فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 1

آیت الله حسین مظاهری‏‏

خلاصه بحث

خلاصه حرف ما این شد که باید انقلاب کنیم؛ دگرگونی در ما باید ایجاد شود. ما باید بازسازی اخلاقی کنیم و قدم اولش از همین جا شروع می شود. قدم اولش از ازدواجها باید شروع شود. ما باید این خرافه ها را یکی پس از دیگری زیر پا بگذاریم. بالاخره زندگی ما زندگی رفاهی باشد نه زندگی تجملی. می دانی مرد مسلمان چه وقت زندگی خوشی دارد؟ وقتی که یک خانه برای خود داشته باشد، یک خانه هم برای دیگری بخرد یک زندگی متوسط برای خود داشته باشد چهار تا پنج تا شش تا باندازه وسعش زندگی متوسط هم برای دیگران درست کند.
آقا! خانم! همین طوری که ما نیاز مادی داریم نیاز روحی هم داریم. ما باید از نظر جسمی نیاز خود را برطرف کنیم. ما باید زندگی رفاهی داشته باشیم. و اما بالاتر از این، نیاز روحی ماست و نیاز روحی ما به خوردن و آشامیدن، به خانه خوب، به زن خوب، به شوهر خوب نیست. نیاز روحی ما این است که بتوانیم یک مظلومی را به فریادش برسیم؛ بتوانیم یک فقیری را به فریادش برسیم؛ بتوانیم حداقل سالی یک مرتبه یک دختری را شوهر بدهیم یا یک پسری را زن بدهیم. مثل امیرالمؤمنین(علیه السلام) مثل زهراء(علیها السلام) زهرای مرضیه(علیها السلام) چادرش وصله داشت اما خیلی چادر به دیگران می داد. مولی امیرالمؤمنین(علیه السلام) لباسش وصله داشت اما خیلی لباس به دیگران می داد. پسران و دختران زیادی را ازدواج می داد. فدک مال زهراء(علیها السلام) اما پیراهنش کرباس است، چادرش هم وصله دارد.
یک تاجری با همسرش خدمت آیة الله صدر آمده بود. خانم رفت منزل اندرونی و این تاجر رفت قسمت بیرونی پیش مرحوم صدر کار داشت. این خانم آمد در زد، زن مرحوم صدر آمد پشت در، در را باز کرد. این زن تاجر دید لباسهای او خیلی معمولی است خیال کرد کلفت است گفت خانم کجاست؟ من با خانم کار دارم. او خجالت کشید بگوید من خانم هستم گفت خانم خانه نیستند. زن تاجر رفت. مرحوم صدر رضوان الله علیه آمدند خانه دیدند خانم خیلی گرفته است. گفتند چرا شما را گرفته و ناراحت می بینم؟ گفت: این زن تاجر آمد خیال کرد من کلفتم و به من گفت خانم کجاست من گفتم خانم نیست. این جمله مرحوم صدر چه جمله عالی است! جمله یک مرجع تقلید است. مرحوم صدر فرمودند راست گفتی برای این که تو خانم نیستی خانم آن است که چادرش دو وصله داشت اما فدکش مال فقرا و ضعفا و بیچاره ها بود.
چقدر عالی گفتند. مرد آن نیست که زندگی چشم و همچشمی داشته باشد مرد آن است که بتواند دست یک بینوا دست یک آبروداری را بگیرد قرض یک آبروداری را ادا کند. خانم آن نیست که در این جلسه یک دست لباس و در جلسه دیگر لباس دیگر و در جلسه دیگر لباس دیگر بپوشد. خانم آن نیست که چادر شرمن بپوشد. این ضرر به شخصیت و خانمی او می زند. پس خانم کیست؟ آن است که چادر شرمنش را چهار تا پنج تا شش تا چادر کند یکی خود بپوشد پنج تا چادر هم بدهد به آن بینوایانی که در خانه نشسته اند و چادر ندارند تا به منزل شوهر بروند.
بیائید برای رضای خدا، برای خاطر اولادتان، برای عاقبت به خیری تان، بیائید برای خاطر اسلامتان برای خاطر رضایت حضرت ولی عصر (عج) یکمقدار روی این بحثها فکر کنید. نگوئید سطح بحث پائین است سطح بحث خیلی بالاست اما چه کنم:
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من - آنچه البته به جائی نرسد فریاد است
خدایا بحق باب الحوائج، بحق آن کسی که ایثار کرد چه ایثاری، خدایا بحق آن کسی که آب نخورد بیاد بچه های ابی عبدالله الحسین، خدایا! صفت گذشت و فداکاری و ایثار را به همه ما عنایت فرما.

جلسه ششم

فصل سوم