فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 1

آیت الله حسین مظاهری‏‏

خانه و حاکمیت قانون

چیزی که تقاضا دارم از همه مخصوصاً آقایان که این تقاضای مرا که روزهای آخر است بپذیرند این است که در خانه نمی شود قانون حکمفرما باشد زیرا خانه از هم پاشیده می شود. پس چه حکمفرما باشد؟ رفاقت، صداقت، دلسوزی، مهربانی. چه باید در خانه حکمفرما باشد؟ این شعر شاعر که می گوید:
من کیم؟ لیلی و لیلی کیست؟ من - هر دو یک روحیم اندر دو بدن
اگر قانون جلو آمد کار آمد خراب می شود. مثلاً حق مرد این است که می تواند به زنش بگوید از خانه بیرون نرو. زیرا این حق اوست و زن باید اجازه بگیرد و از خانه بیرون برود این حقی است که اسلام برای مرد قرار داده است حالا اگر مرد بخواهد صد در صد به قانون عمل کند زن بخواهد به خانه پدرش برود بگوید نخیر نمی شود می خواهد به خانه همسایه برود، نمی شود. پس کجا برود؟ تو فقط باید در خانه بمانی و بیرون نروی. خوب معلوم است اگر با یک زن این گونه رفتار کنی او هم خیلی کارها می کند. یک جمله ای در بین مردم مشهور است که اگر زن عفت نداشته باشد اگر در شیشه اش کنی در شیشه را هم ببندی نم پس می دهد. مگر می شود با قانون جلوی زن را گرفت؟ با رفاقت، با این درسهائی که الان داریم خوب می شود جلوی زن را گرفت. لذا از اول ماه مبارک رمضان تا به حال بیش از پانصد تلفن یا نامه یا طومار برای من آمده که شاید یک درصد آنها اعتراض آمیز نیست. من پنج تلفن اعتراض آمیز نداشتم. اما بیش از پانصد تلفن تشکرآمیز داشتم. معلوم می شود آنچه می تواند زن را صد در صد مطیع شوهر کند این منبرها و بحثهاست؛ رفاقت است؛ صداقت است. این که خانم را به حساب آوریم، با مهربانی با او صحبت کنیم. لذا راستی یک مرد بخواهد با قانون رفتار کند، آن خانم هم بخواهد با قانون رفتار کند، می گوید اجرت بده تا بچه ات را شیر دهم؛ اجرت بده تا کار خانه را انجام دهم. من حاضر نیستم تنهائی آن را انجام ده یک کمک کار بگیر تا کار خانه را انجام دهد. خودت انجام بده من هم انجام می دهم. حالا اگر راستی یک خانم بخواهد این طور باشد بگوید من کار نمی کنم تو فقط یک حق از من داری و آن حق زناشوئی است بنابراین تو کار کن من بخورم، معلوم است این خانه زندان می شود. اگر خانم بخواهد با قانون رفتار کند شاید ده روز طول نکشد طلاقش بدهند. آن آقا هم اگر بخواهد این گونه رفتار کند ده روز طول نمی کشد که داد و فریاد خانم بلند می شود. نمی شود قانونی زندگی کرد. قانون بقول قرآن شریف خوب است اما خشک است یک چیز دیگر می خواهد و آن
ان الله یامر بالعدل و الاحسان(138)
است. این دو باید توأم باشند. در حالی که زن اطاعت از شوهر می کند اما با رفاقت. این که زن را بسازند بطوری که صد در صد مطیع شوهر باشد، مرد را بسازند که صد در صد در خانه مهربان باشد، خشک برخورد نکند، با قانون خشک میسر نیست. من زیاد سراغ دارم که آقایان خشک برخورد می کنند و به جاهای بدی رسیده است. مثلاً گوشه چادرش عقب رفت آقا فریادش بلند می شود. این فریاد، زننده است دفعه اول ممکن است چیزی نگوید دفعه دوم هم نگوید اما یکوقت به این جا می رسد که کم کم چادرش عقب می رود، و به آن جا می رسد که حتی صورتش هم پیش نامحرم پیدا می شود. پیش تو رو می گیرد اما وقتی نباشی رو نمی گیرد و اصلاً چادر را عقب می زند. اگر خشک برخورد کنی این طور می شود. بعضی اوقات با زنش خشک برخورد می کند که حق نداری پیش برادرم حرف بزنی یا سر سفره ای که خویشان نزدیک نشستند بنشینی. این خشکیها به جای باریک می رسد. ما دیدیم چه اختلافهائی پیش می آید. همچنین بعضی اوقات خانم خشک برخورد می کند و وقتی با شوهر خشک برخورد کرد شوهر سرد است و معمولاً مردها استبداد دارند و اگر این استبداد گل کرد زن بیچاره می شود.
تقاضا دارم محیط خانه شما محیط رفاقت باشد نه محیط اعمال قانون و تحمیل. مثلاً لباس، عفت و حجاب خانم خوب است اما شوهر سخت می گیرد که حق نداری بیرون بروی؛ منزل همسایه بروی؛ برای خرید بیرون بروی؛ منزل پدرت بروی؛ منزل پدر نروی یعنی چه؟! مگر می شود کسی منزل پدر نرود بفرض این که تو با پدر و مادر او بد باشی ولی زن نمی تواند پدر و مادرش را رها کند. رها کردن پدر و مادر یعنی ایجاد عقده و بیچارگی برای تو و بچه ها. تازیانه را هرچه محکمتر به سنگ بزنی عکس العمل آن بیشتر است و بالاخره به طرف خودت برمی گردد. اگر مرد یا زن در خانه سختگیری کند به جای بدی می رسد یعنی عکس العمل دارد. با همه اینها در حالی که خانمها و آقایان باید سختگیری نکنند، باید خشک نباشند همین طور متوجه فرزندان خود باشند. باید تربیت اولاد کنند. باید مواظب دخترشان باشند که کجا می رود؛ دیر نیاید؛ دوستش کیست؛ دوست او عفت دارد یا نه؛ نجیب و با شخصیت است یا نه. همچنین مواظب پسرشان باشند کجا می رود؛ کی می آید؛ دوست او کیست. اینها همه مسلم؛ اما اگر بخواهند سخت بگیرند، با دختر و پسر جوان سخت گیری کنند، علیه پدر و مادر قد علم می کنند. چه بسیار می بینیم که بچه ها می روند آن جا که پدر و مادر نمی خواهند اما نمی توانند جلوگیری کنند. وقتی ریشه یابی کنیم می بینیم یکی از این دو است که یا تربیت نشده اند و یا اگر تربیت شده اند در تربیت آنها زیاده روی شده است. اسلام می گوید افراط غلط است چنانچه تفریط غلط است. امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود:
لا یری الجاهل الا مفرطاً او مفرطاً(139)
جاهل یا تند می رود یا کند. آدمهای بی شخصیت که رفاقت می کنند گاهی در رفاقت تندی و زیاده روی می کنند یکوقت هم قهر می کنند و برخورد آنها آن قدر سرد می شود که چه تهمتها می زنند. بعضی اوقات به بچه اش نمی رسد و گاهی هم که می رسد باندازه ای خشک برخورد می کند که شخصیت بچه را می کوبد.
تقاضای دیگری که از آقایان و خانمها دارم این است که مواظب باشید از قانون سوء استفاده نکنید که از نظر اسلام صحیح نیست این کار را تقلب در قانون می گویند و من کتابی را در این باره به نام تقلب در قانون تالیف کرده ام و این تقلب در قانون را از قرآن و روایات استفاده کردم. یکی از سوء استفاده هائی که از قانون می کنند این است که ربا می خورند اما کلاه شرعی بر آن می گذارند بدین صورت که من هزار تومان به تو قرض می دهم و بعد یک کبریت را به مبلغ صد تومان به تو می فروشم. یا ده هزار تومان به تو قرض می دهم و بعد یک حب نبات را هزار تومان به تو می فروشم. این تقلب در قانون و حیله شیطانی است، گرچه آن را حیله شرعی بنامیم.
خدا رحمت کند مؤسس حوزه علمیه قم مرحوم حاج شیخ عبدالکریم یزدی رضوان الله تعالی علیه را که همه این آوازه ها از اوست. ایشان فرموده بودند که یک زنی را سه طلاقه کردند بعد پشیمان شدند و قبل از این که مردم بفهمند آمدند نزد من که فکری بکن؛ آبروی ما در خطر است ما اگر بخواهیم محلل برای این زن قرار بدهیم آبروی هر دو می رود. مرحوم حاج شیخ فرموده بودند یک خشک مقدسی که صف اول جماعت من بود و دیدم آدم خوبی است گفتم یک استفاده ای به او برسانیم. گفتم یک نعمت خوبی برایت پیش آمد و آن این است که یک دختر جوان زیبا را یک شب با عقد دائم به تو می دهند ولی فردا طلاقش بده تا محلل باشی. یک پول حسابی هم به تو می دهند. پولی به او دادیم و زن را برایش عقد کردیم. شب رفت حجله فردا صبح که او را خواستم که بیا زن را طلاق بده گفت زنم است طلاق نمی دهم. هرچه اصرار کردیم گفت زنم است طلاق نمی دهم. گفت: آقای حاج شیخ! مگر زن من نیست؟ گفتم چرا. گفت نمی خواهم طلاقش دهم. هرچه این طرف آن طرف زدیم بالاخره طلاق نداد. مرحوم حاج شیخ فرمودند دختر دق کرد و مرد اما او را طلاق نداد. یک جمله ای از حاج شیخ مشهور است که این جمله خیلی عالی است روی منبر فرموده بودند: بعضیها عادلند اما از شمر هم بدترند.
این مرد عادل است، گناه نکرده است می گوید نمی خواهم طلاق بدهم اما از شمر بدتر است. برای این که از قانون سوء استفاده می کند و سوء استفاده از قانون بسیار خطرناک است. و متأسفانه در مقدسین و بویژه خانمها زیاد است. مثلاً خانم دانشگاه رفته و یا چهارتا اصطلاح علمی یا صرفی و نحوی یاد گرفته و غرور علمی پیدا کرده است حالا این خانم طلبه می خواهد سوء استفاده از قانون کند که من می خواهم درس بخوانم تو حق نداری به من بگوئی کار کن من نمی خواهم کار کنم. خانم! این سوء استفاده همان است که مرحوم حاج شیخ می گویند تو خانم عادلی اما از شمر بدتری برای این که تو خانه ات را از هم می پاشی امروز نپاشی فردا. اما! حزب اللهی هستی. عادلی. اما از شمر بدتری. برای این که سخت گیری در خانه می کنی و کم کم به جای باریکی می رسد. یک وقت زن نجیب را، دختر نجیب را نانجیب می کنی.

جلسه بیست و یکم

فصل دهم