فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 1

آیت الله حسین مظاهری‏‏

نیازهای خانواده

فصل هفتم بحث ما درباره نیازهائی است که باید زن و مرد از یکدیگر برطرف کنند بحث امروز از نظر روانشناسی بحث مهمی است و از نظر روایات باید مورد توجه بیشتری قرار گیرد.
1- نیاز مادی - مذمت بخل
اولین نیازی را که زن و مرد باید در خانه مراعات آن را بکنند نیاز مادی است. مرد اگر می تواند باید خانواده خود را در رفاه بگذارد. اگر مردی می تواند زندگی ضروری، زندگی رفاهی برای خانواده اش داشته باشد و بخل کند او علاوه بر این که حق خانه را ادا نکرده است مصداق آیات و روایاتی است که در مذمت بخل وارد شده است و قرآن می فرماید آن کسی بخیل است گمان نکند بخل برای او خوب است این بخل برای او شر است. روز قیامت همان چیزهائی که بخل کرده است طوقی در گردن او می شود و با یک حال رسوائی وارد محشر می شود.
ولا تحسبن الذین یبخلون بما اتاهم الله من فضله هو خیراً لهم بل هو شر لهم سیطوقون ما بخلوا به یوم القیامة(112)
گمان نکنند کسانی که بخیلند و انفاق نمی کنند انفاق در خانه، انفاق در اجتماع و به فقراء، ضعفا و آبرومندها این برای آنها خوب است بلکه شر است. زیرا در روز قیامت همان مالی که بخل کرده است، در راه خدا نداده است و صرف در خانه نکرده است طوقی می شود در گردن او. و چیزی که باید به آن توجه داشته باشیم این است که آدم بخیل مطرود است. بخل نظیر صفات رذیله دیگر از نظر عقل مذموم است حتی در نزد بخیل بخل مذموم است که اگر به او خطاب بخیل کنند ناراحت می شود. و علاوه بر این جمله چیزهائی که محبت را می برد چه در خانه یا اجتماع، بخل است. اگر مردی بخیل باشد یعنی دارد و می تواند زن و بچه اش را در رفاه بگذارد اما نمی گذارد اول مصیبت او این است که دیگر در نزد بچه هایش هم آبروئی ندارد؛ محبوبیتی ندارد؛ و بعضی اوقات به آن جا می رسد که زن و بچه اش برای او طلب مرگ می کنند. مرد اگر می تواند خانواده اش را در رفاه بگذارد باید بگذارد لااقل زندگی ضروری یعنی خوراک، پوشاک، مسکن و ازدواج را اگر می تواند برای آنها فراهم کند این کار را بکند. وظیفه مرد است دختر را شوهر بدهد و جهازیه متعارف به او بدهد. وظیفه مرد است بچه اش را باسواد کند. پسرش را زن دهد و مخارج متعارف را متحمل شود و بخل در این چیزها یعنی بر نیاوردن نیاز خانه. اگر نیاز مادی خانه برآورده نشود بچه ها عقده ای می شوند العیاذ بالله بعضی اوقات زن دزد از کار درمی آید. اول دزد جیب شوهر و کم کم دزد مغازه ها و بازار. اگر خدای ناکرده کسی بخل ورزد و بتواند زن و بچه اش را اداره کند و نکند بچه هایش دزد می شوند و باید مواظب این مفاسد باشد.
خانم هم باید نیاز مادی مرد را بر طرف کند یعنی مواظب غذای شوهر باشد. شوهرش را مقدم بر بچه ها و خودش بداند. باید علاوه بر این که از نظر غذا او را مقدم می دارد با یک ترتیب خاصی باشد که لطافت داشته باشد و به یک زن شوهردار بخورد بعضی اوقات خانم با فرضی که در خانه میوه هست، غذا هست اما به شوهرش نمی رسد. این خانم نه بخیل است که از نظر اسلام لئیم است زیرا بخل این است که انسان مال خودش را به کسی انفاق نکند ولی لئیم آن کسی است که پست تر از بخیل است یعنی نمی تواند ببیند کسی مال دیگری خود را بخورد. هستند کسانی که جلوی انفاق شما را می گیرند. یک لئیم نمی گذارد به خانواده فقیر رسیدگی کنی با قدری وسوسه گری که باید برای اولادت تأمین آتیه کنی، چرا این قدر انفاق می کنی و از این حرفها، نمی گذارد انفاق بکنی. این شخص لئیم است. لئیم یعنی پست اما لئیم تر آن است که چشم نداشته باشد ببیند کسی مال خودش را بخورد بعضی این گونه اند یعنی مالش را به کسی نمی دهد اگر هم کسی بخواهد به دیگری بدهد و خدمت کند راضی نیست و اگر او بخواهد از مال خودش در رفاه باشد این را هم نمی تواند تحمل کند. این فرد خیلی پست است و خانمی که به شوهرش نرسد از این قسم سوم است. یعنی خیلی لئیم است. لئیم آن خانمی است که شوهرش میوه، غذا به خانه ببرد اما این خانم از مال شوهر، او را اداره نکند این زن پست دیگر توقع محبت نداشته باشد. توقع زن داری از شوهر نداشته باشد توقع دلگرمی شوهر به خانه را نداشته باشد.
در مباحث گذشته گفتم بعضی مردها پرتوقعند، بقول عوام مردم، گوشت نیاورده کباب می خواهند اما یکدفعه مرد گوشت را می برد اما این زن باندازه ای لئیم است که خود و بچه هایش می خورند، مهمانها می خورند اما راضی نیست شوهرش بخورد. چنین زنی در قیامت بصورت یک حیوان پستی به صف محشر می آید نظیر خوک. می گویند خوک این لئامت را دارد یعنی باندازه ای لئیم است که خود نمی خورد و حاضر نیست دیگران هم بخورند به این خانم می گویند خانم از مال خودت که نبود مال شوهرت را چرا به او ندادی؟ و اگر خانم به شوهر نرسد دیگر توقع محبت نداشته باشد بلکه توقع عقده داشته باشد این شوهر یک مرد عقده ای می شود. و اگر همسر دوم گرفت زن گله نکند. و همچنین اگر مرد می تواند زنش را اداره کند و نکند، می تواند بچه هایش را اداره کند و نکند دیگر توقع محبت نداشته باشد. توقع این را داشته باشد که زنش دلمرده، بی نشاط و عقده ای باشد. دزد و یا خیانتکار باشد. پس باید زن و مرد این نیاز مادی را مراعات کنند حالا یک دفعه نیست، آن حرف دیگری است. خوب آقا نمی تواند میوه بخرد زن نباید توقع داشته باشد بلکه مواظب باشد به رویش نیاورد. به شوهر دلداری دهد و دل شوهر را بدست آورد و نگذارد خجالت بکشد. اگر در خانه چیزی نیست شوهر هم توقع نداشته باشد و اگر می تواند، زندگی ضروری زن و بچه بر همه چیز مقدم است و این مثال خوبی است که می گویند چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است اگر کسی زن و بچه اش محتاج باشند و زندگی ضروری را نداشته باشند نوبت به دیگران نمی رسد. زن و بچه بر همه چیز مقدم است. لذا روایت داریم مردی مرد و همه چیزش را در راه خدا صدقه داد پیغمبر(صلی الله علیه و آله) نماز به جنازه اش خواندند؛ دفنش کردند شب به پیغمبر(صلی الله علیه و آله) عرض کردند زن و بچه او غذا ندارند او همه چیز داشته است ولی در راه خدا داده است. پیغمبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند اگر به من گفته بودید نماز به جنازه اش نمی خواندم. زندگی ضروری را مردها، زنها باید مواظب باشند که اگر خدای ناکرده بتوانند و اداره نکنند خطر بزرگی در خانه پیدا می شود.
2- نیاز جنسی
نیاز دوم نیاز جنسی است. غریزه جنسی باید ارضا شود این یک امر طبیعی است که از بحثها هم روشن شد. همان طور که باید غرایز دیگر را ارضا کنیم این غریزه هم باید ارضا بشود. بر مرد لازم است، واجب است نیاز زنش را برطرف کند؛ چنانچه بر خانم لازم است، واجب است احتیاج شوهرش را برطرف کند و اگر برطرف نکردند از نظر روایات گناهش بزرگ است.
پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود اگر یک مرد خوابید و زنش دست به دست کرد، تسامح کرد این طرف آن طرف زد تا شوهرش خوابید تا صبح این زن مورد لعن ملائکه واقع می شود. و این یک حق طبیعی است برای مردها؛ برای زنها.
از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت است که اگر مرد نیاز جنسی زن را تأمین نکرد العیاذ بالله به گناه افتاد، علاوه بر این که آن زن گناهکار است بهمان اندازه شوهرش هم گناهکار است.
اگر یک خانم هم در مقدمات غریزه جنسی تسامح کرد، در خود غریزه جنسی تسامح کرد و خدای ناکرده شوهر چشم چران شد، شوهر به گناه افتاد، مرد نگاه شهوت آمیز می کند اما گناه در نامه عمل زن هم نوشته می شود. یعنی در روز قیامت این خانم نگاه می کند می بیند در نامه عملش نوشته شده است چشم چرانی. چشم چرانی. می گوید خدایا من چشم چرانی نکردم خطاب می شود شوهرت کرد اما تقصیر توست زیرا تو نباید گذاشته باشی شوهرت چشم چرانی کند تو باید نیاز جنسی او را برآورده باشی چه از نظر مقدمات مثل زینت کردن و چه از نظر اصل عمل. همچنین اگر خدای ناکرده مرد کوتاهی کند مثل این که العیاذ بالله دو تا زن دارد به یک کدام نمی رسد، بعدالت رفتار نمی کند، گناهش خیلی بزرگ است و اگر این زن آهی بکشد این آه بعضی اوقات کمر شکن است ریشه می سوزاند.
3- نیاز عاطفی
نیاز سوم نیاز عاطفی است یعنی انسان یک حیوان نیست. یک درخت نیست. یک ستون نیست البته حیوان هم نیاز عاطفی دارد. شما می بینید که وقتی یک بچه گوسفندی، بچه گربه یا بچه سگی به پستان مادرش می افتد نوازشها از آن می کند در حالی که این بچه سگ یا بچه گربه یا بچه گوسفند دارد شیر می خورد و مادرش نیاز مادی او را رفع می کند نیاز معنوی و عاطفی او را هم رفع می کند یعنی با زبان می مالد به بدنش؛ سر می مالد به بدنش؛ نازش می کند. و همین ناز کردن این مادر بچه حیوان دلیل بر این است که طبیعت، فطرت به ما می گوید باید مواظب باشیم انسانها بطریق اولی نیاز عاطفی دارند. حیوان نیاز عاطفی دارد؛ سگ درک می کند که بچه اش علاوه بر این که نیاز مادی دارد نیاز عاطفی هم دارد. یک انسان باید این را درک کند. محبت به یکدیگر غذای روحی یکدیگر است. این غذا از غذای جسم بالاتر است. خدا نکند یک مردی کمبود محبت داشته باشد. خدا نکند یک زنی کمبود محبت داشته باشد. این که می بینید در اسلام این قدر برای بچه یتیم توصیه شده است که حتی قرآن می فرماید آن جامعه ای که به بچه یتیمها نرسند مسلمان حقیقی نیستند.
بسم الله الرحمن الرحیم ارایت الذی یکذب بالدین فذلک الذی یدع الیتیم(113)
پیغمبر! می خواهی نشان بدهم آن که مسلمان نیست، آن که اعتقاد به دین ندارد کیست؟ آن کسی که بچه یتیم را پرستاری نکند، جامعه ای که به بچه یتیمها نرسد، این جامعه مسلمان حقیقی نیست مسلمان ظاهری است. چرا این قدر اسلام روی بچه یتیم پافشاری دارد؟ حتی در روایات می خوانیم اگر یک بچه یتیم می آمد نزد پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) او را در دامن خود می نشاند دست نوازش به سر او می کشید و یک لطف خاصی با او داشت مخصوصاً امیرالمؤمنین(علیه السلام) خیلی یتیم داری می کرد. خوشا به حال خانواده های معظم شهدا. ای خانمی که شوهرت شهید شده! خانمی که شوهرت مرده! اگر یتیم داری کنی خیلی ثواب داری. روایت داریم که اگر کسی یک نوازش روی سر بچه یتیم بکشد به ازای هر موئی که از زیر دست او می گذرد خدا یک حسنه در نامه عمل او می نویسد. این ثوابها و سفارشها برای این است که یتیم پدر ندارد که نیاز عاطفی او را رفع کند. کمبود محبت پیدا می کند و با این کمبود عقده پیدا می کند. خدا نکند یک مردی، یک جوانی، یک دختر خانمی، یک زنی عقده ای شود خیلی خطرناک است. اگر در جامعه باشد جنایتکار می شود و اگر در جامعه نباشد آدم دلمرده ای است. معلوم است زنی که دلمرده و بی نشاط باشد نمی تواند شوهرداری کند، خانه داری کند، بچه داری کند. مردی که بی نشاط و دلمرده باشد معلوم است نمی تواند اجتماعی باشد. از اجتماع پرت می شود. چه وقت زن عقده پیدا می کند؟ مرد عقده پیدا می کند؟ وقتی در خانه کمبود محبت داشته باشد. بچه هم نیاز به محبت دارد. بچه همان روزهای اول چند غریزه اش بالفعل است بسیاری از غرایز را دارد اما آتش زیر خاکستر است. مثلاً غریزه جنسی دارد اما آتش زیر خاکستر است. غریزه حب مال دارد اما آتش زیر خاکستر است ولی غریزه گرسنگی او بالفعل است. یعنی توجه دارد که گرسنه می شود. توجه دارد که سیر می شود. توجه دارد که هنگام گرسنگی پستان مادر را بمکد. یکی هم غریزه محبت طلبی، نوازش طلبی است. مادر وقتی بچه را شیر می دهد ولو بچه یک ماهه است اما همین که دست نوازش روی سر بچه، روی بدن بچه می مالد اهمیتش از شیر مادر خیلی بیشتر است. تبسم پدر برای بچه یک ماهه، دو ماهه از هر غذا، از شیر مادر بهتر است. بچه های شما در منزل محبت می خواهند. آن پدری که مواظب نیاز مادی بچه ها هست اما نیاز عاطفی آنها را رفع نمی کند پدر بی انصافی است؛ پدر جاهلی است؛ پدر نفهمی است. گاهی پدر فرزندش را نمی بیند زیرا وقتی بیرون می رود بچه خواب است. وقتی هم می آید بچه خواب است معلوم است که این بچه در خطر عجیبی واقع است. پدر باید با بچه بازی کند؛ روی زانو بنشاند؛ دست محبت بر سر او بکشد. تبسمهای پدر برای فرزند خیلی ارزش دارد و همچنین تبسمهای شوهر، محبتهای او به زن. انسان عاشق محبت است.
قرآن این نکات دقیق را خیلی مراعات کرده است می فرماید:
ما حضرت موسی را بطور خرق عادت به دنیا آوردیم و در روایات می خوانیم همان وقتی که فرعون بچه پسرها را می کشت حضرت موسی زیر تخت فرعون به دنیا آمد و بقول قرآن در دامن حضرت آسیه زن فرعون تربیت شد. خدا محبت او را در دل فرعون انداخت فرعون هم مثل یک پدر مهربان با او رفتار کرد خداوند می فرماید موسی تحت نظر من تربیت شد باین اندازه هم اکتفا نکرد. ده سال هم زیر نظر شعیب، پیغمبر خدا، تربیت شده و به رشد رسید. و بالاخره به آن جا رسید که لیاقت پیدا کرد خدا با او صحبت کند و وقتی پیغمبر شد می فرماید هارون را وزیر قرار دادم تا با هم فرعون قلدر را بترسانید ولی سفارش می کند با مهربانی با او صحبت کن.
اذهبا الی فرعون انه طغی فقولا له قولاً لیناً لعله یتذکر او یخشی(114)
این آیات به ما چه می گوید؟ می گوید انسان تشنه محبت است هرکس که باشد. لذا اسلام به ما می گوید جنایتکار را باید اعدام کرد اما همین جنایتکار مفسد فی الارض آدمکش را وقتی می خواهی اعدام کنی حق زخم زبان و جسارت به او نداری. حتی کسی که می خواهد طناب دار را به گردن این دزد جنایتکار بیاندازد به او توهین نکند. اگر حاکم شرع بفهمد می تواند توهین کننده را مجازات کند. انسان هرکه باشد تشنه محبت است بنابراین، خانم شما قبل از هر چیز محبت می خواهد؛ شوهر شما قبل از هر چیز محبت می خواهد؛ پسر شما محبت می خواهد؛ بالاتر از این دو خانم شما محبت می خواهد. وقتی وارد خانه شدی اگر سلام نمی کنی لااقل با تبسم روبرو شو؛ اخم نکن که از هر مصیبتی در خانه بالاتر است. گاهی آقا یا خانم بالاترین ضربه و تازیانه را به یکدیگر می زنند. یعنی مرد یکوقت نانجیب است و کتک بزن که گناهش خیلی بزرگ است و در این باره صحبت کردم. اما یکوقت این طور نیست آدم مقدسی است نه فحش می دهد، نه کتک می زند اما قهر می کند؛ اخم می کند. بقول عوام مثل برج زهر مار نشسته است. این برج زهر مار اگر صد تازیانه به زنش بزند برای این زن بهتر است تا این که به صورت این مرد نگاه کند و همچنین گاهی زن فحش نمی دهد؛ زبان دراز نیست و قدرت کتک زدن هم ندارد اما سرش را زیر می اندازد و با شوهرش حرف نمی زند؛ قهر می کند؛ بی نشاط است این از صد تازیانه هم بالاتر است و گناهش هم از صد تازیانه بالاتر است و این جاست که خدای ناکرده رفتار خانم هوو برای او می آورد. گاهی با یک جمله مرد خانم رفته است. آقا!خیال نکن اگر خانم تو نجیب است، همیشه نجیب است اگر کمبود محبت داشته باشد در خطر است. اگر دخترت کمبود محبت داشته باشد در خطر است. اگر دخترت کمبود محبت داشته باشد در خطر است مواظب باشید بالاتر از هر چیزی نیاز عاطفی است و باید در خانه برآورده شود مخصوصاً برای خانمها. اگر محبت را مجسم کنند یک خانم می شود اگر عاطفه را مجسم کنند یک خانم می شود. اگر عاطفه را مجسم کنند یک خانم می شود اگر یک خانم بی عاطفه ای داشته باشید، یک خانم بی محبتی داشته باشید که به شوهر محبت نکند، به بچه هایش محبت نکند بدانید این خانم نیست. بدانید او خیلی بدکار است. خانم باید بیشتر محبت کند. بر مرد و زن واجب است محیط خانه را گرم نگاه دارند یعنی نیاز عاطفی را برآورند.

جلسه هجدهم

فصل هفتم

4- نیاز معنوی
بحث امروز ما درباره نیاز چهارم یعنی نیاز معنوی است. همان گونه که انسان از نظر جسمی باید ارضا شود از نظر روحی هم باید ارضا شود. فرق بین حیوان و انسان همین جاست حیوان یک بعدی است یعنی فقط غرایز دارد؛ نیازهای مادی دارد و اگر خیلی بالا برود نیازهای عاطفی دارد. اما انسان این گونه نیست انسان دو بعدی است بعد مادی و تمایلات و بعد روحی و معنویات که روحش از ملکوت سرچشمه گرفته است و باندازه ای از نظر معنوی بالاست که پروردگار عالم او را به خود نسبت داده و با اضافه تشریفی فرموده است روح من
فاذا سویته ونفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین(115)
خطاب شد به ملائکه که وقتی روح من در او دمیده شد به او سجده کنید.
این بعد را حیوانات ندارند انسان دارد اما آن دو بعد مادی یعنی تمایلات و غرائز در حیوانات خیلی قویتر و ارضائش برای آنها خیلی آسانتر است لذا باید بگوئیم امتیاز انسان به روح است. چون انسان دو بعدی است دو غذا لازم دارد: یکی غذای جسم، گرسنه می شود، تشنه می شود، اطفاء غریزه جنسی می خواهد بکند و بالاخره چیزهائی که مربوط به جسم اوست باید ارضا بشود این غذای جسم اوست که اگر به او نرسد می میرد. همینطور از نظر روحی اگر غذا به او نرسد می میرد. فرقش این است که اگر از نظر جسمی مرد خیلی اهمیت ندارد اما اگر از نظر روحی مرد چنین نیست. قرآن می فرماید: اگر از نظر روحی مرد پست تر از هر حیوانی است و راه جهنم را می گیرد:
ولقد ذرأنا لجهنم کثیراً من الجن والانس لهم قلوب لا یفقهون بها ولهم اعین لا یبصرون بها ولهم اذان لا یسمعون بها اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون(116)
می فرماید اگر غذا به روح نرسید مثل این است که او برای جهنم خلق شده است عاقبتش جهنم است. بعد می فرماید این چشم دارد نمی بیند؛ یعنی حقیقت بین نیست. گوش دارد نمی شنود. و زبان دارد اما حق نمی گوید. دل دارد اما نمی فهمد. بعد می فرماید این از حیوان پست تر است؛ مثل کرم ابریشم در غفلت خود می تند تا بمیرد. اولئک هم الغافلون.
اگر انسانی که غذا به روحش نرسیده و این روح مرده است شبانه روز بخاطر آنچه که این آیه شریفه بیان کرده گریه کند جا دارد. در آیه دیگری شدیدتر از این می فرماید:
ان شر الدواب عند الله الصم البکم الذین لایعقلون(117)
پست تر از هر جنبنده ای کسی است که روحش مرده باشد آن کسی که عقل دارد تعقل ندارد؛ فکر دارد تفکر ندارد؛ یعنی روح او مرده است. و نظیر این آیات در قرآن فراوان است که اگر انسان از نظر روحی مرد خیلی وضع خطرناکی پیدا می کند و اگر غذا به او نرسید می میرد. چنانچه گاهی این جسم مریض می شود و مریضی برای انسان سخت است بقول پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله):
نعمتان مکفورتان الامن و العافیة(118)
دو نعمت برای انسانها مجهول است سلامتی و امنیت.
راستی دو نعمت بزرگی است. انسان اگر مریض شود از همه چیز عقب می ماند. اما گاهی جسمش سالم است روح مریض است. بقول قرآن شریف فی قلوبهم مرض دل مریض است؛ روح مریض است. اگر روح مریض شد قرآن می فرماید: باندازه ای وضعش خطرناک است که در مقابل قرآن قد علم می کند. در مقابل پیغمبر و ائمه طاهرین (علیهم السلام) قد علم می کند و گفته های قرآن را برای خودش و بر نفع خودش توجیه می کند. در اول سوره آل عمران می فرماید: این قرآن محکمات دارد؛ متشابهات دارد.
فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تاویله(119)
اما آنهائی که مریضند دنبال متشابهات قرآنند برای این که یک فتنه ای ایجاد کنند یا بر نفع خودشان قرآن را تفسیر کنند. این طرف آن طرف می گردند یک روایتی پیدا کنند بر نفع خودشان تفسیر کنند. این طرف آن طرف می گردند یک کلامی از بزرگان پیدا کنند بر نفع خودشان توجیه کنند. و بالاخره وقتی که روح مریض باشد این دیگر مثل مرض جسم نیست این دیگر طوری مریض است که با قرآن می جنگد. لذا قرآن می فرماید من شفا هستم اما برای مریضهای روحی جز خسارت چیزی ندارم.
وننزل من القرآن ما هو شفاء ورحمة للمؤمنین ولا یزید الظالمین الا خساراً(120)
من شفا و رحمتم؛ اما برای ظالم (برای آن کسی که مرض دارد) جز خسارت چیزی ندارم. خربزه و گلابی خیلی خوب است اما کسی که مثلاً زخم معده دارد آن را بخورد، اگر خونریزی معده نکند لااقل یک درد دلی باید بکشد. آیات قرآن خیلی جاذبه دارد خیلی مفید است اما اگر کسی مرض روحی داشت نظیر همان گلابی است برای زخم معده و لذا آیه برای او ضرر دارد ولا یزید الظالمین الا خساراً بنابراین اگر کسی روحش مریض باشد، اگر کسی غذا به روحش نرسد و روحش بمیرد این وضع خطرناکی پیدا می کند؛ این یک بعدی می شود؛ اما یک بعدی خطرناک. مثل گوسفند نیست که یک بعدی باشد اما مفید؛ بلکه برای مردم نظیر میکروب سرطان است یک بعدیی است که برای مردم خیلی خطر دارد. آدمی که روحش بمیرد نه فقط برای خودش که برای جامعه هم خطر دارد؛ برای زن و بچه اش هم خطر دارد. لذا چیزی که باید به آن توجه داشته باشیم نیازهای معنوی در خانه است. باید شوهر مواظب باشد خانمش از نظر معنویت و کمال بالا رود. خانم مواظب باشد زمینه را برای معنویت شوهرش فراهم کند. آقا و خانم هر دو مواظب باشند معنویت بچه ها بالا رود. مواظب روح بچه ها باشند که خدای ناکرده مواظبت از جسم بچه ها بکنند ولی به روحشان کم اهمیت دهند دارند سگ درنده پرورش می دهند؛ دارند میکروب سرطان برای جامعه پرورش می دهند. غذای روح چیست؟ نماز، روزه، قرائت قرآن، راز و نیاز با خدا، بیداری در دل شب، رابطه با خدا. اگر یک خانمی نماز نخواند یا بد بخواند وای به آن خانه؛ وای به این خانم و وای به شوهرش. برای این که قرآن شریف می فرماید:
یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم واهلیکم ناراً وقودها الناس والحجارة(121)
آقا! که ایمان داری! خود و زن و بچه ات را از آتش جهنم نجات بده آن آتش جهنمی که هیزمش خودت هستی؛ صفات رذیله و دل سنگ تو است. این آیه می فرماید: مرد باید نماز بخواند و باید مواظب باشد خانمش هم نماز بخواند رابطه با خدایش محکم باشد. زن و مرد باید در خانه قرآن بخوانند؛ اهل دعا باشند؛ بیداری در دل شب داشته باشند؛ نماز اول وقت داشته باشند. و اگر زن و شوهر نماز اول وقت نداشته باشند بدانند کم کم از نظر معنوی می میرند. یعنی وقتی این نیاز معنوی برآورده نشد، این که کسی چند روزی غذا نخورد می میرد، کسی هم که چند روزی غذای معنوی نخورد روح او می میرد. و این جاست که پای همه لنگ است. یعنی این حساب نیاز مادی، نیاز عاطفی، نیاز جنسی نیست. این حساب جداگانه ای دارد بطوری که صد و بیست و چهار هزار پیغمبر با کتابهای خود برای آن آمدند و تبلیغ کردند و آن همه صدمه را خود و اوصیائشان خوردند تا معنویت انسانها را بالا ببرند. در زیارت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) می خوانید:
اشهد انک قد اقمت الصلاة وآتیت الزکاة وامرت بالمعروف ونهیت عن المنکر(122)
ابا عبدالله(علیه السلام) در روز عاشورا که خیلی از اصحابش کشته شده بودند وقتی ظهر می شود آن صحابی می گوید ظهر است می خواهیم نماز بخوانیم. اباعبدالله(علیه السلام) بر افروخته می شود تبسم می کند و می گوید خدا تو را از نماز گزارها قرار دهد. تیر مثل باران می بارد اما وسط میدان نماز می خواند.
خدا نکند در خانه ای نماز نباشد. خدا نکند معنویت در خانه ای نباشد که این خانه پر از میکروب است پر از درنده است نه آدم. گرچه از نظر صورت زیبا باشند؛ از نظر منزل عالی باشند؛ از نظر لباس شیک باشند اما بدانید اینها درنده اند و یکوقتی هم العیاذ بالله به یک جاهای باریکی می رسند. قرآن می فرماید:
فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیاً(123)
آن کسانی که نماز می خوانند اما بد نماز می خوانند، آن کسانی که از هوی و هوس و شهوات متابعت می کنند حتماً گمراهند. غی یعنی گمراهی. این سوف در آیه از نظر ادبیسوف ی تحقیقی است. فسوف یلقون غیا یعنی حتماً اینها گمراهند. بله کسی که از راه مستقیم منحرف شود از جهنم سر در می آورد و جای او یکی از چاه های جهنم بنام غی است که روایت هم به آن اشاره دارد. اگر نماز را ضایع کنیم یعنی دختر خانم شما نماز می خواند اما آخر وقت و تعجیلی. زنگ خطر به این دختر خانم بزنم؛ زنگ خطر به پدر و مادرش که این دختر گمراه است؛ دست عنایت خدا بر سر او نیست و اگر دست عنایت خدا بر سر کسی نباشد بعضی اوقات به یک گمراهیهای عجیبی می رسد.
فخر رازی در تفسیر سوره والعصر روایتی نقل می کند خیلی تکان دهنده است می گوید: یک زنی دیوانه وار نزد پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) آمد و گفت یا رسول الله گناه بزرگی کردم زن شوهردار بودم زنا دادم آبستن شدم؛ بعد که زائیدم بچه را در خمره سرکه خفه کردم و آن سرکه های نجس را به مردم فروختم.
ببینید چقدر گناه بزرگی است! راستی اگر دست عنایت خدا بر سر انسان نباشد یکوقت چطور گمراه می شود؛ چه بدبختیها دامنگیرش می شود. غرض این جمله است که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود گمانم که تو نماز عصر را ترک کردی. یعنی این بدبختی به خاطر این است که دست عنایت خدا از سر تو برداشته شد؛ به خاطر این است که به نمازت بی اعتنائی کردی و الا اگر کسی نمازش را مرتب و بموقع بخواند نماز دستش را می گیرد و نمی گذارد به این بدبختیها گرفتار شود. دختر خانم ها! اگر می خواهید خوشبخت شوید، پسرها! عزیزان من! اگر می خواهید خوشبخت شوید اهمیت به نماز بدهید آن هم نماز اول وقت، نماز با تعقیبات، نماز جماعت، نماز مؤدب. دختر خانمها سجاده داشته باشند؛ چادر سرتاسری داشته باشند؛ بسیار مؤدب در مقابل خدا بایستند تا خوشبخت شوند. بالاخره اگر معنویت در خانه نباشد و این نیاز در خانه برآورده نشود این خانه وضع خطرناکی دارد. همچنین است اگر روح مریض باشد. چه چیز روح را مریض می کند؟ گناه. قرآن گاهی اسم آن را مرض می گذارد:
فی قلوبهم مرض گاهی می فرماید زیغ : فاما الذین فی قلوبهم زیغ. گاهی می فرماید ران: بل ران علی قلوبهم. همه یک معنی دارد و آن این است که گناه دل را سیاه می کند؛ مریض می کند؛ دل زنگار بر می دارد. وقتی دل مریض شد اول مصیبتش این است که دیگر از عبادت لذت نمی برد بلکه از گناه لذت می برد. اگر در جلسه ما کسی هست که از نماز لذت نمی برد و نماز برایش سنگین است، اگر در جلسه ما کسی هست که از چشم چرانی لذت می برد، از گناه لذت می برد، بداند که از نظر روحی مریض است باید معالجه کند. و اگر معالجه نکرد و دل سیاه شد قرآن می فرماید وای به این دل. گاهی سیاه است؛ اما سیاهی آن کم است. گاهی نیمه سیاه است اما یک وقت تمام سیاه می شود. امام صادق(علیه السلام) می فرماید این دیگر رستگار نمی شود. قرآن می فرماید:
افمن شرح الله صدره للاسلام فهو علی نور من ربه فویل للقاسیة قلوبهم من ذکر الله(124)
خوشا به حال آن دلی که رابطه با خدا روشنش کرده است. خوشا به حال آن دلی که نماز و روزه آن را نورانی کرده است. وای به آن دلی که سیاه است یعنی وای به آن دلی که گناه آن را سنگ کرده است؛ سخت کرده است. و بقول قرآن شریف قساوت پیدا کرده است. بترسید از قساوت. چه چیز قساوت می آورد؟ گناه. گناه ولو کوچک اما برای آوردن قساوت خیلی بزرگ است. لذا امام صادق(علیه السلام) می فرماید: وقتی یک گناه کردی یک نقطه سیاه در دلت پیدا می شود اگر توبه نکردی این نقطه سیاه پخش می شود و کم کم همه دل را می گیرد و دیگر رستگار نمی شود.
می دانید از نظر قرآن آن خانه ای که در آن ترانه باشد، جوانی که گوشش پر از ترانه باشد به کجا می رسد؟ آن زن و شوهری که می نشینند و با یکدیگر غیبت می کنند، تهمت می زنند، شایعه پراکنی می کنند چه می شود؟ آن دلی که سیاه باشد، آن دلی که از حرام پر باشد، آن کسانی که ظالم به یکدیگر باشند، به کجا می رسند؟ مهمتر از گناه صفات رذیله است. گناه برای دل خیلی ضرر دارد بقول امام صادق(علیه السلام):
ان العمل السی ء اسرع فی صاحبه من السکین فی اللحم(125)
یک کاردی را در دست، شکم یا کمر کسی بزنید چه طور می شود؟ امام صادق(علیه السلام) می فرماید: خطرناکتر از این ، گناه برای دل است. گناه برای دل خیلی خطر دارد اما خطرناکتر از آن صفات رذیله است صفت رذیله هم داریم به این زودی نمی شود صفات رذیله را ریشه کن کرد. بیست سال خون جگر شبانه روزی می خواهد انسان خودسازی کند تا بتواند درخت رذیله را از دل ریشه کن کند و بیست سال، سی سال خون جگر شبانه روزی می خواهد تا بتواند درخت فضیلت را بجای آن غرس کند و بارور کند. کسی نمی تواند بگوید من صفت رذیله ندارم. وظیفه همه مبارزه با صفات رذیله است و نگذاریم اینها شعله ور شود، طوفانی شود. اگر سیل بیاید با آبادانی چه می کند؟ صفت رذیله برای دل مثل سیل برای آبادانی است بطور کلی معنویت را از بین می برد. صفت رذیله مثل آتش است آن هم نه آتش کم، آتش شعله ور. یک وقت آتش کوچک است شما می توانید براحتی آن را خاموش کنید اما یک وقت خانه آتش گرفته شعله ور شده خاموش کردن چنین آتشی مشکل است. صفت رذیله اگر شعله ور شود، طوفانی شود مثل سیل و آتش بزرگی است که شعله ور باشد و جلوگیری از آن بسیار مشکل است. نگذارید صفات رذیله شما شعله ور شود. مبارزه کنید بچه ها را از همان اول به مبارزه وا دارید. آقا موظف است که با زبان خوش و تسلط بر اعصاب به خانمش بگوید: خانم!حسادت بد است. خیلی بد است اگر کسی حسود شود بعض اوقات دانسته جنگ جمل را به پا می کند جنگ جمل را چه کسی به وجود آورد؟ یک حسود. وقتی به او خبر دادند که عثمان کشته شد. گفت الحمد لله که این روباه شل کشته شد وقتی به او گفتند علی روی کار آمد گفت ای کاش آسمان به سرم خراب شده بود و این حرف را نشنیده بودم. و بالاخره جنگ جمل را یک حسود به وجود آورد. بیست هزار نفر را به کشتن داد تا آتش حسادتش خاموش شود.
خانم به آقا بگوید: آقا! اگر پول پرست شدی، ریاست طلب شدی جنگ جمل را به پا می کنی. علی را می شناسی؟ علی کیست؟ آن کسی که طلحه و زبیر او را بهتر از من و شما می شناختند، زیرا این دو می دانستند که علی در دامن پیغمبر بزرگ شده است می دانستند که بیش از صد آیه قرآن درباره امیرالمؤمنین(علیه السلام) است. اما اینها پول می خواستند و امیرالمؤمنین به آنها نداد. ریاست می خواستند امیرالمؤمنین آنها را لایق ریاست نمی دانست همینها رفتند و توطئه کردند و جنگ جمل را به وجود آوردند که چه مصیبتها برای مسلمانان داشت. اگر از شما بپرسند که جنگ جمل را چه کسی بر پا کرد بگوئید: حسادت، پول پرستی، ریاست طلبی.
ابن ملجم وقتی علی را می کشد قربة الی الله می کشد. اگر بپرسند علی را چه کسی کشت بگوئید: لجوج. و الا علی(علیه السلام) کسی نیست که او را نشناسند همین ابن ملجم پای منبر پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) بود که می فرمود:
یا علی انت وشیعتک هم الفائزون
همین ابن ملجم پای منبر پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) بود که فرمود:
یا علی لو وازن ایمانک ایمان اهل السموات و الارض لیزید ایمانک ایمانهم
اگر ایمان تو را یک طرف، ایمان جن و انس و ملائکه و عالم وجود را یک طرف بگذارند ایمان تو بر ایمان همه اینها می چربد.
خانم! مواظب باش لجوج نباشی و الا این گونه می شوی. آقا! مواظب باش لجوج نباشی و الا این گونه می شوی. آقا! انتقاد کن و بالاتر از آن انتقادپذیر باش. اگر انتقادپذیر نباشی، اگر حرف پذیر نباشی کار به این جا می کشد که حرف هیچ کس را نمی شنوی جز هوی و هوس. برای چیز دیگری ارزش قائل نیستی. جز به القائات شیطانی گوش نمی دهی.
سفارشی که در آخر بحث به خانمها و آقایان دارم این است که نیاز معنوی خانه را مواظب باشید. بعضی آقایان از نظر نیاز مادی هر طور باشد ولو العیاذ بالله از راه حرام، زن و بچه را در رفاه می گذارند اما همین احمق دخترش، پسرش، نماز نمی خواند همین احمق این همه صدمه می کشد اما زنش هم دشمن اوست برای این که کمبود محبت دارد. همین آقا این همه صدمه می خورد زن و بچه اش را در رفاه می گذارد اما مواظب معنویت آنها نیست و چون معنویت در خانه اش نیست خانه اش سلول است و بقول قرآن شریف خانه اش تاریک است. تاریک است. تاریک. وحشتناک است. وحشتناک است. وحشتناک.
او کظلمات فی بحر لجی یغشیه موج من فوقه موج من فوقه سحاب ظلمات بعضها فوق بعض(126)