فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 1

آیت الله حسین مظاهری‏‏

اعتدال در جهیزیه

اگر ما دست از تجمل برداریم همه کارها آسان می شود. با این جهیزیه ها که به یک دختر می دهیم اگر به ده دختر بدهیم می شود ده دختر را شوهر بدهیم یا نه؟ شما خانمها، شما آقایان می گوئید نه اما اسلام می گوید آری. اسلام، مولی امیرالمؤمنین(علیه السلام) است؛ آن کسی که الگوی جامعه بشریت است. در دیوانی که منسوب به اوست جمله ای دارد که می فرماید:
وقد دقت ورقت واسترقت - فضول العیش اعناق الرجال(29)
آن چیزی که ضعف عصب می آورد و انسان را از نظر روحی از بین می برد، آن چیزی که انسان را وا می دارد در مقابل هر کس و ناکس متواضع بشود، آن چیزی که فقر فردی و اجتماعی می آورد، آن چیزی که انسان را بنده دیگران می کند و کارش می رسد به آن جا که بنده فردی و بنده اجتماعی می شود، می فرماید: زندگی تجملی است، خرج نیست، برج است این جهازیه هایی که روی گردن پدر و مادرها آمده است. این جهازیه هایی است که گردن شکن، کمر شکن بلکه همه چیز شکن است. یک خانم یک دختر شوهر می دهد، راستی نظیر یک کسی است که در هاونش گذاشته باشند و کوبیده باشند و همچنین بابای این دختر.
ای جامعه! همه مان مبتلا، من مبتلا، تو مبتلا، دهاتی مبتلا، شهری مبتلا، متدین مبتلا، غیر متدین مبتلا، روحانی مبتلا، غیر روحانی مبتلا، متجدد مبتلا، غیر متجدد مبتلا، همه و همه مبتلائیم. اگر این جهازیه های کمر شکن کم می شد ده دختر را می توانستیم شوهر دهیم. می گوئید نمی شود، می شود. یک جمله ای از مرحوم آیة الله حائری نقل می کنند. چه الگوی عجیبی، الگو برای همه:
می گویند مرحوم حاج شیخ نشسته بودند و طلبه ها هم در محضر او بودند. یک تاجری عبای تابستانی برای مرحوم حاج شیخ آورد. ایشان دیدند این عبا خیلی عالی است. این عباهای نازک بدن نما همیشه گران بوده و هست. مرحوم حاج شیخ دیدند این عبا را یک مرجع بپوشد یکقدری زننده است اما نمی خواستند هدیه کسی را رد کنند. زیرا نمی شود هدیه را رد کرد، جنبه خوبی ندارد. لذا مرحوم حاج شیخ به این تاجر فرمودند: آقا این عبا چقدر قیمت دارد؟ او نمی خواست بگوید. آقا فرمودند این عبا چند عبای معمولی می شود؟ گفت: شانزده عبای معمولی می شود. مرحوم حاج شیخ فرمودند: ممکن است این عبا را که من قبول کردم به شانزده عبا تبدیل کنی؟ گفت بله. فرمودند: تبدیل کن. این آقای تاجر رفت بازار و شانزده عبا گرفت، آن عبا را داد شانزده عبا آورد در نزد شیخ گذاشت. آقایان طلبه ها، فضلا در جلسه نشسته بودند. مرحوم حاج شیخ یک عبا داد به این یکی و به آن یکی و به آن دیگری تا شانزده عبا تمام شد. یکی را هم همان جا به دوش گرفتند و بعد رو کردند به این تاجر گفتند: حالا بهتر است یا آن وقت؟ اگر آن وقت من عبا را پوشیده بودم یک نفر پوشیده می شد اما حالا شانزده نفر را پوشاندم کدام بهتر است؟
نگوئید نمی شود، به خدا می شود. نگوئید مسئول نیستیم، همه مسئولیم:
کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته
جوانهای عزیز! همه و همه! ما اگر انقلاب بخواهیم یعنی این، یعنی دگرگونی. ما در قضیه باز سازی ان شاءالله باید اول باز سازی اخلاقی کنیم باید برویم اخلاق در خانه، جهازیه هائی که همه مان از پیر و جوان، مقدس و غیر مقدس از روحانی و غیر روحانی می دهیم. به دختر بفهمانیم این جهازیه شانزده جهازیه می شود، بیست جهازیه می شود صد جهازیه می شود. و بیا صد دختر را شوهر بده و خودت هم شوهر برو. بحث ناقص است ان شاءالله در فصل دوم بحثمان یکمقداری در این باره صحبت می کنیم.

جلسه چهارم

فصل دوم