فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 1

آیت الله حسین مظاهری‏‏

محبت و رحمت در خانه

فصل پنجم بحث ما درباره محبت و رحمت در خانه است. شاید بهتر از این بحث در فصلهای مطرح شده نداشته باشیم و لذا در این موضوع باید بررسی بیشتری داشته باشیم و امیدوارم حضرت بقیةالله (عج) لطف فرماید تا ما به مطالب این فصل عمل کنیم.
محبت نظیر قانون جاذبه در این جهان است همان طوری که این جهان پا برجاست روی قانون جاذبه، خانه و خانواده پا برجاست روی محبت و رحمت این جهان از ذره یعنی از اتم تا کهکشانها همه و همه بواسطه قانون جاذبه پابرجا هستند اگر یک لحظه قانون جاذبه از جهان برداشته شود نظم آن به هم می خورد و بطور کلی جهان طبیعت نابود می شود همچنین است محبت در خانه اگر در خانه محبت نباشد نابود شدنی است اگر محبت در خانواده نباشد آن خانواده از هم پاشیده می شود باید بگویم خانه ای که در آن محبت نیست همانند قبری است که در آن عذاب باشد. خانه ای که در آن محبت نباشد زندگی حقیقی در آن نیست بلکه مردگی است؛ مرگ تدریجی است آن هم توأم با شکنجه لذا از الطاف پروردگار عالم این است که وقتی تشکیل خانواده شد محبت طبیعی را عنایت می کند رحمت و دلسوزی طبیعی را عنایت می کند. قرآن می فرماید:
ومن آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة(93)
از نشانه های خدا در این جهان این است که برای مرد زن آفریده است و برای زن مرد آفریده است تا تشکیل خانواده بدهند و برای یکدیگر آرام بخش باشند و برای این تشکیل خانواده بین شما محبت و رحمت قرار داد و کمبودی را که در خانواده است بر طرف کرد. شما می دانید هر بنائی ملاط لازم دارد و نمی شود خانه ای را با سنگ و آجر و آهن تنها بنا کرد بلکه ملاط می خواهد. در بنای خانه ازدواج هم این گونه است. اگر به یاد داشته باشید روزهای اول روایتی را خواندم که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرموده است:
ما بنی بناء فی الاسلام احب الی الله عز وجل من التزویج(94)
هیچ بنائی افضل از تشکیل خانواده نیست. و ملاط این بنا محبت و رحمت است. همان گونه که اگر مصالح ساختمانی ملاط نداشته باشد ویرانه ای بیش نیست اگر در خانواده هم محبت نباشد ویرانه ای بیش نیست.
دو بحث در اینجا مطرح است: یک بحث این است که چه چیزهائی این محبت خدادادی را از بین می برد و دیگر این که چه چیزهائی محبت در خانه را زیاد می کند.
الف - آفات محبت:
1- تند خوئی
اول چیزی که محبت را از خانه می برد و شیشه محبت را می شکند تند خوئی است. اختلاف، تندی، پرخاشگری، شیشه محبت را زود می شکند. اگر زن در مقابل شوهر زبان دراز شد، پرخاشگر شد همان جمله اولش یک ضربه به احساس مرد می زند. اگر مرد تند خو شد همان فریاد او، تندی او، در مرتبه اول یک ضربه به محبت می زند و اگر خدای نکرده این تند خوئی از طرف هر دو ادامه پیدا کند قطعاً شیشه محبت شکسته می شود. و بالاتر بگویم محبت به نفرت مبدل می شود. به سنگدلی و قساوت مبدل می شود. مخصوصاً اگر در تند خوئیها و پرخاشگریها زخم زبان باشد و العیاذ بالله کسی را به رخ او بکشند. یعنی مثلاً زن مردی را به رخ شوهرش بکشد بگوید ببین چه زندگی خوبی دارد، چه مرد خوبی است یا العیاذ بالله مرد زنی را به رخ زنش بکشد بگوید ببین زن همسایه چه زن خوبی است. این جمله باندازه ای کوبندگی دارد که نه فقط محبت را از بین می برد بلکه نفرت می آورد، نه فقط رحمت و دلسوزی را از بین می برد که قساوت و سنگدلی می آورد. باید مواظب باشیم این گونه امور در زندگی ما نباشد.
2- فحش و کتک
اما مسئله فحش و ناسزا و کتک اصلاً مربوط به بحث ما نیست و تکرار می کنم که اگر در زبان مردی و یا زنی العیاذ بالله فحش باشد این مرد و زن شخصیت ندارد. خدا و پیغمبر خدا و ائمه طاهرین با آنها قهرند.
شخصی رفیق همیشگی امام صادق(علیه السلام) بود هر کجا امام صادق(علیه السلام) می رفت دنبال او بود. روزی امام(علیه السلام) در راه بود و او هم دنبال امام صادق(علیه السلام)، غلام این مرد عقب ماند صدایش کرد غلام نشنید مرتبه دوم صدا زد غلام نشنید و جواب نداد مرتبه سوم عصبانی شد گفت یابن الفاعله با تو هستم یعنی ولد زنا. همین که ناسزا و فحش به زبان این مرد آمد امام(علیه السلام) ایستاد و دست به پیشانی مبارک زد یعنی عزا شد سپس گفت: سبحان الله، به مادرش تهمت زنا زدی؟ من تا الان تو را آدم با ورعی می دانستم ولی الان معلوم شد که چنین نیست. گفت یابن رسول الله مادرش سندی و مشرک است. امام(علیه السلام) فرمود مگر نمی دانی که هر قومی برای خودش قانون ازدواج دارد؟ دیگر حق نداری با من باشی. راوی حدیث می گوید دیگر ندیدم که این مرد با امام صادق(علیه السلام) راه برود(95):
از این روایت چه استفاده می کنیم؟ اگر کسی به بچه اش فحش دهد ولو تقصیر داشته باشد اگر به خانمش فحش دهد ولو تقصیر داشته باشد اگر یک خانمی به شوهرش فحش دهد ولو تقصیر داشته باشد خدا از او قهر می کند حضرت زهرا(علیهاالسلام) و پیغمبر اسلام و ائمه طاهرین از او قهر می کنند و از جمله آقای ما حضرت ولی عصر (عج) از او قهر می کند. و از طرفی این فحش مجسم می شود و بصورت بدی هم مجسم می شود و رفیق او در عالم برزخ و قیامت است و در قیامت رسواست.
عایشه در نزد پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نشسته بود دو سه نفر یهودی تبانی کرده بودند به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) جسارت کنند یکی از آنها رد شد و گفت سام علیکم یعنی شمشیر بر تو باد بقول امروزیها مرگ بر تو (سلام علیکم یعنی سلام و درود بر تو باد) پیغمبر اکرم فرمودند علیکم یعنی آنچه گفتی بر خودت باد عایشه صبر کرد یهودی دوم آمد گفت سام علیکم حضرت فرمودند علیکم سومی رد شد گفت سام علیکم. عایشه دیگر نتوانست تحمل کند و انصافاً هم تحملش مشکل است گفت یابن القردة و الخنازیر چه می گوئی؟ یعنی ای پسر میمونها و خوکها چه می گویی و این را عایشه از قرآن گرفته بود زیرا این یهودیها همانها هستند که پدرانشان خوک و میمون شدند بالاخره عایشه فحش داد. پیغمبر تند شد رنگش تغییر کرد و فرمود عایشه چه گفتی؟ گفت یا رسول الله! ببین چه کار می کنند؟ پیغمبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند آنها هرچه گفتند من جوابشان را دادم این دیگر فحش ندارد بعد فرمودند عایشه! نمی دانی اگر فحش مجسم شود بصورت بدی مجسم می شود و رفیق انسان است در قبر، مونس انسان است در برزخ و محشر. قرآن می فرماید:
یوم تجد کل نفس ما عملت من خیر محضراً و ما عملت من سوء تود لو ان بینها و بینه امداً بعیداً(96)
می فرماید: هر کار خوبی که انجام بدهید در روز قیامت مونس و همراه شماست و کارهای بد به صورتهای بدی درمی آید و باندازه ای انسان رسوا می شود که بقول قرآن می گوید ای کاش بین من و اعمال بدم خیلی فاصله بود. تود لو ان بینها و بینه امداً بعیدا لذا یک مسلمان باید مؤدب باشد یکی از سفارشهائی که امام صادق(علیه السلام) بارها به شیعه دارد این است که ای شیعه! مؤدب باش. طوری رفتار کن که مردم به امام صادق(علیه السلام) آفرین گویند که چه پیروانی دارد. یک خانم با شخصیت زشت است که در زبان او فحش باشد به بچه هایش یا دیگران. مخصوصاً معملهای سر کلاس و زن در مقابل شوهر و لذا می گوئیم که فحش را باید از بحث خارج کرد و همچنین است کتک. برای این که به اندازه ای گناه دارد که رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) روی منبر می فرمودند اگر مردی کشیده ای به صورت زنش بزند در روز قیامت پس از رسوایی به جهنم می رود و خطاب به مالک جهنم می شود که هفتاد کشیده از آتش جهنم به صورت او بزند. کتک زدن کار مسلمان حقیقی نیست، کار یک انسان با شخصیت نیست. انسان با شخصیت دست دراز نیست حالا اگر خانمی پیدا شود که شوهرش را بزند دیگر این زن نیست لاابالی و احمق است. لذا ما فحش و کتک را از بحث خارج می دانیم. برای این که اینها نه محبت را که انسانیت را از بین می برند.
3- زخم زبان
دیگر زخم زبان است که شیشه محبت را می شکند و گناهش باندازه ای بزرگ است که امام صادق(علیه السلام) می فرماید: پروردگار عالم فرموده است:
من هان لی ولیا فقد ارصد لمحاربتی(97)
اگر کسی به ولی من توهین کند مثل این است که با خدا جنگ کرده است. و پروردگار عالم فرموده است هرکس با من بجنگد با او می جنگم و معلوم است خدا با کسی اگر بجنگد دنیا و آخرتش به کجا می رسد.
بحث ما در این است که آقا به خانمش بگوید ببین زن فلانی چقدر خوب است، زن به شوهرش بگوید ببین مرد فلانی چقدر خوب است ما که خیری در خانه تو ندیدیم.
رسول گرامی(صلی الله علیه و آله) روی منبر می فرمود اگر زنی به شوهرش بگوید ما که خیری در خانه تو ندیدیم تمام اعمال خیرش حبط می شود اگر مردی به زنش بگوید ما که از تو خیری ندیدیم تو هم زن نشدی تمام اعمالش حبط می شود. یعنی در نامه عملش دیگر کار خیری نخواهد بود.
ما باید دست از توهین برداریم مخصوصاً از خانمها، از آقایان تقاضا دارم پیش دیگری شوهرت را کوچک نکن، پیش دیگری زنت را کوچک نکن و این گناهش خیلی بزرگ است. زخم زبانها دو گونه است: یک قسم آن زود از بین می رود مثلاً کسی که یک زخم زبان بزند اما خیلی دل را زخم نکند این که عقربی می شود داخل قبر که بعد از مدتی کوتاه نابود می شود اما یکوقتی زخم زبان نظیر شمشیر است زخمش عمیق است این عقربی می شود که تا روز قیامت او را اذیت می کند و در جهنم هم او را می گزد و گزیدن او از آتش جهنم هم بدتر است.
یکی از علمای بزرگ را در خواب دیدند از حال او سؤال کردند گفت الحمدلله وضعم خوب است باغی دارم، حور العینی دارم، قصری دارم، رفت و آمدی دارم، ملائکه با من رفت و آمد دارند و خادم من هستند وضعم خیلی خوب است اما صبح به صبح یک عقرب می آید و یک نیش به پایم می زند و باید با درد آن تا فردا که دو مرتبه می آید بنالم سؤال کردند مگر چه کردی؟ گفت یک زخم زبان زدم و فراموش کردم توبه کنم، ساده گرفتم، توبه نکردم این عقرب را نکشتم.
با آب توبه هم همه چیز را می شود شست و از بین برد. هر بی برکتی در خانه را می شود از بین برد اما بدا به حال آن کسی که توهین کند و بگوید دلم حال آمد. می گفت تا یکی دو حرف سنگنین به زنم نگویم نمی توانم بنشینم. می دانی یعنی چه؟ یعنی تا دو تا عقرب برای خودم نسازم و در شب اول قبر تا محشر به جان خود نیندازم نمی توانم بنشینم. زن مثل شمشیر زخم زبان می زند بعد هم می گوید دلم حال آمد، نه خانم! دلت حال نیامد نمی دانی چه ماری برای خودت تهیه کردی! این مار را آن کسانی که چشم بصیرت داشته باشند می بینند به گلویت پیچیده است. نمی بینی. چه وقت می بینی؟ هنوز در قبر نرفته می بینی. همان وقتی که عزرائیل می آید بقول قرآن چشمها تیزبین می شود و آن وقت زخم زبانی را که به شوهرش زده می بیند و آن وقت آن زخم زبانی که به زنش زده و یک مار سیاهی به گردنش پیچیده است و با این مار سیاه باید داخل قبر شود و او را تا روز قیامت بگزد می بیند. باید دید این زخم زبان چقدر کوبندگی دارد و عمیق است.
آنچه باید زن و مرد به آن توجه داشته باشند این است که زخم زبان، یکدیگر را کوچک کردن، مخصوصاً در مقابل دیگران، دیگری را به رخ همدیگر کشیدن، باندازه ای ضربه به محبت می زند که بعضی اوقات مبدل به نفرت می شود؛ مبدل به قساوت و سنگدلی می شود و زندگی سخت و خانه مثل قبر توأم با شکنجه می شود. بنابر این تقاضا دارم تند نباشید.
رسول گرامی(صلی الله علیه و آله) روزی بر روی منبر فرمودند کدام دستگیره ایمان از همه کوچکتر است؟ یعنی چه چیزی موجب نجات انسان است که بالاتر از آن وجود ندارد کسی گفت یا رسول الله نماز. دیگری گفت روزه. و دیگری زکات. یک کسی گفت جهاد در راه خدا. هرکس چیزی گفت و نتوانستند جواب بدهند پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: اینهائی که گفتید خوب است اما محکمترین دستگیره برای انسان:
الحب فی الله والبغض فی الله(98)
آن که خیلی نجات دهنده است این است که انسان برای خدا برادران مسلمان خود را دوست داشته باشد و دشمنان اسلام را دشمن بدارد. یعنی زنش را بخاطر خدا دوست داشته باشد برای این که مسلمان است نه برای این که شهوت را ارضاء می کند. این که مردانگی نیست این مربوط به حیوانهاست و ما قبلاً گفتیم ارضاء شهوت یکی از فوائد کوچک تشکیل خانواده است. مرد باید به زنش محبت داشته باشد برای این که مسلمان است و زن به شوهرش محبت داشته باشد برای این که مسلمان است. خانم افتخار کند که شوهرش معلول است، مجروح است شهید است و فرزند شهید دارد. آقا افتخار کند که همسرش سیده است، نماز می خواند، روزه می گیرد. محمد بن حکیم می گوید خدمت امام باقر (علیه السلام) نشسته بودیم پیرمردی روشن ضمیر با قدی خمیده عصا زنان آمد ابتدا به امام باقر(علیه السلام) سلام کرد بعد به همه یک یک سلام کرد سپس گفت یابن رسول الله می خواهم کنار شما بنشینم امام(علیه السلام) فرمودند بنشین. در کنار امام(علیه السلام) نشست و گفت یابن رسول الله من حلال شما را حلال می دانم و حرام شما را حرام می دانم من دوستان شما را دوست می دارم نه از این جهت که خویشان من هستند از این جهت که دوست شما هستند. دشمنان شما را دشمن می دارم نه از این جهت که دشمنی شخصی با آنها دارم بلکه بخاطر این که دشمن شما هستند من وضعم این است آیا اهل نجاتم؟ امام باقر(علیه السلام) بر افروخته شد، خوشحال شد و فرمودند دلخوش باش من خدمت پدرم امام سجاد(علیه السلام) بودم کسی خدمت او رسید و همین را گفت که یابن رسول الله من حلال شما را حلال و حرام شما را حرام می دانم دوستان شما را بخاطر شما دوست می دارم و دشمنان شما را بخاطر شما دشمن می دارم آیا اهل نجاتم؟ امام سجاد(علیه السلام) فرمودند: دلخوش باش. هنگام مرگ، پیغمبر می آید امیرالمؤمنین می آید، حضرت زهراء و امام حسن و امام حسین می آیند، از آب کوثر سیراب می شوی و با خشنودی بر پیغمبر و امیرالمؤمنین و حضرت زهراء و امام حسن و امام حسین وارد می شوی. محمد بن حکیم می گوید تا این روایت را امام باقر(علیه السلام) دوباره خواند. دیگر از بس این پیرمرد تلاطم درونی پیدا کرد غش کرد و امام باقر(علیه السلام) او را به هوش آوردند و بعد از به هوش آمدن برای تبریک و تیمن دستهایش را به بدن امام باقر(علیه السلام) کشید و بدن خودش را متبرک کرد بعد اجازه مرخصی گرفت بلند شد و رفت و امام باقر(علیه السلام) پیوسته نگاهش می کردند با رفت بعد رو کردند به ما و فرمودند: اگر کسی بهشت می خواهد به این پیرمرد نگاه کند. این روایت چه می گوید؟ دیگران را دوست داشته باشید نفرت از شیعه نداشته باشید نفرت از مسلمان گناهش بزرگ است این کینه ها موجب می شود دعایتان مستجاب نشود این کینه ها این پرخاشگریها موجب می شود خانه شما بی برکت بشود شهر شما بی برکت مملک شما بی برکت بشود. همدیگر را دوست داشته باشید.
علامت مؤمن این است که آنچه برای خود می پسندد برای دیگران هم بپسندد و آنچه برای خود نمی پسندد برای دیگران هم نپسندد.
بچه داری مشکل است تو یک ساعت دو ساعت بچه داری کن چقدر مشکل است. یک شبانه روز نمی توانی بچه داری کنی نمی توانی خانه داری کنی اگر منزل پله داشته باشد حداقل صد مرتبه باید از این پله ها پائین و بالا بروی تا یک غذائی را آماده کنی. یکمقداری در خانه به خانمت کمک کن چرا کمک نمی کنی؟ از امیرالمؤمنین(علیه السلام) که بالاتر نیستی.
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بر امیرالمؤمنین (علیه السلام) وارد شد و دید عدس پاک می کند.
پیغمبر بز می دوشید، جارو می کرد، نان می پخت. ما وقتی شخصیتیم که در منزل به خانم کمک کنیم.
خرج و مخارج خانه مشکل است، سنگین است، سر و کار داشتن با مردم مشکل است شوهر تو که صبح به اداره می رود با این ارباب رجوعهای پرتوقع سر و کار دارد کارش مشکل است این شوهر تو که کسب دارد تا مخارج تو و فرزندانت را تهیه کند باید با مردم سر و کله بزند روحش کسل می شود شب که می آید آرامش می خواهد، خواب می خواهد، جای آرام می خواهد با تندی و پرخاشگری تو نمی تواند بسازد. باید آنچه برای خودت دوست داری برای شوهرت هم دوست داشته باشی اگر شوهر تندی کرد تو تبسم کن و خستگی را از دل او درآور اگر دیدی زنت به هنگام ورود تو زینت نکرده یا لباسی که می پسندی نپوشیده ندیده بگیر اگر اخم دارد، ترشروئی دارد، نشاطی دارد تبسم کن با همان خستگی که داری تبسم کن. آنچه برای خود دوست دارید برای او هم دوست داشته باشید و آنچه برای خود نمی پسندید برای او هم نپسندید تا برکت خدا، رحمت خدا، رأفت خدا هم در دنیا و هم در آخرت شامل حال شما بشود ان شاءالله.

جلسه سیزدهم

فصل پنجم