فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 1

آیت الله حسین مظاهری‏‏

جلسه چهاردهم

فصل پنجم

ب - موارد جلب محبت:
فصل پنجم بحث ما درباره محبت و رحمت بود عرض کردم دو بحث باید داشته باشیم یک بحث درباره چیزهائی که محبت را از بین می برد که در این باره صحبت کردم بحث دوم که بحث امروز است این است که چه اموری موجب جلب محبت می شود یعنی زن و شوهر در خانه چه کنند تا آن محبت طبیعی رو به ازدیاد باشد ولو پیر شده باشند اما محبت در خانه آنها حکمفرما باشد ولو زن، بچه های زیادی داشته باشد، عروس داشته باشد، داماد داشته باشد اما محبت به شوهرش از همه مقدم باشد جمله ای در این باره عرض کنم و این جمله سرمشق زندگی همه شما باشد تا ان شاءالله از آن نتیجه بگیریم.

بزرگهای کوچک نما

روانشناسها یک جمله ای دارند به نام کوچکهای بزرگ و این جمله یک لطافت خاصی دارد. می دانید علم روانشناسی یک علم خاصی است و یک لطافت مخصوصی دارد؛ مخصوصاً بعضی از جملاتش از یک لطافت خاصی برخوردار است. این جمله، جمله کوچکهای بزرگ، معنایش این است ولو این که بعضی چیزها به نظر کوچک می آیند اما برای کوبیدن شخصیت خیلی بزرگ است؛ برای از بین بردن محبت خیلی بزرگ است؛ و یا بعکس برای شخصیت دادن به انسان خیلی بزرگ است؛ برای ازدیاد محبت خیلی بزرگ است.
1- رعایت نظافت و پاکیزگی
یکی از چیزهائی که در اسلام خیلی بر آن تأکید شده است مسئله نظافت است. یک انسان باید در خانه اش نظیف باشد؛ در کوچه و مجامع عمومی نظیف باشد؛ وقتی وارد اجتماع می شود متزین و با نظافت باشد. گاهی می بینیم یک افرادی مراعات این نکته را نمی کنند مثلاً مسواک نمی زنند؛ پای آنها بوی عرق می دهد باید هر روز بشوید نمی شوید؛ جوراب او چرکین است؛ بوی کثافت می دهد؛ باید هر روز عوض کند نمی کند؛ یقه کت او لباس او چرکین است اهمیت نمی دهد. این بحسب ظاهر یک امر کوچکی است اما همین امر کوچک برای کوبیدن شخصیت خیلی بزرگ است یعنی وقتی کسی دید دهان شما بو می دهد، جوراب شما بو می دهد یک نفرتی نسبت به شما پیدا می کند حتی بعضی اوقات در دل به شما لعنت می کند که چرا با این حال به مسجد آمدی. چرا با این حال در اجتماع آمدی. کسی یقه کتش چرکین باشد و چرکش نمایان باشد ممکن است برای او ساده باشد اما برای کوبیدن شخصیت او بسیار بزرگ است و یکی از مصیبتهای بزرگی که به نام حزب اللهی پیدا شده بی اعتنائی به کوچکهای بزرگ است. یکوقتی در زمان طاغوت جوانها بنام هیپی گری و بیتل گری یک کارهای زشتی انجام می دادند و شخصیت اجتماعی خود را از بین می بردند موی ژولیده، لباس چرکین، حتی پای برهنه یا کفش بسیار کثیف داشتند اینها را در انقلابمان هم می بینیم. بعضی اوقات به نام حزب اللهی کفشهایش باندازه ای کثیف است که گردهای روی آن نمایان است. یک کتی، اورکتی پوشیده است؛ سر و رویش ژولیده مثل آن درویشهای ژولیده بعد هم اسمش را می گذارد حزب اللهی؛ و این حزب الشیطانی است نه حزب اللهی؛ زیرا اگر حزب اللهی باشد الله می فرماید مرتب و منظم باشید.
پیغمبر اکرم وقتی می خواستند وارد اجتماع شوند حتماً در آئینه نگاه می کردند خیلی مرتب، منظم، لباس بسیار تمیز، از نظر قیمت، لباس گرانقیمت نبود این را اسلام اهمیت نمی دهد اما از نظر نظافت بسیار اهمیت می دهد. بعض اوقات خانم در خانه ژولیده است. شوهر وارد خانه می شود می بیند این زن به اندازه ای بی اعتنا به شوهر است حتی موهایش را شانه نکرده است تا چه رسد تزیین کند. این ممکن است از نظر خانم مخصوصاً این که بچه دارد، عروس دارد، داماد دارد، پسر بزرگ دارد ساده تلقی شود اما برای سلب محبت، بی اعتنائی شوهر به او، آوردن هوو سر او بسیار بزرگی است. کوچک اما از جهتی بزرگ، و اتفاقاً ما همه و همه مخصوصاً مقدسها به این کوچکهای بزرگ اعتنا نداریم. زنهای مقدس با این توجیه که در مقابل بچه های بزرگ نمی شود این کارها را کرد خود را منفور شوهر می کنند یا مثلاً آقا مسواک نمی زند آن مسواکی که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرماید اگر کسی مسواک بزند و نماز بخواند نمازش هفتاد برابر است؛ آن مسواکی که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرمود اگر نمی ترسیدم که مشقت داشته باشد واجب می کردم یعنی زمینه وجوب دارد بی اعتناست دهانش بو برمی دارد وقتی کنار همسرش می خوابد دفعه اول، دفعه دوم، دفعه دهم صبر می کند اما کم کم نق نق او بلند می شود و اگر بلند نشود این بوی دهان محبت را از دل زن می برد و بعکس اگر دهان خانم بو بدهد محبت را از دل شوهر می برد. ننگ است برای خانم که بدن او بو بدهد هم ننگ عرفی و هم ننگ شرعی. ننگ است که یک مرد در منزل نظیف نباشد، در خانه باید انسان نظیف باشد چنانچه در اجتماع باید نظیف باشد و باندازه ای این نظافت اهمیت دارد که منسوب به پیغمبر(صلی الله علیه و آله) است که فرمود:
النظافة من الایمان
اگر مسلمان را می خواهی بشناسی ببین نظیف است یا نه اگر نظیف نیست اسلامش ناقص است و از نظر روانشناسها این از همان کوچکهای بزرگ است.
2- اظهار کردن دوستی
از جمله ما در روایات داریم که اگر مسلمانی دا دوست داری به او بگو(105). یا حتی در روایات می خوانیم به خانمت اظهار کن من تو را دوست دارم. خانم به شوهرش بگوید من تو را دوست دارم.
پیغمبراکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: اگر مردی به زنش بگوید من تو را دوست دارم هیچ گاه از قلبش بیرون نمی رود.(106)
این گفتن بحسب ظاهر یک امر عادی است خیلی از شماها هم نمی گوئید. با فرضی که خانم شوهرش را دوست دارد یا شوهر خانمش را دوست دارد اما این که هر روز یا هر هفته یا لااقل ماهی یک مرتبه بگوید خانم من تو را دوست دارم بی اعتناست. اصلاً بعضی خانمها خجالت می کشند این جمله را بگویند. این سلام علیکم و تعارفات برای همین است. وقتی که به یکدیگر می رسید سلام کنید با هم گرم بگیرید؛ احوالپرسی کنید؛ اظهار ارادت کنید زیرا سلام می خواهد در بین مسلمانها محبت باشد. این که می بینید اسلام برای رفت و آمد خویشان تأکید کرده است، قطع رحم را از گناهان بسیار بزرگ حساب کرده و نرفتن، تماس نگرفتن را مبغوض دانسته است برای این است که این رفت و آمدها محبت را زیاد می کند. از زنها، مردها تقاضا دارم که اظهار محبت کنید.
یعنی هر روز با تبسم، با نشاط بگو خانم من تو را دوست دارم خانم با تبسم بگوید، با نشاط بگوید دنیا یک طرف تو هم یک طرف من تو را قبول دارم ولو دنیا را به من بدهند من تو را نمی دهم همه فدای تو. این کوچک است اما از نظر جلب محبت بسیار بزرگ است.
در روایات می خوانیم که زن قبل از ورود شوهر خود را تزیین کند لباسهائی که شوهرش دوست دارد بپوشد سفره را پهن کند حتی بشقاب و قاشق و هرچه سرد نمی شود در سفره بگذارد بچه ها را تمیز و ساکت کند، محیط را آرام کند مهیا باشد برای آمدن شوهر.
در روایات می خوانیم وقتی شوهر در زد بچه پشت در نرود. یعنی در بازکن در را باز نکند؛ بچه در را باز نکند؛ خودش در را باز کند؛ سلام کند؛ تبسم کند؛ بگوید؛ بشنود؛ بخندد؛ و او را به کنار سفره ببرد؛ و این غذا برای این مرد و زن لذیذ باشد. ممکن است این مسائل در نزد ما کوچک باشد. اصلاً ممکن است خانمها اعتراض کنند اینها چی است زیرا مردها را پرتوقع بار می آورد. بله اینها کوچک است اما برای بالا بردن شخصیت، جلب محبت بسیار عالی است. و با این برخوردها شوهر هرچه بد باشد اگر امروز خوب نشود فردا می شود اگر این ماه دست از بداخلاقی خود بر ندارد ماه دیگر برمی دارد.
3- بردن هدیه به خانه
در روایات می خوانیم مرد وقتی می خواهد وارد خانه شود یک هدیه ولو کوچک تهیه کند. غم و غصه ها را در خارج از خانه بریزد وقتی خانم در را باز کرد، سلام کرد، سلام کن بلکه تو زودتر سلام کن، تبسم کن، آن هدیه را به او بده، اگر چیزی خریدی به او بده و یک خسته نباشی یک آفرین به خانمت بگو. وقتی نشستی سر سفره، خورده و نخورده تشکر کن، ولو این که غذا مطلوب تو نباشد اما یک بارک الله یک آفرین به او بگو، این ممکن است بحسب ظاهر ساده باشد اما کوچک بزرگ است و برای جلب محبت خیلی بزرگ است. تمام خستگی ها، بی نشاطی ها از دل زن بیرون می رود. این چنین نمی کنیم لذا خانه ها سرد است. وقتی محاسبه می کنیم می بینیم این سردی را خانم بوجود آورده. معلوم است وقتی که آقا وارد خانه بشود و ببیند خانمش تزیین نکرده بلکه باید اول کفاره بدهد بعد در صورت او نگاه کند وقتی که خانم ببیند آقا وارد خانه شد و باندازه ای عبوس و اخمو است که نمی شود به او نگاه کرد معلوم است که محبت هم که داشته باشد با ماه اول، ماه دوم از بین خواهد رفت. معلوم است آقای گرسنه وقتی بیاید داخل خانه قبلاً هم گفته خانم! من که آمدم ناهار موجود باشد، روز اول، ماه اول، سال اول، سال دوم می آید و بانتظار غذا گرسنه می نشیند بعد هم یک غذای سوخته بدرد نخوری مقابل او می گذارد و می گوید آش خاله ات است بجای هدیه که مرد باید برای خانمش ببرد، بجای این که گلی به گل بدهد وقتی وارد خانه می شود یک زخم زبان به زنش می زند یک تندی، یک داد. این کوچک است از نظر او اما از جهت این که محبتش را از دل ببرد بسیار بزرگ است و نظیر این کوچکهای بزرگ زیاد داریم.
اگر راستی استحکام محبت در خانه و خانواده می خواهید باید این کوچکهای بزرگ را مراعات کنید.