فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 1

آیت الله حسین مظاهری‏‏

فصل هفتم

4- نیاز معنوی
بحث امروز ما درباره نیاز چهارم یعنی نیاز معنوی است. همان گونه که انسان از نظر جسمی باید ارضا شود از نظر روحی هم باید ارضا شود. فرق بین حیوان و انسان همین جاست حیوان یک بعدی است یعنی فقط غرایز دارد؛ نیازهای مادی دارد و اگر خیلی بالا برود نیازهای عاطفی دارد. اما انسان این گونه نیست انسان دو بعدی است بعد مادی و تمایلات و بعد روحی و معنویات که روحش از ملکوت سرچشمه گرفته است و باندازه ای از نظر معنوی بالاست که پروردگار عالم او را به خود نسبت داده و با اضافه تشریفی فرموده است روح من
فاذا سویته ونفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین(115)
خطاب شد به ملائکه که وقتی روح من در او دمیده شد به او سجده کنید.
این بعد را حیوانات ندارند انسان دارد اما آن دو بعد مادی یعنی تمایلات و غرائز در حیوانات خیلی قویتر و ارضائش برای آنها خیلی آسانتر است لذا باید بگوئیم امتیاز انسان به روح است. چون انسان دو بعدی است دو غذا لازم دارد: یکی غذای جسم، گرسنه می شود، تشنه می شود، اطفاء غریزه جنسی می خواهد بکند و بالاخره چیزهائی که مربوط به جسم اوست باید ارضا بشود این غذای جسم اوست که اگر به او نرسد می میرد. همینطور از نظر روحی اگر غذا به او نرسد می میرد. فرقش این است که اگر از نظر جسمی مرد خیلی اهمیت ندارد اما اگر از نظر روحی مرد چنین نیست. قرآن می فرماید: اگر از نظر روحی مرد پست تر از هر حیوانی است و راه جهنم را می گیرد:
ولقد ذرأنا لجهنم کثیراً من الجن والانس لهم قلوب لا یفقهون بها ولهم اعین لا یبصرون بها ولهم اذان لا یسمعون بها اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون(116)
می فرماید اگر غذا به روح نرسید مثل این است که او برای جهنم خلق شده است عاقبتش جهنم است. بعد می فرماید این چشم دارد نمی بیند؛ یعنی حقیقت بین نیست. گوش دارد نمی شنود. و زبان دارد اما حق نمی گوید. دل دارد اما نمی فهمد. بعد می فرماید این از حیوان پست تر است؛ مثل کرم ابریشم در غفلت خود می تند تا بمیرد. اولئک هم الغافلون.
اگر انسانی که غذا به روحش نرسیده و این روح مرده است شبانه روز بخاطر آنچه که این آیه شریفه بیان کرده گریه کند جا دارد. در آیه دیگری شدیدتر از این می فرماید:
ان شر الدواب عند الله الصم البکم الذین لایعقلون(117)
پست تر از هر جنبنده ای کسی است که روحش مرده باشد آن کسی که عقل دارد تعقل ندارد؛ فکر دارد تفکر ندارد؛ یعنی روح او مرده است. و نظیر این آیات در قرآن فراوان است که اگر انسان از نظر روحی مرد خیلی وضع خطرناکی پیدا می کند و اگر غذا به او نرسید می میرد. چنانچه گاهی این جسم مریض می شود و مریضی برای انسان سخت است بقول پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله):
نعمتان مکفورتان الامن و العافیة(118)
دو نعمت برای انسانها مجهول است سلامتی و امنیت.
راستی دو نعمت بزرگی است. انسان اگر مریض شود از همه چیز عقب می ماند. اما گاهی جسمش سالم است روح مریض است. بقول قرآن شریف فی قلوبهم مرض دل مریض است؛ روح مریض است. اگر روح مریض شد قرآن می فرماید: باندازه ای وضعش خطرناک است که در مقابل قرآن قد علم می کند. در مقابل پیغمبر و ائمه طاهرین (علیهم السلام) قد علم می کند و گفته های قرآن را برای خودش و بر نفع خودش توجیه می کند. در اول سوره آل عمران می فرماید: این قرآن محکمات دارد؛ متشابهات دارد.
فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تاویله(119)
اما آنهائی که مریضند دنبال متشابهات قرآنند برای این که یک فتنه ای ایجاد کنند یا بر نفع خودشان قرآن را تفسیر کنند. این طرف آن طرف می گردند یک روایتی پیدا کنند بر نفع خودشان تفسیر کنند. این طرف آن طرف می گردند یک کلامی از بزرگان پیدا کنند بر نفع خودشان توجیه کنند. و بالاخره وقتی که روح مریض باشد این دیگر مثل مرض جسم نیست این دیگر طوری مریض است که با قرآن می جنگد. لذا قرآن می فرماید من شفا هستم اما برای مریضهای روحی جز خسارت چیزی ندارم.
وننزل من القرآن ما هو شفاء ورحمة للمؤمنین ولا یزید الظالمین الا خساراً(120)
من شفا و رحمتم؛ اما برای ظالم (برای آن کسی که مرض دارد) جز خسارت چیزی ندارم. خربزه و گلابی خیلی خوب است اما کسی که مثلاً زخم معده دارد آن را بخورد، اگر خونریزی معده نکند لااقل یک درد دلی باید بکشد. آیات قرآن خیلی جاذبه دارد خیلی مفید است اما اگر کسی مرض روحی داشت نظیر همان گلابی است برای زخم معده و لذا آیه برای او ضرر دارد ولا یزید الظالمین الا خساراً بنابراین اگر کسی روحش مریض باشد، اگر کسی غذا به روحش نرسد و روحش بمیرد این وضع خطرناکی پیدا می کند؛ این یک بعدی می شود؛ اما یک بعدی خطرناک. مثل گوسفند نیست که یک بعدی باشد اما مفید؛ بلکه برای مردم نظیر میکروب سرطان است یک بعدیی است که برای مردم خیلی خطر دارد. آدمی که روحش بمیرد نه فقط برای خودش که برای جامعه هم خطر دارد؛ برای زن و بچه اش هم خطر دارد. لذا چیزی که باید به آن توجه داشته باشیم نیازهای معنوی در خانه است. باید شوهر مواظب باشد خانمش از نظر معنویت و کمال بالا رود. خانم مواظب باشد زمینه را برای معنویت شوهرش فراهم کند. آقا و خانم هر دو مواظب باشند معنویت بچه ها بالا رود. مواظب روح بچه ها باشند که خدای ناکرده مواظبت از جسم بچه ها بکنند ولی به روحشان کم اهمیت دهند دارند سگ درنده پرورش می دهند؛ دارند میکروب سرطان برای جامعه پرورش می دهند. غذای روح چیست؟ نماز، روزه، قرائت قرآن، راز و نیاز با خدا، بیداری در دل شب، رابطه با خدا. اگر یک خانمی نماز نخواند یا بد بخواند وای به آن خانه؛ وای به این خانم و وای به شوهرش. برای این که قرآن شریف می فرماید:
یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم واهلیکم ناراً وقودها الناس والحجارة(121)
آقا! که ایمان داری! خود و زن و بچه ات را از آتش جهنم نجات بده آن آتش جهنمی که هیزمش خودت هستی؛ صفات رذیله و دل سنگ تو است. این آیه می فرماید: مرد باید نماز بخواند و باید مواظب باشد خانمش هم نماز بخواند رابطه با خدایش محکم باشد. زن و مرد باید در خانه قرآن بخوانند؛ اهل دعا باشند؛ بیداری در دل شب داشته باشند؛ نماز اول وقت داشته باشند. و اگر زن و شوهر نماز اول وقت نداشته باشند بدانند کم کم از نظر معنوی می میرند. یعنی وقتی این نیاز معنوی برآورده نشد، این که کسی چند روزی غذا نخورد می میرد، کسی هم که چند روزی غذای معنوی نخورد روح او می میرد. و این جاست که پای همه لنگ است. یعنی این حساب نیاز مادی، نیاز عاطفی، نیاز جنسی نیست. این حساب جداگانه ای دارد بطوری که صد و بیست و چهار هزار پیغمبر با کتابهای خود برای آن آمدند و تبلیغ کردند و آن همه صدمه را خود و اوصیائشان خوردند تا معنویت انسانها را بالا ببرند. در زیارت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) می خوانید:
اشهد انک قد اقمت الصلاة وآتیت الزکاة وامرت بالمعروف ونهیت عن المنکر(122)
ابا عبدالله(علیه السلام) در روز عاشورا که خیلی از اصحابش کشته شده بودند وقتی ظهر می شود آن صحابی می گوید ظهر است می خواهیم نماز بخوانیم. اباعبدالله(علیه السلام) بر افروخته می شود تبسم می کند و می گوید خدا تو را از نماز گزارها قرار دهد. تیر مثل باران می بارد اما وسط میدان نماز می خواند.
خدا نکند در خانه ای نماز نباشد. خدا نکند معنویت در خانه ای نباشد که این خانه پر از میکروب است پر از درنده است نه آدم. گرچه از نظر صورت زیبا باشند؛ از نظر منزل عالی باشند؛ از نظر لباس شیک باشند اما بدانید اینها درنده اند و یکوقتی هم العیاذ بالله به یک جاهای باریکی می رسند. قرآن می فرماید:
فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیاً(123)
آن کسانی که نماز می خوانند اما بد نماز می خوانند، آن کسانی که از هوی و هوس و شهوات متابعت می کنند حتماً گمراهند. غی یعنی گمراهی. این سوف در آیه از نظر ادبیسوف ی تحقیقی است. فسوف یلقون غیا یعنی حتماً اینها گمراهند. بله کسی که از راه مستقیم منحرف شود از جهنم سر در می آورد و جای او یکی از چاه های جهنم بنام غی است که روایت هم به آن اشاره دارد. اگر نماز را ضایع کنیم یعنی دختر خانم شما نماز می خواند اما آخر وقت و تعجیلی. زنگ خطر به این دختر خانم بزنم؛ زنگ خطر به پدر و مادرش که این دختر گمراه است؛ دست عنایت خدا بر سر او نیست و اگر دست عنایت خدا بر سر کسی نباشد بعضی اوقات به یک گمراهیهای عجیبی می رسد.
فخر رازی در تفسیر سوره والعصر روایتی نقل می کند خیلی تکان دهنده است می گوید: یک زنی دیوانه وار نزد پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) آمد و گفت یا رسول الله گناه بزرگی کردم زن شوهردار بودم زنا دادم آبستن شدم؛ بعد که زائیدم بچه را در خمره سرکه خفه کردم و آن سرکه های نجس را به مردم فروختم.
ببینید چقدر گناه بزرگی است! راستی اگر دست عنایت خدا بر سر انسان نباشد یکوقت چطور گمراه می شود؛ چه بدبختیها دامنگیرش می شود. غرض این جمله است که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود گمانم که تو نماز عصر را ترک کردی. یعنی این بدبختی به خاطر این است که دست عنایت خدا از سر تو برداشته شد؛ به خاطر این است که به نمازت بی اعتنائی کردی و الا اگر کسی نمازش را مرتب و بموقع بخواند نماز دستش را می گیرد و نمی گذارد به این بدبختیها گرفتار شود. دختر خانم ها! اگر می خواهید خوشبخت شوید، پسرها! عزیزان من! اگر می خواهید خوشبخت شوید اهمیت به نماز بدهید آن هم نماز اول وقت، نماز با تعقیبات، نماز جماعت، نماز مؤدب. دختر خانمها سجاده داشته باشند؛ چادر سرتاسری داشته باشند؛ بسیار مؤدب در مقابل خدا بایستند تا خوشبخت شوند. بالاخره اگر معنویت در خانه نباشد و این نیاز در خانه برآورده نشود این خانه وضع خطرناکی دارد. همچنین است اگر روح مریض باشد. چه چیز روح را مریض می کند؟ گناه. قرآن گاهی اسم آن را مرض می گذارد:
فی قلوبهم مرض گاهی می فرماید زیغ : فاما الذین فی قلوبهم زیغ. گاهی می فرماید ران: بل ران علی قلوبهم. همه یک معنی دارد و آن این است که گناه دل را سیاه می کند؛ مریض می کند؛ دل زنگار بر می دارد. وقتی دل مریض شد اول مصیبتش این است که دیگر از عبادت لذت نمی برد بلکه از گناه لذت می برد. اگر در جلسه ما کسی هست که از نماز لذت نمی برد و نماز برایش سنگین است، اگر در جلسه ما کسی هست که از چشم چرانی لذت می برد، از گناه لذت می برد، بداند که از نظر روحی مریض است باید معالجه کند. و اگر معالجه نکرد و دل سیاه شد قرآن می فرماید وای به این دل. گاهی سیاه است؛ اما سیاهی آن کم است. گاهی نیمه سیاه است اما یک وقت تمام سیاه می شود. امام صادق(علیه السلام) می فرماید این دیگر رستگار نمی شود. قرآن می فرماید:
افمن شرح الله صدره للاسلام فهو علی نور من ربه فویل للقاسیة قلوبهم من ذکر الله(124)
خوشا به حال آن دلی که رابطه با خدا روشنش کرده است. خوشا به حال آن دلی که نماز و روزه آن را نورانی کرده است. وای به آن دلی که سیاه است یعنی وای به آن دلی که گناه آن را سنگ کرده است؛ سخت کرده است. و بقول قرآن شریف قساوت پیدا کرده است. بترسید از قساوت. چه چیز قساوت می آورد؟ گناه. گناه ولو کوچک اما برای آوردن قساوت خیلی بزرگ است. لذا امام صادق(علیه السلام) می فرماید: وقتی یک گناه کردی یک نقطه سیاه در دلت پیدا می شود اگر توبه نکردی این نقطه سیاه پخش می شود و کم کم همه دل را می گیرد و دیگر رستگار نمی شود.
می دانید از نظر قرآن آن خانه ای که در آن ترانه باشد، جوانی که گوشش پر از ترانه باشد به کجا می رسد؟ آن زن و شوهری که می نشینند و با یکدیگر غیبت می کنند، تهمت می زنند، شایعه پراکنی می کنند چه می شود؟ آن دلی که سیاه باشد، آن دلی که از حرام پر باشد، آن کسانی که ظالم به یکدیگر باشند، به کجا می رسند؟ مهمتر از گناه صفات رذیله است. گناه برای دل خیلی ضرر دارد بقول امام صادق(علیه السلام):
ان العمل السی ء اسرع فی صاحبه من السکین فی اللحم(125)
یک کاردی را در دست، شکم یا کمر کسی بزنید چه طور می شود؟ امام صادق(علیه السلام) می فرماید: خطرناکتر از این ، گناه برای دل است. گناه برای دل خیلی خطر دارد اما خطرناکتر از آن صفات رذیله است صفت رذیله هم داریم به این زودی نمی شود صفات رذیله را ریشه کن کرد. بیست سال خون جگر شبانه روزی می خواهد انسان خودسازی کند تا بتواند درخت رذیله را از دل ریشه کن کند و بیست سال، سی سال خون جگر شبانه روزی می خواهد تا بتواند درخت فضیلت را بجای آن غرس کند و بارور کند. کسی نمی تواند بگوید من صفت رذیله ندارم. وظیفه همه مبارزه با صفات رذیله است و نگذاریم اینها شعله ور شود، طوفانی شود. اگر سیل بیاید با آبادانی چه می کند؟ صفت رذیله برای دل مثل سیل برای آبادانی است بطور کلی معنویت را از بین می برد. صفت رذیله مثل آتش است آن هم نه آتش کم، آتش شعله ور. یک وقت آتش کوچک است شما می توانید براحتی آن را خاموش کنید اما یک وقت خانه آتش گرفته شعله ور شده خاموش کردن چنین آتشی مشکل است. صفت رذیله اگر شعله ور شود، طوفانی شود مثل سیل و آتش بزرگی است که شعله ور باشد و جلوگیری از آن بسیار مشکل است. نگذارید صفات رذیله شما شعله ور شود. مبارزه کنید بچه ها را از همان اول به مبارزه وا دارید. آقا موظف است که با زبان خوش و تسلط بر اعصاب به خانمش بگوید: خانم!حسادت بد است. خیلی بد است اگر کسی حسود شود بعض اوقات دانسته جنگ جمل را به پا می کند جنگ جمل را چه کسی به وجود آورد؟ یک حسود. وقتی به او خبر دادند که عثمان کشته شد. گفت الحمد لله که این روباه شل کشته شد وقتی به او گفتند علی روی کار آمد گفت ای کاش آسمان به سرم خراب شده بود و این حرف را نشنیده بودم. و بالاخره جنگ جمل را یک حسود به وجود آورد. بیست هزار نفر را به کشتن داد تا آتش حسادتش خاموش شود.
خانم به آقا بگوید: آقا! اگر پول پرست شدی، ریاست طلب شدی جنگ جمل را به پا می کنی. علی را می شناسی؟ علی کیست؟ آن کسی که طلحه و زبیر او را بهتر از من و شما می شناختند، زیرا این دو می دانستند که علی در دامن پیغمبر بزرگ شده است می دانستند که بیش از صد آیه قرآن درباره امیرالمؤمنین(علیه السلام) است. اما اینها پول می خواستند و امیرالمؤمنین به آنها نداد. ریاست می خواستند امیرالمؤمنین آنها را لایق ریاست نمی دانست همینها رفتند و توطئه کردند و جنگ جمل را به وجود آوردند که چه مصیبتها برای مسلمانان داشت. اگر از شما بپرسند که جنگ جمل را چه کسی بر پا کرد بگوئید: حسادت، پول پرستی، ریاست طلبی.
ابن ملجم وقتی علی را می کشد قربة الی الله می کشد. اگر بپرسند علی را چه کسی کشت بگوئید: لجوج. و الا علی(علیه السلام) کسی نیست که او را نشناسند همین ابن ملجم پای منبر پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) بود که می فرمود:
یا علی انت وشیعتک هم الفائزون
همین ابن ملجم پای منبر پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) بود که فرمود:
یا علی لو وازن ایمانک ایمان اهل السموات و الارض لیزید ایمانک ایمانهم
اگر ایمان تو را یک طرف، ایمان جن و انس و ملائکه و عالم وجود را یک طرف بگذارند ایمان تو بر ایمان همه اینها می چربد.
خانم! مواظب باش لجوج نباشی و الا این گونه می شوی. آقا! مواظب باش لجوج نباشی و الا این گونه می شوی. آقا! انتقاد کن و بالاتر از آن انتقادپذیر باش. اگر انتقادپذیر نباشی، اگر حرف پذیر نباشی کار به این جا می کشد که حرف هیچ کس را نمی شنوی جز هوی و هوس. برای چیز دیگری ارزش قائل نیستی. جز به القائات شیطانی گوش نمی دهی.
سفارشی که در آخر بحث به خانمها و آقایان دارم این است که نیاز معنوی خانه را مواظب باشید. بعضی آقایان از نظر نیاز مادی هر طور باشد ولو العیاذ بالله از راه حرام، زن و بچه را در رفاه می گذارند اما همین احمق دخترش، پسرش، نماز نمی خواند همین احمق این همه صدمه می کشد اما زنش هم دشمن اوست برای این که کمبود محبت دارد. همین آقا این همه صدمه می خورد زن و بچه اش را در رفاه می گذارد اما مواظب معنویت آنها نیست و چون معنویت در خانه اش نیست خانه اش سلول است و بقول قرآن شریف خانه اش تاریک است. تاریک است. تاریک. وحشتناک است. وحشتناک است. وحشتناک.
او کظلمات فی بحر لجی یغشیه موج من فوقه موج من فوقه سحاب ظلمات بعضها فوق بعض(126)

جلسه نوزدهم

فصل هشتم