فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 1

آیت الله حسین مظاهری‏‏

فصل چهارم

6- تهذیب نفس
فصل چهارم بحث ما در تشکیل خانواده و فواید آن بود. در جلسه گذشته پنج فایده آن را با شما بحث کردم. یکی از فواید مهم دیگر تشکیل خانواده تهذیب نفس بلکه مقام تحلیه است. یعنی مرد و مخصوصاً زن می توانند در خانه تهذیب نفس کنند. بلکه می توانند خود را متزین به فضائل کنند. یعنی علاوه بر مقام تخلیه، مقام تحلیه هم پیدا کنند. از نظر علمای اخلاق رسیدن به این دو مرحله کاری است بسیار مشکل. یعنی کسی بتواند صفت رذیله ای را از خود ریشه کن کند و درخت فضیلت را در خود غرس کند و یک صفتی از صفات انسانی در خود ایجاد کند این کار بسیار مشکلی است. معمولاً انسانها نمی توانند از این منازل بگذارند زیرا فعالیتی در این مورد ندارند.
فلا اقتحم العقبة وما ادریک ما العقبة فک رقبة(84)
می فرماید: معمولاً انسانها از گردنه ها نمی توانند بالا بروند. این گردنه ها، گردنه های سختی است. انسان بتواند خود را آزاد از صفات رذیله کند، بتواند یک صفت رذیله را که در او هست ریشه کن کند لااقل جلوی طوفانی بودن آن را بگیرد این کار مشکلی است. و با تحصیل آن به مقام دوم یا منزل دوم می رسد. یعنی علاوه بر این که درخت رذالت را ریشه کن کند درخت فضیلت هم بجای آن غرس کند کاری است مشکلتر. انسان بتواند جزع و فزع را از دل ریشه کن سازد و بجای آن ملکه صبر پیدا کند مشکل است بطوری که علمای اخلاق می گویند یک کار شبانه روزی می خواهد؛ یک کار مستمر می خواهد. حتی می گویند نفس اماره نظیر فیل است. یعنی همان طوری که فیلبان باید مرتب چکش روی سر فیل بزند مواظبت از آن بکند و با لحظه ای غفلت، فیل خود و صاحبش را بیچاره می کند، نفس اماره و صفات رذیله این گونه است. زحمت شبانه روزی، توجه شبانه روزی می خواهد تا انسان بتواند یک صفت از صفات رذیله را ریشه کن کند؛ تا بتواند خود را خالی از یکی رذائل کند. و بدانید که تمام انبیاء با کتابهایشان برای همین آمدند. قرآن در مواردی می فرماید:
هو الذی بعث فی الارض فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته ویزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمة(85)
پیغمبر(صلی الله علیه و آله) با معجزه قرآن آمد تا مردم را مهذب کند؛ تزکیه و تربیت کند و سطح معلومات انسانها را بالا ببرد. یعنی آمد برای آموزش و پرورش و بقول قرآن پرورش و آموزش. و این کار مشکلی است. و انبیاء در این کار موفق نبودند. یعنی زحمتهای زیادی کشیدند ولی آن طور که می خواستند موفق نشدند. زیرا کار مشکلی است. چیزی که باید زن و مرد مخصوصاً زنها به آن توجه داشته باشند این است که خانه مکتب است؛ معلم اخلاق است؛ کتاب است. تشکیل خانواده یعنی تشکیل مجلس اخلاق و اتفاقاً خانه دوکاره است. یعنی بعضی اوقات یک معلم اخلاق کوشش می کند شاگردش را مهذب کند، بعد که شاگرد مهذب شد کوشش می کند که او را به مقام تحلیه برساند. یعنی به فضائل انسانی بیاراید. اما گاهی معلم اخلاق کوشش می کند در حالی که این شاگرد را مهذب می کند در همان حال او را به صفات انسانی هم آراسته کند. و خانواده این طور است زن برای شوهر، شوهر برای زن و هر دو برای بچه ها و بچه ها برای هر دو، دو کاره اند.

مقام صبر

زن و مرد اگر متوجه باشند می توانند بواسطه خدمت به یکدیگر و تربیت اولاد جزع وفزع را از خود دور کنند. این صفت رذیله که مثل جزء ذات انسان است را ریشه کن کنند که حتی قرآن می فرماید:
ان الانسان خلق هلوعا اذا مسه الشر جزوعا و اذا مسه الخیر منوعا الا المصلین(86)
می گوید: این انسان سبکسر است در جزر و مد روزگار خودش را گم می کند. هلوع یعنی سبکسر همانند سنگریزه های کوچه که هرکه برسد یک پایی به آن می زند و جابه جا می شود. قرآن می فرماید: این سبکسری بدین گونه است که اگر یک مصیبت کوچکی پیش آمد کند فریادش بلند می شود. و بعکس اگر دنیا به او رو کند تکبرش افزون می شود. جزع و فزع در علم اخلاق صفت بدی معرفی شده است. اگر کسی جزع و فزع داشته باشد با یک حرف کوچک ناراحت می شود. اگر بچه اش یک بی تربیتی کوچک کند فریادش بلند می شود. این صفت بدی است و معمولاً انسانها دارند. صفت مقابل آن صبر و استقامت است که قرآن تأکید فراوان بر آن دارد و می فرماید:
انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب(87)
ما به هر کسی به اندازه خدمتش ثواب می دهیم. نماز یک اندازه ثواب دارد. روزه یک اندازه ثواب دارد. خمس و زکات حتی جبهه یک اندازه ثواب دارد. اما یک چیزی هست که ثوابش اندازه ندارد. و آن صبر در مقابل مصیبتها، صبر در مقابل ناملایمات، صبر در تربیت فرزند، صبر خانم در مقابل بدیهای شوهر یا شوهر در مقابل بدیهای زن است. و بهترین محل صبر محیط خانه است. آقا اگر متوجه باشد می تواند از بداخلاقی خانمش آدم بشود و به مقام صبر برسد. بهشت هشت در دارد و یکی از درهایش مخصوص افرادی است که صبر بر بلا، صبر بر مصیبت، صبر بر معصیت، صبر در عبادت دارند. اینها از آن در خاص وارد می شوند که بالاترین درهاست. زیرا همه ائمه طاهرین از آن در می روند چون مصیبت آنها زیاد بود و صبر کردند. امام حسین(علیه السلام) از آن در وارد می شود، خانواده های معظم شهدا اگر صبر کنند، اگر توجه به مصیبتشان و این که این مصیبت سازندگی دارد داشته باشند از آن در وارد می شوند. و بالاخره آن خانمی که تربیت صحیح کند و صبر کند بر مشکلات آن و آن خانمی که بر بدیهای شوهر بسازد، آن آقائی که از ناملایمات در خانه عصبانی نشود، جزع و فزع نکند از آن در وارد می شود.
بالاتر از همه اینها این است که انسان بتواند یک صفت رذیله ای را از بین ببرد یک فضیلت را در خود غرس کند این از بهشت بالاتر است. من بارها گفته ام که زرنگی این نیست که انسان بهشت برود یا جهنم نرود. شیعیان امیرالمؤمنین(علیه السلام) بالاخره ولو در قبر و برزخ و روز قیامت ناراحتی هائی داشته باشند، کم است که به جهنم بروند. و اگر هم بروند موقت است. زرنگی این نیست که انسان به جهنم نرود. زیرا دیوانه ها هم جهنم نمی روند. زرنگی این نیست که بهشتی شوید. بچه ها هم بهشت می روند. بچه ها هم که مردند بهشت می روند. و بدون حساب هم بهشت می روند. حالا تو بدون حساب بهشت بروی زرنگی نیست. زرنگی آن است که بتوانی خشنودی خدا را به دست آوری.
انسان بتواند کاری کند که دل او جای خدا باشد این ارزش دارد. نه این که بهشت بروی. در همین دنیا دل او جای خدا باشد عرش خدا دل او شود قلب المؤمن عرش الرحمن چه کسی می تواند دلش عرش خدا باشد؛ جای خدا باشد؟ آن کسی که بتواند از مقام تخلیه و مقام تحلیه بگذرد. یعنی بتواند درخت رذیلت را ریشه کن کند. درخت فضیلت را بجای آن غرس کند. و اتفاقاً خانه معلم است خوبی است. گذشت و ایثار و فداکاری فضائلی هستند که به همه کس نمی دهند. تنگ نظری، تندی کردن، روحیه انتقامجوئی داشتن صفاتی هستند که درنده ها هم دارند. و بهترین جائی که انسان بتواند تنگ نظریها را از بین ببرد، بخل ها رااز بین ببرد، خود را به ایثار و فداکاری و گذشت متزین کند خانه است.
کیفیت صحیح تربیت این است که کتک در کار نباشد اصلاً و ابداً. غلبه قوی بر ضعیف از آن حیوانات است. قاعده غلبه قوی بر ضعیف این است که زنش را بتواند کتک بزند و بزند. شما یکمقدار علف جلوی دو حیوان بریزید می بینید هرکدام که قویتر است دیگری راعقب می زند و علف ها را می خورد. نظیر دنیای روز، امریکا، شوروی، فرانسه، انگلستان و سایر قدرتهای زورگو... این قاعده غلبه قوی بر ضعیف حکمفرماست یعنی کارشان مکیدن خون مستضعفین است. اگر مردی در خانه همسرش را کتک بزند این قاعده بر او حکمفرماست. او حیوان است نه انسان نه مسلمان. اگرچه زن صد رد صد هم تقصیر داشته باشد نباید او را زد. اگر خدای نکرده او را بزند صورتش سرخ شود یک مثقال طلا به او بدهکار می شود. اگر او را بزند و بدنش سیاه شود سه مثقال طلا بدهکار می شود. ولو صد در صد هم تقصیر داشته باشد. مگر می شود زن را زد؟ مگر می شود بچه را جهت کتک زد؟ مگر می شود فحش داد؟ اینها کار انسان نیست بلکه کار سگهای درنده است. کار امثال ریگان و صدام است. لذا در قیامت خیمه ای از آتش سرپا می شود و ظالم هرکه باشد چه مردی که زنش را کتک زده یا زنی که در مقابل شوهر پرخاشگری کرده است، به درون آن می برند. روایت داریم آن کسی که آب در دوات ظالم کرده است، کمک به ظالم کرده است همه در آن خیمه آتشین هستند تا مردم از حساب فارغ شوند و همه را به جهنم می برند. سبب آن هم این است که همسرش را در منزل می زده است او اگر ریگان بشود دنیا را می زند. اگر یک ابرقدرت شود دنیا را می زند. اگر قدرتش جهانی باشد بر جهان و اگر کشوری باشد بر کشور و اگر استانی باشد بر استان و اگر شهری باشد بر شهر و اگر روستائی باشد بر روستا ظلم می کند. و اگر قدرت نداشته باشد فقط در خانه همسرش را می زند؛ بچه اش را می زند. و اگر در منزل زنش بر او مسلط باشد گربه را می زند. و از این زدن گربه پی ببرد که ریشه ظلم در او زنده است و اگر قدرت بر دنیا پیدا کند دنیا را می زند.
چه کسی می تواند مقام گذشت و ایثار و فداکاری پیدا کند؟ چه کسی می تواند تنگ نظری را از خود ببرد و بجای آن سعه صدر پیدا کند؟ آن خانمی که بر بدی شوهر بسازد، حرف او را بیرون نبرد حتی در نزد پدر و مادرش. آن که بر بدی شوهر صبر کند و بگوید خدایا بخاطر تو صبر می کنم که امر به صبر فرمودی. خدایا مرا بیامرز و او را هم که کتک زده است بیامرز. خدایا هر دوی ما را هدایت کن. خدایا هر دوی ما را بهشتی کن. این زن مقام سعه صدر پیدا می کند. مقام ایثار و گذشت و فداکاری پیدا می کند. و با حضرت زهراء(علیها السلام) محشور می شود. زیرا حضرت زهراء(علیها السلام) سعه صدر دارد. ایثار و گذشت و فداکاری دارد. و ایثار او به اندازه ای است که روزه است مهمان هم دارد پنج نان به دست مبارکش تهیه کرده است اما وقتی که فقیر می گوید: ای خانواده نبوت من گدائی هستم به فریادم برسید! نان خودش را می دهد، نان بچه هایش را هم می دهد و با آب افطار می کنند. دفعه اول، دفعه دوم، دفعه سوم طعام خود را می دهد و با آب افطار می کنند و بدون غذا می خوابند که آیه در شأن آنها نازل می شود.
خیال نکن نیاز نداشتند. نه. خیلی هم نیاز به آن نانها داشتند. گرسنه بودند اول افطار بود.
ویطعمون الطعام علی حبه مسکیناً ویتیماً واسیراً(88)
آن زنی که بسازد بر مصیبتها، بسازد بر بلاها، آن آقائی که صبر داشته باشد بر بلاها و صبر، ایثار و فداکاری داشته باشد در خانه، گذشت داشته باشد، ایثارگری داشته باشد، با امیرالمؤمنین(علیه السلام) محشور می شود.
ویؤثرون علی انفسهم ولو کان بهم خصاصة(89)
این آیه شأن نزولهای متعددی دارد که می فرماید: ولو این که خودش احتیاج شدیدی داشته اما ایثار کرد. و یک شأن نزولش این است که یک دانه انار گرفته بود برای حضرت زهراء(علیها السلام) که مریض بود. این دانه انار را می آورد. یک گدائی، کوری که آن هم مریض بود و امیرالمؤمنین(علیه السلام) رفتند از او سرکشی کنند گفت: اگر یک اناری باشد خیلی خوب است. مولی امیرالمؤمنین(علیه السلام) همان انار زهراء(علیها السلام) را پاره کردند؛ دانه کردند؛ و به دهان او گذاردند. آن که می خواهد با امیرالمؤمنین(علیه السلام) باشد باید این گونه باشد. ایثار می خواهد. گذشت می خواهد. و بعبارت دیگر تشابه می خواهد. اصلاً معنای شفاعت یعنی تشابه. اگر می خواهید مورد شفاعت اهل بیت بشوید اگر زنها می خواهند مورد شفاعت حضرت زهراء(علیها السلام) بشوند تشابه با او داشته باشند. یعنی گذشت، ایثار، فداکاری، صبر بر مصائب.
خانواده های شهدا! خوشا به حال شما اگر صبر داشته باشید. پدرهای داغدار! مادرهای داغدار! معلولین و مجروحین! زنهای بی شوهر! زنهائی که یتیم از شهید دارید و تربیت می کنید! باید بگویم خوشا به حال شما! زیرا اگر شهید شما یک مرتبه شهید شد و به آن مقامی که پس از انبیاء و اوصیاء است رسید بدان تو هر روز ثواب شهید داری. اگر او یک مرتبه جبهه رفت و کشته شد اما تو خانم هر روز در خط مقدم جبهه هستی. تو آقا هر روز در خط مقدم جبهه هستی. من هر وقتی خانواده های معظم شهداء به نظرم می آیند یک تلاطم درونی برایم پیدا می شود. زندگی این زنهای بی سرپرست، این زنهای یتیم دار مشکل است. اما وقتی انسان نتیجه اش را حساب کند مشکلها آسان می شود. وقتی که می بیند این خانم می تواند بوسیله صبرش ملکه صبر پیدا کند، این پدر و یا مادر شهید می تواند بواسطه صبرش، جزع و فزع نکردنش از مقام تخلیه به مقام تحلیه برسد دیگر کار برایش آسان می شود خیلی آسان می شود.
معلوم است برای فقرا زندگی مشکل است شاید بعد از بی ایمانی دردی بالاتر از فقر نباشد. اما هیچ می دانی اگر این فقیر بر فقرش صبر کند خانمی که شوهرش نمی تواند آن گونه که باید خرج کند صبر کند به رو نیاورد بلکه تشکر از شوهرش کند، شوهرش را دلداری دهد می دانید به کجا می رسد؟ روایت داریم که فقرا روز قیامت به محشر می آیند و خدا از آنها عذرخواهی می کند. یعنی آن آقائی که دلش می خواست زن و بچه اش در رفاه باشند اما نمی توانست آن آقائی که چکها، قرضها اذیتش می کرد یعنی آن خانمی که می خواست بچه هایش در رفاه باشند اما نمی شد و به شوهرش رو نمی زد بلکه او را دلداری می داد مقام اینها این است که وقتی می آیند به محشر خدا از اینها عذرخواهی می کند چه مقامی بالاتر از این؟ لذا در روایات داریم این فقرا دردمندها این مصیبت کشها در روز قیامت وقتی خدا از آنها عذرخواهی می کند باندازه ای خوشحال می شوند که می گویند: ای کاش در دنیا هر روز با قیچی ذره ذره شده بودیم تا حالا مقام و منزلت بیشتری می داشتیم. اما بالاتر از روز قیامت این است که در همین دنیا ملکه صبر پیدا کنند.
خانه یعنی مکتب. چه مکتبی! دو کاره: هم می تواند صفات رذیله را از بین ببرد هم می تواند درخت فضیلت را در دل غرس کند. خانم! اگر شوهر بدی داری بخاطر خدا صبر کن تا کم کم ملکه صبر در تو پیدا شود. و اگر ملکه صبر در تو پیدا شود بهتر از دنیا بلکه بهتر از دنیا و آخرت است. آقا! اگر یک زن بد پرخاشگری داری صبر کن حوصله داشته باش و بر بدی او بساز تا بمرور زمان کم کم جزع و فزع را ریشه کن کنی و بجای آن ملکه صبر را در درون خود غرس کنی و بدان آن رذیله ای که بر طرف کردی و آن صفتی که در دل غرس کردی از دنیا و آنچه در آن است بالاتر است بلکه از بهشت و آنچه در بهشت است بالاتر است. و خدا هم درود بر تو می فرستد.
اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمة(90)
خدا بر صابرین صلوات فرستاده.
7- بالاتر از نماز شب
فایده دیگر تشکیل خانواده این است که خانه و تشکیل خانواده مسجد است بلکه بالاتر. زیرا ثوابهای شوهرداری یک زن، همسرداری یک مرد، تربیت اولاد از هر نماز مستحبی بالاتر است حتی از نماز شب. نماز شب بسیار اهمیت دارد و بقول قرآن کریم مقام محمود دارد.
ومن اللیل فتهجد به نافلة لک عسی ان یبعثک ربک مقاماً محموداً(91)
نماز شب بخوان تا خدا مقام محمود به تو بدهد و کسی نمی تواند مقام محمود را درک کند مگر این که به آن برسد. آن ثواب بالاتر از نماز شب این است که خانم در دل شب بچه اش را شیر می دهد. نازش کند تا خوابش کند. یک خانم در دل شب شوهرداری کند. یک مرد در دل شب زن داری کند.
روایت داریم که اگر یک زنی، یک مردی غسل جنابت کند تمام گناهان او پاک می شود.
در روایات دیگر داریم که اگر زنی، مردی یک غسل جنابت کند هر قطره ای که از او ریخته می شود یک ملک می شود تا روز قیامت برای او استغفار می کند. اگر زنی آبستن شود نفسهای او عبادت است خواب او عبادت است. مشکلات بارداری او عبادت است. و وقتی بچه به دنیا آمد همانند بچه که بی گناه از مادر متولد می شود این مادر همه گناهانش آمرزیده می شود. خطاب می شود خانم! عملت را از سر بگیر. از حالا مواظب باش گناه در زندگیت نباشد. آن مردی که در خانه کمک می کند ثواب زیادی دارد.
پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) وارد شدند دیدند امیرالمؤمنین(علیه السلام) عدس پاک می کنند. فرمودند: یا علی می دانی که کمک کردن به همسرت چقدر ثواب دارد و گفتند و گفتند و گفتند تا به ثواب شهید رساندند.
زنی خدمت پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) عرض کرد یا رسول الله! من یک پیغام دارم این پیغام من فقط از زنهای مدینه نیست از همه زنها تا روز قیامت است و آن این که این اختلاف طبقاتی یعنی چه؟ چرا مردها بر زنها امتیاز دارند؟ پیغمبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند: اسلام امتیازی برای مرد در مقابل زن قائل نیست. گفت زنها نمی توانند با وجود بچه داری به جمعه و جماعت بروند، در مجالس شرکت کنند عیادت مریض بروند در تشیع جنازه حاضر شوند، حج استحبابی بروند و از همه مهمتر نمی توانند در جهاد شرکت کنند ولی شما مردها همه اینها را دارید و ما فقط کارمان بچه داری و خانه داری است. پیغمبر(صلی الله علیه و آله) خیلی خشنود شدند تبسم کردند و فرمودند جواب پیغام برای زنهای مدینه و تا روز قیامت این است:
حسن تبعل احداکن لزوجها و طلبها مرضاته واتباعها موافقته یعدل ذلک کله(92)
فرمودند: اگر زن شوهرداری کند و او را راضی نماید جمعه و جماعت او، حج مستحبی او، عیادت مریض او همین است و ثواب جهاد و شهادت دارد. اتفاقاً همه زنها: زن کاسب، زن تاجر، زن روشنفکر، زن غیر روشنفکر، دهاتی، شهری، منبر دیده، منبر ندیده، سوراخ دعا را گم کردند. نمی دانند چه کنند آنچه را خدا و پیغمبرش گفته است فراموش کردند.
روایت داریم اگر خانمی یک افطاری بپزد، یک غذا تهیه کند، سفره ای پهن کند سفره ای جمع کند این ثواب یک شهید دارد. خانم خیال می کند فقط به مکه رفتن است.
خانمی به من گفت کاری کن مکه مستحبی بروم. گفتم ثواب هفتاد مکه می خواهی؟ پولت را بده تا صرف فقرا، ضعفا و بیچاره ها کنم، صرف آبرودارها کنم زیرا موسی بن جعفر(علیه السلام) فرموده من اگر بتوانم یک خانواده را یک هفته اداره کنم از هفتاد حج بالاتر است.
این خانم با یک عصبانیتی رنگش تغییر کرد و گفت خیر اگر می توانی بکن و الا بگو نمی توانم من می خواهم بروم مکه. ما فراموش کردیم ثواب یک خانم به شوهرداری، بچه داری، خانه داری است و ثواب یک آقا به زحمت کشیدن برای زن و بچه است الکاد لعیاله کالمجاهد فی سبیل الله آن کسی که برای زن و بچه اش زحمت بکشد مثل این است که در خط مقدم جبهه تلاش کند. یعنی آقا! کار تو ثواب جبهه را دارد اگر برای رفاه زن و بچه ات باشد. تبسم تو در روی خانمت، تشکر تو از او، کار کردن برای او یک حورالعین می شود. و گمان نکن حورالعین یعنی زنهای معمولی دنیا. حورالعین این است که اگر یک کدامش در دنیا بیاید دیگر مردم خورشید لازم ندارند. اگر یک کدامش در این دنیا بیاید تمام مردها از عشقش می میرند. آن آقائی که وارد خانه می شود یک تبسم در صورت خانمش کند آن خانمی که با ورود همسر تبسمی در صورت او کند و یا بارک الله، آفرین، خسته نباشی به یکدیگر بگویند دل یکدیگر را به دست بیاورند برای خود یک حورالعین آفریده اند. و هرکه در آن دنیا حورالعین، باغ و قصر و غیره می خواهد خودش باید در این دنیا تهیه کند.
پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) شب معراج دیدند که آنهائی که در بهشت کار می کنند گاهی کار می کنند و گاهی بیکارند جبرئیل (علیه السلام) گفت می داند چرا؟ برای این که مصالح این جا باید از دنیا بیاید.

جلسه دوازدهم