فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 1

آیت الله حسین مظاهری‏‏

فصل چهارم

تشکیل خانواده

بحث ما درباره اخلاق در خانه بود. سه فصل از فصلهای آن را عنوان کردیم. فصل چهارم درباره تشکیل خانواده است و فوایدی که از نظر اسلام بر آن مترتب می شود. بحثی است فوق العاده مفید و ارزنده و امیدوارم در این فصل بتوانیم گره ای از اجتماع باز کنیم. تشکیل خانواده فواید فراوانی دارد. ارضاء غریزه جنسی در مقابل آن فواید بسیار کوچک است. با فرضی که از بحثهای گذشته استفاده کردیم که کشتن نفس اماره یعنی کشتن تمایلات و من جمله غریزه جنسی از نظر اسلام درست نیست و غریزه جنسی را باید ارضاء کرد. لذا فایده ارضاء غریزه جنسی مهم است اما در مقابل فوایدی که بر تشکیل خانواده مترتب است بسیار کوچک است. اول فایده ای که تشکیل خانواده دارد جواب دادن به فطرت است و این فایده مهمی است. این که زن مختص به مرد و مرد برای زن و اولاد مختص به این زن و مرد است یک امر طبیعی است. لذا از همان روز اول که انسان پا به کره زمین گذاشت اختصاص یک زن به یک مرد و اختصاص یک مرد به یک زن و اختصاص فرزندانی به این مرد و زن وجود پیدا کرد. اول حضرت آدم و حوا(علیهم السلام) بودند و همین طور این فطرت زنده بوده است تا الان. و اگر یک خانواده بتواند یک نسل سالمی یک اولاد صالحی تحویل جامعه بدهد از نظر اسلام خیلی ثواب دارد. شاید در اسلام ثوابی بالاتر از این نباشد. یک آیه ای در قرآن هست که مربوط به ارزش انسانهاست.
من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا ومن احیاها فکانما احیا الناس جمیعا(72)
اگر کسی انسانی را بدون دلیل شرعی بکشد مثل این است که مردم جهان را کشته باشد و اگر کسی را که در شرف مرگ است از مرگ نجات دهد مثل این است که جهان را زنده کرده باشد. این ظاهر آیه است.
امام صادق(علیه السلام) در ذیل این آیه شریفه یک معنای بطنی و دقیقی بیان فرموده است که اگر کسی دیگری را منحرف کند، او را از راه مستقیم بیرون ببرد، گناهش باندازه ای بزرگ است مثل این که مردم جهان را کشته باشد. و اگر کسی بتواند یک کسی را در راه بیاورد بتواند از انحراف او را نجات دهد او را صالح و شایسته کند مثل این است که جهان را زنده کرده باشد. امام صادق(علیه السلام) می فرماید: مواظب باشید در گفتارتان کسی را منحرف نکنید. مواظب باشید در خانه بچه هایتان را بدبین به روحانیت، بدبین به منبر و محراب نکنید که اگر چنین کردید مثل این است که جهان را کشته باشید. و مواظب باشید با زبانتان،با قلمتان، با روش و عملتان مردم را بسازید. که اگر بتوانید کسی را در راه بیاورید مثل این است که جهان را زنده کرده باشید. بنابر تفسیر امام صادق(علیه السلام) این آیه برای ما یک معنای خاصی پیدا می کند و آن این است که اگر یک خانمی یک آقائی یک زن و شوهری بتوانند یک اولاد صالحی تحویل بدهند ثوابش ثواب مسجد ساختن، مدرسه ساختن نیست ثوابش یک آدم زنده کردن دو آدم زنده کردن نیست؛ ثوابش مثل این است که جهان را زنده کرده باشند. نسل سالم تحویل جامعه دادن از هر ثوابی در اسلام بالاتر است و نسل سالم چه وقت می شود تحویل جامعه داد؟ وقتی که تشکیل خانواده بشود.
در روایات فراوانی می خوانیم که پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام) فرمودند: آن کسی که بمیرد عملش قطع می شود. معلوم است که دیگر عملی ندارد که برای او فایده داشته باشد مگر آن کسی که یک باقیات صالحاتی از خود گذاشته باشد. بعد می فرماید: یکی از مصادیق باقیات صالحات اولاد صالح است. آن کسی که اولاد صالحی گذاشته باشد و مرده باشد این دختر، این پسر اگر نماز بخواند ثوابش مال پدر و مادر هم هست. یعنی بهمان اندازه که ثواب به این دختر، به این پسر می دهند بهمان اندازه هم به پدر و مادرش می دهند. اگر روزه بگیرد چنین است. اگر خدمت به اجتماع کند چنین است. و بالاخره هر کار خیری که این پسر و این دختر انجام بدهند بهمان اندازه که به این دختر و به این پسر ثواب می دهند بهمان اندازه هم به پدر و مادرش می دهند. لذا امام صادق(علیه السلام) می فرماید که عمل چنین کسی قطع نمی شود.
یک روایت مشهوری است در میان شیعه و سنی که مرحوم صدوق (ره) در ثواب الاعمال از امام باقر(علیه السلام) نقل می کند. روایت این است:
ایما عبد من عباد الله سن سنة هدی کان له اجر مثل اجر من عمل بذلک، من غیر ان ینقص من اجورهم شی ء(73)
اگر کسی یک باقیات صالحاتی قرار بدهد، مسجدی بسازد، مدرسه ای بسازد، پلی بسازد، یک کار عمرانی بکند بهتر از همه اینها این است که یک اولاد صالحی تحویل جامعه بدهد. این یک پاداشی دارد از این که یک بچه مسلمان تحویل جامعه داده است یک پاداش دیگر هم دارد که هر کار خیری که این پسر و این دختر بکنند برای پدر و مادرش هم هست. دو رکعت نماز پسر بجا می آورد یک ثواب برای خودش دارد یک ثواب برای مادرش، یک ثواب برای پدرش. و نظیر این روایات که خواندم فراوان است که انسان بتواند تشکیل خانواده بدهد و بتواند نسل سالمی تحویل جامعه بدهد. این از نظر فطرت. از نظر اسلام که روز اول فهمیدیم که صد در صد مطابق فطرت است. اما دشمن یعنی دشمن بشریت از روز اول تا به الان بویژه الان سعی داشته است که نسل سالم را از جامعه بگیرد. حتی باندازه ای بی حیائی کرده که تصمیم گرفته است مکتب ارائه دهد برای این که بتواند تشکیل خانواده را از انسان بگیرد. قرآن شریف در این باره می فرماید: مفسد فی الارض کارش همین است که یهلک الحرث والنسل و نیز می فرماید:
ومن الناس من یعجبک قوله فی الحیوة الدنیا و یشهد الله علی ما فی قلبه و هو الد الخصام(74)
بعضی ها زبانشان خیلی چرب و نرم است. استدلالشان برای عوام بسیار گیرنده است. حتی مکتب ارائه می دهند. نظیر مارکس، دورکهیم، نیچه، فروید. کتاب هم می نویسند و مکتب ارائه می دهند روی آن مکتب هم استثمارگر شرق و غرب بسیار پافشاری می کند بسیار تبلیغ می کند اما خدا می داند که در دل اینها چیست. بعد قرآن می فرماید: اینها کسانی هستند که دشمن سرسخت بشریت هستند. نمی گوید دشمن مسلمانها هستند؛ می فرماید وهو الد الخصام دشمن سرسخت بشریتند. بعد یک صفتی برای اینها ذکر می کند که کار اینها این است که اگر قدرتی پیدا نکنند، در خانه خودشان، با رفیق خودشان انحراف درست می کنند. و اما اگر قدرت پیدا کنند:
واذا تولی سعی فی الارض لیفسد فیها ویهلک الحرث والنسل والله لا یحب الفساد(75)
اینها اگر قدرتی پیدا کردند کارشان این است که مردم را گمراه می کنند و حرث و نسل را هلاک می کنند. این دو معنی دارد. بعبارت دیگر دو مصداق دارد: یک مصداق آن همین بود که در انقلاب ما واقع شد. یعنی آن سگ زنجیری امریکا رها شد و آمد در ایران و کارش این بود که در دهی وارد می شد و این ده را قتل عام می کرد؛ مردم را می کشت؛ زن را می کشت؛ بچه را می کشت. بعد هم هرچه آبادی بود خراب می کرد. نه فقط خانه خراب می کرد، نه فقط مسجد خراب می کرد، درخت می برید، زراعتها را نابود می کرد. این یک معنای یهلک الحرث والنسل است که قرآن می فرماید: اگر مثل صدام یا ارباب صدام، اگر شرق، اگر غرب، اگر ابر قدرتها غلبه پیدا کنند به یک ملتی و آن ملت در مقابل آنها بایستند اینها کارشان این است که اگر قدرت پیدا کنند مردم را گمراه کنند می کنند؛ و این مردم را قتل عام می کنند و هر جا آبادانی هست از بین می برند. معنای دیگر آیه این است که ابر قدرتها آن کسانی که دشمن بشریت هستند نظیر صهیونیسم، کار اینها این است که آن نسل موجود را به انحراف می کشند. باحجاب را بدحجاب می کنند. زن را با یک وضع اسفناکی بنام تمدن در جامعه می آورند و مردها را هم فاسد می کنند. مشغول خودشان، مشغول شهوترانی خود می کنند و نسل آینده را هم نابود می کنند. معلوم است وقتی نسل حاضر نابود شد، فاسد شد نسل آینده هم فاسد می شود. لذا اینها روی دبستان، روی دبیرستان، روی دانشگاه، روی بچه ها بیشتر کار می کنند. اینها را بیشتر از منبر و محراب منصرف می کنند برای این که نسل آینده را به فساد بکشانند. یعنی مکتب دورکهیم می گوید: تشکیل خانواده یعنی چه؟ به این جا می رساند بی حیائی را. راسل انگلیسی که یک فیلسوفی است که دنیا روی او حساب می کند ولو این که از نظر ما چیزی هم نمی داند اما بالاخره دنیا روی او حساب می کند و او را یک فیلسوف می داند، این آدم نادان آخر عمرش، دم مردنش تشکیل خانواده را غلط می دانست. فرعون هم این گونه بود.
ان فرعون علا فی الارض و جعل اهلها شیعا یستضعف طائفة منهم یذبح ابناءهم و یستحیی نساءهم انه کان من المفسدین(76)
فرعون آدم مفسدی بود یک بلای بزرگی برای بنی اسرائیل جلو آورد وقتی که توانست مسلط بر آنها شود. و قرآن می فرماید: مسلط هم شد زیرا اول اختلاف انداخت و از ناحیه آن توانست استفاده کند. این جمله یذبح ابناءهم را معمولاً مفسرین معنی کردند بچه پسرها را سر می برید برای این که حضرت موسی به دنیا نیاید؛ اما دخترها را نگاه می داشت. ولی بعضی محققین و افراد اهل دل و ذوق می گویند معنی این است که روح انسانیت و مردانگی را از مردها و از پسرها می برد و دخترها را بی حیا می کرد، دختر بی حیا تحویل جامعه می داد.
یکی از کارهای فرعون این بود که نسل آینده را خراب می کرد، زنها را بی حیا بار می آورد. وای به آن وقتی که زن بی حیا باشد. در روایات می خوانیم که حیا را ده قسمت کردند نه قسمت برای زنها و یک قسمت برای مردها. اول وای به وقتی که این نه قسمت حیاء از زن برود. یعنی راستی زن کارش برسد به آن جا که جرأت کند معطر از منزل بیرون رود. باندازه ای بی حیا شده که روی باز، زینت کرده یا بی جوراب یا باجوراب بدن نما، بی حجاب وارد کوچه و بازار می شود و با مردم می گوید و می خندد. وای به آن جامعه و وای به این زن! فرعون این کار را می کرد تا ریاستش را محکم کند؛ بتواند بر مردم مسلط شود؛ آینده این نسل را حساب می کرد. استثمارگرها الان همین طورند یعنی معمولاً استثمارگران دنبال این هستند که نسل آینده را بتوانند استثمار کنند.

غیرت، حیا

وقتی می توانند به هدفشان برسند که حیا را از زنها ببرند و آنها را مشغول شهوترانی کنند و مردانگی مردها را هم از بین ببرند. یعنی مرد می بیند که نامحرم به دخترش نگاه شهوت آمیز می کند و چیزی برایش نباشد. ببنید زنش، دخترش با جوراب بدن نما بیرون می رود جوراب بدن نما برای زنش بخرد. می بیند که زنش رو نمی گیرد، زینتش برای شوهرش نیست برای دیگران است بی تفاوت باشد. فاتحه این جامعه را باید خواند. شما خیال می کنید رضاخان قلدر و پادشاه ترکیه چرا در یک زمان قد علم کردند؟ برای این که بتوانند زنها را بی حجاب کنند. اولش هم رضا قلدر این وضع نکبت بار را نمی خواست. لذا این نانجیب مستمسک هم داشت. در هر جلسه ای که می نشست می گفت من نمی خواستم این اوضاع برای زنها جلو آید. خود زنها چنین خواستند. من می خواستم سر زنها چادر نباشد. من یک بچه خیلی کوچکی بودم شاید چهار یا پنج ساله بودم که در همه شهرها من جمله در اصفهان این رضاخان چه می کرد! این پیرمردهای محل التماس می کردند؛ آنها می گفتند کارتان نداریم می خواهیم چادر نداشته باشید. تا می توانید حجاب داشته باشید. اما چادر نداشته باشید. رضاشاه می خواست چادر سر زنها نباشد ولو هر چیز دیگر باشد. زیرا انگلیسیها می دانستند اگر زن چادر نداشته باشد به کجا می رسد و رساندند به آن جا که دیدید. رساندند به آن جا که دیگر زن لخت به خیابان می آمد و افتخار هم می کرد.
در یک مجله ای در زمان طاغوت می خواندم یکی از این خانمهای بتمام معنی فاسد که ستاره سینما بود با شوهرش می رفت. عکاسها آمدند از او عکس بگیرند پیراهن او نظیر پیراهن خواب بود و عمداً بند پیراهن خود را باز کرد. عکاسها اطراف او را گرفتند برای این که بدنش را افراد نامحرم نبینند! تا کم کم مجبور شد بند پیراهنش را بست. رو کرد به شوهرش گفت: این عکاسها عجب نجابت احمقانه ای دارند! یعنی می خواهم لخت در جامعه مرا ببینند. این گونه هم عکسم را بردارند. اما این عکاسها اطرافم را گرفتند تا مجبور شدم بند پیراهن را بستم!
رضاشاه و پادشاه ترکیه به امر انگلیسیها ایران و ترکیه را این گونه می خواستند در آورند. تمامی استثمارگران، فرعون یا انگلیسیها، هامان یا امریکا، شوروی یا یک نکبت دیگری همه و همه کارشان این است که نسل آینده را به فساد بکشند.
آنچه را اسلام و فطرت انسانی می گوید بر انجام آن مواظبت کنید. خیلی مواظب باشید. اینها می خواهند همه را به فساد بکشند. لذا یذبح ابناءهم ویستحیی نساءهم که در قرآن آمده باید این گونه معنی کنیم که بعضی از محققین معنی کرده اند. یعنی یکی از کارهای فرعون این بود که نسل آینده را از بین ببرد لذا روح مردانگی را در پسرها می کشت زنها را بی حیا بار می آورد. یعنی دختر بچه ها را بی حیا بار می آورد تا وقتی که این پسرها بزرگ شوند این زنها بزرگ شوند در زنها حیا نباشد در مردها مردانگی نباشد. معلوم است که می توانند مسلط بر آن ملت بشوند. لذا اگر پافشاری دارند تعجب نکنید. نسل سالم است که می تواند تمدن بیاورد.نسل سالم است که می تواند دلسوز اجتماعش باشد. نسل سالم است که می تواند آبادانی بیاورد. بلکه از نظر اختراع، از نظر علم بالا برود. باندازه ای که دیگران حسرتش را بخورند. و الا اگر نسل ناسالم شد دیگر همان است که حزب صهیونیسم می خواهد. حزب صهیونیسم برنامه اش همین است. می گوید: من باید مسلط بر دنیا بشوم ولو دو ثلث جهان را بکشم. برنامه ریزی که می کند این است که مکتب دورکهیم بیاورد؛ خود دورکهیم صهیونیست است؛ مکتب مارکس بیاورد؛ کمونیسم جنسی بیاورد؛ آن هم یهودی است! مکتب فروید بیاورد؛ آن هم یهودی است. مکتب نیچه بیاورد؛ این هم یهودی است. مکتبهای غربی را وقتی صاحبانش را می بینیم معلوم می شود از حزب صهیونیسم هستند؛ همه اینها یهودیند. نسل آینده را می خواهد خراب کند. در مقابل، اسلام می گوید: آقا! اگر آقائی می خواهی مواظب بچه هایت باش؛ بتوانی یک پسر صالحی، یک دختر باحیائی تحویل جامعه بدهی. اگر توانستی این کار را بکنی ثوابش از مسجد ساختن از مکه رفتن از هر عبادتی بالاتر است. مسلم بالاتر است. یک کسی بتواند خیلی کار خیر بکند اما از آن طرف نتواند دو تا بچه تحویل جامعه بدهد یا بتواند دو تا بچه تحویل جامعه بدهد اما نتواند آن کارهای خیر را بکند کدام افضل تر است؟ از نظر اسلام آن که بتواند بچه صالح تحویل جامعه بدهد. لذا به خانمها باید تبریک بگویم این خانمهائی که در خانه می نشینند و بچه تربیت می کنند و می توانند دو یا سه بچه صالح تحویل جامعه بدهند. اینها علاوه بر این که هر روز در خط مقدم جبهه هستند همان خانه هم برایشان مکتب است. و باندازه ای ثواب دارند که گویا جهان را زنده کرده اند. من احیاها فکانما احیا الناس جمیعاً لذا یک تقاضائی که از شما زن و مرد دارم این است که مواظب باشید چه کسی را تحویل جامعه می دهید.