر دل انسان شد دیگر دل را می برد آن جا که خاطرخواه اوست. و یک آدم بت پرستی، پول پرستی، هوا پرستی، و به قول قرآن شیطان پرستی از کار در می آید. و گاهی مسلط می شود بر قوه تخیل و وسوسه فکری و عملی برای او پیدا می شود و این باندازه ای خطرناک است که چیزهائی که اصلاً واقعیت ندارد او می بیند و می شنود و قطع به آن پیدا می کند. مثلاً: آن که آدم ترسوئی است و شیطان بر قوه خیال او مسلط شده اگر شب در یک خرابه ای برود جن می بیند راستی می بیند. و حرفهای اجنه را می شنود؛ راستی می شنود. یا وقتی به قبرستان برود می بیند مرده از قبر بیرون آمد. مرده را می بیند. داد می زند بایست ببینم می شنود. فرار می کند. مرده او را تعقیب می کند. و یکوقت هم می بیند مرده او را گرفت و لمس می کند و غش می کند. با فرضی که در خرابه جنی نبوده است در آن قبرستان مرده از قبر بیرون نیامده است. مرده صدا نکرده است. او را نگرفته است. اما قوه خیال اثر گذارده است روی چشم او، روی گوش او، روی قوه لامسه او و این بلا را به سر او آورده است.
وسوسه فکری و عملی اگر برای کسی پیدا شود این گونه می شود. یعنی مثلاً آن کسی که وسواسی در طهارت و نجاست است فوراً قطع پیدا می کند که ترشح کرد و نجس شد با فرضی که ترشح نکرده است، اما او حس می کند ترشح در دستشوئی شده است. اما برای طهارتش قطع پیدا نمی کند. برای نجاست فوراً قطع پیدا می کند. یعنی شیطان در قوه تخیل او مسلط شده است و به آن چیزهائی که برایش ضرر دارد فوراً قطع پیدا می کند اما برای آن چیزهائی که بر نفعش است نمی تواند قطع پیدا کند؛ اطمینان پیدا کند. و از همین جا این وسواسی باید پی ببرد که مریض است. برای این که اگر قطع پیدا شدن و زود باوری است هم طهارتش باید زود قطع پیدا کند هم در نجاستش. و اگر هم زود باور نیست همان طور که در طهارتش زود باور نیست در نجاستش هم باید زود باور نباشد. این که می بینید یکجا زود باور است قطع پیدا می کند و در جای دیگر قطع پیدا نمی کند، زود باور نیست پی ببرد که مریض است، آن هم مرض روحی که اگر اعتنا به آن بکند روز به روز در تزاید است. امراض روحی طوری است که رو به تزاید است مثل خوره می ماند؛ مثل سرطان می ماند. از کجا پیدا شده است؟ از تسلط شیطان بر قوه خیال. لذا کسی در نزد امام صادق (علیه السلام)تعریف یک کسی را کرد، حتی تعریف عقلش را، و بعد گفت وسواسی است امام صادق(علیه السلام)تبسمی کرد یعنی این چه عاقلی است که وسواسی است؟ بعد فرمودند: شیطان بر او مسلط شده و کارهایش شیطانی است نه رحمانی. بعد هم فرمودند: اگر از خودش هم بپرسید که کارهای او شیطانی است یا رحمانی می گوید شیطانی.
چیزی که همه باید به آن توجه داشته باشید این است که شیطان مهیاست که ما را بیچاره دنیا و آخرت کند و هر کسی را از راهی به جهنم می برد. شیطان زرنگ است یک کسی را از گناه، یک کسی را از راه پول حرام، یک کسی را از راه شهوترانی، یک کسی را از راه ریاست طلبی، یک کسی را هم از راه وسواسی گری، یک کسی را از راه غیبت، تهمت، شایعه پراکنی، یک کسی را از راه فحشاء و بی عفتی منحرف می کند.
مشهور است که کسی در خواب صادقی شیطان را دید که یک دسته طناب بر دوش دارد پرسید اینها چیست؟ شیطان جواب داد اینها افسارهائی است تهیه کردم برای انسان ها که به جهنمشان بکشم. سؤال کرد این زنجیر چیست؟ گفت این زنجیر برای سید رضی است. امشب رفتم سه مرتبه او را زنجیر کردم اما پاره کرد. گفت این طنابها چرا رنگارنگ است؟ گفت برای این که هر کسی را از یک رنگی و از یک راهی منحرف می کنم. فردا که رفت خدمت سید رضی رضوان الله علیه، ایشان قضیه را فرمود که معلوم شد خواب مطابق با واقع بوده است.
مرحوم کلینی رضوان الله علیه یک روایت را نقل می کند نظیر همین خواب که امام صادق(علیه السلام) فرمود شیطان با یک لباس رنگارنگی آمد نزد حضرت موسی(علیه السلام) آن حضرت سؤال کرد این لباس رنگارنگ، کلاه رنگارنگ برای چیست؟ گفت برای این که فریب من از یک راه نیست؛ به جهنم کشاندن من از یک راه نیست. هر کسی را از یک راهی به جهنم می کشانم. وسواسی را از راه طهارت و نجاست، وضو و غسل و عبادت، آن که لاابالی در دین است از راه بی عفتی، زن مقدس را از راه غیبت، تهمت، شایعه پراکنی، مرد لاابالی را از راه حرام خوری و بالاخره هر کسی را از راهی.
قرآن شریف آیات فراوانی در این باره دارد که شیطان قسم خورده است، در مقابل خدا عرض اندام کرده است که بندهایت را جهنمی می کنم؛ بیچاره می کنم. قرآن می فرماید: پس از آن که شیطان رانده درگاه خدا شد گفت:
فبما اغویتنی لاقعدن لهم صراطک المستقیم ثم لاتینهم من بین ایدیهم ومن خلفهم وعن ایمانهم وعن شمائلهم ولا تجد اکثرهم شاکرین(167)
حال که بخاطر بنی آدم گمراه شدم سر راهشان حتماً می نشینم و نمی گذارم راه بهشت را بگیرند؛ راه مستقیم را بگیرند. سپس از چهار طرف می آیم از جلو می آیم از عقب، از طرف راست از طرف چپ. امام باقر(علیه السلام) در ذیل این آیه شریفه می فرماید: از جلو می آیم یعنی امر آخرت را برای آنها ضعیف جلوه می دهم. و این که گفته از عقب می آیم یعنی آنها را امر می کنم به جمع آوری اموال و بخل از دادن حقوق شرعی تا برای ورثه آنها بماند. و این که گفته از طرف راست می آیم یعنی دین آنها را با زیبا کردن گمراهی و ایجاد شبهه از بین می برم. و این که گفته است از طرف چپ می آیم یعنی آنها را به دوست داشتن لذتها وامی دارم و شهوات را بر قلبهای آنها غالب می گردانم(168).
یعنی برای زن لاابالی شیطان می گوید از را بی حجابی، از راه بدحجابی، جوراب پانما پوشیدن و بالاخره از راه بی عفتی. برای زن و مرد مقدس از آن راه می آید از راه راست می آید یعنی بواسطه وسوسه گری آنها را به جهنم می کشاند. من تقاضا دارم وسواسی ها این آیه شریفه را هر روز بخوانند. وقتی که شیطان می خواهد مسلط بر قوه خیال اینها شود اینها سر خودشان بازی در آورند و این کارهای زشت وسوسه گری را انجام دهند این آیه را بخوانند و بگویند شیطان در مقابل خدا ایستاده و به او گفته است من هر کسی را از راهی به جهنم می برم و وسواسی را از راه طهارت و نجاست، وضو و غسل و عبادت به جهنم می برم. در آیه دیگر هم نظیر همین آیه آمده است شیطان لعنه الله قسم خورده است که:
لاتخذن من عبادک نصیباً مفروضاً ولاضلنهم ولامنینهم ولامرنهم فلیبتکن اذان الانعام ولامرنهم فلیغیرن خلق الله(169)
یک بهره کافی از بنده هایت می گیرم و گمراهشان می کنم و در آمال و آرزو غوطه ورشان می کنم و به آنها امر می کنم تا گوشهای حیوانات را ببرند و امر می کنم تا خلقت خدا را تغییر دهند.
کاری می کنم فطرت خدادادی را از دست بدهند. و دیگر درک نداشته باشند از خدابینی و خداشناسی؛ دیگر درک نداشته باشند که بفهمند در مقابل خدا باید کوچکی کرد؛ درک نداشته باشند که فضیلت را از رذیلت بشناسند. و بعد در دنباله همین آیه می فرماید:
ومن یتخذ الشیطان ولیاً من دون الله فقد خسر خسراناً مبیناً
اگر کسی متابعت از این شیطان قسم خورده کند و شیطان ولی او بشود، مسلط بر او بشود، ورشکسته است ورشکسته آشکار.
ای وسواسی! قرآن می گوید ورشکسته ای ورشکسته آشکار.
آیه سوم نظیر آیه اول و دوم است. شیطان وقتی رانده درگاه خدا شد گفت خدایا همه شان را گمراه می کنم. خداوند فرمود:
واستفزز من استطعت منهم بصوتک واجلب علیهم بخیلک ورجلک وشارکهم فی الاموال والاولاد وعدهم وما یعدهم الشیطان الا غروراً(170)
یعنی شیطان انسان را گمراه می کند اما چگونه؟ بصدای خود. صدای شیطان چیست؟ ترانه ها، موسیقی ها. و اجلب علیهم بخیلک ورجلک یعنی شیطان دو دسته لشکر دارد یک لشکر پیاده یعنی گرفتار یک رفیق نااهلی می شود و این رفیق خیلی عالم نیست؛ دانا نیست با وسوسه او را به جهنم می فرستد. اما گاهی یک رفیق نااهل، یک شیطان دانا مسلط بر سر او می شود که بقول قرآن شریف لشکر شیطان اما لشکر سواره. نظیر مکتبهای غربی که برای انسانها آورده شده است نظیر یک رفیق نااهل اما رفیقی که دانا باشد و بتواند از راه استدلال، از راه غیر مستقیم این را به جهنم ببرد. شیطان از راه مال حرام شریک انسان می شود و او را وادار می کند همان غذای حرام را به بچه هایش بدهد؛ انعقاد نطفه از آن غذاهای حرام بشود و بالاخره بچه هایش را هم خراب می کند. پس با استفاده از آیه می فهمیم شیطان یکی را از راه حرام بچه اش را خراب می کند. یکی را از راه کم فروشی. یکی را وا می دارد تقلب کند، رشوه خواری کند، رباخواری کند. یک کسی را بوسیله صدای خود یعنی ترانه ها، موسیقی ها. شیطان هر کسی را از راهی به جهنم می برد. این طور نیست که برای همه یک راه داشته باشد. فقط توجهی را که باید داشته باشیم این است که شیطان برای هر کسی شیطانی می گمارد. برای افراد عادی شیطانهای عادی، برای علماء، دانشمندان یک شیطان عالم. خدا رحمت کند مرحوم آشیخ غلامرضا یزدی را. می گویند این مرد عارف کامل بارها روی منبر می گفت که هر کسی شیطانی دارد و شیطان من ملا شیطان است. این حرف را از قرآن گرفته است واجلب علیهم بخیلک ورجلک.
سوره فلق و ناس برای دفع شیطان خوب است. حتی به بچه هایتان یاد بدهید چهار قل را، وقتی می خواهند از خانه بیرون بیایند یا هر وقت دیگر بخوانند برای این که از شر اجنه و شیطان و انسانهای شرور محفوظ باشند. این دو سوره آخر نکته جالبی دارند که همه باید به آن توجه کنیم مخصوصاً وسواسیها. در سوره فلق یکمرتبه پناه به خدا می برد از چهار چیز مهم:
بسم الله الرحمن الرحیم قل اعوذ برب الفلق
خدایا پناه می برم به تو از شر مردم و البته شر مردم، شر استعمارگرها، شر ابرقدرتها خیلی بزرگ است. و پناه می برم به تو ومن شر غاسق اذا وقب وقتی که غریزه جنسی تحریک شود. راستی هم باید پناه برد به خدا ومن شر النفاثات فی العقد خدایا پناه می برم به تو از آن وقتی که زن عشوه گری کند مثل این که العیاذ بالله یک زنی جلوی شما باشد و شما به دنبال او، یا شما سر کسبتان هستید یک زنی می آید به مغازه شما عشوه گری کند بخندد این سوره می گوید خدایا پناه می برم به تو از شر چنین صحنه ای ومن شر حاسد اذا حسد یعنی خدایا پناه می برم به تو وقتی که حسود حسادتش گل کند.
این چهار چیز خیلی مهم است اما یکمرتبه پناه برده شده است به خدا. اما در سوره ناس سه مرتبه به خدا پناه برده شده است.
بسم الله الرحمن الرحیم قل اعوذ برب الناس ملک الناس اله الناس(171)
این ملک الناس و اله الناس ولو به طور صفت آورده شده ولی در حقیقت می گوید: خدایا پناه می برم به تو. خدایا پناه می برم به تو. خدایا پناه می برم به تو. از چی؟ من شر الوسواس الخناس از شر شیطانی که خیلی وسوسه می کند و از شر آن وسواسی که با استدلال وسوسه می کند. وسواس خناس از آن کهنه کارهاست؛ زرنگهاست؛ عالمهاست که می داند چطور وسوسه کند و می داند چطور برای این زن یا مرد استدلال کند. یعنی علاوه بر این که وسواس خناس است. وسواس صیغه مبالغه است یعنی خیلی وسوسه می کند خناس هم صیغه مبالغه است یعنی خیلی استدلال می کند. وسواسی ها اتفاقاً این گونه اند. برای کارشان یک استدلالهای عجیب و غریبی می کنند؛ موشکافیها می کنند که این موشکافیها به ذهن مرجع تقلیدشان به هنگام فتوا دادن نمی آید. یک چیزهای عجیبی به ذهن اینها می آید. اینها خیال نکنند که استدلال است. نه. قرآن می گوید اینها وحی شیطان؛ الهام شیطان است ان الشیاطین لیوحون الا اولیائهم لیجادلوکم یعنی وسواسی! شیطان به تو الهام می کند که به آن کسی که به تو می گوید این چیز پاک است تو بگو نجس است. استدلال هم برایش بکن. آن که می گوید به وضویت بی اعتنا باش به غسلت بی اعتنا باش قبول نکن استدلال هم برایش بکن. ان الشیاطین لیوحون الا اولیائهم. و سوره ناس می گوید بگو خدایا پناه می برم به تو از وسواس خناس. من از وسواسیها تقاضا دارم این چهار قل را یعنی قل هو الله احد، قل یا ایها الکافرون و مخصوصاً این دو سوره قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس را همیشه بخوانند و وقتی که وسواس خناس، این شیطان کهنه کار، می خواهد فریبشان دهد به سر او بزنند بقول امام صادق(علیه السلام) در دهان این خبیث بزن و بگو برو گم شو عادتش نده و نگذار بر تو مسلط شود. تقاضا دارم همان وقت که می خواهد مسلط بر شما شود فوراً بخوانیدبسم الله الرحمن الرحیم قل اعوذ برب الناس... بعد هم برای خودت معنی کن. معنایش این است که بگو خدایا پناه می برم به تو، پناه می برم به تو، پناه می برم به تو از این وسواس خناس که وسوسه می کند، با استدلال وسوسه می کند و می خواهد مرا به جهنم بکشاند.
خلاصه حرف امروز این شد که از نظر روانشناسی وسواسی یعنی مریض. از نظر اسلام وسواسی یعنی تسلط شیطان بر قوه خیال. و بعبارت قرآن وسواسی یعنی آن که شیطان را دوست خودش گرفته است و بقول قرآن کسی که شیطان را دوست خودش گرفته است فقد خسر خسرانا مبینا ورشکسته است ورشکسته آشکار. و فهمیدیم که شیطان هر کسی را از راهی به جهنم می برد. حزب اللهی را از یک راه، ضد انقلاب را از یک راه، مقدس را از یک راه، بازاری را از یک راه و بالاخره آن زن لاابالی را از راه دیگر و آن زن مسجدی را از راه دیگر و زنی که با خدا و پیغمبر و قرآن سروکار دارد از راهی و آن زنی که با معنویت و محراب و منبر سروکار ندارد از راه دیگر. چه باید کرد؟ یعنی این وسواسی چه باید بکند؟ درد خیلی بزرگ است باندازه ای که بعضی از روانشناسها می گویند اصلاً قابل معالجه نیست. یادم نمی رود یک آقای روانشناسی آمده بود پیش من شنیده بود که من وسواسی ها را خوب می کنم این تعجب کرده بود آمده بود پیش من خیال کرده بود من وردی دارم، رملی دارم، اسطرلابی دارم. گفتم نه بابا من یک راه دارم و آن راهی است که امام صادق(علیه السلام) نشان داده است. تعجب می کرد. مرادم این است که درد خیلی بزرگ است بحدی که بعضی از روانشناسها می گویند قابل معالجه نیست اما فراوان من وسواسی شدید را خوب کردم به چه وسیله؟ به یک دوای خیلی آسان، آن دوای آسان چیست؟ امام صادق(علیه السلام) فرموده است وسواسی! بی اعتنائی کن، اهمیت نده به شیطانی که وسوسه می کند. یکی دو ماه که بی اعتنائی کردی مثل مردم برخورد کردی، یعنی خانم که وسواسی است شوهرش را باید الگوی خودش قرار دهد؛ هرچه شوهرش بگوید بشنود. اگر شوهر وسواسی است باید خانمش را الگو قرار دهد هرچه خانمش می گوید بشنود. مردم چطور نماز می خوانند؟ چه جور وضو می گیرند؟ چطور غسل می کنند؟ چطور آب می کشند؟ مثل مردم رفتار کند. یک ماه دو ماه که مثل مردم برخورد کرد خوب می شود ولی ریشه اش سوخته نمی شود، پنج شش ماه که این گونه برخورد کرد ریشه آن هم سوخته می شود. اگر این حرف مرا نشنوی بدان روز به روز این مرض رو به تزاید است. دنیای تو را از بین می برد. خانه ات را خراب می کند. بچه هایت را عقده ای می کند. خودت را بی نشاط می کند و بالاخره یک عضو زائد جامعه می شود و بهر حال این دنیای تو است که برای خودت یک جهنم می سازی، برای خانواده ات هم یک جهنم می سازی و در آخر هم یقین داشته باش همین جهنمی که این جا ساختی آن جا هم وجود دارد. و اگر حرف مرا بشنوی به مدت پنج شش ماه حتماً این مرض سرطانی ریشه کن می شود. در آخر یک نکته ای باید عرض کنم که آن نکته را آنهائی که وسواسی نیستند توجه داشته باشند و آن این است که اگر خانمت وسواسی است با تندی و داد و فریاد نمی شود کاری کرد. او مریض است با مریض که تندی نمی کنند. اگر شوهرت وسواسی است، اگر پسرت، دخترت وسواسی است با تندی با داد و فریاد، العیاذبالله، با کتک یا فحش و غیره نمی شود، بدتر می شود. این مریض است با مریض چه باید کرد؟ مدارا، با زبان خوش، با شنیدن این گونه صحبتها، با شنیدن این گونه نوارها، حوصله به خرج دادن، آرام آرام این مرض را از او گرفتن. بقول عوام مرض کوه کوه می آید اما مو مو می رود. باید مواظب وسواسی باشی، حوصله به خرج بدهی، باید مو به مو این مرض را از او بگیری تا خوب شود. به وسواسی ها سفارش می کنم در صدد باشید خوب شوید و به این نسخه عمل کنید. به پرستارهای وسواسیها یعنی آنها که وسواسی نیستند و وسواسی در میانشان وجود دارد سفارش می کنم با تندی با آنها رفتار نکنید. برخورد شما عاقلانه باشد. مثل برخورد با یک مریض باشد.
خدایا بحق حضرت زهرا(علیهاالسلام) قسمت می دهم همه مریضها را مخصوصاً مریض وسواسی فکری و وسواسی عملی را شفا عنایت بفرما.

...................) Anotates (.................
1) سوره روم آیه 30 ترجمه: پس تو ای رسول (با همه پیروانت) مستقیم رو به جانب آئین پاک اسلام آور پیوسته از طریق دین خدا که فطرت خلق را بر آن آفریده است پیروی کن که هیچ تغییری در خلقت خدا نباید داد.
2) سوره عنکبوت آیه 65 ترجمه: (این مردم مشرک و نادان) چون به کشتی نشستند در آن حال تنها خدا را به اخلاص کامل می خوانند. و چون از خطر دریا به ساحل نجات رسیدند باز (به خدای یکتا) شرک می ورزند.
3) سوره طه آیه 14 ترجمه: منم خدای یکتا هیچ خدائی جز من نیست. پس مرا بپرست و برای یاد من نماز را بپا دار.
4) سوره نور آیه 37 ترجمه: مردانی که هیچ کسب و تجارتی آنان را از یاد خدا غافل نگرداند.
5) وسائل الشیعه جلد 5 صفحه 276.
6) سوره سجده آیه 17 و16 ترجمه: (شبها) پهلو از بستر خواب حرکت دهند و (در دل شب) با بیم و امید خدای خود را بخوانند و از آنچه روزی آنها کردیم انفاق کنند. هیچ کس نمی داند (در محیط فکرش نمی گنجد) که بپاداش نیکوکاریش چه نعمتها و لذتهای بی نهایتی که روشنی بخش (دل و) دیده است در عالم غیب برای او ذخیره شده است.
7) لهوف صفحه 90 ترجمه: من در قضیه کربلا به جز زیبائی ندیدم... مادرت به عزایت بنشیند ای پسر مرجانه.
8) سوره طه آیه 14 ترجمه: منم خدای یکتا هیچ خدائی جز من نیست پس مرا بپرست و برای یاد من نماز را بپادار.
9) سوره مؤمن آیه 60 ترجمه: بخوانید مرا تا دعای شما را مستجاب کنم.
10) بحار الانوار جلد 10 صفحه 25
11) سوره قصص آیه 76. ترجمه: (ای قارون!) با استفاده از آنچه که خدا به تو عطا کرد (از مال و ثروت) بکوش تا سرای آخرت را آباد کنی و (لیکن) بهره ات را هم از (لذت و نعمت حلال) دنیا فراموش مکن.
12) وسائل الشیعه جلد 14 ص 74
13) سوره انفال آیه 24. ترجمه: بدرستی که بدترین جنبندگان در نزد خدا افرادی هستند که تعقل نکرده (و از شنیدن و گفتن حق) کر و لالند.
14) سوره اعراف آیه 178 ترجمه: و محققا از جن و انس بسیاری را برای جهنم واگذاردیم (که آنها بسوء اختیار، جهنم پلیدی و اعمال زشت و عقاید فاسد را برگزیدند چه آن که) آنان را دلهایی است بی ادراک و معرفت و چشمهائی است بی نور بصیرت و گوشهائی است ناشنوای حقیقت. آنها مانند چهار پایانند بلکه بسی گمراه ترند (زیرا قوه ادراک مصلحت و مفسده داشتند ولی عمل نکردند) و آنان (براستی) غافل و بی خبرند.
15) وسائل الشیعه جلد 12 صفحه 43. ترجمه: زحمت کشنده بر اهل خانواده همانند مجاهد در راه خداست.
16) سوره طلاق آیه 7. ترجمه: کسی که وسعت و فراوانی دارد باید به همان اندازه انفاق کند وآن که ندار و تنگ معیشت است همان چه خدا به او داده است انفاق کند که خدا هیچ کس را جز بمقدار توانائی تکلیف نمی کند.
17) سوره اعراف آیه 32. ترجمه: بگو ای پیغمبر چه کسی زینتهای خدا را که برای بندگان خود آفریده حرام، و از صرف روزی حلال و پاکیزه منع کرده است؟
18) بحار الانوار جلد 103 صفحه 220 ترجمه: ازدواج سنت من است و هر که از سنتم رو گرداند از من نیست.
19) اصول کافی جلد 1 باب بدعتها و رأی و قیاسها.
20) سوره اسراء آیه 16. ترجمه: و ما چون اهل دیاری را بخواهیم (بکیفر گناه) هلاک سازیم متنعمان و راحت طلبان شهر را امر کنیم (بطاعت) لیکن آنها راه فسق و تبهکاری پیش گیرند. در این صورت بر آنان تنبیه و عقاب لزوم خواهد یافت آن گاه همه را(بجرم بدکاری) هلاک سازیم.
21) سوره واقعه آیات 45-41 ترجمه: و اصحاب شقاوت (که نامه عملشان به دست چپ است) آنها در عذاب سموم و آب جوش و سایه ای از دود باشند که نه سرد شود و نه خوش نسیم گردد. این عذاب آنها بدین سبب است که از این پیش (در دنیا) در ناز و نعمت بودند.
22) سوره نور آیه 32 ترجمه: و البته باید مردان بی زن و زنان بی شوهر و کنیزان و بندگان خود را به نکاح یکدیگر در آورید (تا در میان مؤمنان مرد بی زن و زن بی شوهر باقی نماند و از فقر مترسید که) اگر مرد و زنی فقیرند خدا به لطف خود آنان را غنی و بی نیاز خواهد فرمود. که خدا به احوال بندگان آگاه و رحمتش وسیع است.
23) وسائل الشیعه جلد 14 صفحه 27.
24) وسائل الشیعه جلد 14 صفحه 7.
25) وسائل الشیعه جلد 14 صفحه 3.
26) وسائل الشیعه جلد 14 صفحه 7. ترجمه: پست ترین مرده های شما عزبها هستند.
27) سوره یوسف آیه 24. ترجمه: آن زن (از فرط میل با آن که از یوسف جواب رد و امتناع شنید) باز در وصل او اصرار کرد و اگر لطف خاص خدا و برهان روشن حق نگهبان یوسف نبود (او هم بمیل طبیعی اهتمام می کرد).
28) سوره یوسف آیه 33 ترجمه: اگر تو حیله اینان (بلطف و عنایت) از من دفع نفرمائی به آنها میل کرده از اهل جهالت (و شقاوت) گردم.
29) همانا زواید و تجملات زندگی گردنهای مردان را به بندگی و شکست کشانده است.
30) وسائل الشیعه جلد 14 صفحه 39.
31) وسائل الشیعه جلد 14 صفحه 49 ترجمه: مؤمنان کفو و همشأن یکدیگرند.
32) وسائل الشیعه جلد 14 صفحه 51.
33) سوره یونس آیه 92 ترجمه: آگاه باشید که دوستان خدا هرگز هیچ ترس (از حوادث آینده عالم) و هیچ اندوهی (از وقایع گذشته جهان) در دل آنها نیست.
34) سوره عنکبوت آیه 69 ترجمه: آنان که در راه ما (با جان و مال) کوشش کردند محققا آنها را به راه (معرفت و لطف خویش) هدایت می کنیم.
35) بحار الانوار جلد 103 صفحه 373 ترجمه: اگر کسی (به خواستگاری) آمد که دین و اخلاقش مورد رضایت است به او زن دهید که اگر ندهید باعث فتنه و فساد خواهد شد.
36) وسائل الشیعه جلد 14 صفحه 7.
37) سوره مریم آیه 96 ترجمه: همانا آنان که به خدا ایمان آوردند و نیکوکار شدند خدای مهربان آنها را (در نظر دیگران) محبوب گرداند.
38) نهج البلاغه، حکمت 67 ترجمه: نادان دیده نمی شود مگر آن که یا تندرو است یا کندرو.
39) لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون (سوره آل عمران آیه 92) ترجمه: شما هرگز به مقام نیکوکاران و خاصان خدا نخواهید رسید مگر آن که از آنچه دوست می دارید و بسیار محبوب است در راه خدا انفاق کنید.
40) سوره فرقان آیه 67 و 65 ترجمه: و بندگان (خاص) خدای رحمان آنان هستند که بر روی زمین ره بتواضع و فروتنی روند. و هرگاه مردم جاهل به آنان خطاب (و عتابی) کنند با سلامت نفس (و زبان خوش) جواب دهند ... و آنان هستند که هنگام انفاق (به مسکینان) اسراف نکرده بخل هم نورزند، و احسان میانه رو و معتدل باشند.
41) سوره آل عمران آیه 179 ترجمه: آنها که بخل نموده حقوق فقیران را از مالی که خدا از فضل خویش به آنها داده ادا نمی کنند گمان نکنند که این بخل به نفع آنها خواهد بود. بلکه به ضرر آنهاست چه آن مالی که در آن بخل ورزیده اند روز قیامت زنجیر گردن آنها شود (و آن روز هیچ کس مالک چیزی نیست) و تنها خدا وارث آسمانها و زمین خواهد بود و خدا به آنچه انجام می دهید آگاه است.
42) سوره اسراء آیه 16 ترجمه: و ما چون اهل دیاری را بخواهیم (بکیفر گناه) هلاک سازیم متنعمان و راحت طلبان آن شهر را امر می کنیم (به طاعت) لیکن آنها راه فسق و تبهکاری را پیش گیرند در این صورت بر آنان تنبیه و عقاب لزوم خواهد یافت آن گاه همه را (بجرم بدکاری) هلاک سازیم.
43) سوره واقعه آیات 41 تا 45 ترجمه: و اصحاب شقاوت (که نامه عملشان به دست چپ است) آنها در عذاب سموم و آب جوشان و سایه ای از دود باشند که نه