فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 1

آیت الله حسین مظاهری‏‏

دخالتهای پدر و مادرها

فصل هشتم بحث ما درباره دخالت پدر و مادرها در زندگی پسر و دختر است. این بحث، بحث مهمی است و از پدرها و مادرها تقاضا دارم به این بحث توجه بیشتری داشته باشند. بسیار از اختلافها از همین دخالتهای بیجا سرچشمه می گیرد. حتی بسیاری از جدائیها از این دلسوزیهای بیجا یا غرض ورزیهای بیجا سرچشمه می گیرد و اگر ما سعادت پسرها و دخترها را می خواهیم باید دخالت در کار آنها نکنیم؛ دلسوزیهای بیجا نداشته باشیم؛ غرض ورزی در کار دختر و پسر نداشته باشیم. اما متأسفانه می بینیم که این مرض اجتماعی شیوع فراوانی پیدا کرده است؛ حتی در میان مقدسها، مسجدی ها، افرادی که تدین دارند اما دانسته یا ندانسته به زندگی اولادشان ضربه می زنند.
ما باید از حیوانها این را یاد بگیریم که بچه هایشان را تا زمان احتیاج سرپرستی می کنند اما وقتی که احتیاج به مادر نداشتند و توانستند مستقل زندگی کنند مادر آنها را رها کرده و به خود وامی گذارد تا زندگی مستقل را شروع کنند. حتی در بعضی پرندگان چند روزی چند ماهی دانه برای بچه می آورند و در منقارش می ریزند وقتی می بینند می تواند پرواز کند پروازش می دهند ولو در بعضی اوقات به زمین هم بیفتد اما پرواز را به او تعلیم می دهند و وقتی توانست پرواز کند او را به آشیانه خود راه نمی دهند. شما ببینید یک گوسفند وقتی که بچه اش به دنیا آمد یک علاقه خاصی به او دارد علاوه بر این که به او شیر می دهد محبت هم می کند یک ماه دو ماه نمی گذرد که آن گوسفند علف خوار می شود می تواند خود را اداره کند بین مادر و فرزند یک بیگانگی پیدا می شود. در همه حیوانات این حقیقت وجود دارد. در ما هم وجود دارد جز این که ما از آن استفاده نمی کنیم ما باید دختر را بزرگ کنیم و تا آن اندازه که می شود از نظر مادی، معنوی، نیاز عاطفی به او برسیم و بالاخره تربیتش کنیم بیک تربیت صحیح اسلامی وقتی که موقع ازدواجش شد ازدواجش بدهیم. وقتی به خانه شوهر رفت زندگی مستقل را شروع کند، دیگر پدر و مادر دخالت در کار این دختر نکنند؛ دیگر مادر دلسوزیهای بیجا برای این دختر نداشته باشد. حتی اگر یک نزاعی بین زن و شوهر پیدا شد این مادر طرفداری از داماد کند نه طرفداری از دخترش ولو تقصیر داماد باشد. پدر طرفداری از داماد کند نه از دخترش. یکی از طرفداریهایی که بسیار ضرر دارد این جاست که نگذارد دخترش مستقل زندگی کند؛ مستقل فکر کند و حرف یاد دخترش بدهد و دخترش را تابع خودش کند. این جنایت است؛ خیانت است و بعض اوقات به جدائی می کشد و اگر به جدائی نکشد از چیزهائی که محبت را ضربه می زند، خانه را از هم می پاشد همین دخالتها و دلسوزیهای بیجاست. ما وظیفه داریم پسرمان را تربیت کنیم بیک تربیت اسلامی ما باید از نظر مادی، معنوی و عاطفی پسرمان را رسیدگی کنیم و بالاخره یک پسری که اسلام می خواهد تحویل جامعه دهیم وقتی این پسر رشد پیدا کرد و به سن ازدواج رسید وظیفه پدر و مادر است که پسر را زن بدهند تا زندگی مستقل را شروع کند. مثل همان مرغی که دست از بچه اش برمی دارد، این پدر و مادر باید دست از پسر بردارند و دخالت در کار او نکنند؛ دلسوزیهای بیجا برای او نداشته باشند و اگر نزاعی بین پسر و دختر پیدا شد طرفداری از عروسشان کنند نه از پسرشان ولو تقصیر عروس باشد. البته تذکر لازم را به عروس بدهند و او را به اشتباه خود واقف کنند و راه صحیح را به او بیاموزند و برای او دلسوزی کنند نه پسرشان. مواظب باشند العیاذ بالله بنزین روی آتش نریزند؛ آتش را خاموش کنند. اگر دیدند یک نزاعی بین این دختر و پسر نپخته پیدا شده است اینها با کدخدامنشی آن را رفع کنند. متأسفانه مادرها مخصوصاً و بعض اوقات پدرها طرفداری از پسرشان می کنند؛ دخالت در کار پسرشان می کنند و نمی گذارند اینها زندگی مستقل داشته باشند. مادر می خواهد هرچه خودش می گوید پسر عمل کند ولو این که دستور طلاق بدهد پسر عمل کند تا از او راضی شود. پدر می خواهد همیشه پسر نوکر او باشد؛ تابع او باشد. این غلط است. به محبت ضربه می زند؛ خانه را از هم می پاشد و اختلاف شدیدی در خانه به وجود می آورد. و این دخالتها اگر خدای ناکرده موجب نمامی و سخن چینی شود که گناهش بسیار بزرگ است. قرآن می فرماید:
ان الذین فتنوا المؤمنین والمؤمنات ثم لم یتوبوا فلهم عذاب جهنم ولهم عذاب الحریق(127)
به فتنه گر بگو دو عذاب داری آن هم دردناک: یکی در دنیا آن فتنه گری پا پیچ خودت خواهد شد. یعنی مادر شوهری که برای عروس فتنه گری می کنی! قرآن می فرماید بدان برای دخترت فتنه گری خواهند کرد. ای مادر زنی که برای دامادت فتنه گری می کنی! قرآن می فرماید مواظب باش با پسرت چنین خواهند کرد. یک عذاب هم در قیامت داری که در جهنم همان آتش فتنه گری پاپیچت خواهد شد. اما در جای دیگری قرآن خیلی شدیدتر از این می فرماید:
والفتنة اشد من القتل(128)
نمامی و سخن چینی و فتنه گری از آدمکشی بالاتر است با فرضی که خیال نکنید آدمکشی گناهش کوچک است که قرآن می فرماید:
اگر کسی دیگری را بیجا بکشد مثل این است که جهان را کشته باشد.
من قتل نفساً بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعاً(129)
فتنه گری، ایجاد کدورت بین زن و شوهر گناهش از آدمکشی هم بالاتر است.
یک پیرمرد خرفتی که بین پسر و عروسش جدائی انداخته بود خدمت امام حسین(علیه السلام) رسید. امام (علیه السلام) فرمود: فلانی! شنیدم بین پسر و عروست جدائی انداختی؟ عرض کرد بلی یابن رسول الله. فرمودند می دانی گناهش چقدر است؟ اگر رگهای این دو نفر را بیرون کشیده بودی گناهش کمتر از این بود که جدائی انداختی.
یک کسی رگهای دیگری را از بدن بیرون بکشد یعنی او را با شکنجه بکشد چقدر گناه دارد؟ امام حسین(علیه السلام) می فرماید گناه آن کسی که بین دو نفر را بهم بزند از آن هم بالاتر است. این روایت به ما می فهماند نمامی، سخن چینی، ایجاد کدورت از آدمکشی با شکنجه گناهش بیشتر است. یکوقت کسی را می کشد این گناهش بزرگ است اما یکوقتی او را تکه پاره می کند تا بمیرد یعنی کشتن توأم با شکنجه که این گناه بالاتری دارد. معلوم است این در قیامت چه سگ درنده ای است. ولی بدان گناه تفرقه انداز، نمام، سخن چین از آدمکشی با شکنجه بالاتر است. و معمولاً این مادرشوهرها بعض اوقات با زبانهای تیغ دارشان یک دخالتها و سخن چینی ها می کنند؛ تهمتها می زنند تا عروس را از چشم داماد بیندازند. خوب وقتی عروس از چشم پسر تو افتاد چه می شود اول مصیبت آن این است که بچه های او عقده ای می شوند؛ این پسر تو دیگر روز خوش ندارد و بالاخره تو هم به این گرفتاری مبتلا خواهی شد و مصیبت جهنم را هم باید تحمل کنی. نمامی و سخن چینی از دخالتهای بیجا سرچشمه می گیرد؛ زخم زبانها از همین دخالتها سرچشمه می گیرد. بعض اوقات می بینیم خانم باندازه ای نفهم است که داماد خوبش را، داماد متدینش را به رخ داماد فقیرش می کشد. چقدر احمقی می خواهد! این فکر نمی کند که با این کار زشتش چه می کند. بعض اوقات می بینیم که آقا بین این داماد و آن داماد فرق می گذارد برای این که مثلاً این داماد جدید است و دیگری کهنه شده است. نمی داند چه مصیبتی به سر دخترش می آورد. بعض اوقات مادر شوهر یک زخم زبانهائی می زند که باندازه ای جراحت آور است، باندازه ای عمق دارد که بقول عوام مردم تا قبر هم برود نمی تواند فراموش کند.
زبانت برای هیچ کس نیش نداشته باشد که در قیامت بصورت عقربی می شود و تو را نیش می زند(130). این ننگ است که یک گلی داشته باشید و آن گل میوه اش یک زبان تیغ داری باشد و اسم آن را زبان مادر شوهر گذارده باشید. ننگ است، ننگ است این که مادر عروس که باید به دامادش بیشتر از پسرش محبت کند از عقرب هم بدتر به او نیش بزند. برای چه؟ برای دنیا. زشت است برای داماد که با مادر زن که به جای مادر اوست و مثل مادر باید به او محبت کند و با پدر زن که به جای پدر اوست و مثل پدر باید به او محبت کند اما با یک عصبانیت و دشمنی با آنها بر خورد کند که هیچ دشمنی با دشمن آدمکش خود چنین برخوردی نداشته باشد برای چه؟ جهازیه کم بوده. ای وای بر این آدم با این فکرش. داماد با مادر زنش بد شود با پدر زنش بد شود برای این که جهازیه کم بوده. ننگ نیست یک عروس که باید به مادر شوهر مثل مادرش محبت کند که این پسر را بزرگش کرده و بدست او داده است دشمنی کند؟ عروس باید به پدر شوهر مثل پدر خود محبت کند. برای این که زحمتها کشیده تا این پسر را بزرگ کرده است و به دست تو خانم داده است. حالا بعض اوقات یک زخم زبانها به او می زند که هیچ عقربی این طور نیش نمی زند و چشم دیدنش را ندارد.
مثال می زنند هوا سرد بود یک شتری آمد همان اول سرش را در لانه مرغی کرد گفت مرا راه بده همین که سرش را در لانه مرغ کرد یکدفعه خودش را عقب کشید و همه چیز را خراب کرد نه برای خودش جایی گذاشت و نه برای مرغ. بعضی از عروسها این طورند عروس وقتی به خانه می آید باندازه ای دریده است که می خواهد صد در صد بر شوهر مسلط شود و می خواهد مادر شوهر نباشد؛ پدر شوهر هم نباشد؛ شما بروید و تنها من بمانم چقدر احمقانه است! اینها گناه دارد و با انسانیت سازگار نیست. سفارشی که به پسر و دختر و پدر و مادرها دارم این است که اگر با هم مهربان باشید خانه شما محل رحمت خداست. در روز قیامت هم همه در بهشت دور هم نشسته و به همدیگر می گوئید: درود بر شما! شوهر به عروس می گوید: درود بر تو. عروس به مادر شوهر می گوید: درود بر تو. و اما اگر در خانه با هم نسازید، اگر بخاطر مادیات اختلاف کنید، اگر خدای ناکرده بخاطر نداشتن جهازیه یا کمبود جهازیه زخم زبان به خانمت بزنی، اگر برای این که دامادت فقیر است و نمی تواند کار کند، خوب منزل را اداره کند زخم زبان به او بزنی، مخصوصاً این که کسی را به رخ او بکشی، مخصوصاً این که زن به رخ او بکشد، بدانید در قیامت همه به جهنم می روید. وقتی به جهنم رفتید قرآن می گوید:
کلما دخلت امة لعنت اختها(131)
عروس خانم در جهنم است شوهرش می آید می گوید: لعنت بر تو باد. یکوقت می بیند مادر شوهر آمد. مادر شوهر که آمد می گوید: لعنت بر تو عروس. عروس می گوید: لعنت بر تو باد. یکوقت مادر زن وارد می شود. مادر زن به دخترش می گوید: لعنت بر تو که ما را جهنمی کردی. او هم می گوید: لعنت بر تو که ما را جهنمی کردی. اینها قرآن است که می خوانم. وقتی که با هم جمع شدند هرکدام تقصیر را به گردن دیگری می گذارد. قرآن می فرماید: لعنت بر همه شما برای این که یکدیگر را جهنمی کردید. چرا باید ما اختلاف در خانه داشته باشیم؟ چرا؟ من یک سفارشی به عروسها بکنم که عروس خانم! با وفا باش. مستقل زندگی کن. و همین را به پسرها بگویم که مواظب باشید حرف مادر نااهل را نشنوید. حرف پدر نااهل را نشنوید. با وفا باشید. مستقل زندگی کنید. مخصوصاً به زنها بگویم که اگر زن با وفا باشد دیگر مادرش نمی تواند در زندگی او دخالت کند و به هم بپاشد. ولی اگر در زندگی مستقل نباشید، اگر حرف دیگران تأثیر بگذارد همان روزهای اول زندگی پاشیده می شود بعضی اوقات منجر به طلاق می شود.
چه جدائیهایی سراغ دارم که وقتی ریشه یابی می کنیم می بینیم تقصیر مادر شوهرهاست؛ تقصیر مادر زنها و نفهمی پدرهاست. بجای این که کدخدامنشی کنند بنشینند، پدر و مادر شوهر طرفداری از عروس کنند، پدر و مادر زن طرفداری از داماد کنند، اگر یک نزاع کوچکی بین دختر و پسر پیدا شد بعنوان مثال اگر دختر قهر کند بجای این که آنها را آشتی دهند، به نزاع آنها دامن می زنند. یکی از کارهای زشت قهر کردن زن و شوهر از یکدیگر است خانم! از چه کسی قهر می کنی؟ کسی که از شوهرش قهر نمی کند. زن که از خانه و زندگیش بیرون نمی رود. در خانه ات باش کجا می روی؟ قهر می کند و از خانه بیرون می رود. مادر فهمیده می گوید: برویم خانه خودتان. پدر فهمیده می گوید: چه خبر است چرا این جا آمدی؟ بیا برویم و دختر را به خانه شوهر می آورد و عذرخواهی می کند که این دختر عصبانی شده؛ اشتباه کرده است؛ سادگی کرده است؛ و باین صورت نزاع رفع می شود. اگر مادر زن دخترش را بردارد و به نزد داماد برده از او عذرخواهی کند یکمقدار بگوید و بخندد و دختر را به داماد بسپارد اختلاف رفع می شود. ولو این که این مرد بد باشد اما وقتی می بیند مادر زن، پدر زن این گونه رفتار کردند کوتاه می آید. وقتی که عروس ببیند مادر زن، پدر زن این گونه رفتار کردند کوتاه می آید. وقتی که عروس ببیند مادر شوهر از عروسش طرفداری می کند و دلش برای عروس می سوزد، وقتی عروس می بیند که پدر شوهر برای او دلسوزی می کند بطور مسلم محبت، محبت می آورد؛ این عروس هم هرچه باشد خوب می شود.
بعضی اوقات مرد بعد از کار روزانه که به خانه می آید خانه ای که بقول قرآن آرام بخش است و مرد برای رفع خستگی به منزل و خانم پناه می برد می بیند اول مصیبت است. اگر خانم او را تنها ببیند مثل وسواس خناس پیوسته وسوسه، وسوسه، وسوسه. یعنی غیبت، غیبت، تهمت، تهمت، پشت سر مادر شوهر؛ مادرت امروز این طور کرد؛ مادرت امروز این طور گفت. و اگر مادرش او را تنها ببیند شروع می کند که این زنت زن نیست. باید تو یک زن دیگر بگیری. این که زندگی نشد. این خانم اصلاً در خانه نیست. تهمت غیبت، تهمت غیبت. این بیچاره که خسته است خسته تر می شود بدبخت است بدبخت تر می شود می دانید گناه چقدر است؟
پیغمبر اکرم(علیه السلام) فرمودند: اگر کسی یک درهم ربا بخورد مثل این است که سی و شش زنا بدهد یا زنا کند.
خیال نکنید زنا گناهش آسان است گناه باندازه ای بزرگ است که اگر بدون توبه از دنیا برود در جهنم عورتینش بوی گند می دهد باندازه ای که جهنمی ها را می آزارد که به خدا شکایت می کنند که خدایا ما را از بوی گند این مرد یا زن نجات بده. گناه این قدر بزرگ است. اما پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: اگر کسی یک درهم ربا بخورد از سی و شش زنا گناهش بالاتر است. بعد فرمود از ربا بالاتر یعنی از سی و شش زنا بالاتر این است که غیبت کنی و آبروی کسی را ببری. آبروی عروست را پیش پسرت. غیبت کنی. تهمت بزنی. تهمت زدن گناهش بزرگ است. در روز قیامت پنجاه هزار سال روی یک تل چرک و خون نگاهت می دارند تا حساب مردم تمام شود و بعد با همین تل چرک و خون تو را به جهنم می برند. تهمت نزنید؛ مخصوصاً عروسها؛ مادر شوهرها. غیبت نکنید. این قدر تجسس نکنید. بعض اوقات این مادر شوهر باندازه ای پست است که وقتی عروس نباشد سر کیفش می رود؛ این طرف آن طرف می گردد چیزی پیدا کند تا آن را علیه عروس مطرح کند. ای مادر شوهر! باندازه ای گناه بزرگ است که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) روی منبر فرمودند: ای کسانی که به زبان ایمان دارید اما به دل ایمان نیاوردید تجسس در کار مردم نکنید و اگر تجسس در کار مردم بکنید خدا شما را رسوا می کند ولو این که خیلی هم زرنگ و خوددار باشید اما بالاخره رسوایت می کند. تجسس نکنید. تو! مادر شوهر؛ تجسس می کنی؛ سر کمد او، کیف او می روی فردا همین بلا به سر دخترت می آید. حالا این دنیای آن است آخرت را چه می کنی؟ آتش جهنم مشکل است. شب اول قبر مشکل است. بعض اوقات یک تجسسهای عجیب و غریبی می کنند حتی من به زن و شوهر سفارش می کند زنها! هیچ وقت سر کیف شوهرتان نروید. این کار بدی است. زشت است. دزدی است. و بعض اوقات می بینم همین کار موجب طلاق و طلاق کاری می شود. ای آقا! سر کیف زنت نرو. تجسس نکن. سر کمد خانمت نرو. تجسس نکن. ای مادر شوهر! سر جهازیه نرو که ببینی جهازیه دارد یا ندارد. اگر دارد برای خودش دارد و اگر هم ندارد برای خودش ندارد. به تو مربوط نیست تو پایت لب گور است به فکر قبرت باش. به فکر قیامت باش. رفتن سراغ چیزهای عروس که ببینی چه دارد این یک کار احمقانه ای است. اینها کار مسلمان نیست؛ کار انسان نیست. سر کیف خانم رفتن گناهش بزرگ است. در کیف را باز کردن ممکن است کار را به جای باریکی بکشاند. اگر شوهر بفهمد خانم سر کیف او رفته است خطرناک است و گاهی به جاهای باریک می رسد. تقاضا دارم در کار یکدیگر تجسس نکنید. تقاضا دارم پدر و مادرها دخالت در کار پسر و دخترها نکنند. بگذارند مستقل زندگی کنند. دلسوزیهای بیجا غلط است. اگر هم تقصیری در کار است مواظب باشید شما در صورت امکان تقصیر را آن طرف ببرید نه این طرف. اینها دلسوزی بیجاست. نمی خواهد برای پسرت دلسوزی کنی. برای قبرت دلسوزی کن. به فکر آخرتت باش. برای عاقبتت دلسوزی کن.

جلسه بیستم

فصل نهم