فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 1

آیت الله حسین مظاهری‏‏

فصل سوم

تجسم اعمال

در جلسه قبل گفتیم اختلاف در اسلام خیلی مبغوض و الفت، محبت، اتحاد و برادری در اسلام خیلی مقدس است.
قرآن شریف می فرماید: یکی از صفات بارز اهل جهنم این است که وقتی به یکدیگر می رسند یکدیگر را لعن می کنند، به یکدیگر بد می گویند و تقصیر را گردن یکدیگر می گذارند.
او می گوید: تو مرا جهنمی کردی. دیگری می گوید: تو مرا جهنمی کردی.
او می گوید: خدایا بازخواست مرا از او بکن.
دیگری هم می گوید: خدایا بازخواست مرا از او بکن که مرا جهنمی کرد.
خطاب غضب آلود خدا به هر دوی آنها می رسد که عذاب برای هر دو است و دو برابر است. یکی برای این که در دنیا به برادر مؤمنت بد گفتی و دیگر برای این که واداشتی به تو بد بگوید.
قرآن شریف می فرماید:
کلما دخلت امة لعنت اختها حتی اذا ادارکوا فیها جمیعا قالت اخریهم لاولیهم ربنا هؤلاء اضلونا فاتهم عذابا ضعفا من النار قال لکل ضعف ولکن لاتعلمون(54)
یعنی صفت اهل جهنم این است که با هم اختلاف دارند به یکدیگر بد می گویند و حاضر نیستند خود را مقصر بدانند.
و اگر در این جا تجسم اعمال را مطرح کنید معنایش این گونه می شود که آن زن و شوهری که در خانه با هم اختلاف داشته باشند و حاضر نباشند تقصیر را بپذیرند شوهر می گوید: تو مرا بدبخت کردی؛ زن می گوید: تو مرا بدبخت کردی؛ شوهر می گوید: بد شدن اولاد تقصیر تو است.
اگر در خانه ای بدگوئی باشد العیاذ بالله فحش و فحشکاری باشد، پرخاشگری و زبان درازی باشد او به او بد بگوید او در مقابل دیگری پرخاشگری کند، این خانه بحساب ظاهر خانه است اما به قانون تجسم اعمال جهنم است که روزی که پرده ها عقب برود معلوم می شود.
به شما زن و مرد بگویم دنیا و آخرت یک سکه دو رو است: ظاهر، دنیاست و باطن همین دنیا آخرت است. آنچه در این دنیا واقع می شود واقعیتش، حقیقتش در آخرت ظهور و بروز می کند. اگر آتش جهنم است و نقمتهایش اعمال خود ماست.
ذلک بما قدمت ایدیکم(55)
و اگر هم نعمتهای بهشت است و حور و قصور، اعمال ماست.
کلوا واشربوا هنیئا بما اسلفتم فی الایام الخالیة(56)
در بهشت خطاب می شود: ای روزه دارها! این نعمتهائی است که شما در ماه مبارک رمضان فرستادید. بخورید بیاشامید نوش جانتان، اینها چیزهائی است که از دنیا تهیه شده است.
اگر در خانه شما اختلاف باشد بحسب ظاهر یک زن و شوهر با هم اختلاف دارند، یک خواهر و برادر به هم فحش می دهند، العیاذ بالله یک زن، پرخاشگر در مقابل شوهر است، یک شوهر به زنش فحش می دهد، ظاهرش این است اما باطنش همان جهنم است. همان پرخاشگریهای او عود می کند. آن زبان درازیهای خانم در دنیا آن جا دوباره عود می کند. همان فحشهای شوهر به همسرش آن جا عود می کند. و همان عصبانیت آقا برای بچه ها آن جا عود می کند.
این آیه کما دخلت امة... می خواهد قانون تجسم عمل را بگوید که اگر در خانه شما اختلاف باشد در جهنم هم با هم اختلاف دارید. اگر در خانه شما فحش باشد، لعن باشد، پرخاشگری باشد العیاذ بالله کتک کاری باشد همان جا کتک کاری است. همدیگر را می زنید به یکدیگر فحش می دهید به یکدیگر لعن می کنید هرچه این جا بکاریم آن جا برداشت می کنیم. اگر در خانه اخم است، ترشروئی است، محیط خانه سرد است تجسم عملش این است که آن جا جهنم است و محیطش گرم است. این جا سوختن و ساختن است آن جا هم در آتش جهنم سوختن و ساختن است.
بعکس اینها قرآن شریف در مورد بهشتی ها می فرماید:
علی سرر موضونة متکئین علیها متقابلین(57)
در مقابل یکدیگر نشسته اند اما بانشاط و لذت می برند لایسمعون فیها لغواً ولا تأثیماً الا قیلا سلاماً(58). اهل بهشت حرف بیهوده ندارند؛ فحش ندارند. او می گوید: آفرین بر تو. آن هم می گوید: آفرین بر تو. او می گوید: تشکر می کنم خود را بهشتی کردی مرا بهشتی کردی. آن هم می گوید: تشکر می کنم که مرا بهشتی کردی و خود را هم بهشتی کردی. این صفت اهل بهشت است قانون تجسم عمل به ما می گوید اگر محبت و الفت در خانه ای حکمفرما باشد مرد از خانمش تشکر کند بگوید آفرین با این غذائی که پختی تشکر می کنم آن هم تبسم کند بگوید آفرین بر تو که این غذا را آوردی اگر زن و شوهری به هم بگویند اگر محیط خانه ما گرم است اخلاق تو است آفرین بر تو او هم بگوید اگر محیط خانه ما گرم است به خاطر تو است آفرین بر تو اگر چیزی جلو آمد خانم عذر خواهی کند که من مقصرم و مرد عذر خواهی کند که من مقصرم این تجسم عملش این است که در بهشت هم در مقابل یکدیگر می نشینند و می خورند و نشاط دارند و لذت می برند و او به او می گوید آفرین بر تو او به او می گوید آفرین بر تو. یک کاری بکنید که کارهای شما برای شما نعمتهای بهشتی شود.

تفاهم در خانه

در خانه به یکدیگر آفرین بگوئید، تقصیرپذیر باشید، مخصوصاً به آقایان محترم که زیر بار نمی روند بگویم. تقاضا دارم که اگر یک وقت عصبانی شدید، که نباید بشوید، اگر بد گفتی، که نباید بگوئی، وقتی غضبت برطرف شد فوراً عذرخواهی کن؛ فوراً تقصیر را به گردن بگیر؛ زیر بار برو. این زیر بار رفتن یک خود سازی است. خانه باید برای ما مکتب باشد. بهترین مکتبها، بهترین کتابهای اخلاقی، بهترین معلمهای اخلاق برای زن و مرد، مخصوصاً برای خانمها، خانه است. اگر خدای ناکرده آقا بدی کرد و زیر بار نرفت عذر خواهی کند. تقاضا دارم از خانمها فوراً عذرخواهی کنید؛ قهر نکنید؛ فخر نداشته باشید؛ اخم نکنید؛ بی نشاط نباشید. قهر از جهنمیهاست نه بهشتیها بی نشاطی و ترشروئی و اخم کردن از اهل جهنم است. و اگر می خواهی بهشتی باشی خانه ات باید بانشاط باشد. اگر یکی از زن و شوهر زیر بار نرفت و عذرخواهی نکرد تو تقصیر را به گردن بگیر و عذرخواهی کن. نگو تقصیر تو است بگو تقصیر من است. بالاخره در نزاعها هم همین طور است که اگر یک طرف کوتاه بیاید نزاع تمام می شود. اگر می بینی نزاع تمام نمی شود برای این است که کوتاه نمی آئیم؛ یا هر دو یا یک نفر و اگر بهشت می خواهی کوتاه بیا. اگر نشاط و آن تختهای زبر جد و در مقابل یکدیگر نشستن و بالاخره آن نعمتهای عجیب بهشتی را می خواهی کوتاه بیا. اگر اختلافی آمد فوراً این اختلاف را رفع کن. مواظب باش این اختلاف در خانه نماند. حتی یک ساعت در خانه نماند. مرد باید مردانگی داشته باشد. زن باید خانم باشد. و قرآن می گوید: زن وقتی خانم است که در مقابل شوهر ولو شوهر تقصیرکار، متواضع باشد قرآن می گوید زن شایسته این است:
فالصالحات قانتات حافظات للغیب بما حفظ الله(59)
زن شایسته دو صفت دارد: یکی متواضع است در مقابل شوهر ولو شوهر تقصیر داشته باشد و دیگر این که عفت دارد چه در خلوت چه در جلوت چه در مقابل شوهر چه در غیاب او. بدحجاب نیست ولو پیش خویشان شوهرش، پیش نامحرم، ولو پیش برادر شوهرش، عفت دارد. و همان جا هم که شوهرش نیست بدحجاب نیست. بلکه خوب حجاب است. در کوچه بدحجاب نیست. در خانه و مدرسه هم بدحجاب نیست. به این می گویند زن شایسته.
مرادم آن جمله اول بود که قرآن شریف می گوید: خانم شایسته آن است که کوتاه بیاید، زیر بار برود اگر یک اختلافی آمد. بعضی اوقات می آید. اختلاف در خانه یک امر طبیعی است. بعضی اوقات می آید. مرد می خواهد، خانم می خواهد که در خانه اش اصلاً اختلاف نباشد. مسلمان واقعی می خواهد که در خانه اش اختلاف نباشد. اما آن که قرآن می گوید این است که اگر اختلاف آمد هر دو یا یک نفرتان مخصوصاً خانم کوتاه بیاید؛ زیر بار برود؛ ساکت شود تا آتش اختلاف خاموش شود. این دامن زدن به آتش، بنزین ریختن روی آتش و در حقیقت برافروختن آتش جهنم است.
یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا وقودها الناس والحجارة(60)
ای کسانی که ایمان دارید بترسید از آتش جهنم؛ خود را از آتش جهنم نجات بدهید آن آتشی که آتش گیره اش خود شما صفات رذیله ای است که در دل شماست.
قرآن شریف می فرماید: در خانه اختلاف نداشته باشید. زیرا ابهت و شخصیت شما را می برد. و اگر خدای ناکرده زن در مقابل شوهر و شوهر در مقابل زن رویشان به هم باز شد دیگر ابهت و شخصیت پیش یکدیگر ندارند. و بدا به حال آن مردی که در خانه ابهت و شخصیت نداشته باشد. بدا به حال آن خانمی که حکومت بر دل شوهر نداشته باشد. بدا به حال آن خانه ای که در آن نشاط نباشد. مادر دل مرده که نمی تواند یک دختر بانشاط، یک پسر ب نشاط تحویل جامعه دهد. مرد دل مرده و بی نشاط که نمی تواند برای دنیا، برای آخرت، برای دیگران فعال باشد. بقول مردم دست شکسته به کار می رود اما دل شکسته، دل بی نشاط به کار نمی رود.
موسی بن جعفر(علیه السلام) در یک روایتی می فرماید:
ایاک والضجر والکسل فانهما یمنعان حظک من الدنیا والاخرة(61)
می فرماید: مواظب باش کسل نباشی، فعال باش، مواظب باش تنبل نباشی. خانم در خانه مواظب باشد تنبل نباشد. مرد مواظب باشد تنبلی بر او حکمفرما نباشد. مواظب باشید بی نشاط نباشید. زیرا آن که کسالت دارد، آن که بی نشاط است نه خیر دنیا دارد و نه از خیر آخرت بهره مند است. معلوم است زن دلمرده نه می تواند شوهرداری کند و نه می تواند بچه داری کند و نه خانه داری. و معلوم است که مرد دلمرده عضو زائد جامعه است. قرآن می فرماید:
ولا تنازعوا فتفشلوا وتذهب ریحکم(62)
اختلاف باعث می شود که بوی شما می رود. بوی شما می رود یعنی چه؟ مسلمان ابهت و شخصیت دارد. یک میلیارد مسلمان اگر با هم متحد بودند امریکا و شوروی و همه دنیا از شخصیت آن یک میلیارد مسلمان خوابشان نمی برد؛ چه رسد به این که به فکر این باشند آنها را استثمار و نوکر خود کنند. مردی که زبانش رکیک باشد خیال نکند که ضرر به خانمش می زند. نه. اول ضرر به خودش می زند. برای این که آن کسی که زبانش رکیک است اول کاری که می کند ضرر به شخصیت خودش می زند؛ شخصیت خودش را لکه در می کند؛ خیال نکند خانم اگر پرخاشگر شد دلش خنک شده است؛ برای این که به شوهرش بد گفته. نه. اول ضرری که خانم برده است این است که محبتش از دل شوهر می رود. و زنی که حکومت بر دل شوهر نداشته باشد شوهری که شخصیت در خانه نداشته باشد بدا به حال این زن و شوهر. من تقاضا دارم از اهل مجلس از شنوندگان عزیز رادیو که این آیه شریفه همیشه در نظر آنان باشد. قرآن می فرماید: نزاع و اختلاف باندازه ای خطرناک است نظیر کسی که لب پرتگاهی از وادی جهنم نشسته باشد. حالا این جا وادی جهنم ندارد شما در دامنه کوه باشی روی یک سنگی نشسته باشی و ببینی که دره پر از آتش شعله ور است. نگاه کنی ببینی این سنگ زیرش خالی است و الان می افتد و به قعر این وادی آتش فرو می افتی. قرآن می فرماید: اختلاف این است.
قرآن می فرماید: یکی از نعمتهای بزرگ برای بنده ها الفت است؛ محبت است. لذا منت می گذارد به سر مسلمانها و می فرماید:
واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا واذکروا نعمت الله علیکم اذ کنتم اعداء فالف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا وکنتم علی شفا حفرة من النار فانقذکم منها کذلک یبین الله لکم آیاته لعلکم تهتدون(63)
یک کسی که از بالا افتاده بود و مرده بود را به خواب دیدند و از احوالش پرسیدند. گفت: همین مقدار به شما بگویم نه نکیری است نه منکری نه فشار قبری. من از آن بالا که افتادم صاف رفتم وسط جهنم!
آقا! خانم! دنیا می گذرد. اما دو چیز نمی گذرد: یکی فداکاری و گذشت و ایثار. این ایثار و گذشت و فداکاری یک صفاتی است که انسان را باندازه ای نورانی می کند که وقتی وارد صف محشر می شود مثل ماه می درخشد. و باندازه ای درخشندگی دارد که صف محشر را به خود جذب می کند. و دیگری هم نعمتهای بهشتی و عذابهای دردناک جهنم است. و الا دنیا می گذرد.
باندازه ای اختلاف در میان ما زیاد شده است که متجدد از متقدم بدتر، باسواد از بی سواد بدتر، بازاری از کارمند بدتر، کارمند از بازاری بدتر. می بینیم که آقا دکتر است و بالاترین تخصص را دارد، تخصصها دارد، اخلاقش هم توی جامعه خوب است اما وقتی دل خانمش را باز کنی می بینی یک دریا خون از دست این آقای باسواد است. می بینی خانم روشنفکر است، متمدن است، فرهنگش بالاست، با زنها بسیار سازگار است اما وقتی دل شوهرش را باز کنی می بینی یک دیوی دچار این مرد شده است. از مثالهای جامعه نگذرید روانشناسها می گویند: مثالهای جامعه آئینه فکر جامعه است. راستی این جور است. یک مثال عوامانه ای نقل می کنم.
می گویند: یک آقائی روی منبر می گفت که آن کسی که از زنش راضی نیست بلند شود بایستد. همه بلند شدند جز یک نفر. این خیلی خوشحال شد. گفت: الحمد لله توی مجلس پیدا کردیم کسی که از دست زنش راضی است. یک وقت داد این مرد بلند شد و گفت که آقا! نه. خانم زده پایم را شکسته نمی توانم بلند شوم! وضع فعلی ما این گونه است! یک نفر پیدا نمی شود که از ناحیه همسرش صد در صد راضی باشد. یک خانم پیدا نمی شود که صد در صد از ناحیه شوهرش راضی باشد.
در روایات داریم اگر بین دو مسلمان اختلاف شد بین یک زن و شوهر اختلاف شد واجب است، لازم است همان روز اول با هم آشتی کنند. و رسم این است که از بزرگتر عذرخواهی کند. یعنی خانم عذرخواهی کند ولو آقا تقصیر داشته باشد. بعد روایت می فرماید: اگر روز اول نرفتند روز دوم. اگر کوچکتر رفت که رفت و الا بزرگتر برود و با هم آشتی کنند. دیگر کینه با هم نداشته باشند ولو العیاذ بالله اشتباه بزرگی کردند و زخم زبان زدند اما دیگر کینه نداشته باشند. صاف، باحقیقت و با گذشت باشند. فراموش کنند آنچه گذشته است و اگر روز دوم نرفتند روز سوم حتماً واجب است این کار را بکنند. اگر روز سوم با هم آشتی نکردند کینه یکدیگر در دلشان است، در این روایات که بیش از ده تای آن را مرحوم کلینی نقل می کند و علامه مجلسی رضوان الله علیه بیش از سی روایت نقل می کند، ائمه طاهرین فرمودند این دو از ربقه اسلام بیرون می روند. اگر ما به فکر دنیایمان نیستیم به فکر اولادمان نیستیم لااقل به فکر این روایتها باشیم. به فکر اسلاممان باشیم. این اختلافها کنار برود. چرا این قدر با هم اختلاف داریم؟ آقا!اگر از نظر مادی برایت سخت است خانم بیچاره در منزل چی؟ خانم! اگر شوهر نمی تواند آن جور که تو می خواهی برسد اختلاف چرا؟ پرخاشگری چرا؟ خودت را بجای او بگذار ببین می تواند این طلا را بخرد یا نه؟ می تواند این لباس را بخرد یا نه؟ اگر نمی تواند چرا بی نشاطی؟ چرا قهری؟ چرا پرخاشگری می کنی؟ چرا داد می زنی؟ شما را بخدا قسم وقتی می خواهید به دختر جهازیه بدهید بنشینید با هم مشورت کنید، فکر کنید، با تسلط بر اعصاب بگوئید که باید چه کرد. نه این که او به او پرخاشگری کند و بالاخره یک جهازیه ای بزور درست بشود که مبارک نیست.