فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 1

آیت الله حسین مظاهری‏‏

شاخه های خودپسندی:

1- مراء و جدال
یکی از شاخه های خودپسندی مراء و جدال است. مراء و جدال یعنی انسان بخواهد حرفش را بر کرسی بنشاند که این در میان مردم زیاد دیده می شود مخصوصاً در میان بی سوادها. زور می گوید اما می خواهد این زورش را به کرسی بنشاند. مزخرف می گوید اما می خواهد آن را به دیگری تحمیل کند. مراء و جدال یعنی حرف را بردن و آوردن! مرتب بگوید دو دفعه بشنود و بگرداند دو مرتبه بگوید و کوتاه نیاید. گناه این کار بزرگ است باندازه ای که ابو درداء می گوید: ما دو سه نفر بودیم که در دین مراء و جدال می کردیم یعنی می خواستیم حرف خودمان را در مورد اسلام به کرسی بنشانیم. پیغمبر(صلی الله علیه و آله) رسیدند و دیدند ما مراء و جدال می کنیم رنگ مبارکشان تغییر کرد ابو درداء می گوید من این گونه غضبی از پیغمبر(صلی الله علیه و آله) ندیدم بعد فرمودند: مراء و جدال از مسلمان نیست آنهایی که مراء و جدال در زندگیشان وجود دارد من شفاعتشان نمی کنم بعد فرمودند: اول چیزی که به من دستور داده شد که از آن نهی کنم بعد از شرک و بت پرستی مراء و جدال است.
انصافاً روایت خیلی تند است و این درد بی درمانی است که صدی نود داریم اگر بیشتر نباشد، قرآن می گوید مراء و جدال از آن شیطان است که به تو وسوسه می کند.
ان الشیاطین لیوحون الی اولیائهم لیجادلوکم(101)
شیطان دوستان خود را به مراء و جدال با شما وا می دارد لذا هر کس در زندگی مراء و جدال دارد بداند شیطان دوست او، و او دوست شیطان است و بدان که مراء و جدال کار شیطانی است نه کار رحمانی. مراء و جدال بد است اما آن که بدتر است مراء در خانه است یعنی مراء زن با شوهر و شوهر با زن. خانم در مقابل شوهرش قد علم می کند تا حرفش را به کرسی بنشاند یا آقا در مقابل خانمش می خواهد بگوید. من، یعنی با مراء و جدال محبت را می برد. لذا مخصوصاً از خانمها تقاضا دارم در زندگی مراء و جدال نداشته باشید نخواهید در مقابل شوهر حرفتان را به کرسی بنشانید و اگر دیدی شوهرت زور می گوید کوتاه بیا. از آقایان هم تقاضا دارم اگر می بینی همسرت جاهلانه می خواهد حرفش را به کرسی بنشاند کوتاه بیا ساکت شو.
پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: در مراء و جدال هرکه کوتاه بیاید خدا سه باغ در بهشت به او می دهد یکی رضوان الله و دیگر عدن و آن دیگری بهشت معمولی.
2- لجاجت
یکی دیگر از شاخه های منیت لجاجت است بعضی از این زنها لجوج هستند باندازه ای که بقول مردم پایش روی مار است بر نمی دارد و بعضی از مردها لجوج هستند باندازه ای که حاضر است در چاه بیفتد اما دست از کارش برندارد و این لجاجت خیلی خطرناک است. قرآن می فرماید : مردم دو قسمند: یک قسم افرادی که زیر بار حق می روند حق یابند وقتی حق را می بینند گریه شوق می کنند.
واذا سمعوا ما انزل الی الرسول تری اعینهم تفیض من الدمع مما عرفوا من الحق(102)
دسته دیگر کسانی هستند که اگر حق را ببینند زیر بار نمی روند حاضرند سنگی بر سر آنها بیاید آتشی آنها را بسوزاند اما زیر بار نمی روند.
واذ قالوا اللهم ان کان هذا هو الحق من عندک فامطر علینا حجارة من السماء او ائتنا بعذاب الیم(103)
این ظاهراً زبان حال است که قرآن نقل می کند نه زبان قال. می فرماید یک دسته ای هستند که زیر بار حق نمی روند وقتی حق را می بینند می گویند خدایا ما حاضریم آتشی، سنگی از آسمان بیاید ما را نابود کند اما نگوئیم بله و زیر بار برویم.
بعضی از خانمها لجوجند هرچه می گوئی زیر بار نمی روند حق و حقیقت را نمی پذیرند اصلاً گوش نمی دهند چنانچه بعضی از مردها این گونه هستند که اصلاً گوش نمی دهند که او چه گفت. خانمش ده دقیقه، یک ربع با او صحبت کرده بعد اگر از این آقا بپرسند این خانم چه گفت نمی تواند جواب بدهد ولی مرتب می گوید نه. نه. به این آقا می گویند آقا که گفتی نه چه گفتم که گفتی نه؟ می گوید نه. این که گفتی نمی کنم چی گفتم که نمی کنی؟ می گوید نمی کنم. بعضی این گونه اند.
استثمارگری، استعمارگری، خیلی بد است زیرا گناهش برده گیری فردی است، برده گیری اجتماعی است خدا لعنت کند انگلیسی ها را که این برده گیری اجتماعی را آوردند. از اول هم بوده اما در این اواخر این انگلیسیها و بالاخره الان دنیای روز مخصوصاً امریکا و شوروی اینها برده گیری اجتماعی دارند و عملی بد و دارای گناهی بزرگ است. امریکا و شوروی در قعر جهنمند زیرا استعمارگرند و استثمارگر جایش در قعر جهنم است اما یکجا استعمارگری خوب است یک آقا بتواند دل خانمش را تسخیر کند خوب است باید زن و شوهر یکدیگر را تسخیر کنند. اگر این مملکت را تسخیر کردند خیلی خوب است. بدا به حال آن خانمی که نداند چگونه شوهرش را استعمار کند یعنی حکومت بر دل شوهر داشته باشد و از جمله چیزهائی که نمی گذارد زن بر دل شوهر حکومت کند لجاجت است، از جمله چیزهائی که نمی گذارد زن متابعت از شوهر کند لجاجت است و تقاضا دارم این لجاجت در زندگی شما نباشد و اگر خدای ناکرده بچه هایتان لجوج هستند بدانید مریضند و باید آرام آرام او را از لجاجت نجات دهید امیدوارم خودتان لجوج نباشید و اگر بچه لجوج دارید او را نجات دهید.
3- توقعات بیجا
یکی از شاخه های دیگر منیت پرتوقعی است. روانشناسها یک جمله ای دارند عالی است می گویند مثالهای جامعه آئینه فکر جامعه است. داستانهائی که در جامعه دیده می شود حتی مثل قضیه فرهاد و شیرین، لیلی و مجنون که افسانه ای بیش نیستند و خیلی بزرگش کردند اینها فکر جامعه را نشان می دهد مثلی است که در میان زنها مشهور است می گویند گوشت نیاورده کوفته می خواهد. راستی بعضی مردها گوشت نیاورده کباب می خواهند. بعضی از زنها توقعشان زیاد است می داند که شوهر نمی تواند آنها را اداره کند مثلاً حقوقش پنج هزار تومان است. شب عید که می شود یک پیراهن پنج هزار تومانی از شوهر می خواهد هرچه شوهر می گوید حقوقم پنج هزار تومان است نمی توانم، قبول نمی کند. توقع بیجا نداشته باشید باندازه دخلتان خرج کنید. باندازه ای که به منزل می برید توقع داشته باشید. گوشت نبرده کباب نخواهید کوفته هم نخواهید آبگوشت هم نخواهید. از خانمها تقاضا دارم از مردی که کم درآمد است توقع نداشته باشید که شب عید مثل دیگران اداره کند. بعضی از اداری ها در زمان ما از هر کارگری فقیرترند حالا یک خانم برای این که شوهرش اداری است رئیس است خیال می کند باید فرش را عوض کند هرچه می گوید ندارم می گوید همین است که هست. این پرتوقعی ها گناهش بزرگ است باندازه ای که اگر زنی به شوهرش تحمیل کند اگر مردی بر زنش تحمیل کند چیزی را که قدرت ندارد در روز قیامت خداوند تبارک و تعالی چیزی را که طاقت ندارد بر او تحمیل می کند.آتش جهنم مشکل است و جای آدمهای پرتوقع در آتش جهنم است؛ البته اگر بدون توبه از دنیا برود. آن زنی که خجالت بدهد به شوهرش، می بیند که شوهرش ندارد و خجالتش می دهد باندازه ای گناهش بزرگ است که در روز قیامت خدا اول آبروی این زن را می برد، و شما عزیزان می دانید که آبرو خیلی ارزش دارد. کسی می گفت امام حسین(علیه السلام) همه چیزش را در راه خدا داد جز دو چیز یکی دین و دیگری آبرو. آبرو خیلی ارزش دارد مخصوصاً آبروی مرد پیش زنش خیلی اهمیت دارد. از خانمها تقاضا دارم آبروی همسرتان را در خانه نبرید توقعهای بیجا نداشته باشید. زن در نزد شوهر می خواهد محترم باشد تقاضا دارم این احترام را نگهدارید این شخصیت را نشکنید و توقعهای بیجا از خانمتان نداشته باشید. بچه داری، شوهرداری، خانه داری خیلی مشکل است. وظیفه خانم که ان شاءالله درباره اش صحبت خواهم کرد این است که نظیف باشد هم خودش و هم بچه هایش و خانه داری کند. وظیفه خانم این است که شوهر هنوز نیامده مهیا باشد. سفره را پهن کند تا شوهر می رسد یک پذیرائی کاملی از او بکند. خوب این وظیفه خانم است حالا یک روز آمدی و چای آماده نبود آماده کن. دیدی غذا پخته نشده بپز و بالاخره تقاضا دارم از یکدیگر توقع بیجا نداشته باشید تحمیل بر یکدیگر نکنید بعنوان مثال ماشین شما دو تن بار حمل می کند شما پنج تن در آن بگذارید ممکن است دو فرسخ راه برود اما بالاخره می ماند تحمیل زن بر مرد یا مرد بر زن مثل این است که بخواهند به ماشین دو تنی پنج تن بار بزنند، بالاخره می ماند اعصابش کوبیده می شود وای به حال آن خانمی که اعصابش کوبیده شده، وای به حال آقائی که نشاط ندارد. بقول موسی بن جعفر(علیه السلام) نه دنیا دارد نه آخرت. پس یکی از میوه های تلخ منیت تحمیل زن و شوهر بر یکدیگر و توقع بیجای از یکدیگر است.
4- انتقاد ناپذیری
یکی از شاخه های منیت عدم پذیرش انتقاد است و تقاضا دارم از خانمها به این جمله توجه بیشتری داشته باشند که اسلام غیبت ندارد اما انتقاد دارد. عیب گوئی پشت سر و جلوی رو بطور مسخره خیر، ولی انتقاد سازنده بله. مثل آئینه عیب را نشان دهید. امام صادق(علیه السلام) که بی عیب و نقص است می فرماید:
احب اخوانی الی من اهدی عیوبی الی(104)
انتقاد لازم است اما لازمتر انتقادپذیری است که در این رابطه مشکل داریم یعنی بعضی اوقات آقا نواقص خانمش را می گوید اما لازمتر انتقادپذیری است خانم بگوید چشم اما نه چشم زبانی بلکه چشم عملی یعنی فردا تغییر بدهد. یک آقا در خانه بداخلاق است با بچه ها نمی سازد، فحش می دهد وظیفه خانم این است که با تسلط بر اعصاب با احترام بگوید این برخوردها بچه ها را عقده ای می کند و بیچاره می شوند این انتقاد زن. ولی لازمتر آقا باید بگوید چشم یعنی چشم عملی. ما بجای انتقاد در خانه داد و فریاد می کنیم، انتقادپذیری هم توی خانه ما نیست مخصوصاً از طرف زنها و این بسیار خطرناک است خطرش همین است که محبت زن را از دل شوهر می برد. محبت شوهر را از دل زن می برد. وقتی که ده مرتبه مرد گفت و زن نپذیرفت دیگر نمی گوید. جوش می خورد، حرص می خورد محبتش کم کم آب می شود وقتی ده مرتبه خانم گفت و شوهر نپذیرفت دیگر نمی گوید اما حرصش را می خورد آن حرص مثل آبی که نمک را آب می کند محبت را از بین می برد.

جلسه چهاردهم

فصل پنجم

ب - موارد جلب محبت:
فصل پنجم بحث ما درباره محبت و رحمت بود عرض کردم دو بحث باید داشته باشیم یک بحث درباره چیزهائی که محبت را از بین می برد که در این باره صحبت کردم بحث دوم که بحث امروز است این است که چه اموری موجب جلب محبت می شود یعنی زن و شوهر در خانه چه کنند تا آن محبت طبیعی رو به ازدیاد باشد ولو پیر شده باشند اما محبت در خانه آنها حکمفرما باشد ولو زن، بچه های زیادی داشته باشد، عروس داشته باشد، داماد داشته باشد اما محبت به شوهرش از همه مقدم باشد جمله ای در این باره عرض کنم و این جمله سرمشق زندگی همه شما باشد تا ان شاءالله از آن نتیجه بگیریم.